اشعيا
مقدمه
نقل قولهايی كه در عهد جديد از كتاب اشعيا شده، بيش از مجموع نقل قولهايی است كه از ساير كتب عهد عتيق در عهد جديد شده است. اشعيا هفتصد سال پيش از مسيح میزيسته و بيش از هر نبی ديگری به ظهور مسيح موعود توجه داشته است.
كتاب اشعيا اساساً به منظور هشدار دادن به قوم اسرائيل نوشته شده است. خداوند از قوم اسرائيل میخواهد كه از كارهای قبيح و گناهآلود خويش دست بردارند و به سوی او بازگشت نمايند. موضوع ديگر كتاب اشعيا ظهور مسيح است و نتايج اين ظهور كه عبارتست از بخشش گناهان، تسلی و اميد.
اشعيا با مهارت خاص ادبی، گناهان مردم زمان خويش را توصيف مینمايد: «گاو مالک خود را و الاغ صاحب خويش را میشناسد، اما قوم اسرائيل شعور ندارد و خدای خود را نمیشناسد.» اشعيا خداوند را به عنوان خالق، قادر مطلق و دانای كل معرفی میكند كه در عين حال قوم خود را عميقاً دوست دارد و مايل است با آنان مصاحبت داشته باشد.
احتمالاً مهمترين فصل اين كتاب، فصل پنجاه و سه است، كه در آن خدمت و زحمات مسيح با زبانی بسيار گويا توصيف شده است.
11اين كتاب شامل پيامهايی است كه خدا در دوران سلطنت عزيا و يوتام و آحاز و حزقيا، پادشاهان سرزمين يهودا، در عالم رؤيا به اشعيا پسر آموص داد. اين پيامها دربارهٔ يهودا و پايتخت آن اورشليم است.
ياغيگری قوم اسرائيل
2ای آسمان و زمين، به آنچه خداوند میفرمايد گوش كنيد: «فرزندانی كه بزرگ كردهام بر ضد من برخاستهاند. 3گاو مالک خود را و الاغ صاحب خويش را میشناسد، اما قوم اسرائيل شعور ندارد و خدای خود را نمیشناسد.»
4وای بر شما قوم گناهكار كه پشتتان زير بار گناهانتان خم شده است. وای بر شما مردم شرور و فاسد كه از خداوند مقدس بنیاسرائيل روگردانده و او را ترک گفتهايد. 5چرا از گناهان خود دست برنمیداريد؟ آيا به اندازهٔ كافی مجازات نشدهايد؟ ای اسرائيل، فكر و دلت تمام بيمار است. 6از سر تا پا مجروح و مضروب هستی؛ جای سالم در بدنت نمانده است. زخمهايت باز مانده و عفونی شده، كسی آنها را بخيه نزده و مرهم نماليده است.
7ای قوم اسرائيل، سرزمينتان ويران گشته و شهرهايتان به آتش كشيده شده است. بيگانگان هر چه را كه میبينند، در برابر چشمانتان به غارت میبرند و نابود میكنند. 8اورشليم همچون كلبهای در مزرعه و مانند سايبانی در جاليز، بیدفاع و تنها مانده است.
9اگر خداوند قادر متعال به داد قوم ما نمیرسيد اين عدهٔ كم نيز از ما باقی نمیماند و اورشليم مثل شهرهای سدوم و عموره به کلی از بين میرفت.
10ای حاكمان و ای مردم اورشليم كه چون اهالی سدوم و عموره فاسد هستيد، به كلام خداوند گوش دهيد. 11او میفرمايد: «از قربانیهای شما بيزارم. ديگر آنها را به حضور من نياوريد. قوچهای فربهٔ شما را نمیخواهم. ديگر مايل نيستم خون گاوها و برهها و بزغالهها را ببينم. 12چه كسی از شما خواسته كه وقتی به حضور من میآييد اين قربانیها را با خود بياوريد؟ چه كسی به شما اجازه داده كه اينچنين آستان خانهٔ مرا پايمال كنيد؟ 13ديگر اين هدايای باطل را نياوريد. من از بخوری كه میسوزانيد نفرت دارم و از اجتماعات مذهبی و مراسمی كه در اول ماه و در روز سَبَت بجا میآوريد بيزارم. نمیتوانم اين اجتماعات گناهآلود را تحمل كنم. 14از همهٔ آنها متنفرم و تحمل ديدن هيچكدام را ندارم. 15هرگاه دستهايتان را به سوی آسمان دراز كنيد، روی خود را از شما برخواهم گرداند و چون دعای بسيار كنيد، اجابت نخواهم نمود؛ زيرا دستهای شما به خون آلوده است.
16«خود را بشوييد و طاهر شويد! گناهانی را كه در حضور من مرتكب شدهايد از خود دور كنيد. 17نيكوكاری را بياموزيد و با انصاف باشيد. به مظلومان و يتيمان و بيوهزنان كمک كنيد.»
18خداوند میفرمايد: «بحث و جدل من با شما اين است: اگرچه لكههای گناهانتان به سرخی خون است، اما من آنها را مانند پشم پاک میكنم و شما را همچون برف سفيد میسازم! 19كافی است مرا اطاعت كنيد تا شما را از محصول زمين سير كنم. 20اما اگر به سرپيچی از من ادامه دهيد، به دست دشمن كشته خواهيد شد.» اين كلام خداوند است.
21ای اورشليم، زمانی تو نسبت به خداوند وفادار بودی، اما اينک همچون يک فاحشه به دنبال خدايان ديگر میروی. زمانی شهر عدل و انصاف بودی، اما اكنون شهر جنايتكاران شدهای. 22زمانی چون نقره خالص بودی، ولی اينک فلزی بیمصرف شدهای. زمانی همچون شراب ناب بودی، ولی اكنون همانند آب شدهای. 23رهبرانت ياغی و شريک دزدانند؛ همه رشوهخوارند؛ از يتيمان حمايت نمیكنند و به دادخواهی بيوهزنان گوش نمیدهند. 24بنابراين خداوند، خدای قادر متعال اسرائيل به آنها میگويد: «شما دشمن من هستيد؛ تا از شما انتقام نگيرم آرام نمیشوم. 25به دست خود، شما را مثل فلز در كوره میگدازم تا از كثافت خود پاک شويد.
26«مانند گذشته، رهبران و مشاورانی لايق به شما خواهم بخشيد تا اورشليم را به شهر عدالت و امانت مشهور سازند.»
27خداوند عادل، اورشليم و اهالی توبهكار آن را نجات خواهد داد. 28اما گناهكاران و عصيانگران را به هلاكت خواهد رساند و كسانی را كه او را ترک كنند نابود خواهد كرد.
29شما از بتپرستی خود در زير درختان بلوط باغهايتان پشيمان خواهيد شد، 30و مانند بلوطی خشک و باغی بیآب، از بين خواهيد رفت. 31زورمندانتان با اعمالشان مانند كاه در آتش خواهند سوخت و كسی قادر نخواهد بود آنها را نجات دهد.
2صلح پايدار
1پيغام ديگری دربارهٔ سرزمين يهودا و شهر اورشليم از جانب خداوند به اشعيا پسر آموص رسيد:
2در روزهای آخر، كوهی كه خانهٔ خداوند بر آن قرار دارد، بلندترين قلهٔ دنيا محسوب خواهد شد و مردم از سرزمينهای مختلف به آنجا روانه خواهند گرديد. 3آنان خواهند گفت: «بياييد به كوه خداوند كه خانهٔ خدای اسرائيل بر آن قرار دارد برويم تا او قوانين خود را به ما ياد دهد و ما آنها را اطاعت كنيم. زيرا خداوند دستورات خود را در اورشليم صادر میكند.»
4خداوند به جنگهای بين قومها خاتمه خواهد داد و آنان شمشيرهای خود را به گاوآهن و نيزههای خويش را به اره تبديل خواهند كرد. قومهای دنيا ديگر در فكر جنگ با يكديگر نخواهند بود.
5ای نسل يعقوب بياييد در نور خداوند راه برويم!
تكبر انسان نابود میشود
6خداوند به اين علت قوم اسرائيل را ترک كرده است كه سرزمين ايشان از جادوگری شرقیها و فلسطينیها پر شده و مردم رسوم اجنبیها را بجا میآورند. 7اسرائيل از گنجهای طلا و نقره، و از اسبها و عرابهها 8و بتهايی كه به دست انسان ساخته شده، پر گشته است. مردم اسرائيل بتها را پرستش میكنند 9و كوچک و بزرگ جلو آنها زانو میزنند. خدا اين گناه ايشان را نخواهد بخشيد.
10مردم از ترس خداوند و هيبت حضور او به درون غارها و شكاف صخرهها خواهند خزيد و خود را در خاک پنهان خواهند كرد. 11روزی خواهد رسيد كه بلندپروازی و تكبر انسانها نابود خواهد شد و فقط خداوند متعال خواهد بود. 12در آن روز، خداوند قادر متعال بر ضد اشخاص مغرور و متكبر برخواهد خاست و آنها را پست خواهد كرد. 13همهٔ سروهای بلند «لبنان» و بلوطهای ستبر «باشان» خم خواهند گرديد. 14تمام کوهها و تپههای بلند، 15و همهٔ برجها و حصارهای مرتفع با خاک يكسان خواهند شد. 16تمام كشتیهای بزرگ و باشكوه، در برابر خداوند متلاشی خواهند گرديد. 17-18تمام شكوه و عظمت انسان از بين خواهد رفت و غرور آدميان به خاک نشانده خواهد شد. بتها به کلی نابود خواهند گرديد و در آن روز فقط خداوند متعال خواهد بود.
19هنگامی كه خداوند برخيزد تا زمين را بلرزاند، تمام دشمنانش از ترس و از هيبت جلال او به درون غارها و شكاف صخرهها خواهند خزيد. 20آنگاه مردم بتهای طلا و نقرهٔ خود را برای موشهای كور و خفاشها خواهند گذاشت. 21ايشان به درون غارها خواهند خزيد تا از هيبت جلال خداوند، خود را در ميان شكافهای صخرهها پنهان سازند.
22انسان چقدر ضعيف است! او مثل نفسی كه میكشد ناپايدار است! هرگز به انسان توكل نكنيد.
3داوری بر اورشليم و يهودا
1خداوند قادر متعال بزودی رزق و روزی اورشليم و يهودا را قطع خواهد كرد و بزرگان مملكت را از ميان برخواهد داشت. قحطی نان و آب خواهد بود. 2جنگاوران و سپاهيان، داوران و انبيا، فالگيران و ريشسفيدان، 3سرداران و اشرافزادگان و حكيمان، صنعتگران ماهر و جادوگران حاذق، همگی از بين خواهند رفت. 4به جای آنان، كودكان مملكت را اداره خواهند كرد. 5همه جا هرج و مرج خواهد بود و هر کس حق ديگری را پايمال خواهد نمود. همسايه با همسايه به نزاع خواهد پرداخت، جوانان احترام پيران را نگه نخواهند داشت و اشخاص پست عليه انسانهای شريف برخواهند خاست.
6روزی خواهد رسيد كه افراد يک خاندان، يكی را از بين خود انتخاب كرده، خواهند گفت: «تو لباس اضافه داری، پس رهبر ما باش.»
7او جواب خواهد داد: «نه، هيچ كمكی از دست من برنمیآيد! من نيز خوراک و پوشاک ندارم. مرا رهبر خود نكنيد!»
8آری، اورشلیم خراب خواهد شد و يهودا از بين خواهد رفت، زيرا مردم بر ضد خداوند سخن میگويند و عمل میكنند و به حضور پرجلال او اهانت مینمايند. 9چهرهٔ آنان راز درونشان را فاش میسازد و نشان میدهد كه گناهكارند. آنان مانند مردم سدوم و عموره آشكارا گناه میكنند. وای بر آنان، زيرا با اين كارهای زشت، خود را دچار مصيبت كردهاند.
10به درستكاران بگوييد: «سعادتمندی نصيب شما خواهد شد و از ثمرهٔ كارهای خود بهرهمند خواهيد شد.» 11ولی به بدكاران بگوييد: «وای بر شما، زيرا مصيبت نصيب شما خواهد شد و به سزای اعمالتان خواهيد رسيد.»
12ای قوم من، رهبران شما كودكانند و حاكمانتان زنان. آنان شما را به گمراهی و نابودی میكشانند.
13خداوند برخاسته تا قوم خود را محاكمه و داوری كند. 14او بزرگان و رهبران قوم را محاكمه خواهد كرد، زيرا آنان تاكستانهای فقيران را غارت كرده، انبارهای خود را پر ساختهاند. 15خداوند قادر متعال میفرمايد: «شما را چه شده است كه اينچنين بر قوم من ستم میكنيد و آنان را به خاک و خون میكشيد؟»
16خداوند زنان مغرور اورشليم را نيز محاكمه خواهد كرد. آنان با عشوه راه میروند و النگوهای خود را به صدا در میآورند و با چشمان شهوتانگيز در ميان جماعت پرسه میزنند. 17خداوند بر سر اين زنان بلای گری خواهد فرستاد تا بیمو شوند. آنان را در نظر همه عريان و رسوا خواهد كرد. 18-19خداوند تمام زينتآلاتشان را از ايشان خواهد گرفت گوشوارهها، النگوها، روبندها، 20کلاهها، زينت پاها، دعاهايی كه بر كمر و بازو میبندند، عطردانها، 21انگشترها و حلقههای زينتی بينی، 22لباسهای نفيس و بلند، شالها، كيفها، 23آئينهها، دستمالهای زيبای كتان، روسريها و چادرها. آری، خداوند از همهٔ اينها محرومشان خواهد كرد. 24به جای بوی خوش عطر، بوی گند تعفن خواهند داد. به جای كمربند، طناب به كمر خواهند بست. به جای لباسهای بلند و زيبا، لباس عزا خواهند پوشيد. تمام موهای زيبايشان خواهد ريخت و زيبايیشان به رسوايی تبديل خواهد شد. 25شوهرانشان در ميدان جنگ كشته خواهند شد 26و شهر متروک شده، در سوگ آنان خواهد نشست و ناله سر خواهد داد.
41در آن زمان تعداد مردان به قدری كم خواهد بود كه هفت زن دست به دامن يک مرد شده، خواهند گفت: «ما خود خوراک و پوشاک خود را تهيه میكنيم. فقط اجازه بده تو را شوهر خود بخوانيم تا نزد مردم شرمگين نشويم.»
«شاخهٔ خداوند»
2در آن روز «شاخهٔ خداوند» زيبا و پرشكوه خواهد بود و ثمری كه خداوند در اسرائيل توليد نموده است مايه فخر و زينت نجات يافتگان آن سرزمين خواهد گرديد. 3كسانی كه برگزيده شدهاند تا در اورشليم زنده بمانند، در امان خواهند بود و «قوم پاک خدا» ناميده خواهند شد. 4خداوند قوم اسرائيل را داوری كرده، ايشان را پاک خواهد ساخت و گناه اورشليم و خونی را كه در آن ريخته شده است، خواهد شست. 5سايهٔ خداوند بر سر همهٔ ساكنان اورشليم خواهد بود و او مانند گذشته، در روز با ابر غليظ و در شب با شعلهٔ آتش از ايشان محافظت خواهد كرد. 6جلال او در گرمای روز سايبان ايشان خواهد بود و در باران و طوفان پناهگاه ايشان.
5سرود تاكستان
1اينک سرودی دربارهٔ محبوب خود و تاكستانش میسرايم:
محبوب من تاكستانی بر تپهای حاصلخيز داشت.
2او زمينش را كند و سنگهايش را دور ريخت،
و بهترين درختان مو را در آن كاشت.
درون آن برج دیدبانی ساخت،
چرخشتی نيز در آن كند.
چشم انتظار انگور نشست،
اما تاكستانش انگور ترش آورد.
3اكنون محبوب من میگويد: «ای اهالی اورشليم و يهودا، شما در ميان من و باغم حكم كنيد! 4ديگر چه میبايست برای باغ خود میكردم كه نكردم؟ چرا پس از اين همه زحمت به جای انگور شيرين، انگور ترش آورد؟ 5حال كه چنين است من نيز ديواری را كه دورش كشيدهام، خراب خواهم كرد تا به چراگاه تبديل شود و زير پای حيوانات پايمال گردد. 6تاكستانم را ديگر هرس نخواهم كرد و زمينش را ديگر نخواهم كند. آن را وا میگذارم تا در آن خار و خس برويد و به ابرها دستور میدهم كه ديگر بر آن نبارند.»
7داستان تاكستان، داستان قوم خداوند است. بنیاسرائيل همان تاكستان هستند و مردم يهودا نهالهايی كه خداوند با خشنودی در تاكستان خود نشاند. او از قوم خود انتظار انصاف داشت، ولی ايشان بر مردم ظلم و ستم روا داشتند. او انتظار عدالت داشت، اما فرياد مظلومان به گوشش میرسيد.
وای بر بدكاران
8وای بر شما كه دائم خانه و مزرعه میخريد تا ديگر جايی برای ديگران نماند و خود به تنهايی در سرزمينتان ساكن شويد. 9خداوند قادر متعال به من فرمود كه اين خانههای بزرگ و زيبا ويران و خالی از سكنه خواهند شد. 10از ده جريب تاكستان، يک بشكه شراب نيز به دست نخواهد آمد و ده من تخم، حتی يک من غله نيز نخواهد داد!
11وای بر شما كه صبح زود بلند میشويد و تا نيمه شب به عيش و نوش میپردازيد. 12با ساز و شراب محفل خود را گرم میكنيد، اما به كارهای خداوند نمیانديشيد. 13بنابراين به خاطر اين نابخردی به سرزمينهای دور دست تبعيد خواهيد شد. رهبرانتان از گرسنگی و مردم عادی از تشنگی خواهند مرد. 14دنيای مردگان با ولع زياد دهان خود را باز كرده، تا آنها را به كام خود فرو برد. بزرگان و اشرافزادگان اورشليم همراه مردم عادی كه شادی میكنند، همگی طعمهٔ مرگ خواهند شد.
15در آن روز، متكبران پست خواهند شد و همه خوار و ذليل خواهند گرديد، 16اما خداوند قادر متعال برتر از همه خواهد بود، زيرا فقط او مقدس، عادل و نيكوست. 17در آن روزها، حيوانات در ميان ويرانههای اورشليم خواهند چريد؛ آنجا چراگاه برهها و گوسالهها و بزها خواهد شد.
18وای بر آنانی كه مثل حيوانی كه به گاری بسته شده باشد، گناهانشان را با طناب به دنبال خود میكشند، 19و با تمسخر میگويند: «ای خدا، زود باش ما را تنبيه كن! میخواهيم ببينيم چه كاری از دستت برمیآيد!» 20وای بر شما كه خوب را بد و بد را خوب میدانيد؛ تلخی را شيرينی و شيرينی را تلخی میخوانيد.
21وای بر شما كه خود را دانا میپنداريد و به نظر خود عاقل مینماييد؛ 22وای بر شما كه استاديد اما نه در اجرای عدالت، بلكه در شرابخواری و ميگساری! 23از بدكاران رشوه میگيريد و آنان را تبرئه میكنيد و حق نيكوكاران را پايمال مینماييد. 24بنابراين مانند كاه و علف خشک كه در آتش میافتد و میسوزد، ريشههايتان خواهد گنديد و شكوفههايتان خشک خواهد شد، زيرا قوانين خداوند قادر متعال را دور انداخته، كلام خدای مقدس اسرائيل را خوار شمردهايد. 25خداوند بر قوم خود خشمناک است و دست خود را دراز كرده تا ايشان را مجازات كند. تپهها به لرزه در میآيند، و لاشههای مردم مثل زباله در خيابانها انداخته میشوند. با وجود اين، خشم و غضب او پايان نمیيابد و او دست از مجازات ايشان برنمیدارد.
26خداوند قومهایی را از دور دست فرا خواهد خواند تا به اورشليم بيايند. آنها به سرعت خواهند آمد 27و در راه خسته نخواهند شد و پايشان نخواهد لغزيد و توقف نخواهند كرد. كمربندها و بند كفشهايشان باز نخواهد شد. خواهند دويد بیآنكه استراحت كنند يا بخوابند. 28تيرهایشان تيز و كمانهايشان خميده است. سم اسبهای ايشان مانند سنگ خارا محكم است و چرخهای عرابههايشان مثل باد میچرخند. 29ايشان چون شير میغرند و بر سر شكار فرود میآيند و آن را با خود به جايی میبرند كه كسی نتواند از چنگشان نجات دهد. 30در آن روز، آنها مانند دريای خروشان بر سر قوم من خواهند غريد و تاريكی و اندوه سراسر اسرائيل را فرا خواهد گرفت و آسمان آن تيره خواهد شد.
6رسالت اشعيا
1در سالی كه عزيای پادشاه درگذشت، خداوند را ديدم كه بر تختی بلند و باشكوه نشسته بود و خانهٔ خدا از جلال او پر شده بود. 2اطراف تخت را فرشتگان احاطه كرده بودند. هر فرشته شش بال داشت كه با دو بال صورت خود را میپوشاند، و با دو بال پاهای خود را، و با دو بال ديگر پرواز میكرد. 3آنها به نوبت سرود میخواندند و میگفتند: «مقدس، مقدس، مقدس است خداوند قادر متعال؛ تمام زمين از جلال او پر است!» 4صدای سرود آنها چنان با قدرت بود كه پايههای خانهٔ خدا را میلرزاند. سپس تمام خانه از دود پر شد.
5آنگاه گفتم: «وای بر من كه هلاک شدم! زيرا من كه مردی ناپاک لب هستم و در ميان قومی ناپاک لب زندگی میكنم، خداوند، پادشاه قادر متعال را ديدم!»
6سپس يكی از فرشتگان به طرف قربانگاه پرواز كرد و با انبری كه در دست داشت زغالی افروخته برداشت 7و آن را روی دهانم گذاشت و گفت: «حال ديگر گناهكار نيستی. اين زغال افروخته لبهايت را لمس كرده و تمام گناهانت بخشيده شده است.»
8آنگاه شنيدم كه خداوند میفرمود: «چه كسی را بفرستم تا پيغام ما را به اين قوم برساند؟»
گفتم: «خداوندا، من حاضرم بروم. مرا بفرست.»
9فرمود: «برو و به قوم من اين پيغام را بده: هر چه بيشتر بشنويد كمتر خواهيد فهميد و هر قدر بيشتر ببينيد كمتر درک خواهيد كرد.» 10سپس افزود: «دل اين قوم را سخت ساز، گوشهايشان را سنگين كن و چشمانشان را ببند، مبادا ببينند و بشنوند و بفهمند و به سوی من بازگشت كرده، شفا يابند.»
11گفتم: «خداوندا، تا به كی اين وضع ادامه خواهد داشت؟»
پاسخ داد: «تا وقتی كه شهرهايشان خراب شود و كسی در آنها باقی نماند و تمام سرزمينشان ويران گردد، 12و من همهٔ آنها را به سرزمينهای دور دست بفرستم و سرزمين آنها متروک شود. 13در آن زمان هر چند يک دهم از قوم من در سرزمين خود باقی میمانند، اما آنان نيز از بين خواهند رفت. با اين حال قوم اسرائيل مانند بلوط و چنار خواهند بود كه چون قطع شود كندهاش در زمين باقی میماند و دوباره رشد میكند.»
7«عمانوئيل»
1در زمانی كه آحاز (پسر يوتام و نوهٔ عزيا) بر يهودا سلطنت میكرد، رصين، پادشاه سوريه و فقح (پسر رمليا)، پادشاه اسرائيل به اورشليم حمله كردند، ولی نتوانستند آن را تصرف كنند.
2وقتی به دربار خبر رسيد كه سوريه و اسرائيل با هم متحد شدهاند تا با يهودا بجنگند، دل پادشاه يهودا و قوم او از ترس لرزيد، همانطور كه درختان جنگل در برابر طوفان میلرزند.
3سپس خداوند به اشعيا فرمود: «تو با پسرت شارياشوب7:3 شارياشوب. اين نام به زبان عبری به معنی «عدهٔ کمی برخواهند گشت» میباشد. به ديدن آحاز پادشاه برو. او را در جادهای كه رختشويها در آن كار میكنند، در انتهای قنات حوض بالايی پيدا خواهی كرد. 4به او بگو كه نگران نباشد، فقط آماده باشد و آرام بنشيند. آتش خشم رصين و فقح مانند دودی است كه از دو تكه هيزم بلند میشود؛ بگو از آنها نترسد. 5بلی، پادشاهان سوريه و اسرائيل بر ضد يهودا با هم تبانی كردهاند. 6آنها میخواهند به يهودا لشكركشی كنند و مردمانش را به وحشت اندازند و آن را تسخير كرده، پسر طبئيل را بر تخت پادشاهی بنشانند.
7«اما من كه خداوند هستم میگويم كه اين نقشه عملی نخواهد شد، 8-9زيرا قدرت سوريه محدود است به پايتختش دمشق و قدرت دمشق نيز محدود است به پادشاهش رصين. همچنين اسرائيل نيز قدرتی بيش از پايتختش سامره و سامره نيز قدرتی بيش از پادشاهش فقح ندارد. بدانيد كه پادشاهی اسرائيل در عرض شصت و پنج سال از بين خواهد رفت. آيا اين را باور میكنيد؟ اگر سخنان مرا باور نكنيد شما نيز از بين خواهيد رفت.»
10سپس خداوند پيام ديگری برای آحاز پادشاه فرستاد:
11«ای آحاز، از من علامتی بخواه تا مطمئن شوی كه دشمنانت را شكست خواهم داد. هر علامتی كه بخواهی، چه در زمين باشد چه در آسمان، برايت انجام خواهد شد.»
12اما پادشاه قبول نكرد و گفت: «اين كار را نخواهم كرد و خداوند را امتحان نخواهم نمود.» 13پس اشعيا گفت: «ای خاندان داوود، آيا اين كافی نيست كه مردم را از خود بيزار كردهايد؟ اينک میخواهيد خدای مرا نيز از خود بيزار كنيد؟ 14حال كه چنين است خداوند خودش علامتی به شما خواهد داد. آن علامت اين است كه باكرهای حامله شده، پسری به دنیا خواهد آورد و نامش را عمانوئيل7:14 به زبان عبری عمانوئيل يعنی «خدا با ما است». خواهد گذاشت. 15-16قبل از اينكه اين پسر از شير گرفته شود و خوب و بد را تشخيص دهد، سرزمين اين دو پادشاه كه اينقدر از آنها وحشت داريد، متروک خواهد شد.
17«اما پس از آن خداوند، تو و قومت و خاندانت را به آنچنان بلايی دچار خواهد ساخت كه از زمانی كه امپراتوری سليمان به دو مملكت اسرائيل و يهودا تقسيم شد، تاكنون نظيرش ديده نشده است. بلی، او پادشاه آشور را به سرزمينت خواهد فرستاد. 18خداوند سپاهيان مصر را فرا خواهد خواند و آنها مانند مگس بر شما هجوم خواهند آورد و سربازان آشور را احضار خواهد كرد و ايشان مثل زنبور بر سر شما خواهند ريخت. 19آنها در دستههای بزرگ آمده، در سراسر مملكتتان پخش خواهند شد. آنها نه فقط در زمينهای حاصلخيزتان ساكن خواهند گرديد، بلكه حتی درههای باير، غارها و زمينهای پر از خار را نيز اشغال خواهند كرد. 20در آن روز، خداوند پادشاه آشور را كه شما اجير كرده بوديد تا شما را نجات دهد، از آن سوی رود فرات خواهد آورد تا شما را از دم تيغ بگذراند و سرزمينتان را غارت كند.
21-22«پس از اين غارت و كشتار، تمام سرزمينتان به چراگاه تبديل خواهد شد. همهٔ گلهها و رمهها از بين خواهند رفت. كسی بيش از يک گاو و دو گوسفند نخواهد داشت. ولی فراوانی چراگاه باعث خواهد شد كه شير زياد شود. كسانی كه در اين سرزمين باقی مانده باشند خوراكشان كره و عسل صحرائی خواهد بود. 23در آن زمان تاكستانهای آباد و پرثمر به زمينهای باير و پر از خار تبديل خواهند شد. 24مردم با تير و كمان از آنجا عبور خواهند كرد، زيرا تمام زمين به صحرای حيوانات وحشی تبديل خواهد شد. 25ديگر كسی به دامنهٔ تپهها كه زمانی آباد بودند نخواهد رفت، چون اين تپهها را خار و خس خواهد پوشاند و فقط گاوان و گوسفندان در آنجا خواهند چريد.»
8پادشاه آشور، وسيلهای در دست خداوند
1خداوند به من فرمود كه لوحی بزرگ بگيرم و با خط درشت روی آن بنويسم: «مهير شلال حاش بز» 8:1 «مهير شلال حاش بز» در لغت به معنی «غارت سريع و يغمای شتابزده» است. در اینجا مقصود آن است که دشمنان بزودی نابود خواهند شد.2من از اوريای كاهن و زكريا (پسر يبركيا) كه مردانی امين هستند خواستم هنگام نوشتن حاضر باشند و شهادت دهند كه من آن را نوشتهام. 3پس از چندی، همسرم حامله شد و هنگامی كه پسرمان به دنیا آمد خداوند فرمود: «نام او را مهير شلال حاش بز بگذار. 4پيش از آنكه اين پسر بتواند ”بابا“ و ”ماما“ بگويد، پادشاه آشور به دمشق و سامره يورش خواهد برد و اموال آنها را غارت خواهد كرد.»
5پس از آن، باز خداوند به من فرمود: 6«حال كه مردم يهودا آبهای ملايم نهر شيلوه8:6 «نهر شيلوه» از چشمهٔ بزرگی در شرق اورشليم جاری میشد. را خوار میشمارند و دلشان با رصين پادشاه و فقح پادشاه خوش است، 7-8من پادشاه آشور را با تمام سپاه نيرومندش به اينجا خواهم آورد. آنها مانند رود فرات كه طغيان میكند و كنارههايش را پر از آب میسازد، بر يهودا هجوم خواهند آورد و سراسر خاک آن را خواهند پوشاند.»8:7و8 اشعيا يعنی «خداوند قوم خود را نجات میدهد»، شارياشوب يعنی «عدهٔ کمی برخواهند گشت» و مهير شلال حاش بز يعنی «دشمنانت بزودی نابود میشوند».
