زكريا

مقدمه

كتاب زكريای نبی به لحاظ پيشگويی‌های زيادی كه دربارهٔ مسيح موعود كرده، از معروفيت خاصی برخوردار است. حجی و زكريا همزمان بوده‌اند. هر دو نقش بسيار مهمی در تشويق مردم جهت بازسازی خانهٔ خدا داشتند. يهوديانی كه تازه از اسارت در بابل آزاد شده و به سرزمين خود بازگشته بودند، نياز به سخنان تشويق‌آميز اين انبيا داشتند تا بتوانند در برابر مشكلات دوام بياورند. سرانجام بنای خانهٔ خدا، پس از چهل سال تكميل می‌شود.

زكريا به مردم يادآور می‌شود كه مسيح موعود در راه است. هنگامی كه او بيايد، بر تمام دنيا سلطنت خواهد كرد و صلح و آرامش بوجود خواهد آورد. بخشی از پيشگويی‌های زكريا، پس از ۵۰۰ سال با آمدن عيسی مسيح جامهٔ عمل پوشيد. بخش ديگر اين پيشگويی‌ها نيز در زمان ظهور ثانوی مسيح انجام خواهد گرفت.

كتاب زكريا شامل هشت رؤيا است. اين رؤياها گويای اين واقعيت هستند كه خدای قادر مطلق بر آنچه تا به حال اتفاق افتاده و آنچه در آينده رخ خواهد داد، مسلط است.

1

دعوت به سوی خداوند

1در سال دوم سلطنت داريوش پادشاه، در ماه هشتم، پيامی از جانب خداوند بر زكريا (پسر بركيا و نوهٔ عدوی نبی) نازل شد. خداوند قادر متعال به زكريا فرمود كه از قول او به مردم چنين بگويد: 2«من از اجداد شما بسيار خشمگين بودم. 3ولی اينک به شما می‌گويم كه اگر به سوی من بازگشت كنيد، من هم به سوی شما باز می‌گردم. 4مانند اجداد خود نباشيد كه انبيای گذشته هر چه سعی كردند آنها را از راههای زشتشان بازگردانند، توجهی به ايشان نكردند. من توسط انبيا به ايشان گفتم كه به سوی من بازگشت كنند، ولی آنها گوش ندادند.

5‏-6«اجداد شما و انبيای گذشته همگی مردند، ولی كلام من جاودانه است. كلام من گريبانگير اجداد شما شد و آنها را مجازات نمود. ايشان سرانجام بازگشت نموده گفتند: خداوند ما را به سزای اعمالمان رسانيده و آنچه را كه به ما اخطار نموده بود دقيقاً انجام داده است.»

رؤيای اسبها

7در روز بيست و چهارم، ماه يازدهم يعنی ماه شباط، از سال دوم سلطنت داريوش پادشاه، پيامی ديگر از جانب خداوند در رؤيای شب به من، زكريا رسيد. 8در كنار رودخانه‌ای، در ميان درختان آس، فرشته‌ای را سوار بر اسب سرخ ديدم. پشت سر او اسبانی به رنگهای سرخ، زرد و سفيد ايستاده بودند.

9پرسيدم: «ای سرورم، اين اسبها برای چه آنجا ايستاده‌اند؟»

فرشته جواب داد: «به تو خواهم گفت.»

10سپس به من گفت كه خداوند آنها را فرستاده است تا زمين را بررسی كنند.

11آنگاه سواران آن اسبها به فرشتهٔ خداوند گزارش داده گفتند: «در سراسر جهان گشتيم و همه جا صلح و آرامش برقرار بود.»

12فرشتهٔ خداوند چون اين را شنيد گفت: «ای خداوند قادر متعال، مدت هفتاد سال بر اورشليم و شهرهای يهودا خشمگين بودی. چقدر طول می‌كشد تا دوباره بر ايشان رحمت فرمايی؟»

13جواب خداوند به فرشته تسلی‌آميز و اطمينان‌بخش بود.

14آنگاه فرشته به من گفت: «اين پيام را از طرف خداوند قادر متعال با صدای بلند اعلام كن: من برای اورشليم و يهودا غيرت زيادی دارم. 15ولی از قومهايی كه در امنيت هستند به شدت خشمگينم، زيرا ايشان بيشتر از آنچه می‌خواستم قوم مرا آزار رساندند. 16پس من با رحمت بسيار به اورشليم باز خواهم گشت و خانهٔ من و تمام اورشليم از نو ساخته خواهد شد. 17شهرهای اسرائيل دوباره مملو از سعادت خواهند شد و من بار ديگر اورشليم را تسلی و بركت داده در آن ساكن خواهم گشت.»

رؤيای شاخها

18در رؤيايی ديگر، چهار شاخ حيوان ديدم!

19از فرشته پرسيدم: «اينها چه هستند؟»

جواب داد: «اينها نمايندهٔ آن چهار قدرت بزرگ جهانی هستند كه مردم يهودا، اسرائيل و اورشليم را پراكنده ساخته‌اند.»

20سپس فرشته، چهار آهنگر به من نشان داد.

21پرسيدم: «اين مردان برای انجام چه كاری آمده‌اند؟»

فرشته جواب داد: «آمده‌اند تا آن چهار شاخی را كه باعث پراكندگی مصيبت‌بار مردم يهودا شده‌اند، بگيرند و بر روی سندان خرد كنند و به دور اندازند.»

2

رؤيای چوب اندازه‌گيری

1در يک رؤيای ديگر مردی را ديدم كه چوب اندازه‌گيری در دست داشت. 2پرسيدم: «كجا می‌روی؟»

گفت: «می‌روم اورشليم را اندازه بگيرم. می‌خواهم ببينم آيا اندازه‌اش برای تمام قوم كافی است يا نه!»

