مقدمه

عبرانیان، مردمان یهودی نژاد بودند که برای عبادتگاه بزرگ یهودیان در اورشلیم اهمیت زیاد قایل بودند. در این عبادتگاه هر روز قربانی های زیاد حیوانات صورت می گرفت و مراسم مذهبی با دقت انجام می پذیرفت. وقتی این عبرانیان به عیسی مسیح ایمان آورده و مسیحی شدند، در دو راهی قرار گرفتند. یک تعداد بر اجرای مراسم مذهبی مثل گذشته تأکید می کردند و بعضی آنرا کاملاً رد می کردند. گروهی که بر اجرای مراسم مذهبی تأکید می کردند، به مخالفت های روزافزونی روبرو شده و در خطر ترک ایمان مسیحی قرار داشتند. این نامه به این عبرانیان نوشته شده است.

نویسندۀ عبرانیان به آنها تأکید می کند که عیسی مسیح مکاشفۀ حقیقی و نهایی خداست. کسیکه عیسی مسیح را به حیث نجات دهندۀ خود قبول می کند و به او ایمان می آورد، از قید مراسم خشک و ظاهری شریعت آزاد می گردد. زیرا این مراسم شریعت با آمدن عیسی مسیح باطل شده اند و هر شخص صرف با ایمان آوردن به عیسی مسیح از غلامی گناه آزاد می گردد. شریعت حقیقی خدا در دل او حک می گردد و زندگی عملی او به آئینۀ تمام نمای خواست خدا مبدل می گردد.

فهرست مندرجات:

مقدمه: فصل ۱: ۱ - ۳

برتری مسیح از فرشتگان: فصل ۱: ۴ - ۲: ۱۸

برتری مسیح از موسی و یوشع: فصل ۳: ۱ - ۴: ۱۳

برتری کهانت مسیح: فصل ۴: ۱۴ - ۷: ۲۸

برتری پیمان مسیح: فصل ۸ - ۹

برتری قربانی مسیح: فصل ۱۰

اهمیت ایمان: فصل ۱۱ - ۱۲

خشنود ساختن خدا: فصل ۱۳: ۱ - ۱۹

دعای خاتمه و سخنان پایانی: فصل ۱۳: ۲۰ - ۲۵

1

فصل اول

برتری مسیح بر انبیاء

1خدا در ایام قدیم، در اوقات بسیار و به راه های مختلف به وسیلۀ انبیاء با پدران ما تکلم فرمود، 2ولی در این روزهای آخر به وسیلۀ پسر خود با ما سخن گفته است. خدا این پسر را وارث کل کائنات گردانیده و به وسیلۀ او همۀ عالم هستی را آفریده است. 3آن پسر، فروغ جلال خدا و مظهر کامل وجود اوست و کائنات را با کلام پُر قدرت خود نگه می دارد و پس از آنکه آدمیان را از گناهان شان پاک گردانید، در عالم بالا در دست راست حضرت اعلی نشست.

برتری مسیح بر فرشتگان

4همان طور که مقام او از مقام فرشتگان بالا تر بود، نامی که به او داده شد از نام آن ها برتر می باشد، 5زیرا خدا هرگز به هیچ یک از فرشتگان نگفته است که:

5«تو پسر من هستی، امروز پدر تو شده ام.»

5و یا:

5«من برای او پدر خواهم بود و او پسر من خواهد بود.»

6و باز وقتی نخست زاده را به دنیا می فرستد می فرماید:

6«همۀ فرشتگان خدا او را بپرستند.»

7اما دربارۀ فرشتگان می فرماید:

7«خدا فرشتگانش را به صورت باد و خادمانش را مثل شعله های آتش می گرداند.»

8اما دربارۀ پسر فرمود:

8«ای خدا، تخت سلطنت تو ابدی است و با عدالت حکومت می کنی. 9تو راستی را دوست داشته و از ناراستی نفرت داری. از این جهت خدا، یعنی خدای تو، تو را با روغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است.»

10و نیز:

10«تو ای خداوند، در ابتدا زمین را آفریدی و آسمان ها کار دست های توست. 11آن ها از میان خواهند رفت، اما تو باقی خواهی ماند. همۀ آن ها مثل لباس کهنه خواهند شد. 12تو آن ها را مانند ردای به هم خواهی پیچید. بلی، چون آن ها مثل هر لباسی تغییر خواهند کرد. اما تو همان هستی و سال های تو پایانی نخواهد داشت.»

13خدا به کدام یک از فرشتگان خود هرگز گفته است:

13«به دست راست من بنشین، تا دشمنانت را پای انداز تو گردانم؟»

14پس فرشتگان چه هستند؟ همۀ آن ها ارواحی هستند که خدا را خدمت می کنند و فرستاده می شوند تا وارثان نجات را یاری نمایند.

2

فصل دوم

نجات بزرگ

1به این سبب ما باید هرچه بیشتر به آنچه شنیده ایم توجه کنیم، مبادا گمراه شویم. 2صحت کلامی که به وسیلۀ فرشتگان بیان شد چنان به ثبوت رسید که هر خطا و نافرمانی نسبت به آن با مجازات لازم روبرو می شد. 3پس اگر ما نجاتی به این بزرگی را نادیده بگیریم چگونه می توانیم از جزای آن بگریزیم؟ زیرا در ابتدا خود خداوند این نجات را اعلام نمود و آنانی که سخن او را شنیده بودند، حقیقتش را برای ما تصدیق و تأیید کردند. 4در عین حال، خدا با آیات و عجایب و انواع معجزات و عطایای روح القدس مطابق ارادۀ خود گواهی آنها را تصدیق فرمود.

پیشوای ایمان ما

5خدا فرشتگان را فرمانروایان دنیای آینده ـ دنیایی که موضوع سخن ماست ـ قرار نداد، 6بلکه در جایی گفته شده است:

6«انسان چیست که او را به یاد آوری؟

6یا بنی آدم که به او توجه نمائی؟

7اندک زمانی او را پائین تر از فرشتگان ساختی،

7و تاج جلال و افتخار را بر سر او گذاشتی،

8و همه چیز را تحت فرمان او درآوردی.»

8پس اگر خدا همه چیز را تحت فرمان او درآورده، معلوم است که دیگر چیزی باقی نمانده که در اختیار او نباشد، اما در حال حاضر ما هنوز نمی بینیم که همه چیز در اختیار او باشد. 9اما عیسی را می بینیم که اندک زمانی پائین تر از فرشتگان قرار گرفت، ولی اکنون تاج جلال و افتخار بر سر دارد، زیرا او متحمل مرگ شد تا به وسیلۀ فیض خدا، به خاطر تمام آدمیان طعم مرگ را بچشد.

10شایسته بود که خدا ـ آفریدگار و نگهدار همه چیز ـ برای اینکه فرزندان بسیاری را به جلال برساند عیسی را نیز که پدید آورندۀ نجات آنها است از راه درد و رنج به کمال رساند. 11آن کس که مردم را از گناهان شان پاک می گرداند و آنانی که پاک می شوند همگی یک پدر دارند و به این جهت عیسی عار ندارد که آدمیان را برادران خود بخواند، 12چنانکه می فرماید:

12«نام تو را به برادرانم اعلام خواهم کرد،

12و در میان جماعت تو را حمد خواهم خواند.»

13و نیز گفته است: «به او توکل خواهم نمود.» باز هم می فرماید: «اینک من، و فرزندانی که خدا به من داده است.»

