مقدمه
کتاب عِزرا در حقیقت دنبالۀ کتاب های تواریخ است که چگونگی بازگشت قوم اسرائیل را از تبعید در بابل بیان می کند. عِزرا رویدادهای آن زمان را در چند مرحله شرح می دهد.
رهایی بنی اسرائیل از تبعید و مهاجرت، کار خدا بود. خداوند دل کوروش امپراطور فارس و درباریان او را آماده ساخت که برای بازگشت دوبارۀ بنی اسرائیل زمینه سازی نماید. این خدا بود که انبیا را در بین اسرائیلی ها در تبعید بوجود آورد تا آنها را به سوابق تاریخی شان متوجه بسازند و رهبری کنند. این خدا بود که آنها را محفوظ به اورشلیم رساند و زمینۀ اعمار مجدد عبادتگاه را در اورشلیم مساعد ساخت.
در حالیکه اسرائیلی ها یعنی مردمی که خدا با آنها عهد بسته بود، از تبعید و مهاجرت نجات یافته دوباره به وطن شان برگشته بودند، اما هنوز هم استقلال سیاسی نداشتند. آنها به رهبری عِزرا توانستند که به زندگی اجتماعی و مذهبی خود در وطن شان سر و سامان ببخشند و از میراث روحانی اجداد خود حفاظت نمایند.
فهرست مندرجات:
بازگشت اولین دستۀ یهودیان از تبعید: فصل ۱ - ۲
اعمار مجدد عبادتگاه و وقف کردن آن: فصل ۳ - ۶
بازگشت عِزرا با بقیۀ تبعید شدگان: فصل ۷ - ۱۰
1فصل اول
کورِش امر بازگشت یهودیان را می دهد
1در اولین سال امپراطوری کورِش پادشاه فارس، خداوند به وعده ای که توسط ارمیای نبی داده بود وفا کرد و کورِش را واداشت تا فرمان کتبی زیر را صادر کند و آنرا به تمام نواحی امپراطوری خود بفرستد تا برای مردم با صدای بلند خوانده شود:
2«این فرمان کورِش شاهنشاه فارس است. خداوند، خدای آسمان ها تمام پادشاهان جهان را به زیر فرمان من درآورده و مرا برگزیده تا عبادتگاهی در شهر اورشلیم در یهودیه بنا کنم. 3خداوند به همۀ شما که قوم برگزیدۀ او هستید، اجازه می دهد که به اورشلیم بازگردید و عبادتگاهی برای خداوند، خدای اسرائیل که در اورشلیم پرستش می شود، آباد کنید. 4اگر کسی از این قوم برای بازگشت محتاج به کمک باشد، همسایگان او باید با دادن طلا و نقره، چهارپایان، و وسایل دیگر به او کمک کنند و علاوه بر آن هدایائی برای تقدیم به عبادتگاه خدا در اورشلیم در اختیار او بگذارند.»
5آن وقت سران طایفه ها و قبیله های یهودا و بنیامین به همراه کاهنان و لاویان و تمام کسانی که خداوند در دلهای شان شوق ایجاد کرده بود، حاضر شدند به اورشلیم بروند و عبادتگاهِ خدا را در آنجا بسازند. 6همسایگان آن ها نیز با دادن هدایای فراوان از قبیل ظروف طلا و نقره، چهارپایان، اشیای قیمتی، و وسایل دیگر برای خود شان و هدایائی هم برای عبادتگاه به آن ها کمک کردند.
7کورِش پادشاه تمام جامها و پیاله هائی را که نبوکدنصر پادشاه از عبادتگاه اورشلیم به معبد خدایان خود برده بود به آن ها پس داد. 8او این ظروف را بوسیلۀ مِتَردات، رئیس خزانۀ سلطنتی تحویل شیشبصر، فرماندار یهودیه، داد. 9ظروف تحویل شده به این شرح بود: جام طلا برای تقدیم هدایا سی عدد، جام نقره برای تقدیم هدایا هزار عدد، سایر جامها بیست و نُه عدد، جام طلائی کوچک سی عدد، جام نقره ای کوچک چهارصد و ده عدد، سایر ظروف یک هزار عدد.
11وقتی شیشبصر همراه سایر تبعید شدگان از بابل به اورشلیم برگشت رویهم رفته پنجهزار و چهارصد جام طلا و نقره و سایر وسایل را با خود بُرد.
2فصل دوم
فهرست نامهای کسانی که از تبعید برگشتند
(همچنین در نِحِمیا ۷: ۴ - ۷۳)
1بسیاری از تبعید شدگان بابل را ترک کردند و به شهرهای خود در اورشلیم و یهودیه برگشتند. خانواده های آن ها از زمانی که نبوکدنصر آن ها را اسیر کرده بود در بابل زندگی می کردند. 2رهبران آن ها عبارت بودند از: زِرُبابل، یشوع، نِحِمیا، سَرایا، رَعیلایا، مُردِخای، بِلشان، مِسفار، بِغوای، رِحوم، و بعنه.
2فهرست خاندان های اسرائیلی که از تبعید برگشتند و جمع افراد هر خاندان به این شرح است: 3فرعوش ـ دو هزار و یکصد و هفتاد و دو نفر؛ شِفَطیا ـ سیصد و هفتاد و دو نفر؛ آرح ـ هفتصد و هفتاد و پنج نفر؛ فَحَت مواب (خاندان یشوع و یُوآب) ـ دو هزار و هشتصد و دوازده نفر؛ عیلام ـ یکهزار و دوصد و پنجاه و چهار نفر؛ زتو ـ نُهصد و چهل و پنج نفر؛ زَکی ـ هفتصد و شصت نفر؛ بانی ـ ششصد و چهل و دو نفر، بابای ـ ششصد و بیست و سه نفر؛ اَزجَد ـ یکهزار و دوصد و بیست و دو نفر؛ اَدُونیقام ـ شصد و شصت و شش نفر؛ بِغوای ـ دوهزار و پنجاه و شش نفر؛ عادین ـ چهارصد و پنجاه و چهار نفر؛ آطیر (از خاندان حِزقیا) ـ نود و هشت نفر؛ بیسای ـ سیصد و بیست و سه نفر؛ یُورَه ـ یکصد و دوازده نفر؛ حاشوم ـ دوصد و بیست و سه نفر؛ جبار ـ نود و پنج نفر.
