ناحوم
مقدمه
دربارهٔ نويسندهٔ اين کتاب، ناحوم نبی، اطلاع دقيقی در دست نيست. همين قدر میدانيم که او اهل مکانی به نام القوش بوده است.
کتاب او سرشار از توصيفهايی است دربارهٔ قدرت و مهربانی خداوند.
ناحوم راجع به سقوط امپراتوری آشور پيشگويی میکند. يک قرن پس از سفر يونس نبی به نينوا، پايتخت آشور، اين پيشگويی بوسيلهٔ ناحوم اعلام میشود. اکنون ديگر اهالی نينوا حالت توبهکار خود را از دست دادهاند و بيش از پيش فاسد و ظالم شدهاند. آنها به قدرت امپراتوری خود میبالند و آن را بیزوال میدانند.
اما در ۶۱۲ ق. م. حدود پنجاه سال پس از پيشگويی ناحوم، امپراتوری عظيم آشور در مقابل بابل به زانو درآمد. شهر نينوا چنان با خاک يکسان شد، که تا ۲۵۰۰ سال هيچ آثاری از وجود آن در صحنهٔ روزگار پيدا نبود. تا اينکه سرانجام باستانشناسان به کشف خرابههای آن نايل آمدند.
اين کتاب آشکار میسازد که خدای قادر مطلق بر تمام دنيا مسلط است و میتوان به او اعتماد کرد که آنچه میگويد به عمل میآورد.
1انتقام خداوند از نينوا
1خداوند اين رؤيا را که دربارهٔ نينوا است به ناحوم القوشی نشان داد: 2خداوند غيور است و از کسانی که با وی مخالفت ورزند، انتقام میگيرد و با خشم شديد آنان را مجازات میکند. 3خداوند دير خشمگين میشود ولی گناه را هرگز بیسزا نمیگذارد. قدرت او عظيم است و آن را میتوان در گردبادهای وحشتناک و طوفانهای شديد مشاهده کرد. ابرها خاک زير پای او هستند! 4به فرمان خداوند درياها و رودها خشک میشوند، چراگاههای سبز و خرم باشان و کرمل از بين میروند و جنگلهای سرسبز لبنان طراوت و خرمی خود را از دست میدهند. 5در حضور او کوهها میلرزند، تپهها ناپديد میشوند، زمين متلاشی میگردد و ساکنانش نابود میشوند.
6کيست که بتواند در برابر خشم خدا ايستادگی کند؟ غضب او مانند آتش فرو میريزد و کوهها در برابر خشم او خرد میشوند.
7خداوند نيکوست و در روز بلا و سختی پناهگاه میباشد. او از کسانی که به او توکل میکنند مراقبت مینمايد، 8ولی دشمنان خود را با سيلابی شديد از بين میبرد و آنها را به ظلمت مرگ روانه میکند.
9ای نينوا، چرا به فکر مخالفت با خداوند هستی؟ او با يک ضربه تو را از پای در خواهد آورد، به طوری که ديگر نخواهی توانست مقاومت کنی. 10او دشمنانش را مثل خارهای به هم پيچيده به داخل آتش میاندازد و آنها همچون کاه در شعلههای آتش سوخته شده دود میشوند. 11اين پادشاه تو کيست که جرأت میکند بر ضد خداوند توطئه کند؟ 12خداوند میفرمايد: «سپاه آشور هر قدر هم قوی و بزرگ باشد، محو و نابود خواهد شد.
«ای قوم من، به اندازه کافی شما را تنبيه کردهام! 13اينک زنجيرهای شما را پاره میکنم و شما را از قيد اسارت پادشاه آشور آزاد میسازم.»
14خداوند به پادشاه آشور میفرمايد: «نسل تو را از بين میبرم تا نام و نشانی از تو باقی نماند. بتها و بتخانههای تو را نابود میکنم و قبرت را میکنم، چون بر اثر گناه فاسد شدهای.»
خبر سقوط نينوا
15ببينيد، قاصدی از کوهها سرازير شده، خبر خوش پيروزی را ندا میدهند. ای يهودا، عيدهای خود را برگزار نما و نذرهای خود را به خدا وفا کن، چون دشمن، ديگر هرگز برنمیگردد. او برای هميشه ريشه کن شده است!
21ای نينوا، عمرت به سر آمده است2:1 اين فصل تسخير نينوا به دست سپاهيان ماد و بابل در سال ۶۱۲ ق.م. را پيشگويی میکند.! سپاهيان دشمن، تو را محاصره کردهاند. پس برج و باروهای خود را تقويت کن. جاده را دیدبانی نما و منتظر حملهٔ دشمن باش. 2(تو سرزمين اسرائيل را ويران کردی، ولی خداوند عزت و قدرتشان را به ايشان باز میگرداند.)
3سپرهای سرخ دشمن برق میزنند! لباسهای نظامی سرخ رنگ آنها را ببين! عرابههای درخشان آنها را مشاهده نما که در کنار هم بوسيلهٔ اسبها به پيش حرکت میکنند. دشمن آماده حمله است!
4عرابههای تو در خيابانها و ميدانها به سرعت از هم پيشی میگيرند؛ مانند برق جلو میروند و مثل مشعل میدرخشند! 5پادشاه بر سر افسرانش فرياد میزند و آنها دستپاچه شده، با عجله به طرف ديوارهای شهر میدوند تا سنگرهايشان را بر پا سازند. 6اما خيلی دير شده است! دريچههای رودخانه باز است. دشمن به داخل شهر رخنه کرده است. کاخ سلطنتی را وحشت فرا گرفته است! 7ملکهٔ نينوا را برهنه به کوچهها آوردهاند؛ او را اسير کردهاند و نديمههايش گريان به دنبال او میروند و مثل فاختهها مینالند و سينه میزنند. 8شهر نينوا چون مخزن آبی است که سوراخ شده باشد. اهالی آن با شتاب از آن بيرون میريزند و به فريادهايی که آنها را از فرار باز میدارد توجهی نمیکنند.