14بنابراین چون این فرزندان انسان هایی دارای جسم و خون هستند، او نیز جسم و خون به خود گرفت و انسان گردید تا به وسیلۀ مرگ خود شیطان را که بر مرگ قدرت دارد نابود سازد 15و آن کسانی را که به سبب ترس از مرگ تمام عمر در بردگی به سر برده اند، آزاد سازد. 16البته او برای یاری فرشتگان نیامد، بلکه به خاطر نسل ابراهیم آمده است. 17پس کاملاً لازم بود که او از هر لحاظ مانند برادران خود بشود تا به عنوان کاهن اعظم آنها در امور خدا، رحیم و وفادار باشد تا گناهان مردم را کفاره نماید. 18چون خود او وسوسه و رنج دیده است، قادر است آنانی را که با وسوسه ها روبرو هستند، یاری فرماید.

3

فصل سوم

برتری عیسی بر موسی

1بنابراین ای برادران مقدس من که در دعوت آسمانی شریک هستید، به عیسی که رسول و کاهن اعظم ایمان ماست چشم بدوزید، 2تا بدانید چقدر به خدایی که او را برای انجام این کار برگزید وفادار بود، همانطور که موسی نیز در تمام خانۀ خدا وفادار بود. 3کسی که خانه ای می سازد، بیش از خود خانه سزاوار احترام است، به همین طور عیسی نیز بیش از موسی شایسته احترام است. 4هر خانه به دست کسی ساخته می شود، اما خدا سازندۀ همۀ چیز هاست. 5موسی در تمام خانۀ خدا مانند یک خادم باوفا خدمت می کرد تا دربارۀ پیامی که بعدها می باید اعلام شود، شهادت دهد. 6اما مسیح به عنوان پسر و صاحب خانه ای وفادار است و ما آن خانه هستیم، به شرطی که آن اعتماد و اطمینانی را که امید به ما می بخشد، تا به آخر محکم نگاه داریم.

آرامی قوم خدا

7زیرا چنانکه روح القدس می فرماید:

7«امروز اگر صدای خدا را بشنوید،

8مانند ایامی که در بیابان سرکشی می کردند بغاوت نکنید.

8در آن زمان پدران شما در بیابان مرا آزمودند.

9بلی، پدران شما با وجود آنکه آنچه در چهل سال کرده بودم دیدند،

9باز مرا امتحان کردند و آزمودند.

10به این سبب به آن قوم خشمگین شدم و گفتم:

10افکار آن ها منحرف است و هرگز راه های مرا نیاموختند

11و در خشم خود سوگند یاد کردم که

11آن ها به آرامی من نخواهند رسید.»

12ای برادران من، متوجه باشید در میان شما کسی نباشد که قلبی آنقدر شریر و بی ایمان داشته باشد که از خدای زنده روی گردان شود. 13در عوض، برای آنکه هیچ یک از شما فریب گناه را نخورد و سرکش نشود همیشه، تا زمانی که کلمۀ «امروز» را به کار می بریم، یکدیگر را تشویق نمائید. 14زیرا اگر ما اعتماد اولیۀ خود را تا به آخر نگاه داریم شریکان مسیح هستیم،

15یا چنانکه گفته می شود:

15«امروز اگر صدای او را بشنوید،

15مانند ایامی که سرکشی کردند، بغاوت نکنید.»

16چه کسانی صدای خدا را شنیدند و سرکشی کردند؟ آیا همان کسانی نبودند که با هدایت موسی از مصر بیرون آمدند؟ 17و خدا نسبت به چه کسانی مدت چهل سال خشمگین بود؟ آیا نسبت به همان کسانی نبود که گناه ورزیدند و در نتیجه اجساد شان در بیابانها افتاد؟ 18و خدا برای چه کسانی سوگند یاد کرد که به آرامی او نخواهند رسید؟ مگر برای کسانی نبود که به هیچ وجه حاضر نشدند به او توکل نمایند؟ 19پس می بینیم که بی ایمانی مانع رسیدن آن ها به آرامی موعود شد.

4

فصل چهارم

1پس چون این وعدۀ ورود به آرامی هنوز باقی است، ما باید بسیار متوجه باشیم مبادا کسی در میان شما پیدا شود که این فرصت را از دست داده باشد. 2زیرا در واقع ما نیز مثل آنها مژده را شنیده ایم، اما این پیام برای آنها فایده ای نداشت، زیرا وقتی آن را شنیدند با ایمان به آن گوش ندادند. 3ما چون ایمان داریم، به آرامی او دست می یابیم. گرچه کار خدا در موقع آفرینش دنیا پایان یافت، او فرموده است:

3«در خشم خود سوگند یاد کردم که،

3آن ها هرگز به آرامی من داخل نخواهند شد.»

4زیرا در جایی در بارۀ روز هفتم چنین نوشته شده است:

4«خدا در روز هفتم از کار خود آرامی گرفت.»

5با وجود این، خدا در آیۀ فوق می فرماید:

5«هرگز به آرامی من نخواهند رسید.»

6پس چون هنوز عده ای فرصت دارند به آن داخل شوند و همچنین چون آنانی که اول بشارت را شنیدند از روی نافرمانی و بی ایمانی به آن داخل نشدند، 7خدا روز دیگری ـ یعنی «امروز» را تعیین می کند، زیرا پس از سالیان دراز به وسیلۀ داود سخن گفته و با کلماتی که پیش از این نقل شد می فرماید:

7«امروز اگر صدای او را بشنوید، بغاوت نکنید.»

8اگر یوشع به آنها آرامی می بخشید، بعدها خدا دربارۀ روز دیگری چنین سخن نمی گفت. 9بنابراین استراحت دیگری مثل استراحت روز سَبَت در انتظار قوم خداست. 10زیرا هر کس به آرامی خدا داخل شود مثل خود خدا از کار خویش دست کشید. 11پس سخت بکوشیم تا به آرامی او برسیم. مبادا کسی از ما گرفتار همان نافرمانی و بی ایمانی که قبلاً نمونه ای از آن را ذکر کردیم، بشود.

12زیرا کلام خدا زنده و فعال و از هر شمشیر دو دَم تیزتر است و تا اعماق روح و نفس و مفاصل و مغز استخوان نفوذ می کند و نیات و اغراض دل انسان را آشکار می سازد. 13در آفرینش چیزی نیست که از خدا پوشیده بماند. همه چیز در برابر چشمان او برهنه و رو باز است و همۀ ما باید حساب خود را به او پس بدهیم.

برتری عیسی بر کاهنان اعظم

14پس چون ما کاهنی به این بزرگی و عظمت داریم که به عرش برین رفته است، یعنی عیسی، پسر خدا، اعتراف ایمان خود را محکم نگاهداریم؛ 15زیرا کاهن اعظم ما کسی نیست که از همدردی با ضعف های ما بی خبر باشد، بلکه کسی است که درست مانند ما در هر چیز وسوسه شد، ولی مرتکب گناه نگردید. 16پس بیائید تا با دلیری به تخت فیض بخش خدا نزدیک شویم تا رحمت یافته در وقت احتیاج از او فیض یابیم.

