نامهٔ يعقوب

مقدمه

در اين نامه، يعقوب كه برادر عيسی مسيح و اسقف كليسای اورشليم بود، به كسانی كه مسيحی شده بودند می‌نويسد كه كافی نيست كسی ادعا كند به خدا ايمان دارد و مسيحی است، بلكه بايد با رفتارش اين را ثابت كند. رفتار مسيحی آن است كه متكی بر دستورات خدا باشد، و مسيحی كسی است كه هر چه خدا فرموده است انجام دهد.

1

سلام و درود از يعقوب

1در يعقوب، خدمتگزار خدا و عيسی مسيح خداوند، به مسيحيان يهودی‌نژاد كه در سراسر جهان پراكنده‌اند، سلام و درود می‌فرستد.

شادی در سختیها

2برادران عزيز، وقتی مشكلات و آزمايشهای سخت از هر سو بر شما هجوم می‌آورند، بسيار شاد باشيد، 3زيرا در آزمايش و سختیهاست كه صبر و تحملتان بيشتر می‌شود. 4پس بگذاريد صبرتان فزونی يابد و نكوشيد از زير بار مشكلات شانه خالی كنيد، زيرا وقتی صبرتان به حد كمال رسيد، افرادی كامل و بالغ خواهيد شد و به هيچ چيز نياز نخواهيد داشت. 5اما اگر كسی از شما طالب حكمت و فهم برای درک اراده و خواست خداست، بايد دعا كند و آن را از خدا بخواهد؛ زيرا خدا خرد و حكمت را به هر كه از او درخواست كند، سخاوتمندانه عطا می‌فرمايد بدون اينكه او را سرزنش نمايد. 6اما وقتی از او درخواست می‌كنيد، شک به خود راه ندهيد، بلكه يقين داشته باشيد كه خدا جواب دعايتان را خواهد داد؛ زيرا كسی كه شک می‌كند، مانند موجی است در دريا كه در اثر وزش باد به اين سو و آن سو رانده می‌شود. 7‏-8چنين شخصی، هرگز نمی‌تواند تصميم قاطعی بگيرد. پس اگر با ايمان دعا نكنيد، انتظار پاسخ نيز از خدا نداشته باشيد.

9مسيحيانی كه از مال اين دنيا بی‌بهره هستند، نبايد خود را حقير پندارند، بلكه بايد شاد باشند زيرا در نظر خدا بزرگ و سربلند هستند. 10‏-11مسيحيان ثروتمند نيز نبايد خود را بزرگ بدانند، بلكه بايد شاد باشند كه ثروت اين دنيا، گنج واقعی آنان نيست، زيرا ثروت اين دنيا مانند گُلی است كه بعد از مدتی، در اثر تابش آفتاب سوزان، زيبايی خود را از دست می‌دهد و پژمرده می‌شود. بلی، شخص ثروتمند نيز چنين است؛ پس از اندک زمانی می‌ميرد و هر آنچه انجام داده، بی‌ثمر می‌ماند.

12خوشا به حال كسی كه آزمايشهای سخت زندگی را متحمل می‌شود، زيرا وقتی از اين آزمايشها سربلند بيرون آمد، خداوند تاج حيات را به او عطا خواهد فرمود، تاجی كه به تمام دوستداران خود وعده داده است.

13وقتی كسی وسوسه شده، به سوی گناهی كشيده می‌شود، فكر نكند كه خدا او را وسوسه می‌كند، زيرا خدا از گناه و بدی به دور است و كسی را نيز به انجام آن، وسوسه و ترغيب نمی‌كند. 14وسوسه يعنی اينكه انسان فريفته و مجذوب افكار و اميال ناپاک خود شود. 15اين افكار و اميال ناپاک، او را به انجام كارهای گناه‌آلود می‌كشاند؛ و اين كارها نيز منجر به مرگ می‌گردند، كه همانا مجازات الهی است. 16پس ای برادران عزيز، در اين مورد اشتباه نكنيد. 17از جانب خدا فقط مواهب نيكو و كامل به ما می‌رسد، زيرا او آفرينندهٔ همهٔ روشنايی‌هاست و خدايی است تغييرناپذير. 18او چنين اراده فرمود كه ما را بوسيلهٔ پيام انجيل، زندگی تازه ببخشد تا ما نخستين فرزندان خانوادهٔ الهی او باشيم.

