نامهٔ پولس به مسيحيان

روم

مقدمه

تاريخ كمتر كسی را سراغ دارد كه مانند پولس تا اين حد به مذهب خود پايبند بوده باشد. او از هيچ نوع كوششی جهت فرو نشاندن عطش مذهبی‌اش كوتاهی نمی‌كرد، به طوری كه حتی اذيت و آزار پيروان عيسی مسيح را خدمتی به خدا می‌ديد. حقيقت را در به کار بستن رسوم و تشريفات مذهبی می‌دانست، ولی سرانجام آن را جای ديگر يافت: در وجود عيسی مسيح. پولس در اين نامه شرح می‌دهد كه چطور می‌توان به‌وسیله ايمان به عيسی مسيح به حقيقت دست يافت و مورد پسند خدا قرار گرفت.

1

سلام و درود از پولس

1من، پولس، كه غلام عيسی مسيح می‌باشم، اين نامه را برای شما می‌نويسم. خدا مرا برگزيده و فرستاده است تا مژدهٔ انجيل او را به همگان برسانم. 2انجيلی كه وعده‌اش را از زمانهای دور توسط انبيای خود در كتاب آسمانی داده بود.

3اين مژده دربارهٔ فرزند خدا، يعنی خداوند ما عيسی مسيح می‌باشد كه همچون انسان از نسل داوود نبی به دنيا آمد؛ 4اما با زنده شدنش پس از مرگ، ثابت كرد كه فرزند نيرومند خدا و دارای ذات مقدس الهی است.

5بوسيلهٔ عيسی مسيح است كه خدا فيض و لطف بی‌پايان خود را شامل حال ما گناهكاران نالايق كرده و ما را به سراسر جهان فرستاده تا به همهٔ اقوام اعلام كنيم كه او چه لطف عظيمی نموده است، تا ايشان نيز به عيسی مسيح ايمان آورند و از او اطاعت كنند.

6‏-7برادران عزيز كه در شهر روم هستيد و اين نامه را می‌خوانيد، شما نيز جزو كسانی هستيد كه مورد مهر و محبت خدا می‌باشند، زيرا شما هم بوسيلهٔ عيسی مسيح دعوت شده‌ايد تا قوم مقدس خدا و از آن او باشيد. پس، از پدرمان خدا و خداوندمان عيسی مسيح، طالب رحمت و آرامش برای شما می‌باشم.

دعای شكرگزاری برای مسيحيان روم

8پيش از هر چيز، بايد بگويم كه خبر ايمانتان به تمام دنيا رسيده و همه جا صحبت از شماست. از این رو، برای اين خبر و برای وجود هر يک از شما، خدا را بوسيلهٔ عيسی مسيح شكر می‌كنم. 9خدا شاهد است كه من پيوسته برای شما دعا می‌كنم، و روز و شب احتياجاتتان را به حضور او می‌برم، به حضور خدايی كه با تمام توانم او را خدمت می‌كنم و مژدهٔ انجيل او را كه دربارهٔ فرزندش عيسی مسيح است، به ديگران اعلام می‌نمايم.

10دعای ديگرم اينست كه اگر خدا بخواهد، پس از اين همه انتظار، سعادت ديدار شما نصيبم شود. 11زيرا بسيار مشتاق ديدارتان هستم تا بتوانم شما را از بركات خدا برخوردار سازم، و باعث تقويت ايمانتان شوم. 12از اين گذشته، من خود نيز نياز به كمک شما دارم تا بوسيلهٔ ايمانتان تقويت شوم. به اين ترتيب، هر يک از ما باعث تقويت ايمان يكديگر می‌گرديم.

13اما برادران عزيز، مايلم بدانيد كه بارها خواسته‌ام نزد شما بيايم، اما هر بار مانعی پيش آمده است. قصد من از آمدن، اين بود كه خدمتی در ميان شما انجام دهم و عده‌ای را به سوی مسيح هدايت كنم، همانطور كه در جاهای ديگر نيز كرده‌ام. 14زيرا من خود را مديون می‌دانم كه اين خبر خوش را به همه برسانم، چه به اشخاص متمدن و چه به اشخاص بی‌تمدن، چه به تحصيلكرده‌ها و چه به بی‌سوادان. 15پس تا آنجا كه در توان دارم، خواهم كوشيد كه به «روم»، نزد شما بيايم و مژدهٔ انجيل را در ميان شما اعلام نمايم. 16زيرا من به انجيل عيسی مسيح افتخار می‌كنم چون قدرت خداست برای نجات تمام كسانی كه ايمان بياورند. پيغام انجيل در ابتدا فقط به يهوديان اعلام می‌شد، اما اكنون همه می‌توانند با ايمان آوردن به آن، به حضور خدا راه يابند. 17اين پيغام اينست كه خدا فقط در يک صورت از سر تقصيرات ما می‌گذرد و به ما شايستگی آن را می‌دهد كه به حضور او برويم؛ و آن وقتی است كه به عيسی مسيح ايمان آوريم. بلی، فقط و فقط ايمان لازم است. همانطور كه كتاب آسمانی می‌فرمايد: «فقط كسی نجات پيدا می‌كند كه به خدا ايمان داشته باشد.»

خشم خدا نسبت به گناهان بشر

18اما از سوی ديگر، خدا خشم و غضب خود را بر تمام اشخاص گناهكار و نادرست كه از حقيقت گريزانند، نازل می‌كند. 19برای آنان حقيقت وجود خدا كاملاً روشن است، زيرا خدا وجدانهايشان را از اين حقيقت آگاه ساخته است. 20انسان از ابتدا، آسمان و زمين و چيزهايی را كه خدا آفريده، ديده است و با ديدن آنها می‌تواند به وجود خدا و قدرت ابدی او كه ناديدنی هستند پی ببرد. پس وقتی در روز داوری در حضور خدا می‌ايستد، برای بی‌ايمانی خود هيچ عذر و بهانه‌ای ندارد.

21بلی، درست است كه مردم اين حقايق را می‌دانند، اما هيچگاه حاضر نيستند به آن اعتراف كنند و خدا را عبادت نمايند و يا حتی برای بركاتی كه هر روز عطا می‌كند، او را شكر گويند. در عوض دربارهٔ وجود خدا و ارادهٔ او، عقايد احمقانه‌ای ابداع می‌كنند. به همين علت ذهن نادانشان، تاريک و مغشوش شده است. 22خود را دانا و خردمند می‌پنداشتند، اما همگی، نادان و بی‌خرد شدند. 23به جای اينكه خدای بزرگ و ابدی را بپرستند، بتهايی از چوب و سنگ به شكل انسان فانی، پرندگان، چارپایان و خزندگان ساختند و آنها را پرستيدند.

24بنابراين، خدا نيز ايشان را به حال خود رها كرده تا هر چه می‌خواهند بكنند و در آتش شهوات گناه‌آلود خود بسوزند و با بدنهای خود مرتكب گناهان شرم‌آور شوند. 25ايشان به جای اينكه به حقيقت وجود خدا ايمان بياورند، عمداً عقايد باطل را پذيرفته‌اند و مخلوق خدا را به جای خالقی كه تا ابد مورد ستايش است، می‌پرستند و خدمت می‌كنند.

26به همين دليل است كه خدا مردم را به حال خود رها كرده است تا خويشتن را به گناهان زشت آلوده سازند، به طوری كه حتی زنها به جای روابط جنسی طبيعی، با زنان ديگر مرتكب اعمال قبيح می‌گردند، 27و مردها نيز به جای اينكه با زنان خود روابط طبيعی زناشويی داشته باشند، با مردهای ديگر مرتكب گناهان شرم‌آور می‌شوند. بنابراين، سزای كارهای كثيف خود را در روح و بدن خود می‌بينند.

28پس همانطور كه ايشان خدا را ترک كرده‌اند و حتی حاضر نيستند به وجود او اعتراف كنند، خدا نيز ايشان را به حال خود رها كرده است تا هر آنچه به ذهن ناپاكشان خطور می‌كند، به عمل آورند. 29زندگی آنان پر است از هر نوع شرارت و بدی، طمع و نفرت و حسادت، قتل و جدال، دروغ و كينه و سخن‌چينی. 30غيبت از زبانشان دور نمی‌شود. ايشان دشمنان خدا هستند. با غرور و گستاخی، خودستايی می‌كنند. هميشه به دنبال راههای تازه می‌گردند تا بيشتر گناه ورزند. هرگز مطيع والدين خود نمی‌شوند. 31بی‌احساسند و بدقول و بی‌عاطفه و بی‌رحم. 32با اينكه می‌دانند خدا برای چنين اعمالی، مجازات مرگ تعيين كرده است، نه فقط خودشان مرتكب آنها می‌گردند، بلكه ديگران را نيز به انجام اين كارها تشويق می‌كنند!

2

فقط خدا می‌تواند بر گناهكاران داوری كند

1شايد كسی پيش خود فكر كند اين مردم چقدر پست هستند كه دست به چنين كارهايی می‌زنند. اما كسی كه چنين فكر می‌كند، خودش نيز بهتر از آنها نيست. هرگاه كسی بگويد كه اين اشخاص بدكار بايد مجازات شوند، در حقيقت خودش را محكوم می‌كند، چون او نيز همان گناهان را مرتكب می‌شود. 2اما می‌دانيم كه خدا هر كسی را كه مرتكب چنين اعمالی شود، عادلانه و به سختی مجازات خواهد كرد. 3ای آدمی، آيا تصور می‌كنی كه خدا ديگران را برای اين گناهان مجازات خواهد كرد، اما از گناهان تو چشم‌پوشی خواهد نمود؟ 4اگر خدا تا به حال نسبت به تو صبر و تحمل نشان داده است، آيا اين را نتيجهٔ ضعف او می‌دانی؟ آيا متوجه نيستی كه خدا در تمام اين مدت كه تو را مجازات نكرده، در واقع به تو فرصت داده تا از گناهانت دست بكشی؟ بلی، مهربانی خدا برای اين بوده است كه تو توبه كنی.

5اگر دل خودت را سخت كنی و توبه نكنی برای خود مجازات وحشتناكی فراهم می‌آوری، زيرا بزودی روز خشم و غضب خدا فرا می‌رسد روزی كه در آن خدا تمام مردم جهان را عادلانه محكوم خواهد كرد، 6و به هر کس مطابق كارهايش پاداش يا كيفر خواهد داد. 7او زندگی جاويد را به كسانی می‌بخشد كه با صبر و تحمل آنچه راست است به عمل می‌آورند و خواستار جلال و بزرگی و بقايی هستند كه خدا عطا می‌كند. 8اما آنانی را كه با حقيقت وجود خدا ضديت می‌كنند و به راههای گناه‌آلود خود می‌روند، به شدت مجازات خواهد كرد. بلی، ايشان مورد خشم و غضب خدا واقع خواهند شد. 9رنج و عذاب گريبانگير همهٔ كسانی خواهد گرديد كه گناه می‌ورزند، از يهودی گرفته تا غيريهودی. 10اما جلال و سربلندی و آرامش الهی نصيب همهٔ آنانی خواهد شد كه از خدا اطاعت می‌كنند، چه يهودی و چه غيريهودی، 11زيرا خدا تبعيض قائل نمی‌شود.

12‏-15خدا شخص گناهكار را، هر كه باشد، مجازات خواهد كرد. به عنوان مثال، مردم وحشی و از همه جا بی‌خبر كه در جنگلها زندگی می‌كنند اگر مرتكب گناه شوند، خدا مجازاتشان خواهد كرد، چون ايشان با اينكه هيچگاه كتاب آسمانی و احكام نوشته شدهٔ خدا را نخوانده‌اند، اما در عمق وجدانشان، خوب را از بد تشخيص می‌دهند. پس در حقيقت احكام خدا در وجدانشان نوشته شده است و به همين دليل، وقتی كاری نيک انجام می‌دهند، وجدانشان آرام می‌گيرد و هرگاه عمل بدی مرتكب می‌شوند، وجدانشان ايشان را سرزنش می‌كند. از طرف ديگر، اشخاصی كه دارای دين و مذهب هستند نيز اگر گناه كنند، خدا مجازاتشان خواهد كرد. چون ايشان با اينكه دارای كتاب آسمانی و احكام نوشته شدهٔ خدا هستند و آنها را می‌خوانند، اما از آنها اطاعت نمی‌كنند. ايشان راه راست را می‌دانند اما در آن قدم نمی‌زنند. بنابراين، بايد گفت كه دانستن احكام خدا سبب نجات نمی‌شود، بلكه اجرای آنها. 16مسلماً آن روز خواهد آمد كه عيسی مسيح به حكم خدا، افكار و انگيزه‌های مخفی همه را مورد داوری قرار دهد. همهٔ اينها، بخشی از نقشهٔ عظيم خداست كه من اعلام می‌كنم.

داشتن شريعت كافی نيست، بايد مطابق آن زندگی كرد

17و اما شما يهوديان، تصور می‌كنيد كه چون خدا شريعت و احكام خود را به شما عطا كرده است، بنابراين از شما خشنود است، و می‌باليد به اينكه برگزيدگان خدا هستيد. 18شما اراده و خواست خدا را می‌دانيد و خوب را از بد تشخيص می‌دهيد، چون احكام او را از كودكی آموخته‌ايد، 19شما يقين كامل داريد كه راه خدا را به خوبی می‌شناسيد؛ به همين جهت خود را راهنمای نابينايان می‌دانيد، و خويشتن را چراغهايی می‌پنداريد كه راه خدا را به آنانی كه در تاريكی گمراه شده‌اند، نشان می‌دهند. 20شما گمان می‌كنيد كه راهنمای مردم نادان هستيد و می‌توانيد امور الهی را حتی به كودكان نيز بياموزيد، زيرا تصور می‌كنيد احكام خدا را كه پر از معرفت و راستی است، می‌دانيد.