5

فصل پنجم

1هر کاهن اعظم از میان مردم برگزیده می شود تا نمایندۀ مردم در حضور خدا باشد. او به خاطر گناهان انسان هدایائی تقدیم خدا نموده و مراسم قربانی را انجام می دهد. 2چون خود او دچار ضعف های انسانی است، می تواند با نادانان و خطاکاران همدردی کند. 3ولی به علت ضعف خود مجبور است، نه تنها برای گناهان مردم، بلکه به خاطر گناهان خویش نیز قربانی بنماید. 4هیچ کس اختیار ندارد این افتخار را نصیب خود بسازد، بلکه فقط با دعوت خدا به این مقام می رسد، همان طور که هارون رسید.

5مسیح هم همین طور، او افتخار کاهن اعظم شدن را برای خود اختیار نکرد، بلکه خدا به او فرمود:

5«تو پسر من هستی،

5امروز پدر تو شده ام.»

6و نیز در جای دیگر می فرماید:

6«تو تا ابد کاهن هستی،

6کاهنی در رتبۀ ملکیزدق»

7عیسی در زمان زندگی خود بر روی زمین با ناله و اشک از درگاه خدایی که به رهایی او از مرگ قادر بود دعا کرد و حاجت خویش را خواست و به خاطر این که کاملاً تسلیم بود، دعایش مستجاب شد. 8اگر چه پسر خدا بود، اطاعت را از راه تحمل درد و رنج آموخت 9و وقتی به کمال رسید سرچشمۀ نجات ابدی برای همۀ ایمانداران خود گردید، 10و خدا لقب کاهن اعظم، کاهنی به رتبۀ ملکیزدق را به او داد.

خطر دوری از خدا

11دربارۀ او مطالب زیادی برای گفتن داریم، ولی شرح آن برای شما که در درک این چیزها دیر فهم شده اید دشوار است. 12شما که تا این موقع باید معلم دیگران می شدید، هنوز احتیاج دارید که پیام خدا را از الفبا به شما تعلیم دهند. شما به جای غذای قوی به شیر احتیاج دارید. 13کسی که فقط شیر می خورد، طفل است و در تشخیص حق از باطل تجربه ندارد. 14اما غذای قوی برای بزرگ سالان و برای کسانی است، که قوای ذهنی آن ها با تمرین های طولانی پرورش یافته است تا بتوانند نیک و بد را از هم تشخیص بدهند.

6

فصل ششم

1پس دروس ابتدای مسیحیت را پشت سر بگذاریم و به سوی بلوغ پیش برویم. ما نباید همان مقدمات اولیه مانند توبه از اعمال بی فایده، ایمان به خدا، 2تعلیم درباره تعمید های مختلف و دستگذاری و قیامت مردگان و جزای ابدی را تکرار کنیم. 3بلی، به امید خدا پیش خواهیم رفت.

4زیرا آنانی که از نور خدا روشن شده اند و طعم عطیۀ آسمانی را چشیده اند و در روح القدس نصیبی دارند 5و نیکویی کلام خدا را در وجود خود درک کرده اند و نیروهای دنیای آینده را احساس نموده اند، 6اگر بعد از این همه برکات، باز از ایمان دور شوند، محال است که بار دیگر آنها را به توبه کشانید، زیرا با دستهای خود پسر خدا را بار دیگر به صلیب میخکوب می کنند و او را در برابر همه رسوا می سازند.

7اگر زمین، بارانی را که بر آن می بارد جذب کند و محصول مفیدی برای کارندگان خود ببار آورد، از طرف خدا برکت می یابد. 8اما اگر آن زمین خار و خس و علف های هرزه به بار آورد، زمینی بی فایده است و احتمال دارد مورد لعنت خدا قرار گیرد و در آخر محکوم به سوختن خواهد شد.

9اما ای عزیزان، در مورد شما اطمینان داریم که حال و وضع بهتری دارید و این نشانۀ نجات شماست. 10خدا با انصاف است و همۀ کارهایی را که شما کرده اید و محبتی را که به نام او نشان داده اید فراموش نخواهد کرد، مقصود من آن کمکی است که به برادران مسیحی خود کرده اید و هنوز هم می کنید. 11اما آرزو می کنیم که همۀ شما همان شوق زیادی را نشان دهید تا آخر امید شما از قوه به فعل در آید. 12ما نمی خواهیم که شما تنبل باشید، بلکه می خواهیم از آنانی که به وسیلۀ ایمان و صبر، وارث وعده ها می شوند، پیروی کنید.

وعدۀ خدا

13وقتی خدا به ابراهیم وعده داد، به نام خود سوگند یاد کرد، زیرا کسی بزرگتر نبود که به نام او سوگند یاد کند. 14وعدۀ خدا این بود: «سوگند می خورم که تو را به فراوانی برکت دهم و اولادۀ تو را زیاد گردانم.» 15پس از آن که ابراهیم با صبر زیاد انتظار کشید، وعدۀ خدا برای او به انجام رسید. 16در میان آدمیان رواج است که به چیزی بزرگتر از خود سوگند بخورند و آنچه مباحثات را خاتمه می دهد معمولاً یک سوگند است. 17همچنین خدا وقتی می خواست صریح تر و واضح تر به وارثان وعده نشان دهد که مقاصد او غیرقابل تغییر است آن را با سوگند تأیید فرمود. 18پس در اینجا دو امر غیرقابل تغییر (یعنی وعده و سوگند خدا) وجود دارد که محال است خدا در آن ها دروغ بگوید. پس ما که به او پناه برده ایم، با دلگرمی بسیار به امیدی که او در برابر ما قرار داده است چنگ می زنیم. 19آن امیدی که ما داریم مثل لنگری برای جانهای ماست، آن امید قوی و مطمئن است، که از پردۀ عبادتگاه گذشته و به قدس الاقدس وارد می شود؛ 20جایی که عیسی از جانب ما و پیش از ما داخل شده و در رتبۀ کهانت ملکیزدق تا به ابد کاهن اعظم شده است.

7

فصل هفتم

ملکیزدق ـ نمونه ای از مسیح

1این ملکیزدق، پادشاه «سالیم» و کاهن خدای متعال بود. وقتی ابراهیم بعد از شکست دادن پادشاهان مراجعت می کرد ملکیزدق با او روبرو شد و او را برکت داد 2و ابراهیم ده یک هر چیزی را که داشت به او داد. (نام او در مقام اول به معنی «پادشاه عدالت» و بعد پادشاه سالیم یعنی «پادشاه صلح و سلامتی» است.) 3از پدر و مادر و خانواده و نسب یا تولد و مرگ او نوشته ای در دست نیست. او نمونه ای از پسر خدا و کاهنی برای تمام زمانها است.

4ملکیزدق چه شخص مهمی بود که حتی پدر ما ابراهیم، ده یک غنایم خود را به او داد. 5درست است که شریعت به فرزندان لاوی که به مقام کاهنی می رسند، حکم می کند که از مردم یعنی از برادران خود ده یک بگیرند، اگرچه همه آنها فرزندان ابراهیم هستند. 6اما ملکیزدق با وجود اینکه از نسل آن ها نیست از ابراهیم ده یک گرفته است و برکات خود را به کسی داد که خدا به او وعده های زیادی داده بود 7و هیچ شکی نیست که برکت دهنده از برکت گیرنده بزرگتر است. 8از یک طرف کاهنان که انسان های فانی هستند ده یک می گیرند و از طرف دیگر، ملکیزدق، آن کسی که زنده بودنش تأیید می شود، ده یک می گرفت. 9بنابراین ما می توانیم بگوئیم که وقتی ابراهیم ده یک می داد، لاوی نیز که گیرندۀ ده یک بود به وسیلۀ شخص ابراهیم به ملکیزدق ده یک داده است. 10وقتی ملکیزدق با ابراهیم ملاقات کرد، لاوی در صُلب او بود.