3آنگاه فرشته‌ای كه با من صحبت می‌كرد جلو رفت تا فرشتهٔ ديگری را كه به طرف او می‌آمد استقبال كند. 4فرشته دوم به اولی گفت: «بشتاب و به آن مردی كه چوب اندازه‌گيری در دست دارد بگو كه روزی اورشليم چنان پر از جمعيت می‌شود كه جای كافی برای همه نخواهد بود! بسياری از مردم با حيواناتشان در خارج از حصار شهر به سر خواهند برد ولی با اين حال كاملاً در امان خواهند بود؛ 5زيرا خود خداوند برای آنها همچون ديواری آتشين خواهد بود و از ايشان و تمامی اورشليم مواظبت خواهد نمود. او شكوه و جلال شهر خواهد بود.»

دعوت به بازگشت به وطن

6‏-7خداوند به قوم خود می‌گويد: «ای كسانی كه در بابل در تبعيد هستيد، فرار كنيد. من شما را به هر سو پراكنده ساختم، ولی دوباره شما را باز می‌گردانم. پس حال، فرار كنيد و به اورشليم بازگرديد.»

8خداوند قادر متعال مرا برگزيده و به مقابله با قومهايی كه بر شما ظلم و ستم روا داشته‌اند، فرستاده است. كسی كه به شما آزار برساند به خداوند آزار رسانده است، چون شما مثل مردمک چشم خداوند هستيد. 9با ايشان خواهم جنگيد و ايشان را مغلوب برده‌هايشان خواهم كرد. آنگاه خواهيد دانست كه خداوند قادر متعال مرا فرستاده است.

10ای اورشليم، سرود بخوان و شادی كن! چون خداوند می‌فرمايد: «می‌آيم تا در ميان شما ساكن شوم.» 11‏-12در آن هنگام قومهای زيادی به خداوند ايمان خواهند آورد و آنها هم قوم او خواهند شد و خداوند در ميان شما ساكن خواهد گرديد. آنگاه خواهيد دانست كه خداوند قادر متعال مرا نزد شما فرستاده است. يهودا در سرزمين مقدس، ميراث خداوند خواهد بود، زيرا خداوند بار ديگر اورشليم را برخواهد گزيد تا آن را بركت دهد.

13ای انسانها، در حضور خداوند خاموش باشيد، زيرا او از جايگاه مقدس خود برخاسته است و به زمين می‌آيد.

3

رؤيای كاهن اعظم

1سپس خداوند در رؤيا، يهوشع، كاهن اعظم را به من نشان داد كه در حضور فرشته خداوند ايستاده بود. شيطان نيز آنجا در سمت راست فرشته ايستاده بود و تهمت‌های زيادی به يهوشع می‌زد.

2فرشتهٔ خداوند به شيطان گفت: «ای شيطان، خداوند تو را محكوم كند. خداوند كه اورشليم را برای خود برگزيده است تو را محكوم كند. يهوشع3‏:2 در اينجا يهوشع سمبل قوم يهود است.‏ مانند چوب نيم سوخته‌ای است كه از ميان آتش بيرون كشيده شده باشد.»

3يهوشع با لباس كثيف در حضور فرشتهٔ خداوند ايستاده بود.

4فرشته به كسانی كه آنجا ايستاده بودند گفت: «لباس كثيف او را از تنش درآوريد.» بعد رو به يهوشع كرده، گفت: «ببين، گناهان تو را برداشته‌ام و اينک اين لباس نو را به تو می‌پوشانم.»

5‏-6سپس گفت: «يک عمامهٔ تميز هم بر سرش بگذاريد.» در حالی که فرشتهٔ خداوند ايستاده بود به او يک عمامهٔ تميز هم دادند.

آنگاه فرشته خطاب به يهوشع گفت 7كه خداوند قادر متعال چنين می‌فرمايد: «اگر از قوانين من اطاعت كنی و هر آنچه به تو می‌گويم انجام دهی، تو را سرپرست خانهٔ خود می‌سازم و به تو اجازه می‌دهم مثل اين فرشته‌ها به حضور من بيايی. 8ای يهوشع كاهن اعظم و ای همهٔ كاهنان، به من گوش دهيد! شما نشانه‌ای هستيد از آنچه در آينده واقع خواهد شد: من خدمتگزار خود را كه ”شاخه“3‏:8 منظور از «شاخه» مسيح موعود است. نگاه کنيد به ارميا 23‏:5‏ به بعد و اشعيا 11‏:1‏.‏ ناميده می‌شود خواهم آورد، 9و در يک روز گناه اين سرزمين را رفع خواهم كرد. اين را من بر آن سنگ هفت پهلو كه مقابل يهوشع گذاشته‌ام حک خواهم نمود.

10«هنگامی كه آن روز فرا رسد هر يک از شما همسايهٔ خود را دعوت خواهد كرد تا بيايد و در زير درختان انگور و انجيرتان در صلح و صفا بنشيند.»

4

رؤيای چراغدان

1فرشته‌ای كه با من صحبت می‌كرد، مرا مثل شخصی كه خوابيده باشد، بيدار كرد. 2سپس از من پرسيد: «چه می‌بينی؟»

جواب دادم: «چراغدانی از طلا می‌بينم كه هفت چراغ دارد و بر سر آن روغندانی هست كه به‌وسیله هفت لوله‌ای كه به آن متصل است به چراغها روغن می‌رساند. 3همچنين دو درخت زيتون می‌بينم كه يكی در طرف راست و ديگری در طرف چپ چراغدان قرار دارد.» 4سپس از فرشته پرسيدم: «ای سرورم اينها چيستند و چه معنايی دارند؟»

5گفت: «نمی‌دانی؟»

گفتم: «نه، نمی‌دانم.»

10aگفت: «اين هفت چراغ نشانه‌ای هستند از چشمان خداوند كه همه جای دنيا را زير نظر دارند.»4‏:10 قسمت دوم آيه 10‏ و نيز آيات 11 الی 14‏ را بعد از آيه 5‏ آورده‌ايم تا ترتيب طبيعی مطلب را حفظ کرده باشيم.‏

11سپس پرسيدم: «آن دو درخت زيتون دو طرف چراغدان 12و آن دو شاخهٔ زيتون كنار دو لولهٔ طلا كه از آنها روغن می‌ريزد، چه هستند؟»

13گفت: «نمی‌دانی؟»

گفتم: «نه، نمی‌دانم.»

