مقدمه

در مورد یوئیل نبی معلومات کمی در دست است که او در چه زمانی زندگی می کرد. اما به احتمال قوی او در قرن پنجم و یا چهارم ق.م. در قلمرو جنوبی اسرائیل می زیست و این کتاب را برای مردم آنجا نوشته است.

یوئیل پیشگویی کرد که خدا بلای وحشتناکی خواهد فرستاد تا مردم یهودا را تنبیه کند. این بلا تمام مزارع را نابود خواهند کرد، زیرا مردم یهودا نسبت به خداوند بی وفایی کرده اند.

یوئیل نگاهی به آینده می اندازد و از روز داوری خداوند نیز سخن می گوید.

به این ترتیب یوئیل پیام خود را به مردم می رساند و از آنها دعوت می کند که از گناهان خود دست بکشند تا خداوند هم مطابق به وعدۀ خود آنها را دوباره احیا نموده از برکات خود برخوردار گرداند. مهمتر از همه خداوند وعده فرمود که روح خود را بر همه بشر، مرد و زن، پیر و جوان، یکسان خواهد ریخت.

فهرست مندرجات:

بلای ملخ: فصل۱: ۱ - ۲: ۱۷

وعدۀ احیای قوم اسرائیل: فصل ۲: ۱۸ - ۲۷

روز داوری خداوند: فصل ۲: ۲۸ - ۳: ۲۱

1

فصل اول

1این پیام از جانب خداوند برای یوئیل پسر فتوئیل رسید.

بلای ملخ

2ای مردان مو سفید بشنوید! ای ساکنین روی زمین گوش بدهید! آیا در عمر تان یا در دوران زندگی پدران تان چنین واقعه ای رخ داده است؟ 3دربارۀ آن با فرزندان تان صحبت کنید. آن ها به نوبۀ خود آن را به فرزندان خود نقل کنند و به همین ترتیب این واقعه به نسلهای بعدی تعریف شود.

4انواع ملخها دسته دسته می آیند و به نوبت تمام محصول زمین شما را می خورند. 5ای مستان بیدار شوید و گریه کنید. ای میگساران زاری نمائید، زیرا همه انگور و شراب شما همه از بین رفته است. 6یک قوم نیرومند که تعداد شان بیشمار است بر سرزمین من هجوم آورده است. دندانهای شان مثل دندان شیر تیز اند. 7تاکستان های مرا خراب کرده اند. درختان انجیر مرا پوست نموده و شاخه های آن ها را سفید و برهنه گذاشته اند.

8مانند دوشیزه ای که بخاطر مرگ شوهر جوان خود لباس ماتم می پوشد، عُزا بگیرید. 9آوردن هدیۀ آردی و شراب به عبادتگاه قطع شده است. کاهنان که خادمان خداوند هستند، ماتم گرفته اند. 10کشتزارها همه خشک شده اند و زمین عزادار است. غله از بین رفته است، انگور خشک شده و درختان زیتون پژمرده گردیده اند. 11ای دهقانان گریه کنید و ای باغبانان شیون نمائید، زیرا محصول گندم و جو تلف شده است. 12تاکهای انگور از بین رفته و درختان انجیر، انار، خرما، سیب و همۀ درختان دیگر خشک شده اند. خوشی و سُرُور برای مردم نمانده است.

دعوت برای توبه و دعا

13ای کاهنان لباس ماتم بپوشید و ماتم بگیرید! ای خادمان خدای من که در عبادتگاه خدمت می کنید، تمام شب نوحه را سردهید! زیرا دیگر غله و شرابی باقی نمانده است که به خانۀ خداوند تقدیم شود. 14روزه را اعلام کنید و به مردم خبر بدهید که همگی جمع شوند. رهبران و همه ساکنین کشور در عبادتگاه خداوند، خدای خود بیایند و در آنجا در حضور خداوند گریه و زاری کنند. 15وای بر ما، زیرا روز هولناک خداوند نزدیک است و هلاکت و نابودی از جانب قادر مطلق بر سر ما می آید.