خدايا به داد ما برس!
9ای سوريه و اسرائيل، هر كاری از دستتان برمیآيد بكنيد، ولی بدانيد كه موفق نخواهيد شد و شكست خواهيد خورد. ای همهٔ دشمنان گوش دهيد: برای جنگ آماده شويد، ولی بدانيد كه پيروز نخواهيد شد. 10با هم مشورت كنيد و نقشهٔ حمله را بكشيد، اما بدانيد كه نقشهٔ شما عملی نخواهد شد، زيرا خدا با ما است!
11خداوند به تأكيد به من امر كرد كه راه مردم يهودا را در پيش نگيرم، و فرمود: 12«اين قوم از سوريه و اسرائيل میترسند و شما را خائن میدانند، اما شما از ايشان بيم نداشته باشيد. 13بدانيد كه من خداوند قادر متعال، مقدس هستم و تنها از من بايد بترسيد. 14من پناهگاه هستم، اما نه برای يهودا و اسرائيل. برای آنان من سنگی لغزش دهنده و دامی پنهان خواهم بود. 15بسياری از آنان لغزيده، خواهند افتاد و خرد خواهند شد و بسياری ديگر در دام افتاده، گرفتار خواهند گرديد.»
16ای شاگردان من، شما بايد كلام و دستوراتی را كه خدا به من داده است مهر و موم كرده، حفظ كنيد. 17من منتظرم تا خداوند ما را ياری كند، هر چند اكنون خود را از قوم خويش پنهان كرده است. تنها اميد من اوست. 18من و فرزندانی كه خداوند به من داده است، از طرف خداوند قادر متعال كه در اورشليم ساكن است برای اسرائيل علامت و نشانه هستيم.
19وقتی مردم به شما میگويند كه با فالگيران و جادوگرانی كه زير لب ورد میخوانند مشورت كنيد، شما در جواب بگوييد: «آيا از مردگان دربارهٔ زندگان مشورت بخواهيم؟ چرا از خدای خود مشورت نخواهيم؟»
20مردم موافق كلام و دستورات خدا سخن نمیگويند و كلامشان عاری از نور حقيقت است. 21ايشان در تنگی و گرسنگی قرار خواهند گرفت و آواره خواهند شد. از شدت گرسنگی و پريشانی پادشاه و خدای خود را نفرين خواهند كرد. به آسمان خواهند نگريست 22و به زمين نگاه خواهند كرد، ولی چيزی جز تنگی و پريشانی و تاريكی نخواهند ديد، و به سوی تاريكی محض رانده خواهند شد.
9اسم او «عجيب» خواهد بود!
1اما اين تاريكی برای قوم خدا كه در تنگی هستند تا ابد باقی نخواهد ماند. خدا سرزمين قبايل زبولون و نفتالی را در گذشته خوار و ذليل ساخته بود، اما در آينده او تمام اين سرزمين را از دريای مديترانه گرفته تا آن طرف اردن و حتی تا خود جليل كه بيگانگان در آن زندگی میكنند، مورد احترام قرار خواهد داد. 2قومی كه در تاريكی راه میرفتند، نور عظيمی خواهند ديد. بر كسانی كه در سرزمين ظلمت زندگی میكردند، روشنايی خواهد تابيد. 3ای خداوند، تو خوشی قوم خود را افزودی و به ايشان شادمانی بخشيدی. آنها همچون كسانی كه با شادی محصول را درو میكنند، و مانند آنانی كه با خوشحالی غنايم را بين خود تقسيم مینمايند، در حضور تو شادمانی میكنند. 4زيرا تو يوغی را كه بر گردن آنها بود شكستی و ايشان را از دست قوم تجاوزگر رهانيدی، همچنانكه در گذشته مديانیها را شكست داده، قومت را آزاد ساختی.
5تمام اسلحهها و لباسهای جنگی كه به خون آغشتهاند خواهند سوخت و از بين خواهند رفت. 6زيرا فرزندی برای ما به دنیا آمده! پسری به ما بخشيده شده! او بر ما سلطنت خواهد كرد. نام او «عجيب»، «مشير»، «خدای قدير»، «پدر جاودانی» و «سرور سلامتی» خواهد بود. 7او بر تخت پادشاهی داوود خواهد نشست و بر سرزمين او تا ابد سلطنت خواهد كرد. پايهٔ حكومتش را بر عدل و انصاف استوار خواهد ساخت، و گسترش فرمانروايی صلحپرور او را انتهايی نخواهد بود. خداوند قادر متعال چنين اراده فرموده و اين را انجام خواهد داد.
مجازات قوم اسرائيل
8خداوند فرموده كه قوم اسرائيل را مجازات خواهد كرد، 9و تمام قوم كه در سامره و ساير شهرها هستند خواهند فهميد كه او اين كار را كرده است؛ زيرا اين قوم مغرور شدهاند و میگويند: 10«هر چند خشتهای خانههای ما ريخته، ولی با سنگها آنها را بازسازی خواهيم كرد. هر چند تيرهای چوب افراغمان افتاده، اما به جای آنها تيرهای سروكار خواهيم گذاشت.»
11خداوند دشمنان اسرائيل را عليه او برانگيخته است. 12او سوریها را از شرق و فلسطينیها را از غرب فرستاده تا اسرائيل را ببلعند. با اين حال، خشم خداوند فروكش نكرده و دست او همچنان برای مجازات دراز است.
13اسرائيل توبه نمیكند و به سوی خداوند برنمیگردد. 14بنابراين، خداوند در يک روز مردم اسرائيل و رهبرانشان را مجازات خواهد كرد و سر و دم اين قوم را خواهد بريد! 15ريشسفيدان و اشراف اسرائيل سر قوم هستند و انبيای كاذبش دم آن. 16اينها كه هاديان قوم هستند قوم را به گمراهی و نابودی كشاندهاند. 17خداوند جوانانشان را مجازات خواهد كرد و حتی بر بيوهزنان و يتيمانشان نيز رحم نخواهد نمود، زيرا همهٔ ايشان خدانشناس و شرور و دروغگو هستند. به اين سبب است كه هنوز خشم خدا فروكش نكرده و دست او برای مجازات ايشان دراز است.
18-19شرارت اين قوم باعث شده غضب خداوند قادر متعال افروخته گردد و مانند آتشی كه خار و خس را میسوزاند و تمام جنگل را فرا میگيرد و دود غليظی به آسمان میفرستد، همه را بسوزاند. مردم مانند هيزم میسوزند و حتی برادر به برادر كمک نمیكند. 20لقمه را از دست يكديگر میقاپند و میخورند اما سير نمیشوند. از شدت گرسنگی حتی بچههای خودشان را نيز میخورند! 21قبيلهٔ منسی و قبيلهٔ افرايم بر ضد يكديگر، و هر دو بر ضد يهودا برخاستهاند. ولی با وجود اين خشم خداوند فروكش نمیكند و دست او هنوز برای مجازات ايشان دراز است.
101-2وای بر قاضيان بیانصاف كه قوانين غير عادله وضع میكنند تا حق فقيران و بيوهزنان و يتيمان قوم مرا پايمال كنند و اموالشان را به غارت ببرند و بر ايشان ظلم كنند. 3در روز بازخواست، وقتی خدا از سرزمين دور دست بر شما مصيبت بفرستد، چه خواهيد كرد؟ به چه كسی پناه خواهيد برد؟ گنجهايتان را كجا مخفی خواهيد كرد؟ 4در آن روز هر چه داريد زير پای اسيران و كشتهشدگان از بين خواهد رفت. با اين حال، غضب خدا فروكش نخواهد كرد و دست او برای مجازات شما همچنان دراز خواهد بود.
پادشاه آشور، وسيلهای در دست خدا
5خداوند میفرمايد: «من آشور را مانند چوب تنبيه به دست خواهم گرفت و برای مجازات آنانی كه بر ايشان خشمناک هستم به كار خواهم برد. 6قوم آشور را بر ضد اين قوم خدانشناس كه مورد خشم من هستند خواهم فرستاد تا آنها را غارت كنند و مانند گل، زير پايهای خود لگدمال نمايند.»
7اما پادشاه آشور نمیداند كه وسيلهای است در دست خدا. مراد دل او اين است كه اقوام بسياری را نابود كند. 8میگويد: «سرداران من هر يک پادشاهی هستند! 9شهرهای كركميش و كلنو و حمات و ارفاد را تسخير كرديم؛ سامره و دمشق نيز تسليم ما شدند. 10ممالكی را كه بتهايشان بيش از بتهای اورشليم و سامره بودند از بين برديم. 11ما سامره را با تمام بتهايش نابود كرديم و همين كار را نيز با اورشليم و بتهايش خواهيم كرد.»
12پس از آن كه خداوند پادشاه آشور را برای مجازات اورشليم به کار گرفت، آنگاه برمیگردد و پادشاه مغرور و متكبر آشور را نيز مجازات میكند.
13پادشاه آشور میگويد: «من به قدرت و حكمت و دانش خود در اين جنگها پيروز شدهام. من به نيروی خود مرزهای ممالک را از ميان برداشتم و پادشاهان را سركوب كردم و گنجهايشان را به يغما بردم. 14ممالک دنيا را مانند آشيانهٔ پرندگان تكان دادم و ثروت آنان را كه مثل تخمهای پرندگان به زمين میريخت جمع كردم بدون اين كه كسی جرأت كند بالی برايم تكان دهد و يا دهانش را باز كرده، جيکجيک كند.»
15اما خداوند میفرمايد: «آيا تبر به خود میبالد كه قدرتش بيش از هيزم شكن است؟ آيا اره خود را بالاتر از كسی میداند كه اره میكند؟ آيا عصا انسان را بلند میكند يا انسان عصا را؟»
16خداوند قادر متعال بر جنگاوران تنومند پادشاه آشور بلايی خواهد فرستاد تا آنها را ضعيف و نحيف كند و مانند آتش آنها را بسوزاند. 17خدای پاک كه نور اسرائيل است همچون شعلهٔ آتش در يک روز همه چيز را مانند خار و خس خواهد سوزاند. 18جنگل و مزارع پهناور آنها از بين خواهد رفت درست مانند بيماری كه جسم و جانش تباه میشود. 19درختان جنگل به قدری كم خواهد شد كه يک كودک نيز خواهد توانست آنها را بشمارد.
باقی ماندگان اسرائيل
20زمانی فرا خواهد رسيد كه كسانی كه در اسرائيل و يهودا باقی مانده باشند، ديگر تكيهگاهشان آشور نخواهد بود، بلكه از صميم قلب بر خداوند كه يگانه وجود پاک اسرائيل است توكل خواهند داشت. 21ايشان به سوی خدای قادر مطلق باز خواهند گشت. 22هر چند اكنون قوم اسرائيل مثل ريگ ساحل دريا بیشمارند، ولی در آن زمان عدهٔ كمی از ايشان باقی خواهند ماند و اين عده به وطن باز خواهند گشت، زيرا مجازات عادلانهای كه تعيين شده، اجرا خواهد شد. 23خداوند، خدای قادر متعال همانطور كه مقرر فرموده تمام سرزمين ايشان را ويران خواهد كرد.
24خداوند، خدای قادر متعال میفرمايد: «ای قوم من كه در اورشليم ساكنيد، از آشوریها نترسيد، حتی اگر مانند مصريان قديم بر شما ظلم كنند. 25زيرا پس از مدت كوتاهی از مجازات شما دست خواهم كشيد و به هلاک كردن آنها خواهم پرداخت. 26ايشان را مجازات خواهم كرد همانگونه كه مديانیها را در كنار صخرهٔ غراب، و مصریها را در دريا هلاک كردم. 27در آن روز به اسارت شما پايان خواهم داد و شما قوی خواهيد شد و يوغ بندگی از گردن شما خواهد افتاد.»
28سربازان دشمن به شهر عای رسيدهاند! از مغرون عبور كرده و ساز و برگ خود را در مكماش گذاشتهاند. 29از گذرگاه گذشتهاند و میخواهند شب را در جبع به سر برند. اهالی شهر رامه هراسانند. تمام مردم جبعه، شهر شائول، از ترس جان خود فرار میكنند. 30ای مردم جليم فرياد برآوريد! ای اهالی ليشه و ای مردم بيچارهٔ عناتوت گوش دهيد! 31اهالی مدمينه و ساكنان جيبيم فراری شدهاند. 32امروز دشمن در نوب توقف میكند. او مشت خود را گره كرده و به طرف اورشليم كه بر كوه صهيون قرار دارد تكان میدهد.
33-34اما همانگونه كه هيزم شكن درختان جنگل لبنان را با ضربههای تبر قطع میكند، خداوند، خدای قادر متعال نيز آن درخت بزرگ را با يک ضربه قطع خواهد كرد، و شاخههای بلند و تنومند آن كنده شده به زمين خواهند افتاد.
11پادشاهی از خاندان داوود
1درخت خاندان داوود بريده شده است؛ اما يک روز كندهٔ آن جوانه خواهد زد! بلی، از ريشهٔ آن «شاخهای» تازه خواهد روييد. 2روح خداوند بر آن «شاخه» قرار خواهد گرفت، يعنی روح حكمت و فهم، روح مشورت و قوت، و روح شناخت و ترس از خداوند. 3تمام خوشی او در اطاعت از خداوند خواهد بود. او بر اساس آنچه ديده يا شنيده میشود داوری نخواهد كرد؛ 4بلكه از حق فقرا و مظلومان دفاع خواهد كرد و از بدكارانی كه بر ايشان ظلم میكنند انتقام خواهد گرفت. 5او با عدالت و صداقت حكومت خواهد كرد. 6در آن زمان گرگ و بره در كنار هم به سر خواهند برد، پلنگ و بزغاله با هم خواهند خوابيد، گوساله با شير راه خواهد رفت؛ و يک كودک آنها را به هر جا كه بخواهد، خواهد راند. 7گاو در كنار خرس خواهد چريد، بچه خرس و گوساله در كنار هم خواهند خوابيد، و شير مانند گاو علف خواهد خورد. 8بچهٔ شيرخوار در ميان مارها، بدون خطر بازی خواهد كرد؛ و طفلی كه از شير گرفته شده باشد دست خود را داخل لانهٔ افعی خواهد كرد بیآنكه آسيب ببيند. 9هيچ بدی و گزندی در كوه مقدس خدا وجود نخواهد داشت، زيرا همانگونه كه دريا از آب پر است همچنان جهان از شناخت خداوند پر خواهد شد.
10در آن روز، آن پادشاه نوظهور خاندان داوود پرچم نجاتی برای تمام قومها خواهد بود و مردم به سوی او خواهند آمد و سرزمين او از شكوه و جلال پر خواهد شد. 11در آن زمان خداوند بار ديگر دست خود را دراز خواهد كرد و بازماندگان قوم خود را از آشور، مصر، سودان، حبشه، عيلام، بابل، حمات، و از تمام جزاير و بنادر دور دست به اسرائيل باز خواهد آورد. 12او در ميان قومها پرچمی برخواهد افراشت و مردم اسرائيل و يهودا را كه پراكنده شدهاند، از گوشه و كنار دنيا جمع خواهد كرد. 13سرانجام دشمنی و كينهای كه ميان اسرائيل و يهودا بود از بين خواهد رفت و آن دو ديگر با هم نخواهند جنگيد. 14آنان با هم متحد شده، بر فلسطينيان كه در غرب هستند يورش خواهند برد و اقوامی را كه در شرق سكونت دارند غارت خواهند كرد. سرزمين ادوم و موآب را تصرف خواهند كرد و سرزمين عمون را مطيع خود خواهند ساخت.
15خداوند خليج دريای مصر را خشک خواهد ساخت و دست خود را بر رود فرات بلند خواهد كرد و باد تندی خواهد فرستاد تا آن را به هفت نهر تقسيم كند؛ آنگاه مردم را از آن خشكی عبور خواهد داد. 16برای بازماندگان قوم او در آشور شاهراهی خواهد بود تا آنان مانند اجداد خود كه از مصر بيرون آمدند، به سرزمين خود بازگردند.
12سرود شكرگزاری
1در آن روز، اسرائيل اين سرود را خواهد خواند: «ای خداوند تو را شكر میكنم، زيرا بر من غضبناک بودی، اما اينک مرا تسلی میدهی و ديگر غضبناک نيستی. 2براستی خدا نجات دهندهٔ من است؛ بر او توكل خواهم كرد و نخواهم ترسيد. خداوند قوت و سرود من است؛ او نجات من است. 3چه شادیبخش است نوشيدن از چشمههای نجات!
4«خداوند را شكر كنيد! نام او را ستايش نماييد! اعمال او را به دنيا اعلام كنيد! بگوييد كه او بزرگ و والا است! 5برای خداوند سرود بسراييد، زيرا كارهای بزرگی انجام داده است. بگذاريد تمام جهان بداند كه او چه كرده است. 6بگذاريد مردم اورشليم فرياد شادی سر دهند، زيرا خدای پاک اسرائيل عظيم است و در ميان قومش حضور دارد.»
13سقوط بابل
1اين است پيغامی كه اشعيا (پسر آموص) دربارهٔ بابل از خدا دريافت كرد:
2پرچم جنگ را بر تپهای بلند برافرازيد و سربازان را فرا خوانيد و دروازههای مجلل بابل را به آنها نشان دهيد تا به سوی آنها يورش برند. 3خداوند سپاه مقدس و شجاع خود را كه مشتاق خدمتش هستند فرا خوانده است تا كسانی را كه بر ايشان غضبناک است مجازات كند. 4صدايی در کوهها به گوش میرسد! اين صدا، صدای جمع شدن قومهای جهان است. خداوند قادر متعال آنها را برای جنگ آماده میكند. 5آنها را از سرزمينهای بسيار دور میآورد تا ايشان را همچون اسلحهای در دست بگيرد و توسط آنها سراسر خاک بابل را ويران كند و غضب خود را فرو نشاند. 6ناله كنيد، زيرا روز خداوند نزديک است روزی كه خدای قادر مطلق شما را هلاک كند. 7در آن روز، دستهای همه از ترس سست خواهد شد و دلها آب خواهد گرديد. 8همه هراسان خواهند شد و دردی شديد مانند درد زنی كه میزايد وجودشان را فرا خواهد گرفت. بر يكديگر نظر خواهند افكند و از ديدن صورتهای دگرگون شدهٔ يكديگر به وحشت خواهند افتاد. 9اينک روز هولناک خشم و غضب خداوند فرا میرسد! زمين ويران خواهد شد و گناهكاران هلاک خواهند گرديد. 10ستارگان آسمان نور نخواهند داشت، خورشيد هنگام طلوع تاريک خواهد شد و ماه روشنايی نخواهد بخشيد.
11خداوند میفرمايد: «من دنيا را به خاطر شرارتش، و بدكاران را به سبب گناهانشان مجازات خواهم كرد. تمام متكبران را خوار خواهم ساخت و همهٔ ظالمان را ذليل خواهم كرد. 12زندگان از طلای خالص نيز كميابتر خواهند بود. 13من، خداوند قادر متعال، در روز خشم طوفانی خود، آسمانها را خواهم لرزاند و زمين را از جای خود تكان خواهم داد.
14«بيگانگانی كه در بابل ساكن باشند به سرزمينهای خود خواهند رفت. آنان مانند گلهای پراكنده و آهويی كه مورد تعقيب شكارچی قرار گرفته باشد به وطن خود فرار خواهند كرد. 15هر كه گير بيفتد با شمشير يا نيزه كشته خواهد شد. 16اطفال كوچک در برابر چشمان والدينشان به زمين كوبيده خواهند شد؛ خانهها غارت و زنان بیعصمت خواهند گرديد.
17«من مادها را كه توجهی به طلا و نقره ندارند به ضد بابلیها برخواهم انگيخت تا بابلیها نتوانند با پيشكش كردن ثروت خود جان خود را نجات دهند. 18سپاهيان مهاجم بر جوانان و كودكان رحم نخواهند كرد و آنها را با تير و كمان هدف قرار خواهند داد. 19به اين ترتيب، خدا بابل را كه باشكوهترين ممالک و زينت فخر كلدانيان است مانند سدوم و عموره با خاک يكسان خواهد كرد. 20بابل ديگر هرگز آباد و قابل سكونت نخواهد شد. حتی اعراب چادرنشين نيز در آنجا خيمه نخواهند زد و چوپانان گوسفندان خود را در آن مكان نخواهند چرانيد. 21تنها حيوانات وحشی در آنجا به سر خواهند برد و روباهها در آن محل لانه خواهند كرد. جغدها در خانههای آنجا ساكن خواهند شد و بزهای وحشی در آنجا جست و خيز خواهند كرد. 22صدای زوزهٔ گرگها و شغالها از درون كاخهای زيبای بابل به گوش خواهد رسيد. آری، زمان نابودی بابل نزديک است!»
14بازگشت اسرائيل از تبعيد
1خداوند بر قوم اسرائيل ترحم خواهد كرد و بار ديگر آنها را برخواهد گزيد و در سرزمينشان ساكن خواهد ساخت. بيگانگان مهاجر در آنجا با ايشان زندگی خواهند كرد. 2قومهای جهان به ايشان كمک خواهند كرد تا به وطن خود بازگردند. قوم اسرائيل در سرزمينی كه خداوند به ايشان داده قومهای ديگر را به بردگی خواهند گرفت. آنانی كه قوم اسرائيل را اسير كرده بودند، خود به اسارت ايشان در خواهند آمد و بنیاسرائيل بر دشمنان خود فرمانروايی خواهند كرد.
انهدام پادشاه بابل
3هنگامی كه خداوند قوم خود را از درد و اضطراب، بندگی و بردگی رهايی بخشد، 4آنگاه ايشان با ريشخند به پادشاه بابل چنين خواهند گفت:
«ای پادشاه ظالم سرانجام نابود شدی و ستمكاریهايت پايان گرفت 5خداوند حكومت ظالمانه و شرارتآميز تو را در هم شكست. 6تو با خشم و غضب، مردم را پيوسته شكنجه و آزار میدادی، 7اما اكنون تمام مردم از دست تو آسوده شده، در آرامش زندگی میكنند و از شادی سرود میخوانند. 8صنوبرها و سروهای لبنان نيز شادمانند زيرا از زمانی كه تو سقوط كردی ديگر كسی نيست كه آنها را قطع كند!»
9دنيای مردگان آماده میشود تا به استقبال تو بيايد. رهبران و پادشاهان دنيا كه سالها پيش مردهاند، آنجا در انتظار تو هستند. 10آنها وقتی تو را ببينند به تو خواهند گفت: «تو نيز مانند ما ضعيف شدی و با ما فرقی نداری! 11حشمت تو از دست رفته است و نوای دلنشين بربطهای قصرت ديگر به گوش نمیرسد. اكنون تشک تو كرمها هستند و لحافت موريانهها.»
12ای ستارهٔ درخشان صبح، چگونه از آسمان افتادی! ای كه بر قومهای جهان مسلط بودی، چگونه بر زمين افكنده شدی! 13در دل خود میگفتی: «تا به آسمان بالا خواهم رفت، تخت سلطنتم را بالای ستارگان خدا خواهم نهاد و بر قلهٔ كوهی در شمال كه خدايان بر آن اجتماع میكنند جلوس خواهم كرد. 14به بالای ابرها خواهم رفت و مانند خدای متعال خواهم شد.» 15اما تو به دنيای مردگان كه در قعر زمين است، سرنگون شدی. 16اينک وقتی مردگان تو را میبينند به تو خيره شده، میپرسند: «آيا اين همان كسی است كه زمين و قدرتهای جهان را میلرزاند؟ 17آيا اين همان كسی است كه دنيا را ويران میكرد و شهرها را از بين میبرد و بر اسيران خود رحم نمیكرد؟»
18پادشاهان جهان، شكوهمندانه در قبرهايشان آراميدهاند، 19ولی جنازهٔ تو مثل شاخهای شكسته، دور انداخته شده است. نعش تو در قبر روباز است و روی آن را جنازههای كشتهشدگان جنگ پوشانده است. مثل لاشهٔ حيوانی هستی كه در زير سم اسبان له شده باشد. 20تو مانند پادشاهان ديگر دفن نخواهی شد، زيرا مملكت خود را از بين بردی و قوم خود را به نابودی كشاندی. از خاندان شرور تو كسی زنده نخواهد ماند. 21پسران تو به خاطر شرارت اجدادشان كشته خواهند شد، و كسی از آنها باقی نخواهد ماند تا دنيا را فتح كند و شهرها در آن بسازد.
22خداوند قادر متعال میفرمايد: «من خود بر ضد بابل برخواهم خاست و آن را نابود خواهم كرد. نسل بابلیها را ريشهكن خواهم كرد تا ديگر كسی از آنها زنده نماند. 23بابل را به باتلاق تبديل خواهم كرد تا جغدها در آن منزل كنند. با جاروی هلاكت، بابل را جارو خواهم كرد تا هر چه دارد از بين برود.» 24خداوند قادر متعال قسم خورده، میگويد: «آنچه اراده نموده و تقدير كردهام به يقين واقع خواهد شد. 25من سپاه آشور را هنگامی كه به سرزمين من اسرائيل برسد، شكست خواهم داد و سربازانش را روی كوههايم تار و مار خواهم كرد. قوم من ديگر بردهٔ آنها نخواهد بود و آنها را بندگی نخواهد كرد. 26دست توانای خود را دراز خواهم كرد و قومها را مجازات خواهم نمود. اين است آنچه برای قومها تقدير كردهام.» 27بلی خداوند قادر متعال اين را تقدير كرده است. پس چه كسی میتواند آن را باطل كند؟ اين دست اوست كه دراز شده است، بنابراين چه كسی میتواند آن را بازگرداند؟
نبوت دربارهٔ سقوط فلسطين
28در سالی كه آحاز پادشاه درگذشت، اين پيغام از سوی خدا نازل شد:
29ای فلسطينیها، از مرگ پادشاهی كه بر شما ظلم میكرد شادی نكنيد، زيرا پسرش از او بدتر خواهد كرد! از مار، افعی بوجود میآيد و از افعی، اژدهای آتشين! 30خداوند بيچارگان قوم خود را شبانی خواهد كرد و آنها در چراگاه او راحت خواهند خوابيد، اما بر شما فلسطينیها قحطی خواهد فرستاد و شما را هلاک خواهد كرد. 31ای شهرهای فلسطين گريه و شيون كنيد و بلرزيد، زيرا سپاه خشمناكی در صفوف فشرده، از شمال به سوی شما در حركت است! 32پس به فرستادگانی كه از فلسطين میآيند چه بايد گفت؟ بايد گفت كه خداوند اورشليم را بنياد نهاده تا قوم رنجديدهٔ او در آن پناه گيرند.
15نبوت دربارهٔ سقوط موآب
1اين است پيغام خدا برای سرزمين موآب:
شهرهای «عار» و «قير» موآب در يک شب ويران میشوند. 2در ديبون قوم عزادار موآب به بتخانهها پناه میبرند تا برای شهرهای نبو و ميدبا گريه كنند. همهٔ مردم موی سر و ريش خود را تراشيده، 3لباس عزا پوشيدهاند و در كوچهها راه میروند. از هر خانهای صدای شيون و زاری بلند است. 4صدای گريهٔ شهرهای حشبون و العاله تا ياهص نيز شنيده میشود. حتی جنگاوران موآب نيز ناله میكنند و از شدت ترس میلرزند.
5دلم برای موآب نالان است. مردم موآب به صوغر و عجلت شلشيا فرار میكنند؛ با گريه از گردنهٔ لوحيت بالا میروند؛ صدای نالهٔ ايشان در طول راه حورونايم به گوش میرسد. 6رودخانهٔ نمريم خشک شده است! علف سرسبز كنار رودخانهها پلاسيده و نهالها از بين رفتهاند. 7مردم اندوختهٔ خود را برمیدارند تا از راه «درهٔ بيدها» فرار كنند. 8شيون موآب در مرزهای آن طنين افكنده است و صدای زاری آن تا به اجلايم و بئرايليم رسيده است. 9رودخانهٔ ديمون از خون سرخ شده است، ولی خدا باز هم اهالی ديمون را مجازات خواهد كرد. بازماندگان و فراريان موآب نيز جان به در نخواهند برد و طعمهٔ شير خواهند شد.
161آوارگان موآب از شهر سالع كه در صحراست، برای پادشاه يهودا برهای به عنوان خراج میفرستند. 2آنان مانند پرندگان بیآشيانه، در كنارهٔ رود اردن آواره شدهاند. 3از مردم يهودا كمک میخواهند و با التماس میگويند: «ما را زير سايهٔ خود پناه دهيد. از ما حمايت كنيد. نگذاريد به دست دشمن بيفتيم. 4اجازه دهيد ما آوارگان در ميان شما بمانيم. ما را از نظر دشمنانمان پنهان كنيد!»
(سرانجام ظالم نابود خواهد شد و ستمكار و تاراج كننده از بين خواهد رفت. 5آنگاه كسی از نسل داوود بر تخت پادشاهی خواهد نشست و با عدل و انصاف بر مردم حكومت خواهد كرد. حكومت او بر رحمت و راستی استوار خواهد بود.)
6مردم يهودا میگويند: «ما دربارهٔ موآبیها شنيدهايم. میدانيم چقدر متكبرند و به خود فخر میكنند، اما فخر آنها بیاساس است.»