14آنگاه او به من گفت: «آنها نشانهٔ دو مردی هستند كه خداوند، مالک تمامی جهان، آنها را برگزيده و مسح كرده تا او را خدمت كنند.»

وعدهٔ خدا به زروبابل

6سپس فرشته گفت: «اين است آنچه خداوند قادر متعال به زروبابل4‏:6 زروبابل حاکم يهودا بود که مسئوليت بازسازی خانهٔ خدا را به عهده داشت. نگاه کنيد به حجی 1‏:1، 2‏:23‏.‏ می‌گويد: نه به قدرت، نه به قوت، بلكه به روح من. هر چند ضعيف و ناتوان باشيد، ولی به ياری روح من موفق خواهيد شد. 7ای زروبابل، اين كوه مشكلات در برابر تو فرو خواهد ريخت و وقتی تو آخرين سنگ بنای خانهٔ مرا گذاشتی، مردم فرياد خواهند زد: بركت خداوند بر آن باد!»

8پيام ديگری از جانب خداوند بر من نازل شد. 9او گفت: «دستهای زروبابل اين خانه را بنياد نهاد و دستهای وی آن را تمام خواهد كرد. وقتی اين كار انجام شود آنگاه قوم من خواهند دانست كه من تو را فرستاده‌ام. 10bهر چند مردم از اينكه در كار بنای خانهٔ من پيشرفت چشمگيری حاصل نشده دلسردند، اما وقتی زروبابل را مشغول كار ببينند، اميدوار خواهند شد.»

5

رؤيای طومار در حال پرواز

1بار ديگر به آسمان چشم دوختم و طوماری را در حال پرواز ديدم. 2فرشته از من پرسيد: «چه می‌بينی؟»

جواب دادم: «طوماری می‌بينم به طول ده متر و عرض پنج متر كه در حال پرواز است.»

3گفت: «اين طومار لعنتهای خدا را در بردارد و آنها را به سراسر جهان می‌برد. نوشتهٔ روی آن نشان می‌دهد كه تمام دزدان و دروغگويان محكوم به مرگ هستند.» 4خداوند قادر متعال می‌فرمايد كه اين لعنتها را به خانهٔ كسانی كه دزدی می‌كنند و آنهايی كه به نام او قسم دروغ می‌خورند، می‌فرستد تا بر خانه‌شان قرار بگيرد و آن را به کلی نابود كند.

رؤيای بشكه

5فرشته بار ديگر ظاهر شد و گفت: «بالا را نگاه كن. چيز ديگری در حال پرواز است.»

6پرسيدم: «آن چيست؟»

جواب داد: «يک بشكهٔ بزرگ5‏:6 در عبری به جای بشکهٔ بزرگ «ايفه» آمده است. ايفه ظرفی بود که برای اندازه‌گيری بکار می‌رفت.‏ است. اين بشكه پر است از گناهانی كه سراسر زمين را فرا گرفته‌اند.»

7ناگهان سرپوش سنگين سربی بشكه كنار رفت و من توانستم زنی را كه در بشكه نشسته بود ببينم!

8فرشته گفت: «آن زن نشانهٔ فساد و شرارت است.» آنگاه زن را به داخل بشكه هل داد و دوباره سرپوش سربی را روی آن گذاشت.

9سپس دو زن ديگر ديدم كه بالهايی شبيه بالهای لک‌لک داشتند و پرواز می‌كردند. آنها آمده، بشكه را برداشتند و پروازكنان با خود بردند.

10از فرشته پرسيدم: «بشكه را كجا می‌برند؟»

11جواب داد: «آن را به بابل5‏:11 حکومت بابل در اين زمان از بين رفته بود؛ در اينجا کلمه بابل سمبلی است برای مرکز فساد و بت‌پرستی.‏ می‌برند تا جايگاهی برای آن بسازند و بشكه را در آن قرار دهند.»

6

رؤيای چهار عرابه

1در يک رؤيای ديگر چهار عرابه ديدم كه از ميان دو كوه مسی بيرون آمدند. 2عرابهٔ اول بوسيلهٔ اسبهای سرخ، عرابهٔ دوم بوسيلهٔ اسبهای سياه، 3عرابهٔ سوم به‌وسیله اسبهای سفيد و عرابهٔ چهارم بوسيلهٔ اسبهای ابلق كشيده می‌شدند.

4از فرشته پرسيدم: «ای سرورم، اينها چه هستند؟»

5جواب داد: «اينها چهار روح آسمانی هستند كه در حضور خداوند تمامی زمين می‌ايستند و اينک برای انجام فرمان او به حركت درآمده‌اند. 6اسبهای سرخ به طرف شرق، اسبهای سياه به طرف شمال، اسبهای سفيد به طرف غرب و اسبهای ابلق به طرف جنوب خواهند رفت.»

7اسبها بيتابی می‌كردند كه حركت كنند و در سراسر زمين بگردند. خداوند فرمود: «برويد و گشت خود را آغاز كنيد.» پس آنها راه افتادند و تمام زمين را گشتند.

8آنگاه خداوند مرا احضار كرد و فرمود: «آنهايی كه به سرزمين شمال6‏:8 منظور سرزمين بابل است.‏ رفتند، حكم مرا اجرا كرده خشم مرا در آنجا فرو نشاندند.»

تاجگذاری يهوشع

9در پيامی ديگر خداوند به من فرمود: 10‏-11«حلدای، طوبيا و يدعيا از طرف يهوديان تبعيد شده در بابل، هدايايی از طلا و نقره آورده‌اند. هدايا را از آنها بگير و به خانهٔ يوشيا (پسر صفنيا) برو و با آنها تاجی بساز. سپس تاج را بر سر يهوشع (پسر يهوصادق) كاهن اعظم بگذار. 12به او بگو كه خداوند قادر متعال چنين می‌فرمايد: ”تو نمونه‌ای هستی از آن مردی كه «شاخه» ناميده می‌شود.6‏:12 نگاه کنيد به زکريا 3‏:8‏.‏ او از جايی كه هست جوانه خواهد زد و خانهٔ خداوند را بازسازی خواهد كرد. 13اوست آنكه خانهٔ خداوند را بنا می‌كند و از شكوه پادشاهی برخوردار می‌شود. او در مقام كاهن و پادشاه حكمرانی خواهد كرد، و بين اين دو مقام هماهنگی كامل خواهد بود.“6‏:13 يا «او بر تختش نشسته حکمرانی خواهد کرد و کاهن نزد تختش خواهد ايستاد و بين اين دو هماهنگی کامل خواهد بود.».‏14سپس، اين تاج را به عنوان هديه‌ای از طرف حلدای، طوبيا، يدعيا و يوشيا در خانهٔ خداوند بگذار تا يادگاری باشد.»