21افرادی که اجداد شان در شهرهای زیر زندگی می کردند نیز برگشتند: از بیت لِحِم ـ یکصد و بیست و سه نفر؛ از نِطوفه ـ پنجاه و شش نفر؛ از عَناتوت ـ یکصد و بیست و هشت نفر؛ از عَزموت ـ چهل و دو نفر؛ از قِریَت عاریم، کِفَیره و بیروت ـ هفتصد و چهل و سه نفر؛ از رامه و جِبَع ـ ششصد و بیست و یک نفر؛ از مِکماش ـ یکصد و بیست و دو نفر؛ از بیت ئیل و عای ـ دوصد و بیست و سه نفر؛ از نِبو ـ پنجاه و دو نفر؛ از مَغبیش ـ یکصد و پنجاه و شش نفر؛ از عیلام ـ یکهزار و دوصد و پنجاه و چهار نفر؛ از حاریم ـ سیصد و بیست نفر؛ از لُود، حادید و اُنُو ـ هفتصد و بیست و پنج نفر؛ از اریحا ـ سیصد و چهل و پنج نفر؛ از سَنائت ـ سه هزار و ششصد و سی نفر.
36تعداد کاهنانی که از تبعید برگشتند: یَدَعیا (از نسل یشوع) ـ نُهصد و هفتاد و سه نفر؛ اِمیر ـ یکهزار و پنجاه و دو نفر؛ فَشحور ـ یکهزار و دوصد و چهل و هفت نفر؛ حاریم ـ یکهزار و هفده نفر.
40تعداد لاویانی که به وطن برگشتند: یشوع و قَدمی ئیل (از نسل هودویا) ـ هفتاد و چهار نفر؛ سرایندگان عبادتگاه (از نسل آساف) ـ یکصد و بیست و هشت نفر؛ نگهبانان عبادتگاه (از خاندان شلوم، آطیر، طَلمون، عَقوب، حَطیطا و شوبای) ـ یکصد و سی و نُه نفر.
43از خادمان عبادتگاه خاندانهای زیر از تبعید برگشتند: صیحا، حَسوفا، تباعوت، قیروس، سیعَها، فادون، لبانه، حَجابَه، عَقوب، حاجاب، شَملای، حانان، جِدیل، جَحَر، رایه، رزین، نِقودا، جَزام، عُزه، فاسیح، بیسای، اَسنَه، معونیم، نَفوسیم، بَقبُوق، حَقوفا، حَرحور، بَزلُوت، محیدا، حَرشا، بَرقُوس، سِیسَرا، تامَح، نَصیح، و حَطیفا.
55از خادمین سلیمان خاندان های زیر از تبعید برگشتند: سوطای، هَسوفرت، فِرودا، یعله، دَرقون، جِدیل، شِفَطیا، حَطیل، فُوخَرَتِ، ظبائیم، و آمی.
58جمع کارگران عبادتگاه و خادمین سلیمان که از تبعید برگشتند سیصد و نود و دو نفر بود.
59ششصد و پنجاه و دو نفر به خاندان های دِلایا، طوبیا، و نِقودا تعلق داشتند. اینها از آبادی های تِل مِلح، تِل حَرشا، کِروب، اَدان، و اِمیر آمده بودند، ولی نمی توانستند ثابت کنند که از نسل قوم اسرائیل هستند یا نه.
61خاندان های زیر که از گروه کاهنان بودند نتوانستند مدارک لازم را برای اثبات نسب خود به کاهنان پیدا کنند: حَبایا، هَقوس، و بَرزِلای (که با یکی از دختران بَرزِلای جِلعادی ازدواج کرده بود و نام فامیل خسر خود را هم انتخاب کرده بود.) چون آن ها نتوانستند اصل و نسب خود را ثابت کنند از وظیفۀ کاهنی محروم شدند. 63فرماندار یهودی به آن ها اجازه نداد از غذاهای نذری که تقدیم عبادتگاه می شد بخورند مگر آن که کاهنی در آنجا حضور می داشت و می توانست از اوریم و تُمیم استفاده کند. (اوریم و تُمیم دو چیزی بودند که جهت پی بردن خواست و ارادۀ خداوند توسط کاهنان به کار برده می شد.)
64مجموع افرادی که از تبعید برگشتند ـ چهل و دوهزار و سیصد و شصت نفر؛ خادمین آن ها (هم زن و هم مرد) ـ هفت هزار و سیصد و سی و هفت نفر؛ سرایندگان (هم زن و هم مرد) ـ دوصد نفر؛ اسپ ـ هفتصد و سی و شش راس؛ قاطر ـ دوصد و چهل و پنج؛ شتر ـ چهارصد و سی و پنج؛ الاغ ـ ششهزار و هفتصد و بیست.
68وقتی آن ها به عبادتگاه خداوند در اورشلیم وارد شدند بعضی از سران قبایل هدایای داوطلبانه تقدیم کردند تا عبادتگاه بزرگ اورشلیم در جای سابقش دوباره ساخته شود. 69هر کس به اندازۀ توان خود کمک کرد و جمع هدایای آن ها بالغ بر پنجصد کیلو طلا، دوهزار و هشتصد کیلو نقره و صد ردای کاهنان می شد.
70کاهنان، لاویان، و بعضی از مردم در داخل یا شهرهای اطراف اورشلیم ساکن شدند. سرایندگان، نگهبانان عبادتگاه، و کارگران عبادتگاه در نزدیکی شهرها جا گرفتند و بقیۀ بنی اسرائیل در همان شهرهائی سکونت گزیدند که اجدادشان قبلاً زندگی می کردند.
3فصل سوم
مراسم قربانی دوباره شروع می شود
1تا ماه هفتم قوم اسرائیل همگی در شهرهای خود ساکن شدند. بعد همه در شهر اورشلیم گرد آمدند 2و یشوع بن یُوصاداق، و کاهنانی که با او کار می کردند، و زِرُبابل فرزند شالتی ئیل، همراه اقوام خود قربانگاه عبادتگاه خدای اسرائیل را دوباره بنا نمودند تا بر طبق احکام شریعت موسی، مرد خدا، برای سوزاندن هدایای سوختنی مورد استفاده قرار گیرد. 3گرچه آنهای که از تبعید برگشته بودند از ساکنین آن سرزمین می ترسیدند، با این حال، آن ها قربانگاه را در همان محل سابقش دوباره ساختند. و بار دیگر بطور مرتب قربانی های صبحگاهی و شبانه خود را بر آن تقدیم می کردند. 4آن ها عید سایبان ها را با رعایت مقررات مربوط به آن جشن گرفتند، و هر روز قربانی های همان روز را تقدیم می کردند. 5علاوه بر آن، آن ها بطور منظم مراسم قربانی را اجراء می نمودند و همچنین قربانی های مربوط به جشن ماه نو و تمام تشریفات دیگری که برای پرستش خداوند برپا می شد، مرتباً انجام می گرفت. هدایای دیگری نیز بطور داوطلبانه و اختیاری به حضور خداوند تقدیم می شد. 6هر چند هنوز مردم ساختمان مجدد عبادتگاه را شروع نکرده بودند، با وجود این در اولین روز ماه هفتم اجرای مراسم قربانی های سوختنی را شروع کردند.