11حال اگر کمال به وسیلۀ کاهنان رتبۀ لاوی مسیر می شد، (فراموش نشود که در دوران این کاهنان شریعت به مردم داده شد) چه نیازی بود، به ظهور کاهن دیگری به رتبۀ ملکیزدق و نه به رتبۀ هارون؟ 12هر تغییری در رشتۀ کاهنان، تغییر شریعت را لازم می سازد. 13کسی که این چیزها درباره اش گفته شده است از فرزندان لاوی نبود، بلکه عضو طایفه ای بود که هیچ کس هرگز از آن طایفه پیش قربانگاه خدمت نکرده بود. 14درست است که خداوند ما از طایفۀ یهودا است. طایفه ای که موسی وقتی دربارۀ کاهنان صحبت می کرد، هیچ اشاره ای به آن نکرده است.

15این موضوع بازهم روشنتر می شود، آن کاهن دیگری که ظهور می کند، کسی مانند ملکیزدق است. 16او به وسیلۀ قدرت یک زندگی بی زوال، به کاهنی رسید و نه بر اساس تورات، 17زیرا کلام خدا دربارۀ او چنین شهادت می دهد:

17«تو تا به ابد کاهن هستی، کاهنی به رتبۀ ملکیزدق.»

18پس احکام اولیه به این علت که بی اثر و بی فایده بود محو گردید، 19زیرا شریعت موسی هیچ کسی یا چیزی را به کمال نمی رسانید، ولی یک امید بهتری جای آن را گرفته است و این همان امیدی است که ما را به حضور خدا می آورد. 20به علاوه ملکیزدق با یاد کردن سوگند کاهن گردید در صورتی که لاویان بدون هیچ سوگندی کاهن شدند، 21ولی مأموریت عیسی با سوگند تأیید شد، وقتی خدا به او فرمود:

21«تو تا به ابد کاهن هستی.»

21خداوند این را با سوگند یاد کرده و هرگز قول او عوض نخواهد شد. 22پس عهد و پیمانی که عیسی ضامن آن است چقدر باید بهتر باشد! 23تفاوت دیگر آن این است که کاهنان سلسلۀ لاوی بسیار زیاد بودند، زیرا مرگ، آنها را از ادامه خدمت باز می داشت، 24اما عیسی همیشه کاهن است و جانشینی ندارد، زیرا او تا به ابد زنده است 25و به این سبب او قادر است همه کسانی را که به وسیلۀ او به حضور خدا می آیند کاملاً و برای همیشه نجات بخشد، زیرا او تا به ابد زنده است و برای آنها شفاعت می کند.

26در حقیقت این همان کاهنی است که ما به او نیاز داریم ـ کاهنی پاک، بی غرض، بی آلایش، دور از گناهکاران که به مقامی بالا تر از تمام آسمان ها سرافراز گردید. 27او هیچ نیازی ندارد که مثل کاهنان اعظم دیگر، همه روزه اول برای گناهان خود و سپس برای گناهان مردم، قربانی کند، زیرا او خود را تنها یک بار و آن هم برای همیشه به عنوان قربانی تقدیم نمود. 28شریعت، کاهنان اعظم را از میان آدم های ضعیف و ناقص بر می گزیند، اما خدا بعد از شریعت با بیان سوگند خویش، پسری را برگزید که برای همیشه کامل است.

8

فصل هشتم

عیسی ـ کاهن اعظم ما

1خلاصه آنچه تا به حال گفته ایم این است که ما چنین کاهنی داریم که در عالم بالا در دست راست تخت خدای قادر مطلق نشسته است 2و به عنوان کاهن اعظم در درگاه و در آن خیمۀ حقیقی که به دست خداوند برپا شده است، نه به دست انسان، خدمت می کند.

3همچنین هر کاهن اعظم مأمور است، هدایایی تقدیم نموده مراسم قربانی را انجام دهد. بنابراین، کاهن ما نیز باید چیزی برای تقدیم کردن داشته باشد. 4اگر عیسی هنوز بر روی زمین می بود، به عنوان یک کاهن خدمت نمی کرد، زیرا کاهنان دیگری هستند که هدایایی را که شریعت مقرر کرده است، تقدیم کنند. 5اما خدمتی که این کاهنان می کنند، فقط نمونه و سایه ای از آن خدمت آسمانی و واقعی است. وقتی موسی می خواست خیمۀ حضور خدا را بسازد، خدا با تأکید به او امر کرده گفت: «دقت کن که هر چیزی را مطابق نمونه ای که بر فراز کوه به تو نشان داده شد بسازی.» 6اما در حقیقت خدمتی که به عیسی عطا شد از خدمت لاویان به مراتب بهتر است؛ همانطور که عهد و پیمانی که او میان خدا و انسان ایجاد کرده بهتر است، زیرا این عهد بر وعده های بهتری استوار است.

7اگر آن عهد اول بدون نقص می بود، هیچ نیازی نمی بود که عهد دیگری جای آن را بگیرد، 8اما خداوند به قوم برگزیدۀ خود انتقاد کرده می فرماید:

8«ایامی خواهد آمد که من عهدی نوی با خاندان اسرائیل و با خاندان یهودا ببندم. خداوند می گوید: 9این عهد نو مانند آن عهدی نخواهد بود که با اجداد ایشان بستم، در روزی که دست آن ها را گرفته و به بیرون از مصر هدایت شان نمودم، زیرا آن ها مطابق آن عهد عمل نکردند، و خداوند می فرماید: پس من هم از آنها روی گردان شدم. 10خداوند می فرماید: این است عهدی که پس از آن ایام با خاندان اسرائیل خواهم بست: شریعت خود را در افکار آنها خواهم گذاشت و آن را بر دل های شان خواهم نوشت. من خدای آنها و آنها قوم برگزیدۀ من خواهند بود 11و دیگر احتیاجی نیست که آنها به همشهریان خود تعلیم دهند یا به برادر خود بگویند: خدا را بشناس، زیرا همه از بزرگ تا کوچک مرا خواهند شناخت. 12در مقابل خطایای آن ها بخشنده خواهم بود و دیگر گناهان آنها را هرگز به یاد نخواهم آورد.»

13خدا وقتی دربارۀ عهد نو سخن می گوید، عهد اولی را منسوخ می شمارد و هرچه کهنه و فرسوده شود بزودی از بین خواهد رفت.

9

فصل نهم

عبادت زمینی و آسمانی

1عهد اول شامل آداب و رسوم مذهبی و عبادتگاه زمینی بود، 2خیمه ای که از دو قسمت تشکیل شده بود: در قسمت بیرونی آن یعنی در قدس، چراغدان، میز و نان تقدیمی قرار داشت. 3در پشت پردۀ دوم، اطاقی بود که قدس الاقداس نام داشت. 4آتشدانِ زرین که برای سوزانیدن بخور به کار می رفت و صندوق پیمان که تماماً از طلا پوشیده شده بود، در آنجا قرار داشت. آن صندوق دارای ظرف طلایی با نان «مَنّا» بود و چوبدستی شگوفه کردۀ هارون و دو لوح سنگ که بر آن کلمات عهد نوشته شده بود، در آن قرار داشت. 5در بالای این صندوق کروبیهای پُر جلال خدا، بر تخت رحمت سایه انداخته بودند. اکنون فرصت آن نیست که هر چیزی را به تفصیل شرح دهیم.