عمل كردن به كلام خدا

19برادران عزيز، به اين نكته توجه كنيد: بيشتر گوش بدهيد، كمتر سخن بگوييد، و زود خشمگين نشويد. 20زيرا خشم نمی‌گذارد آن طور كه خدا می‌خواهد، خوب و درستكار باشيم.

21بنابراين، هر نوع ناپاكی و عادت زشت را كه هنوز در وجودتان باقی است، از خود دور كنيد؛ و با فروتنی كلام خدا را كه در دلتان كاشته شده است، بپذيريد، زيرا اين كلام قدرت دارد جانهای شما را نجات بخشد. 22اما فراموش نكنيد كه اين كلام را نه فقط بايد شنيد، بلكه بايد به آن عمل كرد. پس خود را فريب ندهيد، 23زيرا كسی كه كلام را فقط می‌شنود ولی به آن عمل نمی‌كند، مانند شخصی است كه صورت خود را در آينه نگاه می‌كند؛ 24اما به محض اينكه از مقابل آينه دور می‌شود، چهرهٔ خود را فراموش می‌كند. 25اما كسی كه به كلام خدا كه قانون كامل آزادی بشر است، توجه داشته باشد، نه تنها آن را هميشه به خاطر خواهد داشت، بلكه به دستوراتش نيز عمل خواهد كرد، و خدا عمل او را بركت خواهد داد.

26هر كه خود را مسيحی می‌داند، اما نمی‌تواند بر زبان تند خود مسلط باشد، خود را گول می‌زند و مذهب او پشيزی ارزش ندارد. 27در نظر خدای پدر، مسيحی پاک و بی‌عيب كسی است كه به كمک يتيمان و بيوه‌زنان می‌شتابد، و نسبت به خداوند وفادار می‌ماند و خود را از آلودگی‌های دنيا دور نگاه می‌دارد.

2

دوری از تبعيض

1برادران عزيز، چگونه می‌توانيد ادعا كنيد كه از آنِ عيسی مسيح، خداوند پرجلال هستيد، در حالی که از ثروتمندان طرفداری می‌كنيد و فقرا را پست می‌شماريد؟

2فرض كنيد شخصی به كليسای شما بيايد كه لباس گرانبها بر تن و انگشترهای طلايی بر انگشتانش دارد؛ و در همان لحظه، شخصی فقير با لباسهای كثيف نيز وارد شود؛ 3و شما به آن ثروتمند توجه بيشتری نشان دهيد و بهترين جا را به او تعارف كنيد، اما به آن فقير بگوييد: «برو آنجا بايست يا اگر می‌خواهی، روی زمين بنشين!» 4آيا اين نشان نمی‌دهد كه شما ارزش اشخاص را از روی دار و ندارشان می‌سنجيد؟ بنابراين انگيزه‌هايتان نادرست هستند.

5برادران عزيز، به من گوش دهيد: خدا مردم فقير را برگزيده تا در ايمان ثروتمند باشند و از بركات ملكوت خدا برخوردار گردند، ملكوتی كه خدا به دوستداران خود وعده داده است. 6با اين حال، شما فقير را حقير می‌شماريد. آيا فراموش كرده‌ايد كه همين ثروتمندان هستند كه حقتان را پايمال می‌كنند و بعد شما را به دادگاه نيز می‌كشانند؟ 7اغلب همين افراد هستند كه عيسی مسيح را مسخره می‌كنند، يعنی همان كسی را كه نام شريفش بر شما قرار دارد.

8چقدر خوب می‌شد همواره اين حكم خداوندمان را اطاعت می‌كرديد كه می‌فرمايد: «همسايه خود را دوست بدار، به همان اندازه كه خود را دوست می‌داری.» 9اما وقتی از ثروتمندان طرفداری می‌كنيد، اين حكم خداوندمان را زير پا می‌گذاريد و به اين ترتيب، مرتكب گناه می‌شويد. 10كسی كه همهٔ احكام خدا را مو به مو اجرا كند، ولی در يک امر كوچک مرتكب اشتباه شود، به اندازهٔ كسی مقصر است كه همهٔ احكام خدا را زير پا گذاشته است. 11زيرا همان خدايی كه گفت: «زنا نكنيد»، اين را نيز گفت كه «قتل نكنيد». پس اگر زنا نكنيد، اما مرتكب قتل شويد، به هر حال از حكم خدا سرپيچی كرده‌ايد و در برابر او مقصر می‌باشيد.