15مردمی كه در جاهای دور دست زندگی می‌كنند، خواهند آمد و در بازسازی خانهٔ خداوند كمک خواهند كرد؛ آنگاه خواهيد دانست كه خداوند قادر متعال مرا نزد شما فرستاده است. اين هنگامی اتفاق خواهد افتاد كه شما از خداوند، خدای خويش كاملاً اطاعت كنيد.

7

روزهٔ كاذب مردم

1در سال چهارم سلطنت داريوش پادشاه، در روز چهارم از ماه نهم يعنی ماه كيسلو، خداوند پيام ديگری به من داد.

2يهوديان شهر بيت‌ئيل، گروهی از مردان خود را به سرپرستی شراصر و رجم ملک به خانهٔ خدا فرستادند تا از خداوند طلب بركت نمايند 3و از كاهنان و انبيا بپرسند كه آيا به روزه و سوگواری خود در ماه پنجم ادامه بدهند، چنانكه در اين سالها اين كار را كرده‌اند، يا نه.

4خداوند قادر متعال به من فرمود كه اين جواب را به آنها بدهم: 5«به قوم و كاهنان بگوييد كه در اين هفتاد سالی كه در ماههای پنجم و هفتم روزه می‌گرفتند و سوگواری می‌كردند، برای خاطر من نبود. 6اكنون نيز هنگام برگزاری عيدهای مقدس، به فكر من نيستند، بلكه فقط به فكر خوردن و نوشيدن و سرگرمی خودشان هستند. 7همين هشدار را من سالها قبل وقتی هنوز اورشليم امن و آباد بود و شهرهای مجاور و جنوب آن نيز مسكونی بودند، توسط انبيا به گوش قوم رساندم.»

نتيجهٔ نافرمانی قوم از دستورات خدا

8‏-9سپس خداوند قادر متعال به زكريا فرمود كه اين پيام را به ايشان بدهد: «نسبت به يكديگر درستكار و با انصاف و رحيم و مهربان باشيد. 10از ظلم كردن به بيوه‌زنان و يتيمان و افراد غريب و فقير دست برداريد و برای يكديگر توطئه نچينيد. 11اجداد شما به اين پيام گوش ندادند. آنها سرپيچی نموده گوشهای خود را گرفتند تا صدايم را نشنوند. 12دلهای خود را مثل سنگ، سخت كردند و نخواستند دستوراتی را كه من با روح خود بوسيلهٔ انبیا گذشته به ايشان داده بودم بشنوند. به همين دليل بود كه خشم عظيم خود را از آسمان بر ايشان نازل كردم. 13من فرياد برآوردم ولی آنها صدايم را نشنيده گرفتند. من نيز وقتی آنها به سوی من فرياد برآوردند به دعای ايشان گوش ندادم. 14همچون گردباد آنها را در ميان قومهای دور پراكنده ساختم. دشمن سرزمين آبادشان را چنان ويران كرد كه حتی يک نفر نيز در آن باقی نماند.»

8

وعدهٔ بركت خدا به اورشليم

1بار ديگر پيام خداوند قادر متعال بر من نازل گرديد:

2«از آنچه كه دشمنان بر سر اورشليم آورده‌اند بسيار خشمگين هستم، زيرا من اورشليم را دوست دارم. 3اكنون به سرزمين خود اورشليم باز می‌گردم و در آنجا ساكن می‌شوم؛ و اورشليم، ”شهر امين“ و كوه خداوند ”كوه مقدس“ ناميده خواهد شد.

4«اورشليم بار ديگر آباد خواهد شد و مردان و زنان پير عصا به دست باز در ميدانهای شهر خواهند نشست، 5و كوچه‌های آن از بچه‌هايی كه سرگرم بازی هستند پر خواهد شد.

6«اين شايد برای شما كه بازماندگان قوم هستيد باوركردنی نباشد، ولی انجام آن برای من كار آسانی است. 7مطمئن باشيد كه من قوم خود را از مشرق و مغرب و هر جايی كه پراكنده شده باشند نجات می‌دهم 8و آنها را برمی‌گردانم تا در كمال امنيت در اورشليم ساكن شوند. آنها قوم من، و من خدای آنها خواهم بود و با عدالت و راستی بر آنها حكمرانی خواهم كرد.

9«حال، دست به كار شويد و با دلگرمی كار كنيد، زيرا از هنگامی كه پی ريزی خانهٔ خدا را شروع كرديد، انبيا با سخنان خود پيوسته شما را تشويق كرده‌اند. 10قبل از آن، فقر و ناامنی همه جا را فرا گرفته بود و مردم دشمن يكديگر بودند، 11ولی اينک من به شما كه بازماندگان قوم هستيد بركت خواهم داد؛ 12به طوری كه در صلح و آرامش كشت و زرع خواهيد كرد و محصول فراوان به دست خواهيد آورد. درختان انگور از ميوه پر خواهند شد و بر زمين باران فراوان خواهد باريد. تمام اين بركات نصيب بازماندگان قوم خواهد شد. 13در گذشته وقتی مردم قومهای ديگر می‌خواستند كسی را نفرين كنند، می‌گفتند: ”خدا كند تو هم مثل يهودا و اسرائيل فقير و درمانده شوی!“ ولی ديگر اينطور نخواهد بود، چون من شما را نجات داده، به شما بركت خواهم بخشيد؛ و آنها پس از اين خواهند گفت: ”خدا كند مثل يهودا و اسرائيل خوشبخت و سعادتمند شوی!“ پس نترسيد و مأيوس نشويد، بلكه دست به کار شده خانهٔ خدا را بازسازی كنيد! 14‏-15اگر چنين كنيد، به شما بركت خواهم داد. وقتی پدران شما مرا به خشم آوردند، آنچه گفتم، كردم. گفتم آنها را مجازات خواهم كرد و همين كار را نيز انجام دادم. پس وقتی می‌گويم شما را بركت می‌دهم، بدانيد كه حتماً بركت خواهم داد. پس نترسيد! 16اما وظيفهٔ شما اين است: راستگو و با انصاف باشيد و با همه با صلح و صفا رفتار كنيد. 17در فكر اذيت ديگران نباشيد و قسم دروغ نخوريد، چون من از اين كارها نفرت دارم.»

