مقدمه

عاموس نویسندۀ این کتاب، در شمال اسرائیل وظیفۀ چوپانی داشت. اما خداوند او را در اواسط قرن هشتم قبل از میلاد به رسالت دعوت کرد. اکثر موعظه های عاموس نبی متوجه مردم سلطنت شمالی اسرائیل که پایتخت آن سامره بود، می باشد.

در زمان عاموس مردم در آسایش فراوان زندگی می کردند. ثروتمندان تازه به دوران رسیده در حالیکه در جشن های مذهبی شرکت می نمودند و قربانی ها تقدیم می کردند، بر دیگران ظلم می کردند. عاموس آنها را به اشتباه شان متوجه ساخت و به آنها گفت که با این رویه و کردار به ظاهر مذهبی خود، خدا را خشمگین می سازند. عاموس نبی آنها را تشویق نموده گفت: «بگذارید عدالت مانند آب و انصاف مثل نهری جاری شود.»

یکی از آیات مهم این کتاب آیت ۱۵ فصل پنجم است که می فرماید: «از بدی بپرهیزید و خوبی را دوست بدارید و در محاکم عدالت را برقرار سازید تا شاید خداوند قادر مطلق بر بازماندگان قوم رحم کند.»

فهرست مندرجات:

مجازات همسایگان اسرائیل: فصل ۱: ۱ - ۲: ۵

مجازات اسرائیل: فصل ۲: ۶ - ۶: ۱۴

پنج رؤیا: فصل ۷ - ۹

1

فصل اول

1اینها سخنان عاموس است که در شهر تَقوع زندگی می کرد و پیشۀ چوپانی داشت. او دو سال پیش از زلزله، وقتیکه عُزیا، پادشاه یهودا و یَرُبعام (پسر یهوآش) پادشاه اسرائیل بود، در بارۀ آنچه که از خداوند بر او نازل شده بود، چنین می گوید:

2«خداوند از کوه سهیون در اورشلیم همچون رعد می غرد. چراگاههای چوپانها خشک می شوند و سبزه های قلۀ کوه کَرمَل زرد و پژمرده می گردند.»

مجازات همسایگان اسرائیل

دمشق

3خداوند می فرماید: «مردم دمشق بارها گناه کرده اند، بنابراین، از تقصیر شان بر نمی گردم و آن ها را مجازات می کنم، زیرا آن ها با مردم جلعاد با شیوۀ وحشیانه و ظالمانه ای رفتار کردند. 4پس من آتشی را بر خاندان حَزایل پادشاه می فرستم و قلعه های مستحکم بِنهَدَد را می سوزانم. 5دروازه های شهر دمشق را می شکنم و اهالی وادی آوَن و پادشاه بیت عدن را نابود می سازم. مردم سوریه به سرزمین قیر به اسارت برده می شوند.»

فلسطین

6خداوند می فرماید: «اهالی غزه بمراتب گناه کرده اند. آن ها سزاوار مجازات هستند، زیرا تمام قوم مرا تبعید کردند تا به دست مردم ادوم تسلیم کنند. 7پس من آتشی را بر حصارهای غزه می فرستم و قلعه های مستحکم آن را می سوزانم. 8اهالی اَشدُود را نابود می کنم و پادشاه اَشقَلُون را می کشم. مردم شهر عَقرُون را از بین می برم و تمام فلسطینیانی که باقی مانده اند، هلاک می شوند.»

صور

9خداوند می فرماید: «مردم صور مرتب گناه کرده اند. آن ها حتماً مجازات می شوند، زیرا که آن ها تمام قوم ادوم را به اسارت بردند و پیمان برادری خود را شکستند، 10بنابران، من آتشی را بر حصارهای صور می فرستم و قلعه های مستحکم آن را با شعله های آن می سوزانم.»