16خوراک ما در برابر چشمان ما از بین رفت و خوشی و شادمانی از عبادتگاه خدای ما رخت بربست. 17تخمها در بین کلوخها پوسیده می شوند. انبارها خراب شدند و گدامها خالی اند، زیرا غله در کشتزار از بین رفته است. 18گاوها از گرسنگی ناله می کنند و رمه های گوسفند سرگردانند، زیرا چراگاهی برای شان باقی نمانده است و همه تلف می شوند. 19خداوندا، بحضور تو زاری می کنم، زیرا گرمی سوزان، چراگاه ها را خشک ساخته و شعله های آن درختان را سوختانده است. 20حتی حیوانات وحشی بحضور تو فریاد و زاری می کنند، چون جوی های آب خشک شده و شعله های سوزندۀ گرما چراگاه های بیابان را از بین برده است.

2

فصل دوم

روز داوری خداوند

1زنگ خطر را در صَهیون بنوازید؛ بگذارید صدای آن از سر کوه مقدس من شنیده شود و همۀ ساکنین کشور از ترس بلرزند، زیرا روز داوری خداوند نزدیک می شود و بزودی فرا می رسد. 2آن روز، روز تاریکی و ظلمت، روز ابر های سیاه و تاریکی غلیظ است. سپاه نیرومندی مثل سیاهی تیره ای، کوه ها را می پوشاند. آن لشکر چنان بزرگ و قوی است که مثل آن قبلاً هرگز دیده نشده است و بعد از این هم دیده نمی شود.

3پیشاپیش آن ها آتش و در عقب آن ها شعله ای همه چیز را می سوزاند. زمین پیش از آمدن آن ها مثل باغ عدن می باشد، اما وقتی از آن می گذرند به بیابان خشک و پژمرده تبدیل می شود. هیچ چیزی از چنگ آن ها رهائی یافته نمی تواند. 4آن ها شبیه اسپ هستند و مانند اسپهای جنگی می تازند. 5وقتی بر کوه ها جست و خیز می زنند، صدای شان مثل غرش عراده ها و صدای شعلۀ آتشی است که کاه را می سوزاند و مانند غریو سپاه نیرومندی است که برای جنگ لشکر کشی می کند. 6در برابر آن ها مردم وحشت می کنند و رنگ از روی شان می پرد. 7مثل جنگجویان حمله می آورند و همچون سربازان از دیوارها بالا می روند. هر یک از آن ها مستقیماً پیش می رود و خط سیر خود را تغییر نمی دهد. 8یکدیگر خود را شانه نمی زنند، بلکه در صف خود مستقیماً پیش می روند، خط دفاع را می شکنند و هیچ سلاحی نمی تواند مانع آن ها بشود. 9به شهر هجوم می برند، بر دیوارها بالا می شوند و مثل دزد از راه کلکین به خانه داخل می شوند.

10زمین در زیر پای آن ها به لرزه می آید و آسمان ها تکان می خورند. آفتاب و مهتاب تاریک می شوند و ستارگان نور افشانی نمی کنند. 11خداوند با صدای بلند به لشکر خود فرمان می دهد و سپاه بزرگ و بیشمار او فرمانش را بجا می آورند. روز خداوند واقعاً روز با هیبت و هولناک است. کیست که بتواند آن را تحمل کند؟

دعوت به بازگشت

12خداوند می فرماید: «حتی همین حالا، با تمام قلب تان، با روزه و گریه و ماتم بسوی من برگردید. 13دلهای تان را چاک کنید نه لباس تان را.»

13بسوی خداوند، خدای تان بازگردید، زیرا او رحیم و مهربان است. زود قهر نمی شود و رحمت و محبت او بی پایان است. همیشه برای بخشیدن آماده است و راضی به مجازات شما نیست. 14کسی چه می داند، شاید خداوند ارادۀ خود را عوض کند و محصولات شما را آنقدر برکت بدهد که دوباره بتوانید هدیۀ آردی و ریختنی به خداوند، خدای تان تقدیم کنید.