6پس از اینکه همۀ این چیزها آماده شد، کاهنان هر روز به قسمت بیرونی آن داخل می شوند تا وظائف خود را انجام دهند، 7اما فقط کاهن اعظم می تواند به قدس الاقداس برود و آن هم سالی یکبار! و با خود خون می بَرَد تا به خاطر خود و به خاطر گناهانی که مردم از روی نادانی کرده اند آن را تقدیم نماید. 8روح القدس به این وسیله به ما می آموزد که تا وقتی خیمه بیرونی هنوز برپاست، راه قدس الاقداس به سوی ما باز نشده است. 9این امر به زمان حاضر اشاره می کند و نشان می دهد که هدایا و قربانی هایی که به پیشگاه خداوند تقدیم می شد، نمی توانست به عبادت کننده آسودگی خاطر ببخشد. 10اینها فقط دربارۀ خوردنی ها و نوشیدنی ها و راه های گوناگون طهارت و احکام مربوط به بدن انسان می باشند و تا زمانی که خدا همه چیز را اصلاح کند دارای اعتبار هستند.

11اما وقتی مسیح به عنوان کاهن اعظم و آورندۀ برکات سماوی آینده ظهور کرد، به خیمه ای بزرگتر و کاملتر که به دست های انسان ساخته نشده و به این دنیای مخلوق تعلق ندارد، وارد شد. 12وقتی عیسی یکبار و برای همیشه وارد قدس الاقداس شد، خون بزها و گوساله ها را با خود نبُرد، بلکه با خون خود به آنجا رفت و نجات ابدی را برای ما فراهم ساخت. 13زیرا اگر خون بزها و گاوان نر و پاشیدن خاکستر گوسالۀ ماده می تواند آنانی را که جسماً ناپاک یا نجس بوده اند پاک سازد، 14خون مسیح چقدر بیشتر انسان را پاک می گرداند. او خود را به عنوان قربانی کامل و بدون نقص به وسیلۀ روح ابدی به خدا تقدیم کرد. خون او وجدان ما را از اعمال بی فایده پاک خواهد کرد تا ما بتوانیم خدای زنده را عبادت و خدمت کنیم.

15به این جهت او واسطۀ یک عهد نو است تا کسانی که از طرف خدا خوانده شده اند، میراث ابدی را که خدا وعده فرموده است دریافت کنند. این کار عملی است، زیرا مرگ او وسیلۀ آزادی و آمرزش از خطایایی است که مردم در زمان عهد اول مرتکب شده بودند. 16برای این که یک وصیت نامه اعتبار داشته باشد، باید ثابت شود که وصیت کننده مرده است، 17زیرا وصیت نامه بعد از مرگ معتبر است و تا زمانی که وصیت کننده زنده است، اعتباری ندارد. 18و به این علت است که عهد اول بدون ریختن خون نتوانست اعتبار داشته باشد، 19زیرا وقتی موسی همۀ احکام شریعت را به مردم رسانید، خون بز و گوساله را گرفته با آب و پشم و شاخه های زوفا بر خود کتاب و بر همۀ مردم پاشید 20و گفت: «این خون، عهدی را که خدا برای شما مقرر فرموده است تأیید می کند.» 21به همان طریق او همچنین بر خیمۀ مقدس و بر تمام ظروفی که برای خدمت خدا به کار می رفت، خون پاشید 22و در واقع مطابق شریعت تقریباً همه چیز با خون پاک می شود و بدون ریختن خون، آمرزش گناهان وجود ندارد.

عیسی ـ قربانی گناه

23پس اگر این چیزها که نمونه هایی از حقایق آسمانی هستند، باید به این طرز پاک شوند، البته واقعات آسمانی احتیاج به قربانی های بهتری دارند، 24زیرا مسیح به آن عبادتگاهی که ساختۀ دست های انسان و فقط نشانه ای از آن عبادتگاه واقعی باشد وارد نشده است، بلکه او به خود آسمان وارد گردید تا در حال حاضر از جانب ما در پیشگاه خدا حضور داشته باشد. 25کاهن اعظم هر سال به قدس الاقداس وارد می شود و خون تقدیم می کند، ولی نه خون خودش را، اما عیسی برای تقدیم خود به عنوان قربانی، فقط یکبار به آنجا وارد شد. 26اگر چنان می شد، او می بایست از زمان خلقت عالم تا به امروز بارها متحمل مرگ شده باشد، ولی چنین نشد؛ زیرا او فقط یکبار و آن هم برای همیشه در زمان آخر ظاهر شد تا با مرگ خود به عنوان قربانی، گناه را از بین ببرد. 27همانطور که همه باید یکبار بمیرند و بعد از آن برای داوری در حضور خدا قرار گیرند، 28مسیح نیز یک بار به عنوان قربانی تقدیم شد تا بار گناهان آدمیان را به دوش گیرد و بار دوم که ظاهر شود برای کفارۀ گناهان نخواهد آمد، بلکه برای نجات آنانی که چشم به راه او هستند می آید.

10

فصل دهم

1شریعت موسی تصویر کاملی از حقایق آسمانی نبود، بلکه فقط دربارۀ چیزهای نیکوی آینده از پیش خبر می داد. مثلاً سال به سال مطابق شریعت همان قربانی ها را تقدیم می کردند ولی با وجود این، عبادت کنندگان نتوانستند به کمال برسند. 2اگر این عبادت کنندگان فقط یکبار از گناهان خود پاک می شدند، دیگر خود را گناهکار نمی دانستند و تمام این قربانی ها موقوف می شد. 3اما در عوض این قربانی ها همه ساله گناهان آن ها را به یاد شان می آورد، 4زیرا خون گاوها و بزها هرگز نمی تواند گناهان را بر طرف نماید.

5به این جهت وقتی مسیح به دنیا آمد فرمود:

5«تو خواهان قربانی و هدیه نبودی.

5اما برای من بدنی فراهم کردی.

6از قربانی های سوختنی و قربانی های گناه خوشنود نبودی.

7آنگاه گفتم: اینک می آیم!

7تا ارادۀ تو را بجا آورم؛

7در طومار کتاب دربارۀ من نوشته شده است.»

8او اول می گوید: «خواهان قربانی و هدیه و قربانی های سوختنی و قربانی های گناه نبودی و از آن ها خشنود نمی شدی.» (با وجود اینکه اینها مطابق شریعت تقدیم می شوند.) 9آنگاه می گوید: «من می آیم تا ارادۀ تو را بجا آورم.» به این ترتیب خدا قربانی های پیشین را منسوخ نموده و قربانی مسیح را به جای آن ها برقرار ساخته است. 10پس وقتی عیسی مسیح ارادۀ خدا را بجا آورد و بدن خود را یکبار و آن هم برای همیشه به عنوان قربانی تقدیم کرد، ما از گناهان خود پاک گشتیم.

11هر کاهنی همه روزه پیش قربانگاه می ایستد و خدمت خود را انجام می دهد و یک نوع قربانی را بارها تقدیم می کند، قربانی ای که هرگز قادر به بر طرف ساختن گناه نیست. 12اما مسیح برای همیشه یک قربانی به جهت گناهان تقدیم نمود و بعد از آن در دست راست خدا نشست. 13و در آنجا منتظر است تا دشمنانش پای انداز او گردند. 14پس او با یک قربانی، کسانی را که خدا تقدیس می کند، برای همیشه کامل ساخته است.