ادوم

11خداوند می فرماید: «قوم ادوم بارها گناه کرده اند. من از تقصیرات شان نمی گذرم، زیرا آن ها با شمشیر به تعقیب برادران خود رفتند و با خشم و غضب همه را بیرحمانه بقتل رساندند. 12پس من هم آتشی را بر شهر تیمان می فرستم و قلعه های بُزره را می سوزانم.»

عَمون

13خداوند می فرماید: «خطاهای مردم عمون از حد گذشته است. من گناهان شان را فراموش نمی کنم، زیرا آن ها برای اینکه به سرحدات خود توسعه بخشند، در جنگ جلعاد شکم زنان حامله را با شمشیر دریدند. 14بنابران، من هم آتشی را بر حصارهای شهر رَبه می افروزم و قلعه های آن را با غریو و نعرۀ جنگ و غرش طوفان از بین می برم. 15پادشاه آن با مأمورینش یکجا تبعید می شوند.»

2

فصل دوم

موآب

1خداوند می فرماید: «مردم موآب به مراتب گناه کرده اند. من به سبب خطاهای شان، آن ها را مجازات می کنم، زیرا که آن ها استخوانهای پادشاه ادوم را سوختاندند و به خاکستر تبدیل کردند. 2پس من هم آتشی را بر موآب می فرستم و قلعه های قِریُوت را می سوزانم. اهالی موآب در بین خروش و غوغای جنگ و نعرۀ جنگجویان از بین می روند. 3پادشاه آن را با مأمورینش یکجا هلاک می سازم.»

یهودا

4خداوند می فرماید: «مردم یهودا بارها گناه کرده اند. آن ها حتماً جزا می بینند، زیرا آن ها احکام مرا بجا نیاوردند و از قوانین من پیروی نکردند، بلکه با پرستش همان بتهائی که معبود اجداد شان بودند، گمراه شدند. 5پس من هم آتشی را بر یهودا می فرستم و قلعه های اورشلیم را می سوزانم.»

مجازات اسرائیل

6خداوند می فرماید: «قوم اسرائیل به مراتب گناه کرده اند. آن ها باید به سزای گناه خود برسند، زیرا آن ها اشخاص نیک و راستکار را که قادر به پرداخت قرض خود نیستند و مردم فقیر و بینوا را که نمی توانند قرض قیمت یک جوره کفش را بپردازند، به غلامی می فروشند. 7بر مردم مسکین ظلم می کنند و مانع اجرای عدالت در حق اشخاص ضعیف و ناتوان می گردند. پسر و پدر با یک دختر همبستر می شوند. به این ترتیب، نام مقدس مرا بی حرمت می سازند. 8با همان لباسی که از قرضداران خود گرو گرفته اند در کنار هر قربانگاه می خوابند و در عبادتگاه خدای خود با پولی که بعنوان جریمه از مردم گرفته اند، شراب می نوشند.

9اما ای قوم برگزیدۀ من، بخاطر شما اموریان را که مانند درختان سرو، بلند و همچون درختان بلوط، نیرومند و قوی بودند، با میوه و ریشه های شان بکلی نابود ساختم. 10همچنین شما را از کشور مصر بیرون آوردم و مدت چهل سال در بیابان راهنمائی کردم تا سرزمین اموریان را تصاحب کنید. 11بعضی از پسران شما را بحیث انبیاء و بعضی از جوانان تان را به عنوان نذری (نذیره) برای خود انتخاب کردم.» خداوند می فرماید: «ای قوم اسرائیل، آیا این حقیقت ندارد؟ 12اما شما به آن جوانان نذری شراب دادید که بنوشند و به انبیاء گفتید که نبوت نکنند. 13پس حالا شما را مثل عراده ای که در زیر بار غله صدا می کند، به ناله می آورم. 14حتی سریعترین کسان نمی توانند فرار کنند. قوت و نیروی جنگجویان از بین می رود و قادر نمی باشند که جان سالم بدر برند. 15تیراندازان مقاومت خود را از دست می دهند. دوندگان از فرار بازمی مانند و اسپ سواران نمی توانند جانهای خود را نجات بدهند.» 16خداوند می فرماید: «در آن روز شجاعترین جنگجویان سلاح خود را به زمین انداخته برای نجات جانهای خود فرار می کنند.»