15زنگ خطر را در صَهیون به صدا آورید و روزه را اعلام کنید. همگی جمع شوند 16و آن ها را تقدیس نمائید. مو سفیدان، اطفال و حتی کودکان شیر خوار را جمع کنید. داماد از خانه و عروس از حُجلۀ خود بیرون بیاید. 17کاهنانی که خادمان خداوند هستند، بین قربانگاه و دروازۀ دخول عبادتگاه بایستند و گریه کنند و بگویند: «خداوندا، بر قوم برگزیدۀ خود رحم کن. نگذار که آن ها مایۀ تمسخر اقوام دیگر شوند و به قوم برگزیدۀ تو بگویند: خدای شما کجا است؟»

جواب خداوند و وعدۀ او

18آنگاه خدای غیور بر سرزمین خود لطف فرمود و بر قوم برگزیدۀ خود رحمت کرد. 19خداوند در جواب قوم برگزیدۀ خود فرمود: «من برای شما غله و شراب و روغن می فرستم تا سیر شوید. دیگر راضی نمی شوم که اقوام بیگانه شما را مسخره کنند. 20لشکر دشمن را که از شمال بر شما هجوم آوردند، از آنجا دور کرده به یک سرزمین خشک و ویران می رانم. بعضی از آن ها را در بحیرۀ مُرده و بعضی را در بحر مدیترانه می فرستم تا در آنجا بمیرند و بوی بد لاشه های شان بلند شود.»

21ای زمین نترس و خوشحال باش، زیرا خداوند کارهای بزرگی برایت انجام داده است! 22ای حیوانات صحرا هراسان نباشید، زیرا چراگاهها سرسبز می شوند و درختان میوه بار می آورند. میوۀ انجیر و انگور فراوان می گردد.

23ای مردم صَهیون، خوشحال و شادمان باشید و از کارهای خداوند خوشی کنید! چون با فرستادن باران، عدالت خدائی خود را نشان می دهد. دوباره باران بهاری را در بهار و باران خزانی را در خزان برای سرسبزی زمین تان می فرستد. 24بار دیگر خرمنگاه ها پُر از گندم می شوند و کارگاه چرخُشت ها لبریز از روغن و شراب می گردند.

25خداوند می فرماید: «خسارۀ سالهائی را که ملخها، همان لشکر بزرگی که من بر ضد شما فرستاده بودم، وارد آوردند جبران می کنم. 26غذای فراوان می خورید و سیر می شوید و نام منِ خداوند را که خدای تان هستم بخاطر کارهای عجیبی که برای شما انجام داده ام تجلیل و تمجید می کنید. قوم برگزیدۀ من دیگر خوار و حقیر نمی شود. 27آنگاه شما ای قوم اسرائیل می دانید که من در بین شما می باشم و تنها من، خداوند، خدای تان هستم و دیگری نیست و شما که قوم برگزیدۀ من می باشید دیگر هرگز خوار و شرمنده نمی شوید.

روح خداوند بر همگی ریخته می شود

28بعد روح خود را بر همۀ مردم می ریزم. پسران و دختران تان نبوت می کنند. مو سفیدان شما خوابها و جوانان تان رؤیاها می بینند. 29در آن روزها حتی بر غلامان و کنیزان شما هم روح خود را می ریزم.

30علامات حیرت انگیزی از خون، آتش و ستونهای دود، در آسمان ها و زمین نشان می دهم. 31قبل از آنکه روز عظیم و وحشتناک خداوند فرا رسد، آفتاب به تاریکی و مهتاب به خون مبدل می گردد 32اما هرکسی که خداوند را فرا بخواند، نجات می یابد، زیرا خداوند فرموده است که در کوه صَهیون نجات یافتگان در امان اند و کسانی که برگزیدۀ او هستند زنده می مانند.»