اعمار مجدد عبادتگاه خداوند شروع می شود
7مردم برای پرداخت اجورۀ سنگ تراشان و نجاران پول دادند، و همچنین غذا، نوشیدنی ها و روغن زیتون جمع کردند تا به شهرهای صور و صیدون فرستاده شود و در عوض چوب درخت سرو آزاد از لبنان خریداری کرده از طریق بحر به یافا بفرستند. تمام این اقدامات با موافقت کورِش، شاهنشاه فارس انجام شد. 8بنابراین، در ماه دوم سال دوم، آن ها به عبادتگاه اورشلیم برگشتند. زِرُبابل، یشوع، و بقیۀ هموطنان آن ها، کاهنان و لاویان ـ در حقیقت همه تبعید شدگان که به اورشلیم بر گشته بودند ـ با هم کار می کردند. همه لاویان بیست ساله به بالا به سرپرستی کار ساختمان مجدد عبادتگاه گماشته شدند. 9یشوع لاوی و پسران او و اقوامش، قدمی ئیل و پسرانش (از خاندان یهودا) مسئولیت نظارت در آبادی عبادتگاه را به عهده گرفتند. (لاویان وابسته به خاندان حیناداد نیز به آن ها کمک کردند.)
10وقتی مردم تهداب عبادتگاه را گذاشتند، کاهنان با چپن های خود در حالیکه کرنا به دست داشتند و لاویان مربوط به خاندان آساف با دایره های برنجی خود، در جای مخصوص ایستادند. آن ها بر طبق تعلیم داود پادشاه به حمد و سپاس خداوند پرداختند. 11آن ها اشعاری در حمد و سپاس خداوند می سرودند و این بیت را تکرار می کردند: «نیکو است خداوند، خدائی که محبتش به اسرائیل ابدی است.» چون کار ساختمان تهداب عبادتگاه شروع شده بود، همه با صدای بلند خدا را ستایش می کردند 12اغلب کاهنان و لاویان و مو سفیدان قبایل که عبادتگاه قبلی را دیده بودند، وقتی دیدند که تهداب عبادتگاه دوباره گذاشته می شود با صدای بلند گریه می کردند. درحالیکه بقیۀ حاضرین فریاد شوق و خوشی سر داده بودند. 13هیچ کس نمی توانست فریادهای خوشی را از صدای گریه تشخیص دهد، چون آنقدر صدای چیغ و فریاد بلند بود که حتی از فاصله بسیار دور شنیده می شد.
4فصل چهارم
مخالفت با آبادی مجدد عبادتگاه
1دشمنان مردم یهودا و بنیامین شنیدند کسانی که از تبعید برگشته اند به آبادی مجدد عبادتگاه خداوند، خدای اسرائیل مشغول شده اند. 2پس آن ها به دیدن زِرُبابل و سایر سران قبایل رفته به آن ها گفتند: «اجازه دهید ما هم در ساختن عبادتگاه به شما کمک کنیم. ما همان خدائی را می پرستیم که شما پرستش می کنید و از زمانی که پادشاه آشور، اسرحدون، ما را به اینجا آورده ما هم قربانی های خود را تقدیم خدای شما کرده ایم.» 3زِرُبابل، یشوع، و سایر سران قوم به آن ها گفتند: «در ساختن عبادتگاه خداوند، خدای خود، به کمک شما احتیاجی نداریم. ما خود آن را همانطور که کورِش شاهنشاه فارس امر فرموده خواهیم ساخت.»
4آنگاه مردمانی که در آن سرزمین زندگی می کردند سعی نمودند با کشتن روحیه و ترسانیدن یهودیان مانع ساختن عبادتگاه شوند. 5آن ها حتی به مأمورین دولتی فارس رشوه می دادند تا علیه یهودیان اقدام کنند. آن ها در تمام طول سلطنت کورِش تا زمان داریوش به این کار ادامه دادند.
مخالفت با اعمار مجدد اورشلیم
6در ابتدای سلطنت خشایار شاه، دشمنان مردم یهودا و اورشلیم شکایاتی علیه آن ها نوشتند.
7در زمان پادشاهی اُردشیر نیز بِشلام، مِتَردات و تبئیل و همکاران آن ها نامه ای به خط و زبان ارامی به پادشاه نوشتند که به هنگام خواندن باید ترجمه می شد.
8همچنین رِحوم، والی، و شمشائی، منشی ایالتی این نامه را دربارۀ اورشلیم به اُردشیر پادشاه فارس نوشتند:
9«از طرف رِحوم، والی، و شمشائی، منشی ایالتی، و معاونین آن ها، قضات و سایر مأمورینی که از اهالی ارَک، بابل، شوش و عیلام هستند، 10به اتفاق مردمانی که توسط آشور بانیپال کبیر و مقتدر از وطن خود شان بیرون رانده شده اند و در شهر سامره و سایر نقاط در ایالت غربی دریای فرات سکونت اختیار کردند.»
11این است متن نامه:
11«به اُردشیر، پادشاه فارس، از طرف خادمینش، مردم ساکن غرب دریای فرات. 12ما می خواهیم پادشاه بدانند یهودیانی که از سایر سرزمین ها به اینجا آمده اند، در شهر اورشلیم ساکن شده اند، و به آبادی دوبارۀ این شهر شیطانی و آشوبگر پرداخته اند. آن ها به آبادی مجدد دیوارهای آن مشغول شده اند و بزودی آن را تمام می کنند. 13ای پادشاه، اگر این شهر دوباره ساخته شود و دیوارهایش تکمیل شود، مردمش از پرداخت مالیات مختلف خودداری خواهند کرد و عایدات خزانۀ سلطنتی کاهش خواهد یافت. 14چون ما خود را مدیون پادشاه می دانیم، نمی خواهیم چنین چیزی پیش آید. پس پیشنهاد می کنیم 15امر فرمائید تا سوابق اسنادِ که بوسیله اجداد شما نگهداری شده بررسی شود. اگر چنین تحقیقی بعمل آید پی خواهید برد که این شهر همیشه یاغی بوده است و از زمان های قدیم همیشه برای پادشاهان و فرمانروایان ایالات زحمت ایجاد کرده است. حکومت بر این مردم همیشه کار مشکلی بوده و به همین دلیل این شهر ویران شده است. 16از این رو ما معتقدیم که اگر این شهر دوباره ساخته شود و دیوارهایش تکمیل گردد، پادشاه دیگر قادر به اداره ایالت غربی دریای فرات نخواهد بود.»