3

فصل سوم

خطا و مجازات اسرائیل

1ای قوم اسرائیل، به کلام خداوند که عليه شما‏ است گوش بدهید. او علیه تمام قومی که خداوند آن ها را از مصر بیرون آورد می فرماید: 2«از بین تمام اقوام روی زمین، من تنها شما را انتخاب کرده ام. به همین دلیل جزای گناهان شما سنگینتر است.»

3آیا دو نفر بدون آنکه با هم متفق باشند یکجا سفر می کنند؟ 4آیا شیر، وقتی شکاری نداشته باشد در جنگل غرش می کند؟ آیا شیر ژیان اگر شکاری نکرده باشد در بیشۀ خود می غرد؟ 5اگر تله ای نباشد آیا پرنده ای به دام می افتد؟ اگر تله چیزی را نگرفته باشد، آیا بسته می شود؟ 6وقتی زنگِ خطرِ جنگ نواخته شود، آیا مردم از ترس به لرزه نمی آیند؟ اگر خواست خداوند نباشد، آیا مردم دچار مصیبت می شوند؟

7خداوند متعال، پیش از آنکه بندگان خود، انبیاء را از ارادۀ خود آگاه نسازد، کاری نمی کند. 8هرگاه شیر غرش کند، کیست که از ترس نلرزد؟ وقتی خداوند متعال سخن گوید، آیا کسی جرأت می کند که آن را اعلام ننماید؟

9به ساکنین قصرهای اَشدُود و مصر اعلام کنید و بگوئید: «بر کوههای سامره جمع شوید و ببینید که چه آشوبی در آنجا برپاست و مردم مرتکب چه ظلم هائی می شوند.» 10خداوند می فرماید: «اهالی آنجا از صداقت و راستی کار نمی گیرند. قصرهای شان پُر از غنایمی است که از راه غارت و دزدی به دست آورده اند. 11بنابران، دشمن می آید و سرزمین شان را محاصره می کند. قدرت دفاعی شان را از بین می برد و قلعه های شان را ویران می نماید.»

12خداوند می فرماید: «همانطوری که چوپانی فقط دو پا و یا یک گوش گوسفندی را از دهن شیر بازمی گیرد، در سامره هم تنها عدۀ کمی از ساکنین آن که بر تختهای مجلل تکیه زده اند، نجات می یابند.»

13خداوند، خدای قادر مطلق می فرماید: «بشنوید و این پیام را به بنی اسرائیل اعلام کنید. 14در همان روزی که قوم اسرائیل را به سزای گناه شان برسانم، قربانگاه های بیت ئیل را هم از بین می برم. شاخهای قربانگاه قطع می شوند و به زمین می افتند.» 15خداوند می فرماید: «خانه های تابستانی و زمستانی را ویران کرده و خانه های را که با عاج زینت یافته اند با خاک یکسان می کنم و همه خانه های بزرگ را از بین می برم.»

4

فصل چهارم

1ای زنان سامره که مثل گاوهای باشان چاق شده اید، بر مردم مسکین ظلم می کنید، اشخاص نادار و محتاج را پایمال می نمائید و به شوهران تان می گوئید: «شراب بیاورید که بنوشیم.» 2خداوند متعال که مقدس است، وعده داده و فرموده است: «روزی می رسد که دشمنان چنگک به دهان شما انداخته همۀ تان را مانند ماهی می کشند و با خود می برند. 3هر یک از شما را به نزدیکترین شگاف دیوار می برند و از آنجا بیرون می اندازند.»

سرکشی قوم اسرائیل

4خداوند متعال می فرماید: «ای قوم اسرائیل، اگر می خواهید، به بیت ئیل و جِلجال بروید و گناه ورزید. تا که می توانید گناه کنید. هر صبح قربانی های تان را بیاورید و بعد از هر سه روز یک دهم تانرا بدهید. 5به اجرای قربانی های شکرانگی تان ادامه دهید و به همه جا اعلان کنید که برای خداوند قربانی تقدیم کرده اید، زیرا شما به تظاهر و خودنمائی عادت دارید.» این گفتۀ خداوند متعال است.