18پيام ديگری از جانب خداوند قادر متعال بر من نازل شد: 19«روزه‌ها و ايام سوگواری‌ای كه در ماههای چهارم، پنجم، هفتم و دهم برگزار می‌كرديد به پايان خواهند رسيد و اين مراسم به اعياد شاد و پرنشاط تبديل خواهند شد! پس شما نيز از اين به بعد راستی و صلح را دوست بداريد. 20‏-21مردمان بسياری از ممالک جهان برای زيارت به اورشليم هجوم خواهند آورد تا در اين اعياد شركت كنند. مردم يک شهر به شهر ديگر رفته خواهند گفت: ”ما به اورشليم می‌رويم. شما هم با ما بياييد تا برويم از خداوند قادر متعال طلب بركت كنيم.“ 22آری، بسياری از مردم، و حتی قومهای بزرگ به اورشليم نزد خداوند قادر متعال خواهند آمد تا او را عبادت نموده از او طلب بركت كنند. 23در آن روزها ده نفر از قومهای مختلف دست به دامن يک نفر يهودی شده خواهند گفت: ما را نيز با خود ببر چون می‌دانيم خدا با توست.»

9

مجازات قومهای مجاور اسرائيل

1‏-2خداوند مجازات قومها را اعلام نموده است، چون او نه فقط قوم اسرائيل را زير نظر دارد، بلكه مراقب همهٔ قومهای جهان نيز می‌باشد. او حدراخ، دمشق و حمات را كه در نزديكی دمشق است مجازات خواهد كرد. حتی صور و صيدون هم با وجود مهارتشان از مجازات او در امان نخواهند ماند. 3هر چند صور برای خود استحكاماتی ساخته و آنقدر ثروت جمع كرده كه نقره و طلا برای او چون ريگ بيابان است، 4ولی خداوند همهٔ اين چيزها را از او خواهد گرفت. استحكاماتش را به دريا خواهد ريخت و او را به آتش كشيده با خاک يكسان خواهد كرد.

5وقتی اشقلون اين واقعه را ببيند وحشتزده خواهد شد. غزه از درد به خود خواهد پيچيد و عقرون از ترس خواهد لرزيد، زيرا وقتی ببينند صور قادر نيست جلو پيشروی دشمنان را بگيرد، اميدشان بر باد خواهد رفت. غزه شكست خواهد خورد و پادشاهش كشته خواهد شد، و اشقلون به کلی از بين خواهد رفت.

6خداوند می‌فرمايد: «اشدود، شهر ثروتمند فلسطينی‌ها به دست بيگانگان خواهد افتاد. 7من گوشتهای حرام را از دهان او و قربانیهايش را كه با خون می‌خورد، از ميان دندانهايش بيرون خواهم كشيد. فلسطينی‌هايی كه باقی بمانند مرا عبادت خواهند كرد و به عنوان يكی از طوايف يهودا در ميان قوم من پذيرفته خواهند شد. فلسطينی‌های عقرون نيز به قوم من خواهند پيوست، همانطور كه يبوسی‌ها سالها پيش اين كار را كردند. 8من در اطراف سرزمين خود نگهبانی خواهم داد تا از ورود سپاهيان مهاجم به خاک اسرائيل جلوگيری كنم. به دقت حركات دشمن را زير نظر می‌گيرم و اجازه نمی‌دهم ستمگران بيگانه بار ديگر سرزمين قوم مرا مورد تاخت و تاز قرار دهند.

وعدهٔ ظهور پادشاه اسرائيل

9«ای قوم من، شادی كنيد و از خوشحالی فرياد برآوريد، چون پادشاهتان نزد شما می‌آيد! او نجات دهنده‌ای پيروزمند است و با فروتنی، سوار بر كرّه الاغی می‌آيد! 10من اسبها و عرابه‌های جنگی شما را از شما خواهم گرفت، و كمانهای جنگی‌تان شكسته خواهند شد، زيرا پادشاه شما در ميان تمام قومها صلح برقرار خواهد كرد. قلمرو حكومت او از دريا تا دريا و از رود فرات تا دورترين نقطهٔ زمين خواهد بود. 11به خاطر عهدی كه با شما بستم و آن را با خون مهر كردم، اسيران شما را از چاه هلاكت خواهم رهانيد. 12ای اسيرانی كه در انتظار آزادی هستيد، به شهر امن خود بازگرديد. امروز به شما قول می‌دهم كه سختيهايی را كه كشيده‌ايد دو برابر جبران كنم! 13ای يهودا، تو كمان من و ای اسرائيل، تو تير من هستی. من شما را مثل شمشير سربازی شجاع بر ضد مردان يونان به حركت درمی‌آورم.»

پيروزی قوم خدا

14خداوند قوم خود را هنگام جنگ رهبری خواهد كرد. تيرهايش را مثل برق آسمان خواهد انداخت. خداوند شيپور جنگ را به صدا در خواهد آورد و مانند گردبادی كه از صحرای جنوب بلند می‌شود، به جنگ دشمن خواهد رفت. 15او از قوم خود دفاع خواهد كرد و ايشان دشمنان خود را شكست داده زير پای خود لگدمال خواهند نمود. طعم پيروزی را خواهند چشيد و غريو شادی سر خواهند داد. دشمنان خود را خواهند كشت و زمين را از خون آنها پر خواهند كرد. 16‏-17در آن روز خداوند، خدايشان مثل چوپانی كه از گلهٔ خود محافظت می‌كند، قوم خود را نجات خواهد بخشيد. ايشان در سرزمين خوب و زيبای او مانند جواهر روی تاج، خواهند درخشيد و فراوانی محصول و شراب جوانان را شاداب خواهد ساخت.