15در اینجا ما گواهی روح القدس را نیز داریم. او پیش از همه می گوید:

16«این است پیمانی که پس از آن ایام با آنها خواهم بست.»

16خداوند می فرماید:

16«احکام خویش را در دل های آنها می گذارم

16و آن ها را بر افکار شان خواهم نوشت.»

17و بعد از آن می فرماید: «من هرگز گناهان و خطایای آنها را به یاد نخواهم آورد.» 18پس وقتی این گناهان آمرزیده شده اند، دیگر نیازی به قربانی گناه نیست.

آمادگی برای رسیدن به حضور خدا

19پس ای برادران، به وسیلۀ خون عیسی مسیح، ما اجازه یافته ایم که با شجاعت 20از راه تازه و زنده ای که مسیح از میان پرده به روی ما باز کرده است، یعنی به وسیلۀ بدن خود او، به قدس الاقداس وارد شویم. 21چون ما کاهن اعظمی داریم که بر خاندان خدا مقرر شده است، 22بیائید از صمیم قلب و از روی ایمان کامل دل های خود را از اندیشه های گناه آلود پاک ساخته و بدن های خود را با آب خالص بشوئیم و به حضور خدا بیائیم. 23امیدی را که به آن اقرار می کنیم محکم نگهداریم، زیرا او که به ما وعده داده است، به وعده های خود وفا می کند. 24برای پیشی جستن در محبت و اعمال نیکو یکدیگر را تشویق کنیم. 25از جمع شدن با برادران در مجالس کلیسایی غفلت و غیر حاضری نکنیم، چنانکه بعضی ها به این عادت کرده اند؛ بلکه یکدیگر را بیشتر تشویق نمائیم، مخصوصاً در این ایام که روز خداوند نزدیک می شود، 26زیرا اگر ما پس از شناخت کامل حقیقت قصداً به گناه خود ادامه دهیم، دیگر هیچ قربانی ای برای گناهان ما باقی نمی ماند! 27بلکه فقط دورنمای وحشتناک روز داوری و خشم تباه کن که دشمنان خدا را می سوزاند، در انتظار ماست. 28اگر کسی به شریعت موسی بی اعتنایی می کرد، بدون دلسوزی به گواهی دو یا سه شاهد کشته می شد. 29پس اگر کسی پسر خدا را تحقیر نموده و خونی را که عهد بین خدا و انسان را اعتبار بخشیده و او را از گناهانش پاک ساخته است ناچیز شمارد و به روح پُر فیض خدا بی حرمتی نماید، با چه جزای شدیدتری روبرو خواهد شد! 30زیرا ما می دانیم کیست آنکه گفت: «انتقام از من است، من تلافی خواهم کرد» و «خداوند قوم خود را داوری خواهد نمود.» 31چه هولناک و ترس آور است افتادن در دست های خدای زنده!

32شما باید ایام گذشته را به یاد آورید: وقتی تازه از نور روشن شده بودید؛ در آن روزها رنج های زیاد دیدید و استوار ماندید. 33شما بارها پیش مردم در بی حرمتی و بد رفتاری گرفتار بودید و گاهی با کسانی که چنین بدی ها را می دیدند شریک و سهیم بودید. 34شما با زندانیان هم درد بودید و وقتی مال شما را به زور می گرفتند با خوشرویی آن را قبول می کردید چون می دانستید که صاحب چیزی هستید که به مراتب بهتر بوده و تا به ابد باقی می ماند. 35بنابراین اعتماد خود را از دست ندهید، زیرا اجر بزرگی به همراه خواهد داشت. 36شما به صبر بیشتری احتیاج دارید تا ارادۀ خدا را انجام داده، برکات وعده شده را به دست آورید. 37چنانچه کتاب مقدس می گوید:

37«دیگر طولی نخواهد کشید

37و آن که قرار است بیاید،

37خواهد آمد و دیر نخواهد کرد.»

38و خداوند می فرماید: «شخص عادل به وسیلۀ ایمان زندگی می کند،

38اما اگر کسی از من روی گردان شود

38از او خشنود نخواهم بود.»

39ولی ما جزء آنها نیستیم که روی گردان شده و هلاک می شوند. ما ایمان داریم و این ایمان برای نجات جانهای ما است.

11

فصل یازدهم

شاهکارهای ایمان

1ایمان اطمینانی است به چیزهایی که به آن امیدواریم و اعتقادی است به چیزهایی که نمی بینیم. 2از راه ایمان بود که مردم در ایام گذشته پیش خدا قبول شدند.

3از راه ایمان، ما می فهمیم که کائنات چگونه با کلام خدا خلقت یافت، به طوری که آنچه دیده می شود از چیزهای نادیدنی به وجود آمد.

4و ایمان باعث شد که قربانی هابیل بیشتر از قربانی قائن منظور خدا گردد و او با آن ایمان در حضور خدا عادل شمرده شد، زیرا خدا هدایای او را قبول فرمود و اگرچه او مرده است، ولی هنوز به وسیلۀ ایمان خود با ما سخن می گوید.

5از راه ایمان «خنوخ» بدون چشیدن طعم مرگ به زندگی دیگر انتقال یافت. اثری از او یافت نشد، زیرا خدا او را بُرده بود چون پیش از آنکه به زندگی دیگر انتقال یابد، کلام خدا دربارۀ او شهادت داده گفته بود که او خدا را خشنود ساخته است 6و بدون ایمان محال است که انسان خدا را خشنود سازد، زیرا هر کس به سوی خدا می آید، باید ایمان داشته باشد که او هست و به جویندگان خود اجر می دهد.

7وقتی نوح اخطارهای خدا را دربارۀ امور آینده که او هنوز نتوانسته بود ببیند شنید، از روی ایمان از خدا اطاعت کرد و برای نجات خانوادۀ خویش کشتی ای ساخت. به این وسیله سر دنیا حکم داد و عدالت را که از راه ایمان حاصل می شود به دست آورد.

8ایمان باعث شد که وقتی ابراهیم امر خدا را در مورد رفتن به سرزمینی که قرار بود بعدها مالک آن بشود شنید، اطاعت کرد و بدون آنکه بداند کجا می رود، حرکت کرد. 9او از روی ایمان مثل یک بیگانه در سرزمینی که خدا به او وعده داده بود، سرگردان شد و با اسحاق و یعقوب که در آن وعده با او شریک بودند، در خیمه زندگی کرد. 10ابراهیم چنین کرد، چون در انتظار شهری بود با بنیاد استوار که مهندس و معمارش خداست.

11از روی ایمان، ساره با وجود اینکه از سن باروری گذشته بود، قدرت تولید نسل یافت، زیرا مطمئن بود که خدا به قول خود وفا می کند 12و به این سبب از یک مرد، آن هم مردی تقریباً مرده، نسل های بی شماری مثل ستارگان آسمان و یا ریگ های ساحل بحر پدید آمد.

13تمامی این اشخاص در ایمان مُردند، بدون اینکه صاحب برکات موعود شوند، اما انجام وعده ها را از دور دیده و با خوشی در انتظار آن ها بودند و به این حقیقت شهادت دادند که در این دنیا، مسافر و بیگانه اند. 14آن ها که خود را بی وطن و بیگانه می دانند واضعاً نشان می دهند که هنوز به دنبال وطنی برای خود می گردند. 15اگر آن ها هنوز برای زمینی که ترک کرده بودند دلتنگ می بودند، فرصت کافی داشتند که به آنجا مراجعت کنند. 16اما در عوض می بینیم که آن ها علاقمند مملکتی بهتر ـ یعنی مملکتی آسمانی ـ هستند. به این جهت خدا عار ندارد که خدای آنها خوانده شود، زیرا شهری برای آنها آماده کرده است.