6خداوند می فرماید: «من به تمام شهرهای شما قحطی را آوردم و احتیاج نان را در جمیع مکان های شما، اما با اینهم توبه نکردید و بسوی من بازنگشتید. 7در فصل درو بارشِ باران را قطع کردم. در یک شهر باران فرستادم و در شهر دیگر از آن جلوگیری نمودم. بر یک زمین باران بارید و زمین دیگر از بی آبی خشک شد. 8مردم چند شهر برای نوشیدن یک جرعه آب، با تن خسته و ناتوان به شهر دیگری خود را آواره می کردند، اما تشنگی شان رفع نمی شد. با اینهم شما بسوی من برنگشتید.»

9خداوند می فرماید: «با باد سموم و آفت، محصول باغها و تاکستان های شما را از بین بردم. درختان انجیر و زیتون شما خوراک ملخ شدند، بازهم شما بسوی من بازگشت نکردید.»

10خداوند می فرماید: «همان بلاهائی را که بر سر مردم مصر آوردم بر سر شما هم فرستادم. جوانان شما را با شمشیر کشتم، اسپهای تان ربوده شدند. بینی تان از بوی بد اجساد مقتولینِ اردوگاه تان پُر شد. با اینحال، شما بسوی من بازنگشتید. 11بعضی از شما را مانند مردم سدوم و عموره نابود ساختم. کسانی هم که زنده ماندند، مثل سوخته چوبی بودند که از بین آتش بیرون کشیده شده باشند. با همۀ اینها، بازهم شما بسوی من برنگشتید. 12بنابران، من شما را مجازات می کنم. پس ای اسرائیل، برای داوری و مجازات در برابر خدای خود آماده شو.»

13زیرا آنکه کوه ها را بنا نمود و باد را بوجود آورد، انسان را از افکار پنهانی خود آگاه می سازد، روز را به شب تبدیل می کند و بر بلندی های زمین قدم می گذارد، نام او خداوند، خدای قادر مطلق است.

5

فصل پنجم

دعوت به توبه

1ای قوم اسرائیل، به مرثیه ای که برای شما می خوانم گوش بدهید:

2دختر باکرۀ اسرائیل از پا افتاده است

2و دیگر هرگز بر نمی خیزد.

2او فراموش شده است

2و کسی به کمک او نمی آید که او را از زمین برخیزاند.

3خداوند متعال می فرماید: «از یک شهر یکهزار نفر به جنگ می روند، اما تنها یکصد نفر زنده بر می گردند. از شهر دیگری صد نفر فرستاده می شوند، ولی فقط ده نفر زنده می مانند.»

4خداوند به قوم اسرائیل می فرماید: «مرا بطلبید تا زنده بمانید. 5به بیت ئیل برای عبادت نروید، به جِلجال اجتماع نکنید و به بئرشِبع داخل نشوید، زیرا مردم جِلجال تبعید می گردند و مردم بیت ئیل نابود می شوند.» 6در طلب خداوند باشید تا زنده بمانید، در غیر آن غضب او مثل آتش شعله ور می شود و قوم اسرائیل را می سوزاند و مردم بیت ئیل را از بین می برد و کسی نمی تواند آن را خاموش سازد. 7شما محکوم به فنا هستید، زیرا عدالت را پایمال می کنید و مردم را از حق شان محروم می سازید.

8کسی که اجرام سماوی ثریا و جبار را بوجود آورد، تاریکی را به صبح روشن و روز را به شب تبدیل می کند، آب های بحر را جمع کرده بر زمین می باراند، نام او خداوند است. 9او نیرومندان را با قلعه های شان نابود می سازد.