10

نجات يهودا

1در فصل بهار از خداوند بخواهيد باران بباراند، زيرا اوست كه ابرها را می‌فرستد و باران را به فراوانی می‌باراند تا مزارع، حاصلخيز شوند. 2بتها و فالگيران نمی‌توانند چنين درخواستی را اجابت كنند. رؤياهايی كه فالگيران می‌بينند و خوابهايی كه تعبير می‌كنند دروغ محض است و باعث گمراهی مردم می‌شود. تسلی‌ای كه آنها می‌دهند بی‌فايده است. يهودا و اسرائيل مثل گوسفندان گمشده، سرگردان و آواره شده‌اند زيرا رهبری ندارند كه آنها را هدايت كند.

3خداوند می‌فرمايد: «خشم من بر كسانی كه بر شما حكومت می‌كنند شعله‌ور شده است. من اين بزهای نر را تنبيه خواهم كرد. من كه خداوند قادر متعال هستم آمده‌ام تا از گلهٔ خود يهودا مراقبت نموده ايشان را چون اسب جنگی، نيرومند سازم. 4از ميان قبيلهٔ يهودا، حكام، فرمانروايان و فرماندهانی برخواهند خاست تا قوم مرا رهبری كنند. 5ايشان با دليری دشمنان خود را مثل گل كوچه‌ها لگدمال خواهند كرد و آنها را در جنگ شكست خواهند داد، زيرا من با ايشان هستم.

6«يهودا را تقويت خواهم كرد و اسرائيل را نجات خواهم بخشيد. بر آنها رحمت نموده ايشان را به وطنشان باز خواهم گرداند. وضعيت آنها طوری خواهد بود كه گويی هرگز ايشان را ترک نكرده‌ام. من خداوند، خدای ايشان هستم و دعای ايشان را اجابت خواهم كرد. 7آنها مثل جنگجويانی شجاع خواهند بود. دلشان چنان شاد خواهد شد كه گويی مست شرابند. فرزندانشان اين بركات را به ياد آورده خوشحال خواهند شد. دل ايشان از آنچه خداوند انجام داده است شاد خواهد گرديد. 8ايشان را فرا خوانده، دور هم جمع خواهم كرد. من آنها را نجات خواهم داد و ايشان مثل گذشته زياد خواهند شد. 9هر چند ايشان را مثل بذر در ميان قومها پراكنده ساخته‌ام، ولی آنها در آنجا مرا به ياد خواهند آورد. آنها با فرزندانشان زنده مانده به وطن خود برخواهند گشت. 10آنها را از مصر و آشور باز می‌گردانم و به زمين جلعاد و لبنان می‌آورم و ايشان تمام آن سرزمين را پر خواهند ساخت. 11وقتی از ميان دريای مشكلات عبور می‌كنند من امواج را كنار زده اعماق دريا را خشک خواهم كرد. آشور مغرور، پست خواهد شد و مصر قدرتمند، قدرت خود را از دست خواهد داد.»

12خداوند می‌فرمايد: «قدرت خود را به قوم خود می‌بخشم و آنها را قوی می‌سازم و ايشان از من پيروی خواهند كرد.»

11

نابودی قدرتمندان ظالم

1ای لبنان، دروازه‌های خود را باز كن تا آتش، درختان سرو تو11‏:1 درخت سرو لبنان کنايه است از قومهای قدرتمند جهان و يا پادشاهان آنها.‏ را بسوزاند. 2ای درختان صنوبر، برای تمامی درختان سرو كه تباه شده‌اند گريه كنيد. ای بلوطهای باشان زاری كنيد، زيرا جنگل عظيم نابود شده است. 3ای حاكمان، گريه و زاری كنيد، زيرا جاه و جلال شما بر باد رفته است. غرش اين شيرهای ژيان را بشنويد، چون درهٔ اردن پرشكوهشان ويران شده است.

قضيهٔ دو چوپان

4خداوند، خدايم به من فرمود: «برو و چوپان11‏:4 در اينجا منظور از «چوپان»، رهبر يا پادشاه و منظور از «گوسفندان»، قوم است.‏ گوسفندانی باش كه قرار است سربريده شوند. 5رهبران شرور، قوم مرا خريد و فروش می‌كنند. چوپانانشان آنها را با بی‌رحمی می‌فروشند و می‌گويند: ”خدا را شكر! ثروتمند شديم!“ و خريدارانشان آنها را خريده سر می‌برند بدون اينكه مجازات شوند.»

6خداوند می‌فرمايد: «من ديگر بر مردم اين سرزمين رحم نخواهم كرد، بلكه می‌گذارم آنها در چنگ رهبران شرور خودشان گرفتار شده، كشته شوند. رهبران شرور، اين سرزمين را مبدل به بيابان خواهند كرد و من مانع كارشان نخواهم شد.»

7پس من دو عصای چوپانی در دست گرفته يكی را «فيض» و ديگری را «پيوند» ناميدم و همانطور كه به من دستور داده شده بود، گله را چرانيدم. 8در عرض يک ماه، از شر سه چوپان اين گله آزاد شدم؛ ولی گوسفندان از من متنفر گشتند و من نيز از دست آنها خسته و بيزار گشتم.

9پس به آنها گفتم: «از اين به بعد چوپان شما نخواهم بود. آن كه مردنی است بگذار بميرد و آن كه كشته شدنی است بگذار كشته شود. آنهايی هم كه باقی می‌مانند بگذار همديگر را بدرند و بخورند!»