17پادشاه این جواب را فرستاد:
17«به رِحوم، فرماندار، و شیمشائی، منشی ایالتی، و سایر همکاران که در سامره و سایر نواحی غرب دریای فرات زندگی می کنند. بعد از درود، 18نامه ای که فرستاده بودید، پس از ترجمه برای من خوانده شد. 19من امر به تحقیق آن دادم و معلوم شد که واقعاً اورشلیم از زمان های قدیم علیه قدرت حکومت مرکزی شوریده و این شهر پُر از مردم یاغی و خرابکار است. 20پادشاهان مقتدر بر آنجا حکومت کرده اند و بر تمام ایالت غربی دریای فرات فرمان رانده و باج و خراج گرفته اند. 21بنابراین، شما خود تان امری صادر کنید و تا فرمان بعدی از جانب من از آبادی شهر جلوگیری نمائید. 22این کار را فوراً، قبل از آن که زیان بیشتری به منافع امپراطوری وارد شود، انجام دهید.»
23به محض اینکه نامۀ اُردشیر پادشاه برای رِحوم، شیمشائی و همکاران شان خوانده شد، آن ها با عجله به اورشلیم رفتند و با زور مانع آبادی شهر شدند.
کار ساختن عبادتگاه دوباره شروع می شود
24تا دومین سال سلطنت داریوش پادشاه فارس، کار آبادی دوبارۀ عبادتگاه قطع شده بود و همه چیز متوقف مانده بود.
5فصل پنجم
1آنگاه دو نبی به نامهای حجی و زکریا (پسر عدو) پیام خدای اسرائیل را به یهودیان ساکن یهودا و اورشلیم رسانیدند. 2وقتی زِرُبابل فرزند شِالتیئیل و یشوع فرزند یوصادق پیام آن ها را شنیدند شروع به بنای مجدد عبادتگاه اورشلیم نمودند و این دو نبی نیز به آن ها کمک کردند.
3تتنائی والی ایالت غربی دریای فرات، شتاربوزنائی، و همکارانش تقریباً بدون تأخیر به اورشلیم آمده گفتند: «چه کسی به شما اجازه داده است تا این عبادتگاه را بسازید و آن را تکمیل کنید؟» 4آن ها همچنین نامهای همه کسانی را که در ساختن عبادتگاه کمک کرده بودند خواستند. 5اما خداوند مراقب رهبران قوم یهود بود. مأمورین تصمیم گرفتند که قبل از دریافت جواب از داریوش پادشاه، اقدامی به عمل نیاورند. 6این است گزارشی که آن ها به پادشاه فرستادند:
7«بر داریوش پادشاه سلامتی باد.
8پادشاه بدانند که ما به ایالت یهودیه رفتیم و دیدیم عبادتگاه خدای بزرگ با تخته سنگهای بزرگ در حال آبادی است، و تیرهای چوبی روی دیوارها گذاشته شده است. این کار با دقت زیاد انجام می شود و در حال پیشرفت است.
9آنگاه از سران قوم خواستیم به ما بگویند با اجازه چه کسی تعمیر و تجهیز عبادتگاه را شروع کرده اند. 10ما اسامی آن ها را پرسیدیم تا بتوانیم شما را از نام کسانی که این کار را رهبری می کنند، مطلع سازیم.
11آن ها در جواب ما گفتند: «ما خادمین خدای آسمان و زمین هستیم و به آبادی مجدد عبادتگاه او که سالها قبل بوسیلۀ یکی از پادشاهان توانای ما ساخته شده بود، پرداخته ایم. 12اما چون اجداد ما خدای آسمان را خشمگین کردند او اجازه داد آن ها به اسارت نبوکدنصر پادشاه بابل که از یک خاندان کلدانی بود، درآیند. عبادتگاه ویران و مردم به بابل تبعید شدند. 13آنگاه کورِش در اولین سال سلطنت بعنوان پادشاه بابل، فرمان بنای مجدد عبادتگاه را صادر فرمود. 14او ظروف طلا و نقرۀ عبادتگاه را که نبوکدنصر از عبادتگاه اورشلیم به معبد بابل برده بود به اورشلیم بازگردانید. کورِش تمام این ظروف را به شخصی به نام شیشبصر که به فرمانداری ایالت یهودیه تعیین شده بود تحویل داد. 15پادشاه به او دستور داده بود که آن ها را به عبادتگاه اورشلیم ببرد و عبادتگاه را در همان محل سابقش دوباره بسازد. 16پس شیشبصر به اینجا آمد و تهداب آن را نهاد. بنای عبادتگاه از آن زمان تا حال حاضر ادامه یافته و هنوز تمام نشده است.»
17اکنون، اگر اراده پادشاه است، امر فرمائید اسنادِ دفترِ اوراقِ سلطنتی بابل بررسی شود و معلوم گردد که آیا کورِش پادشاه امر بنای مجدد عبادتگاه را داده است یا نه، آنگاه ما را از ارادۀ خود در این امر آگاه فرمائید.»
6فصل ششم
فرمان کورِش پیدا می شود
1داریوش پادشاه امر داد تا اسناد موجوده در دفتر اوراق سلطنتی در بابل بررسی شود. 2اما در شهر اکباتان (همِدان فعلی) در ایالت ماد طوماری یافت شد که در آن چنین نوشته شده بود:
3«در اولین سال پادشاهی خود، کورِش پادشاه فرمان داد که عبادتگاه اورشلیم دوباره در همان جای سابقش برای انجام قربانی ها بنا شود. بلندی عبادتگاه باید سی متر و عرض آن نیز سی متر باشد. 4دیوارهای آن از سه لایه سنگ و یک لایه چوب ـ به عنوان روکش روی سنگها ـ ساخته شود. تمام مخارج ساختمان از خزانۀ سلطنتی پرداخته شود. 5همچنین کلیه ظروف طلا و نقره ئی که نبوکدنصر از عبادتگاه اورشلیم به بابل آورده بود باید به جای خودشان یعنی عبادتگاه اورشلیم بازگردانیده شوند.»
داریوش پادشاه امر می دهد تا کار آبادی مجدد عبادتگاه ادامه یابد
6آنگاه داریوش پادشاه به آن ها چنین جواب داد:
6«به تتنائی، فرماندار ایالت غربی دریای فرات، شَتَر بوزنای و دستیاران شان در غرب فرات:
6به عبادتگاه نزدیک نشوید، 7و در ساختن آن دخالت نکنید. بگذارید والی یهودیه و رهبران قوم یهود عبادتگاه خدای خود را در محل سابقش بسازند. 8من به این وسیله به شما دستور می دهم که در آبادی مجدد عبادتگاه به آن ها کمک کنید. تمام مخارج آن ها باید فوراً از خزانۀ سلطنتی از مدرک مالیات دریافت شدۀ ایالت غربی دریای فرات پرداخته شود تا وقفه ای در کار ساختمان پیش نیاید. 9هر روز، طبق احتیاج کاهنان که در اورشلیم هستند، به آن ها گوساله، قوچ، بره، یا گندم، نمک، شراب و روغن زیتون بدهید تا قربانی هائی را که مورد پسند خدای آسمان است تقدیم کنند و برای سلامتی من و فرزندانم دعای خیر نمایند. 11علاوه بر آن، فرمان می دهم هر که از این امر تمرد کند یک تیر چوبی از سقف خانه اش کنده، نوک آن را تیز کنند و به بدنش فرو برند، و خانه اش را نیز تبدیل به تودۀ خاک گردانند. 12همان خدائی که اورشلیم را برای پرستش خود برگزید هر پادشاه یا هر ملتی را که فرمان مرا بجا نیاورد و بخواهد عبادتگاه را ویران کند محو و نابود خواهد ساخت. من، داریوش، این امر را داده ام. امر من باید کاملاً اجرا شود.»