10شما از کسانی که پیرو عدالت و راستگو هستند، نفرت دارید. 11بر مردم مسکین و فقیر ظلم می کنید و غلۀ شان را به زور می گیرید، بنابران، در خانه هائی که از سنگهای مُزَیَن بنا کرده اید، زندگی نمی کنید و از شراب تاکستان های زیبائی که غرس نموده اید نمی نوشید، 12زیرا من می دانم که گناهان زیاد و خطاهای بزرگی را مرتکب شده اید. به اشخاص راستکار آزار می رسانید، رشوت می گیرید و عدالت را از مردم مسکین بازمی دارید. 13اما آن کسانی که شما از آن ها نفرت دارید، باید در آن مواقع عاقل و صابر باشند و سکوت کنند.

14پس نیکوئی کنید و از شرارت دست بکشید تا زنده بمانید. آنوقت خداوند، خدای قادر متعال، چنانکه ادعا می کنید، همراه شما و مددگار شما خواهد بود. 15از بدی بپرهیزید و خوبی را دوست بدارید و در محاکم عدالت را برقرار سازید تا شاید خداوند قادر مطلق بر بازماندگان قوم رحم کند.

16خداوند متعال، خدای قادر مطلق می فرماید: «از تمام جاده های شهر صدای ناله و شیون بر می خیزد و حتی دهقانان دعوت می شوند تا با مرثیه خوانان نوحه گری کنند. 17در تاکستانها نوحه و شیون برپا می شود، زیرا من برای مجازات شما می آیم.» خداوند فرموده است.

18وای بحال شما که در آرزوی فرارسیدن روز خداوند هستید. آن روز چه فایده ای برای شما خواهد داشت؟ زیرا در آن روز تاریکی را می بینید نه روشنی را. 19شما مثل کسی می باشید که از شیری فرار می کند و با خرسی روبرو می گردد. یا مانند کسی که به خانۀ خود داخل می شود و دست خود را بر دیوار می گذارد و مار او را می گزد. 20روز خداوند تاریکی مطلق را ایجاد می کند و اثری از روشنی دیده نمی شود. آن روز یک روز ظلمانی بوده نور و روشنائی بچشم نمی خورد.

21خداوند می فرماید: «من از عیدهای تان بیزارم و از محافل مذهبی شما نفرت دارم. 22قربانی های سوختنی و هدایای آردی شما را نمی پذیرم و به قربانی حیوانات چاقی که جهت شکرگزاری می آورید توجهی ندارم. 23سرود حمد خود را بگوش من نرسانید. نوای چنگ شما را نمی شنوم. 24به عوض، بگذارید که عدالت مثل آب و انصاف مانند نهری همیشه در جریان باشد.

25ای قوم اسرائیل، در مدت چهل سالی که در بیابان بودید، آیا برای من قربانی و هدیه می آوردید؟ 26نی، بلکه شما به پادشاه خدایان خود، یعنی سکوت و به کیوان، خدای ستارگان تان و به بتهائی که به دست خود ساخته بودید، زیادتر علاقه نشان می دادید. 27بنابران، من که خدای قادر مطلق هستم شما را به سرزمین دوردستی، در آن طرف دمشق تبعید می کنم.» این گفتۀ خداوند، خدای قادر مطلق است.

6

فصل ششم

تباهی قوم اسرائیل

1وای بر شما که در سهیون و کوه سامره در رفاه و آسودگی زندگی می کنید و به این می بالید که رهبر و پیشوای قوم بزرگی هستید و مردم برای کمک پیش شما می آیند. 2به شهر کلنه بروید، از شهر بزرگ حمات دیدن کنید و از آنجا به شهر جَت، در سرزمین فلسطینی ها بروید و ببینید که آیا آن ها بهتر از ممالک شما هستند و یا ساحۀ سرزمین شان بزرگتر از سرزمین های شماست؟ 3شما فکر روز مصیبتی را که بر سر شما می آید از خود دور می کنید، اما با کردار زشت تان آن روز بد را به خود نزدیکتر می سازید. 4وای بر شما که بر تختهای عاج دراز می کشید، در بسترهای نرم می خوابید و بهترین گوشت بره و لذیذترین گوشت گوسالۀ گله را می خورید. 5با نوای چنگ آواز می خوانید و مانند داود آلات موسیقی را برای خود اختراع می کنید. 6جامهای شراب را سر می کشید و با بهترین عطرها خود را خوشبو می سازید، ولی بخاطر مصیبت قوم اسرائیل غمگین نمی شوید. 7بنابران، شما پیشتر از دیگران به اسارت می روید و روزهای عیش و خوشگذرانی شما به پایان می رسند.