7مردم موآب برای سرزمين خود گريه میكنند؛ نان كشمشی قيرحارست را به ياد میآورند و آه میكشند. 8مزرعههای حشبون و تاكستانهای سبمه از بين رفتهاند؛ درختان انگور را فرماندهان سپاه دشمن بريدهاند. زمانی شاخههای اين درختان انگور تا به شهر يعزيز میرسيد و از بيابان گذشته، تا دريای مرده امتداد میيافت. 9برای يعزيز و باغهای انگور سبمه گريه میكنم و ماتم میگيرم. اشكم چون سيل برای حشبون و العاله جاری میشود، زيرا ميوهها و محصولش تلف شده است. 10شادی و خوشحالی برداشت محصول از بين رفته است؛ در باغهای انگور، ديگر نغمههای شاد به گوش نمیرسد؛ ديگر كسی انگور را در چرخشتها، زير پا نمیفشرد؛ صدای شادمانی خاموش شده است. 11دل من مانند بربط برای موآب مینالد و برای قيرحارس آه میكشد. 12اهالی موآب بیجهت به سوی بتخانههای خود بالا میروند تا دعا كنند؛ آنها بیجهت خود را خسته میكنند، زيرا دعايشان مستجاب نخواهد شد.
13اين بود پيغامی كه خداوند از قبل دربارهٔ موآب فرموده بود. 14اما اينک خداوند میفرمايد: «درست پس از سه سال، شكوه و جلال موآب از بين خواهد رفت و از جماعت زياد آن عدهٔ كمی باقی خواهند ماند و آنها نيز قوت خود را از دست خواهند داد.»
17نبوت دربارهٔ سوريه و اسرائيل
1اين است پيغام خدا دربارهٔ دمشق:
«دمشق از بين خواهد رفت و تبديل به ويرانه خواهد شد. 2شهرهای ”عروعير“ متروک خواهند شد و گوسفندان در آنجا خواهند خوابيد و كسی نخواهد بود كه آنها را بترساند. 3اسرائيل قدرتش را از دست خواهد داد و دمشق سقوط خواهد كرد. بازماندگان سوريه مانند قوم اسرائيل خوار و ضعيف خواهند شد.» اين را خداوند قادر متعال فرموده است.
4خداوند میفرمايد: «عظمت اسرائيل محو خواهد شد و ثروتش از بين خواهد رفت. 5در آن روز، اسرائيل مانند كشتزارهای درهٔ رفائيم خواهد بود كه پس از درو، چيزی در آن باقی نمیماند. 6عدهٔ بسيار كمی از قوم اسرائيل باقی خواهند ماند، همانگونه كه پس از چيدن زيتون دو سه دانه روی شاخههای بلند، و چهار پنج دانه نوک شاخههای كوچک باقی میماند.» اين را خداوند، خدای اسرائيل فرموده است.
7در آن روز، مردم به سوی آفرينندهٔ خود كه خدای مقدس اسرائيل است روی خواهند آورد، 8و ديگر به بتهايی كه به دست خود ساختهاند، يعنی اشيريم و بتهای آفتاب، رو نخواهند نمود. 9در آن روز، شهرهای مستحكم ويران خواهند شد همچون شهرهای حویها و اموریها كه ساكنانشان آنها را در حين فرار برای اسرائيلیها واگذاشتند.
10ای اسرائيل، تو خدای نجات دهندهٔ خود و «صخرهٔ» مستحكم خويش را فراموش كردهای و درختان میكاری تا در زير آنها بتها را بپرستی.17:10 بتپرستها باغهای مخصوصی غرس میکردند تا در آنجا بتها را بپرستند و ميوهٔ درختان آن را به بتها وقف کنند. نگاه کنيد به 1:29.11ولی بدان كه حتی اگر در همان روزی كه درختان را میكاری آنها نمو كرده، شكوفه آورند، با وجود اين محصولی نخواهند داد. در آن روز، آنچه نصيب شما میشود بلای كشنده و درد علاجناپذير خواهد بود.
12قومهای جهان مثل دريا میخروشند و همچون طوفان غرش میكنند 13و مانند سيل يورش میآورند. اما خدا آنها را خاموش میكند و به عقب میراند. ايشان مانند كاه در برابر باد، و خاک در برابر گردباد هستند. 14در شب رعب و وحشت ايجاد میكنند، ولی پيش از فرا رسيدن صبح نابود میشوند. اين سزای كسانی است كه سرزمين ما را تاراج میكنند و به يغما میبرند.
18نبوت دربارهٔ حبشه
1در آن سوس رودخانههای حبشه سرزمينی هست كه قايقهای بادبانی در آبهايش رفت و آمد میكنند. 2سرزمينی كه سفيران خود را بر قايقهايی ساخته شده از نی، به رود نيل میفرستد. ای سفيران تندرو به آن سرزمينی برويد كه بين رودخانهها است و قومی بلند بالا و نيرومند در آن زندگی میكنند قومی كه همه جا خوف و هراس ايجاد كردهاند.
3ای مردم دنيا توجه كنيد! به پرچمی كه بر قلهٔ کوهها برافراشته میشود بنگريد و به صدای شيپوری كه برای جنگ نواخته میشود گوش دهيد! 4خداوند به من چنين فرموده است: «من از آسمان به آرامی نظر خواهم كرد به آرامی يک روز باصفای تابستانی و يک صبح دلپذير پائيزی در وقت حصاد.» 5زيرا پيش از اين كه حصاد را جمع كنند، درست پس از ريخته شدن شكوفهها و رسيدن انگور، حبشه مانند درخت انگوری كه شاخههايش را با اره بريده باشند، نابود خواهد شد. 6سربازان حبش در صحرا خواهند مرد و اجسادشان برای پرندگان شكاری و حيوانات وحشی واگذاشته خواهد شد. پرندگان شكاری در تابستان، و حيوانات وحشی در زمستان، از لاشههای آنها تغذيه خواهند كرد.
7اما زمانی خواهد رسيد كه اين قوم قدبلند و نيرومند كه همه جا خوف و هراس ايجاد میكردند و سرزمينشان ميان رودخانهها بود به اورشليم كه خداوند قادر متعال نام خود را در آن قرار داده است خواهند آمد و برای او هديه خواهند آورد.
19نبوت دربارهٔ مصر
1پيامی برای مصر:
خداوند بر ابری تندرو سوار شده و به جنگ مصر میآيد. بتهای مصر در برابر او میلرزند و دل مصریان از ترس ضعف میكند. 2خداوند میفرمايد: «مصریها را بر ضد يكديگر خواهم برانگيخت تا برادر با برادر، همسايه با همسايه، شهر با شهر، و مملكت با مملكت بجنگند. 3تدبيرهايی را كه مصریان انديشيدهاند بیاثر خواهم كرد و آنان روحيهٔ خود را خواهند باخت. ايشان برای دريافت كمک، به بتهايشان پناه خواهند برد و برای چارهجويی، به احضاركنندگان ارواح و افسونگران و جادوگران متوسل خواهند شد.»
4خداوند قادر متعال میفرمايد: «من مصریان را به دست حاكمی ستمگر و بيرحم تسليم میكنم تا بر آنها حكمرانی كند.»
5آب رود نيل كم خواهد شد و بعد از مدتی خشک خواهد گرديد. 6نهرها متعفن خواهند شد و آب جويها كم شده، خواهند خشكيد. نی و بوريا پژمرده خواهند گرديد، 7تمام سبزهها و مزرعههای كنار رود نيل خشک شده، از بين خواهند رفت و تمام محصول تلف خواهد شد. 8همهٔ ماهيگيرانی كه تور و قلاب به رود نيل میاندازند نوميد خواهند شد و زاری خواهند كرد. 9پارچهبافانی كه با كتان پارچه میبافتند مأيوس خواهند گرديد، 10و همهٔ بافندگان و كارگران نوميد و دل شكسته خواهند شد.
11بزرگان شهر صوعن نادانند و هر مشورت و پندی كه به پادشاه مصر میدهند احمقانه است. پس چگونه به پادشاه میگويند: «ما از نسل حكيمان و پادشاهان قديم هستيم!» 12ای پادشاه مصر مشاوران دانای تو كجا هستند؟ بگذار آنها به تو اطلاع دهند كه خداوند قادر متعال بر ضد مصر چه اراده كرده است. 13رهبران صوعن و ممفيس و تمام بزرگان مصر احمق و گمراهند، مصر را به نابودی كشاندهاند. 14خداوند سرگيجه به آنها داده و آنها مردم مصر را مانند اشخاص مست كه بر قی خود میافتند و بلند میشوند و نمیدانند به كجا میروند، گمراه كردهاند. 15هيچكس نمیتواند مصر را نجات دهد نه بزرگ نه كوچک، نه ثروتمند و نه فقير.
16در آن روز، مصریان مانند زنان ضعيف خواهند شد و هنگامی كه ببينند خداوند قادر متعال دستش را برای مجازات آنان دراز كرده است از ترس خواهند لرزيد. 17ايشان با شنيدن اسم سرزمين يهودا به وحشت خواهند افتاد. اين را خداوند قادر متعال اراده نموده است. 18در آن زمان، پنج شهر در سرزمين مصر از خداوند قادر متعال پيروی نموده، به زبان عبری سخن خواهند گفت، و يكی از اين شهرها «شهر آفتاب» ناميده خواهد شد.
19در آن روز، قربانگاهی در وسط مصر، و ستون يادبودی در مرز آن، برای خداوند بر پا خواهد شد. 20اينها نشان دهندهٔ حضور خداوند قادر متعال در سرزمين مصر خواهند بود. از آن پس، هرگاه مصریان دعا كرده، از خداوند بخواهند تا آنها را از دست ظالمان برهاند، او برای ايشان حامی و نجات دهندهای خواهد فرستاد و ايشان را نجات خواهد داد. 21خداوند خود را به مصریان آشكار خواهد كرد و ايشان خداوند را خواهند شناخت. مردم مصر با تقديم قربانیها و هدايا او را عبادت خواهند كرد و نذرهای خود را به وی ادا خواهند نمود. 22به اين ترتيب، خداوند اول مصریان را تنبيه خواهد كرد، سپس برگشته ايشان را شفا خواهد داد. بلی، مصریان به سوی خداوند بازگشت خواهند كرد و او دعايشان را شنيده، آنان را شفا خواهد داد.
23در آن روز، شاهراهی از مصر به آشور كشيده خواهد شد، و مصریان و آشوریها به سرزمينهای يكديگر رفت و آمد خواهند كرد و هر دو يک خدا را خواهند پرستيد. 24اسرائيل نيز با ايشان متحد خواهد شد و هر سه مملكت با هم باعث بركت تمام جهان خواهند گرديد. 25خداوند قادر متعال آنها را بركت داده، خواهد گفت: «متبارک باد قوم من مصر و صنعت دست من آشور و ميراث من اسرائيل!»
20نبوت دربارهٔ مصر و حبشه
1سرگن، پادشاه آشور، سردار سپاه خود را به شهر اشدود در فلسطين فرستاد و آن را تسخير كرد. 2سه سال پيش از اين رويداد، خداوند به اشعيا پسر آموص فرموده بود كه لباس و كفش خود را از تن در بياورد و عريان و پا برهنه راه برود، و اشعيا چنين كرد. 3هنگامی كه اشدود به دست آشور افتاد خداوند فرمود: «خدمتگزار من اشعيا مدت سه سال عريان و پا برهنه راه رفته است. اين نشانهٔ بلاهای هولناكی است كه من بر مصر و حبشه خواهم آورد. 4پادشاه آشور مردم مصر و حبشه را اسير خواهد كرد و كوچک و بزرگ را مجبور خواهد ساخت عريان و پا برهنه راه بروند تا مصر را رسوا كند. 5-6آنگاه مردمی كه در سواحل فلسطين زندگی میكنند و تكيهگاهشان حبشه، و فخرشان مصر است، پريشان و رسوا شده، خواهند گفت: ”اگر بر سر مصر كه میخواستيم از دست آشور به او پناه ببريم چنين بلايی آمد، پس بر سر ما چه خواهد آمد؟“»
21نبوت دربارهٔ بابل
1اين پيام برای بابل است:
مهاجمی از سرزمين دهشت، مانند گردباد بيابانی، به سوی بابل میآيد. 2رؤيای ترسناكی میبينم، رويای خيانت و نابودی!
ای لشكر عيلام حمله كن! ای لشكر ماد محاصره كن! خدا به نالهٔ قومهايی كه زير دست بابل هستند پايان میدهد.
3با ديدن و شنيدن اين چيزها مدهوش شدم و دردی چون درد زايمان همهٔ وجودم را فرا گرفت. 4میترسيدم و قلبم به شدت میتپيد. آرزو میكردم هر چه زودتر شب فرا رسد، ولی آرامش شب نيز جای خود را به وحشت داده بود.
5در رؤيا ديدم فرشها پهن شده و سفره چيده شده است و عدهای مشغول خوردن و نوشيدنند. ناگهان فرمانی صادر میشود: «ای سرداران برخيزيد و سپرهای خود را برای جنگ آماده سازيد!»
6در اين هنگام خداوند به من فرمود: «يک دیدبان تعيين كن تا هر چه را میبيند، خبر دهد. 7هنگامی كه ببيند سواران جفتجفت بر الاغ و شتر میآيند بايد دقت كند.»
8-9پس دیدبان را بالای حصار گذاشتم. يک روز او فرياد زد: «ای سرورم، روزها و شبها بر دیدبانگاه خود ايستاده دیدبانی كردهام. اينک فوج سواران را میبينم كه جفتجفت میآيند!»
در اين هنگام، صدايی شنيدم كه میگفت: «بابل سقوط كرد! بابل سقوط كرد! همهٔ بتهای بابل خرد شدند و روی زمين افتادند!»
10ای قوم من اسرائيل، ای قومی كه مانند گندم كوبيده و غربال شدهايد، به اين خبر خوشی كه از جانب خداوند قادر متعال، خدای اسرائيل، به شما اعلام كردم، گوش دهيد.
نبوت دربارهٔ ادوم
11اين پيام برای ادوم است:
يک نفر از ادوم مرا صدا میزند: «ای دیدبان، از شب چه خبر؟ چقدر مانده شب تمام شود؟»
12من جواب میدهم: «بزودی روز داوری شما فرا میرسد. به سوی خدا بازگشت كنيد تا من خبر خوشی به شما دهم. او را بطلبيد و دوباره بياييد و بپرسيد.»
نبوت دربارهٔ عربستان
13اين پيام برای عربستان است:
ای مردم ددان كه در بيابانهای عربستان اردو میزنيد، 14به تشنگانی كه نزد شما میآيند آب دهيد؛ ای مردم تيما به فراريان خوراک دهيد. 15اينها از شمشير برهنه و كمان كشيده و از جنگِ سخت گريختهاند. 16خداوند به من گفت: «درست پس از يک سال قدرت و شوكت قبيلهٔ قيدار از بين خواهد رفت 17و از تيراندازان و جنگاوران اين قبيله بيش از چند نفر باقی نخواهند ماند. من كه خداوند، خدای اسرائيل هستم اين را میگويم.»
22نبوت دربارهٔ اورشليم
1-2اين پيام برای اورشليم است:
چه شده است؟ چرا مردم شهر به پشت بامها میدوند؟ در تمام شهر غوغا برپاست! برای اين شهر شاد و پر جنب و جوش چه پيش آمده است؟
مردان اورشليم كشته شدهاند اما نه در جنگ، و نه با شمشير. 3همهٔ رهبران با هم فرار كردند و بدون اينكه تيری بيفکنند تسليم شدند. وقتی دشمن هنوز دور بود مردم با هم گريختند و اسير گرديدند. 4پس مرا به حال خود بگذاريد تا برای مصيبت قومم، به تلخی بگريم. كوشش نكنيد مرا تسلی دهيد، 5زيرا اينک زمان آن رسيده كه خداوند قادر متعال اورشليم را دچار مصيبت و آشفتگی و انهدام كند. ديوارهای شهر ما فرو ريخته است. فرياد مردم در کوهها طنين میافكند. 6سپاهيان عيلام تير و كمان را آماده كرده، بر اسبهای خود سوار شدهاند و سربازان سرزمين «قير» سپرهای خود را به دست گرفتهاند. 7دشتهای سرسبز يهودا از عرابههای دشمن پر شده است و سواران دشمن به پشت دروازههای شهر رسيدهاند. 8نيروی دفاعی يهودا در هم شكسته است.
برای آوردن اسلحه به اسلحهخانه میدويد. 9-10رخنههای حصار شهر را بررسی میكنيد، سپس خانههای اورشليم را میشماريد تا آنها را خراب كنيد و مصالحشان را برای تعمير حصار به كار ببريد. برای ذخيره كردن آب، 11آب انبار در داخل شهر درست میكنيد تا آب بركهٔ قديمی تحتانی را در آن بريزيد. تمام اين كارها را میكنيد اما به خدا كه سازندهٔ همه چيز است توجهی نداريد. 12خداوند، خدای قادر متعال از شما میخواهد كه گريه و ماتم كنيد، موی خود را بتراشيد و پلاس بپوشيد. 13اما شما شادی میكنيد، گاو و گوسفند سر میبريد تا گوشتشان را با شراب بخوريد و خوش بگذرانيد. میگوييد: «بخوريم و بنوشيم، چون فردا میميريم.» 14خداوند قادر متعال به من گفته كه اين گناه شما تا به هنگام مرگ هرگز آمرزيده نخواهد شد. بلی، اين را خداوند قادر متعال فرموده است.
15خداوند، خدای قادر متعال به من فرمود كه نزد «شبنا» وزير دربار بروم و به او چنين بگويم: 16«تو در اينجا چه میكنی؟ چه كسی به تو اجازه داده در اينجا قبری برای خود بكنی؟ ای كسی كه قبر خود را در اين صخره بلند میتراشی، 17هر مقامی كه داشته باشی، خداوند تو را برمیدارد و دور میاندازد. 18تو را مانند يک گوی برمیدارد و به سرزمينی دور پرتاب میكند. در آنجا تو در كنار عرابههايت كه به آنها افتخار میكردی خواهی مرد. تو مايهٔ ننگ دربار هستی، 19پس خداوند تو را از اين مقام و منصبی كه داری بركنار خواهد كرد.»
20خداوند به شبنا چنين میگويد: «در آن روز، خدمتگزار خود، الياقيم، پسر حلقيا را به جای تو خواهم نشاند. 21لباس تو را به او خواهم پوشاند و كمربندت را به كمرش خواهم بست و اقتدار تو را به او خواهم داد. او برای مردم اورشليم و خاندان يهودا پدر خواهد بود. 22كليد دربار داوود پادشاه را به او خواهم داد و او هر دری را بگشايد كسی آن را نخواهد بست و هر دری را ببندد كسی آن را نخواهد گشود! 23او را مانند ميخی، محكم در جای خود خواهم كوبيد و او مايهٔ سربلندی خاندان خود خواهد شد.
24«اما تمام خاندان و فرزندان او مانند كاسهها و كوزههايی كه بر ميخ میآويزند بر او خواهند آويخت. 25وقتی چنين شود آن ميخی كه محكم به ديوار كوبيده شده است، شل شده، خواهد افتاد و باری كه بر آن است متلاشی خواهد شد.» اين را خداوند قادر متعال فرموده است.
23نبوت درباره فنيقيه
1پيامی برای صور:
ای كشتیهای صور كه از سرزمينهای دور دست باز میگرديد، برای صور گريه كنيد، زيرا چنان ويران شده كه نه خانهای و نه بندرگاهی برايش باقی مانده است! آنچه در قبرس دربارهاش شنيديد حقيقت دارد. 2-3زمانی بندر صور مركز تجارت دنيا محسوب میشد. كشتيهای صيدون كه از مصر غله میآوردند تا تاجران صيدون با آن با تمام دنيا تجارت كنند، در اين بندر لنگر میانداختند. اما اينک صور در سكوت مرگبار فرو رفته است!
4شرم بر تو باد ای صيدون، ای فرزند مستحكم دريا! زيرا دريا میگويد: «من هرگز درد نكشيده و نزاييدهام و كودكی پرورش ندادهام.» 5چون خبر خرابی صيدون به مصر رسد او نيز سخت خواهد ترسيد.
6ای مردم فنيقيه، گريهكنان به ترشيش فرار كنيد! 7آيا اين همان شهر تاريخی و پرشكوه شما، صور است كه چنين ويران گشته؟ زمانی مردم صور به جاهای دور میرفتند تا سرزمينها را تصاحب كرده آنها را محل سكونت خود سازند. 8چه كسی اين مصيبت را بر سر اين شهر سلطنتی كه تجار و بازرگانانش در تمام جهان معروفند، آورده است؟ 9خداوند قادر متعال اين كار را كرده تا غرور صور را بشكند و آنانی را كه در جهان معروفند خوار سازد.
10ای مردم ترشيش، سرزمين خود را مثل كنارههای رود نيل حاصلخيز كنيد، زيرا ديگر مانعی بر سر راه شما نيست. 11خداوند دست خود را بر دريا دراز كرده ممالک دنيا را تكان میدهد. او دستور داده كه شهرهای تجاری فنيقيه را ويران كنند. 12ای مردم بلا ديدهٔ صيدون، شما ديگر از آسايش برخوردار نخواهيد شد. اگر به قبرس نيز فرار كنيد در آنجا راحت نخواهيد بود. 13به بابل نگاه كنيد! ببينيد چگونه مردم اين سرزمين از بين رفتند! آشوریها بابل را محاصره كرده، كاخهايش را در هم كوبيدند و اين سرزمين را با خاک يكسان كردند. 14ای كشتیهايی كه در دريا هستيد زاری كنيد، زيرا بندرگاه شما ويران شده است.
15صور مدت هفتاد سال، كه طول عمر يک پادشاه است، به فراموشی سپرده خواهد شد. پس از آن هفتاد سال، صور مانند فاحشهٔ آن سرودی خواهد بود كه كلماتش چنين است:
16«ای فاحشهٔ فراموش شده،
چنگ را به دست بگير و در شهر بگرد.
خوش بنواز و آوازهای بسيار بخوان،
تا مردم دوباره تو را به یاد آورند.»
17بلی، پس از گذشت آن هفتاد سال، خداوند اجازه خواهد داد صور دوباره رونق يابد و با مشتريان خود در تمام دنيا تجارت كند. 18اما سودی كه عايد صور شود در خزانهٔ او ذخيره نخواهد شد، بلكه وقف خداوند خواهد گرديد تا به مصرف خوراک و پوشاک پيروان راه خداوند برسد.
24خداوند زمين را ويران میكند
1خداوند زمين را ويران و متروک خواهد كرد؛ پوستهاش را خراب كرده، ساكنانش را پراكنده خواهد ساخت. 2همه به يک سرنوشت دچار خواهند شد: كاهن و غيركاهن، نوكر و ارباب، كنيز و خاتون، خريدار و فروشنده، قرض دهنده و قرض گيرنده، برنده و بازنده. 3زمين به کلی خالی و غارت خواهد شد. اين را خداوند فرموده است.
4زمين خشک و پژمرده میشود و بلنديهای آن پست میگردد. 5مردم روی زمين از احكام و اوامر خدا سرپيچی كرده، عهد جاودانی او را شكستهاند؛ 6بنابراين جهان دچار لعنت شده است. ساكنان آن تاوان گناهان خود را پس میدهند. زمين سوخته و عده كمی از مردم باقی ماندهاند. 7محصول انگور كم شده و شراب ناياب گرديده است. آنانی كه شاد بودند اكنون غمگينند. 8ديگر نوای دلنشين دف و چنگ شنيده نمیشود. آن روزهای خوش به سر آمده است. 9ديگر بزم می و مطرب وجود ندارد و شراب به كام نوشندگانش تلخ است. 10در شهر هرج و مرج است و مردم درِ خانهٔ خود را محكم میبندند تا كسی وارد نشود. 11در كوچهها فرياد آنانی به گوش میرسد كه به دنبال شراب میگردند. شاديها از بين رفته و خوشيها از روی زمين رخت بربسته است. 12شهر ويران گشته و دروازههايش شكسته شده و از بين رفتهاند. 13در تمام ممالک دنيا اين اتفاق خواهد افتاد. دنيا مانند درخت زيتونی خواهد بود كه تكانيده شده باشد، و يا خوشهٔ انگوری كه ميوهاش را چيده باشند.
14كسانی كه باقی بمانند از شادی فرياد خواهند زد و آواز خواهند خواند. آنان كه در غرب هستند بزرگی خداوند را خواهند ستود. 15و آنانی كه در شرق هستند او را سپاس خواهند گفت. ساكنان جزاير نيز خداوند، خدای اسرائيل را پرستش خواهند كرد 16و از سرزمينهای دور دست صدای مردم را خواهيم شنيد كه در وصف خدای عادل سرود میخوانند.
اما افسوس! افسوس كه بدكاران و خيانتپیشگان به شرارت خود ادامه میدهند. اين مرا غمگين و نااميد میكند. 17ای مردم دنيا بدانيد كه ترس و گودال و دام در انتظار شماست. 18اگر از ترس فرار كنيد در گودال خواهيد افتاد، و اگر از گودال بيرون بياييد در دام گرفتار خواهيد شد. از آسمان به شدت باران خواهد باريد و اساس زمين تكان خواهد خورد. 19زمين در هم خواهد شكست و خرد شده، از هم خواهد پاشيد. 20زمين مانند مستی است كه افتان و خيزان راه میرود و مثل خيمهای است كه در برابر طوفان تكان میخورد. دنيا زير بار گناهش خم شده و يک روز خواهد افتاد و ديگر برنخواهد خاست.
21در آن روز، خداوند نيروهايی را كه در آسمان هستند و قدرتمندانی را كه بر زمين حكومت میكنند مجازات خواهد كرد. 22آنان مانند اسيرانی كه در سياهچال زندانی هستند نگه داری خواهند شد تا روز محاكمه فرا رسد. 23ماه تاريک خواهد شد و خورشيد ديگر نور نخواهد داد، زيرا خداوند قادر متعال سلطنت خواهد كرد. او بر كوه صهيون جلوس فرموده، در اورشليم حكومت خواهد كرد و رهبران دنيا شكوه و جلال او را خواهند ديد.
25سپاسگزاری از خداوند
1ای خداوند، تو را ستايش میكنم و نامت را گرامی میدارم، چون تو خدای من هستی. تو كارهای شگفتانگيز كردهای و آنچه را كه از قديم اراده نمودهای در كمال درستی و امانت به انجام رسانيدهای. 2شهرها را با خاک يكسان كردهای و قلعههای مستحكم را از بين بردهای. كاخهای دشمنان ما ويران شدهاند و هرگز بنا نخواهند شد. 3بنابراين، قويترين قومهای جهان تو را خواهند پرستيد و ظالمترين قومها از تو خواهند ترسيد.
4ای خداوند، تو برای فقيران و بیكسان به هنگام سختی پناهگاه هستی، در برابر طوفان سر پناه، و در گرمای روز سايه. نفس ستمگران مانند سيلابی است كه بر ديوار گلی يورش میبرد 5و همچون گرمايی است كه زمين را میسوزاند. اما تو، ای خداوند، صدای دشمنان ما را خاموش كردی، و مانند ابری كه گرمای روز را كاهش میدهد، سرود ستمگران را خاموش ساختی.
ضيافت خداوند
6خداوند قادر متعال در اورشليم، بر كوه صهيون، ضيافتی برای تمام قومهای جهان بر پا خواهد كرد و سفرهای رنگين با انواع غذاهای لذيذ و شرابهای كهنهٔ گوارا خواهد گستراند. 7در آنجا او ابر تيره را كه بر تمام مردم دنيا سايه افكنده است كنار خواهد زد 8و مرگ را برای هميشه نابود خواهد كرد. خداوند اشكها را از چشمها پاک خواهد كرد و ننگ قوم خود را از روی تمام زمين برخواهد داشت. اين را خداوند فرموده است.
9در آن روز، مردم خواهند گفت: «اين همان خدای ماست كه بر او اميد بسته بوديم. اين همان خداوند ماست كه منتظرش بوديم. اينک او ما را نجات داده است، پس بياييد برای اين نجات شاد و مسرور باشيم.»
خداوند موآب را مجازات خواهد كرد
10دست خداوند كوه صهيون را حفظ خواهد كرد، اما مردم موآب زير پای او له خواهند شد همانگونه كه كاه در گنداب له میشود. 11آنها دستهای خود را مثل شناگران، با مهارت باز خواهند كرد تا شنا كنند، اما خدا دستهايشان را سست خواهد كرد و غرور آنها را در هم خواهد شكست. 12او قلعههای موآب را با حصارهای بلندشان در هم كوبيده، بر زمين خواهد ريخت و با خاک يكسان خواهد كرد.
26سرود ستايش
1در آن روز، اين سرود در سرزمين يهودا خوانده خواهد شد:
شهر ما قوی و محكم است و خدا با حصار نجاتبخش خود ما را حفظ میكند. 2دروازهها را بگشاييد تا قوم عادل و با ايمان وارد شوند. 3ای خداوند، تو كسانی را كه به تو توكل دارند و در عزم خود راسخند در آرامش كامل نگاه خواهی داشت. 4هميشه بر خداوند توكل كنيد؛ او جان پناه جاودانی ماست! 5خدا اشخاص مغرور را پست گردانيده و شهر مستحكم آنان را با خاک يكسان كرده است. 6كسانی كه زير ظلم و ستم بودهاند اينک پيروزمندانه بر خرابههای شهر قدم میگذارند و آن را لگدمال میكنند.
7راه درستكاران راست است؛ پس ای خدای راستی راه ايشان را هموار ساز. 8ای خداوند، ما از خواست تو پيروی میكنيم و به تو اميد بستهايم؛ اشتياق قلب ما تنها تو هستی. 9شب را در اشتياق تو به سر میبرم و هنگام سپيده دم تو را میطلبم. هنگامی كه تو جهان را داوری كنی آنگاه مردم مفهوم عدالت را خواهند آموخت.
10هر چند تو نسبت به گناهكاران رحيم هستی، اما آنان هرگز ياد نمیگيرند كه خوبی كنند. آنان در اين سرزمين خوبان به بدكاری خود ادامه میدهند و به جلال و عظمت تو توجه نمیكنند. 11دشمنانت نمیدانند كه تو آنها را مجازات خواهی كرد. خداوندا، آنها را مجازات كن و نشان بده كه قومت را دوست داری. بگذار سرافكنده شوند؛ بگذار در آتش خشم تو بسوزند.