10آنگاه عصايم را كه «فيض» نام داشت شكستم تا نشان دهم كه خداوند عهدی را كه با آنها بسته بود شكسته است. 11پس در همان روز عهد شكسته شد. آنگاه كسانی كه گوسفندان را خريد و فروش می‌كردند و به من چشم دوخته بودند، متوجه شدند كه خداوند بوسيلهٔ كاری كه من كردم پيامی به آنها می‌دهد.

12من به آنها گفتم: «اگر مايليد، مزد مرا بدهيد.»

پس با سی تكه نقره11‏:12 قيمت يک برده سی تکه نقره بود. نگاه کنيد به خروج 21‏:32‏ و متی‌ٰ 27‏:3‏-9‏.‏ مزد مرا دادند.

13خداوند به من فرمود: «اين مبلغ هنگفتی را كه در مقابل ارزشت به تو دادند، نزد كوزه‌گر بينداز!»

پس من آن سی تكه نقره را گرفتم و آن را در خانهٔ خداوند نزد كوزه‌گر انداختم. 14سپس عصای ديگرم را كه «پيوند» نام داشت شكستم تا نشان دهم كه پيوند برادری بين يهودا و اسرائيل شكسته شده است.

15آنگاه خداوند به من فرمود كه باز بروم و به كار چوپانی مشغول شوم. اين بار قرار بود نقش يک چوپان بد را ايفا كنم.

16او به من فرمود: «اين نشان می‌دهد كه من برای قوم، چوپانی تعيين می‌كنم كه نه به آنانی كه می‌ميرند اهميت می‌دهد، نه از نوزادان مراقبت می‌كند، نه زخمیان را معالجه می‌نمايد، نه سالمها را خوراک می‌دهد، و نه لنگانی را كه نمی‌توانند راه بروند بر دوش می‌گيرد؛ بلكه گوسفندان چاق را می‌خورد و سمهايشان را می‌كند. 17وای بر اين چوپان وظيفه‌نشناس كه به فكر گله نيست! شمشير خداوند بر بازو و چشم راست او فرود خواهد آمد و او را كور و ناتوان خواهد ساخت.»

12

نابودی دشمنان اورشليم

1اين است سرنوشت اسرائيل كه خداوند آن را اعلام نمود، خداوندی كه آسمانها را گسترانيد، بنياد زمين را نهاد و روح انسان را در درونش قرار داد:

2«اورشليم را برای قومهای همسايه كه سپاهيان خود را برای محاصرهٔ اورشليم و ساير شهرهای يهودا می‌فرستند، مثل كاسهٔ زهر می‌گردانم. 3هنگامی كه تمام قومهای جهان بر ضد اورشليم جمع شوند، من اورشليم را برای آنها مانند سنگ عظيمی خواهم ساخت، كه هر کس بخواهد آن را تكان دهد خود سخت مجروح شود.»

4خداوند می‌فرمايد: «در آن روز، سپاهيان مهاجم را گيج و سردرگم می‌كنم و اسبانشان را به كوری مبتلا می‌سازم، زيرا من مراقب مردم يهودا هستم. 5آنگاه رهبران يهودا در دل خود خواهند گفت: مردم اورشليم قوی هستند، زيرا خداوند قادر متعال، خدای ايشان است.

6«در آن روز، رهبران يهودا را مثل شعله آتشی كه جنگلها و مزارع را می‌سوزاند، می‌گردانم. آنها تمام قومهای همسايه را از راست و چپ خواهند سوزاند، و مردم اورشليم در امنيت خواهند بود. 7من ساير شهرهای يهودا را پيش از اورشليم پيروز می‌گردانم تا مردم اورشليم و نسل سلطنتی داوود از پيروزی خود مغرور نشوند.

8«من كه خداوند هستم از مردم اورشليم دفاع خواهم كرد. ضعيفترين آنها مثل داوود پادشاه قوی خواهد بود، و نسل سلطنتی داوود مانند خدا و مثل فرشتهٔ خداوند در پيشاپيش آنها حركت خواهند كرد! 9زيرا قصد من اين است كه تمام قومهايی را كه به جنگ اورشليم می‌آيند نابود كنم.

سوگواری مردم اورشليم

10«من روح ترحم و تضرع را بر تمام ساكنان اورشليم خواهم ريخت، و آنها بر من كه نيزه زده‌اند خواهند نگريست و عزاداری خواهند نمود چنانكه گويی برای تنها فرزند خود عزا گرفته‌اند، و آنچنان ماتم خواهند گرفت كه گويی پسر ارشدشان مرده است. 11در آن روز، در اورشليم ماتم بزرگی بر پا خواهد شد همانند ماتمی كه مردم برای يوشيای پادشاه كه در درهٔ مجدو كشته شد بر پا كردند.

12‏-14«همهٔ قبايل اسرائيل با اندوه فراوان گريه خواهند كرد. تمام قوم از پادشاه و كاهن گرفته تا مردم عادی، عزادار می‌شوند. هر خانواده‌ای جداگانه ماتم می‌گيرد زن جدا و شوهر جدا تا هر يک در تنهايی بار غم و اندوهش را به دوش بكشد.

13

1«در آن زمان برای خاندان داوود و مردم اورشليم چشمه‌ای جاری خواهد شد، چشمه‌ای كه ايشان را از همهٔ گناهان و ناپاكی‌هايشان پاک خواهد ساخت.»

پاک شدن اسرائيل از انبيای دروغين

2خداوند قادر متعال می‌فرمايد: «در آن روز هرگونه بت‌پرستی را در سراسر سرزمين اسرائيل برمی‌اندازم، به طوری كه اثری از آن باقی نماند و نام بتها فراموش شود. سرزمين را به کلی از وجود انبيای دروغين و فالگيران پاک می‌كنم، 3و اگر كسی باز به دروغ نبوت كند، به دست پدر و مادر خودش كشته خواهد شد! به او خواهند گفت: ”تو بايد كشته شوی، چون به نام خداوند كاذبانه نبوت می‌كنی.“