17از روی ایمان، ابراهیم در وقت آزمایش اسحاق را به عنوان قربانی به خدا تقدیم نمود ـ بلی، این مرد که وعده های خدا را پذیرفته بود، حاضر شد یگانه پسر خود را به خدا تقدیم نماید، 18با اینکه خدا به او گفته بود نسل او از اسحاق خواهد بود. 19ابراهیم خاطر جمع بود که خدا قادر است اسحاق را حتی پس از مرگ زنده گرداند. به عبارت دیگر او را به صورت نمونه ای از مردگان باز یافت.

20ایمان باعث شد که اسحاق یعقوب و عیسو را برکت دهد و از امور آینده سخن گوید.

21ایمان باعث شد که یعقوب وقتی مشرف به مرگ بود، هر دو پسر یوسف را برکت دهد و در حالی که بر عصای خود تکیه زده بود، خدا را عبادت نماید. 22از راه ایمان، یوسف در پایان عمر خویش دربارۀ رفتن اسرائیل از مصر سخن گفت و به آنها امر کرد با استخوان های او چه کنند.

23وقتی موسی متولد شد و والدینش دیدند که او کودک زیبائی بود، آن ها از روی ایمان او را مدت سه ماه در منزل پنهان کردند و از نافرمانی از امر پادشاه نترسیدند.

24ایمان باعث شد که موسی وقتی به سن بلوغ رسید، از مقام و لقب «پسر دختر فرعون» بودن صرف نظر نموده آن را رد کند 25و تحمل سختی ها با قوم برگزیدۀ خدا را به لذت های زودگذر گناه ترجیع دهد.

26رسوایی و خواری به خاطر مسیح را ثروتی بزرگتر از گنج های مصر دانست، زیرا او به اجر عالم آینده چشم دوخته بود.

27ایمان باعث شد که موسی مصر را ترک کند و از خشم شاه نترسد، زیرا او مانند کسی که خدای نادیده را همیشه در پیش چشمان خود می بیند، ثابت قدم بود.

28به وسیلۀ ایمان، موسی عید فِصَح را برقرار نمود و خون را پاشید تا فرشتۀ مرگ، اولباری های اسرائیل را نکشد.

29از راه ایمان بود که قوم اسرائیل از بحیرۀ احمر عبور کرد، چنانکه گویی از زمین خشک می گذرد، اما وقتی مصریان کوشش کردند از آن بگذرند، غرق شدند.

30ایمان باعث شد که دیوارهای شهر اریحا پس از اینکه قوم اسرائیل هفت روز دور آن گشتند، فرو ریخت. 31ایمان باعث شد که راحابِ فاحشه بر خلاف مردم سرکشی که کشته شدند نجات یابد، زیرا او از جاسوسان با صلح و سلامتی استقبال نمود.

32دیگر چه بگویم؟ وقت کافی ندارم که دربارۀ جِدعون، باراق، شَمشون، یِفتاح، داود، و سموئیل و پیامبران سخن گویم. 33آن ها از راه ایمان، سلطنت ها را برانداختند و عدالت برقرار ساختند و آنچه را که خدا به آن ها وعده داده بود به دست آورند. آن ها دهان شیران را بستند. 34آتش سوزان را خاموش کردند. از دَمِ شمشیر رهایی یافتند. در عین ضعف و ناتوانی قدرت یافتند. در جنگ شجاع گشتند و لشکریان دشمن را تار و مار نمودند. 35زنان، مردگان خود را زنده یافتند. دیگران تا سرحد مرگ شکنجه دیدند و آزادی را نپذیرفتند تا آخر به زندگی بهتر نایل شوند. 36دیگران با سختی های بسیار مانند استهزاها، تازیانه ها و حتی زنجیر و حبس آزموده شدند. 37سنگسار گردیدند و با اره دو نیم شدند و با شمشیر به قتل رسیدند. آن ها ملبس با پوست گوسفند و بز، آواره و سرگردان بودند و متحمل فقر و تنگدستی و ظلم و جور می شدند. 38دنیا لیاقت آن ها را نداشت. آن ها در بیابانها و کوهستان ها آواره بودند و در غارها و سوراخ های زمین پنهان می شدند.

39با اینکه آن ها همه به خاطر ایمان شان مشهور شدند ولی وعده های خدا برای هیچ یک از آن ها کاملاً انجام نیافته بود، 40زیرا خدا برای ما نقشۀ بهتری داشت و آن اینکه آن ها بدون ما به کمال نرسند.

12

فصل دوازدهم

خدا ما را تنبیه می کند

1پس اکنون که گرداگرد ما چنین شاهدان امین بی شماری قرار گرفته اند، بیائید از هر قید و بندی و هر گناهی که دست و پای ما را بسته است آزاد شویم و با پشتکار در میدانی که در برابر ما قرار گرفته است بدویم. 2به عیسی که ایمان ما را به وجود آورده و آن را کامل می گرداند، چشم بدوزیم. چون او به خاطر خوشی ای که در انتظارش بود، متحمل صلیب شد و به رسوایی مردن بر روی صلیب اهمیت نداد و بر دست راست تخت خدا نشسته است. 3به آنچه او متحمل شد و به ضدیت و مخالفتی که او از طرف گناهکاران دید، فکر کنید و مأیوس و دلسرد نشوید. 4هنوز لازم نشده است که شما در تلاش خود بر ضد گناه، خون خود را بریزید. 5آیا این کلام امید بخش را از یاد برده اید که شما را پسران خطاب کرده، می گوید:

5«ای فرزند من، تأدیب خداوند را ناچیز نشمار

5و وقتی او تو را ملامت می کند ناامید نشو،

6زیرا خداوند هرکه را دوست دارد تأدیب می کند،

6و هر که را به فرزندی می پذیرد، تنبیه می نماید.»

7شما این سختی ها را می بینید، زیرا این نشان می دهد که خدا با شما مانند فرزندان خود رفتار می کند. آیا هرگز پسری بوده است، که به دست پدر خویش تأدیب نشده باشد؟ 8پس اگر شما مانند دیگر پسران او تأدیب نشوید، معلوم است که حرام زاده هستید و نه فرزندان حقیقی! 9ما نسبت به پدران جسمانی خود که ما را تأدیب نمودند، احترام لازم را نشان داده ایم؛ پس چقدر بیشتر باید مُطیع پدر روحانی خود باشیم و زنده بمانیم. 10پدران جسمانی برای زمانی کوتاه مطابق صلاحدید خویش، ما را تأدیب کردند، اما خدا به خاطر خیریت ما چنان می کند تا شریک قدوسیت او شویم. 11زمانی که تنبیه می شویم نه تنها برای ما خوش آیند نیست، بلکه دردناک است، اما بعدها کسانی که با چنین تنبیهی تأدیب شده اند، از ثمرات سلامتی یک زندگی پاک بهره مند می شوند.

اوامر و اخطارها

12به دستها و پاهای سست و لرزان خود نیرو بخشید. 13در راه راست گام بردارید تا نه تنها اعضای بیمار و معیوب شما، از مفاصل خود جدا نشوند، بلکه نیروی اولیۀ خود را بازیابند.