21حال، شما كه ديگران را تعليم می‌دهيد، چرا خودتان نمی‌آموزيد؟ به ديگران می‌گوييد كه دزدی نكنيد؛ آيا خودتان دزدی نمی‌كنيد؟ 22می‌گوييد كه زنا كردن گناه است؛ آيا خودتان زنا نمی‌كنيد؟ می‌گوييد كه نبايد بت‌پرستی كرد؛ آيا خودتان ماديات را همچون بت نمی‌پرستيد؟ 23شما به داشتن كتاب آسمانی افتخار می‌كنيد؛ ولی آيا با زير پا گذاشتن دستورات آن، به خدا توهين نمی‌كنيد؛ 24همانطور كه كتاب آسمانی می‌فرمايد: «مردم دنيا به خاطر شما يهوديان، به نام خدا بی‌احترامی می‌كنند!»

25يهودی بودن شما، در صورتی ارزش دارد كه از دستورات خدا اطاعت كنيد. در غير اين صورت، از بت‌پرستان هم بدتريد. 26زيرا اگر بت‌پرستان احكام خدا را اطاعت كنند، آيا خدا تمام امتيازات و افتخاراتی را كه قصد داشت به شما يهوديان بدهد، به ايشان نخواهد داد؟ يقيناً خواهد داد. 27در اين صورت وضع بت‌پرستان نامختون كه احكام خدا را اطاعت می‌كنند، در پيشگاه خدا از وضع شما يهوديان خيلی بهتر خواهد بود، زيرا شما با وجود اينكه ختنه شده‌ايد و صاحب كتاب آسمانی هستيد، باز احكام خدا را اطاعت نمی‌كنيد.

28فراموش نكنيد كه هر كه پدر و مادرش يهودی باشند و خود نيز ختنه شده باشد، يهودی نيست. 29بلكه يهودی واقعی كسی است كه دلش در نظر خدا پاک باشد. زيرا ختنهٔ بدنی، خدا را راضی نمی‌سازد؛ خدا از كسانی راضی و خشنود می‌شود كه آرزوها و افكارشان ختنه و دگرگون شده باشد. هر كه زندگی‌اش به اين صورت تغيير يافته باشد، اگر هم شما او را تحسين نكنيد، خدا او را تحسين خواهد كرد.

3

خدا امين است

1پس برتری يهوديت در چيست؟ آيا خدا امتياز بخصوصی برای يهوديان قائل است؟ آيا ختنه ارزشی دارد؟ 2بلی، خدا برای يهوديان امتيازات بسياری قائل شده است.

يكی از مهمترین اين امتيازات، اينست كه خدا احكام و كلام خود را به ايشان سپرد، تا آنان خواست و ارادهٔ او را بدانند و آن را اجرا كنند. 3اما اگر بعضی از ايشان ايمان خود را از دست دادند و نسبت به خدا پيمان‌شكنی كردند، آيا خدا نيز عهد و پيمان خود را خواهد شكست؟ 4هرگز! اگر همهٔ مردم دنيا هم دروغ بگويند، خدا هرگز دروغ نمی‌گويد. در كتاب آسمانی در اين باره آمده كه هر چه خدا می‌فرمايد، هميشه راست و درست است، و در هر داوری پيروزی با اوست.

5اما بعضی چنين استدلال می‌كنند: «خوب است كه ما بی‌ايمان بمانيم! گناهان ما نتيجهٔ خوبی دارد! زيرا وقتی مردم ببينند كه ما چقدر بد هستيم، بهتر پی خواهند برد كه خدا چقدر نيكوست! پس، در اين صورت آيا انصاف است كه خدا ما را مجازات كند، در حالی که گناهان ما به جلال او كمک می‌كند؟» 6به هيچ وجه چنين نيست! زيرا چنين خدايی ديگر شايسته نخواهد بود كسی را داوری كند. 7چون اگر نادرستی من در مقايسه با راستی خدا باعث بزرگی و جلال او گردد، ديگر او نمی‌تواند مرا به عنوان يک گناهكار، داوری و محكوم كند. 8اگر بخواهيد چنين استدلال كنيد، به اين نتيجه خواهيد رسيد كه «هر چه ما بدتر باشيم، خدا بيشتر خشنود می‌گردد.» بعضی به من افترا می‌زنند و می‌گويند كه من اين را وعظ می‌كنم. محكوميت چنين اشخاص قطعی است.

هيچكس نيكوكار نيست

9خوب، چه نتيجه می‌گيريم؟ آيا ما يهوديان از ديگران بهتريم؟ نه، به هيچ وجه! زيرا قبلاً بيان كرديم كه همه به طور يكسان گناهكارند، چه يهودی باشند، چه غيريهودی. 10كتاب آسمانی نيز در اين باره می‌فرمايد:

هيچكس نيكوكار نيست،

در تمام عالم، يک بی‌گناه هم يافت نمی‌شود.

11هيچكس فهم ندارد،

كسی واقعاً طالب خدا نيست.

12همه از او روی برگردانيده‌اند؛

همه به راه خطا رفته‌اند؛

حتی يک نفر هم نيست كه نيكوكار بوده باشد.

13سخنان ايشان كثيف و متعفن است،

همچون بوی تعفنی كه از قبر به مشام می‌رسد.

زبانشان را برای فريب دادن به کار می‌برند.

سخنانشان همچون نيش مار كشنده است.

14دهانشان پر از لعنت و تلخی است.

15پايهايشان برای خون ريختن شتابان است.

16به هر جا برسند، پريشانی و ويرانی بجا می‌گذارند.

17از آرامش الهی نصيبی ندارند.

18احترام و ترس خدا، جايی در قلبشان ندارد.

19بنابراين، خدا يهوديان را خيلی شديدتر داوری و مجازات خواهد كرد، زيرا ايشان می‌بايست به جای اينكه مرتكب چنين گناهانی شوند، دستورات و احكام خدا را بجا آورند. به همين علت هيچيک از ايشان نخواهد توانست برای بی‌ايمانی و گناهان خود، عذر و بهانه‌ای بياورد. در حقيقت، تمام مردم دنيا در برابر تخت داوری خدای قادر مطلق، مقصر و محكومند.

20پس ملاحظه می‌كنيد كه با اجرای شريعت، كسی هرگز نمی‌تواند رضايت خدا را حاصل كند. در واقع هر چه بيشتر شريعت را بدانيم، بيشتر پی می‌بريم كه آن را زير پا گذارده‌ايم. شريعت فقط چشمان ما را باز می‌كند تا گناهان خود را ببينيم.

راه تازهٔ خدا برای نجات ما

21‏-22اما اكنون خدا راه ديگری برای نجات به ما نشان داده است. ما تا به حال سعی می‌كرديم با اجرای مقررات و تشريفات مذهبی، به اين نجات و رستگاری دست يابيم و در حضور خدا پاک و بی‌گناه شمرده شويم. اما در اين راه نوين، ديگر چنين نيست، هر چند كه اين راه، چندان هم تازه نيست، زيرا كتاب آسمانی ما از زمانهای گذشته نويد آن را داده بود. اينک خدا چنين مقرر داشته كه اگر كسی به مسيح ايمان بياورد، از سر تقصيرات او بگذرد و او را كاملاً «بی‌گناه» به حساب آورد. همه انسانها نيز بدون توجه به مقام و يا سوابقشان، می‌توانند از همين راه، يعنی «ايمان به عيسی مسيح» نجات يابند. 23زيرا همه گناه كرده‌اند و هيچكس به آن كمال مطلوب و پرجلالی كه خدا انتظار دارد، نرسيده است. 24اما اكنون اگر به عيسی مسيح ايمان آوريم، خدا ما را كاملاً «بی‌گناه» به حساب می‌آورد، چون عيسی مسيح به لطف خود به طور رايگان گناهان ما را برداشته است.

25خدا عيسی مسيح را فرستاد تا مجازات گناهان ما را متحمل شود و خشم و غضب خدا را از ما برگرداند. خدا خون مسيح و ايمان ما را وسيله‌ای ساخت برای نجات ما از غضب خود. به اين ترتيب او عدالت خود را ظاهر نمود. اگر او كسانی را كه در زمانهای گذشته گناه كرده بودند مجازات نكرد، اين هم كاملاً عادلانه بود، زيرا او منتظر زمانی بود كه مسيح بيايد و گناهان آنان را نيز پاک سازد. 26در زمان حاضر نيز خدا از همين راه گناهكاران را به حضور خود می‌پذيرد، زيرا عيسی مسيح گناهان ايشان را برداشته است.

اما آيا اين بی‌انصافی نيست كه خدا گناهكاران را بی‌گناه بشمارد؟ نه، زيرا خدا اين كار را بر اساس ايمانشان به عيسی مسيح انجام می‌دهد، يعنی ايمان به كسی كه با خون خود گناهانشان را پاک كرده است.

27آيا حالا ديگر كسی می‌تواند به خود ببالد و تصور كند كه با پرهیزگاری و اعمال نيک خود، نجات يافته و مقبول خدا گشته است؟ هرگز! چرا؟ زيرا نجات، نه از كارهای نيک ما و انجام تشريفات مذهبی، بلكه از كارهايی كه عيسی مسيح برای ما انجام داد و از ايمانی كه ما به او داريم، به دست می‌آيد. 28پس ما بوسيلهٔ ايمان به عيسی مسيح نجات می‌يابيم و در حضور خدا بی‌گناه به حساب می‌آييم، نه به سبب كارهای خوب خود يا انجام تشريفات مذهبی.

29آيا خدا فقط يهوديان را از اين راه نجات می‌دهد؟ نه، غيريهوديان نيز می‌توانند از همين راه به حضور خدا راه يابند. 30زيرا در نظر خدا همه يكسانند. همه، چه يهودی و چه غيريهودی، بوسيلهٔ ايمان بی‌گناه محسوب می‌شوند. 31حال كه بوسيلهٔ ايمان نجات می‌يابيم، آيا ديگر لازم نيست شريعت و احكام خدا را اطاعت نماييم؟ نه، درست برعكس است! زيرا فقط زمانی می‌توانيم احكام خدا را اطاعت كنيم كه به عيسی مسيح ايمان آوريم.

4

ابراهيم و نجات او

1‏-2حال ببينيم خدا جدّ ما ابراهيم را بر چه اساس بی‌گناه به حساب آورد؛ آيا به خاطر اعمال نيک او و انجام تشريفات مذهبی بود، يا به خاطر ايمانش؟ اگر به خاطر اعمال نيكش بود، پس جا داشت كه به خود ببالد. اما از ديدگاه خدا، ابراهيم هيچ علتی برای باليدن نداشت. 3زيرا كتاب آسمانی ما می‌فرمايد: «ابراهيم به خدا ايمان آورد، به همين دليل خدا از خطايای او چشم پوشيد و او را ”بی‌گناه“ به شمار آورد.»

4‏-5اما آيا اعمال نيک ابراهيم در نجات او هيچگونه تأثيری نداشت؟ نه! به اين دليل كه نجات و رستگاری، هديهٔ خداوند است. اگر كسی می‌توانست نجات و آمرزش گناهان خود را با انجام كارهای خوب به دست آورد، نجات هديه نمی‌بود. اما نجات هديهٔ خداوند است و به كسانی عطا می‌شود كه برای به دست آوردن آن، به اعمال نيک خود تكيه نمی‌كنند. بلی، خدا در صورتی گناهكاران را بی‌گناه به حساب می‌آورد كه به عيسی مسيح ايمان بياورند.

6داوود نبی در بيان همين حقيقت، شادی يک شخص گناهكار را توصيف می‌كند كه بدون آنكه لايق باشد، خدا او را «بی‌گناه» اعلام می‌دارد. 7حضرت داوود می‌گويد: «خوشا به حال كسی كه خدا گناهانش را بخشيده و از خطايای او چشم پوشيده باشد! 8چه سعادتی كه خداوند ديگر گناهی عليه او به حساب نياورد!»

9حال ممكن است اين سؤال مطرح شود كه اين سعادت نصيب چه كسانی می‌گردد؟ آيا فقط نصيب اشخاصی می‌شود كه ضمن ايمان به عيسی مسيح، مطابق شريعت ختنه نيز می‌شوند؟ يا نصيب آنانی هم می‌شود كه بدون ختنه، فقط به عيسی مسيح ايمان دارند؟ در مورد ابراهيم چطور بود؟ ديديم كه ابراهيم خشنودی خدا را از راه ايمان به دست آورد و خدا او را «بی‌گناه» دانست. اما آيا فقط از راه ايمان بود يا به دليل ختنه نيز بود؟

10برای پاسخ به اين سؤال، من از شما سؤال ديگری می‌كنم: چه موقع خدا ابراهيم را «بی‌گناه» به شمار آورد؟ پيش از انجام مراسم ختنه، يا بعد از آن؟ واقعيت اينست كه پيش از آن بود. 11در واقع او زمانی ختنه شد كه مدتها از ايمان آوردن او به خدا و دريافت وعدهٔ بركت الهی می‌گذشت. مراسم ختنه، نشانه و علامتی بود از اين واقعيت كه ابراهيم از قبل، يعنی قبل از ختنه شدن، به خدا ايمان داشته و خدا نيز او را از مدتها پيش نيک و بی‌گناه به شمار آورده است. در نتيجه ابراهيم از لحاظ روحانی، پدر كسانی است كه بدون ختنه شدن و انجام ساير تشريفات شريعت، به خدا ايمان دارند و نجات يافته‌اند. پس ملاحظه می‌كنيم كه خدا كسانی را كه ختنه شده‌اند ولی به او ايمان می‌آورند نيز «بی‌گناه» و نيک به حساب می‌آورد. 12در ضمن، ابراهيم از لحاظ روحانی پدر كسانی است كه ختنه شده‌اند، اما با توجه به زندگی ابراهيم، پی برده‌اند كه نجات و لطف خدا، از راه ايمان به دست می‌آيد، نه در اثر مراسم ختنه. زيرا ابراهيم تنها از راه ايمان توانست رضايت خدا را حاصل كند، پيش از آنكه ختنه شود.