12خدا شما را روزی داوری خواهد فرمود تا مشخص شود آيا به خواست مسيح عمل كرده‌ايد يا نه. پس مواظب اعمال و افكار خود باشيد؛ 13زيرا بر كسی كه در اين دنيا رحم نكرده است، رحم نخواهد شد؛ اما اگر نسبت به مردم، رحيم بوده باشيد، آنگاه رحمت الهی بر داوری او چيره خواهد شد.

رابطهٔ ميان ايمان و عمل

14برادران عزيز، چه فايده‌ای دارد كه بگوييد «من ايمان دارم و مسيحی هستم»، اما اين ايمان را از طريق كمک و خدمت به ديگران نشان ندهيد؟ آيا اين نوع ايمان می‌تواند باعث رستگاری شود؟ 15اگر دوستی داشته باشيد كه محتاج خوراک و پوشاک باشد، 16و به او بگوييد: «برو به سلامت! خوب بخور و خودت را گرم نگه دار»، اما خوراک و پوشاک به او ندهيد، چه فايده‌ای دارد؟ 17پس ملاحظه می‌كنيد ايمانی كه منجر به اعمال خير نگردد، و با كارهای نيک همراه نباشد، اصلاً ايمان نيست، بلكه يک ادعای پوچ و توخالی است.

18اين ايراد، بجا خواهد بود اگر كسی بگويد: «شما می‌گوييد كه راه رسيدن به خدا، فقط ايمان است و بس! اما من می‌گويم كه اعمال نيک نيز مهم است. زيرا شما بدون اعمال نيک نمی‌توانيد ثابت كنيد كه ايمان داريد. اما همه می‌توانند از روی اعمال و رفتار من، ببينند كه من ايمان دارم.»

19ممكن است كسی به خود ببالد و بگويد: «من ايمان دارم كه خدا يكی است!» چنين شخصی بايد به خاطر داشته باشد كه ديوها نيز به اين ايمان دارند، چنان ايمانی كه از ترس به خود می‌لرزند! 20ای نادان! آيا نمی‌خواهی درک كنی كه ايمان بدون انجام اراده خدا، بی‌فايده و بی‌ثمر است؟ بلی، ايمانی كه اعمال خير به بار نياورد، ايمان واقعی نيست.

21مگر به ياد نداريد كه جدمان ابراهيم نيز به سبب اعمال خود در نظر خدا عزّت يافت؟ چون او حاضر شد پسر خود اسحاق را برای خدا قربانی كند. 22پس می‌بينيد كه ايمان او به خدا باعث شد كه او از خدا كاملاً اطاعت كند؛ در واقع، ايمان او با اعمال و رفتارش كامل گرديد. 23از این رو، نتيجه همان شد كه كتاب آسمانی می‌فرمايد: «ابراهيم به خدا ايمان آورد و مقبول او واقع گرديد، و حتی ”دوست خدا“ ناميده شد.»

24پس می‌بينيد كه انسان علاوه بر ايمان، بوسيلهٔ اعمال خود نيز رستگار می‌گردد.

25«راحاب» فاحشه نيز نمونهٔ ديگری است برای اين موضوع. او در اثر اعمال خود رستگار شد، زيرا مأموران قوم خدا را پناه داد و بعد، ايشان را از راه ديگر به سلامت روانه نمود. 26خلاصه، همانطور كه بدن بدون روح، مرده است، ايمانی هم كه اعمال نيک به بار نياورد، مرده است.

3

خطرات زبان

1‏-2برادران عزيز، سعی نكنيد اشتباهات ديگران را فوری به ايشان گوشزد كنيد، زيرا همهٔ ما دچار اشتباه می‌شويم؛ و ما معلمين دينی كه احكام خدا را می‌دانيم، اگر مرتكب اشتباه گرديم، شديدتر از ديگران مجازات خواهيم شد.