تقدیس عبادتگاه
13آنگاه تتنائی والی ایالت غربی دریای فرات، شَتَر بوزنای و بقیۀ همکاران شان هرچه داریوش پادشاه امر داده بود انجام دادند. 14رهبران قوم یهود با تشویق انبیای خدا، حجی و زکریا به کار ساختن عبادتگاه ادامه دادند. آن ها طبق امر خدای اسرائیل و فرمان کورِش، داریوش و اُردشیر پادشاهان فارس ساختمان عبادتگاه را به اتمام رسانیدند. 15در روز سوم ماه «ادار» و در ششمین سال سلطنت داریوش پادشاه کار ساختمان عبادتگاه را به اتمام رسانیدند. 16آنگاه قوم اسرائیل ـ کاهنان، لاویان و همه آنهای که از تبعید برگشته بودند ـ با خوشی عبادتگاه را تقدیس کردند. 17برای مراسم تقدیس عبادتگاه، آن ها صد گاو نر، دوصد قوچ و چهارصد بره قربانی کردند. علاوه بر آن دوازده بز برای آمرزش گناهان خود ـ یک بز برای هر قبیله اسرائیل ـ قربانی کردند. 18آن ها همچنین کاهنان و لاویان را برای خدمات عبادتگاه اورشلیم برحسب دستورات شریعت موسی تعیین نمودند.
عید فِصَح
19کسانی که از تبعید برگشته بودند عید فِصَح را در روز چهاردهم ماه اول سال بعد جشن گرفتند. 20همه کاهنان و لاویان خود را تطهیر کرده پاک شدند. لاویان از طرف همۀ آنهائی که از تبعید برگشته بودند و همچنین از طرف کاهنان و از جانب خود مراسم قربانی های عید فِصَح را بجا آوردند. 21همۀ قوم اسرائیل که از تبعید برگشته بودند و تمام آنهائی که از کار های زشت غیر یهودیان ساکن آن سرزمین دست کشیده به پرستش خداوند، خدای اسرائیل روی آورده بودند، از گوشت قربانی ها خوردند. 22آن ها با خوشی و شادمانی عید فطیر را به مدت هفت روز جشن گرفتند. همه خوشحال بودند، زیرا خداوند آن ها را مورد توجه پادشاه آشور قرار داده بود در آبادی مجدد عبادتگاه خدای اسرائیل از حمایت او برخوردار بودند.
7فصل هفتم
عِزرا به اورشلیم وارد می شود
1چندین سال بعد، در دوران پادشاهی اُردشیر پادشاه فارس، شخصی بود به نام عِزرا. او از نسل هارون کاهن اعظم و شجره نامه اش به این شرح بود: عِزرا پسر سَرایا، پسر عَزریا، پسر حِلقیا، 2پسر شلوم، پسر صادوق، پسر اَخِیطُوب، 3پسر اَمَریا، پسر عَزریا، پسر مِرایوت، 4پسر زِرَحیا، پسر عزی، پسر بُقی، 5پسر اَبیشُوع، پسر فِنیحاس، پسر اَلِعازار، پسر هارون.
6عِزرا شخصی بود فاضل و دارای دانش عمیق در شریعتی که خداوند، خدای اسرائیل، به موسی داده بود. چون عِزرا از برکت خداوند، خدای خود، برخوردار بود هرچه می خواست پادشاه فارس به او می داد. در هفتمین سال سلطنت اُردشیر، عِزرا به اتفاق گروهی از یهودیان که شامل کاهنان، لاویان، سرایندگان، نگهبانان و کارکنان و خادمین عبادتگاه بود از بابل عازم اورشلیم شد. 8آن ها در اولین روز ماه اول، بابل را ترک کردند و با کمک خدا در روز اول ماه پنجم وارد اورشلیم شدند. 10عِزرا تمام زندگی خود را برای مطالعۀ شریعت خداوند و تعلیم دادن احکام آن به مردم اسرائیل صرف کرده بود.
نوشته ای که اُردشیر پادشاه به عِزرا داد
11اُردشیر پادشاه نوشتۀ زیر را به عِزرا، کاهن فاضل که دانشی عمیق از قوانین و احکام الهی داشت، داد:
12«از طرف اُردشیر پادشاه به عِزرای کاهن و عالم در شریعت خدای آسمان.
13من به این وسیله فرمان می دهم که در سرتاسر امپراطوری من به تمام قوم اسرائیل و کاهنان و لاویانی که مایل هستند همراه تو بروند، اجازه داده شود به اورشلیم برگردند. 14من، به اتفاق هفت مشاور خویش به تو ماًموریت می دهیم تا به اورشلیم و یهودیه بروی و وضع آنها را بر رسی کنی و ببینی آیا شریعت خدایت که به تو سپرده شده است اطاعت می شود یا نه. 15تو باید هدایای طلا و نقره ای را که من و مشاورینم مایلیم به خدای اسرائیل که عبادتگاهش در اورشلیم است تقدیم بنمائیم، با خود ببری. 16تو همچنین باید تمام طلا و نقره ای را که در سراسر ایالت بابل جمع می کنی و هدایائی را که قوم اسرائیل و کاهنان آن ها برای عبادتگاه خدای خود در اورشلیم می دهند با خود ببری.
17تو باید با دقت آن ها را صرف خرید گاو، قوچ، بره، غلات و شراب نمائی و آن ها را بر قربانگاهِ عبادتگاه اورشلیم تقدیم کنی. 18تو می توانی آنچه را که از طلا و نقره باقی می ماند مطابق ارادۀ خدای خود برای تهیۀ هرچه که خودت و مردمت می خواهید صرف کنی. 19تو باید تمام ظروفی را که برای استفاده در خدمات عبادتگاه به تو داده شده در اورشلیم به خدا تقدیم کنی. 20و هر چیز دیگری که برای عبادتگاه نیاز داری می توانی از خزانۀ سلطنتی بگیری.
21من به تمام خزانه داران ایالت غربی دریای فرات امر می دهم که هرچه عِزرای کاهن و عالم در شریعت خدای آسمان می خواهد، 22یعنی تا سه هزار و چهار صد کیلوگرام نقره، ده هزار کیلوگرام گندم، دو هزار لیتر شراب، دو هزار لیتر روغن زیتون و نمک فوراً به او داده شود. 23در تهیۀ هر چیز دیگری که خدای آسمان برای عبادتگاه خود می خواهد باید خیلی دقیق باشی و نباید کاری کنی که او نسبت به من و کسانی که بعد از من حکومت می کنند، خشمگین شود. 24اخذ هرنوع مالیات از کاهنان، لاویان، سرایندگان، نگهبانان و هر که به عبادتگاه وابسته است اکیداً ممنوع می باشد.