13خدا به ابراهيم و به نسل او وعده داد كه جهان را به ايشان ببخشد. واضح است كه اين وعدهٔ خدا به اين دليل نبود كه ابراهيم تشريفات و احكام شريعت را اجرا می‌كرد، بلكه فقط به خاطر ايمان او بود، ايمان و اعتماد به اينكه خدا وعده‌های خود را وفا خواهد نمود. خدا نيز در برابر اين ايمان، ابراهيم را «بی‌گناه» شناخت. 14پس اگر هنوز هم ادعا می‌كنيد كه بركات خدا نصيب كسانی می‌شود كه احكام و تشريفات يهود را نگاه می‌دارند، در واقع منظورتان اينست كه وعده‌های خدا به صاحبان ايمان، بی‌اعتبار است و ايمان به خدا نيز كار احمقانه‌ای است. 15اما حقيقت امر اينست كه هرگاه بكوشيم نجات و سعادت الهی را از راه انجام احكام شريعت به دست آوريم، هميشه نتيجه‌اش اين می‌شود كه مورد خشم و غضب خدا قرار می‌گيريم؛ زيرا هيچگاه موفق نمی‌شويم آن احكام را كاملاً رعايت كنيم. ما تنها زمانی می‌توانيم قانون‌شكنی نكنيم كه اصلاً قانونی وجود نداشته باشد.

16پس نتيجه می‌گيريم كه خدا بركات خود را از راه ايمان به ما عطا می‌كند، همچون يک هديه. حال، چه مراسم مذهبی را رعايت كنيم و چه نكنيم، اگر ايمانی مانند ايمان ابراهيم داشته باشيم، بی‌شک آن بركات نصيب ما نيز خواهد شد، چون از لحاظ ايمان، ابراهيم پدر همگی ماست. 17كتاب آسمانی می‌فرمايد: «خدا ابراهيم را پدر اقوام بسياری ساخته است.» معنی اين آيه اينست كه خدا هر كسی را كه مانند ابراهيم به خدا ايمان داشته باشد، از هر قومی نيز كه باشد، به حضور خود می‌پذيرد. اين قول خود خداست، خدايی كه مرده‌ها را زنده می‌كند و به دستور او موجودات از نيستی به هستی می‌آيند.

18بنابراين، زمانی كه خدا به ابراهيم فرمود كه به او پسری خواهد بخشيد و از نسل او اقوام بسياری بوجود خواهند آمد، ابراهيم به وعدهٔ خدا ايمان آورد، اگرچه چنين امری عملاً محال بود. 19زيرا در آن زمان ابراهيم صد سال داشت و همسرش سارا نود سال، و هيچيک قادر نبودند صاحب فرزند شوند. با وجود اين، چون ايمان ابراهيم قوی بود، به وعدهٔ خدا شک نكرد. 20بلی، او هيچگاه شک ننمود. او به خدا ايمان داشت و ايمانش روز‌به‌روز قویتر می‌شد، و حتی قبل از اينكه خدا به وعده‌اش عمل كند، او را سپاس می‌گفت، 21زيرا يقين داشت كه خدا قادر است به همهٔ وعده‌های خود عمل كند. 22به خاطر همين ايمان، خدا او را بخشيد و «بی‌گناه» به شمار آورد.

23اما اگر در كتاب آسمانی آمده كه ابراهيم از راه ايمان مورد قبول خدا واقع شد، اين امر فقط دربارهٔ ابراهيم نوشته نشده است. 24بلكه برای اين نوشته شد كه ما اطمينان بيابيم كه خدا ما را نيز از همان راه به حضور خود می‌پذيرد، يعنی از راه ايمان به وعدهٔ خدا، خدايی كه خداوند ما عيسی را پس از مرگ زنده كرد. 25عيسی مسيح به خاطر گناهان ما تسليم مرگ گرديد و دوباره زنده شد تا ما در پيشگاه خدا «بی‌گناه» به حساب آييم.

5

رابطهٔ جديد با خدا

1پس چون بوسيلهٔ ايمان به عيسی مسيح در نظر خدا پاک و بی‌گناه محسوب شده‌ايم، از رابطهٔ مسالمت‌آميزی با خدا بهره‌مند هستيم. اين رابطه زمانی ايجاد شد كه خداوند ما عيسی مسيح جانش را روی صليب در راه ما فدا كرد. 2به سبب همين ايمان است كه عيسی مسيح ما را در چنين مقام و موقعيت عالی و ممتازی قرار داده است، مقام و موقعيتی كه اكنون نيز در آن قرار داريم؛ و با اطمينان و شادی فراوان، مشتاق هستيم به صورتی درآييم كه خدا برای ما در نظر گرفته است.

3اما نه تنها از اين بابت شاديم، بلكه وقتی با مشكلات زندگی و سختیهای روزگار نيز روبرو می‌شويم، باز خوشحال هستيم زيرا می‌دانيم اين سختیها به خير و صلاح ما هستند چون به ما می‌آموزند كه صبر و تحمل داشته باشيم. 4صبر و تحمل نيز باعث رشد و استحكام شخصيت ما می‌شود و به ما ياری می‌كند تا ايمانمان به خدا روز‌به‌روز قویتر گردد. چنين ايمانی سرانجام اميد ما را نيز نيرومند و پايدار می‌سازد، 5تا بتوانيم در برابر هر مشكلی بايستيم و اطمينان داشته باشيم كه هر پيش آمدی به خير و صلاح ماست، زيرا می‌دانيم كه خدا چقدر نسبت به ما مهربان است. ما اين محبت گرم او را در سراسر وجود خود احساس می‌كنيم، زيرا او روح‌القدس را به ما عطا فرموده تا دلهای ما را از عشق و محبتش لبريز سازد.

6پس ملاحظه می‌كنيد كه در آن هنگام كه ما درمانده و ذليل بوديم، درست در زمان مناسب، مسيح آمد و در راه ما گناهكاران جان خود را فدا كرد! 7حتی اگر ما انسانهايی خوب و پرهيزگار می‌بوديم، كمتر كسی ممكن بود حاضر شود جانش را در راه ما فدا كند، هر چند ممكن است كسی پيدا شود كه بخواهد در راه يک انسان خوب و نجيب جانش را فدا كند. 8اما ببينيد خدا چقدر ما را دوست داشت كه با وجود اينكه گناهكار بوديم، مسيح را فرستاد تا در راه ما فدا شود. 9اگر آن زمان كه گناهكار بوديم، مسيح با ريختن خون خود اين فداكاری را در حق ما كرد، حالا كه خدا ما را بی‌گناه به حساب آورده، چه كارهای بزرگتری برای ما انجام خواهد داد و ما را از خشم و غضب آيندهٔ خدا رهايی خواهد بخشيد. 10هنگامی كه دشمنان خدا بوديم، او بوسيلهٔ مرگ فرزندش ما را با خود آشتی داد؛ پس اكنون كه دوستان خدا شده‌ايم و عيسی مسيح هم در قلب ما زندگی می‌كند، چه بركات عالی و پرشكوهی به ما عطا خواهد كرد.

11حال، چقدر از رابطهٔ عالی و جديدی كه با خدا داريم، شاديم! اينها همه از بركت وجود خداوند ما عيسی مسيح است كه در راه گناهكاران، جان خود را فدا كرد تا ما را دوستان خدا سازد.

گناه حضرت آدم و بخشش عيسی مسيح

12وقتی آدم گناه كرد، گناه او تمام نسل بشر را آلوده ساخت و باعث شيوع مرگ در سراسر جهان شد. در نتيجه، همه چيز دچار فرسودگی و تباهی گشت، چون انسانها همه گناه كردند. 13(يقين داريم كه گناه آدم تمام اين مسايل را بوجود آورد، زيرا اگرچه مردم از زمان آدم تا موسی گناه می‌كردند، اما خدا در آن زمان ايشان را به سبب زير پا گذاشتن احكام خود محكوم نمی‌كرد، چون هنوز احكام و دستورات خود را به ايشان عطا نكرده بود. 14با وجود اين، آنها نيز همه مردند، اما نه به همان علتی كه آدم مرد، زيرا ايشان مانند او از ميوهٔ درخت ممنوع نخورده بودند.)

چه تفاوت بزرگی است ميان آدم و مسيح موعود كه می‌بايست ظهور كند! 15و چه فرق بزرگی است ميان گناه آدم و بخشش خدا!

آدم با گناه خود، باعث مرگ عدهٔ بسياری شد؛ اما عيسی مسيح از روی لطف خدا، سبب بخشش گناهان بسياری گشت. 16يک گناه آدم موجب شد كه عدهٔ بسياری محكوم به مرگ گردند، در حالی كه مسيح گناهان بسياری را به رايگان پاک می‌كند و باعث می‌شود خدا ايشان را «بی‌گناه» بشناسد. 17در نتيجهٔ گناه يک انسان يعنی آدم، مرگ و نابودی همه چيز را در چنگال خود گرفت؛ اما تمام كسانی كه هديهٔ خدا يعنی آمرزش و پاكی كامل از گناه را می‌پذيرند، از آن پس شريک حيات و سلطنت يک انسان ديگر يعنی عيسی مسيح می‌گردند. 18بلی، گناه آدم برای همه محكوميت به همراه آورد، ولی عمل شايسته و مقدسی كه مسيح انجام داد، همه را از محكوميت رهايی می‌دهد و به ايشان زندگی می‌بخشد. 19آدم باعث شد كه عدهٔ زيادی گناهكار شوند، اما مسيح باعث شد كه خدا بسياری را «بی‌گناه» به حساب آورد، زيرا از خدا اطاعت كرد و بر روی صليب كشته شد.

20پس ده فرمان موسی چه نقشی در نجات انسان از گناه دارد؟ ده فرمان به اين دليل عطا شد تا بر تمام مردم مسلم شود كه تا چه حد احكام خدا را زير پا گذاشته‌اند. اما هر چه بيشتر به طبيعت گناهكار خود پی می‌بريم، بيشتر لطف و بخشش بی‌پايان خدا را درک می‌كنيم. 21قبلاً گناه بر انسان حكومت می‌كرد و باعث مرگ می‌شد، اما اكنون لطف و مهربانی خدا حكومت می‌كند تا نه تنها ما را در نظر او شايسته سازد، بلكه بوسيلهٔ خداوند ما عيسی مسيح، ما را به زندگی جاويد برساند.

6

شريک در مرگ و زندگی مسيح

1خوب، اكنون چه بايد كرد؟ آيا بايد به زندگی گذشته و گناه‌آلود خود ادامه دهيم تا خدا نيز لطف و بخشش بيشتری به ما نشان دهد؟

2‏-3هرگز! مگر نمی‌دانيد كه وقتی به مسيح ايمان آورديم و غسل تعميد گرفتيم، جزئی از وجود پاک او شديم و با مرگ او، طبيعت گناه‌آلود ما نيز مرد؟ پس، حال، كه قدرت گناه در ما نابود شده است، چگونه می‌توانيم باز به زندگی گناه‌آلود سابق خود ادامه دهيم؟ 4هنگامی كه مسيح مرد، طبيعت كهنهٔ ما هم كه گناه را دوست می‌داشت، با او در آبِ تعميد دفن شد؛ و زمانی كه خدای پدر با قدرت پرجلال خود، مسيح را به زندگی بازگرداند، ما نيز در آن زندگی تازه و عالی شريک شديم.

5بنابراين، ما جزئی از وجود مسيح شده‌ايم. به عبارت ديگر، هنگامی كه مسيح بر روی صليب مرد، در واقع ما نيز با او مرديم؛ و اكنون كه او پس از مرگ زنده شده است، ما نيز در زندگی تازهٔ او شريک هستيم و مانند او پس از مرگ زنده خواهيم شد. 6آن خواسته‌های پيشين و ناپاک ما با مسيح بر روی صليب ميخكوب شد. آن قسمت از وجود ما كه خواهان گناه بود، در هم شكسته شد، به طوری كه بدن ما كه قبلاً اسير گناه بود، اكنون ديگر در چنگال گناه نيست و از اسارت و بردگی گناه آزاد است. 7زيرا وقتی نسبت به گناه می‌ميريم، از كشش و قدرت آن آزاد می‌شويم؛ 8و از آنجا كه طبيعت كهنه و گناهكار ما با مسيح مرد، می‌دانيم كه بايد در زندگی جديد مسيح نيز شريک باشيم.

9مسيح پس از مرگ زنده شد و ديگر هرگز نخواهد مرد و مرگ بر او تسلطی ندارد. 10مسيح مرد تا قدرت گناه را در هم بكوبد و اكنون تا ابد زنده است تا با خدا رابطهٔ ابدی داشته باشد. 11به همين ترتيب، شما هم طبيعت كهنه و گناهكار خود را برای گناه مرده بدانيد، اما بوسيلهٔ عيسی مسيح خود را برای خدا زنده تصور كنيد.

12خلاصه ديگر اجازه ندهيد كه گناه بر اين بدن فانی شما حكمرانی كند و به هيچ وجه تسليم خواهشهای گناه‌آلود نشويد. 13اجازه ندهيد هيچ عضوی از بدن شما وسيله‌ای باشد برای گناه كردن، بلكه خود را كاملاً به خدا بسپاريد و سراسر وجود خود را به او تقديم كنيد؛ زيرا شما از مرگ به زندگی بازگشته‌ايد و بايد وسيله‌ای مفيد در دست خداوند باشيد تا هدفهای نيكوی او را تحقق بخشيد. 14پس گناه ديگر ارباب شما نباشد، زيرا اكنون ديگر در قيد شريعت نيستيد تا گناه شما را اسير خود سازد بلكه به فيض و لطف خدا از قيد آن آزاد شده‌ايد.

بردگان پاكی و صداقت

15اما اگر نجات ما از راه اجرای شريعت و احكام خدا به دست نمی‌آيد، بلكه خدا آن را به خاطر فيض و لطف خود به ما عطا می‌كند، آيا اين بدان معناست كه می‌توانيم باز هم گناه كنيم؟ هرگز! 16مگر نمی‌دانيد كه اگر اختيار زندگی خود را به دست كسی بسپاريد و مطيع او باشيد، شما بردهٔ او خواهيد بود، و او ارباب شما؟ شما می‌توانيد گناه و مرگ را به عنوان ارباب انتخاب كنيد، و يا اطاعت از خدا و زندگی جاويد را. 17اما خدا را شكر كه اگرچه در گذشته با ميل خود اسير و بردهٔ گناه بوديد، اما اكنون با تمام وجود مطيع تعليمی شده‌ايد كه خدا به شما سپرده است؛ 18و از بردگی گناه آزاد شده‌ايد تا از اين پس، بردهٔ پاكی و صداقت باشيد.