8خداوند، خدای قادر متعال به ذات خود قسم خورده است و می فرماید: «من از غرور قوم اسرائیل بیزار هستم و از قصرهای باشکوهِ آن ها نفرت دارم. پس من پایتخت آن را با همه چیزی که در آن است به دشمنان تسلیم می کنم.»

9اگر ده نفر در یک خانه باقی مانده باشند، آن ها هم کشته می شوند. 10وقتی خویشاوند شخص مُرده برای دفن جنازۀ او بیاید، از آن کسی که هنوز زنده است می پرسد: «آیا کس دیگری باقی مانده است؟» او جواب می دهد: «نی.» آن خویشاوند می گوید: «خاموش باش و نام خداوند را بر زبان نیاور!» 11زیرا اینک خداوند امر می فرماید، خانه های بزرگ و کوچک با خاک یکسان می شوند. 12آیا اسپها بر صخره ها می دوند؟ آیا گاوها بحر را قلبه می کنند؟ اما شما عدالت را به کام مردم مانند زهر تلخ ساخته و حق را به باطل تبدیل کرده اید.

13شما به اینکه شهر لودیبار را تسخیر کرده اید افتخار می کنید و می گوئید: «ما قدرت آن را داریم که شهر کارنائیم را فتح کنیم.»

14اما خداوند، خدای قادر مطلق می فرماید: «ای قوم اسرائیل، من سپاه دشمن را می فرستم تا کشور شما را تصرف کنند و مردم شما را از سرحد حمات تا جویبار عربه بتنگ بیاورند.»

7

فصل هفتم

رؤیای ملخ

1در رؤیائی که خداوند متعال به من نشان داد دیدم که بعد از دروِ محصول اولِ غله که سهم پادشاه بود و محصول دوم تازه سر زده بود، خداوند خیل ملخ را بوجود آورد. 2بعد از آنکه ملخها همه گیاه سبز زمین را خوردند، من به خداوند گفتم: «ای خداوند متعال، از حضور تو استدعا می کنم که قوم برگزیدۀ خود را ببخشی. آن ها قوم ضعیف و کوچک هستند و نمی توانند در برابر این مصیبت طاقت کنند.» 3پس خداوند هم رحم کرد و فرمود: «این حادثه اتفاق نمی افتد.»

رؤیای آتش

4خداوند متعال در رؤیای دیگری، آتش بزرگی را که برای مجازات مردم آماده کرده بود، به من نشان داد. آن آتش آب های عمیق زمین را بلعید و تمام نباتات را سوختاند. 5من گفتم: «ای خداوند، خدا التماس می کنم از این کار منصرف شو، زیرا قوم اسرائیل کوچک و ضعیف است و طاقت این بلا را ندارد.» 6پس خداوند فرمود: «این حادثه هم اتفاق نمی افتد.»

رؤیای شاقول (شاول)

7بعد در رؤیای دیگری دیدم که خداوند در کنار دیوار که با شاقول بنا شده بود، ایستاده شاقولی در دست داشت. 8از من پرسید: «عاموس، چه می بینی؟» من جواب دادم: «یک شاقول.» خداوند فرمود: «با این شاقول می خواهم نشان بدهم که قوم برگزیدۀ من مثل این دیوار راست نیست، لهذا می خواهم که آن ها را مجازات کنم. 9و مکان های بلند اسحاق و معابدی را که اسرائیل بنا کرده اند، ویران می کنم و خاندان یَرُبعام را با شمشیر نابود می سازم.»