12خداوندا، میدانيم تو برای ما صلح و سلامتی به ارمغان خواهی آورد، زيرا تا به حال هر موفقيتی كه كسب كردهايم، در واقع تو به ما عنايت فرمودهای. 13ای خداوند، اربابان بسياری بر ما حكومت كردهاند، اما ارباب واقعی ما تو هستی و ما تنها تو را پرستش خواهيم كرد. 14آنان مردند و از بين رفتند و ديگر هرگز باز نمیگردند. تو آنها را به سزای اعمالشان رساندی و نابود كردی و نامشان را از خاطرها محو ساختی. 15ای خداوند، قوم خود را افزودی و مملكت ما را وسيع ساختی. اين سبب شده است كه تو معروف شوی و نامت بر سر زبانها بیفتد.
16خداوندا، تو قومت را تنبيه كردی و ايشان هنگام سختی، در خفا به درگاه تو دعا كردند. 17ای خداوند، ما در حضور تو مثل زن حاملهای هستيم كه هنگام زاييدن درد میكشد و فرياد برمیآورد. 18هر چند حامله شده، درد كشيديم، ولی چيزی نزاييديم و نتوانستيم برای ساكنان زمين نجات به ارمغان آوريم.
19اما مردگان قوم تو زنده شده، از خاک برخواهند خاست؛ زيرا شبنم تو بر بدنهای ايشان خواهد نشست و به آنها حيات خواهد بخشيد. كسانی كه در خاک زمين خفتهاند بيدار شده، سرود شادمانی سر خواهند داد.
مجازات و رستگاری اسرائيل
20ای قوم من، به خانههای خود برويد و درها را پشت سر خود ببنديد. مدت كوتاهی خود را پنهان كنيد تا غضب خدا بگذرد. 21زيرا خداوند از آسمان میآيد تا مردم دنيا را به سبب گناهانشان مجازات كند. زمين تمام خونهای ريخته شده را آشكار خواهد ساخت و ديگر اجساد كشتهشدگان را در خود پنهان نخواهد كرد.
271در آن روز، خداوند با شمشير بسيار تيز و برندهٔ خود، «لوياتان» را كه ماری تيزرو و پيچنده است به سزای اعمالش خواهد رساند و آن اژدها را كه در درياست خواهد كشت.27:1 در اين آيه منظور از «لوياتان» و «اژدها» دشمنان قوم اسرائيل هستند که بر اين قوم ظلم میکردند.
2در آن روز، خداوند دربارهٔ تاكستان پر بار خود خواهد گفت:
3«من از اين تاكستان مراقبت مینمايم و مرتب آن را آبياری میكنم. روز و شب مواظب هستم تا كسی به آن آسيبی نرساند. 4-5ديگر بر تاكستان خود خشمگين نيستم. اگر ببينم خارها مزاحمش هستند، آنها را يكجا آتش خواهم زد، مگر اينكه اين دشمنان قوم من تسليم شوند و از من تقاضای صلح كنند.»
6زمانی خواهد رسيد كه اسرائيل ريشه خواهد زد، غنچه و شكوفه خواهد آورد و دنيا را از ميوه پر خواهد ساخت.
7خداوند به اندازهای كه دشمنان قوم اسرائيل را تنبيه كرده است اين قوم را تنبيه نكرده است. 8او برای مجازات اسرائيل، آنها را از سرزمينشان به ديار دور تبعيد كرد گويی باد شرقی وزيد و آنان را با خود برد. 9او اين كار را كرد تا گناه قوم اسرائيل را كفاره كند و آنها را از هر چه بت و بتكده هست پاک سازد و قوم اسرائيل ديگر بتها را نپرستند.
10شهرهای مستحكم اسرائيل خالی از سكنه شده و مانند بيابان متروک گرديدهاند. در آنجا گاوها میچرند و شاخ و برگ درختان را میخورند. 11شاخههای درختان خشک شده، میافتند و زنها آنها را جمع كرده، در اجاق میسوزانند. خدا بر اين قوم رحم و شفقت نمیكند، زيرا خالق خود را نمیشناسند.
12اما زمانی خواهد رسيد كه خداوند مانند كسی كه خوشههای گندم را دانهدانه برمیچيند و از پوستش جدا میكند، بنیاسرائيل را از رود فرات تا مرز مصر جمع خواهد كرد. 13در آن روز، شيپور بزرگ نواخته خواهد شد و بسياری از قوم يهود كه به آشور و مصر تبعيد شدهاند باز خواهند گشت و خداوند را در اورشليم بر كوه مقدسش پرستش خواهند كرد.
28اخطار به اسرائيل
1وای بر سامره! وای بر اين شهری كه با درههای حاصلخيز احاطه شده و مايه افتخار ميگساران اسرائيل است! شراب، رهبران اسرائيل را از پای درآورده است. جلال اسرائيل كه همانند تاج گلی بر سر رهبرانش بود، در حال پژمردن است. 2خداوند كسی را دارد كه زورآور و توانا است. خداوند او را مانند تگرگ شديد و طوفان مهلک و سيلاب خروشان بر سرزمين اسرائيل میفرستد تا آن را فرا بگيرد. 3آنگاه شهری كه مايهٔ افتخار ميگساران اسرائيل است زير پاها پايمال خواهد شد. 4شكوه و زيبايی درههای حاصلخيز آن ناگهان از بين خواهد رفت درست مانند نوبر انجير كه به محض ديده شدن بر سر شاخهها، چيده و خورده میشود.
5روزی خواهد آمد كه خداوند قادر متعال، خود برای بازماندگان قومش تاج جلال و زيبايی خواهد بود. 6او به قضات توانايی تشخيص خواهد بخشيد و به سربازان قدرت خواهد داد تا از دروازههای شهر دفاع كنند.
7اما اينک اشخاص مست اورشليم را اداره میكنند! حتی كاهنان و انبيا نيز مستند؛ شراب ايشان را چنان مست و گيج كرده كه قادر نيستند پيامهای خدا را دريابند و آنها را به مردم رسانده، آنان را ارشاد كنند. 8سفرههايشان پر از استفراغ و كثافت است و هيچ جای پاكيزهای ديده نمیشود.
9آنها میگويند: «اشعيا به چه كسی تعليم میدهد؟ چه كسی به تعليم او احتياج دارد؟ تعليم او فقط برای بچهها خوب است! 10او هر مطلبی را بارها برای ما تكرار میكند و كلمه به كلمه توضيح میدهد.»
11چون مردم به اين تعليم گوش نمیدهند، خدا قوم بيگانهای را خواهد فرستاد تا به زبان بيگانه به آنها درس عبرت بدهند! 12خدا میخواست به ايشان آرامش و امنيت ببخشد، اما ايشان نخواستند از او اطاعت كنند. 13پس خداوند هر مطلبی را بارها برای ايشان تكرار خواهد كرد و كلمه به كلمه توضيح خواهد داد. اين قوم افتاده، خرد خواهند شد و در دام خواهند افتاد و سرانجام اسير خواهند شد.
14پس ای حكمرانان اورشليم كه همه چيز را به باد مسخره میگيريد، به آنچه خداوند میفرمايد توجه كنيد. 15شما میگوييد كه با مرگ معامله كردهايد و با دنيای مردگان قرارداد بستهايد. اطمينان داريد كه هرگاه مصيبتی رخ دهد هيچ گزندی به شما نخواهد رسيد؛ اما بدانيد كه اين اطمينان باطل است و شما خود را فريب میدهيد. 16اينک خداوند چنين میفرمايد: «من يک سنگ زير بنا در صهيون میگذارم يک سنگ گرانبها، يک سنگ آزموده شده، يک اساس محكم؛ هر كه بر آن اطمينان كند مضطرب نخواهد شد. 17انصاف، ريسمان آن و عدالت، شاقول آن خواهد بود.»
بارش تگرگ پناهگاه شما را كه بر دروغ استوار است ويران خواهد كرد و سيل مخفيگاه شما را خواهد برد. 18قراردادی كه با مرگ و دنيای مردگان بستهايد باطل خواهد شد، بنابراين وقتی مصيبت بيايد شما را از پای درمیآورد. 19مصيبت روز و شب به سراغتان خواهد آمد و شما را گرفتار خواهد كرد. هر بار كه پيامی از خدا بشنويد وحشت سراپايتان را فرا خواهد گرفت. 20شما مانند كسی خواهيد بود كه میخواهد بخوابد اما بسترش كوتاهتر از آنست كه بر آن دراز بكشد و لحافش تنگتر از آنكه او را بپوشاند. 21خداوند با خشم و غضب خواهد آمد تا كارهای شگفتانگيز خود را به انجام رساند همانگونه كه در كوه فراصيم و درهٔ جبعون اين كار را كرد. 22پس، از تمسخر دست برداريد مبادا مجازات شما سنگينتر شود، زيرا خداوند، خدای قادر متعال به من گفته كه قصد دارد تمام زمين را نابود كند.
حكمت خداوند
23به من گوش كنيد! به سخنان من توجه كنيد! 24يک كشاورز تمام وقت خود را صرف شخم زدن زمين نمیكند. 25او میداند كی بايد آن را آماده كند تا در آن تخم بكارد. میداند تخم گشنيز و زيره را كجا بپاشد و بذر گندم و جو و ذرت را كجا بكارد. 26او میداند چه كند زيرا خدايش به او ياد داده است. 27او هرگز برای كوبيدن گشنيز و زيره از خرمنكوب استفاده نمیكند، بلكه با چوب آنها را میكوبد. 28برای تهيهٔ آرد، او میداند چه مدت بايد گندم را خرمنكوبی كند و چگونه چرخ عرابهٔ خود را بر آن بگرداند بدون اينكه اسبان عرابه، گندم را له كنند. 29تمام اين دانش از خداوند قادر متعال كه رأی و حكمتش عجيب و عظيم است صادر میگردد.
29سرنوشت اورشليم
1وای بر تو ای اورشليم، ای شهر داوود! هر سال قربانیهای زيادتری به خدا تقديم میكنی، 2ولی خدا تو را سخت مجازات خواهد كرد و تو را كه به «قربانگاه خدا» معروف هستی به قربانگاهی پوشيده از خون تبديل خواهد كرد. 3او از هر طرف تو را محاصره كرده، بر تو يورش خواهد برد. 4تو سقوط خواهی كرد و نالهات مانند صدای ارواح مردگان، از زير خاک به زحمت شنيده خواهد شد.
5-6اما دشمنان تو نيز خرد خواهند شد و كسانی كه بر تو ظلم میكردند همچون كاه در برابر باد، رانده و پراكنده خواهند شد. در يک چشم به هم زدن خداوند قادر متعال با رعد و زلزله و صدای مهيب، با گردباد و طوفان و شعلهٔ آتش به كمک تو خواهد شتافت 7و تمام سپاهيان دشمن را كه تو را محاصره و مورد يورش خود قرار دادهاند و با تو میجنگند مثل خواب و رؤيای شبانه محو و نابود خواهد كرد. 8ای اورشليم، آنانی كه با تو جنگ میكنند مانند شخص گرسنهای خواهند بود كه خواب میبيند كه خوراک میخورد، اما وقتی بيدار میشود هنوز گرسنه است، و يا شخص تشنهای كه در خواب میبيند كه آب مینوشد، اما وقتی بيدار میشود عطش او همچنان باقی است.
9ای شكاكان، در حيرت و كوری خود باقی بمانيد! شما مست هستيد اما نه از ميگساری، سرگيجه گرفتهايد اما نه از شرابخواری! 10خداوند خواب سنگينی به شما داده است. او چشمان انبيای شما را بسته است، 11آن گونه كه رؤياها و الهامهايی را كه داده میشود نمیتوانند ببينند. اين رؤياها برای ايشان مانند طوماری است مهر و موم شده كه اگر آن را به دست كسی كه خواندن میداند بدهيد، میگويد: «نمیتوانم بخوانم چون مهر و موم شده است،» 12و اگر به كسی بدهيد كه خواندن نمیداند او نيز میگويد: «نمیتوانم بخوانم چون خواندن نمیدانم.»
13خداوند میفرمايد: «اين قوم با زبان خود مرا میپرستند، ولی دلشان از من دور است. پرستش ايشان مراسمی است توخالی و انسانی. 14پس با ضربات غيرمنتظرهٔ خود، اين قوم را به حيرت خواهم انداخت. حكمت حكيمان ايشان نابود خواهد شد و فهم فهيمان ايشان از بين خواهد رفت.»
15وای بر آنانی كه كوشش میكنند نقشههای خود را از خداوند پنهان كنند. آنان نقشههای خود را در تاريكی به اجرا میگذارند و میگويند: «چه كسی میتواند ما را ببيند؟ چه كسی میتواند ما را بشناسد؟» 16آنان در اشتباه هستند و فرقی بين كوزه و كوزهگر قائل نيستند. آيا مصنوع به صانع خود میگويد: «تو مرا نساختهای؟» و يا به او میگويد: «تو نمیدانی چه میكنی»؟
17پس از مدت كوتاهی لبنان دوباره به بوستان پرثمر و جنگل پر درخت تبديل خواهد شد. 18در آن روز، كران كلمات كتابی را كه خوانده شود خواهند شنيد و كوران كه در تاريكی زندگی كردهاند با چشمانشان خواهند ديد. 19بار ديگر فقيران و فروتنان وجد و شادی خود را در خداوند، خدای قدوس اسرائيل، باز خواهند يافت. 20زيرا ستمگران و مسخرهكنندگان از بين خواهند رفت و تمام كسانی كه شرارت میكنند نابود خواهند شد. 21كسانی كه با شهادت دروغ بیگناه را مجرم میسازند، با نيرنگ رأی دادگاه را تغيير میدهند و با سخنان بیاساس باعث میشوند حق به حقدار نرسد، جان به در نخواهند برد.
22بنابراين، خداوندی كه ابراهيم را رهانيد دربارهٔ اسرائيل چنين میگويد: «ای قوم من، از اين به بعد ديگر سرافكنده نخواهيد شد و رنگ چهرهتان از ترس نخواهد پريد. 23وقتی فرزندان خود را كه من به شما میبخشم ببينيد، آنگاه با ترس و احترام مرا كه خدای قدوس اسرائيل هستم ستايش خواهيد كرد. 24اشخاص گمراه حقيقت را خواهند شناخت و افراد سركش تعليم پذير خواهند شد.»
30عهد يهودا با مصر
1خداوند میفرمايد: «وای بر فرزندان ياغی من! آنان با هر كسی مشورت میكنند جز با من. برخلاف ميل من پيمانها میبندند و بدين ترتيب بر گناهان خود میافزايند. 2آنان بیآنكه با من مشورت كنند به مصر میروند تا از فرعون كمک بگيرند، زيرا بر قدرت او اميد بستهاند. 3ولی اميد بستن بر قدرت پادشاه مصر جز نوميدی و رسوايی سودی نخواهد داشت. 4هر چند تسلط فرعون تا شهرهای صوعن و حانيس میرسد، 5اما او هيچ كمكی به مردم يهودا نخواهد كرد و سودی به ايشان نخواهد رسانيد. ايشان از اينكه بر مصريان اعتماد كردهاند پشيمان خواهند شد.
6«ببينيد چگونه گنجهايشان را بار الاغها و شتران كرده، به طرف مصر در حركتند! ايشان از ميان بيابانهای هولناک و خطرناک كه پر از شيرهای درنده و مارهای سمی است میگذرند تا نزد قومی برسند كه هيچ كمكی به ايشان نخواهد كرد. 7كمک مصر بيهوده و بیفايده است؛ به همين دليل است كه مصر را اژدهای بیخاصيت لقب دادهام.»
8خداوند به من گفت كه تمام اينها را در طوماری بنويسم و ثبت كنم تا برای آيندگان سندی ابدی باشد از ياغيگری اين قوم. 9زيرا قوم اسرائيل قومی ياغی هستند و نمیخواهند از قوانين خداوند اطاعت كنند. 10آنها به انبيا میگويند: «برای ما نبوت نكنيد و حقيقت را نگوييد. سخنان دلپذير به ما بگوييد و رؤياهای شيرين برای ما تعريف كنيد. 11نمیخواهيم دربارهٔ خدای قدوس اسرائيل چيزی بشنويم. پس راه و رسم او را به ما تعليم ندهيد.»
12اما پاسخ خدای قدوس اسرائيل اين است:
«شما به پيام من اعتنا نمیكنيد، بلكه به ظلم و دروغ تكيه میكنيد. 13پس بدانيد كه اين گناهتان باعث نابودی شما خواهد شد. شما مانند ديوار بلندی هستيد كه در آن شكاف ايجاد شده و هر لحظه ممكن است فرو ريزد. اين ديوار ناگهان فرو خواهد ريخت و در هم خواهد شكست، 14و شكستگی آن مانند شكستگی كوزهای خواهد بود كه ناگهان از دست كوزهگر میافتد و چنان میشكند و خرد میشود كه نمیتوان از تكههای آن حتی برای گرفتن آتش از آتشدان و يا برداشتن آب از حوض استفاده كرد.»
15خداوند، خدای قدوس اسرائيل چنين میفرمايد: «به سوی من بازگشت كنيد و با خيالی آسوده به من اعتماد كنيد، تا نجات يابيد و قدرت كسب كنيد.» اما شما اين كار را نمیكنيد، 16بلكه در اين فكر هستيد كه بر اسبان تيزرو سوار شده، از چنگ دشمن فرار كنيد. البته شما به اجبار فرار خواهيد كرد اما اسبان تعقيبكنندگان تيزروتر از اسبان شما خواهند بود. 17يک نفر از آنان هزار نفر از شما را فراری خواهد داد و پنج نفر از آنان همهٔ شما را تار و مار خواهند كرد به طوری كه از تمام لشكر شما جز يک پرچم بر نوک تپه، چيزی باقی نماند. 18با اين حال، خداوند هنوز منتظر است تا به سوی او بازگشت نماييد. او میخواهد بر شما رحم كند، چون خدای با انصافی است. خوشا به حال كسانی كه به او اعتماد میكنند.
19ای قوم اسرائيل كه در اورشليم زندگی میكنيد، شما ديگر گريه نخواهيد كرد، زيرا خداوند دعای شما را خواهد شنيد و به ياری شما خواهد آمد. 20خداوند شما را از سختيها و مشكلات عبور خواهد داد، اما او خودش با شما خواهد بود و شما را تعليم خواهد داد و خود را از شما پنهان نخواهد كرد. 21هرگاه به طرف راست يا چپ برويد، از پشت سر خود صدای او را خواهيد شنيد كه میگويد: «راه اين است، از اين راه برويد.» 22همهٔ بتهای خود را كه با روكش نقره و طلا پوشيده شدهاند مانند اشیا كثيف بيرون خواهيد ريخت و از خود دور خواهيد كرد.
23آنگاه خدا به هنگام كشت به شما باران خواهد بخشيد تا محصول پر بار و فراوان داشته باشيد. رمههايتان در چراگاههای سرسبز خواهند چريد 24و الاغها و گاوهايتان كه زمين را شخم میزنند از بهترين علوفه تغذيه خواهند كرد. 25در آن روز، برجهای دشمنانتان فرو خواهد ريخت و خودشان نيز كشته خواهند شد، اما برای شما از هر كوه و تپهای چشمهها و جويهای آب جاری خواهد گشت. 26ماه مثل آفتاب روشنايی خواهد داد و آفتاب هفت برابر روشنتر از هميشه خواهد تابيد. همهٔ اينها هنگامی روی خواهد داد كه خداوند قوم خود را كه مجروح كرده، شفا دهد و زخمهايشان را ببندد!
مجازات آشور
27اينک خداوند از جای دور میآيد! خشم او شعلهور است و دود غليظی او را احاطه كرده است. او سخن میگويد و كلماتش مثل آتش میسوزاند. 28نفس دهان او مانند سيل خروشانی است كه هر چه سر راهش باشد با خود میبرد. او قومها را غربال كرده، از بين خواهد برد و به مقاصد شوم آنها خاتمه خواهد داد. 29اما شما ای قوم خدا با شادی سرود خواهيد خواند، درست مانند وقتی كه در جشنهای مقدس میخوانيد، و شادمان خواهيد شد درست همانند كسانی كه روانه میشوند تا با آهنگ نی به سوی خانهٔ خداوند كه پناهگاه اسرائيل است پيش بروند.
30خداوند صدای پرجلال خود را به گوش مردم خواهد رساند و مردم قدرت و شدت غضب او را در شعلههای سوزان و طوفان و سيل و تگرگ مشاهده خواهند كرد. 31با شنيده شدن صدای خداوند نيروی آشور ضربه خورده، در هم خواهد شكست. 32همزمان با ضرباتی كه خداوند در جنگ با آشوریها بر آنان وارد میآورد قوم خدا با ساز و آواز به شادی خواهند پرداخت! 33از مدتها پيش محلی عميق و وسيع برای سوزاندن مولک، خدای آشور آماده شده است. در آنجا هيزم فراوان روی هم انباشته شده و نفس خداوند همچون آتش آتشفشان بر آن دميده، آن را به آتش خواهد كشيد.
31حمايت خدا از اورشليم
1وای بر كسانی كه برای گرفتن كمک به مصر روی میآورند و به جای اينكه به خدای قدوس اسرائيل چشم اميد داشته باشند و از او كمک بخواهند، بر سربازان قوی و عرابههای بيشمار مصر توكل میكنند. 2خداوند نيز میداند چه كند. او از تصميم خود برنمیگردد و بر كسانی كه بدی میكنند و با بدكاران همدست میشوند، بلا میفرستد. 3مصریان انسانند، و نه خدا! اسبان ايشان نيز جسمند و نه روح! هنگامی كه خداوند دست خود را برای مجازات بلند كند، هم مصریان و هم كسانی كه از مصر كمک میجويند، خواهند افتاد و هلاک خواهند شد.
4-5خداوند به من فرمود: «وقتی شير، گوسفندی را میدرد، و بیآنكه از داد و فرياد چوپانان بترسد مشغول خوردن شكار خود میشود؛ همینگونه من نيز كه خداوند قادر متعال هستم برای دفاع از كوه صهيون خواهم آمد و از كسی نخواهم ترسيد. مانند پرندهای كه در اطراف آشيانه خود پر میزند تا از جوجههايش حمايت كند، من نيز از اورشليم حمايت خواهم كرد و آن را نجات خواهم داد.»
6خدا میفرمايد: «ای بنیاسرائيل، شما نسبت به من گناهان زيادی مرتكب شدهايد، اما الان به سوی من برگرديد! 7روزی خواهد آمد كه همهٔ شما بتهای طلا و نقره را كه با دستهای گناهآلود خود ساختهايد، دور خواهيد ريخت. 8در آن روز آشوریها هلاک خواهند شد، ولی نه با شمشير انسان، بلكه با شمشير خدا. سپاه آنان تار و مار خواهد شد و جوانانشان اسير خواهند گرديد. 9فرماندهان آشور وقتی پرچم جنگ اسرائيل را ببينند از ترس خواهند لرزيد و فرار خواهند كرد.» اين را خداوند میفرمايد خداوندی كه آتشش بر قربانگاه اورشليم روشن است.
32پادشاه عادل
1زمانی خواهد رسيد كه پادشاهی عادل بر تخت سلطنت خواهد نشست و رهبرانی با انصاف مملكت را اداره خواهند كرد. 2هر يک از آنان پناهگاهی در برابر باد و طوفان خواهد بود. آنان مانند جوی آب در بيابان خشک، و مثل سايهٔ خنک يک صخرهٔ بزرگ در زمين بیآب و علف خواهند بود؛ 3و چشم و گوش خود را نسبت به نيازهای مردم باز نگه خواهند داشت. 4آنان بیحوصله نخواهند بود بلكه با فهم و متانت با مردم سخن خواهند گفت.
5در آن زمان، افراد پست و خسيس ديگر سخاوتمند و نجيب خوانده نخواهند شد. 6هر كه شخص بدكاری را ببيند، او را خواهد شناخت و كسی فريب آدمهای رياكار را نخواهد خورد؛ بر همه آشكار خواهد شد كه سخنان آنان در مورد خداوند دروغ بوده و آنان هرگز به گرسنگان كمک نكردهاند. 7نيرنگ و چاپلوسی اشخاص شرور و دروغهايی كه آنان برای پايمال كردن حق فقيران در دادگاه میگويند، افشا خواهد گرديد. 8اما اشخاص خوب در حق ديگران بخشنده و باگذشت خواهند بود و خدا ايشان را به خاطر كارهای خوبشان بركت خواهد داد.
مجازات و احيای اسرائيل
9ای زنانی كه راحت و آسوده زندگی میكنيد، به من گوش دهيد. 10شما كه الان بیغم هستيد، سال ديگر همين موقع پریشانحال خواهيد شد، زيرا محصول انگور و ساير ميوههايتان از بين خواهد رفت. 11ای زنان آسوده خيال، بترسيد و بلرزيد، لباسهای خود را از تن درآوريد و رخت عزا بپوشيد 12و ماتم بگيريد، زيرا مزرعههای پر محصولتان بزودی از دست میرود و باغهای بارور انگورتان نابود میشود. 13بلی، ای قوم من، برای خانههای شادتان و برای شهر پر افتخارتان گريه كنيد، زيرا سرزمين شما پوشيده از خار و خس خواهد شد. 14كاخهايتان ويران و شهرهای پر جمعيتتان خالی از سكنه خواهد شد. برجهای دیدبانیتان خراب خواهد شد و حيوانات وحشی و گورخران و گوسفندان در آنجا خواهند چريد.
15اما يكبار ديگر، خدا روح خود را از آسمان بر ما خواهد ريخت. آنگاه بيابان به بوستان تبديل خواهد شد و بوستان به جنگل. 16در سرزمين ما عدالت و انصاف برقرار خواهد گرديد 17و ما از صلح و آرامش و اطمينان و امينت هميشگی برخوردار خواهيم شد.
18قوم خدا در كمال امنيت و آسايش در خانههايشان زندگی خواهند كرد، 19اما آشوریها نابود شده، خانههايشان با خاک يكسان خواهد گرديد. 20بلی، خدا قوم خود را بركت خواهد داد آن گونه كه به هنگام كشت زمين، محصول فراوان خواهد روييد و گلهها و رمههايشان در چراگاههای سبز و خرم خواهند چريد.
33دعای كمک
1وای بر شما ای آشوریها كه همه را غارت میكنيد و پيمانهايی را كه با قومهای ديگر بستهايد زير پا میگذاريد. بزودی اين غارت و خيانت شما پايان خواهد يافت و آنگاه خود شما مورد غارت و خيانت واقع خواهيد شد.
2ای خداوند، بر ما رحم كن، زيرا چشم اميد ما به توست. هر بامداد به ما قدرت عطا كن و ما را از سختی نجات ده. 3دشمن وقتی صدايت را بشنود خواهد گريخت؛ زمانی كه تو برخيزی قومها پراكنده خواهند شد. 4اموال دشمنان ما، مانند مزرعهای كه مورد هجوم ملخ واقع شده باشد، غارت خواهد گرديد.
5خداوند بزرگ و والا است و بر همه چيز تسلط دارد. او اورشليم را از عدل و انصاف پر خواهد ساخت 6و به قوم يهودا استحكام خواهد بخشيد. او هميشه از قوم خود حمايت میكند و به ايشان حكمت و بصيرت میبخشد. خداترسی گنج بزرگ ايشان است!
7اما در حال حاضر فرستادگان قوم يهودا از شدت نااميدی گريانند، زيرا آشور تقاضای ايشان را برای صلح نپذيرفته است. 8شاهراههای يهودا خراب شده و ديگر اثری از مسافران نيست. آشوریها پيمان صلح را زير پا نهادهاند33:8 نگاه کنيد به دوم پادشاهان 18:14-17. و به وعدههايی كه در حضور گواهان دادهاند توجهی ندارند؛ آنها به هيچكس اعتنا نمیكنند. 9سرزمين اسرائيل از بين رفته، لبنان نابود شده، شارون به بيابان تبديل گشته و برگهای درختان باشان و كرمل ريخته است.
اخطار خداوند به دشمنان
10اما خداوند میفرمايد: «برمیخيزم و قدرت و توانايی خود را نشان میدهم! 11ای آشوریها، هر چه تلاش كنيد سودی نخواهد داشت. نفس خودتان به آتش تبديل شده، شما را خواهد كشت. 12سپاهيان شما مثل خارهايی كه در آتش انداخته میشوند، سوخته و خاكستر خواهند شد. 13ای قومهايی كه دور هستيد، به آنچه كردهام توجه كنيد؛ و ای قومهايی كه نزديک هستيد، به قدرت من پی ببريد.»
14گناهكاران و خدانشناسانی كه در اورشليم هستند از ترس میلرزند و فرياد برمیآورند: «كدام يک از ما میتواند از آتش سوزان و دائمی مجازات خدا جان به در برد؟» 15كسی میتواند از اين آتش جان به در برد كه درستكار باشد و به راستی عمل نمايد، به خاطر منافع خود ظلم نكند، رشوه نگيرد، و با كسانی كه شرارت و جنايت میكنند همدست نشود. 16چنين اشخاص در امنيت به سر خواهند برد و صخرههای مستحكم، پناهگاه ايشان خواهد بود.
آيندهٔ پرجلال
17بار ديگر چشمان شما پادشاهتان را در شكوه و زيبايیاش خواهد ديد و سرزمين وسيعی را كه او بر آن سلطنت میكند مشاهده خواهد كرد. 18در آن زمان به روزهای ترسناكی كه در گذشته داشتيد فكر خواهيد كرد روزهايی كه سرداران آشور برجهای شما را میشمردند تا ببينند چقدر غنيمت میتوانند از شما به دست آورند. 19ولی آن روزها گذشته است و از آن اجنبيان ستمگری كه زبانشان را نمیفهميديد ديگر اثری نيست. 20به اورشليم، اين شهر جشنهای مقدس نگاه كنيد و ببينيد چگونه در صلح و امنيت به سر میبرد! اورشليم محكم و پا برجا خواهد بود درست مانند خيمهای كه ميخهايش كنده نمیشود و طنابهايش پاره نمیگردد. 21خداوند پرجلال ما را همچون رودخانهای وسيع محافظت خواهد كرد تا هيچ دشمنی نتواند از آن عبور كرده، به ما يورش برد! 22خداوند پادشاه و رهبر ماست؛ او از ما مراقبت خواهد كرد و ما را نجات خواهد داد. 23طناب كشتیهای دشمن سست خواهد شد و پايههای دكل را نگه نخواهد داشت و افراد دشمن نخواهند توانست بادبانها را بكشند. ما تمام غنايم دشمن را به چنگ خواهيم آورد؛ حتی لنگان نيز سهمی از اين غنايم خواهند برد. 24هر كه در سرزمين ما باشد ديگر نخواهد گفت: «بيمار هستم»؛ و تمام گناهان ساكنان اين سرزمين بخشيده خواهد شد.