19اين مسايل را به طور ساده در قالب روابط ارباب و برده بيان می‌كنم تا آن را بهتر درک كنيد: منظورم اينست كه همانطور كه در گذشته بردهٔ همه نوع گناه بوديد، اكنون نيز به خدمت آن اموری كمر ببنديد كه راست و مقدس هستند.

20در آن روزها كه بردهٔ گناه بوديد، در قيد و بند نيكی و راستی نبوديد. 21اما فايدهٔ چنين زندگی چه بود؟ خودتان اكنون از آن كارها شرمگين هستيد، زيرا نتيجه‌ای جز هلاكت ابدی نداشتند. 22اما الان شما از قدرت گناه آزاد شده‌ايد و در خدمت خدا هستيد؛ بنابراين، او نيز شما را هر روز پاكتر و شايسته‌تر می‌سازد تا سرانجام زندگی جاويد نصيبتان گردد. 23زيرا هر كه گناه كند، تنها دستمزدی كه خواهد يافت، مرگ است؛ اما هر كه به خداوند ما عيسی مسيح ايمان آورد، پاداش او از خدا زندگی جاويد است.

7

آزادی از شريعت

1ای برادران عزيز، شما كه از اصول شريعت آگاهی داريد، يقيناً می‌دانيد كه وقتی شخصی می‌ميرد، اصول شريعت ديگر بر او حاكم نيست. 2‏-3به عنوان مثال زنی كه ازدواج كرده، تا زمانی كه شوهرش زنده است، شرعاً به شوهرش تعلق دارد و مجاز نيست با مرد ديگری ازدواج كند. اما اگر شوهرش فوت كند، آزاد است و می‌تواند با مرد ديگری ازدواج كند. آن زن در صورتی كه پيش از فوت شوهر دست به چنين عملی بزند، زناكار خوانده می‌شود، اما پس از مرگ شوهرش، اشكالی در اين كار وجود ندارد.

4در مورد شما نيز همين امر صادق است، به اين ترتيب كه شريعت يهود در گذشته همچون شوهر و صاحب اختيار شما بود. اما شما همراه مسيح بر روی صليب مرديد، از این رو از قيد «ازدواج و تعلق به شريعت يهود» آزاد شده‌ايد و شريعت ديگر بر شما تسلط و حكمرانی ندارد. سپس همانطور كه مسيح زنده شد، شما هم زنده شديد و اكنون شخص جديدی هستيد. حال، می‌توان گفت كه شما با آن كسی كه از مردگان برخاست و زنده شد، «ازدواج كرده‌ايد»، و از این رو می‌توانيد برای خدمت خدا مفيد باشيد و ثمر بياوريد. 5هنگامی كه هنوز طبيعت كهنهٔ شما بر وجودتان مسلط بود، شريعت و احكام دين يهود باعث می‌شد خواهشهای گناه‌آلود در شما بيدار شوند و وادارتان سازند تا اعمالی را انجام دهيد كه خدا نهی كرده است؛ به اين ترتيب به سوی تباهی و مرگ می‌رفتيد. 6اما اكنون ديگر وظيفه‌ای نسبت به احكام دين يهود نداريد، زيرا در همان زمان كه اسير آنها بوديد، «مرديد» و حال می‌توانيد خدا را به طور حقيقی خدمت كنيد، نه به روش سابق يعنی اطاعت از تعدادی امر و نهی، بلكه به روش نوين يعنی بوسيلهٔ روح‌القدس.

شريعت و گناه

7پس آيا منظور اينست كه شريعت بد است؟ هرگز! شريعت بد نيست، اما همين شريعت بود كه بدی و گناهان مرا به من نشان داد. به عنوان مثال اگر در احكام و شريعت، گفته نشده بود كه «نبايد در قلب خود خواهشهای ناپاک داشته باشيد»، من هيچگاه به وجود چنين خواهشهايی در خود پی نمی‌بردم. 8پس شريعت عليه خواهشهای ناپسند من بود؛ گناه نيز با استفاده از اين امر، نادرستی اين قبيل خواهشها و اميال را به ياد من می‌آورد و آنها را در من بيدار می‌كرد! در واقع انسان فقط زمانی گناه نمی‌كند كه هيچ شريعت و حكمی وجود نداشته باشد.

9به همين دليل، من تا زمانی كه از احكام شريعت آگاهی نداشتم، از زندگی آسوده‌ای برخوردار بودم. اما وقتی از اين احكام آگاهی يافتم، متوجه شدم كه آنها را زير پا گذاشته‌ام، و به همين علت گناهكار و محكوم به مرگ هستم. 10همان احكام نيكو كه انتظار می‌رفت راه زندگی را به من نشان دهند، سبب محكوميت و مرگ من شدند. 11گناه مرا فريب داد و با استفاده از احكام پاک الهی، مرا محكوم به مرگ كرد. 12اما با وجود اين مسايل، هيچ شكی نيست كه شريعت، به خودی خود كاملاً خوب و مقدس و منصفانه است.

13اما چگونه چنين چيزی ممكن است؟ اگر شريعت موجب محكوميت و هلاكت من شد، چگونه می‌تواند خوب باشد؟ واقعيت اينست كه شريعت نيكوست، اما اين گناه بود كه از وسيله‌ای نيكو سوءاستفاده كرد تا باعث محكوميت من گردد. پس ملاحظه می‌كنيد كه گناه چقدر فريبنده و مرگبار و سزاوار لعنت است كه برای رسيدن به هدف خود يعنی نابودی من، از احكام و شريعت خوب خدا سوءاستفاده می‌كند.

کشمکش با گناه

14پس، شريعت خوب است و اشكالی در آن وجود ندارد. اشكال در من است كه همچون يک برده به گناه فروخته شده‌ام. 15بنابراين، من اختيار عمل خود را ندارم، زيرا هر چه می‌كوشم كار درست را انجام دهم نمی‌توانم، بلكه كاری را انجام می‌دهم كه از آن متنفرم! 16من به خوبی می‌دانم كه آنچه می‌كنم، اشتباه است و وجدان ناراحت من نيز نشان می‌دهد كه خوب بودن شريعت را تصديق می‌كنم. 17اما كاری از دستم برنمی‌آيد، زيرا كنندهٔ اين كارها من نيستم. اين گناه درون من است كه مرا وادار می‌كند مرتكب اين اعمال زشت گردم، زيرا او از من قويتر است.

18اكنون ديگر برای من ثابت شده است كه وجود من به خاطر اين طبيعت نفسانی، از سر تا پا فاسد است. هر چه تلاش می‌كنم، نمی‌توانم خود را به انجام اعمال نيكو وادارم. می‌خواهم خوب باشم، اما نمی‌توانم. 19می‌خواهم كار درست و خوب انجام دهم، اما قادر نيستم. سعی می‌كنم كار گناه‌آلودی انجام ندهم، اما بی‌اختيار گناه می‌كنم. 20پس اگر كاری را انجام می‌دهم كه نمی‌خواهم، واضح است كه اشكال در كجاست: گناه هنوز مرا در چنگال خود اسير نگاه داشته است.

21به نظر می‌رسد كه در زندگی، اين يک واقعيت است كه هرگاه می‌خواهيم كار نيک انجام دهيم، بی‌اختيار كار بد از ما سر می‌زند. 22البته طبيعت تازه‌ام مايل است خواست خدا را انجام دهد، 23‏-25اما چيزی در عمق وجودم، در طبيعت نفسانی من هست كه با فكرم در جنگ و جدال می‌باشد و در اين مبارزه پيروز می‌شود و مرا بردهٔ گناه می‌سازد، گناهی كه هنوز در درون من وجود دارد. در فكرم اراده می‌كنم كه خدمتگزار از جان گذشتهٔ خدا باشم، اما می‌بينم كه هنوز اسير گناه هستم.

پس می‌بينيد كه من در چه حال زاری هستم: طبيعت جديد من به من امر می‌كند كه اعمالم پاک و خوب باشد، اما آن طبيعت كهنه كه هنوز در من است، به سوی گناه كشيده می‌شود. وای كه در چه تنگنای وحشتناكی گرفتار شده‌ام! چه كسی می‌تواند مرا از چنگ اين طبيعت مرگبار آزاد كند؟ خدا را شكر، اين كار را خداوند، عيسی مسيح انجام می‌دهد.

8

زندگی پاک بوسيلهٔ روح خدا

1بنابراين، چون به عيسی مسيح تعلق داريم، هيچ محكوميت و مجازاتی در انتظار ما نيست. 2زيرا قدرت حيات‌بخش روح‌القدس كه به لطف مسيح به ما عطا شده، ما را از سلطهٔ گناه و مرگ آزاد كرده است. 3در واقع، ما با دانستن احكام مذهبی از چنگال گناه نجات پيدا نكرديم، زيرا قادر به رعايت آنها نيستيم. به همين علت خدا طرح ديگری برای نجات ما تهيه ديد. او فرزند خود عيسی مسيح را در بدنی مانند بدن انسانی ما به اين جهان فرستاد، با اين تفاوت كه بدن او مثل بدن ما تحت سلطهٔ گناه نبود. او آمد و جانش را در راه آمرزش گناهان ما قربانی كرد، تا ما را نيز از سلطهٔ گناه آزاد سازد. 4پس حال، قادريم احكام و دستورات خدا را اطاعت كنيم، زيرا عنان زندگی ما در دست روح خداست نه در دست طبيعت كهنه و گناه‌آلود ما.

5آنانی كه عنان زندگی خود را به دست طبيعت كهنه‌شان می‌دهند، چيزی جز ارضای شهوات خود نمی‌جويند. اما آنانی كه تابع روح خدا هستند، اعمالی را بجا می‌آورند كه خدا را خشنود می‌سازد. 6اگر از روح خدا پيروی كنيم، حيات و آرامش نصيبمان می‌گردد؛ اما اگر از طبيعت كهنه خود پيروی كنيم، چيزی جز مرگ و هلاكت به دست نخواهيم آورد. 7زيرا طبيعت گناه‌آلود ما، بر ضد خداست و هرگز از احكام خدا اطاعت نكرده و نخواهد كرد. 8از اين رو، آنانی كه عنان زندگی‌شان در دست طبيعت كهنهٔ گناه‌آلودشان است و هنوز در پی خواهشهای ناپاک سابق خود هستند، نمی‌توانند خدا را راضی كنند.

9البته شما چنين نيستيد. چنانچه روح خدا در وجود شما ساكن باشد، عنان زندگی‌تان در دست طبيعت تازه‌تان خواهد بود. به ياد داشته باشيد كه اگر روح مسيح در وجود كسی ساكن نباشد، او اصلاً مسيحی نيست. 10با اين حال، اگرچه مسيح در وجود شما زندگی می‌كند، اما سرانجام بدنتان در اثر عواقب گناه خواهد مرد، ولی روحتان زنده خواهد ماند، زيرا مسيح روحتان را آمرزيده است. 11و اگر روح خدايی كه عيسی مسيح را پس از مرگ زنده كرد، در وجود شما باشد، همان خدا بدنهای فانی شما را نيز پس از مرگ بوسيلهٔ همين روح كه در وجود شماست، زنده خواهد كرد.

12پس، ای برادران عزيز، شما ديگر به هيچ وجه مجبور نيستيد از اميال و خواهشهای طبيعت گناه‌آلود سابق خود پيروی كنيد، 13زيرا در اين صورت گمراه و هلاک خواهيد شد. اما اگر با قدرت روح خدا، اين طبيعت كهنه را با اعمال ناپاكش نابود سازيد، زنده خواهيد ماند. 14زيرا تمام كسانی كه از روح خدا پيروی می‌كنند، فرزندان خدا هستند.

15پس همچون برده‌ها، رفتارمان آميخته با ترس و لرز نباشد، بلكه مانند فرزندان خدا رفتار نماييم، فرزندانی كه به عضويت خانوادهٔ خدا پذيرفته شده‌اند و خدا را پدر خود می‌خوانند. 16زيرا روح خدا در عمق وجود ما، به ما می‌گويد كه ما فرزندان خدا هستيم. 17و اگر فرزندان خدا هستيم، وارثان او نيز خواهيم بود. به عبارت ديگر، خدا تمام آن جلال و شكوهی را كه به فرزند خود عيسی مسيح خواهد داد، به ما نيز عطا خواهد فرمود. اما اگر می‌خواهيم در آينده در جلال او شريک شويم، بايد اكنون در دردها و رنجهای او نيز شريک گرديم.

سختیهای زمان حاضر هيچ است

18با وجود اين، سختیهايی كه در زمان حاضر متحمل می‌شويم، در مقابل جلال و شكوهی كه در آينده خدا نصيبمان خواهد ساخت، هيچ است. 19تمام آفرينش نيز بی‌صبرانه منتظر روزی است كه خدا فرزندان خود را پس از مرگ زنده كند. 20‏-21زيرا جهان برخلاف خواست خود، به دستور خدا محكوم به فنا شد. اما اين اميد هست كه روزی جهان از قيد فنا رها شود و در آزادی پرشكوهی كه متعلق به فرزندان خداست، شريک گردد. 22چون می‌دانيم كه حتی حيوانات و گياهان نيز كه گرفتار بيماری و مرگند، همچون زنی كه در حال زاييدن است، درد می‌كشند و در انتظار اين واقعهٔ بزرگ، روزشماری می‌كنند. 23حتی ما مسيحيان، با اينكه روح خدا را به عنوان نشانه‌ای از شكوه و جلال آينده در خود داريم، با آه و ناله در انتظاريم تا از درد و رنج آزاد شويم. بلی، ما نيز با اشتياق بسيار، منتظر روزی هستيم كه خدا امتيازات كامل ما را به عنوان فرزندانش، به ما عطا كند. يكی از اين امتيازات، طبق وعدهٔ او، بدن تازه‌ای است كه نه دچار بيماری می‌شود و نه مرگ بر آن قدرت دارد.