عاموس و اَمَصیا

10آنگاه اَمَصیا، کاهن بیت ئیل، به یَرُبعام، پادشاه اسرائیل خبر داد و گفت: «عاموس در بین قوم اسرائیل فتنه برانگیخته و علیه تو توطئه چیده است و سخنان او کشور ما را نابود خواهد ساخت. 11زیرا او می گوید که تو با شمشیر بقتل می رسی و قوم اسرائیل از کشور شان تبعید شده به اسارت برده می شوند.»

12بعد اَمَصیا به عاموس گفت: «ای نبی، از این کشور خارج شو. به سرزمین یهودا برگرد و در آنجا با موعظه هایت پول به دست آور و نان بخور. 13دیگر هرگز در بیت ئیل موعظه نکن، زیرا اینجا محل عبادت پادشاه و معبد مردم ما می باشد.»

14عاموس جواب داد: «من نه نبی هستم و نه پسر نبی. وظیفۀ من اصلاً چوپانی و میوه چینی است. 15اما خداوند مرا از کار چوپانی گرفت و فرمود: «برو برای قوم اسرائیل موعظه کن.» 16حالا تو می گوئی که علیه قوم اسرائیل موعظه نکنم، پس ای اَمَصیا، به کلام خداوند گوش بده که به تو می فرماید: 17زن تو در این شهر فاحشه می شود، فرزندانت در جنگ بقتل می رسند و ملک و زمینت تقسیم شده به دیگران تعلق می گیرد. خودت هم در یک کشور بیگانه می میری و قوم اسرائیل از وطن خود تبعید می شوند.»

8

فصل هشتم

رؤیای تکری پُر از میوه

1خداوند متعال در رؤیای دیگری یک تُکری پُر از میوه را به من نشان داد 2و از من پرسید: «عاموس چه می بینی؟» من جواب دادم: «یک تکری پُر از میوۀ رسیده.» خداوند فرمود: «وقت آن رسیده است که قوم برگزیدۀ من، اسرائیل به جزای اعمال خود برسند و من از مجازات آن ها منصرف نمی شوم. 3در آن روز سرودهائی که مردم در معبد می نوازند، به گریه و نوحه تبدیل می شوند. اجساد مردگان در همه جا بچشم می خورند و سکوت مطلق سایه می افگند.»

نابودی قوم اسرائیل

4بشنوید ای کسانی که مردم مسکین و بینوا را پایمال می کنید و قصد نابودی اهالی فقیر این سرزمین را دارید! 5به این فکر هستید که: «هرچه زودتر ایام تعطیل و روزهای سَبَت بپایان برسند تا به کسب و کار خود شروع کنید و غلۀ خود را به قیمت گران بفروشید. در ترازو تقلب می نمائید و با اوزان سبکتر مشتریان را فریب می دهید. 6گندم پسماندۀ خود را به فقرا در بدل نقره می فروشید و مردم مسکین را بخاطر قرض یک جوره کفش به غلامی می گیرید.»

7خداوند، خدای پُر جلال اسرائیل قسم خورده می فرماید: «من هرگز کارهای آن ها را فراموش نمی کنم. 8از اینرو، این سرزمین به لرزه می آید و ساکنین آن ماتم می گیرند. تمام کشور اسرائیل مثل دریای نیل در هنگام سیلاب متلاطم شده بالا می آید و دوباره فرومی نشیند.» 9خداوند متعال می فرماید: «در آن روز بفرمان من آفتاب در وقت ظهر غروب می کند و زمین را در روز روشن تاریک می سازم. 10جشن های تان را به ماتم و سرود خوشی شما را به گریه و نوحه تبدیل می کنم. آنگاه مثلیکه یگانه پسر تان مُرده باشد، سرهای تان را تراشیده لباس ماتم می پوشید و آن روز برای شما یک روز بسیار تلخ و ناگوار خواهد بود.»