14بکوشید تا با همۀ مردم با صلح و سلامتی رفتار کنید و زندگی شما پاک و منزه باشد، زیرا بدون قدوسیت هیچ کس خداوند را نخواهد دید. 15به یکدیگر توجه کنید. مبادا کسی در میان شما از فیض خدا دور شود. متوجه باشید که کسی در میان شما مثل گیاهی تلخ و زهرآگین رشد نکند و موجب ناراحتی بسیاری نگردد 16و مانند عیسو، بداخلاق و بی دین نباشد. او حق اولباری خود را به یک وعده غذا فروخت، 17و شما می دانید که اگرچه او بعداً می خواست آن برکت را باز به دست آورد، ولی پذیرفته نشد، زیرا راهی برای بازگشت نداشت، اگرچه او با ریختن اشک در پی آن بود.

18شما پیش آتشِ حس کردنی و مشتعل کوه سینا نیامده اید و در برابر تاریکی و تیرگی و گردباد 19و صدای شیپور و صداهایی که شنوندگان آرزو داشتند دیگر آن ها را نشنوند، قرار نگرفته اید. 20زیرا آن ها نتوانستند فرمان خدا را که می فرماید: «حتی اگر حیوانی به کوه نزدیک شود، باید سنگسار گردد.» بپذیرند. 21آن منظره چنان ترسناک بود که خود موسی گفت: «می ترسم و می لرزم.»

22اما شما در مقابل کوه سهیون و شهر خدای زنده یعنی اورشلیم آسمانی ایستاده اید و در برابر فرشتگان بی شمار 23و مجلس جشن و اجتماع نخستزادگانی که نامهای آنها در عالم بالا ثبت شده است و در برابر خدا ـ داور همه ـ و ارواح عادلان قرار گرفته اید 24و نزد عیسی، واسطۀ عهد و پیمان جدید که خون ریختۀ او نشان دهندۀ پیامی بهتر از خون هابیل است، آمده اید.

25هوشیار باشید که از شنیدن صدای او که سخن می گوید رونگردانید. آن ها که از شنیدن سخنان کسی که بر روی زمین سخن می گفت سرپیچی کردند، به جزای خود رسیدند. پس ما اگر از گوش دادن به آن کسی که از آسمان سخن می گوید روی گردانیم، دچار چه جزای شدیدتری خواهیم شد! 26در آن زمان صدای او زمین را لرزانید، اما اکنون قول داده است که یک بار دیگر نه تنها زمین، بلکه آسمان ها را نیز خواهد لرزانید. 27این کلمات، یعنی «یکبار دیگر»، نشان می دهد مخلوقاتی که لرزان و فنا پذیرند، از بین خواهند رفت و آنچه ثابت است، باقی خواهد ماند. 28خدا را برای آن پادشاهی ثابت و فنا ناپذیری که او به ما می دهد، سپاس گوئیم و او را آنطور که منظور اوست، عبادت نمائیم؛ یعنی با خوف و احترام. 29زیرا خدای ما در واقع آتشی است که می سوزاند.

13

فصل سیزدهم

طرز خشنود ساختن خدا

1چنانکه شایستۀ برادران در مسیح است، یکدیگر را دوست بدارید. 2همیشه مهمان نواز باشید، زیرا بعضی ها با چنین کاری بدون آنکه خود بدانند، از فرشتگان پذیرائی کردند. 3زندانیان را چنانکه گوئی با ایشان هم زندان هستید به خاطر داشته باشید و ستمدیدگان را فراموش نکنید، چون شما هم مانند آن ها ستم دیده اید.

4همه باید ازدواج را محترم بشمارند و پیوند زناشوئی را از آلودگی دور نگه دارند، زیرا خدا زناکاران را، خواه مجرد، خواه متأهل به جزا خواهد رسانید.

5نگذارید عشق به پول، حاکم زندگی شما باشد، بلکه به آنچه دارید قانع باشید؛ زیرا خدا فرموده است: «من هرگز شما را تنها نخواهم گذاشت و ترک نخواهم کرد.» 6پس ما می توانیم با اطمینان بگوئیم: «خدا مددکار من است، من نخواهم ترسید. انسان چه می تواند به من بکند؟»

7رهبران خود را که پیام خدا را به شما رسانیدند، فراموش نکنید. دربارۀ عاقبت کار و زندگی آن ها فکر کنید و از ایمان آنها پیروی کنید. 8عیسی مسیح، امروز همان است که دیروز بوده و تا ابد هم است. 9نگذارید تعالیم عجیب و گوناگون شما را از راه راست منحرف سازد. روح انسان با فیض خدا تقویت می شود نه با قواعد مربوط به غذاها، زیرا کسانی که از این قواعد پیروی کرده اند، سودی نبرده اند.

10ما مسیحیان قربانگاهی داریم که کاهنان خیمۀ مقدس حق خوردن از قربانی آن را ندارند. 11کاهن اعظم خون حیوانات را به عنوان قربانی گناه به قدس الاقداس می بُرد، ولی اجساد این حیوانات دور از خیمه ها سوخته می شد. 12به این جهت عیسی نیز در خارج از دروازۀ شهر رنج دید تا مردم را با خون خود از گناهان شان پاک سازد. 13پس بیائید تا دور از خیمه ها پیش او برویم و در ننگ و خواری او شریک شویم، 14زیرا برای ما در این دنیا هیچ شهری ابدی نیست و به این جهت ما جویای شهری هستیم که به زودی ظاهر می شود. 15پیوسته خدا را به وسیلۀ عیسی حمد گوئیم و با صداهای خود نام او را تمجید نمائیم، این است قربانی ما به درگاه خدا. 16هرگز مهربانی و سخاوتمندی نسبت به یکدیگر را از یاد نبرید، زیرا اینگونه قربانی هاست که خدا را خشنود می سازد.

17از رهبران خود اطاعت و پیروی کنید، زیرا آنها حافظان جان های شما هستند و در برابر خدا مسئولند. طوری رفتار کنید که آن ها از خدمات خود راضی و خشنود باشند و نه ناراحت، چون در آن صورت فایده ای عاید شما نخواهد شد.

18برای ما دعا کنید. ما یقین داریم که بر خلاف وجدان خود عمل نکرده ایم، بلکه همیشه آنچه را درست است بجا می آوریم. 19مخصوصاً از شما تقاضا می نمائیم که دعا کنید تا خدا مرا هرچه زودتر نزد شما برگرداند.

دعا

20خدا که سرچشمۀ سلامتی است، خداوند ما عیسی مسیح را که چوپان بزرگ گوسفندان است، پس از مرگ زنده کرد و خون او پیمان و عهد ابدی را تأیید کرد. 21همان خدا شما را در همۀ کارهای نیک کاملاً آماده گرداند تا ارادۀ او را به عمل آورید و آنچه که او را خشنود می سازد به وسیلۀ عیسی مسیح در ما به انجام برساند. شکوه و جلال تا به ابد از مسیح است. آمین.

خاتمه

22ای برادران، تقاضا می کنم به این پیام دلگرم کننده با صبر و حوصله گوش دهید، زیرا این را به طور مختصر برای شما نوشته ام. 23می خواهم بدانید که برادر ما تیموتاوس از زندان آزاد شده است. اگر به زودی به اینجا بیاید، ما با هم به دیدن شما خواهیم آمد.

24سلام ما را به تمام رهبران و به تمام مقدسین برسانید. ایمانداران از ایتالیا به شما سلام می فرستند. 25فیض خدا با همۀ شما باشد.