اگر كسی بتواند بر زبان خود مسلط شود، قادر خواهد بود در ساير موارد نيز بر خود مسلط باشد. 3اسبی بزرگ را با دهنه‌ای كوچک مطيع خود می‌سازيم و او را به هر جا كه بخواهيم می‌بريم. 4يک سُكّان كوچک، كشتی بزرگ را به هر سو كه خواست ناخدا باشد، هدايت می‌كند حتی اگر بادی شديد بوزد.

5زبان نيز در بدن، عضوی كوچک است، ولی چه خسارات سنگينی می‌تواند به بار آورد. يک جنگل عظيم را می‌توان با يک جرقهٔ كوچک به آتش كشيد. 6زبان همچون زبانهٔ آتش است؛ لبريز از شرارت می‌باشد و تمام بدن را زهرآلود می‌كند؛ آتشی است كه از جهنم می‌آيد و می‌تواند تمام زندگی را به نابودی بكشد.

7انسان توانسته است هرگونه حيوان وحشی، پرنده، خزنده و جاندار دريايی را رام كند، و بعد از اين نيز رام خواهد كرد. 8اما هيچ انسانی نمی‌تواند زبان را رام كند. زبان همچون مار سمی، هميشه آماده است تا زهر كشندهٔ خود را بيرون بريزد. 9‏-10با آن، لحظه‌ای پدر آسمانی‌مان خدا را شكر می‌كنيم و لحظه‌ای ديگر مردم را كه شبيه خدا آفريده شده‌اند، نفرين می‌كنيم. از دهانمان هم بركت جاری می‌شود، هم لعنت. برادران عزيز، نبايد چنين باشد. 11آيا امكان دارد از يک چشمه، ابتدا آب شيرين بجوشد و بعد آب شور؟ 12آيا می‌توان از درخت انجير، زيتون چيد؟ يا از تاک، می‌توان انجير چيد؟ نه! به همين ترتيب، از چاه شور، نمی‌توان آب شيرين و گوارا كشيد.

خرد آسمانی

13اگر خود را خردمند و حكيم می‌دانيد، بايد همواره مهربان و نيكوكار باشيد؛ و اگر به سبب داشتن اين گونه اعمال به خود نباليد، آنگاه براستی خردمند می‌باشيد. 14اما اگر در زندگی‌تان كينه و حسادت و خودخواهی وجود دارد، بيهوده سنگ عقل و خرد را به سينه نزنيد، كه اين بدترين نوع دروغ می‌باشد؛ 15زيرا در آن خرد و حكمتی كه خدا می‌بخشد، اين گونه صفات ناپسند وجود ندارد، بلكه اينها دنيوی، غيرروحانی و شيطانی هستند. 16در واقع، هر جا كه حسادت و جاه‌طلبی وجود دارد، هرج و مرج و هرگونه شرارت ديگر نيز بچشم می‌خورد.

17اما خرد و حكمتی كه از آسمان می‌باشد، در وهلهٔ اول پاک و نجيب است، و بعد صلح‌جو و مؤدب و ملايم؛ حاضر به گفتگو با ديگران و پذيرش نظرات ايشان است؛ لبريز از دلسوزی و اعمال نيک بوده، صميمی و بی‌ريا و بی‌پرده می‌باشد. 18آنانی كه صلح‌جو هستند، بذر صلح می‌كارند و نيكی و خير درو می‌كنند.

4

نتيجهٔ آرزوهای ناپاک اين دنيا

1علت جنگ و دعواهای شما چيست؟ آيا علت آنها، آرزوهای ناپاكی نيست كه در وجود شما منزل دارد؟ 2در حسرت چيزی به سر می‌بريد كه نداريد؛ پس دستتان را به خون آلوده می‌كنيد تا آن را به چنگ آوريد. در آرزوهای چيزهايی هستيد كه متعلق به ديگران است، و شما نمی‌توانيد داشته باشيد؛ پس به جنگ و دعوا می‌پردازيد تا از چنگشان بيرون بكشيد. علت اينكه آنچه می‌خواهيد نداريد، اينست كه آن را از خدا درخواست نمی‌كنيد. 3وقتی هم درخواست می‌كنيد، خدا به دعايتان جواب نمی‌دهد، زيرا هدفتان نادرست است؛ شما فقط در پی به دست آوردن چيزهايی هستيد كه باعث خوشی و لذتتان می‌شود.