34خدا دشمنانش را مجازات میكند
1ای قومهای روی زمين نزديک آييد و به اين پيام گوش دهيد. ای مردم دنيا، سخنان مرا بشنويد: 2خداوند بر تمام قومها و سپاهيانشان خشمگين است. او آنها را به مرگ محكوم كرده است و آنها را خواهد كشت. 3جنازههای آنان دفن نخواهد شد و بوی تعفن آنها زمين را پر خواهد ساخت و خون ايشان از کوهها جاری خواهد گرديد. 4خورشيد و ماه نابود خواهند شد و آسمان مثل طوماری به هم خواهد پيچيد. ستارگان مانند برگ مو و همچون ميوههای رسيده كه از درخت میافتند، فرو خواهند ريخت.
5خداوند شمشير خود را در آسمان آماده كرده است تا بر قوم ادوم كه مورد غضب او هستند، فرود آورد. 6شمشير خداوند از خون آنها پوشيده خواهد شد و آنها را مانند بره و بزغالهٔ ذبحی، سر خواهد بريد. بلی، خداوند در سرزمين ادوم قربانگاه بزرگی ترتيب خواهد داد و كشتار عظيمی به راه خواهد انداخت. 7نيرومندان هلاک خواهند شد، جوانان و اشخاص كارآزموده از بين خواهند رفت. زمين از خون سيراب و خاک از پيه حاصلخيز خواهد گرديد. 8زيرا آن روز، روز انتقام گرفتن از ادوم است و سال تلافی كردن ظلمهايی كه به اسرائيل كرده است. 9نهرهای ادوم پر از قير گداخته و زمين آن از آتش پوشيده خواهد شد. 10ادوم روز و شب خواهد سوخت و تا ابد دود از آن برخواهد خاست؛ نسل اندر نسل، ويران خواهد ماند و ديگر كسی در آنجا زندگی نخواهد كرد، 11جغدها و كلاغها آن سرزمين را اشغال خواهند نمود؛ زيرا خداوند ادوم را به نابودی محكوم كرده است. 12از طبقهٔ اشراف كسی باقی نخواهد ماند تا بتواند پادشاه شود. تمام رهبرانش از بين خواهند رفت. 13قصرها و قلعههايش پوشيده از خار خواهد شد و شغالها و شترمرغها در آنجا لانه خواهند كرد. 14حيوانات وحشی در ادوم گردش خواهند كرد و زوزهٔ آنها در شب، همه جا خواهد پيچيد. هيولاهای شب بر سر يكديگر فرياد خواهند زد و غولها برای استراحت به آنجا خواهند رفت. 15در آنجا جغدها آشيانه خواهند كرد، تخم خواهند گذاشت، جوجههايشان را از تخم بيرون خواهند آورد و آنها را زير بال و پر خود پرورش خواهند داد. لاشخورها با جفتهای خود در آنجا جمع خواهند شد.
16كتاب خداوند را مطالعه و بررسی كنيد و از آنچه كه او انجام خواهد داد آگاه شويد. تمام جزئيات اين كتاب واقع خواهد شد. هيچ لاشخوری بدون جفت در آن سرزمين نخواهد بود خداوند اين را فرموده است و روح او به آن جامهٔ عمل خواهد پوشاند. 17خداوند اين سرزمين را پيموده و تقسيم كرده و آن را به اين جانوران واگذار نموده است تا برای هميشه، نسل اندر نسل در آن زندگی كنند.
35شادی نجات يافتگان
1بيابان به وجد خواهد آمد، صحرا پر از گل خواهد شد 2و سرود و شادی همه جا را پر خواهد ساخت. بيابانها مانند كوههای لبنان سبز و خرم خواهند شد و صحراها همچون چراگاههای كرمل و چمنزارهای شارون حاصلخيز خواهند گرديد. خداوند شكوه و زيبايی خود را نمايان خواهد ساخت و همه آن را خواهند ديد.
3مردم دلسرد و مأيوس را با اين خبر شاد كنيد. 4به آنانی كه میترسند، قوت قلب دهيد و بگوييد: «دلير باشيد و نترسيد، زيرا خدای شما میآيد تا از دشمنانتان انتقام بگيرد و آنها را به سزای اعمالشان برساند.» 5وقتی او بيايد چشمهای كوران را بينا و گوشهای كران را شنوا خواهد ساخت. 6لنگ مانند آهو جست و خيز خواهد كرد و لال سرود خواهد خواند. در بيابان، چشمهها و در صحرا، نهرها جاری خواهند شد. 7شورهزار به بركه، و زمين خشک و تشنه به چشمه تبديل خواهند گرديد. آنجا كه شغالها در آن میخوابيدند از علف و بوريا و نی پر خواهد شد. 8در زمين ويران راهی باز خواهد شد و آن را «شاهراه مقدس» خواهند ناميد و هيچ شخص بدكار از آن عبور نخواهد كرد. در آنجا خداوند همراه شما خواهد بود و كسانی كه در آن گام بردارند اگرچه جاهل باشند گمراه نخواهند شد. 9در كنار آن راه نه شيری كمين خواهد كرد و نه خطر ديگری وجود خواهد داشت. نجات يافتگان در آن سفر خواهند كرد. 10و كسانی كه خداوند آزادشان كرده، سرودخوانان با شادی جاودانی، از آن راه به اورشليم خواهند آمد. غم و نالهٔ آنان برای هميشه پايان خواهد يافت و جای خود را به شادی و سرود خواهد داد.
36آشوریها اورشليم را محاصره میكنند
(دوم پادشاهان 18:13-27؛ دوم تواريخ 32:1-19)
1در چهاردمين سال سلطنت حزقيا؛ سنحاريب، پادشاه آشور تمام شهرهای حصاردار يهودا را محاصره نموده، تسخير كرد. 2سپس لشكری را به سرپرستی فرماندهٔ قوای خود از لاكيش به اورشليم نزد حزقيای پادشاه فرستاد. او بر سر راه «مزرعهٔ رخت شورها» نزد قنات بركهٔ بالا اردو زد. 3الياقيم (پسر حلقيا)، سرپرست امور دربار حزقيای پادشاه؛ شبنا، کاتب و يوآخ (پسر آساف)، وقايعنگار دربار نزد او رفتند.
4فرماندهٔ قوای آشور اين پيغام را برای حزقيا فرستاد: «پادشاه بزرگ آشور میگويد كه تو به چه كسی اميد بستهای؟ 5تو كه از تدابير جنگی و قدرت نظامی برخوردار نيستی، بگو چه كسی تكيهگاه توست كه اينچنين بر ضد من قيام كردهای؟ 6اگر به مصر تكيه میكنی، بدان كه اين عصای دست تو، نی ضعيفی است كه طاقت وزن تو را ندارد و بزودی میشكند و به دستت فرو میرود. هر كه به پادشاه مصر اميد ببندد عاقبتش همين است! 7اگر شما بگوييد به خداوند، خدای خود تكيه میكنيم، بدانيد كه او همان خدايی است كه حزقيا تمام معبدهای او را كه بر فراز تپهها بودند خراب كرده و دستور داده است كه همهٔ مردم در برابر قربانگاه اورشليم عبادت كنند. 8من از طرف آقايم، پادشاه آشور حاضرم با شما شرط ببندم. اگر بتوانيد دو هزار اسب سوار پيدا كنيد من دو هزار اسب به شما خواهم داد تا بر آنها سوار شوند! 9حتی اگر مصر هم به شما اسب سوار بدهد باز به اندازهٔ يک افسر سادهٔ آقايم قدرت نخواهيد داشت. 10آيا خيال میكنيد من بدون دستور خداوند به اينجا آمدهام؟ نه! خداوند به من فرموده است تا به سرزمين شما هجوم آورم و نابودش كنم!»
11آنگاه الياقيم، شبنا و يوآخ به او گفتند: «تمنا میكنيم به زبان ارامی صحبت كنيد، زيرا ما آن را میفهميم. به زبان عبری حرف نزنيد، چون مردمی كه بر بالای حصارند به حرفهای شما گوش میدهند.»
12ولی فرماندهٔ آشور جواب داد: «مگر سرورم مرا فرستاده است كه فقط با شما و پادشاه صحبت كنم؟ مگر مرا نزد اين مردمی كه روی حصار جمع شدهاند نفرستاده است؟ آنها هم به سرنوشت شما محكومند تا از نجاست خود بخورند و از ادرار خود بنوشند!»
13آنگاه فرماندهٔ آشور با صدای بلند به زبان عبری به مردمی كه روی حصار شهر بودند گفت: «به پيغام پادشاه بزرگ آشور گوش دهيد: 14نگذاريد حزقيای پادشاه شما را فريب دهد. او هرگز نمیتواند شما را از چنگ من برهاند. 15سخن او را كه میگويد: به خداوند توكل نماييد تا شما را برهاند، باور نكنيد، زيرا اين شهر به دست ما خواهد افتاد. 16به حزقيای پادشاه گوش ندهيد. پادشاه آشور میگويد كه تسليم شويد و در سرزمين خود با امنيت و آرامش زندگی كنيد 17تا زمانی كه بيايم و شما را به سرزمينی ديگر ببرم كه مانند سرزمين شما پر از نان و شراب، غله و عسل، و درختان انگور و زيتون است. اگر چنين كنيد زنده خواهيد ماند. 18پس به حزقيا گوش ندهيد، زيرا شما را فريب میدهد و میگويد كه خداوند شما را خواهد رهانيد. آيا تاكنون خدايان ديگر هرگز توانستهاند بندگان خود را از چنگ پادشاه آشور نجات دهند؟ 19بر سر خدايان حمات، ارفاد، سفروايم، هينع و عوا چه آمد؟ آيا آنها توانستند سامره را نجات دهند؟ 20كدام خدا هرگز توانسته است سرزمينی را از چنگ من نجات دهد؟ پس چه چيز سبب شده است فكر كنيد كه خداوندِ شما میتواند اورشليم را نجات دهد؟»
21مردمی كه روی حصار بودند سكوت كردند، زيرا پادشاه دستور داده بود كه چيزی نگويند.
22سپس الياقيم، شبنا و يوآخ لباسهای خود را پاره كرده، نزد حزقيای پادشاه رفتند و آنچه را كه فرماندهٔ قوای آشور گفته بود، به عرض او رساندند.
37پادشاه از اشعيا كمک میخواهد
1وقتی حزقيای پادشاه اين خبر را شنيد، لباس خود را پاره كرده، پلاس پوشيد و به خانهٔ خداوند رفت تا دعا كند. 2سپس به الياقيم، شبنا و كاهنان ريشسفيد گفت كه پلاس بپوشند و نزد اشعيا نبی (پسر آموص) بروند 3و به او بگويند كه حزقيای پادشاه چنين میگويد: «امروز روز مصيبت و سختی و اهانت است. وضعيت ما مثل وضعيت زنی است كه منتظر وضع حمل است، اما قدرت زاييدن ندارد. 4خداوند، خدای تو سخنان اهانتآميز اين سردار آشور را كه به خدای زنده اهانت كرده است، بشنود و او را مجازات نمايد. برای بازماندگان قوم ما دعا كن.»
5وقتی فرستادگان حزقيا اين پيغام را به اشعيا دادند، 6او در جواب گفت: «خداوند میفرمايد كه به آقای خود بگوييد از سخنان كفرآميز آشوریها نترسد؛ 7زيرا من كاری میكنم كه پادشاه آشور با شنيدن خبری به وطنش بازگردد و در آنجا كشته شود.»
آشوریها باز تهديد میكنند
8سردار آشور شنيد كه پادشاه آشور از لاكيش برای جنگ به لبنه رفته است، پس او نيز به لبنه رفت. 9طولی نكشيد خبر به پادشاه آشور رسيد كه ترهاقه، پادشاه حبشه، لشكر خود را برای حمله به او بسيج كرده است. بنابراين پادشاه پيش از رفتن به جنگ، برای حزقيای پادشاه نامهای با اين مضمون فرستاد:
10«آن خدايی كه بر او تكيه میكنی تو را فريب ندهد. وقتی میگويد كه پادشاه آشور اورشليم را فتح نخواهد كرد، سخنش را باور نكن. 11تو خود شنيدهای كه پادشاهان آشور به هر جا رفتهاند چه كردهاند و چگونه شهرها را از بين بردهاند. پس خيال نكن كه تو میتوانی از چنگ من فرار كنی. 12آيا خدايان اقوامی چون جوزان، حاران، رصف و خدای مردم عدن كه در سرزمين تلسار زندگی میكنند، ايشان را نجات دادند؟ اجداد ما تمام آنها را از ميان برداشتند. 13بر سر پادشاه حمات و پادشاه ارفاد و سلاطين سفروايم، هينع، و عوا چه آمد؟» 14حزقيا نامه را از قاصدان گرفت و خواند. سپس به خانهٔ خداوند رفت و آن نامه را در حضور خداوند پهن كرد. 15بعد چنين دعا كرد:
16«ای خداوند قادر متعال، ای خدای اسرائيل كه بر تخت خود كه بر فراز فرشتگان قرار دارد، نشستهای. تو تنها خدای تمام ممالک جهان هستی. تو آسمان و زمين را آفريدهای. 17ای خداوند، سخنان سنحاريب را بشنو و ببين اين مرد چگونه به تو، ای خدای زنده توهين میكند. 18خداوندا، راست است كه پادشاهان آشور تمام آن اقوام را از بين بردهاند و سرزمين ايشان را ويران كردهاند، 19و خدايان آنها را سوزاندهاند. اما آنها خدا نبودند. آنها نابود شدند، چون ساختهٔ دست انسان و از چوب و سنگ بودند. 20ای خداوند، خدای ما، التماس میكنيم ما را از چنگ پادشاه آشور نجات ده تا تمام قومهای جهان بدانند كه تنها تو خدا هستی.»
پيغام اشعيا به پادشاه
21اشعيای نبی برای حزقيای پادشاه اين پيغام را فرستاد: «خداوند، خدای اسرائيل میفرمايد كه دعای تو را در مورد سنحاريب، پادشاه آشور شنيده است. 22و جواب او به سنحاريب اين است: شهر اورشليم از تو نمیترسد، بلكه تو را مسخره میكند. 23تو میدانی به چه كسی اهانت كرده و كفر گفتهای؟ میدانی به چه كسی اينچنين جسارت نمودهای؟ به خدای قدوس اسرائيل!
24«تو افرادت را نزد من فرستادی تا به من فخر بفروشی و بگويی كه با عرابههايت کوههای بلند لبنان و قلههای آن را فتح كردهای، بلندترين درختان سرو آزاد و بهترين صنوبرهايش را قطع نموده و به دورترين نقاط جنگلش رسيدهای. 25تو افتخار میكنی كه چاههای آب زيادی را تصرف كرده و از آنها آب نوشيدهای و پای تو به رود نيل مصر رسيده، آن را خشک كرده است.
26«آيا نمیدانی كه اين من بودم كه به تو اجازهٔ انجام چنين كارهايی را دادم؟ من از قديم چنين مقدر نموده بودم كه تو آن شهرهای حصاردار را تصرف كرده، ويران نمايی. 27از اين جهت بود كه اهالی آن شهرها در برابر تو هيچ قدرتی نداشتند. آنها مانند علف صحرا و گياه نورستهای بودند كه در زير آفتاب سوزان خشک شده، پيش از رسيدن پژمرده گرديدند. 28اما من از همهٔ فكرها و كارهای تو و تنفری كه نسبت به من داری آگاهم. 29به سبب اين غرور و تنفری كه نسبت به من داری، بر بينی تو افسار زده و در دهانت لگام خواهم گذاشت و تو را از راهی كه آمدهای باز خواهم گردانيد.»
30سپس اشعيا به حزقيا گفت: «علامت اين رويدادها اين است: امسال و سال ديگر از گياهان خودرو استفاده خواهيد كرد، اما در سال سوم خواهيد كاشت و خواهيد درويد، تاكستانها غرس خواهيد نمود و از ميوهشان خواهيد خورد. 31بازماندگان يهودا بار ديگر در سرزمين خود ريشه دوانيده ثمر خواهند آورد 32و در اورشليم باقی خواهند ماند، زيرا خداوند غيور اين امر را بجا خواهد آورد.
33«خداوند دربارهٔ پادشاه آشور چنين میگويد: او به اين شهر داخل نخواهد شد، سپر به دست در برابر آن نخواهد ايستاد، پشتهای در مقابل حصارش بنا نخواهد كرد و حتی يک تير هم به داخل اورشليم نخواهد انداخت. 34او از همان راهی كه آمده است باز خواهد گشت، 35زيرا من به خاطر خود و به خاطر بندهام داوود از اين شهر دفاع خواهم كرد و آن را نجات خواهم داد.»
36در همان شب فرشتهٔ خداوند صد و هشتاد و پنج هزار نفر از سربازان آشوری را كشت، به طوری كه صبح روز بعد، تا آنجا كه چشم كار میكرد، جنازه ديده میشد.
37پس سنحاريب، پادشاه آشور عقبنشينی كرده، به نينوا برگشت. 38او در حالی که در معبد خدای خود نسروک مشغول عبادت بود، پسرانش ادرملک و شرآصر او را با شمشير كشتند و به سرزمين آرارات فرار كردند و يكی ديگر از پسرانش، به نام آسرحدون به جای او پادشاه آشور شد.
38بيماری و شفای حزقيای پادشاه
(دوم پادشاهان 20:1-11؛ دوم تواريخ 32:24-26)
1در آن روزها حزقيا سخت بيمار شد و نزديک بود بميرد. اشعيای نبی (پسر آموص) به عيادتش رفت و از جانب خداوند اين پيغام را به او داد: «وصيتت را بكن، چون عمرت به آخر رسيده است؛ تو از اين مرض شفا نخواهی يافت.»
2حزقيا صورت خود را به طرف ديوار برگردانيد و نزد خداوند دعا كرده، گفت: 3«خداوندا، به خاطر آور چقدر نسبت به تو وفادار و امين بودهام و چطور سعی كردهام مطابق ميل تو رفتار كنم.» سپس بغض گلويش را گرفت و به تلخی گريست.
4پيش از آنكه اشعيا قصر را ترک كند خداوند بار ديگر با او سخن گفت و فرمود: 5«نزد حزقيا رهبر قوم من برگرد و به او بگو كه خداوند، خدای جدت داوود دعای تو را شنيده و اشكهايت را ديده است. او پانزده سال ديگر بر عمر تو خواهد افزود. 6او تو را و اين شهر را از چنگ پادشاه آشور نجات خواهد داد.»
21پس اشعيا به افراد حزقيای پادشاه گفت كه مقداری انجير بگيرند و آن را له كرده، روی دمل حزقيا بگذارند و او شفا خواهد يافت. 22سپس حزقيای پادشاه پرسيد: «برای اينكه ثابت شود كه خداوند مرا شفا خواهد داد و من خواهم توانست به خانهٔ خداوند بروم او چه نشانهای به من میدهد؟»38:22 آيهٔ 21و22 از انتهای فصل 38 به اينجا منتقل شده (نگاه کنيد به دوم پادشاهان 20:6-9).
7اشعيا به او گفت: «برای اينكه بدانی سخنانی را كه خداوند به تو گفته، انجام خواهد داد، او علامتی به تو میدهد. 8آن علامت اين است كه خداوند سايهٔ ساعت آفتابی آحاز را ده درجه به عقب بر میگرداند.»
پس سايهٔ آفتاب ده درجه به عقب برگشت.
9وقتی حزقيای پادشاه از بيماریای كه داشت شفا يافت اين شعر را سرائيد:
10فكر میكردم در بهار عمر خويش زندگی را بدرود خواهم گفت،
و به دنيای مردگان خواهم شتافت.
11فكر میكردم در اين دنيای زندگان
ديگر هرگز خداوند را نخواهم ديد
و نگاهم بر هيچ انسانی نخواهد افتاد.
12مانند خيمهٔ شبانان كه پائين میكشند و جمع میكنند،
حيات من فرو میريخت؛
همچون پارچهٔ دستباف كه از دستگاه بافندگی جدا میكنند،
رشتهٔ عمرم پاره میشد.
13تمام شب ناله و زاری میكردم،
گويی شيری دندههايم را خرد میكرد؛
فكر میكردم خدا جانم را میگيرد.
14صدايم به زحمت شنيده میشد،
مانند قمری میناليدم.
از بس به آسمان چشم دوخته بودم،
چشمانم ضعيف شده بود.
دعا كردم كه خداوند كمكم كند.
15چه بگويم كه خداوند مرا بدين روز انداخته بود.
از تلخی جان، خواب از چشمانم رفته بود.
16ای خداوند، تنبيه تو مفيد است و به انسان حيات میبخشد.
تو مرا سلامتی و شفا بخشيدی
تو عمر دوباره به من دادی.
17بلی، به نفع من شد
كه اين همه زحمت ديدم.
زيرا تو مرا محبت كردی،
از مرگ نجاتم دادی
و همهٔ گناهان مرا بخشيدی و فراموش كردی.
18كسی در دنيای مردگان نمیتواند تو را تمجيد كند،
و يا به وفاداريت توكل كند.
19زندگانند كه تو را ستايش میكنند،
چنانكه من امروز تو را سپاس میگويم.
بلی، زندگانند كه برای فرزندان خود
تعريف میكنند كه تو امين و وفادار هستی.
20خداوندا، تو مرا شفا دادی،
و من در تمام روزهای عمرم
تو را با سرود ستايش خواهم كرد.38:20 آيهٔ 21و22 از اينجا به دنبال آيهٔ 6 منتقل شده (نگاه کنيد به دوم پادشاهان 20:6-9).
39فرستادگان بابلی
1در آن روزها «مردوک بلدان» (پسر «بلدان») پادشاه بابل، نامهای همراه با هديهای برای حزقيا فرستاد، زيرا شنيده بود كه پس از يک بيماری سخت اينک بهبود يافته است. 2حزقيا فرستادگان بابلی را به خوشی پذيرفت و آنان را به كاخ سلطنتی برد و تمام خزانههای طلا و نقره، عطريات و روغنهای معطر، و نيز اسلحهخانهٔ خود را به ايشان نشان داد. بدين ترتيب، فرستادگان بابلی تمام خزاين او را ديدند و چيزی از نظر آنان پوشيده نماند.
3آنگاه اشعيای نبی نزد حزقيای پادشاه رفت و از او پرسيد: «اين مردان از كجا آمده بودند و چه میخواستند؟»
حزقيا جواب داد: «از جای دور! آنها از بابل آمده بودند.»
4اشعيا پرسيد: «در كاخ تو چه ديدند؟»
حزقيا جواب داد: «تمام خزاين مرا.»
5اشعيا به او گفت: «پس به اين پيام كه از سوی خداوند قادر متعال است گوش كن:
6«زمانی میرسد كه هر چه در كاخ داری و گنجهايی كه اجدادت اندوختهاند به بابل برده خواهد شد و چيزی از آنها باقی نخواهد ماند. 7بابلیها برخی از پسرانت را به اسارت گرفته، آنان را خواجه خواهند كرد و در كاخ پادشاه بابل به خدمت خواهند گماشت.»
8حزقيا جواب داد: «آنچه خداوند فرموده، نيكوست. لااقل تا وقتی كه زندهام اين اتفاق نخواهد افتاد و صلح و امنيت برقرار خواهد بود.»
40سخنان تسلیبخش
1خدای اسرائيل میفرمايد: «تسلی دهيد! قوم مرا تسلی دهيد! 2اهالی اورشليم را دلداری دهيد و به آنان بگوييد كه روزهای سخت ايشان به سر آمده و گناهانشان بخشيده شده، زيرا من به اندازهٔ گناهانشان آنها را تنبيه كردهام.»
3صدايی میشنوم كه میگويد: «راهی از وسط بيابان برای آمدن خداوند آماده كنيد. راه او را در صحرا صاف كنيد. 4درهها را پر كنيد؛ کوهها و تپهها را هموار سازيد؛ راههای كج را راست و جادههای ناهموار را صاف كنيد. 5آنگاه شكوه و جلال خداوند ظاهر خواهد شد و همهٔ مردم آن را خواهند ديد. خداوند اين را وعده فرموده است.»
6بار ديگر آن صدا میگويد: «با صدای بلند بگو!»
پرسيدم: «با صدای بلند چه بگويم؟»
گفت: «با صدای بلند بگو كه انسان مثل گياهی است كه خشک شده، از بين میرود و تمام زيبايی او همچون گلی است كه پژمرده میشود. 7وقتی خدا میدمد گياه خشک و گل پژمرده میشود. بلی، انسان مانند گياه از بين میرود. 8گياه خشک میشود و گل پژمرده میگردد، اما كلام خدای ما برای هميشه باقی میماند.»
9ای قاصد خوش خبر، از قلهٔ كوه، اورشليم را صدا كن. پيامت را با تمام قدرت اعلام كن و نترس. به شهرهای يهودا بگو: «خدای شما میآيد!» 10بلی، خداوند میآيد تا با قدرت حكومت كند. پاداشش همراه او است و هر کس را مطابق اعمالش پاداش خواهد داد. 11او مانند شبان، گلهٔ خود را خواهد چرانيد؛ برهها را در آغوش خواهد گرفت و ميشها را با ملايمت هدايت خواهد كرد.
خدای بینظير اسرائيل
12آيا كسی غير از خدا میتواند اقيانوس را در دست نگه دارد و يا آسمان را با وجب اندازه گيرد؟ آيا كسی غير از او میتواند خاک زمين را در ترازو بريزد و يا کوهها و تپهها را با قپان وزن كند؟ 13آيا كسی میتواند خداوند را پند دهد يا معلم و مشاور او باشد؟ 14آيا او تا به حال به ديگران محتاج بوده است كه به او حكمت و دانش بياموزند و راه راست را به او ياد دهند؟ 15به هيچ وجه! تمام مردم جهان در برابر او مثل قطرهٔ آبی در سطل و مانند غباری در ترازو، ناچيز هستند. همهٔ جزاير دنيا برای او گردی بيش نيستند و او میتواند آنها را از جايشان تكان دهد. 16اگر تمام حيوانات لبنان را برای خدا قربانی كنيم باز كم است و اگر تمام جنگلهای لبنان را برای روشن كردن آتش قربانی به کار بريم باز كافی نيست. 17تمام قومها در نظر او هيچ هستند و ناچيز به شمار میآيند.
18چگونه میتوان خدا را توصيف كرد؟ او را با چه چيز میتوان مقايسه نمود؟ 19آيا میتوان او را با يک بت مقايسه كرد؟ بتی كه بت ساز آن را ساخته و با طلا پوشانده و به گردنش زنجير نقرهای انداخته است؟ 20فقيری كه نمیتواند خدايانی از طلا و نقره درست كند، درختی میيابد كه چوبش با دوام باشد و آن را به دست صنعتگری ماهر میدهد تا برايش خدايی بسازد، خدايی كه حتی قادر به حركت نيست!
21آيا تا به حال ندانستهايد و نشنيدهايد و كسی به شما نگفته كه دنيا چگونه به وجود آمده است؟ 22خدا دنيا را آفريده است؛ همان خدايی كه بر فراز كرهٔ زمين نشسته و مردم روی زمين در نظر او مانند مورچه هستند. او آسمانها را مثل پرده پهن میكند و از آنها خيمهای برای سكونت خود میسازد. 23او رهبران بزرگ دنيا را ساقط میكند و از بين میبرد. 24هنوز ريشه نزده خدا بر آنها میدمد، و آنها پژمرده شده، مثل كاه پراكنده میگردند.
25خداوند قدوس میپرسد: «شما مرا با چه كسی مقايسه میكنيد؟ چه كسی میتواند با من برابری كند؟»
26به آسمانها نگاه كنيد! كيست كه همهٔ اين ستارگان را آفريده است؟ كسی كه آنها را آفريده است از آنها مثل يک لشكر سان میبيند، تعدادشان را میداند و آنها را به نام میخواند. قدرت او آنقدر عظيم است كه نمیگذارد هيچكدام از آنها گم شوند.
27پس، ای اسرائيل، چرا میگويی خداوند رنجهای مرا نمیبيند و با من به انصاف رفتار نمیكند؟ 28آيا تا به حال ندانسته و نشنيدهای كه خدای ابدی، خالق تمام دنيا هرگز درمانده و خسته نمیشود و هيچكس نمیتواند به عمق افكار او پی ببرد؟ 29او به خستگان نيرو میبخشد و به ضعيفان قدرت عطا میكند. 30حتی جوانان هم درمانده و خسته میشوند و دلاوران از پای در میآيند، 31اما آنانی كه به خداوند اميد بستهاند نيروی تازه میيابند و مانند عقاب پرواز میكنند؛ میدوند و خسته نمیشوند، راه میروند و ناتوان نمیگردند.
41مددكار اسرائيل
1خداوند میفرمايد: «ای سرزمينهای دور دست، ساكت باشيد و به من گوش دهيد! قويترين دلايل خود را ارائه دهيد. نزديک بياييد و سخن بگوييد. دادگاه آمادهٔ شنيدن سخنان شماست.