3

فصل سوم

خداوند اقوام بیگانه را محاکمه می کند

1خداوند می فرماید: «در آن زمان وقتی سعادت و آرامی را به یهودا و اورشلیم بازگردانم، 2تمام اقوام جهان را در «وادی محاکمه» جمع کرده در آنجا آن ها را بخاطر میراث خود، یعنی قوم اسرائیل محاکمه می کنم، زیرا آن ها قوم برگزیدۀ مرا در بین اقوام جهان پراگنده ساختند و سرزمین مرا تقسیم کردند. 3آن ها بر سر قوم برگزیدۀ من قرعه انداختند. پسران جوان را در عوض فاحشه ها دادند و دختران را به قیمت پول شراب فروختند.

4ای صور و صیدون و ای سرزمین فلسطین با من چه کار دارید؟ آیا می خواهید از من انتقام بگیرید؟ اگر چنین کنید من فوری و هرچه زودتر شما را جزا می دهم. 5شما نقره و طلا و گنجینه های نفیس مرا گرفته به معبدهای خود بردید. 6مردم یهودا و اورشلیم را به یونانیها فروختید و آن ها را از وطن شان آواره ساختید. 7اما من آن ها را از جاهائی که به آن فروخته شده اند بازمی گردانم و شما را به سزای اعمال تان می رسانم. 8پسران و دختران شما را به مردم یهودا می فروشم تا آن ها هم همه را به سبائیان که در سرزمین دوردستی زندگی می کنند، بفروشند. من که خداوند هستم این را می گویم.

9به اقوام جهان اعلام کنید؛ برای جنگ آماده شوید و جنگجویان ورزیدۀ تان را فراخوانید و همه عساکر تان را جمع کنید. 10گاوآهنهای خود را ذوب کنید و از آن ها شمشیر بسازید و از اره های تان سرنیزه تهیه نمائید. حتی افراد ضعیف هم دلاورانه بجنگند. 11ای اقوام جهان، از هر طرف بیائید و در یکجا جمع شوید!»

11خداوندا، جنگ آورانت را برای حمله فرود آور!

12«تمام اقوام بیایند و در وادی محاکمه جمع شوند. من در آنجا نشسته و همه را محاکمه می کنم. 13داسهای تان را به دست بگیرید، زیرا محصول پُخته شده و برای درو آماده است. مردم همه شریر شده اند، پس بروید و آن ها را همانطوری که انگورها را برای شراب در زیر پا لگدمال می کنند، پایمال سازید تا همه جا از خون شان لبریز شود. 14مردم دسته دسته در وادی محاکمه جمع شوند، زیرا در همانجا روز خداوند بزودی فرا می رسد. 15آفتاب و مهتاب تاریک می شوند و ستارگان نور خود را از دست می دهند. 16غرش صدای خداوند از فراز کوه صَهیون بر می خیزد و همچون رعد از اورشلیم غرش می کند. آسمان و زمین به لرزه می آیند، اما خداوند پناهگاه قوم برگزیدۀ خود، اسرائیل بوده از آن ها حمایت می کند.

آیندۀ باشکوه یهودا

17آنگاه شما می دانید که من، خداوند، خدای تان بر کوه مقدس خود سهیون، ساکن هستم. اورشلیم یک شهر مقدس بوده و بیگانگان دیگر هرگز نمی توانند از آنجا عبور کنند.

18در آن زمان از کوهها شراب تازه می چکد و از تپه ها شیر جاری می شود. جویهای خشک یهودا از آب لبریز می گردند. از عبادتگاه خداوند چشمۀ آب فوران می کند و وادی شطیم را سیراب می سازد.

19کشورهای مصر و ادوم بخاطر ظلمی که در حق اهالی یهودا کرده اند و خون مردم بیگناه در آنجا ریخته شده است، به بیابان خشک و پژمرده تبدیل می شوند. 20اما یهودا و اورشلیم برای همیشه آباد و پُرجمعیت می ماند. 21من انتقام خون قوم خود را از دشمنان می گیرم و از گناه مسئولین و ستمگران نمی گذرم، زیرا من، خداوند در صَهیون ساکن هستم.»