4شما همچون همسران بی‌وفايی هستيد كه به دشمنان شوهرشان عشق می‌ورزند. آيا متوجه نيستيد كه اگر با دشمنان خدا، يعنی لذّات ناپاک اين دنيا دوستی نماييد، در واقع با خدا دشمنی می‌كنيد؟ پس هر كه می‌خواهد از خوشیهای ناپاک اين دنيا لذت بجويد، ديگر نمی‌تواند دوست خدا باشد. 5تصور می‌كنيد كه كتاب آسمانی بيهوده می‌گويد كه روح خدا كه خداوند او را در وجود ما ساكن كرده است، آنقدر به ما علاقه دارد كه نمی‌تواند تحمل كند كه دل ما جای ديگری باشد؟ 6اما نبايد فراموش كرد كه خدا قدرت لازم برای ايستادگی در مقابل اين خواسته‌های گناه‌آلود را به ما عطا می‌فرمايد. از این رو، كتاب آسمانی می‌فرمايد: «خدا به شخص فروتن قوت می‌بخشد، اما با شخص متكبر و مغرور مخالفت می‌كند.»

7بنابراين، خود را با فروتنی به خدا بسپاريد، و در برابر شيطان ايستادگی كنيد تا از شما دور شود. 8به خدا نزديک شويد، تا او نيز به شما نزديک شود. ای گناهكاران، دستهای گناه‌آلود خود را بشوييد و دل خود را فقط با عشق الهی لبريز سازيد تا پاک گردد و نسبت به خدا وفادار بماند. 9برای اعمال اشتباه خود، اشک بريزيد و ماتم كنيد، و در عمق وجودتان غمگين و ناراحت باشيد؛ به جای خنده، گريه كنيد، و به جای شادی، سوگواری نماييد. 10زمانی كه به ناچيزی و كوچكی خود در مقابل خدا پی برديد، آنگاه خدا شما را سرافراز و سربلند خواهد ساخت.

داوری از آن خداست

11برادران عزيز، از يكديگر بدگويی نكنيد و ايراد نگيريد و يكديگر را محكوم ننماييد. زيرا اگر چنين كنيد، در واقع از احكام خدا ايراد گرفته و آن را محكوم كرده‌ايد. اما وظيفهٔ شما قضاوت دربارهٔ احكام خدا نيست، بلكه اطاعت از آن. 12فقط آن كسی كه اين احكام را وضع كرد، قادر است به درستی در ميان ما داوری كند. تنها اوست كه می‌تواند ما را نجات دهد يا هلاک كند. پس شما چه حق داريد كه دربارهٔ ديگران داوری كنيد و از ايشان خرده بگيريد؟

انسان نمی‌داند فردا چه می‌شود

13گوش كنيد ای تمام كسانی كه می‌گوييد: «امروز يا فردا به فلان شهر خواهيم رفت و يک سال در آنجا مانده، تجارت خواهيم كرد و سود كلانی خواهيم برد.» 14شما چه می‌دانيد فردا چه پيش خواهد آمد؟ عمر شما مانند مه صبحگاهی است كه لحظه‌ای آن را می‌توان ديد و لحظه‌ای بعد محو و ناپديد می‌شود! 15پس، بايد بگوييد: «اگر خدا بخواهد، زنده خواهيم ماند و چنين و چنان خواهيم كرد.» 16در غير اين صورت، شما مغرور و خودپسند هستيد و به نقشه‌ها و برنامه‌های خود می‌باليد؛ و چنين شخصی هرگز نمی‌تواند خدا را خشنود سازد.

17پس، اين را از ياد نبريد كه اگر بدانيد چه كاری درست است، اما آن را انجام ندهيد، گناه كرده‌ايد.