25تو، عِزرا، با حکمتی که خدا به تو داده است حاکمان و داورانی را که بر طبق شریعت خدای تو زیست کرده اند، برای حکومت بر تمام مردم ایالت غربی دریای فرات انتخاب کن. تو باید آن شریعت را به هر که نمی داند بیاموزی. 26اگر کسی شریعت خدای تو یا قوانین پادشاه را اطاعت نکند باید فوراً به مجازات برسد. مجازات چنین فردی ممکن است مرگ، یا تبعید، یا مصادرۀ اموال یا زندان باشد.»
عِزرا خدا را ستایش می کند
27عِزرا گفت: «سپاس بر نام خداوند، خدای اجداد ما! او پادشاه را ترغیب کرد که به عبادتگاهش در اورشلیم احترام گذارد. 28با لطف خدا، من مورد توجه پادشاه و مشاورینش و تمام ماًمورین عالیرتبۀ او قرار گرفته ام. خداوند، خدایم، به من شهامت بخشید و من توانستم بسیاری از سران قوم اسرائیل را تشویق کنم تا همراه من برگردند.»
8فصل هشتم
کسانی که از تبعید برگشتند
1فهرست سران خاندان های اسرائیلی که در بابل تبعید بودند و در زمان پادشاهی اُردشیر همراه من به اورشلیم برگشتند به این شرح است:
2جرشوم، از خاندان فِنیحاس؛ دانیال، از خاندان ایتامار؛ حطوش فرزند شِکَنیا، از خاندان داود؛ زکریا، از خاندان فَروُش، به همراه یک صد و پنجاه مرد دیگر که اصل و نسب آن ها ثبت شده است؛ اَلیُو عینای فرزند زِرَحیا، از خاندان فَحَت موآب، همراه دوصد مرد؛ شِکَنیا فرزند یحزیئیل، از خاندان زتو، همراه سه صد مرد؛ عابد فرزند یُوناتان، از خاندان عدین، همراه پنجاه مرد؛ اشعیا فرزند عتلیا، از خاندان عیلام، همراه هفتاد مرد؛ زَبَدیا فرزند میکائیل، از خاندان شِفَطیا، همراه هشتاد مرد؛ عوبَدیا فرزند یحیئیل، از خاندان یوآب، با دوصد و هجده مرد؛ شلومیت فرزند یوسفیا، از خاندان بانی، همراه یکصد و شصت مرد؛ زکریا فرزند بابای، از خاندان بابای، همراه بیست و هشت مرد؛ یُوحانان فرزند هقاتان، از خاندان عزجد، همراه یکصد و ده مرد؛ اَلِیفَلَط، یعی ئیل و شِمَعیه، از خاندان اَدُونیقام، همراه شصت مرد (این گروه آخرین گروهی بودند که برگشتند)؛ از خاندان بغوای، عوتای و زبود همراه با هفتاد نفر مرد.
عِزرا در صدد یافتن لاویان است
15من همه را در کنار نهری که به طرف شهر اهَوا جاری است، جمع کردم و در آنجا سه روز اردو زدیم، و دریافتم که تعدادی از کاهنان در بین آن ها بود، ولی از لاویان کسی در آنجا وجود نداشت. 16نه نفر از سران قوم به نامهای اَلِیَعَزر، اریئیل، شِمَعیه، اَلناتان، یاریب، اَلناتان، ناتان، زکریا، و مِشُلام و دو نفر از معلمان به نامهای یاریب و اَلناتان را احضار کردم. 17آن ها را به نزد عِدو، رئیس طایفه ای که در ناحیه کاسِفیا سکونت دارند، فرستادم تا از او و همکارانش که خادمین عبادتگاه بودند، بخواهند تا خادمانی را برای خدمت خداوند در عبادتگاه بفرستند. 18به لطف خدا آن ها یکی از لاویان را بنام شرَبیا، از خاندان مَحلی که شخصی برجسته بود، به همراه هجده نفر از پسران و برادرانش فرستادند. 19آن ها همچنین حَشَبیا و اشعیا را از خانوادۀ مراری به اتفاق بیست نفر از پسران و برادران آن ها فرستادند 20علاوه بر آن، دوصد و بیست نفر از خادمان عبادتگاه که اجدادشان بوسیله داود پادشاه و نمایندگان او برای کمک به لاویان منصوب شده بودند همراه دیگران آمدند. اسامی همۀ آن ها دوصد و بیست نفر ثبت شده است.
عِزرا مردم را برای دعا و روزه فرا می خواند
21در آنجا، در کنار نهر اهَوا، از همه خواستم تا همه با هم روزه بگیریم و با فروتنی از خدای خویش بخواهیم که ما را در سفر ما رهبری کند، و خود ما و فرزندان ما و اموال ما را محافظت نماید. 22من خجالت می کشیدم از پادشاه تقاضا کنم که یک تعداد از عساکر سوار خود را بفرستد تا در سفر در مقابل هر دشمنی از ما محافظت کنند، چون من به او گفته بودم که خدای ما به هر کسی که به او توکل کند برکت خواهد داد و همینطور هرکسی که از او رو برگرداند، مورد خشم و مجازات او قرار می گیرد. 23پس ما روزه گرفتیم و دعا کردیم تا خدا خودش از ما مراقبت کند و او هم دعاهای ما را مستجاب فرمود.
هدایائی که باید به عبادتگاه داده شود
24از بین سران کاهنان شرَبیا، حشابیا، و ده نفر دیگر را انتخاب کردم. 25آنگاه طلا و نقره و ظروفی را که پادشاه و مشاورین و مأمورین عالیرتبۀ او و مردم اسرائیل برای استفاده در عبادتگاه داده بودند وزن کردم و به کاهنان سپردم.
26آنچه به آن ها دادم به این شرح است: نقره ـ بیست و دو تُن؛ صد عدد ظروف نقره ئی به وزن ـ هفتاد کیلوگرام؛ طلا ـ سه هزار و چهارصد کیلوگرام؛ بیست عدد جام طلا به وزن ـ هشت کیلوگرام؛ دو عدد جام برنج اعلی به همان ارزش جامهای طلا.
28به آن ها گفتم: «شما در حضور خداوند، خدای اجداد خود، مقدس هستید، همینطور کلیه ظروف طلا و نقره که بعنوان هدیه به او تقدیم شده، مقدس است. 29تا رسیدن به عبادتگاه در حفظ و مراقبتِ آن ها دقت کنید. در آنجا، در اطاق کاهنان، آن ها را وزن کرده به سران کاهنان و لاویان و رهبران قوم اسرائیل در اورشلیم بدهید.» 30پس کاهنان و لاویان مسئولیت محافظت طلا و نقره و ظروف را تا رسانیدن آن ها به عبادتگاه اورشلیم به عهده گرفتند.