2«چه كسی اين مرد41:2 منظور کوروش، پادشاه پارس است. نگاه کنيد به 45:1. را از مشرق آورده است كه هر جا قدم میگذارد آنجا را فتح میكند؟ چه كسی او را بر قومها و پادشاهان پيروز گردانيده است؟ شمشير او سپاهيان آنان را مثل غبار به زمين میاندازد و كمانش آنان را چون كاه پراكنده میكند. 3آنان را تا جاهای دور كه قبل از آن پايش به آنجا نرسيده بود تعقيب میكند و به سلامت پيش میرود. 4چه كسی اين كارها را كرده است؟ كيست كه سير تاريخ را تعيين نموده است؟ مگر نه من، كه خداوند ازلی و ابدی هستم؟
5«مردم سرزمينهای دور دست وقتی كارهای مرا ديدند از ترس لرزيدند. اينک آنها دور هم جمع شدهاند 6و يكديگر را كمک و تشويق میكنند 7تا بتی بسازند. نجار و زرگر و آهنگر به ياری هم میشتابند، قسمتهای مختلف بت را با لحيم به هم وصل میكنند و با ميخ آن را به ديوار میكوبند تا نيفتد!
8«اما ای اسرائيل، ای بندهٔ من، تو قوم برگزيدهٔ من هستی. تو از خاندان دوست من ابراهيم هستی. 9من تو را از اقصای جهان فرا خواندم و گفتم كه تو بندهٔ من هستی. من تو را برگزيدهام و تركت نخواهم كرد. 10نترس، چون من با تو هستم؛ نگران نشو، زيرا من خدای تو هستم. من تو را تقويت خواهم كرد و ياری خواهم داد و تو را حمايت كرده، نجات خواهم بخشيد.
11«دشمنانت كه بر تو خشمگين هستند رسوا خواهند شد و كسانی كه با تو مخالفت میكنند هلاک خواهند گرديد. 12همهٔ آنان از بين خواهند رفت و اثری از آنان باقی نخواهد ماند. 13من كه خداوند، خدای تو هستم دست راستت را گرفتهام و میگويم نترس، زيرا تو را ياری خواهم داد.»
14خداوند میگويد: «ای اسرائيل، هر چند كوچک و ضعيف هستی، ولی نترس، زيرا تو را ياری خواهم داد. من، خدای مقدس اسرائيل، خداوند و نجات دهندهٔ تو هستم. 15تو مانند خرمنكوب تازه با دندانههای تيز خواهی بود و همهٔ دشمنانت را در هم كوبيده، خرد خواهی كرد و آنها را مانند كاه جمع كرده، كوهی از آنها خواهی ساخت. 16آنها را به هوا خواهی افشاند و باد همه را خواهد برد و گردباد آنها را پراكنده خواهد ساخت. آنگاه من كه خداوند، خدای مقدس اسرائيل هستم مايهٔ شادمانی تو خواهم بود و تو به من افتخار خواهی كرد.
17«وقتی فقرا و نيازمندان دنبال آب بگردند و پيدا نكنند و زبانشان از تشنگی خشک شود، من به دعای ايشان جواب خواهم داد. من كه خداوند، خدای اسرائيل هستم هرگز آنان را ترک نخواهم كرد. 18بر تپههای خشک برای ايشان رودخانه جاری میكنم و در ميان درهها، به آنان چشمههای آب میدهم. بيابان را به بركهٔ آب و زمين خشک را به چشمه مبدل میسازم. 19كاری میكنم كه در زمين باير، درخت سرو آزاد و آس و زيتون و شمشاد و صنوبر و كاج برويد. 20هر کس اين را ببيند و در آن تفكر كند خواهد فهميد كه من خداوند، خدای مقدس اسرائيل اين كار را كردهام.»
21خداوند كه پادشاه اسرائيل است چنين میگويد: «بگذاريد خدايان قومهای ديگر بيايند و قويترين دلايل خود را ارائه دهند! 22بگذاريد آنچه را در گذشته اتفاق افتاده برای ما شرح دهند. بگذاريد از آينده به ما خبر دهند و پيشگويی كنند تا بدانيم چه پيش خواهد آمد. 23بلی، اگر آنها واقعاً خدا هستند بگذاريد بگويند كه چه اتفاقاتی بعد از اين خواهد افتاد. بگذاريد معجزهای بكنند كه از ديدنش حيران شويم. 24اما بدانيد آنها هيچ هستند و كاری از دستشان برنمیآيد، و هر كه آنها را انتخاب كند كار بيهودهای انجام داده است.
25«اما من مردی41:25 منظور کورش، پادشاه پارس است. نگاه کنيد به 45:1. را از شرق برگزيدهام و او را از شمال به جنگ قومها خواهم فرستاد. او نام مرا خواهد خواند و من او را بر پادشاهان مسلط خواهم ساخت. مثل كوزهگری كه گل را لگدمال میكند، او نيز آنها را پايمال خواهد كرد. 26آيا كسی تا به حال اين را پيشگويی كرده است؟ آيا كسی به شما خبر داده كه چنين واقعهای رخ خواهد داد تا بگوييم كه او درست پيشگويی میكند؟ 27من اولين كسی بودم كه به اورشليم مژده داده، گفتم: ای اورشليم، قوم تو به وطن باز خواهند گشت. 28هيچيک از بتها چيزی برای گفتن نداشتند. وقتی از آنها سؤال كردم جوابی نشنيدم. 29تمام اين خدايان اجسام بیجان هستند و هيچ كاری از دستشان برنمیآيد.»
42خادم خداوند
1خداوند میفرمايد: «اين است خدمتگزار من كه او را تقويت میكنم. اين است برگزيدهٔ من كه از او خشنودم. او را از روحم پر میسازم تا عدالت و انصاف را برای قومهای جهان به ارمغان آورد. 2او آرام است و در كوچهها فرياد نخواهد كرد و كسی صدايش را نخواهد شنيد. 3نی خرد شده را نخواهد شكست و شعلهٔ ضعيف را خاموش نخواهد كرد. او عدل و انصاف واقعی را به اجرا در خواهد آورد. 4دلسرد و نوميد نخواهد شد و عدالت را بر زمين استوار خواهد ساخت. مردم سرزمينهای دور دست منتظرند تعاليم او را بشنوند.»
5خداوند، خدايی كه آسمانها را آفريد و گسترانيد و زمين و هر چه را كه در آن است بوجود آورد و نفس و حيات به تمام مردم جهان میبخشد، به خدمتگزار خود چنين میگويد:
6«من كه خداوند هستم تو را خواندهام و به تو قدرت دادهام تا عدالت را برقرار سازی. توسط تو با تمام قومهای جهان عهد میبندم و بوسيلهٔ تو به مردم دنيا نور میبخشم. 7تو چشمان كوران را باز خواهی كرد و آنانی را كه در زندانهای تاريک اسيرند آزاد خواهی ساخت.
8«من خداوند هستم و نام من همين است. جلال خود را به كسی نمیدهم و بتها را شريک ستايش خود نمیسازم. 9آنچه تا به حال پيشگويی كردهام، انجام گرفته است. اينک پيشگويیهای جديدی میكنم و شما را از آينده خبر میدهم.»
سرود ستايش
10ای جزيرههای دور دست و ای كسانی كه در آنها زندگی میكنيد، در وصف خداوند سرودی تازه بخوانيد. ای درياها و ای همهٔ كسانی كه در آنها سفر میكنيد، او را پرستش نماييد. 11صحرا و شهرهايش خدا را ستايش كنند. اهالی «قيدار» او را بپرستند. ساكنان «سالع» از قلهٔ كوهها فرياد شادی سر دهند! 12كسانی كه در سرزمينهای دور دست زندگی میكنند جلال خداوند را بيان كنند و او را ستايش نمايند.
13خداوند همچون جنگاوری توانا به ميدان جنگ خواهد آمد و فرياد برآورده، دشمنان خود را شكست خواهد داد. 14مدت مديدی است كه او سكوت كرده و جلو خشم خود را گرفته است. اما ديگر ساكت نخواهد ماند، بلكه مانند زنی كه درد زايمان او را گرفته باشد، فرياد خواهد زد. 15او كوهها و تپهها را با خاک يكسان خواهد كرد و تمام گياهان را از بين خواهد برد و همهٔ رودخانهها و نهرها را خشک خواهد كرد. 16او قوم كورباطن خود را به راهی كه پيشتر آن را نديده بودند هدايت خواهد كرد. تاريكی را پيش روی ايشان روشن خواهد ساخت و راه آنها را صاف و هموار خواهد كرد. 17آنگاه كسانی كه به بتها اعتماد میكنند و آنها را خدا مینامند مأيوس و رسوا خواهند شد.
اسرائيل، قومی كور و كر
18-20خداوند به قوم خود اسرائيل میگويد: «ای كران بشنويد، و ای كوران ببينيد. من شما را برگزيدهام تا رسولان مطيع من باشيد، اما شما به آنچه ديده و شنيدهايد توجه نمیكنيد. شما قومی كور و كر هستيد.»
21خداوند قوانين عالی خود را به قوم خويش عطا فرمود تا ايشان آن را محترم بدارند و توسط آن عدالت او را به مردم جهان نشان دهند. 22اما قوم او از عهدهٔ انجام اين كار برنمیآيند. زيرا آنها تاراج شدهاند و در سياهچال زندانی هستند. ايشان غارت شدهاند و كسی نيست به دادشان برسد.
23آيا در ميان شما كسی هست كه به اين سخنان توجه كند و درس عبرت گيرد؟ 24چه كسی اجازه داد اسرائيل غارت و تاراج شود؟ آيا همان خداوندی نبود كه نسبت به او گناه كردند؟ بلی، آنها راههای او را دنبال نكردند و از قوانين او اطاعت ننمودند، 25برای همين بود كه خداوند اينچنين بر قوم خود خشمگين شد و بلای جنگ را دامنگير ايشان ساخت. آتش خشم او سراسر قوم را فرا گرفت، اما ايشان باز درس عبرت نگرفتند.
43يگانه نجات دهندهٔ اسرائيل
1اما ای اسرائيل، خداوند كه تو را آفريده است اينک چنين میفرمايد: «نترس! زيرا من بهای آزادی تو را پرداختهام. من تو را به نام خواندهام. تو مال من هستی. 2هنگامی كه از آبهای عميق بگذری من با تو خواهم بود. هنگامی كه سيل مشكلات بر تو هجوم آورد، نخواهم گذاشت غرق شوی! هنگامی كه از ميان آتش ظلم و ستم عبور كنی، شعلههايش تو را نخواهد سوزاند! 3زيرا من خداوند، خدای مقدس تو هستم و تو را نجات میدهم. مصر و حبشه و سبا را فدای آزادی تو میكنم. 4تمام ممالک جهان را فدای تو خواهم كرد، زيرا تو برای من گرانبها و عزيز هستی و من تو را دوست دارم.
5«نترس، زيرا من با تو هستم. فرزندانت را از مشرق و مغرب، 6از شمال و جنوب جمع خواهم كرد. پسران و دخترانم را از گوشه و كنار جهان برخواهم گردانيد. 7تمام كسانی كه مرا خدای خود میدانند، خواهند آمد، زيرا ايشان را برای جلال خود آفريدهام.»
8خداوند میگويد: «قوم مرا كه چشم دارند، اما نمیبينند و گوش دارند، ولی نمیشنوند، به حضور من فرا خوانيد. 9همهٔ قومها را جمع كنيد و به آنها بگوييد از آن همه بتهايی كه دارند، كدام يک هرگز چنين رويدادهايی را پيشگويی كرده است؟ كدام يک میتواند بگويد فردا چه میشود؟ چه كسی ديده است كه آنها يک كلمه حرف بزنند؟ هيچكس گواهی نمیدهد، پس بايد اعتراف كنند كه تنها من میتوانم از آينده خبر دهم.»
10خداوند میفرمايد: «ای اسرائيل، شما شاهدان و خدمتگزاران من هستيد. شما را انتخاب كردهام تا مرا بشناسيد و ايمان بياوريد و بفهميد كه تنها من خدا هستم و خدايی ديگر هرگز نبوده و نيست و نخواهد بود. 11من خداوند هستم و غير از من نجات دهندهای نيست. 12من بودم كه از آينده خبر میدادم و به كمک شما میشتافتم. خدای ديگری نبوده كه اين كارها را برای شما انجام داده است. شما شاهدان من هستيد. 13من خدا هستم و هميشه نيز خدا خواهم بود. كسی نمیتواند از دست من بگريزد و هيچكس نمیتواند مانع كار من بشود.»
رحمت خداوند و ناسپاسی اسرائيل
14خدای مقدس كه خداوند و نجات دهندهٔ اسرائيل است میفرمايد: «ای اسرائيل، برای نجات شما، سپاهی به بابل میفرستم تا بابلیها را اسير كرده، آنان را در كشتیهايی بريزند كه به آنها فخر میكردند و از وطنشان دور كنند. 15ای اسرائيل، من خدای مقدس شما هستم. من آفريننده و پادشاه شما هستم. 16من همان خداوندی هستم كه آبها را كنار زده، از ميان دريا راهی باز كردم 17و سربازان قوی مصر را با همهٔ عرابهها و اسبانشان بيرون آوردم تا زير امواج دريا فرو روند و شمع زندگيشان تا ابد خاموش شود.
18«اما آن را فراموش كنيد، زيرا در برابر آنچه كه میخواهم انجام دهم هيچ است! 19میخواهم كار تازه و بیسابقهای انجام دهم. همين الان آن را انجام میدهم، آيا آن را نمیبينيد؟ در بيابان جهان برای قومم جادهای میسازم تا به سرزمين خود بازگردند. برای ايشان در صحرا نهرها بوجود میآورم! 20حيوانات صحرا، شغالها و شترمرغها از من تشكر خواهند كرد كه در بيابان به آنها آب میدهم. بلی، چشمهها در بيابان جاری میسازم تا قوم برگزيدهام را سيراب كنم. 21ای بنیاسرائيل، شما را برای خود بوجود آوردم تا در برابر قومهای ديگر مرا ستايش كنيد.
22«ولی ای قوم من، شما مرا ستايش نمیكنيد و از من خسته شدهايد. 23گوسفند برای قربانی سوختنی به من تقديم نكردهايد. با قربانیهای خود مرا احترام ننمودهايد. من از شما نخواستهام هديه و بخور برای من بياوريد، تا باری بر شما نگذاشته باشم و شما را خسته نكرده باشم. 24نه بخور خوشبو برای من خريدهايد و نه با تقديم پيه قربانیها خشنودم كردهايد. به جای آنها بار گناهانتان را به من تقديم كردهايد و با خطاهايتان مرا خسته كردهايد. 25با وجود اين من خدايی هستم كه به خاطر خودم گناهان شما را پاک میسازم و آنها را ديگر هرگز به ياد نخواهم آورد.
26«آيا دليل قانع كنندهای داريد كه به من ارائه دهيد و ثابت كنيد كه شما بیگناه هستيد؟ 27اجدادتان از ابتدا نسبت به من گناه ورزيدند و رهبران شما احكام و قوانين مرا شكستند. 28به همين علت من كاهنانتان را بركنار نمودم و شما را دچار مصيبت ساختم و گذاشتم تا رسوا شويد.»
44حامی اسرائيل
1خداوند میفرمايد: «ای قوم برگزيدهٔ من و ای خدمتگزار من اسرائيل، گوش كن. 2من همان خداوندی هستم كه تو را آفريدم و از بدو تولد ياور تو بودهام. ای اسرائيل، تو خدمتگزار من و قوم برگزيدهٔ من هستی، پس نترس. 3بر زمين تشنهات آب خواهم ريخت و مزرعههای خشک تو را سيراب خواهم كرد. روح خود را بر فرزندانت خواهم ريخت و ايشان را با بركات خود پر خواهم ساخت. 4آنان مانند سبزههای آبياری شده و درختان بيد كنار رودخانه رشد و نمو خواهند كرد. 5هر يک از آنان لقب ”اسرائيلی“ را بر خود خواهد گرفت و بر دستهای خويش نام خداوند را خواهد نوشت و خواهد گفت: ”من از آن خداوند هستم.“»
6خداوند قادر متعال كه پادشاه و حامی اسرائيل است چنين میفرمايد: «من ابتدا و انتها هستم و غير از من خدايی نيست. 7چه كسی میتواند كارهايی را كه من كردهام انجام بدهد و يا آنچه را كه در آينده رخ خواهد داد از اول تا آخر پيشگويی كند؟ 8ای قوم من نترسيد، چون آنچه را كه میبايست رخ دهد از اول به شما خبر دادم و شما شاهدان من هستيد. آيا غير از من خدای ديگری هست؟» نه! ما صخرهٔ ديگری و خدای ديگری را نمیشناسيم!
حماقت بتپرستی
9چه نادانند كسانی كه بت میسازند و آن را خدای خود میدانند. آنها خود شاهدند كه بت نه میبيند و نه میفهمد، بنابراين هيچ سودی به آنان نخواهد رساند. كسانی كه بت میپرستند عاقبت نوميد و شرمسار خواهند شد. 10كسی كه با دستهای خود خدايش را بسازد چه كمكی میتواند از او انتظار داشته باشد؟ 11تمام بتپرستان همراه با كسانی كه خود انسانند، ولی ادعا میكنند كه خدا میسازند با سرافكندگی در حضور خدا خواهند ايستاد و ترسان و شرمسار خواهند شد. 12آنها آهن را از كوره در میآورند و به نيروی بازوی خود آنقدر با پتک بر آن میكوبند تا ابزاری از آن بسازند. در حين كار گرسنه و تشنه و خسته میشوند. 13سپس تكه چوبی برداشته، آن را اندازه میگيرند و با قلم نشان میگذارند و آن را با ابزاری كه ساختهاند میتراشند و از آن بتی به شكل انسان میسازند بتی كه حتی نمیتواند از جايش حركت كند! 14برای تهيهٔ چوب از درختان سرو يا صنوبر يا بلوط استفاده میكنند، و يا درخت شمشاد در جنگل میكارند تا باران آن را نمو دهد. 15قسمتی از درخت را برای گرم كردن خود و پختن نان میسوزانند، و با باقيماندهٔ آن خدايی میسازند و در برابرش سجده میكنند. 16با قسمتی از چوب درخت غذا میپزند و با قسمت ديگر آتش درست میكنند و خود را گرم كرده، میگويند: «بهبه! چه گرم است!» 17آنگاه با تكه چوبی كه باقی مانده برای خود بتی میسازند و در برابرش زانو زده، عبادت میكنند و نزد آن دعا كرده، میگويند: «تو خدای ما هستی، ما را نجات ده!»
18آنها فهم و شعور ندارند، زيرا چشم باطن خود را نسبت به حقيقت بستهاند. 19كسی كه بت میسازد آنقدر شعور ندارد كه بگويد: «قسمتی از چوب را سوزاندم تا گرم شوم و با آن نانم را پختم تا سير شوم و گوشت را روی آن كباب كرده، خوردم، حال چگونه میتوانم با بقيهٔ همان چوب خدايی بسازم و آن را سجده كنم؟» 20كسی كه چنين كاری میكند مانند آن است كه به جای نان، خاكستر بخورد! او چنان اسير افكار احمقانهٔ خود است كه قادر نيست بفهمد كه آنچه انسان با دستهای خود میسازد نمیتواند خدا باشد.
21خداوند میفرمايد: «ای اسرائيل، به خاطر داشته باش كه تو خدمتگزار من هستی. من تو را بوجود آوردهام و هرگز تو را فراموش نخواهم كرد. 22گناهانت را محو كردهام؛ آنها مانند شبنم صبحگاهی، به هنگام ظهر ناپديد شدهاند! بازگرد، زيرا بهای آزادی تو را پرداختهام.»
23ای آسمانها سرود بخوانيد. ای اعماق زمين بانگ شادی برآوريد! ای كوهها و جنگلها و ای تمام درختان، ترنم نماييد، زيرا خداوند بهای آزادی اسرائيل را پرداخته و با اين كار عظمت خود را نشان داده است.
بازسازی اورشليم
24خداوند كه آفريننده و حامی اسرائيل است میفرمايد: «من خداوند هستم. همه چيز را من آفريدهام. من به تنهايی آسمانها را گسترانيدم و زمين و تمام موجودات آن را بوجود آوردم. 25من همان كسی هستم كه دروغ جادوگران را برملا میسازم و خلاف پيشگويی رمالان عمل میكنم؛ سخنان حكيمان را تكذيب كرده، حكمت آنان را به حماقت تبديل میكنم.
26«اما سخنگويان و رسولان من هر چه بگويند، همان را انجام میدهم. آنان گفتهاند كه خرابههای اورشليم بازسازی خواهد شد و شهرهای يهودا بار ديگر آباد خواهد شد. پس بدانيد كه مطابق گفتهٔ ايشان انجام خواهد شد. 27وقتی من به دريا میگويم خشک شود، خشک میشود. 28اكنون نيز دربارهٔ كوروش میگويم كه او رهبری است كه من برگزيدهام و خواست مرا انجام خواهد داد. او اورشليم را بازسازی خواهد كرد و خانهٔ مرا دوباره بنياد خواهد نهاد.»
45كوروش، برگزيدهٔ خداوند و نجات دهندهٔ اسرائيل
1خداوند كوروش را برگزيده و به او توانايی بخشيده تا پادشاه شود و سرزمينها را فتح كند و پادشاهان مقتدر را شكست دهد. خداوند دروازههای بابل را بروی او باز میكند؛ ديگر آنها بروی كوروش بسته نخواهند ماند. 2خداوند میفرمايد: «ای كوروش، من پيشاپيش تو حركت میكنم، کوهها را صاف میكنم، دروازههای مفرغی و پشتبندهای آهنی را میشكنم. 3گنجهای پنهان شده در تاريكی و ثروتهای نهفته را به تو میدهم. آنگاه خواهی فهميد كه من خداوند، خدای اسرائيل هستم و تو را به نام خواندهام. 4من تو را برگزيدهام تا به اسرائيل كه خدمتگزار من و قوم برگزيدهٔ من است ياری نمايی. هنگامی كه تو هنوز مرا نمیشناختی، من تو را به نام خواندم. 5من خداوند هستم و غير از من خدايی نيست. زمانی كه مرا نمیشناختی، من به تو توانايی بخشيدم، 6تا مردم سراسر جهان بدانند كه غير از من خدايی ديگر وجود ندارد و تنها من خداوند هستم. 7من آفرينندهٔ نور و تاريكی هستم، من پديد آورندهٔ رويدادهای خوب و بد هستم. من كه خداوند هستم همهٔ اين چيزها را بوجود میآورم. 8ای آسمان، پيروزی را بباران؛ و ای زمين، از آن سيراب شو تا از تو آزادی و عدالت برويد. من كه خداوند هستم اين را انجام خواهم داد.»
9وای بر كسی كه با خالق خود میجنگد! آيا كوزه با سازندهٔ خود مجادله میكند؟ آيا گل به كوزهگر میگويد: «اين چيست كه تو میسازی؟» يا كوزه سر او فرياد میزند: «چقدر بیمهارت هستی»؟ 10وای بر فرزندی كه به پدر و مادرش میگويد: «چرا مرا به اين شكل به دنيا آورديد؟»
11خداوند، خدای مقدس اسرائيل كه آينده در دست اوست، میفرمايد: «شما حق نداريد دربارهٔ آنچه بوجود آوردهام از من بازخواست كنيد و يا به من بگوييد كه چه بايد بكنم. 12من زمين را ساختم و انسان را بر روی آن خلق كردم. با دست خود آسمانها را گسترانيدم. ماه و خورشيد و ستارگان زير فرمان من هستند. 13اكنون نيز كوروش را برانگيختهام تا به هدف عادلانهٔ من جامهٔ عمل بپوشاند. من تمام راههايش را راست خواهم ساخت. او بیآنكه انتظار پاداش داشته باشد، شهر من اورشليم را بازسازی خواهد كرد و قوم اسير مرا آزاد خواهد ساخت.» اين است كلام خداوند قادر متعال.
14خداوند به اسرائيل میفرمايد: «مصریها، حبشیها، و مردم بلند قد سبا تابع تو خواهند شد و تمام كالاهای تجارتی آنان از آن تو خواهد گرديد. آنان در زنجيرهای اسارت نزد تو خواهند آمد و در برابرت زانو زده، خواهند گفت: ”يک خدا وجود دارد، آن هم خدای توست! 15ای خدای نجات دهندهٔ اسرائيل، براستی كارهايت شگفتانگيز است!“»
16تمام پرستندگان بتها مأيوس و شرمسار خواهند شد. 17اما اسرائيل هرگز مأيوس و شرمسار نخواهد شد، زيرا خداوند نجات جاودانی نصيب او خواهد ساخت.
18خداوند آسمانها و زمين را آفريده و آنها را استوار نموده است. او جهان را بيهوده نيافريده، بلكه برای سكونت و زندگی آن را ساخته است. او میفرمايد: «من خداوند هستم و ديگری نيست! 19من وعدههايم را واضح و روشن اعلام میكنم و در نهان سخن نمیگويم تا همه مقصود مرا بفهمند. من به اسرائيل گفتهام كه آنچه را به ايشان وعده دادهام بیشک بجا خواهم آورد. من كه خداوند هستم به راستی و صداقت سخن میگويم.
20«ای قومهایی كه از دست كوروش میگريزيد، جمع شويد و نزديک آييد و به سخنان من گوش دهيد. چه نادانند آنانی كه بتهای چوبی را با خود حمل میكنند و نزد خدايانی كه نمیتوانند نجاتشان دهند، دعا میكنند. 21با هم مشورت كنيد، و اگر میتوانيد دليل بياوريد و ثابت كنيد كه بتپرستی عمل درستی است! غير از من چه كسی گفته كه اين چيزها در مورد كوروش عملی خواهد شد؟ غير از من خدايی نيست. من خدای عادل و نجات دهنده هستم و ديگری نيست! تا حال كدام بت به شما گفته است كه اين وقايع رخ خواهد داد؟ 22ای تمام ساكنان زمين نزد من آييد تا نجات يابيد، زيرا من خدا هستم و خدايی ديگر نيست. 23به ذات خود قسم خوردهام و هرگز از قسم خود برنمیگردم كه هر زانويی در برابر من خم خواهد شد و هر زبانی به من سوگند وفاداری ياد خواهد كرد.
24«مردم خواهند گفت: ”عدالت و قوت ما از خداوند است.“ و كسانی كه از من خشمناک بودند، شرمنده خواهند شد. 25من تمام بنیاسرائيل را نجات خواهم داد و آنان مرا ستايش خواهند كرد.»
46خدايان بابل
1«زمانی مردم بابل بتهای خود، ”بل“ و ”نبو“ را میپرستيدند، اما اينک اين دو بت روی گاری گذاشته شده و چارپايانِ خسته آنها را میكشند. 2خدايان بابل اسير شدهاند و به جای ديگری برده میشوند؛ آنها قادر نيستند خود را نجات دهند.
3«ای بازماندگان بنیاسرائيل، به من گوش دهيد. من شما را آفريدهام و از بدو تولد تاكنون از شما نگه داری كردهام. 4من خدای شما هستم و تا وقتی پير شويد و موهايتان سفيد شود از شما مراقبت خواهم كرد. من شما را آفريدهام و از شما نگه داری خواهم نمود. شما را با خود خواهم برد و نجات دهندهٔ شما خواهم بود.»
5خداوند میگويد: «مرا با چه كسی مقايسه میكنيد؟ آيا كسی را میتوانيد پيدا كنيد كه با من برابری كند؟ 6آيا مرا به بتها تشبيه میكنيد كه مردم با طلا و نقرهٔ خود آن را میسازند؟ آنها زرگر را اجير میكنند تا ثروتشان را بگيرد و از آن خدايی بسازد؛ سپس زانو میزنند و آن را سجده میكنند! 7بت را بر دوش میگيرند و به اين طرف و آن طرف میبرند. هنگامی كه آن را بر زمين میگذارند همانجا میماند، چون نمیتواند حركت كند! وقتی كسی نزدش دعا میكند، جوابی نمیدهد، چون بت نمیتواند ناراحتی او را برطرف سازد.
8«ای گناهكاران اين را فراموش نكنيد، 9و به ياد داشته باشيد كه من بارها شما را از رويدادهای آينده آگاه ساختهام. زيرا تنها من خدا هستم و كسی ديگر مانند من نيست كه 10بتواند به شما بگويد در آينده چه رخ خواهد داد. آنچه بگويم واقع خواهد شد و هر چه اراده كنم به انجام خواهد رسيد. 11مردی46:11 منظور کوروش است. را از مشرق، از آن سرزمين دور دست فرا میخوانم. او مانند يک پرندهٔ شكاری فرود خواهد آمد و آنچه را اراده نمودهام انجام خواهد داد. آنچه گفتهام واقع خواهد شد. 12ای مردم دير باور كه فكر میكنيد آزادی شما دور است. به من گوش دهيد. 13من روز آزاديتان را نزديک آوردهام. من تأخير نخواهم كرد و اورشليم را نجات خواهم داد و اسرائيل را سرافراز خواهم ساخت.»
47سقوط بابل
1خداوند میگويد: «ای بابل، از تخت خود به زير بيا و بر خاک بنشين، زيرا دوران عظمت تو به سر آمده است. تو زمانی مانند يک شاهزادهٔ باكره، لطيف و نازنين بودی، اما اينک بردهای بيش نيستی. 2دستاس را بگير و گندم را آرد كن. روبندت را بردار، دامنت را بالا بزن تا از نهرها عبور كنی.47:2 «از نهرها عبور کنی» احتمالاً اشارهای است به تبعيد شدن بابلیها.3تو عريان و رسوا خواهی شد. من از تو انتقام خواهم گرفت و به تو رحم نخواهم كرد.»
4بلی، خدای مقدس اسرائيل كه نامش خداوند قادر متعال است ما را از دست بابل نجات خواهد داد!
5خداوند به بابل میگويد: «ای بابل، در تاريكی بنشين و خاموش باش. ديگر تو را ”ملكهٔ ممالک“ نخواهند خواند. 6ای بابل، من بر قوم خود اسرائيل خشمگين بودم و برای اينكه آنان را تنبيه كرده باشم، اجازه دادم به چنگ تو بيفتند، اما تو بر آنان رحم نكردی و حتی پيران را به انجام كارهای سخت واداشتی. 7تو گمان كردی هميشه ملكه خواهی بود؛ و هرگز به عاقبت كار خود نينديشيدی.