24ما با اميد، نجات يافته‌ايم؛ و اميد يعنی انتظار دريافت چيزی كه هنوز نداريم؛ زيرا اگر كسی چيزی را در اختيار داشته باشد، نيازی نيست كه به اميد آن باشد. 25پس وقتی برای چيزی كه هنوز رخ نداده، به خدا اميدواريم، بايد با صبر و حوصله منتظر آن بمانيم.

26به اين وسيله، يعنی بوسيلهٔ ايمان ما، روح خدا ما را در مشكلات زندگی و در دعاهايمان ياری می‌دهد، زيرا ما حتی نمی‌دانيم چگونه و برای چه بايد دعا كنيم. اما روح خدا با چنان احساس عميقی از جانب ما دعا می‌كند كه با كلمات قابل توصيف نيست؛ 27و خدا كه از دل ما باخبر است، می‌داند كه روح‌القدس چه می‌گويد، زيرا آنچه كه او به جای ما دعا می‌كند، طبق خواست خداست. 28و ما می‌دانيم كه خدا همه چيزها را برای خيريت كسانی به کار می‌برد كه او را دوست دارند و فرا خوانده شده‌اند تا خواست او را انجام دهند.

29زيرا خدا كه از ابتدا می‌دانست چه كسانی به سوی او خواهند آمد، چنين اراده فرمود كه اينان به شباهت فرزندش درآيند، تا مسيح فرزند ارشد باشد و آنان، برادران او. 30پس هنگامی كه ما را برگزيد، ما را به نزد خود فرا خواند؛ و چون به حضور او آمديم، ما را «بی‌گناه» به حساب آورد و وعده داد كه ما را در شكوه و جلال خود شريک سازد!

محبت قابل اعتماد مسيح

31پس در مقابل تمام اين چيزهای عالی، چه بگوييم؟ اگر خدا با ماست، چه كسی می‌تواند بر ضد ما باشد؟ 32در جايی كه خدا حتی فرزند خود را از ما دريغ نكرد بلكه او را فرستاد تا در راه همهٔ ما قربانی شود، آيا همه چيزها را به ما نخواهد بخشيد؟

33اكنون كه خدا ما را برای خود برگزيده است، ديگر چه كسی جرأت خواهد كرد بر ما اتهامی وارد آورد؟ آيا خود او؟ هرگز! چون اوست كه ما را بخشيده و ما را به حضور خود پذيرفته است.

34پس ديگر چه كسی می‌تواند ما را محكوم نمايد؟ آيا مسيح؟ نه! چون اوست كه در راه ما مرد و زنده شد و اكنون در بالاترين مقام، در كنار خدا نشسته است و برای ما شفاعت می‌كند.

35بنابراين، چه اتفاقی ممكن است سبب شود كه مسيح ديگر ما را محبت نكند؟ زمانی كه ناراحتی و مصيبتی پيش می‌آيد، و يا سختی و جفايی روی می‌دهد، آيا علت آن اينست كه مسيح ديگر ما را دوست ندارد؟ و يا زمانی كه در گرسنگی و تنگدستی هستيم و يا با خطر و مرگ روبرو می‌شويم، آيا اينها نشان دهندهٔ اينست كه خدا ما را ترک گفته است؟

36هرگز! زيرا كتاب آسمانی می‌فرمايد كه ما بايد آماده باشيم تا به خاطر خدا هر آن با مرگ روبرو شويم. ما همچون گوسفندانی هستيم كه برای سر بريدن می‌برند. 37اما با وجود تمام اينها، پيروزی كامل و قطعی همواره از آن ماست! چگونه؟ به ياری عيسی مسيح كه آنقدر ما را محبت كرد كه جانش را در راه ما فدا ساخت! 38زيرا من يقين می‌دانم كه هيچ چيز نمی‌تواند محبت مسيح را از ما باز دارد. نه مرگ، نه زندگی، نه فرشتگان و نه قدرتهای جهنم، هيچيک قدرت چنين كاری را ندارند. حوادث امروز و نگرانيهای فردا نيز قادر نيستند خللی در اين محبت وارد كنند. 39در اوج آسمان و در عمق اقيانوسها، هيچ موجودی نمی‌تواند ما را از محبت خدا كه در مرگ فداكارانهٔ خداوند ما عيسی مسيح آشكار شده، محروم سازد.

9

قوم واقعی خدا

1‏-3ای برادران يهودی من! ای قوم من اسرائيل! چقدر مشتاقم كه به عيسی مسيح ايمان آوريد. من به خاطر شما به شدت اندوهگينم و دائماً دردی جانكاه در وجود خود احساس می‌كنم، حتی حاضرم خودم از نجات محروم شوم تا شما نجات يابيد. عيسی مسيح شاهد است و روح‌القدس می‌داند كه اين را راست می‌گويم. 4خدا شما را مورد لطف خاص خود قرار داده است، اما شما هنوز هم مايل نيستيد به او گوش دهيد. او شما را به عنوان قوم مخصوص و برگزيدهٔ خود تعيين كرد؛ با ابر درخشندهٔ جلال خود، شما را در بيابان هدايت نمود؛ و بركات خود را به شما وعده فرمود. او شريعت و احكام خود را به شما بخشيد تا ارادهٔ او را برای زندگی خود بدانيد؛ مراسم عبادت را نيز به شما آموخت تا او را پرستش كنيد و وعده‌های عالی به شما عطا فرمود. 5مردان بزرگ خدا، اجداد شما بودند. مسيح نيز كه اكنون بر همه چيز حاكم است، از لحاظ طبيعت بشری خود، مانند شما يهودی بود. خدا را تا ابد سپاس باد!

6پس آيا خدا در انجام وعده‌های خود به يهوديان كوتاهی كرده است؟ هرگز! زيرا اين وعده‌ها به كسانی داده نشده كه فقط از پدر و مادر يهودی متولد می‌شوند، بلكه به آنانی داده شده كه براستی يهودی‌اند. 7كافی نيست كه شخص از نسل ابراهيم باشد؛ همهٔ آنانی كه از نسل ابراهيم هستند، فرزندان حقيقی او نيستند. كتاب آسمانی نيز می‌فرمايد كه گرچه ابراهيم فرزندان ديگری هم داشت، اما وعده‌های خدا فقط به پسر او اسحاق و نسل او مربوط می‌شود. 8اين نشان می‌دهد كه تمام فرزندان ابراهيم، فرزندان خدا نيستند، بلكه فقط آنانی فرزند خدا هستند كه به آن وعدهٔ نجات كه به ابراهيم داد، ايمان بياورند. 9زيرا خدا به ابراهيم فرموده بود: «سال آينده، به تو و به سارا پسری خواهم بخشيد.»

10‏-13سالها گذشت و اين پسر بزرگ شد و با دختری به نام ربكا ازدواج كرد. ربكا دوقلو آبستن شد؛ اما پيش از آنكه بزايد، خدا به او فرمود پسری كه اول به دنیا بيايد، خدمتگزار برادر دوقلوی خود خواهد شد. در كتاب آسمانی در اين باره اين گونه آمده است: «من اراده كرده‌ام كه يعقوب را بركت دهم و نه عيسو را.» خدا اين را پيش از تولد اين دو كودک فرمود، يعنی قبل از آنكه آنها عملی خوب يا بد انجام دهند. اين امر ثابت می‌كند كه كار خدا طبق تصميمی بود كه از ابتدا گرفته بود. بلی، خدا اين تصميم را به خاطر اعمال آن دو كودک اتخاذ نكرد، بلكه فقط به اين علت كه چنين اراده كرده بود.

14پس چه بگوييم؟ آيا خدا از روی بی‌انصافی عمل می‌كرد؟ هرگز! 15او يكبار به موسی فرمود: «اگر بخواهم با كسی مهربان باشم، با او مهربان خواهم بود؛ و اگر بخواهم بر كسی رحم كنم، بر او رحم خواهم كرد.»

16بنابراين، بركات خدا به خواهش يا كوشش مردم به آنان عطا نمی‌شود، بلكه به كسانی عطا می‌شود كه خدای رحيم انتخاب كرده باشد.

17فرعون، پادشاه مصر، نمونهٔ ديگری از اين واقعيت است، خدا به او فرمود كه سلطنت مصر را فقط به اين دليل به او بخشيده است تا قدرت عظيم خود را عليه او نشان دهد و تمام دنيا نام عظيم و الهی او را بشنوند. 18پس می‌بينيد كه خدا بر بعضی رحم می‌كند و بعضی ديگر را نامطيع و سرسخت می‌سازد، فقط به اين دليل كه چنين اراده فرموده است. 19ممكن است بپرسيد: «اگر چنين است، چرا خدا انسانها را برای اعمالشان سرزنش می‌كند؟ مگر ايشان می‌توانند كاری خارج از اراده و خواست او انجام دهند؟»

20اما سؤال اصلی اين است كه: «تو ای انسان، كيستی كه از خدا ايراد می‌گيری؟» آيا صحيح است كه مخلوق به خالق خود بگويد: «چرا مرا چنين ساختی؟» 21آيا كوزه‌گر حق ندارد از يک خمير، ظرفی زيبا برای مصارف عالی و ظرف ديگری برای مصارف عادی بسازد؟ 22آيا خدا حق ندارد خشم و قدرت خود را بر ضد آنانی كه شايستهٔ نابودی‌اند، نشان دهد، يعنی بر ضد آنانی كه با صبر بسيار گناهانشان را تحمل می‌كند؟ 23‏-24و آيا او حق ندارد كسان ديگری از جمله ما را، كه از پيش برای مشاهدهٔ جلالش آماده ساخته بود، چه از يهود و چه از غيريهود، دعوت كند تا عظمت جلال او را ببينيم؟

25پيشگويی «هوشع نبی» را به یاد آوريد! خدا به زبان اين نبی می‌فرمايد كه برای خود فرزندان ديگری اختيار خواهد كرد كه از قوم او، بنی‌اسرائيل نيستند؛ و با اينكه آنان قبلاً مورد مهر او نبودند، اما از آن پس ايشان را محبت خواهد نمود؛ 26و بت‌پرستانی كه خدا قبلاً دربارهٔ ايشان گفته بود كه «شما قوم من نيستيد»، اكنون آنان را با عنوان جديدی می‌شناسد: «فرزندان خدای زنده!»

27«اشعيای نبی» دربارهٔ يهوديان می‌گويد كه حتی اگر قوم اسرائيل به اندازهٔ دانه‌های شن كنار دريا زياد باشند، فقط تعداد كمی از آنان نجات خواهند يافت. 28زيرا «خداوند به سرعت و از روی انصاف، به اعمال مردم جهان رسيدگی كرده، ايشان را مجازات خواهد نمود.» 29همين نبی در جای ديگری از كتاب خود می‌گويد كه اگر خداوند قادر متعال بر يهوديان ترحم نمی‌كرد، تمام ايشان هلاک می‌شدند، همانگونه كه مردم شهرهای سدوم و عموره همگی هلاک شدند.

گمراهی قوم يهود

30بنابراين، چه نتيجه‌ای می‌گيريم؟ می‌توان چنين نتيجه گرفت كه خدا فرصتی عالی در اختيار غيريهوديان قرار داده است؛ ايشان با اينكه در گذشته در جستجوی خدا نبودند، اما اكنون می‌توانند بوسيلهٔ ايمان، بی‌گناه به حساب آيند و مورد قبول خدا قرار گيرند. 31اما يهوديان با اينكه سخت می‌كوشيدند تا با رعايت احكام و قوانين مذهبی، رضايت خدا را جلب كنند، موفق نشدند. 32به چه دليل؟ به اين دليل كه به ايمان تكيه نمی‌كردند، بلكه می‌خواستند از راه رعايت احكام شريعت و انجام اعمال نيک، در نظر خدا پاک و بی‌گناه جلوه كنند. به همين سبب نيز به آن «سنگ بزرگ لغزش» برخورد نموده، افتادند. 33خدا نيز در اين باره در كتاب آسمانی به ايشان اخطار فرموده و گفته بود:

«بر سر راه قوم يهود، سنگی گذارده‌ام كه بسياری به آن برخورده، خواهند لغزيد. (منظور از سنگ در اينجا، عيسی مسيح است.) اما كسانی كه به او ايمان آورند، هرگز پشيمان و شرمسار نخواهند شد.»

10

1برادران عزيز، آرزوی قلبی و دعای من برای يهوديان اينست كه ايشان نجات يابند. 2من می‌دانم كه آنان در دل خود چه غيرت و احترامی برای خدا دارند، اما اين غيرت و احترام از روی درک و شناخت صحيح نيست. 3ايشان درک نمی‌كنند كه مسيح جانش را فدا كرده تا آنان را در حضور خدا بی‌گناه سازد. در عوض می‌كوشند تا با رعايت احكام و رسوم شريعت، به آن درجه از پاكی برسند كه در نظر خدا بی‌گناه جلوه كنند. اما اين آن راهی نيست كه خدا برای نجات انسانها در نظر گرفته است. 4ايشان متوجه نيستند كه عيسی مسيح همهٔ كسانی را كه به او ايمان آورند، در نظر خدا پاک و بی‌گناه می‌سازد، يعنی همان چيزی كه ايشان سعی می‌كنند با رعايت شريعت و احكام به دست آورند. عيسی مسيح به همهٔ اين راهها پايان بخشيده است.

نجات برای همه است

5درباره بی‌گناه به حساب آمدن و آمرزش از راه شريعت، موسی فرمود كه شخص در صورتی ممكن است بخشيده شود و بی‌گناه به حساب آيد كه بتواند كاملاً خوب باشد و در سراسر زندگی‌اش در مقابل وسوسه‌ها مقاومت كند و حتی يكبار هم گناه نكند. 6اما دربارهٔ نجاتی كه بوسيلهٔ ايمان به دست می‌آيد، گفته شده است: «نيازی نيست كه به آسمان صعود كنيد، و در آنجا مسيح را بيابيد و او را فرود آوريد تا به شما ياری دهد،» 7و همچنين «نيازی نيست كه به ميان مردگان برويد تا مسيح را زنده كنيد.»