9نقرهها را غارت کنيد! طلاها را به يغما ببريد! گنجهای بیحسابش را تاراج کنيد! 10شهر نينوا خراب و متروک شده است. دلها از ترس آب شدهاند، زانوها میلرزند، رمقی در مردم نمانده و رنگ از صورتها پريده است.
11اينک، آن نينوای بزرگ، آن بيشهٔ شيران و محل دليران کجاست؟ نينوايی که در آن پير و جوان بدون ترس و دلهره زندگی میکردند.
12ای نينوا که زمانی چون شير، نيرومند بودی، و دشمنانت را پايمال میکردی تا زنان و فرزندانت را سير کنی و شهرها و خانههايت را از غنايم و اسيران جنگ پر سازی! 13بدان که اکنون خداوند قادر متعال بر ضد تو برخاسته است. او عرابههايت را میسوزاند و دليران تو را هلاک میکند. ديگر هرگز از سرزمينهای مغلوب، اسيری نخواهی آورد و روی زمين حکمرانی نخواهی کرد.
3وای بر نينوا
1وای بر نينوا، شهری که از دروغ و قتل و غارت پر است. 2به صدای ضربههای تازيانهها که بر پيکر اسبان وارد میآيد گوش کنيد! غرش چرخها، تاخت و تاز اسبها و صدای مهيب عرابهها را بشنويد! 3به شمشيرهای درخشان و نيزههای براق سواران نگاه کنيد. اجساد کشتهشدگان در همه جا روی هم انباشته شدهاند و مردم در حين راه رفتن روی آنها میافتند.
4اين همه بدان سبب است که نينوای زناکار و جادوگر، مانند يک زن افسونگر با زيبايی خود قومها را به دام میانداخت و آنگاه به آنها ياد میداد خدايان دروغينش را بپرستند.
5خداوند قادر متعال میفرمايد: «ای نينوا، من بر ضد تو برخاستهام و اکنون تمام قومها برهنگی و رسوايی تو را خواهند ديد. 6تو را با کثافت میپوشانم و به مردم جهان نشان میدهم که تو چقدر فاسد هستی. 7هر که تو را ببيند از تو فرار کرده، فرياد خواهد زد: ”نينوا بکلی ويران شده است!“ ولی هرگز کسی از سرنوشت تو تأسف نخواهد خورد.»
8ای نينوا آيا تو از شهر تبس، پايتخت مصر بهتر هستی که آبهای رود نيل از هر طرف آن را در بر گرفته، مانند حصاری آن را محافظت مینمود؟ 9او بر حبشه و تمام سرزمين مصر فرمان میراند و فوط و ليبی متفقين نيرومندش بودند و در مواقع ضروری به ياری او میشتافتند. 10با وجود اين، تبس سقوط کرد. دشمنان، اهالی آن را به اسارت درآوردند و فرزندانشان را بر سنگفرش خيابانها کوبيده، کشتند. رهبرانش را به زنجير کشيدند و آنها را به حکم قرعه بين خودشان تقسيم کرده، به خدمت خود درآوردند.
11ای نينوا، تو نيز مانند اشخاص مست، گيج و مبهوت خواهی شد و پناهگاهی جستجو خواهی کرد تا خود را از چنگ دشمن پنهان کنی. 12تمام قلعههای تو مانند درختان انجيری هستند که ميوههايشان رسيده باشد. وقتی درختان انجير را تکان دهند نوبر رسيدهٔ آنها در دهان تکانندگان میافتد. 13سربازانت همچون زنان، ضعيف و درمانده میشوند. دروازههای سرزمينت به روی دشمن باز شده به آتش کشيده میشوند. 14برای محاصره شدن آماده شو! آب کافی ذخيره کن! قلعههايت را تقويت نما! خشتهای زيادی برای تعمير ديوارهايت آماده کن! به گودالها داخل شده، گل را پا بزن و آن را در قالبهای خشتسازی بريز!
15ولی بدان که در حين آماده شدن، آتش تو را میبلعد و شمشير، تو را قطعهقطعه میکند. دشمن، تو را مثل ملخهايی که هر چه بر سر راهشان قرار گيرد میخورند، خواهد بلعيد. هر چند مثل ملخ زياد شوی باز هم راه فراری نداری. 16تاجران تو که از ستارگان آسمان زيادتر بودند، تو را با ثروت بیحساب پر میکردند، ولی دشمنانت مانند مور و ملخ هجوم آورده، ثروت تو را با خود خواهند برد. 17بزرگان و سردارانت مثل ملخهايی هستند که در سرما، روی ديوارها دور هم جمع میشوند، اما همينکه آفتاب برمیآيد و هوا گرم میشود، پرواز میکنند و ناپديد میگردند.
18ای پادشاه آشور، رهبران سرزمينت در خاک و خون غلطيدهاند! قوم تو در کوهها پراکنده شدهاند! ديگر رهبری نمانده که جمعشان کند! 19درمانی برای زخمهايت پيدا نمیشود و جراحت تو عميقتر از آنست که شفا يابد. همهٔ کسانی که از سرنوشت تو باخبر شوند از شادی دست خواهند زد، چون کسی را نمیتوان يافت که از ظلم و ستم تو در امان بوده باشد.