8«ای مملكت خوشگذران كه فكر میكنی در امن و امان هستی، گوش كن. تو خود را مانند خدا، بینظير میدانی. میگويی: ”من هرگز بيوه نخواهم شد. هيچگاه فرزندانم را از دست نخواهم داد.“ 9اما با وجود تمام جادوگریهايت، در يک لحظه و در يک روز اين دو بلا بر سرت خواهد آمد: هم بيوه میشوی و هم بیاولاد.
10«تو با خيال راحت به شرارت خود ادامه دادی و گمان كردی هيچكس تو را نمیبيند. علم و دانش تو باعث شد منحرف شوی و به خود بگويی: ”من خدا هستم. غير از من خدايی نيست.“ 11بنابراين، بلا بر تو خواهم فرستاد و تو نخواهی توانست با سحر و جادويت آن را دفع كنی. ويرانی غيرمنتظرهای كه فكرش را نكردهای بر تو خواهد آمد.
12«ارواح ناپاک را كه طی اين سالها پرستش میكردی احضار كن. آنها را صدا كن تا بيايند و به تو كمک كنند تا شايد باز بتوانی در دل دشمنانت ترس و وحشت ايجاد كنی! 13تو مشاوران زيادی داری طالعبينان و ستارهشناسانی كه میكوشند تو را از رويدادهای آينده آگاه سازند. آنها را فرا خوان تا به تو كمک كنند. 14اما بدان كه آنان همچون كاه در آتش خواهند سوخت. آنان قادر نخواهند بود حتی خود را نجات دهند، زيرا آن آتش، آتشی نخواهد بود كه آنان بخواهند خود را با آن گرم كنند، بلكه آتشی كه همه چيز را میسوزاند! 15تنها سودی كه از اين مشاوران ديرينه عايدت میشود همين است! همه آنان به راه خود خواهند رفت و تو را تنها خواهند گذاشت، و كسی نخواهد ماند تا تو را نجات دهد.»
48سرسختی قوم اسرائيل
1ای قوم اسرائيل، ای كسانی كه از نسل يهودا هستيد، گوش كنيد: شما به نام خداوند قسم میخوريد و ادعا میكنيد كه خدای اسرائيل را میپرستيد، اما اين كار را از روی صداقت و راستی انجام نمیدهيد. 2با وجود اين، افتخار میكنيد كه در شهر مقدس زندگی میكنيد و بر خدای اسرائيل كه نامش خداوند قادر متعال است توكل داريد.
3خداوند میگويد: «آنچه را كه میبايست رخ دهد، از مدتها پيش به شما اطلاع دادم و آنگاه ناگهان آنها را به عمل آوردم. 4میدانستم كه دلهايتان همچون سنگ و سرهايتان مانند آهن سخت است. 5اين بود كه آنچه میخواستم برای شما انجام دهم از مدتها پيش به شما خبر دادم تا نگویيد كه بتهايتان آنها را بجا آوردهاند.
6«پيشگويیهای مرا شنيدهايد و وقوع آنها را ديدهايد، اما نمیخواهيد اعتراف كنيد كه پيشگويیهای من درست بوده است. اكنون چيزهای تازهای میگويم كه تا به حال از وجود آنها بیاطلاع بودهايد. 7و چيزهايی را به وجود میآورم كه قبلاً نبوده است و دربارهٔ آنها چيزی نشنيدهايد، تا ديگر نگوييد: ”اين چيزها را میدانستيم!“
8«بلی، چيزهای كاملاً تازه به شما میگويم، چيزهايی كه هرگز نشنيدهايد، چون میدانم اشخاص خيانتكاری هستيد و از طفوليت هميشه ياغی بودهايد. 9با وجود اين، به خاطر حرمت نامم، خشم خود را فرو برده، شما را از بين نخواهم برد. 10شما را در آتش مصيبت آزمايش كردم همانگونه كه نقره را در كوره میآزمايند اما هيچ چيز خوب و با ارزش در شما نيافتم. 11بلی، به خاطر خودم شما را از بين نخواهم برد مبادا اقوام بتپرست بگويند كه بتهايشان مرا مغلوب كردند. من به بتهای آنها اجازه نمیدهم در جلال من شريک شوند.
12«ای اسرائيل، ای قوم برگزيدهٔ من، گوش كنيد! تنها من خدا هستم. من اول و آخر هستم. 13دستهای من بود كه زمين را بنياد نهاد و آسمانها را گسترانيد. آنها گوش به فرمان من هستند.
14«همهٔ شما بياييد و بشنويد. هيچكدام از خدايان شما قادر نيست پيشگويی كند كه مردی را كه من برگزيدهام حكومت بابل را سرنگون خواهد كرد و آنچه اراده كردهام بجا خواهد آورد. 15اما من اين را پيشگويی میكنم. بلی، من كوروش را خواندهام و به او اين مأموريت را دادهام و او را كامياب خواهم ساخت.
16«به من نزديک شويد و گوش دهيد. من هميشه آشكارا گفتهام كه در آينده چه رخ خواهد داد تا شما بتوانيد آن را بفهميد.»
(اكنون خداوند مرا با روح خود نزد شما فرستاده است.)
آزادی قوم اسرائيل
17خداوند كه نجات دهندهٔ قوم اسرائيل و خدای مقدس ايشان است چنين میگويد: «ای اسرائيل، من خداوند، خدای شما هستم كه شما را برای خيريت خودتان تنبيه میكنم و شما را به راههايی كه بايد برويد هدايت مینمايم.
18«ای كاش به اوامر من گوش میداديد، آنگاه بركات مانند نهر برای شما جاری میشد و پيروزی مانند امواج دريا به شما میرسيد. 19نسل شما مانند شنهای ساحل دريا بیشمار میشدند و من نمیگذاشتم ايشان هلاک شوند.»
20ای قوم اسرائيل، از بابل بيرون بياييد! از اسارت آزاد شويد! با صدای بلند سرود بخوانيد و اين پيام را به گوش تمام مردم جهان برسانيد: «خداوند قوم اسرائيل را كه خدمتگزاران او هستند، آزاد ساخته است!» 21هنگامی كه خداوند قوم خود را از بيابان خشک عبور داد ايشان تشنگی نكشيدند، زيرا او صخره را شكافت و از آن، آب جاری ساخت تا ايشان بنوشند.
22خداوند میفرمايد: «گناهكاران از سلامتی برخوردار نخواهند شد.»
49خدمتگزار خداوند
1ای مردم سرزمينهای دور دست به من گوش دهيد! پيش از آنكه من به دنیا بيايم خداوند مرا برگزيد، و هنگامی كه هنوز در شكم مادرم بودم او مرا به اسم خواند. 2خداوند سخنان مرا مانند شمشير، تيز كرده است. او مرا زير دستش پنهان نموده و مرا مانند يک تير تيز در تركش خود گذاشته است.
3خداوند به من گفت: «تو خدمتگزار نيرومند من هستی.49:3 «تو خدمتگزار نيرومند من هستی» يا «ای اسرائيل، تو خدمتگزار من هستی». تو باعث خواهی شد كه مردم مرا بستايند.»
4جواب دادم: «اما كار من برای مردم بيهوده بوده و من بیجهت نيروی خود را برای آنان صرف كردهام.» با اين حال خدمت خود را تمام به خداوند واگذار میكنم تا او آن را به ثمر رساند.
5خداوند كه مرا از شكم مادرم برای خدمتش برگزيد و به من مأموريت داد تا قوم آوارهٔ او اسرائيل را به سوی او بازگردانم، و برای انجام اين كار به من نيروی كافی بخشيد و افتخار انجام آن را نصيبم كرد، به من فرمود: 6«اينک كاری مهمتر از باز آوردن و احيای اسرائيل به تو واگذار میكنم. تو را ای خدمتگزار من، برای قومهای جهان نور میسازم تا نجات مرا برای همهٔ مردم جهان به ارمغان ببری.»
7خداوند كه نجات دهنده و خدای مقدس اسرائيل است، به او كه از طرف مردم حقير و طرد شده و زير دست حاكمان قرار گرفته است، چنين میفرمايد: «وقتی پادشاهان تو را ببينند، به احترام تو از جای خود برخواهند خاست و شاهزادگان به تو تعظيم خواهند كرد، زيرا من كه خداوند امين و خدای مقدس اسرائيل هستم تو را برگزيدهام.»
احيای اسرائيل
8خداوند میفرمايد: «در وقت مناسب درخواست تو را اجابت خواهم كرد و تو را از هر گزندی حفظ خواهم نمود و توسط تو با قوم اسرائيل عهد خواهم بست و سرزمينشان را از نو آباد كرده، آن را به مردمش باز خواهم گرداند. 9من توسط تو كسانی را كه اسيرند و در تاريكی زندگی میكنند آزاد كرده، به ايشان خواهم گفت: ”بيرون بيائيد و در روشنایی زندگی كنيد.“ سپس آنان همچون گوسفندانی كه در چراگاههای سرسبز و تپههای پرعلف میچرند، از وفور نعمت برخوردار خواهند شد. 10گرسنه و تشنه نخواهند شد و حرارت خورشيد به ايشان آسيب نخواهد رسانيد، زيرا كسی كه ايشان را دوست دارد آنان را هدايت خواهد كرد و نزد چشمههای آب رهبری خواهد نمود.
11«من تمام كوههايم را برای قوم خود به راههای صاف تبديل خواهم كرد و بر فراز درهها، جادهها خواهم ساخت تا ايشان از آن عبور كنند. 12قوم من از جاهای دور دست باز خواهند گشت عدهای از شمال، عدهای از غرب و عدهای از سرزمين جنوب.»
13ای آسمانها، آواز شادی سر دهيد! ای زمين، شادمان باش! و ای کوهها با شادی سرود بخوانيد، زيرا خداوند بر قوم رنجديدهٔ خود ترحم كرده، ايشان را تسلی میدهد.
14با وجود اين، ساكنان اورشليم میگويند: «خداوند ما را ترک گفته و فراموش كرده است.» 15خداوند چنين پاسخ میدهد: «آيا يک مادر جگر گوشهٔ خود را فراموش میكند؟ يا بر پسر خود رحم نمیكند؟ حتی اگر مادری طفلش را فراموش كند، من شما را فراموش نخواهم كرد! 16ای اورشليم، من نام تو را بر كف دستم نوشتهام و ديوارهايت هميشه در نظر من است. 17بزودی فرزندان تو خواهند آمد تا تو را دوباره بنا كنند و تمام كسانی كه تو را ويران كردهاند، از تو بيرون خواهند رفت. 18سرت را بالا كن و به اطراف خود نظر انداز. ببين چگونه قوم تو جمع شدهاند و به سوی تو میآيند. به حيات خود قسم كه آنها نزد تو خواهند آمد و تو به آنها فخر خواهی كرد همانطور كه يک عروس به زيورآلات خود فخر میكند. 19خرابهها و زمينهای ويران تو از مردم پر خواهند شد و دشمنانت كه تو را اسير كرده بودند، از تو دور خواهند شد. 20فرزندان تو كه در ديار تبعيد به دنیا آمدهاند به تو خواهند گفت: ”اين سرزمين برای ما كوچک است. ما به جای وسيعتری نياز داريم.“ 21آنگاه از خود خواهی پرسيد: ”چه كسی اينها را برای من زاييده است؟ چه كسی اينها را برای من بزرگ كرده است؟ بيشتر فرزندانم كشته شدهاند و بقيه به اسيری رفته مرا تنها گذاشتهاند. پس اينها از كجا آمدهاند؟“»
22خداوند قادر متعال به قوم اسرائيل میفرمايد: «اينک من قومهای جهان را بسيج خواهم كرد و آنها پسرانت را در آغوش گرفته، دخترانت را بر دوش خواهند گذاشت و آنان را نزد تو باز خواهند آورد. 23پادشاهان و ملكهها مانند دايه از تو مراقبت خواهند كرد و در برابرت زانو زده، خاک پايت را خواهند ليسيد. آنگاه خواهی دانست كه من خداوند هستم و كسانی را كه چشم اميدشان به من باشد، نوميد نخواهم كرد.»
24چه كسی میتواند غنایم را از چنگ فاتح جنگ درآورد؟ چه كسی میتواند اسيران را از دست حاكم ستمگر برهاند؟
25خداوند جواب میدهد؟ «من غنایم را از چنگ فاتح جنگ در خواهم آورد و اسيران را از دست حاكم ستمگر خواهم رهانيد. من با دشمنان تو خواهم جنگيد و فرزندانت را خواهم رهانيد. 26كسانی را كه به تو ظلم كنند به جان هم خواهم انداخت تا گوشت يكديگر را بخورند و خون يكديگر را بنوشند. آنگاه تمام مردم دنيا خواهند دانست كه من خداوند، خدای قادر اسرائيل هستم كه تو را نجات میدهم و حفظ میكنم.»
501خداوند به قوم خود میگويد: «آيا فكر میكنيد من شما را از سرزمين خود بيرون كردم همانگونه كه يک مرد زنش را طلاق داده، از خانه بيرون میكند؟ اگر چنين است، پس كجاست طلاقنامه؟ آيا فكر میكنيد من بودم كه شما را به اسارت فروختم چنانكه پدری فرزندانش را چون برده میفروشد؟ نه، هرگز! شما به سبب گناهان خود به اسارت برده شديد.
2«چرا هنگامی كه به نجاتتان آمدم مرا نپذيرفتيد؟ چرا هنگامی كه صدايتان كردم پاسخ نداديد؟ آيا فكر میكنيد من قدرت ندارم شما را آزاد كنم؟ با يک اشاره دريا را خشک میسازم و رودخانه را به بيابان خشک تبديل میكنم به طوری كه ماهیهای آن از بیآبی میميرند و میگندند. 3من همان هستم كه پوششی بر آسمان میكشم و سراسر آن را تاريک میسازم.»
خدمتگزار مطيع خداوند
4خداوند به من آموخته كه چه بگويم و چگونه خستگان را به كلام خود توانايی بخشم. او هر صبح مرا بيدار میكند و فهم مرا روشن میسازد تا خواست او را بدانم. 5خداوند با من صحبت كرد و من به سخنانش گوش دادم. با او مخالفت نكردم و از او برنگشتم. 6پشتم را به ضرب شلاق كسانی كه مرا میزدند سپردم و در برابر كسانی كه ريش مرا میكندند و به صورتم تف میانداختند و به من اهانت میكردند، مقاومت نكردم.
7از اهانت آنان ترسی ندارم، زيرا خداوند ياور من است. بنابراين، روی خود را همچون سنگ خارا ساختهام تا خواست خداوند را بجا آورم. يقين دارم پيروز خواهم شد، 8زيرا خداوند نزديک است و از حق من دفاع خواهد كرد. پس كيست كه جرأت كند با من بجنگد؟ دشمنان كجا هستند؟ بگذار جلو بيايند! 9خداوند پشتيبان من است، پس كيست كه بتواند مرا محكوم سازد؟ تمام دشمنانم مانند لباس بيد خورده از بين خواهند رفت!
10ای كسانی كه ترس خداوند را در دل داريد و مطيع خدمتگزار او هستيد، به خداوند اعتماد كنيد. هر چند راه شما تاريک باشد و هيچ نوری به آن نتابد، اما شما به خدای خود اطمينان داشته باشيد. 11كسانی كه به روشنايی خود اعتماد میكنند و خود را با آتش خويش گرم میكنند و نه با آتش خداوند، زندگی را با غم و اندوه سپری خواهند كرد.
51نجات دهندهٔ اورشليم
1خداوند میفرمايد: «ای كسانی كه میخواهيد نجات يابيد، ای كسانی كه چشم اميدتان به من است، سخنان مرا بشنويد. به معدنی كه از آن استخراج شدهايد و به صخرهای كه از آن جدا گشتهايد، توجه نماييد. 2به اجدادتان ابراهيم و ساره فكر كنيد كه از ايشان بوجود آمديد. هنگامی كه ابراهيم را دعوت كردم او فرزندی نداشت و تنها بود، اما من او را بركت دادم و قوم بزرگی از او بوجود آوردم.
3«من بار ديگر اسرائيل را بركت خواهم داد و خرابههای آن را آباد خواهم ساخت. زمينهای باير و بيابانهای خشک آن چون باغ عدن سرسبز خواهند شد. خوشی و شادمانی همه جا را پر خواهد ساخت، و شكرگزاری همراه با سرودهای شاد در همه جا به گوش خواهد رسيد.
4«ای قوم من، به من گوش دهيد. من احكام و قوانين خود را صادر میكنم تا بوسيلهٔ آنها به قومهای جهان روشنايی ببخشم. 5بزودی میآيم تا آنها را نجات دهم و با عدل و انصاف بر آنها حكومت كنم. سرزمينهای دور دست دنيا كه چشم به راه من هستند به قدرت من اعتماد خواهند كرد. 6چشمان خود را به آسمان بدوزيد و به زمين زير پايتان نگاه كنيد، روزی خواهد آمد كه آسمان مانند دود، ناپديد خواهد شد و زمين همچون لباس، پوسيده خواهد شد و مردمش خواهند مرد. اما نجاتی كه من به ارمغان میآورم برای هميشه باقی خواهد ماند و عدالت من هرگز از بين نخواهد رفت.
7«ای كسانی كه احكام مرا دوست میداريد و خوب را از بد تشخيص میدهيد، به من گوش كنيد. از سرزنش و تهمت مردم نترسيد؛ 8زيرا بيد، آنها را مانند لباس از بين خواهد برد و كرم، ايشان را همچون پشم خواهد خورد. اما عدالت من هرگز از بين نخواهد رفت و كار نجاتبخش من نسل اندر نسل باقی خواهد ماند.»
9ای خداوند برخيز و با قدرتت ما را نجات ده همانگونه كه در گذشته ما را نجات دادی. تو همان خدايی هستی كه اژدهای رود نيل، يعنی مصر را نابود كردی. 10تو دريا را خشک ساختی و راهی از ميان آن باز كردی تا قومی كه آزاد ساخته بودی از آن عبور كنند. 11ای خداوند بگذار كسانی كه آزاد كردهای سرودخوانان و شادیكنان به اورشليم بازگردند. بگذار غم و اندوه آنان پايان يابد و خوشی و شادمانی جاودانی نصيبشان شود.
12خداوند میفرمايد: «من هستم كه به شما تسلی میدهم و شما را شاد میسازم؛ پس چرا از انسان فانی میترسيد انسانی كه مانند گياه، خشک شده، از بين میرود؟ 13آيا مرا كه آفرينندهٔ شما هستم و زمين را بنياد نهادم و آسمانها را بر آن گسترانيدم، فراموش كردهايد؟ چرا دائم از ظلم و ستم انسانها میترسيد و تمام روز از خشم آنان میهراسيد؟ 14شما اسيران، بزودی آزاد خواهيد شد. ديگر در سياهچالها گرسنه نخواهيد ماند و نخواهيد مرد. 15من خداوند، خدای شما هستم همان خداوند قادر متعال كه از ميان امواج خروشان دريا، راهی خشک برای شما پديد آورد! 16من كه زمين را بنياد نهادم و آسمانها را برقرار ساختم، به اسرائيل میگويم: شما قوم من هستيد. من احكام خود را به شما دادهام و با دست خود شما را حفظ میكنم.»
پايان رنجهای اورشليم
17برخيز ای اورشليم، برخيز! به اندازهٔ كافی از كاسهٔ غضب خداوند نوشيدهای. آن را تا ته سر كشيدهای و سرگيجه گرفتهای. 18كسی از ساكنانت باقی نمانده تا دستت را بگيرد و تو را راهنمايی كند. 19بلای مضاعف بر تو عارض شده است؛ سرزمينت خراب شده و مردمانت از قحطی و شمشير به هلاكت رسيدهاند. ديگر كسی باقی نمانده تا تو را دلداری و تسلی دهد. 20مردم تو مانند آهوانی هستند كه در دام صياد گير كرده باشند؛ آنها در كوچههايت افتادهاند و قدرت ندارند از جا برخيزند، زيرا خداوند غضب خود را بر آنها نازل كرده است. 21اما ای مصيبتزدگان كه مست و گيج هستيد، اما نه از شراب، اكنون گوش دهيد. 22خداوند، خدايتان كه مدافع شماست چنين میگويد: «من كاسهٔ غضب خود را كه باعث سرگيجهٔ شما شده از دست شما میگيرم و شما ديگر مجبور نخواهيد شد از آن بنوشيد. 23كاسهٔ غضب خود را به دست كسانی خواهم داد كه بر شما ظلم میكنند و شما را وا میدارند در كوچهها دراز بكشيد تا شما را مانند خاک زمين لگدمال كنند.»
52خدا اورشليم را نجات خواهد داد
1برخيز ای اورشليم، برخيز و بار ديگر خود را قوی ساز! ای شهر مقدس، لباس زيبايت را بپوش، زيرا ديگر گناهكاران وارد تو نخواهند شد. 2ای اورشليم، از ميان خاک بلند شو! ای اسيرشدگان اورشليم، بندهای اسارت را از گردن خود باز كنيد! 3زيرا خداوند میفرمايد: «مفت اسير شدهايد و مفت نيز آزاد خواهيد شد. 4در گذشته با ميل خود به مصر رفتيد تا در آنجا زندگی كنيد، اما بعد آشور شما را اسير كرد؛ 5و اينک در بابل بیجهت بر شما ظلم میكنند. آنها شما را اسير كردهاند و از شادی فرياد برمیآورند و هر روز نام مرا بیحرمت میسازند. 6اما روزی خواهد آمد كه شما، ای قوم من، به قدرتی كه در نام من است پی خواهيد برد و خواهيد فهميد كه اين من هستم، بلی من هستم، كه با شما سخن میگويم.»
7چه زيباست پاهای پيک خوش خبری كه از كوهستان میآيد و خبر صلح و نجات را میآورد و به اسرائيل میگويد: «خدای تو سلطنت میكند!» 8دیدبانان از شادی با صدای بلند سرود میخوانند، زيرا با چشمان خود میبينند كه خداوند دوباره به اورشليم باز میگردد. 9ای خرابههای اورشليم با صدای بلند آواز شادمانی سر دهيد، زيرا خداوند اورشليم را آزاد خواهد ساخت و قوم خود را تسلی خواهد داد. 10خداوند در برابر چشمان تمام قومها، قدرت مقدس خود را به کار خواهد برد و قوم خود را نجات خواهد داد تا همه آن را ببينند.
11اينک خود را از قيد اسارت آزاد سازيد و بابل و تمام مظاهر آن را پشت سر بگذاريد، زيرا آنها ناپاک هستند. شما قوم مقدس خداوند هستيد. ای همهٔ شما كه ظروف خانهٔ خداوند را حمل میكنيد و به وطن باز میگرديد، خود را پاک سازيد! 12اين بار ديگر با عجله از سرزمين اسارتتان نخواهيد رفت و لازم نخواهد بود كه بگريزيد، زيرا خداوند پيشاپيش شما خواهد رفت و خود خدای اسرائيل، حافظ شما خواهد بود.
خدمتگزار رنجديدهٔ خداوند
13خداوند میفرمايد: «خدمتگزار من در كار خود كامياب و بسيار سرافراز خواهد شد. 14بسياری از مردم با ديدن او متحير میشوند، زيرا صورت او به قدری عوض شده كه ديگر شكل انسان ندارد. 15او خون خود را بر قومهای بسيار خواهد پاشيد و آنها را از گناه پاک خواهد ساخت. پادشاهان جهان در حضور او دهان خود را خواهند بست، زيرا چيزهايی را خواهند ديد كه كسی برای آنها تعريف نكرده و چيزهايی را خواهند فهميد كه از كسی نشنيده بودند.»
531اما چه كم هستند كسانی كه اين حقيقت را باور میكنند! چه کم هستند كسانی كه خداوند اين حقيقت را به آنان آشكار ساخته است! 2در نظر خدا او مانند درخت سبزی بود كه در زمين خشک و شورهزار روئيده و ريشه دوانده باشد؛ اما در نظر ما او زيبايی و جلوهای نداشت كه مشتاقش باشيم.
3ما او را خوار شمرديم و رد كرديم، اما او درد و غم را تحمل كرد. همهٔ ما از او رو برگردانيديم. او خوار شد و ما هيچ اهميت نداديم. 4اين دردهای ما بود كه او به جان گرفته بود، اين رنجهای ما بود كه او بر خود حمل میكرد؛ اما ما گمان كرديم اين درد و رنج مجازاتی است كه خدا بر او فرستاده است. 5برای گناهان ما بود كه او مجروح شد و برای شرارت ما بود كه او را زدند. او تنبيه شد تا ما سلامتی كامل داشته باشيم. از زخمهای او ما شفا يافتيم. 6ما همچون گوسفندانی كه آواره شده باشند، گمراه شده بوديم؛ راه خدا را ترک كرده به راههای خود رفته بوديم. با وجود اين، خداوند تقصيرها و گناهان همهٔ ما را به حساب او گذاشت!
7با او با بیرحمی رفتار كردند، اما او تحمل كرد و زبان به شكايت نگشود. او را مانند بره به كشتارگاه بردند؛ و او همچون گوسفندی كه نزد پشم برندهاش بیزبان است، خاموش ايستاد و سخنی نگفت. 8به ناحق او را به مرگ محكوم كرده، كشتند و مردم نفهميدند كه او برای گناهان آنها بود كه كشته میشد بلی، او به جای مردم مجازات شد. 9هنگامی كه خواستند او را همراه خطاكاران دفن كنند، او را در قبر مردی ثروتمند گذاشتند؛ اما هيچ خطايی از او سر نزده بود و هيچ حرف نادرستی از دهانش بيرون نيامده بود.
10خداوند میفرمايد: «اين خواست من بود كه او رنج بكشد و بميرد. او جانش را قربانی كرد تا آمرزش گناهان به ارمغان آورد، بنابراين صاحب فرزندان بیشمار خواهد شد. او زندگی را از سر خواهد گرفت53:10 «او زندگی را از سر خواهد گرفت» يا «عمر او طولانی خواهد شد». و ارادهٔ من به دست او اجرا خواهد شد. 11هنگامی كه ببيند عذابی كه كشيده چه ثمری به بار آورده، راضی و خشنود خواهد شد. خدمتگزار عادل من بار گناهان بسياری از مردم را به دوش خواهد گرفت و من به خاطر او آنها را خواهم بخشيد. 12به او مقامی بزرگ و قدرتی عظيم خواهم داد، زيرا او خود را فدا كرد، از خطاكاران محسوب شد، بار گناهان بسياری را بر دوش گرفت و برای خطاكاران شفاعت كرد.»
54محبت خدا نسبت به اسرائيل
1ای اورشليم، ای زن بیاولاد، شاد باش و سرود بخوان، زيرا فرزندان تو زيادتر از فرزندان زنی خواهند شد كه شوهرش او را ترک نگفته باشد! 2خيمهای را كه در آن زندگی میكنی وسيعتر كن و پردههای آن را پهنتر ساز، طنابهايش را دراز كن و ميخهايش را محكم ساز؛ 3زيرا بزودی جمعيت تو زياد خواهد شد. فرزندانت نزد تو باز خواهند گشت و اين سرزمين را كه به دست بيگانگان افتاده، تصاحب خواهند كرد و شهرهای ويران را دوباره آباد خواهند ساخت.
4نترس و نگران نباش، زيرا ديگر رسوا و خوار نخواهی شد. خيانتی را كه در جوانيت مرتكب شدهای به ياد نخواهی آورد و تنهايی زمان بيوگیات را فراموش خواهی كرد؛ 5زيرا آفرينندهٔ تو كه نامش خداوند قادر متعال است، شوهر تو خواهد بود. خدای مقدس اسرائيل كه خدای تمام جهان است، نجات دهندهٔ تو خواهد بود. 6ای اسرائيل، تو مانند زن جوان رنجديدهای هستی كه شوهرش او را ترک گفته باشد. اما خداوند تو را دوباره نزد خود میخواند و میگويد: 7«برای اندک مدتی تو را ترک گفتم، اما اينک با محبتی عميق تو را نزد خود برمیگردانم.» 8خداوند كه حامی توست میفرمايد: «در لحظهٔ غضب، روی خود را از تو برگردانيدم، اما اينک با محبت جاودانی تو را دوست خواهم داشت.
9«همانگونه كه در زمان نوح قسم خوردم كه ديگر نگذارم طوفان جهان را فرا گيرد، اكنون نيز قسم میخورم كه بار ديگر بر تو خشمگين نشوم و تو را تنبيه نكنم. 10هر چند کوهها جابهجا شوند و تپهها نابود گردند، اما محبت من نسبت به تو هرگز از بين نخواهد رفت و پيمان سلامتیای كه با تو بستهام هيچوقت شكسته نخواهد شد.» خداوند كه تو را دوست دارد اين را میگويد.
11«ای شهر داغديده و رنجور من كه تسلی نيافتهای، من تو را بازسازی خواهم كرد؛ تو را با سنگهای قيمتی بنياد خواهم نهاد. 12برجهايت را با لعل و دروازهها و ديوارهايت را با گوهرهای درخشان بنا خواهم كرد. 13همهٔ ساكنانت از من تعليم خواهند گرفت و سلامتی و كاميابی روز افزونی نصيب ايشان خواهد شد. 14عدل و انصاف در تو حكمفرما خواهد شد و تو از ظلم و آزار ديگران در امان خواهی ماند. در صلح و آرامش به سر خواهی برد و ديگر نخواهی ترسيد. 15اگر قومی بر تو هجوم آورند، اين امر با اجازهٔ من نخواهد بود. پس آنانی كه با تو بجنگند، از پای در خواهند آمد.
16«آهنگر را كه آتش كوره را میدمد و اسلحه میسازد، من آفريدهام. سرباز را نيز كه اسلحه به دست میگيرد و میجنگد، من بوجود آوردهام؛ 17و من میگويم هر اسلحهای كه بر ضد تو ساخته شود كاری از پيش نخواهد برد و تو بر تمام مدعيانت غالب خواهی شد. من خدمتگزارانم را حمايت میكنم و به آنان پيروزی میبخشم.» اين است آنچه خداوند میفرمايد.