5

عاقبت كار ثروتمندان ظالم

1و اينک، شما ای ثروتمندان، توجه كنيد! گريه و زاری نماييد، زيرا بلاهای وحشتناكی در انتظار شماست. 2از هم اكنون، ثروتتان تباه شده و لباسهای گرانبهايتان را نيز بيد خورده است. 3شما در اين دنيای زودگذر، طلا و نقره می‌اندوزيد، غافل از اينكه با اين كار، برای خود در روز قيامت مجازات ذخيره می‌كنيد. زيرا همانگونه كه طلا و نقره‌تان را زنگ خورده است، آتش نيز بدن شما را خواهد خورد. 4گوش فرا دهيد! به نالهٔ كارگرانی كه برای شما كار كرده‌اند، گوش دهيد؛ كارگرانی كه گولشان زده‌ايد و مزدشان را نداده‌ايد. ناله‌های ايشان تا به آسمان بالا رفته و به گوش خدای متعال رسيده است.

5شما سالهای عمر خود را در اين دنيا به خوشگذرانی و عيش و نوش گذرانديد و مانند گوسفندان پرواری شده‌ايد كه برای روز ذبح آماده می‌باشند. 6شما انسان بی‌گناه را كه قادر به دفاع از خود نبود، محكوم كرديد و كشتيد.

صبر در زحمات

7و اما شما ای برادران عزيز كه برای بازگشت خداوند عيسی مسيح روزشماری می‌كنيد، صبر داشته باشيد و مانند كشاورزی باشيد كه تا پاييز برای برداشت محصول پرارزش خود صبر می‌كند. 8پس شما نيز صبر داشته باشيد و يقين بداريد كه خداوند بزودی باز خواهد گشت. 9ای برادران، وقتی در مشكلات گرفتار می‌شويد، ديگران را مقصر ندانيد و از ايشان شكايت نكنيد تا خداوند نيز شما را محكوم نكند؛ زيرا او بزودی داوری عادلانهٔ خود را آغاز خواهد كرد.

10صبر و بردباری را از انبيای خداوند بياموزيد. 11همه آنانی كه در زندگی صبر و تحمل داشتند، خوشبخت شدند. «ايوب» يک نمونه از افرادی است كه با وجود مشكلات و مصائب فراوان، صبر و ايمان خود را از دست نداد و خداوند نيز در آخر او را كامياب ساخت، زيرا خداوند بسيار رحيم و مهربان است.

12مهمتر از همه، هيچگاه قسم نخوريد، نه به آسمان و زمين و نه به هيچ چيز ديگر. اگر می‌گوييد «بله»، سخنتان واقعاً بله باشد، و اگر می‌گوييد «نه»، منظورتان واقعاً نه باشد، تا به اين ترتيب گناهی از شما سر نزند و مجازات نشويد.

قدرت دعا

13اگر در ميان شما كسی گرفتار درد و رنج باشد، بايد دعا كند. آنانی كه دليلی برای شكرگزاری دارند، بايد برای خداوند سرودهای شكرگزاری بخوانند.

14اگر كسی بيمار باشد، بايد از كشيشان كليسا بخواهد كه بيايند و برايش دعا كنند و بر پيشانی‌اش روغن بمالند و از خداوند برای او طلب شفا نمايند. 15اگر دعای ايشان با ايمان همراه باشد، بيمار شفا خواهد يافت؛ زيرا خداوند او را شفا خواهد بخشيد، و اگر بيماری او در اثر گناه بوده باشد، گناه او نيز آمرزيده خواهد شد.

16نزد يكديگر به گناهان خود اعتراف نماييد و برای يكديگر دعا كنيد تا شفا يابيد. دعای صادقانهٔ مرد درستكار، قدرت و تأثير شگفت‌انگيز دارد. 17«الياس» انسانی بود همچون ما. با اين حال، هنگامی كه با تمام دل دعا كرد كه باران نبارد، برای مدت سه سال و نيم باران نباريد! 18و زمانی هم كه دعا كرد تا باران بيايد، بارش باران آغاز شد و زمين محصول آورد.

بازگرداندن شخص منحرف به سوی حقيقت

19برادران عزيز، اگر كسی از راه راست منحرف شده و ايمان خود را از دست داده باشد، اما شخصی به او كمک كند تا به سوی حقيقت بازگردد، 20اين شخص كه باعث بازگشت او به سوی خدا شده، بداند كه جان گمشده‌ای را از چنگال هلاكت ابدی نجات داده و موجب آمرزش گناهان زياد او شده است.