8زيرا نجاتی كه از راه ايمان به مسيح به دست می‌آيد، به آسانی در دسترس هر يک از ما قرار دارد و به اندازهٔ قلب و زبان خودمان، به ما نزديک است؛ ما نيز دربارهٔ همين نجات موعظه می‌كنيم. 9در واقع، اگر انسان با زبان خود نزد ديگران اقرار كند كه عيسی مسيح خداوند اوست و در قلب خود نيز ايمان داشته باشد كه خدا او را پس از مرگ زنده كرد، نجات خواهد يافت. 10زيرا بوسيلهٔ ايمان قلبی است كه شخص رضايت خدا را حاصل می‌كند؛ و بعد هنگامی كه در برابر ديگران ايمان خود را به زبان می‌آورد، نجات خود را تأييد می‌نمايد. 11كتاب آسمانی نيز می‌فرمايد كه هر كه به مسيح ايمان داشته باشد، هرگز نااميد نخواهد شد. 12در اين زمينه، يهود و غيريهود يكسانند، زيرا همه دارای يک خداوند هستند، خداوندی كه گنجينه‌های عظيم خود را در اختيار همهٔ آنانی می‌گذارد كه طالب و تشنهٔ او هستند. 13پس خداوند هر کس را كه به او پناه ببرد، نجات خواهد داد.

14اما چگونه مردم به خداوند پناه آورند، در حالی که به او ايمان ندارند؛ و چگونه ايمان بياورند، در حالی که راجع به او چيزی نشنيده‌اند؟ و چگونه بشنوند، اگر كسی مژدهٔ انجيل را به ايشان اعلام نكند؟ 15و چگونه بروند و اعلام كنند، اگر كسی ايشان را نفرستد؟ كتاب آسمانی در اين باره می‌فرمايد: «چه خوش‌قدمند آنانی كه مژدهٔ ”آشتی با خدا“ را اعلام می‌كنند، و دربارهٔ لطف و مهربانی خدا، خبرهای خوش می‌آورند!» به عبارت ديگر به كسانی كه برای اعلام مژدهٔ انجيل می‌آيند، خوشامد می‌گويد!

16اما تمام كسانی كه اين مژده را می‌شنوند، آن را قبول نمی‌كنند. اشعيای نبی نيز می‌فرمايد: «خداوندا، چه كسی سخنان مرا باور كرد؟» 17با اين حال، ايمان از شنيدن مژدهٔ انجيل بوجود می‌آيد.

18اما يهوديان چه؟ آيا ايشان اين مژده را نشنيده‌اند؟ البته كه شنيده‌اند! هر جا كه ايشان ساكن بوده‌اند، اين مژده نيز به آنجا رسيده است. بلی، اين خبر خوش در سراسر جهان موعظه شده است. 19آيا آنان می‌دانند كه اگر نجات خدا را نپذيرند، خدا ديگران را به جای ايشان نجات خواهد داد؟ بلی، می‌دانند! زيرا حتی در زمان موسی نيز خدا فرموده بود كه نجات خود را به مردمان بت‌پرست و نادان عطا خواهد كرد تا بلكه قوم او به غيرت بيايند و از خواب غفلت بيدار شوند. 20بعدها اشعيا با جسارت بيشتری گفت كه آنانی كه حتی در جستجوی خدا نبودند، او را يافتند، و خدا به كسانی كه او را طلب نمی‌كردند خود را ظاهر ساخت. 21با اين حال، آغوش خدا همواره به روی يهوديان باز است، اما ايشان سرسختی می‌كنند و حاضر به بازگشت نيستند.

11

رحمت خدا بر قوم اسرائيل

1حال، از شما می‌پرسم كه آيا خدا قوم خود اسرائيل را رها كرده و ايشان را ترک گفته است؟ هرگز؛ به هيچ وجه چنين نيست! فراموش نكنيد كه من خود، يهودی و از نسل ابراهيم و از طايفهٔ بنيامين هستم.

2‏-3نه، خدا قوم خود را كه از ابتدا برگزيده بود، رد نكرده است. آيا به ياد داريد در كتاب آسمانی، در ماجرای مربوط به الياس نبی، چه نوشته شده است؟ نوشته شده كه او از قوم اسرائيل نزد خدا لب به شكايت گشود و گفت كه ايشان انبيای خدا را كشته و قربانگاه‌های خدا را ويران كرده‌اند. او می‌گفت كه در تمام آن سرزمين فقط خودش باقی مانده كه خدا را می‌پرستد و می‌خواهند او را نيز از بين ببرند.

4آيا به خاطر داريد خدا به او چه جواب داد؟ خدا فرمود: «نه، تنها تو نيستی كه باقی مانده‌ای! به غیر از تو هفت هزار نفر ديگر هم دارم كه هنوز مرا می‌پرستند و در مقابل بتها زانو نزده‌اند!»

5امروز نيز همينطور است، به اين ترتيب كه تمام يهوديان خدا را فراموش نكرده‌اند. خدا در اثر رحمت خود، عده‌ای را از ميان آنان برگزيده است تا نجات دهد. 6بنابراين، اگر اين نجات، همانطور كه گفتيم، در اثر رحمت خدا باشد، طبيعتاً ديگر به سبب اعمال نيک آنان نخواهد بود. زيرا اگر در اثر اعمال نيک آنان باشد، در اين صورت نجات، ديگر هديهٔ رايگان خدا نخواهد بود؛ چون اگر در قبال آن، كاری انجام شده باشد، ديگر رايگان به حساب نخواهد آمد.

7پس وضعيت را به اين صورت می‌توان تشريح كرد كه يهوديانی كه در پی دريافت لطف الهی هستند، به مقصود خود نرسيده‌اند. البته عده‌ای از ايشان موفق شده‌اند، كه آنها نيز جزو كسانی می‌باشند كه خدا انتخاب كرده است؛ اما بقيه، قوهٔ تشخيص خود را از دست داده‌اند. 8كتاب آسمانی ما نيز به همين موضوع اشاره می‌كند و می‌فرمايد كه خدا ايشان را به خواب فرو برده است، و چشمان و گوشهايشان را طوری بسته است كه وقتی راجع به مسيح با ايشان سخن می‌گوييم، چيزی درک نمی‌كنند! اين وضع تا به امروز نيز ادامه دارد.

9داوود نبی نيز در اين باره چنين گفته است: «همان بهتر كه سفرهٔ رنگين و نعمتهای ديگرشان آنها را به اشتباه بيندازد تا تصور كنند كه خدا از ايشان راضی است. همان بهتر كه اين بركات، برای آنان همچون دام و تله باشد و هلاكشان كند، چون سزايشان همين است. 10همان بهتر كه چشمانشان تار شود تا نتوانند ببينند و پشتشان همواره زير بار سنگين خم بماند.»

11آيا اين به آن معناست كه برای قوم خدا كه منحرف شده و سقوط كرده‌اند ديگر اميدی نيست؟ هرگز! هدف خدا اين بود كه هديهٔ نجات خود را به غيريهوديان عطا كند تا از اين راه در يهوديان غيرتی بوجود آيد و ايشان نيز طالب نجات گردند. 12از آنجا كه يهوديان هديهٔ نجات خدا را نپذيرفتند و لغزيدند، هديهٔ نجات و بركات غنی الهی در اختيار ساير مردم دنيا قرار گرفت. حال، اگر يهوديان هم به مسيح ايمان بياورند، چه نعمتهای بزرگتری نصيب مردم دنيا خواهد شد!

13اكنون روی سخنم با شما غيريهوديان است. چنانكه می‌دانيد خدا مرا به عنوان رسول خود برای خدمت به غيريهوديان انتخاب كرده است. من به اين موضوع افتخار می‌كنم و تا آنجا كه بتوانم آن را به يهوديان يادآوری می‌نمايم، 14تا بلكه وادارشان كنم طالب همان بركتی باشند كه شما غيريهوديان داريد و از اين راه باعث نجات برخی از ايشان گردم. 15ای كاش آنان نيز به مسيح ايمان آورند! وقتی خدا از ايشان روی گرداند، معنايش اين بود كه به بقيهٔ مردم جهان رو كرد تا نجات را به ايشان عطا كند. پس حال اگر يهوديان نيز به سوی مسيح بازگردند، چه پرشكوه و عالی خواهد شد! مانند اين خواهد بود كه مردگان به زندگی بازگردند! 16از آنجا كه ابراهيم و ساير انبیا مردان خدا هستند، فرزندانشان نيز بايد همانطور باشند. زيرا اگر ريشه‌های درخت مقدسند، شاخه‌ها نيز بايد مقدس باشند.

17اما بعضی از شاخه‌های اين درخت كه يهوديان باشند بريده شدند و به جای آنها، شاخه‌های زيتون وحشی، يعنی شما غيريهوديان پيوند زده شديد. پس اكنون شما در آن بركاتی كه خدا به ابراهيم و فرزندانشان وعده داد شريک هستيد، همانگونه كه شاخه‌های پيوند شده، در شيره و مواد غذايی درخت اصلی شريک می‌شوند.

18اما بايد مواظب باشيد كه دچار غرور نشويد و به اين نباليد كه به جای شاخه‌های بريده، قرار گرفته‌ايد. فراموش نكنيد كه ارزش شما فقط به اين است كه جزئی از درخت هستيد. بلی، شما فقط يک شاخه‌ايد، نه ريشه.

19ممكن است بگوييد: «آن شاخه‌ها بريده شدند تا جايی برای من باز شود. پس خدا چقدر از من راضی است!»

20درست است. آن شاخه‌ها يعنی يهوديان به اين دليل قطع شدند كه به خدا ايمان نداشتند؛ شما نيز فقط به اين دليل به جای آنها پيوند شديد كه به خدا ايمان داشتيد. پس مغرور نشويد، بلكه از خدا بترسيد. 21زيرا اگر خدا بر شاخه‌های طبيعی درخت رحم نكرد، بر شما نيز رحم نخواهد فرمود.

22پس ببينيد خدا چقدر مهربان و در عين حال سختگير است. او نسبت به نافرمانان بسيار سختگير است. اما اگر شما در ايمان و محبتی كه به او داريد، ثابت بمانيد، نسبت به شما مهربان خواهد بود. در غير اين صورت شما نيز بريده خواهيد شد. 23از طرف ديگر، اگر يهوديان از بی‌ايمانی دست بكشند و به سوی خدا بازگردند، خدا ايشان را مجدداً به درخت خود پيوند خواهد زد. بلی، او قادر است اين كار را انجام دهد. 24خدا شما غيريهوديان را كه او را نمی‌شناختيد و مانند شاخه‌های درخت زيتون وحشی بوديد، چنين محبت كرده و برخلاف طبيعت، به درخت خوب خودش پيوند زده است. پس چقدر بيشتر، مايل است يهوديان را كه شاخه‌های طبيعی اين درخت هستند، به جای اولشان بازگرداند و در آنجا پيوند بزند!

رحمت خدا بر همه

25برادران عزيز، می‌خواهم شما از يک سرّ الهی آگاه باشيد، تا دچار غرور نشويد. درست است كه بعضی از يهوديان در حال حاضر بر ضد انجيل عمل می‌كنند؛ اما اين حالت فقط تا زمانی ادامه خواهد يافت كه آن عده از شما غيريهوديان كه خدا از ابتدا در نظر داشته است، به مسيح ايمان بياوريد. 26پس از آن، تمام قوم اسرائيل نجات خواهند يافت.

در همين مورد، در كتاب آسمانی چنين آمده است: «از شهر صهيون نجات دهنده‌ای ظاهر خواهد شد و يهوديان را از بی‌دينی رهايی خواهد داد. 27در آن زمان من طبق وعدهٔ خود گناهان ايشان را پاک خواهم نمود.»

28اكنون بسياری از يهوديان دشمن انجيل مسيحند؛ اين امر به نفع شما بوده است، زيرا سبب شد كه خدا هديهٔ نجات خود را به شما عطا كند. اما به هر حال، يهوديان به خاطر وعده‌هايی كه خدا به ابراهيم و اسحاق و يعقوب داد، مورد توجه او هستند. 29زيرا وقتی خدا كسی را برگزيد و نعمتی به او بخشيد، ديگر تصميمش را تغيير نمی‌دهد. او هرگز وعده‌های خود را پس نمی‌گيرد. 30زمانی شما نسبت به خدا ياغی بوديد؛ اما وقتی يهوديان هديهٔ خدا را رد كردند، او همان هديه را به شما عطا كرد. 31در حال حاضر يهوديان ياغی‌اند؛ اما ايشان نيز روزی از همان مهربانی و رحمتی كه خدا نسبت به شما دارد، برخوردار خواهند شد. 32زيرا خدا همه را در گناه به حال خود رها كرده تا بتواند بر همه يكسان رحم كند.

33وه كه چه خدای پرجلالی داريم! حكمت و دانش و ثروت او چه عظيم است! مشيت و راههای او فوق ادراک ماست! 34كيست كه بتواند فكر خداوند را درک كند؟ چه كسی آنقدر داناست كه بتواند مشورتی به خدا بدهد و يا او را راهنمايی كند؟ 35چه كسی می‌تواند هديه‌ای به او تقديم نمايد كه قابل او باشد و از او انتظار عوض داشته باشد؟ 36هر چه هست از خداست؛ وجود همه چيز به قدرت او وابسته است و همه چيز برای شكوه و جلال اوست. ستايش بی‌پايان بر او باد! آمين.

12

رفتار ما در مقابل لطف خدا

1ای ايمانداران عزيز، در مقابل اين لطف و رحمت خدا، التماس می‌كنم كه بدنهای خود را مانند قربانی زنده و مقدس به او تقديم كنيد، زيرا اين است قربانی كه مورد پسند اوست. شايسته است او را اينچنين عبادت و خدمت كنيد. 2رفتار و كردار و شيوهٔ زندگی مردم دنيا را تقليد نكنيد، بلكه بگذاريد خدا افكار و طرز فكرتان را دگرگون كند تا به انسانی جديد تبديل شويد. آنگاه قادر خواهيد شد ارادهٔ خدا را درک كرده، آنچه را كه خوب و كامل و مورد پسند اوست، كشف كنيد.