مراجعت به اورشلیم
31در روز دوازدهم ماه اول، نهر اهَوا را ترک کردیم و عازم اورشلیم شدیم. خدای ما در سفر با ما بود و ما را از حملات دشمنان و راهزنان حفظ کرد. 32وقتی به اورشلیم رسیدیم سه روز استراحت کردیم. 33در روز چهارم به عبادتگاه رفتیم. نقره و طلا و ظروف را وزن کردیم و به یک نفر کاهن به نام مریموت فرزند اوریا دادیم. اَلِعازار فرزند فِنیحاس و دو نفر از لاویان به نامهای یُوزاباد فرزند یشوع و نوعَدیه فرزند بِنوی نیز با او بودند. 34همه چیز شمرده و وزن شد و صورت حساب کاملی از آن ها در همان موقع تهیه گردید.
35بعد از آن همه کسانی که از تبعید برگشته بودند هدایائی آوردند تا بعنوان قربانی سوختنی در حضور خدای اسرائیل تقدیم شود. آن ها دوازده گاو نر، نود و شش قوچ و هفتاد و هفت بره را برای عموم قوم اسرائیل قربانی کردند. علاوه برآن، دوازده بُز را هم به منظور آمرزش گناهان خود قربانی کردند. تمام این حیوانات را بصورت قربانی سوختنی به حضور خدا تقدیم کردند. 36آن ها همچنین نوشته ای را که پادشاه به آن ها داده بود، به حکام و مأمورین دولت در ناحیه غربی دریای فرات دادند، و مأمورین هم از مردم و پرستش آن ها در عبادتگاه حمایت نمودند.
9فصل نهم
آگاهی عِزرا از ازدواج یهودیان با بت پرستان
1بعد از آن، رهبران قوم یهود آمده به من گفتند که مردم و کاهنان و لاویان از اقوام همسایه، یعنی مردم آمون، موآب، مصر و همچنان از کنعانیان، حِتیان، فرزیان، یبوسیان و اموریان خود را جدا نمی کنند. آن ها از کارهای ناشایست این مردم پیروی می نمایند 2و مردان یهودی با زنان بیگانه ازدواج می کنند و در نتیجه، قوم برگزیدۀ خدا آلوده می شود. رهبران و بزرگان قوم بیش از همه در این امر مقصرند. 3وقتی این را شنیدم از شدت غم لباس خویش را دریدم، موهای سر و روی خود را کندم و از شدت غم و ناراحتی بر زمین افتادم. 4تا وقت قربانی شامگاهی همانطور در آنجا در حالت اندوه و ماتم باقی ماندم، و مردم بتدریج اطراف من جمع شدند ـ مخصوصاً کسانی که گفتار خدای اسرائیل را در مورد گناه تبعید شدگان بخاطر داشتند.
5موقع قربانی شامگاهی در حالیکه هنوز لباس پاره شده بر تنم بود، از جائی که با غم و اندوه افتاده بودم، برخاستم. زانو زدم و دستهای خود را برای دعا به سوی خداوند، خدای خود بلند کردم، 6و گفتم: «ای خدا، آنقدر شرمگین هستم که نمی توانم سر خود را در حضور تو بلند کنم. گناهان ما بالای هم انباشته شده و از سر ما نیز گذشته است و به آسمان ها می رسد. 7از دوران اجداد ما تا به امروز ما، یعنی قوم برگزیدۀ تو، گناهان فراوانی را مرتکب شده ایم. بخاطر گناهان ما، پادشاهان و کاهنان و خود ما به دست پادشاهان بیگانه اسیر شده ایم. آن ها ما را کشتند، اموال ما را ربودند و خود ما را نیز به غلامی گرفتند. بی حرمت شده ایم و رسوائی ما تا به امروز باقی مانده است. 8اکنون برای مدتی به ما لطف کرده ای تا عده ای از ما از اسارت خلاص شویم و در این محل مقدس در آسودگی زندگی کنیم. تو ای خداوند، ما را برای مدتی کوتاه به اینجا آوردی تا دل و دیدۀ ما روشن گردد و نیروی تازه کسب کنیم. 9هرچند ما غلام بودیم، ولی تو ما را در حالت غلامی ترک نمی کنی، تو باعث شدی تا مورد لطف پادشاهان فارس قرار گیریم، و به ما اجازه دهند که به زندگی خود ادامه بدهیم و عبادتگاه تو را که ویران شده بود دوباره آباد کنیم، و در اینجا، در یهودیه و اورشلیم، در امان باشیم.
10اما بعد از آنچه اکنون اتفاق افتاده دیگر چه می توانیم بگوئیم؟ ما باز هم از احکام تو، ای خدا، 11که بوسیلۀ خادمین خود، انبیاء به ما داده ای تمرد کرده ایم. آن ها به ما گفتند که این سرزمین و این جائی که ما تصرف خواهیم کرد، بوسیله اعمال ناشایست و قبیح مردمی که در سرتاسر آن سکونت دارند، نجس شده است. 12آن ها به ما گفتند که اگر بخواهیم در این سرزمین قوی باشیم و از محصولات آن بهره برداریم و آن را تا ابد به فرزندان خود به ارث بگذاریم، نباید هیچ وقت با این مردم ازدواج نمائیم یا کاری کنیم که باعث موفقیت و سعادت آن ها شود. 13حتی بعد از آنهمه مجازات و سختی که بخاطر گناهان و خطایای خود متحمل شده ایم، ما می دانیم که تو، ای خدا، ما را کمتر از آنچه سزاوار بودیم تنبیه کرده ای و به ما رهائی بخشیده ای. 14چگونه ممکن است بازهم فرمان تو را نادیده بگیریم و با این مردمان شریر ازدواج کنیم؟ آیا تو قهر نخواهی شد و ما را تا آخرین نفر از بین نخواهی برد؟ 15ای خداوند، خدای اسرائیل، تو عادلی، ولی باز هم اجازه داده ای ما زنده بمانیم. ما به گناهان خود در حضور تو اعتراف می کنیم و می دانیم که اصلاً لیاقت آنرا نداریم که به حضور تو بیائیم.»