11خداوند متعال می فرماید: «روزی می رسد که قحطی را به این سرزمین می فرستم. این قحطی، قحطی نان و آب نبوده بلکه قحطی کلام خداوند می باشد. 12مردم دنبال کلام خداوند بحرها را می پیمایند و به شرق و غرب می روند، اما موفق به یافتن آن نمی شوند. 13در آن روز حتی دختران و مردان جوان و سالم هم از تشنگی بیحال می گردند. 14کسانی که بنام بت های سامره و دان و بئرشِبع قسم می خورند، می افتند و دیگر بر نمی خیزند.»

9

فصل نهم

مجازات قوم اسرائیل

1خداوند را دیدم که در کنار قربانگاه ایستاده بود و فرمود: «تاجهای ستونهای عبادتگاه را بشکن تا اساس عبادتگاه به لرزه آید و سقف آن بر سر همۀ مردم فروریزد. کسانی را که زنده بمانند با شمشیر می کشم. هیچ کسی نمی تواند فرار کند و جان سالم بدر برد. 2اگر به دوزخ بروند، از دست من رهائی نمی یابند و اگر به آسمان صعود کنند، آن ها را پائین می آورم. 3اگر در کوه کَرمَل پنهان شوند، به سراغ شان می روم و آن ها را پیدا می کنم. اگر از نظر من در اعماق بحر مخفی شوند، مار را می فرستم تا آن ها را بگزد. 4حتی اگر به کشور دشمن تبعید شوند، من به دشمنان فرمان می دهم تا آن ها را در آنجا بکشد. آن ها همیشه تحت نظر من بوده بجای خوبی از من بدی می بینند.»

5خداوند، خدای قادر مطلق وقتی زمین را لمس کند، زمین گداخته می شود و ساکنین آن ماتم می گیرند. تمام زمین مانند آب دریای نیل بالا می آید و دوباره فرومی نشیند. 6آن کسی که خانۀ خود را در آسمان ها بنا کرده و گنبد آسمان را بر فراز زمین قرار داده است، آب های بحر را جمع می کند و آن ها را بر زمین می باراند، نامش خداوند است.

7خداوند می فرماید: «ای قوم اسرائیل، شما برای من مثل حبشی ها هستید؟ من شما را از کشور مصر، فلسطینی ها را از جزیرۀ کریت و مردم سوریه را از قیر بیرون آوردم. 8چشمان منِ خداوند متعال بر کشور گناهکار اسرائیل باز است و آن ها را از روی زمین محو می کنم، اما قوم اسرائیل را بکلی نابود نمی سازم. این است گفتۀ خداوند.

9من به دشمنان امر می کنم که قوم اسرائیل را همانطوری که گندم را غربال می کنند، تکان بدهند تا کاملاً از مردم بدکار جدا شوند. 10تمام گناهکاران قوم برگزیدۀ من که می گویند: «بلائی بر سر ما نمی آید.» با شمشیر کشته می شوند.»

احیای قوم اسرائیل

11خداوند می فرماید: «در آن زمان سلطنت داود را که ویران شده است مثل سابق برقرار می سازم. 12قوم اسرائیل همۀ آنچه را که از ادوم و اقوام دیگر باقی مانده است و زمانی به من تعلق داشت، تصاحب می کنند.» خداوند که همۀ اینها را بجا می آورد، فرموده است.

13خداوند می فرماید: «زمانی می رسد که غله چنان فراوان می شود که دروگران فرصت درو کردن آن را نمی داشته باشند و انگور بقدری فراوان می گردد که وقت برای فشردن آن نمی باشد و شراب شیرین از تپه ها جاری می شود. 14من قوم خود را دوباره به وطن شان می آورم. شهرهای ویران را آباد می کنند، باغها و تاکستانها می سازند و محصول آن ها را می خورند. 15قوم خود را در سرزمینی که به آن ها داده ام مستقر می سازم و بار دیگر آن ها را از آنجا جدا نمی کنم.» این گفتۀ خداوند، خدای شما است.