3به عنوان پيام‌آور خدا، از جانب او شما را نصيحت می‌كنم كه خود را بزرگتر از آنچه كه هستيد به حساب نياوريد، بلكه دربارهٔ خود درست قضاوت كنيد و خود را با آن مقدار ايمانی بسنجيد كه خدا به شما عطا كرده است. 4‏-5درست همانطور كه بدن انسان اعضای مختلف دارد، بدن مسيح يعنی كليسا نيز اعضای گوناگون دارد؛ هر يک از ما عضوی از بدن او هستيم و برای تكميل آن لازم می‌باشيم و مسئوليت و وظيفه‌ای مشخص در آن داريم. اما در كل، همه متعلق به يكديگريم و به هم نياز داريم.

6خدا از روی لطف خود، به هر يک از ما نعمت و عطای خاصی بخشيده است تا وظايف خاصی را انجام دهيم. اگر خدا به شما نعمت نبوت كردن داده است، هرگاه مطمئنيد خدا از طريق شما سخن می‌گويد، نبوت كنيد، يعنی پيغامهای خدا را به كليسا اعلام نماييد. 7اگر نعمت شما، خدمت كردن به ديگران است، اين كار را به طرز شايسته انجام دهيد. اگر نعمت تعليم دادن داريد، خوب تعليم بدهيد. 8اگر واعظيد، بكوشيد كه موعظه‌هايتان مفيد و مؤثر باشند. اگر نعمتتان كمک به ديگران از دارايی‌تان می‌باشد، با سخاوت اين كار را انجام دهيد. اگر خدا توانايی مديريت عطا كرده است، اين مسئوليت را جدی بگيريد. آنانی كه اين عطا را دارند كه افسردگان را تسلی دهند، بگذار با رغبت و روحيهٔ مسيحی، اين خدمت را انجام دهند.

9تظاهر به محبت نكنيد، بلكه محبتتان صادقانه باشد. از هر بدی اجتناب كنيد؛ به نيكويی بپيونديد. 10يكديگر را همچون برادران مسيحی، به شدت دوست بداريد. هر یک از شما ديگری را بيشتر از خود احترام كند. 11در خدمت به خداوند تنبلی و سستی به خود راه ندهيد، بلكه با شور و شوق روحانی او را خدمت كنيد.

12به سبب آنچه كه خدا برای زندگی‌تان طرح‌ريزی كرده است، شاد باشيد. زحمات را تحمل نماييد. هميشه دعا كنيد. 13در رفع نيازهای برادران مسيحی خود، كوشا باشيد. درِ خانهٔ شما هميشه به روی ميهمان باز باشد.

14اگر كسی شما را به سبب مسيحی بودن، مورد جفا و آزار قرار داد، او را نفرين نكنيد، بلكه دعا كنيد كه خدا او را مورد لطف خود قرار دهد. 15اگر كسی شاد باشد، با او شادی كنيد؛ و اگر كسی غمگين باشد، در غم او شريک شويد. 16با شادی با يكديگر همكاری نماييد؛ هيچ كاری را برای خودنمايی نكنيد؛ سعی نكنيد فقط با اشخاص بزرگ و مهم معاشرت كنيد، بلكه در جمع اشخاص عادی نيز خوش باشيد. خود را از ديگران داناتر نشماريد.

17هرگز به عوض بدی، بدی نكنيد. طوری رفتار كنيد كه همه بتوانند ببينند كه شما در كارهايتان صادق و درستكار می‌باشيد. 18با هيچكس جر و بحث نكنيد. تا آنجا كه ممكن است با مردم در صلح و صفا به سر بريد.

19برادران عزيز، هرگز از كسی انتقام نگيريد؛ انتقام خود را به خداوند واگذار كنيد، چون در كتاب آسمانی نوشته شده كه مجازات انسانها از آن اوست. 20پس، اگر دشمنت گرسنه باشد، به او غذا بده و اگر تشنه باشد، به او آب بده تا از كاری كه كرده، شرمگين و پشيمان شود. 21اجازه ندهيد بدی بر شما چيره شود، بلكه با نيكی كردن، بدی را مغلوب سازيد.

13

وظيفهٔ مسيحيان نسبت به دولت

1مطيع دولت و قوانين آن باشيد، زيرا آن را خدا برقرار كرده است. در تمام نقاط جهان، همهٔ دولتها را خدا بر سر قدرت آورده است. 2پس هر كه از قوانين كشور سرپيچی كند، در واقع از خدا نااطاعتی كرده است، و البته مجازات خواهد شد. 3آنانی كه اعمالشان درست است، از مأموران دولت هراسی ندارند، اما افراد خطاكار و نادرست هميشه از آنان می‌ترسند. پس اگر می‌خواهی در ترس و دلهره به سر نبری، قوانين را اطاعت كن و آسوده باش! 4مأمور دولت از جانب خدا وظيفه دارد به تو كمک كند. اما اگر كار خلافی انجام دهی، از او بترس زيرا تو را مجازات خواهد كرد. خدا او را مقرر كرده تا كسانی را كه خلاف می‌كنند مجازات كند. 5پس به دو دليل بايد مطيع قانون باشی: اول برای اينكه مجازات نشوی؛ و دوم برای اينكه می‌دانی اطاعت، وظيفهٔ توست.

6به همين دو دليل نيز بايد مالياتهايتان را بپردازيد تا حقوق كاركنان دولت تأمين شود و بتوانند به انجام كار خدا، يعنی خدمت به شما ادامه دهند. 7حق هر كس را به او ادا كنيد: مالياتها را از روی ميل بپردازيد؛ از افراد مافوق خود اطاعت نماييد؛ و به آنانی كه سزاوار احترامند، احترام كنيد.

وظيفهٔ مسيحيان نسبت به مردم

8تمام بدهی‌های خود را بپردازيد تا به كسی مديون نباشيد. فقط خود را مديون بدانيد كه مردم را محبت كنيد. هرگز از محبت نمودن باز نايستيد زيرا با محبت كردن به ديگران، در واقع از احكام الهی اطاعت كرده‌ايد و خواست خدا را بجا آورده‌ايد. 9اگر همسايه و همنوع خود را به همان اندازه دوست بداريد كه خود را دوست می‌داريد، هرگز راضی نخواهيد شد كه به او صدمه بزنيد، يا فريبش دهيد، يا او را به قتل برسانيد و يا مالش را بدزديد؛ و هرگز به زن و به اموال او چشم طمع نخواهيد دوخت؛ خلاصه، هيچيک از كارهايی را كه خدا در ده فرمان منع كرده است، انجام نخواهيد داد. بنابراين، ده فرمان در اين فرمان خلاصه می‌شود كه «همسايهٔ خود را دوست بدار، به همان اندازه كه خود را دوست می‌داری.» 10بلی، محبت به هيچكس بدی نمی‌كند. پس اگر به انسانها محبت نماييد، مانند آنست كه همهٔ دستورات و احكام الهی را بجا آورده‌ايد. خلاصه، تنها حكم و قانونی كه لازم داريد، محبت است.

11مسئلهٔ ديگری كه ما را به انجام اعمال نيک ترغيب می‌كند، اينست كه وقت به سرعت می‌گذرد و عمر ما به پايان می‌رسد. پس بيدار شويد زيرا اكنون وقت بازگشت خداوند نزديكتر است از آن زمانی كه ايمان آورديم. 12‏-13«شب» به پايان خود رسيده و «روز» نزديک است. بنابراين، اعمال گناه‌آلود تاريكی را كنار گذارده، در نور خدا زندگی پاک و مقدسی را در پيش گيريد، زيرا اين وظيفهٔ ماست كه در نور زندگی كنيم! آنچه می‌كنيد با شايستگی باشد. از حضور در محافل عياشی و نيز از مستی و زنا و شهوترانی و دعوا و حسادت بپرهيزيد. 14تمام وجودتان از آن مسيح باشد؛ به دنبال هوسهای جسم نرويد.

14

وظيفهٔ مسيحيان نسبت به يكديگر

1هر ايمانداری را كه مايل است به جمع شما بپيوندد، به گرمی بپذيريد، حتی اگر ايمانش ضعيف باشد. اگر عقايد او دربارهٔ كارهای درست و نادرست، با عقايد شما متفاوت است، از او ايراد نگيريد. 2به عنوان مثال، بر سر خوردن يا نخوردن گوشت حيوانی كه برای بتها قربانی شده است، با او جر و بحث نكنيد. ممكن است شما در خوردن چنين گوشتی ايرادی نبينيد، اما ديگران چون ايمانشان ضعیفتر است، اين عمل را اشتباه بدانند و ترجيح دهند اصلاً گوشت نخورند و برای خوراک از سبزيجات استفاده كنند. 3پس آنانی كه خوردن چنين گوشتی را بلامانع می‌دانند، آنانی را كه نمی‌خورند تحقير نكنند؛ و آنانی كه نمی‌خورند، از كسانی كه می‌خورند ايراد نگيرند، زيرا خدا ايشان را نيز به فرزندی پذيرفته است. 4آنان بندگان خدا هستند، نه بندگان شما؛ آنان فقط به خدا پاسخگو هستند، نه به شما. بنابراين، بگذاريد خدا درستی يا نادرستی عقيده‌شان را به ايشان نشان دهد؛ و البته خدا قادر است كمكشان كند كه راه صحيح را در پيش گيرند.

5بعضی نيز تصور می‌كنند كه مسيحيان بايد روزهای مقدس يهوديان را به عنوان روزهای مخصوص عبادت خدا نگه دارند اما بعضی ديگر چنين كاری را بيهوده می‌دانند و معتقدند كه همهٔ روزها به طور يكسان از آن خدا هستند. در مورد اين گونه مسايل، هر کس بايد برای خودش تصميم بگيرد. 6آنانی كه در روزهای مخصوصی خدا را عبادت می‌كنند، كار خوبی می‌كنند چون به اين وسيله به خدا احترام می‌گذارند. آنانی هم كه فرقی بين روزها قائل نمی‌شوند، كار خوبی می‌كنند چون كارشان برای خشنودی خداوند است. همين امر در مورد خوردن يا نخوردن گوشت قربانی بتها نيز صادق است. چه، كسانی كه می‌خورند و چه، كسانی كه نمی‌خورند، قصدشان خشنود ساختن خداوند است و برای كاری كه می‌كنند، خدا را سپاس می‌گويند. 7به هر حال نبايد فراموش كنيم كه ما صاحب اختيار خود نيستيم و نمی‌توانيم هر طور كه می‌خواهيم زندگی كنيم و يا هر طور كه می‌خواهيم، بميريم. 8چه در زندگی و چه در مرگ، ما از خداوند پيروی می‌كنيم و متعلق به او هستيم. 9مسيح نيز به همين منظور مرد و زنده شد تا بتواند هم در طول زندگی و هم در زمان مرگمان، خداوند و صاحب اختيار ما باشد.

10بنابراين، شما به هيچ وجه حق نداريد از برادر خود ايراد بگيريد و يا با نظر تحقير به او نگاه كنيد. به ياد داشته باشيد كه هر يک از ما بايد به تنهايی در مقابل تخت داوری خدا بايستيم تا او ما را داوری كند؛ 11زيرا خداوند در كتاب آسمانی فرموده است: «به حيات خود قسم كه تمام مردم در مقابل من زانو زده، به زبان خود مرا ستايش خواهند كرد.» 12بلی، هر يک از ما بايد به خدا حساب پس بدهيم.

13پس بهتر است از يكديگر ايراد نگيريد. در عوض بكوشيد رفتارتان به گونه‌ای باشد كه برادر مسيحی‌تان آن را گناه به حساب نياورد، در غير اين صورت ممكن است ايمانش سست گردد.

14من خود، به سبب اختياری كه عيسای خداوند به من داده است، يقين دارم كه خوردن گوشت قربانی بتها به خودی خود اشكالی ندارد. اما اگر كسی اين كار را نادرست و گناه می‌پندارد، نبايد چنين گوشتی را بخورد، زيرا در اين صورت مرتكب گناه شده است. 15همچنين اگر می‌بينيد كه آنچه می‌خوريد موجب آزردگی وجدان برادرتان می‌شود، بايد از اين كار دست بكشيد، در غير اين صورت بر اساس محبت رفتار نمی‌كنيد. اجازه ندهيد خوردن شما باعث از بين رفتن ايمان كسی شود كه مسيح در راه او جانش را فدا كرد. 16پس كاری نكنيد كه برای آن از شما ايراد بگيرند، حتی اگر آن كار به نظر خودتان درست باشد. 17چون ملكوت خدا كه هدف زندگی ما مسيحيان است، خوردن و نوشيدن نيست بلكه بهره‌مند شدن از نيكی و آرامش و شادی است كه روح‌القدس عطا می‌فرمايد. 18اگر در خدمت به مسيح، اين اصول را رعايت كنيد، گذشته از اينكه خدا را خشنود می‌سازيد، باعث آزردگی كسی نيز نمی‌شويد. 19پس هدف شما اين باشد كه با ساير ايمانداران در صلح و صفا به سر ببريد تا باعث تقويت ايمانشان گرديد.

20برای يک تكه گوشت، كار خدا را خراب نكنيد. باز تكرار می‌كنم، اشكالی در گوشت وجود ندارد، اما اگر خوردن آن باعث لغزش و سستی ايمان كسی شود، طبيعتاً اين عمل گناه به حساب می‌آيد. 21كار درست اين است كه از خوردن گوشت يا نوشيدن شراب و يا هر كار ديگری كه باعث آزردگی و لغزش ديگران می‌شود، پرهيز كنيد. 22اگر معتقديد كه كارتان، حتی از نظر خدا اشكالی ندارد، آن را نزد خود انجام دهيد؛ اما از انجام آن در حضور كسانی كه از آن می‌رنجند اجتناب نماييد. خوشا به حال كسی كه به هنگام انجام دادن آنچه كه درست می‌پندارد، خود را محكوم و سرزنش نكند. 23اما كسی كه وجدانش از آنچه می‌كند ناراحت است، به هيچ وجه نبايد به آن كار دست بزند، چون در اين صورت مرتكب گناه شده است، زيرا وجدانش آن كار را گناه می‌داند. پس اگر قصد انجام كاری را داريد كه آن را گناه می‌پنداريد، آن را انجام ندهيد، زيرا كاری كه با وجدان ناراحت انجام شود، گناه است.