10فصل دهم
جدائی از زنان غیر یهودی
1وقتی عِزرا در مقابل عبادتگاه سر بر زمین نهاده بود و گریه کنان به گناهان اعتراف می کرد، گروه کثیری از قوم اسرائیل، زن و مرد و کودک، همه دور او جمع شده بودند و سخت گریه می کردند. 2آنگاه شِکَنیا فرزند یهی ئیل از خاندان عیلام به عِزرا گفت: «ما بخاطر ازدواج با زنان بیگانه عهد و وفای خود را نسبت به خداوند شکسته ایم. با وجود آن هنوز هم برای قوم اسرائیل امیدی وجود دارد. 3اکنون باید در برابر خدای خود جداً عهد ببندیم که از زنان و فرزندان خود جدا شویم. ما آنچه را تو و آنهائی که به احکام خداوند احترام می گذارند، بگوئید اطاعت خواهیم کرد، و آنچه را شریعت خداوند از ما بخواهد، بجا خواهیم آورد. 4این مسئولیت به عهدۀ تو است، تو ما را در انجام آن رهبری کن و ما از تو پشتیبانی خواهیم کرد.»
5پس عِزرا از رهبران قوم و کاهنان و لاویان و بقیۀ مردم خواست سوگند یاد کنند که طبق پیشنهاد شِکَنیا عمل خواهند کرد و همۀ آن ها قسم خوردند. 6بعد از آن از پیشروی عبادتگاه به اطاق یَهُوحانان فرزند اَلِیاشیب رفت و تمام شب را بدون آن که چیزی بخورد یا بنوشد به خاطر بی ایمانی تبعید شدگان در ماتم و غصه سپری کرد.
7پس پیامی به سر تا سر اورشلیم و یهودیه فرستاده شد تا تمام کسانی که از تبعید برگشته بودند، باید طبق امر رهبران قوم در شهر اورشلیم جمع شوند، 8و اگر کسی در ظرف سه روز حاضر نشود، تمام اموال او مصادره و خودش از جامعه طرد خواهد شد. 9بعد از سه روز، یعنی روز بیستم ماه نهم، تمام مردانی که در سرزمین یهودا و بنیامین زندگی می کردند، به اورشلیم آمدند و در صحن عبادتگاه جمع شدند. باران شدیدی می بارید و مردم هم به خاطر هوا و هم به دلیل اهمیت جلسه، همه بر خود می لرزیدند.
10عِزرای کاهن از جای خود بلند شد و خطاب به آن ها گفت: «شما مرتکب خیانت شده اید و بخاطر ازدواج تان با زنان بیگانه بر گناهان قوم اسرائیل افزوده اید. 11پس اکنون به گناهان خود به حضور خداوند، خدای اجداد خویش، اعتراف کنید و با اعمال نیک خود او را خوشنود سازید. خود را از بیگانگانی که در بین شما زندگی می کنند جدا کنید و از دست زنهای بیگانه خود را رها سازید.»
12مردم با صدای بلند در جواب او گفتند: «به هر چه تو بگوئی ما عمل خواهیم کرد.» 13آن ها همچنین گفتند: «جمعیت زیاد است، باران شدیدی می بارد، ما نمی توانیم در این مکان بدون سرپوش بایستیم. این چیزی نیست که بتوان در ظرف یک یا دو روز انجام داد، چون عدۀ زیادی از ما گرفتار این گناه شده ایم. 14اجازه بده سران قوم ما در اورشلیم بمانند و به این موضوع رسیدگی کنند، آنگاه هر کس زن بیگانه دارد، در یک وقت معین همراه رهبران و داوران شهر خود به اینجا بیاید. به این وسیله، خشم خدا در این مورد رفع خواهد شد.» 15هیچ کس با این پیشنهاد مخالف نبود جز یُوناتان، فرزند عَسائیل و یَحزیا، فرزند تِقوَه که از حمایت مِشُلام و یک لاوی به نام شَبتائی بر خوردار بودند.
16همه کسانی که از تبعید برگشته بودند، با این نظریه موافقه کردند، پس عِزرای کاهن از بین سران قبایل افرادی را برگزید و نامهای آن ها را ثبت کرد. در روز اول ماه دهم آن ها بررسی خود را شروع کردند، 17و در ظرف سه ماه تحقیق کاملی در مورد تمام مردانی که با زنهای بیگانه ازدواج کرده بودند، به عمل آمد.
مردانی که زنان بیگانه داشتند
18نامهای کسانی که زنهای بیگانه داشتند به این شرح است:
18از کاهنان به ترتیب هر خاندان عبارت بودند از: خاندان یشوع فرزند یُوصاداق و برادرانش مَعَسیا، اَلِیَعَزر، یاریب و جَدَلیا. 19آن ها قول دادند زنان خود را طلاق دهند، و در ضمن یک قوچ برای آمرزش گناهان خود قربانی کردند. 20از خاندان اِمیر: حَنانی و زَبَدیا. 21از خاندان حاریم: مَعَسیا، ایلیا، شِمَعیه، یحیئیل و عُزیا. 22از خاندان فَشحور: اَلیُوعِینای، مَعَسیا، اسماعیل، نتنائیل، یُوزاباد، و اَلعاسه.
23از لاویان: یُوزاباد، شِمعی، قَلایا (که قَلیطا نیز نامیده می شود)، فَتَحیا، یهودا، و اَلِیَعَزر.
24از سرایندگان: اَلِیاشیب.
24از نگهبانان عبادتگاه: شلوم، طالَم و اُوری.
25و بقیه: از خاندان فرعوش: رَمیا، یِزِیا، مَلکیا، مِیامین، اَلِعازار، مَلکیا و بنایا. 26از خاندان عیلام: مَتَنیا، زَکَریا، یحیئیل، عبدی، یَریموت، و ایلیا. 27از خاندان زتو: اَلیُوعِینای، اَلِیاشیب، مَتَنیا، یَریموت، زاباد، و عَزیزا. 28از خاندان بابای: یَهُوحانان، حَنَنیا، زَبای، و عَتلای. 29از خاندان بانی: مَشُلام، مَلوک، عدایا، یاشوب، شِال، و راموت. 30از خاندان فَحَت موآب: عَدنا، کَلال، بنایا، مَعَسیا، مَتَنِیا، بزل ئیل، بِنوی، مَنَسّی. 31از خاندان حاریم: اَلِیَعَزر، اِشِیا، مَلکیا، شِمَعیه، و شَمعون، بنیامین، مَلوک، شَمریا. 33از خاندان هاشوم: مَتِنای، متاته، زاباد، اَلِیفَلَط، یَریمای، مَنَسّی و شِمعی. 34از خاندان بانی: مَعَدای، عَمرام، اویل، بنایا، بِیدِیا، کَلوهی، وَنیا، مریموت، اَلِیاشیب مَتَنیا، مَتِنای، یَعسُو. 38از خاندان بِنوی: شِمعی، شلمیا، ناتان، عدایا، مَکنَدبای، شاشای، شارای، عَزرئیل، شلمیا، شَمریا، شلوم، اَمَریا، و یوسف. 43از خاندان نِبو: یعی ئیل، مَتتیا، زاباد، زَبینا، یدُو، یوئیل و بنایا.
44بعضی از این مردان از زنان بیگانه خود دارای اولاد بودند.