4«در آن روز انبيای دروغين از نبوتهايشان خجالت خواهند كشيد و ديگر برای فريب دادن مردم لباس انبيا را بر تن نخواهند كرد. 5هر يک از آنها خواهند گفت: ”من نبی نيستم، من يک كشاورزم و شغلم از جوانی كشاورزی بوده است.“ 6و اگر كسی بپرسد: ”پس اين زخمها13‏:6 انبيای دروغين روی بدن خود زخمهايی ايجاد می‌کردند. نگاه کنيد به اول پادشاهان 18‏:28‏.‏ روی بدن تو چيست؟“ جواب می‌دهد: ”در نزاع با دوستان زخمی شده‌ام.“»

كشته شدن شبان خدا

7خداوند قادر متعال می‌فرمايد: «ای شمشير بر ضد شبان من، آن مردی كه همدوش و همكار من است، برخيز! شبان را بزن تا گوسفندان پراكنده شوند.13‏:7 اين پيشگويی در مورد عيسی مسيح است. نگاه کنيد به متی‌ٰ 26‏:31‏ و مَرقُس 14‏:27‏.‏ من قوم خود را خواهم زد 8و دو سوم آنها از بين خواهند رفت. 9يک سوم باقيمانده را از ميان آتش می‌گذرانم و آنها را پاک می‌كنم، درست مثل طلا و نقره كه بوسيلهٔ آتش، خالص می‌شوند. ايشان نام مرا خواهند خواند و من آنها را اجابت خواهم نمود. من خواهم گفت: ”اينها قوم من هستند.“ و ايشان خواهند گفت: ”خداوند، خدای ماست.“»

14

برقراری سلطنت خداوند

1‏-2روز خداوند نزديک است! در آن روز، خداوند قومها را جمع می‌كند تا با اورشليم بجنگند. آنها شهر را می‌گيرند و خانه‌ها را غارت نموده به زنان تجاوز می‌كنند و غنيمت را بين خود تقسيم می‌نمايند. نصف جمعيت را به اسارت می‌برند و نصف ديگر در ميان خرابه‌های شهر باقی می‌مانند.

3آنگاه خداوند، به جنگ آن قومها می‌رود. 4در آن روز، او بر كوه زيتون كه در سمت شرقی اورشليم واقع شده است، خواهد ايستاد و كوه زيتون دو نصف خواهد شد و درهٔ بسيار وسيعی از شرق به غرب بوجود خواهد آورد، زيرا نصف كوه به طرف شمال و نصف ديگر آن به طرف جنوب حركت خواهد كرد. 5شما از ميان آن دره فرار خواهيد كرد و به آن طرف كوه خواهيد رسيد. آری، فرار خواهيد كرد، همانگونه كه اجداد شما قرنها پيش در زمان عزيا، پادشاه يهودا، از زمين لرزه فرار كردند. خداوند، خدای من خواهد آمد و تمامی مقدسان14‏:5 «مقدسان» يا «فرشتگان».‏ با او خواهند بود.

6در آن روز خورشيد و ماه و ستارگان ديگر نور نخواهند داد؛ 7ولی همه جا روشن خواهد بود! آن روز، روز مخصوصی خواهد بود و فقط خداوند می‌داند چه هنگام فرا خواهد رسيد. ديگر مانند هميشه شب و روز نخواهد بود، بلكه هوا در شب هم مثل روز روشن خواهد بود. 8آبهای حيات‌بخش، هم در زمستان و هم در تابستان از اورشليم جاری خواهد شد؛ نيمی از آن به سوی دريای مديترانه، و نيمی ديگر به سوی دريای مرده خواهد رفت.

9در آن روز، خداوند، پادشاه سراسر جهان خواهد بود و مردم تنها او را خواهند پرستيد و او را خداوند خواهند دانست. 10تمامی سرزمين از جبع (مرز شمالی يهودا) تا رمون (مرز جنوبی) دشت پهناوری خواهد شد، ولی اورشليم در محل مرتفعی قرار خواهد داشت و وسعت آن از دروازهٔ بنيامين تا محل دروازهٔ قديمی و از آنجا تا دروازهٔ زاويه، و از برج حنن‌ئيل تا محل چرخشتهای پادشاه خواهد بود. 11مردم در اورشليم در امنيت ساكن خواهند شد و ديگر هرگز خطر نابودی آنها را تهديد نخواهد كرد.

12خداوند بر سر تمام قومهايی كه با اورشليم جنگيده‌اند اين بلاها را نازل می‌كند: بدن آنها زنده‌زنده می‌پوسد، چشمهايشان در حدقه از بين می‌روند و زبان در دهانشان خشک می‌شود. 13خداوند آنها را چنان گيج و مضطرب می‌كند كه به جان همديگر خواهند افتاد. 14تمام مردم يهودا در اورشليم خواهند جنگيد و ثروت همهٔ قومهای همسايه، از طلا و نقره گرفته تا لباسهایشان را غارت خواهند كرد. 15همين بلا بر سر اسبها، قاطرها، شترها، الاغها و تمامی حيوانات ديگر كه در اردوگاه دشمن هستند نازل خواهد شد.

16آنگاه آنانی كه از اين بلاهای كشنده جان به در برند، هر ساله به اورشليم خواهند آمد تا خداوند قادر متعال، پادشاه جهان را بپرستند و جشنی برای شكرگزاری برگزار نمايند. 17اگر قومی برای پرستش پادشاه يعنی خداوند قادر متعال به اورشليم نيايد، دچار خشكسالی خواهد شد. 18حتی مصر حاصلخيز هم از اين بلا در امان نخواهد ماند. 19بنابراين، اگر مصر و ساير قومها از آمدن خودداری كنند همگی مجازات خواهند شد.

20در آن روز حتی روی زنگولهٔ اسبها نيز نوشته خواهد شد: «اينها اموال مقدس هستند.» تمام ظروف خوراک‌پزی خانهٔ خداوند همچون ظروف كنار قربانگاه، مقدس خواهند بود. 21در واقع هر ظرفی كه در اورشليم و يهودا يافت شود مقدس و مختص خداوند قادر متعال خواهد بود. تمام كسانی كه برای عبادت می‌آيند از آن ظروف برای پختن گوشت قربانیهای خود استفاده خواهند كرد. در آن روز در خانهٔ خداوند قادر متعال، ديگر اثری از تاجران نخواهد بود.