15

در فكر ديگران هم باشيم

1‏-2حتی اگر فكر می‌كنيم انجام چنين كارها از نظر خدا اشتباه نيست، باز بايد رعايت حال كسانی را بكنيم كه ممكن است كار ما را اشتباه تصور كنند. ما نبايد فقط به فكر خشنودی خودمان باشيم، بلكه وظيفه داريم اين زحمت را به خود بدهيم كه شکها و نگرانيهای ديگران را نيز در نظر بگيريم. پس بهتر است به فكر خشنودی ديگران هم باشيم و فقط به خود نينديشيم. سعی كنيم كارهايمان تأثير خوبی بر ديگران بگذارد تا ايمانشان به خداوند تقويت گردد. 3مسيح نيز در پی خوشی و خشنودی خود نبود. كتاب آسمانی دربارهٔ او می‌فرمايد: «او آمد تا اهانتهای دشمنان خدا را تحمل كند.» 4اين مطالب از مدتها پيش در كتاب آسمانی نوشته شده تا به ما صبر و دلگرمی بياموزد تا با اشتياق در انتظار روزی باشيم كه خدا گناه و مرگ را نابود كند.

5باشد تا خدايی كه عطا كنندهٔ صبر و دلگرمی است، به شما كمک كند تا با هم در صلح و صفای كامل زندگی كنيد و نسبت به يكديگر همان طرز فكری را داشته باشيد كه مسيح نسبت به انسانها داشت. 6در آن صورت، همهٔ ما خواهيم توانست يكدل و يک زبان خدا را كه پدر خداوند ما عيسی مسيح است، پرستش و تمجيد كنيم.

7يكديگر را به گرمی به جمع خود بپذيريد، همانطور كه مسيح نيز شما را به گرمی پذيرفته است. آنگاه بزرگی خدا بر مردم آشكار خواهد شد و ايشان نيز خدا را ستايش خواهند كرد. 8به ياد داشته باشيد كه عيسی مسيح آمد تا يهوديان را خدمت كند و به اين ترتيب ثابت نمايد كه خدا امين است و به وعده‌های خود كه به اجداد ايشان داده، عمل می‌كند. 9همچنين به ياد داشته باشيد كه او آمد تا غيريهوديان را هم نجات دهد تا ايشان نيز خدا را به خاطر رحم و شفقتی كه بر آنان نموده است، شكر و ستايش كنند. در كتاب آسمانی زبور چنين آمده است: «در ميان قومها تو را سپاس می‌گويم و به نام تو سرود می‌خوانم.»

10باز در جای ديگر می‌فرمايد: «شما ای قومها، به همراه قوم او بنی‌اسرائيل، شادی كنيد!»

11همچنين می‌گويد: «ای قومها، خداوند را ستايش كنيد! همه او را ستايش كنند!»

12اشعيای نبی نيز می‌فرمايد: «در خانوادهٔ ”يَسَی“ (پدر داوود نبی) وارثی خواهد بود كه پادشاه قومها خواهد شد و اميد ايشان تنها به او خواهد بود.»

13بنابراين، من برای شما قومهای غيريهودی دعا می‌كنم تا خدايی كه سرچشمهٔ همهٔ اميدهاست، به شما برای ايمانی كه به او داريد، آرامش و شادی عطا كند تا به ياری روح‌القدس، اميدتان روز‌به‌روز افزون شود.

پولس، رسول قومهای غيريهودی

14ای برادران، من هيچ ترديدی در مورد درک عميق و رفتار نيک شما ندارم و مطمئنم اين مطالب را آنقدر خوب می‌دانيد كه قادريد آنها را به ديگران هم تعليم دهيد. 15‏-16اما با وجود اين، من با جسارت بر بعضی از اين نكات تأكيد كردم چون می‌دانستم كه فقط يک يادآوری، كافی است؛ زيرا من به لطف خدا، فرستادهٔ عيسی مسيح هستم برای خدمت به شما غيريهوديان، تا مژدهٔ انجيل را به شما رسانده، شما را همچون قربانی خوشبو به خدا تقديم كنم، چون شما بوسيلهٔ روح‌القدس، مقدس و مورد پسند او شده‌ايد. 17بنابراين، می‌توانم به تمام كارهايی كه عيسی مسيح بوسيلهٔ من انجام می‌دهد، افتخار كنم. 18‏-19من جرأت نمی‌كنم دربارهٔ خدمت ديگران قضاوت كنم، اما می‌توانم در مورد خدمت خود قضاوت كرده، بگويم كه مسيح مرا وسيله‌ای قرار داده برای هدايت غيريهوديان به سوی خدا. من با پيام انجيل، رفتاری شايسته، و معجزاتی كه نشانه‌هايی از جانب خدا هستند، ايشان را به سوی خدا هدايت نمودم؛ و البته همهٔ اينها به فيض و قدرت روح خدا بوده است. به اين طريق بود كه مژدهٔ انجيل را از «اورشليم» گرفته تا «ايليريكوم» به طور كامل اعلام كردم.

20اما در تمام مدت آرزوی من اين بوده است كه به نقاط ديگر نيز رفته، كلام خدا را در جای‌هایی كه نام مسيح هرگز شنيده نشده است، بشارت دهم. اما هرگز نخواسته‌ام در نقاطی مژدهٔ انجيل را وعظ كنم كه قبلاً شخص ديگری در آنجا عده‌ای را به سوی مسيح هدايت كرده، و كليسايی تشكيل يافته است. 21در واقع من همان طرحی را دنبال می‌كنم كه در كتاب آسمانی آمده است؛ زيرا اشعيای نبی گفته است كسانی كه از او بی‌اطلاع بودند، خواهند ديد و درک خواهند كرد. 22در حقيقت به همين دليل در تمام اين مدت نتوانستم به ديدن شما بيايم.

نقشهٔ آيندهٔ پولس

23اما اكنون ديگر خدمتم در اينجا خاتمه يافته و پس از سالها انتظار، آماده‌ام كه به «روم» نزد شما بيايم. 24در نظر دارم به «اسپانيا» نيز سفر كنم. بنابراين، بر سر راهم به آنجا، توقف كوتاهی در روم خواهم كرد و پس از آنكه از ديدار شما اندكی سير شدم، شما مرا به سوی اسپانيا بدرقه خواهيد كرد.

25اما پيش از آنكه به نزد شما بيايم، نخست به اورشليم خواهم رفت تا برای مسيحيان يهودی‌نژاد آنجا هديه‌ای ببرم. 26زيرا همانطور كه می‌دانيد، مسيحيان «مقدونيه» و «يونان» برای مسيحيانی كه در اورشليم در شرايط دشوار زندگی می‌كنند، هدايايی جمع‌آوری كرده‌اند. 27آنان اين كار را با شادی و رضايت انجام داده‌اند، چون احساس می‌كنند كه مديون مسيحيان اورشليم هستند. می‌دانيد چرا؟ به اين علت كه اين مسيحيان غيريهودی، خبر نجات مسيح را از مسيحيان كليسای اورشليم شنيدند. بنابراين، چون اين عطيه روحانی را از آنجا دريافت كرده‌اند، احساس می‌كنند كه حداقل خدمتی كه در عوض می‌توانند انجام دهند، اينست كه به ايشان كمک مادی بكنند. 28به محض اينكه اين هديه را به مقصد برسانم و كار خير ايشان را تمام كنم، بر سر راهم به اسپانيا، به ديدن شما خواهم آمد؛ 29و اطمينان دارم كه وقتی بيايم، خداوند بركات بسياری به من عطا خواهد كرد تا به شما برسانم.

30ای عزيزان من، التماس می‌كنم به خاطر عيسی مسيح و به خاطر محبتی كه روح‌القدس در دل شما نسبت به من گذاشته است، با دعاهای خود مرا در مبارزه‌ام ياری دهيد. 31دعا كنيد كه در اورشليم از كسانی كه به مسيح ايمان ندارند، در امان باشم. همچنين دعا كنيد كه خدمت من، مقبول مسيحيان آنجا واقع شود. 32پس از آن، خواهم توانست به خواست خدا، با قلبی شاد نزد شما بيايم تا يكديگر را تقويت كنيم.

33دعايم اين است كه خدا كه سرچشمهٔ آرامش است، با همهٔ شما باشد. آمين!

16

درودهای پولس به اعضای كليسای روم

1‏-2يک بانوی مسيحی به نام «فيبی» از شهر «كنخريا» بزودی به ديدن شما خواهد آمد. او از خادمان جدی و بسيار فعال كليسای كنخريا است. او را با احترامی كه شايستهٔ مقدسين است، در خداوند بپذيريد و به هر وسيله‌ای كه می‌توانيد به او كمک كنيد، زيرا او به بسياری، از جمله خود من، در زمان نياز كمک كرده است. 3به «پرسكلا» و شوهرش «اكيلا» سلام برسانيد. ايشان در امر خدمت به عيسی مسيح، همكاران من بوده‌اند. 4در حقيقت آنان جان خود را برای من به خطر انداختند و نه تنها من، بلكه تمام كليساهای غيريهود از ايشان سپاسگزارند.

5خواهش می‌كنم سلامهای گرم مرا به مؤمنينی كه برای عبادت در خانهٔ ايشان گرد می‌آيند، برسانيد. به دوست عزيزم «اپينتوس» سلام برسانيد. او نخستين كسی بود كه در ايالت آسيا به مسيح ايمان آورد. 6همچنين سلام مرا به «مريم» برسانيد كه برای كمک به ما بسيار زحمت كشيد. 7به خويشاوندان من، «آندرونيكوس» و «يونياس» كه با هم در زندان بوديم، سلام برسانيد. ايشان پيش از من مسيحی شدند و رسولان احترام زيادی برای آنان قائلند. 8به مسيحی خوب و دوست عزيزم «اَمپلياس» سلام برسانيد، 9همچنين به همكار ما در خدمت خداوند «اوربانوس» و دوستم «اِستاخيس.»

10به «اَپليس» كه وفاداری خود را به مسيح ثابت كرده است و همينطور به كسانی كه در خانهٔ «اَرستُبولس» كار می‌كنند، سلامهای گرم مرا برسانيد. 11به خويشاوند من «هيروديون» و همچنين به مسيحيانی كه در خانهٔ «نَركسوس» هستند، سلام برسانيد. 12به خدمتگزاران خداوند، بانوان گرامی «تريفينا» و «تريفوسا» و نيز «پِرسيس» عزيز كه برای خداوند زحمت بسيار كشيده‌اند، سلام برسانيد. 13به «روفُس»، آن مسيحی برگزيده، و به مادر او كه در حق من نيز مادری كرده است، سلام مرا برسانيد. 14خواهش می‌كنم سلامهای مرا به «اَسينكريتوس»، «فليگون»، «هِرماس»، «پَتروباس»، «هِرميس»، و برادران ديگری كه با ايشان هستند، برسانيد. 15همچنين به «فيلولوگوس»، «جوليا»، «نيرياس» و خواهرش، و به «اولِمپاس» و تمام مسيحيانی كه با ايشان هستند، سلام مرا برسانيد. 16يكديگر را با محبت خالص، روبوسی كنيد. تمام كليساهای اينجا به شما سلام می‌فرستند.

سخن آخر

17در خاتمه، ای عزيزان، استدعا دارم از آنانی كه دو دستگی و تفرقه ايجاد می‌كنند، دوری كنيد زيرا چنين اشخاص باعث سستی ايمان ديگران می‌باشند و می‌خواهند عقايدی را دربارهٔ مسيح تعليم دهند كه با آنچه شما آموخته‌ايد، مغايرت دارد. 18چنين معلمان، خداوند ما عيسی مسيح را خدمت نمی‌كنند، و فقط در پی نفع خودشان هستند. ايشان خوب سخنرانی می‌كنند و مردم ساده‌دل نيز اغلب فريب ايشان را می‌خورند. 19اما همه می‌دانند كه شما نسبت به انجيل وفادار و ثابت‌قدميد و از اين موضوع بسيار مسرورم. اما آرزويم اينست كه در مورد راستی همواره هشيار و آگاه باشيد، و در مورد بدی و ناراستی، بی‌تجربه و ناآگاه. 20خدای صلح و آرامش بزودی شيطان را زير پايهای شما خواهد ساييد! فيض و لطف خداوند ما عيسی مسيح با شما باد!

21«تيموتائوس» همكار من، و «لوكيوس»، «ياسون» و «سوسيپاتروس» خويشاوندان من، به شما سلام می‌رسانند. 22(من، «ترتيوس» برادر مسيحی شما و کاتب پولس، كه اين نامه را از زبان او می‌نويسم، سلامهای گرم خود را برای شما می‌فرستم.) 23«گايوس» نيز سلام می‌فرستد. من ميهمان او هستم و مسيحيان در اينجا در خانهٔ او گرد می‌آيند. اِراستوس، خزانه‌دار شهر سلام می‌رساند، و همچنين برادر مسيحی ما «كوارتوس». 24فيض و لطف خداوند ما عيسی مسيح با همهٔ شما باشد. آمين.

25‏-27شما را به خدا می‌سپارم، به خدايی كه قادر است طبق فرمايش انجيل و بشارت من، شما را در ايمانتان به خداوند، قوی و ثابت قدم نگاه دارد. اين انجيل، همان نقشهٔ خداست برای نجات شما غيريهوديان، كه در زمانهای گذشته، به صورت رازی مخفی بود اما اكنون طبق پيشگويی انبیا و به فرمان خدای ابدی، اين پيغام در همه جا اعلام می‌شود تا مردم در سراسر جهان به مسيح ايمان بياورند و از او اطاعت كنند. بر آن خدايی كه دانای يكتاست، بوسيلهٔ عيسی مسيح تا ابد جلال باد! آمين.