55دعوت از تشنگان
1خداوند میفرمايد: «ای همهٔ تشنگان، نزد آبها بياييد؛ ای همهٔ شما كه پول نداريد، بياييد نان بخريد و بخوريد! بياييد شير و شراب را بدون پول بخريد و بنوشيد! 2چرا پول خود را خرج چيزی میكنيد كه خوردنی نيست؟ چرا دسترنج خود را صرف چيزی میكنيد كه سيرتان نمیكند؟ به من گوش دهيد و از من اطاعت كنيد تا بهترين خوراک را بخوريد و از آن لذت ببريد.
3«ای قوم من، با گوشهای باز و شنوا نزد من بياييد تا زنده بمانيد. من با شما عهدی جاودانی میبندم و بركاتی را كه به داوود پادشاه وعده دادهام به شما میدهم. 4همانگونه كه او سرزمينها را تسخير كرد و قدرت مرا ظاهر ساخت، 5شما نيز قومهای بيگانه را فراخواهيد خواند و آنها آمده، مطيع شما خواهند شد. من كه خداوند، خدای مقدس اسرائيل هستم اين كار را برای خودم خواهم كرد و به شما عزت و افتخار خواهم بخشيد.»
6خداوند را مادامی كه يافت میشود بطلبيد، و مادامی كه نزديک است او را بخوانيد. 7ای گناهكاران، از كارها و فكرهای فاسد خود دست بكشيد و به سوی خداوند بازگشت كنيد، زيرا او بسيار بخشنده است و بر شما رحم خواهد كرد.
8خداوند میفرمايد: «فكرهای من فكرهای شما نيست، و راههای من هم راههای شما نيست. 9به همان اندازه كه آسمان بلندتر از زمين است، راههای من نيز از راههای شما و فكرهای من از فكرهای شما بلندتر و برتر است.
10«كلام من مانند برف و باران است. همانگونه كه برف و باران از آسمان میبارند و زمين را سيراب و بارور میسازند و به كشاورز بذر و به گرسنه نان میبخشند، 11كلام من نيز هنگامی كه از دهانم بيرون میآيد بیثمر نمیماند، بلكه مقصود مرا عملی میسازد و آنچه را اراده كردهام انجام میدهد.
12«ای قوم من، شما با شادی از بابل بيرون خواهيد آمد و با آرامش آنجا را ترک خواهيد گفت. کوهها و تپههای اطراف شما با شادی سرود خواهند خواند و درختان صحرا برای شما دست خواهند زد! 13به جای خار و خس، درختان سبز و خوشبويی چون صنوبر و آس خواهند روييد. اين معجزه، يادبودی جاودانی خواهد بود از آنچه من انجام دادهام.»
56نجات قومهای جهان
1خداوند به قوم خود چنين میگويد: «با انصاف رفتار كنيد و آنچه را كه راست و درست است انجام دهيد، زيرا بزودی میآيم تا شما را آزاد سازم. 2من كسانی را كه حرمت روز ”سَبَت“ را نگاه میدارند و از انجام دادن هر كار بدی دوری میكنند، بركت خواهم داد.»
3قومهای غيريهود نيز وقتی خداوند را بپذيرند، از بركت او برخوردار خواهند شد. پس ايشان نگويند: «خداوند ما را از قوم خود نمیداند.» همچنين مردانی كه نمیتوانند صاحب فرزند شوند گمان نكنند كه از قوم خدا جدا هستند؛ 4زيرا خداوند دربارهٔ آنها میگويد: «اگر ايشان حرمت روز سبت را نگه دارند و آنچه را كه مورد پسند من است بجا آورند و به عهد من وفادار بمانند، 5آنگاه نام ايشان در خانهٔ من و در ميان قوم من تا ابد به يادگار خواهد ماند و نامی پر افتخارتر از نام كسانی خواهد بود كه صاحب فرزند هستند.»
6همچنين خداوند در مورد قومهای غيريهود كه به قوم او ملحق میشوند و او را خدمت میكنند، و او را دوست داشته، خدمتگزار او میشوند، چنين میگويد: «اگر حرمت روز سبت را نگاه دارند و به عهد من وفادار بمانند، 7ايشان را نيز به كوه مقدس خود خواهم آورد و در خانهٔ عبادتم ايشان را شاد خواهم ساخت و قربانیها و هدايای ايشان را قبول خواهم كرد. خانهٔ من ”خانهٔ عبادت همهٔ قومها“ ناميده خواهد شد.»
8خداوند كه بنیاسرائيل را از تبعيد به وطن باز میگرداند، میفرمايد: «علاوه بر قوم خود اسرائيل، قومهای ديگر را نيز جمع كرده، به اسرائيل خواهم آورد.»
محكوميت رهبران اسرائيل
9خداوند به قومهای بيگانه دستور میدهد كه مانند حيوانات درنده به قوم او حمله كنند و آنان را بدرند. 10او میگويد: «رهبران اسرائيل كه میبايست قوم مرا از خطر آگاه سازند، خود كور هستند و شعور ندارند. مانند سگهای گلهای هستند كه هنگام خطر پارس نمیكنند؛ فقط دوست دارند دراز بكشند و بخوابند. 11سگهای حريصی هستند كه هرگز سير نمیشوند. اين رهبران قوم، فهم و شعور ندارند. هر چه دلشان میخواهد میكنند و فقط دنبال سود خود هستند. 12آنها میگويند: ”بياييد شراب بياوريم و بنوشيم و مست شويم. زندگی همين است. فردا روز بهتری خواهيم داشت!“»
57محكوميت بدكاران اسرائيل
1انسانهای خوب، ديده از جهان فرو میبندند و اشخاص خداشناس پيش از وقت میميرند و كسی نيست كه در اين باره فكر كند و دليل اين امر را بفهمد. ايشان میميرند تا از مصيبتی كه در راه است نجات يابند. 2هنگامی كه خداشناسان میميرند، از آرامش برخوردار میشوند و استراحت میيابند.
3و اما شما ای بدكاران، جلو بياييد! ای اولاد جادوگران و زناكاران، نزديک بياييد! 4-5شما چه كسی را مسخره میكنيد؟ به چه كسی دهن كجی میكنيد؟ ای آدمهای گناهكار و دروغگو، شما همان اشخاصی هستيد كه زير سايهٔ درختان زنا میكنيد و در درهها و زير شكاف صخرههای بلند فرزندان خود را برای بتها قربانی میكنيد. 6سنگهای صاف را از ميان درهها برمیداريد و آنها را چون خدا میپرستيد و هدايای گوناگون به آنها تقديم میكنيد. آيا فكر میكنيد اين رفتارتان خدا را خشنود میكند؟ 7به کوههای بلند میرويد تا در آنجا زنا كنيد و برای بتهايتان قربانی كنيد. 8شما بتهايتان را پشت درهای بسته قرار میدهيد و آنها را میپرستيد. اين عمل شما زناكاری است، زيرا به جای اينكه خدا را دوست داشته باشيد و عبادت كنيد، به بتها عشق میورزيد و آنها را میپرستيد. 9با عطر و روغن به حضور بت «مولک» میرويد تا آنها را تقديمش كنيد. به سفرهای دور و دراز میرويد، حتی به جهنم هم پا میگذاريد، تا شايد خدايان تازهای بيابيد و به آنها دل ببنديد. 10آنقدر میگرديد تا خسته و درمانده میشويد، ولی دست از جستجو برنمیداريد. به خود قوت قلب میدهيد و پيش میرويد.
11خداوند میفرمايد: «اين بتها چه هستند كه از آنها میترسيد و به من خيانت میكنيد؟ چرا مرا ديگر به ياد نمیآوريد؟ آيا علت اينكه از من نمیترسيد اين نيست كه سكوت كردهام و چيزی نگفتهام؟ 12شما فكر میكنيد كار درستی انجام میدهيد، ولی وقتی من كارهای زشت شما را برملا سازم، آنگاه بتهای شما نيز قادر نخواهند بود شما را ياری دهند. 13از دست اين بتهايی كه برای خود جمع كردهايد كاری ساخته نيست و آنها به فرياد شما نخواهند رسيد؛ آنها به قدری ضعيفند كه يک وزش باد میتواند آنها را از جا بركند و با خود ببرد. اما بدانيد كسانی كه به من توكل دارند مالک زمين و وارث كوه مقدس من خواهند شد.»
وعدهٔ آرامش
14خداوند میگويد: «قوم من به سوی من باز میگردند! پس راه را آماده سازيد و سنگها و موانع را از سر راه برداريد.»
15خدای متعال و مقدس كه تا ابد زنده است، چنين میگويد: «من در مكانهای بلند و مقدس ساكنم و نيز در وجود كسی كه روحی متواضع و توبهكار دارد، تا دل او را زنده سازم و نيروی تازه به او بخشم. 16من تا ابد شما را محكوم نخواهم كرد و بر شما خشمگين نخواهم ماند، زيرا اگر چنين كنم تمام جانهايی كه آفريدهام از بين خواهند رفت. 17من به علت طمعكاری شما غضبناک شدم و تنبيهتان كردم و شما را ترک گفتم. اما شما راه خود را ادامه داديد و از آن دست نكشيديد. 18كارهای شما را میبينم، اما با وجود اين شما را شفا خواهم داد. شما را هدايت خواهم كرد و تسلی خواهم داد. به شما كمک خواهم كرد تا برای گناهانتان ماتم بگيريد و به آنها اعتراف كنيد. 19همهٔ مردم از سلامتی برخوردار خواهند شد چه آنانی كه دورند و چه آنانی كه نزديكند؛ زيرا من ايشان را شفا خواهم بخشيد. 20اما بدكاران مانند دريای متلاطمی هستند كه هرگز آرام نمیگيرد، بلكه هميشه گل و لجن بالا میآورد. 21برای بدكاران سلامتی و آرامش وجود ندارد.» اين است آنچه خداوند میفرمايد.
58روزهٔ حقيقی
1خداوند میفرمايد: «صدای خود را چون شيپور بلند كن و گناهان قومم را به ايشان اعلام كن. 2آنها هر روز مرا عبادت میكنند و وانمود میكنند كه مايلند احكام مرا بدانند و اوامر مرا اجرا كنند. میگويند كه هرگز احكام عادلانهٔ مرا زير پا نگذاشتهاند و هميشه از پرستش من لذت بردهاند.»
3قوم اسرائيل میگويند: «چرا وقتی روزه میگيريم خداوند نمیبيند؟ چرا وقتی به خود رياضت میدهيم او به ما توجه نمیكند؟»
خداوند چنين پاسخ میدهد: «دليلش اين است كه در ايام روزهداری باز دنبال سود خود هستيد و بر كارگران زير دست خود ظلم میكنيد. 4روزهداری شما باعث میشود با يكديگر با خشونت رفتار كنيد و بجنگيد. آيا فكر میكنيد اين نوع روزه مقبول من است؟ 5هنگامی كه قصد داريد روزه بگيريد، خود را رياضت میدهيد و سرتان را مثل نی خم میكنيد و روی پلاس و خاكستر دراز میكشيد و گمان میكنيد با اين كارها مقبول من خواهيد شد.
6«روزهای كه من میپسندم اين است كه زنجيرهای ظلم را پاره كنيد و يوغ ستم را بشكنيد و مظلومان را آزاد كنيد؛ 7خوراكتان را با گرسنگان تقسيم كنيد و فقيران بیكس را به خانهٔ خود بياوريد؛ اشخاص برهنه را لباس بپوشانيد و از كمک به بستگانتان دريغ نكنيد. 8اگر چنين كنيد من نيز رحمت خود را همچون سپيده دم بر شما خواهم تاباند و امراض شما را فوری شفا خواهم داد. حضور پرجلال من هميشه با شما خواهد بود و شما را از هر طرف محافظت خواهد كرد. 9وقتی دعا كنيد اجابت خواهم كرد و هنگامی كه كمک بطلبيد، به ياری شما خواهم آمد.
«اگر از ظلم كردن به ضعفا دست برداريد و ناحق به كسی تهمت نزنيد و سخنان دروغ شايع نكنيد؛ 10از خوراک خود به گرسنگان بدهيد و به كسانی كه در تنگنا هستند كمک كنيد، آنگاه نور شما در تاريكی خواهد درخشيد و تاريكی اطرافتان مانند روز روشن خواهد شد؛ 11و من شما را هميشه هدايت نموده، با چيزهای خوب سيرتان خواهم كرد. شما را قوی و سالم نگاه خواهم داشت. شما مانند باغی پر بار و چشمهای پر آب خواهيد بود. 12هموطنانتان خرابههای قديمی شهرهايتان را دوباره بنا خواهند كرد و شما به قومی معروف خواهيد شد كه حصارها و شهرهای خود را بازسازی میكند.»
13خداوند میفرمايد: «اگر روز مقدس سبت را نگاه داريد و در آن روز كار نكنيد و به خوشگذرانی نپردازيد، بلكه آن را محترم و مقدس بداريد و در آن روز مرا عبادت كنيد، و در پی هوی و هوس خود نرويد و سخنان بيهوده نگوييد، 14آنگاه شادی من نصيب شما خواهد شد. من شما را در تمام جهان سربلند خواهم كرد و بركاتی را كه به جدتان يعقوب وعده دادهام نصيب شما خواهم ساخت. من كه خداوند هستم اين را میگويم.»
59گناه قوم اسرائيل
1ای مردم فكر نكنيد كه خداوند ضعيف شده و ديگر نمیتواند شما را نجات دهد. گوش او سنگين نيست؛ او دعاهای شما را میشنود. 2اما گناهان شما باعث شده او با شما قطع رابطه كند و دعاهای شما را جواب ندهد. 3دستهای شما به خون آلوده است و انگشتهايتان به گناه. لبهای شما سخنان دروغ میگويد و از زبانتان حرفهای زشت شنيده میشود. 4در دادگاه عدالت را زير پا میگذاريد و با دروغهايی كه میگوييد رأی دادگاه را به نفع خود تغيير میدهيد. شما گناهكار و ظالم هستيد. 5-6نقشهٔ شومتان مانند تخم افعی است كه وقتی شكسته میشود افعی از آن بيرون میآيد و مردم را به هلاكت میرساند! اما بدانيد كه نقشههايتان عملی نخواهد شد و هيچ فايدهای به شما نخواهد رسانيد. آنها مانند لباسی هستند كه از تار عنكبوت بافته شده باشند. 7با فكرتان دائم نقشههای پليد طرح میكنيد و با پاهايتان به دنبال بیگناهان میدويد تا آنها را بكشيد. هر جا میرويد خرابی و ويرانی برجای میگذاريد 8و سلب آرامش میكنيد. تمام كارهای شما از روی بیانصافی است. راههای شما كج است، و هر كه در آن قدم بگذارد از آسايش برخوردار نخواهد شد.
اعتراف قوم اسرائيل
9مردم میگويند: «الان فهميديم چرا خدا ما را از دست دشمنانمان نجات نمیدهد و چرا هنگامی كه در انتظار نور بوديم، تاريكی به سراغمان آمد! 10مانند اشخاص نابينا، كورمال كورمال راه میرويم و در روز روشن جايی را نمیبينيم و به زمين میافتيم؛ گويی در دنيای مردگان زندگی میكنيم! 11همهٔ ما همچون خرسهای گرسنه خرناس میكشيم و مانند فاختهها میناليم. به خداوند روی میآوريم تا ما را نجات دهد، اما بیفايده است؛ زيرا او از ما روگردان شده است. 12گناهانی كه نسبت به خداوند مرتكب شدهايم در حضور او روی هم انباشته شده و عليه ما شهادت میدهند.
«ای خداوند، میدانيم كه گناهكاريم. 13ما تو را ترک گفته و رد كردهايم و از پيروی تو دست برداشتهايم. ما ظالم و ياغی هستيم. فكرهای ما كج است و حرفهای ما پر از دروغ. 14انصاف را زير پا گذاشتهايم؛ عدالت را از خود راندهايم؛ حقيقت را در كوچهها انداختهايم و صداقت را به بوتهٔ فراموشی سپردهايم. 15راستی از بين رفته است؛ و هر كه بخواهد از ناراستی دوری كند، مورد سرزنش واقع میشود.»
رستگاری قوم اسرائيل
خداوند تمام اين بديها را ديده و غمگين است. 16او تعجب میكند كه چرا كسی نيست به داد مظلومان برسد. پس او خود آماده میشود تا ايشان را نجات دهد، زيرا او خدای عادلی است. 17خداوند عدالت را مانند زره میپوشد و كلاهخود نجات را بر سر میگذارد. سراسر وجود او آكنده از حس عدالتخواهی است؛ او از ظالمان انتقام خواهد كشيد. 18دشمنان خود را به سزای اعمالشان خواهد رسانيد و مخالفان خود را حتی اگر در سرزمينهای دور دست نيز باشند، جزا خواهد داد. 19همهٔ مردم، از شرق تا غرب، از قدرت او خواهند ترسيد و به او احترام خواهند گذاشت. او مانند سيلابی عظيم و طوفانی شديد خواهد آمد.
20خداوند به قوم خود میگويد: «نجات دهندهای در اورشليم ظهور خواهد كرد تا كسانی را كه از گناهانشان دست میكشند، نجات بخشد. 21و اما من با شما اين عهد را میبندم: روح من كه بر شماست و كلام من كه در دهان شماست، هرگز از شما دور نخواهند شد. اين است عهد من با شما و با نسلهای شما تا ابد.»
60آيندهٔ پرشكوه اورشليم
1ای اورشليم برخيز و بگذار نور تو بدرخشد، زيرا جلال خداوند بر تو تابان است! 2تمام قومهای جهان در تاريكی فرو خواهند رفت، اما نور جلال خداوند بر تو خواهد تابيد، 3و پادشاهان و قومها به سوی تو خواهند آمد تا نور جلال خداوند را كه بر تو تابان است مشاهده كنند.
4به اطراف خود نگاه كن و ببين چگونه قوم تو جمع شده به سوی تو میآيند. ايشان پسران و دخترانت را در آغوش گرفته، از راه دور به وطن باز میگردند.
5تو اين را به چشم خواهی ديد و شاد خواهی شد و از شدت هيجان خواهی لرزيد. گنجهای جهان از راه دريا به سوی تو خواهد آمد و ثروت قومها نزد تو جمع خواهد شد. 6كاروانهای شتر از «مديان» و «عيفه» و «شبع» خواهند آمد و با خود طلا و بخور خواهند آورد. مردم خداوند را ستايش خواهند كرد و كارهای او را بشارت خواهند داد. 7تمام گلههای «قيدار» و «نبايوت» را نزد تو خواهند آورد تا بر قربانگاه خانهٔ خداوند قربانی كنند. در آن روز خداوند خانهٔ پرشكوه خود را زينت خواهد داد.
8اينها كيستند كه مانند ابر به سوی سرزمين اسرائيل در حركتند؟ ايشان به كبوترهايی میمانند كه به لانههای خود باز میگردند. 9اينها قوم خدا هستند كه سوار بر كشتی از سرزمينهای دور دست به وطن باز میگردند و با خود طلا و نقره میآورند، زيرا خدای مقدس اسرائيل كه در تمام دنيا مشهور است، قوم خود را در نظر همهٔ قومها عزت و احترام بخشيده است.
10خداوند به اورشليم میگويد: «بيگانگان آمده، ديوارهای تو را بازسازی خواهند كرد و پادشاهان آنها تو را خدمت خواهند نمود، زيرا هر چند در خشم خود تو را مجازات كردم، اما به لطف خويش بر تو رحم خواهم كرد. 11روز و شب، دروازههايت باز خواهد بود تا پادشاهان جهان ثروت كشورهای خود را نزد تو بياورند. 12هر قومی كه نخواهد تو را خدمت كند، هلاک شده، از بين خواهد رفت.
13«از جنگل لبنان چوبهای درختان صنوبر و كاج و چنار را برای تو ای اورشليم خواهند آورد تا تو را بازسازی كنند و خانهٔ مرا تزئين نمايند و شهر مرا باشكوه سازند. 14پسران كسانی كه بر تو ظلم كردهاند خواهند آمد و در مقابل تو زانو زده، تعظيم خواهند كرد و كسانی كه تو را تحقير كردهاند بر پاهايت خواهند افتاد و تو را سجده خواهند كرد. آنها تو را شهر خداوند، خدای مقدس اسرائيل خواهند ناميد.
15«تو زمانی متروک و مطرود بودی و كسی از تو عبور نمیكرد، اما اينک تو را برای هميشه باشكوه میسازم و تو تا ابد محل شادمانی خواهی بود. 16قومها و پادشاهان جهان نيازهای تو را برآورده خواهند ساخت و مانند يک مادر از تو مراقبت خواهند نمود. آنگاه خواهی فهميد كه من خداوند، خدای قادر اسرائيل، حامی و نجات دهندهٔ تو هستم.
17«من مفرغ تو را به طلا تبديل میكنم و آهن تو را به نقره، چوب تو را به مفرغ، و سنگ تو را به آهن. رهبران و حاكمانی به تو خواهم داد كه با صلح و عدالت بر تو حكومت كنند. 18ظلم و خرابی را از تو دور خواهم كرد و مانند ديواری محافظ، تو را احاطه خواهم نمود و تو مرا سپاس خواهی گفت چرا كه تو را نجات دادهام.
19«تو ديگر به روشنايی خورشيد و ماه احتياج نخواهی داشت، زيرا من كه خداوند هستم نور جاودانی تو و زيبايی تو خواهم بود. 20آفتاب تو هرگز غروب نخواهد كرد و ماه تو زوال نخواهد پذيرفت، زيرا من نور جاودانی تو خواهم بود، و روزهای سوگواريت پايان خواهند يافت. 21همهٔ افراد قوم تو مردمانی درستكار خواهند بود و سرزمين خود را تا ابد حفظ خواهند كرد. من ايشان را در آنجا خواهم كاشت تا عظمت و جلال خود را ظاهر كنم. 22حتی كوچكترين و ضعيفترين خاندان تو بزرگ شده، به قومی نيرومند تبديل خواهد شد. هنگامی كه زمان معين فرا رسد من كه خداوند هستم اين را بیدرنگ انجام خواهم داد.»
61مژدهٔ آزادی
1روح خداوند بر من است. خداوند مرا برگزيده تا به رنجديدگان بشارت دهم، دلشكستگان را شفا بخشم، به اسيران مژدهٔ آزادی دهم و كوران را بينا سازم. 2او مرا فرستاده تا به قوم او كه سوگوارند تسلی دهم و بگويم كه زمان رحمت خداوند برای ايشان و روز غضب او برای دشمنانشان فرا رسيده است. 3من غم مردم ماتم زده اورشليم را به شادی و سرور، و نوحهٔ آنان را به سرود حمد و ستايش تبديل خواهم كرد. آنان همچون درختان به دست خداوند كاشته خواهند شد و آنچه را كه راست و درست است انجام داده، باعث سرافرازی و ستايش وی خواهند بود. 4ايشان خرابههای قديمی را بازسازی خواهند كرد و شهرهايی را كه از مدتها پيش ويران بودهاند آباد خواهند نمود.
5ای قوم من، بيگانگان شما را خدمت خواهند كرد. ايشان گلههايتان را خواهند چرانيد و زمينهايتان را شخم خواهند زد و از باغهايتان نگهداری خواهند كرد. 6شما «كاهنان خداوند» و «خدمتگزاران خدای ما» ناميده خواهيد شد. گنجهای قومها را تصاحب خواهيد كرد و ثروت آنان از آن شما خواهد شد. 7رسوايی و سرافكندگی شما پايان خواهد يافت و سعادت مضاعف و شادی ابدی نصيبتان خواهد شد.
8خداوند میفرمايد: «عدل و انصاف را دوست دارم و از غارت و ستم بيزارم. پاداش رنج و زحمت قوم خود را خواهم داد و با ايشان عهد جاودانی خواهم بست. 9فرزندانشان در ميان قومهای جهان معروف خواهند شد. هر كه آنان را ببيند اعتراف خواهد كرد كه قوم برگزيده و مبارک خداوند هستند.»
10اورشليم میگويد: «خداوند خوشی عظيمی به من داده و مرا شاد ساخته است! او لباس نجات و ردای عدالت را به من پوشانده است! من مانند دامادی هستم كه بر سرش تاج نهادهاند و همچون عروسی هستم كه با زيورآلات، خود را آراسته است. 11خداوند عدالت خود را در تمام جهان آشكار خواهد كرد و همهٔ قومها او را ستايش خواهند نمود. عدالت او در باغ جهان خواهد روييد و شكوفه خواهد آورد!»
62نام جديد اورشليم
1من برای اورشليم دعا خواهم كرد و ساكت نخواهم نشست. آنقدر دعا خواهم كرد تا اورشليم نجات يابد و پيروزی او مانند مشعلی در تاريكی بدرخشد. 2ای اورشليم، قومها پيروزی تو را به چشم خواهند ديد و پادشاهان شكوه و عظمت تو را مشاهده خواهند كرد. خداوند نام جديدی بر تو خواهد نهاد، 3و تو برای خداوند تاج افتخار خواهی بود. 4تو را ديگر «متروک» نخواهند خواند و اسرائيل را «زن ترک شده» نخواهند ناميد. نام جديد تو «مرغوب» و نام جديد اسرائيل، «عروس» خواهد بود، زيرا خداوند به تو رغبت خواهد داشت و اسرائيل را همسر خود خواهد دانست. 5همانگونه كه يک مرد جوان، دوشيزهای را به عقد خود در میآورند، آفرينندهٔ تو نيز تو را همسر خود خواهد ساخت. همانگونه كه داماد به تازه عروسش دل میبندد، خداوند نيز به تو دل خواهد بست.
6-7ای اورشليم، بر حصارهايت دیدبانانی گماشتهام كه روز و شب دعا میكنند. آنان ساكت نخواهند شد تا هنگامی كه خداوند به وعدههايش عمل كند. ای كسانی كه دعا میكنيد، خداوند را آرامی ندهيد تا هنگامی كه اورشليم را استوار كند و آن را محل عبادت تمام مردم جهان سازد.
8خداوند برای اورشليم قسم خورده و با قدرت خويش به آن عمل خواهد كرد. او گفته است: «ديگر اجازه نخواهم داد دشمنان تو بر تو يورش آورند و غله و شرابت را كه برايش زحمت كشيدهای غارت كنند. 9ساكنان تو نانی را كه از غلهٔ خود به دست آوردهاند خواهند خورد و خداوند را شكر خواهند گفت؛ آنها شرابی را كه با دست خود درست كردهاند در صحن خانهٔ خداوند خواهند نوشيد.»
10ای مردم اورشليم از شهر خارج شويد و جادهای برای بازگشت قوم خود آماده سازيد! سنگها را از سر راه برداريد و پرچم را برافرازيد تا قومها آن را ببينند و بدانند 11كه خداوند به تمام مردم جهان اعلان میكند كه به شما بگويند: «ای مردم اورشليم، خداوند به نجات شما میآيد و قوم خود را كه آزاد ساخته است همراه خود میآورد!» 12ای مردم اورشليم، شما «قوم مقدس خدا» و «نجات يافتگان خداوند» ناميده خواهيد شد و اورشليم «شهر محبوب خدا» و «شهر مبارک خداوند» خوانده خواهد شد.
63پيروزی خداوند بر قومها
1«اين كيست كه از بصرهٔ ادوم میآيد؟ اين كيست كه در لباسی باشكوه و سرخ رنگ، با قدرت و اقتدار گام بر زمين مینهد؟»
«اين خداوند است. او قدرت نجات دارد و میآيد تا پيروزی خود را اعلان كند.»
2«چرا لباس او اينچنين سرخ است؟ مگر او در چرخشت، انگور زير پای خود فشرده است؟»
3خداوند پاسخ میدهد: «بلی، من به تنهايی انگور را در چرخشت، زير پا فشردم. كسی نبود به من كمک كند. در غضب خود، دشمنانم را مانند انگور زير پا له كردم. خون آنان بر لباسم پاشيد و تمام لباسم را آلوده كرد. 4وقتش رسيده بود كه انتقام قوم خود را بگيرم و ايشان را از چنگ دشمنان نجات دهم. 5نگاه كردم ببينم كسی به كمک من میآيد، اما با كمال تعجب ديدم كسی نبود. پس، خشم من مرا ياری كرد و من به تنهايی پيروز شدم. 6با خشم خود قومها را زار و ناتوان كرده، آنها را پايمال نمودم و خونشان را به زمين ريختم.»
دعا و نيايش
7از لطف و مهربانی خداوند سخن خواهم گفت و به سبب تمام كارهايی كه برای ما كرده است او را ستايش خواهم كرد. او با محبت و رحمت بیحد خويش قوم اسرائيل را مورد لطف خود قرار داد.
8خداوند فرمود: «بنیاسرائيل قوم من هستند و به من خيانت نخواهند كرد.» او نجات دهندهٔ ايشان شد 9و در همهٔ مشكلاتشان با ايشان بود. بلی، خود خداوند ايشان را نجات داد. او با محبت و دلسوزی آنان را رهانيد و سالهای سال از ايشان مراقبت كرد. 10اما ايشان نافرمانی كرده، روح مقدس او را محزون ساختند. پس، او نيز دشمن ايشان شد و با آنان جنگيد.
11آنگاه ايشان گذشته را به ياد آوردند كه چگونه موسی قوم خود را از مصر بيرون آورد. پس، فرياد برآورده گفتند: «كجاست آن كسی كه بنیاسرائيل را به رهبری موسی از ميان دريا عبور داد؟ كجاست آن خدايی كه روح مقدس خود را به ميان قومش فرستاد؟ 12كجاست او كه وقتی موسی دست خود را بلند كرد، با قدرت عظيم خود دريا را در برابر قوم اسرائيل شكافت و با اين كار خود شهرت جاودانی پيدا كرد؟ 13چه كسی ايشان را در اعماق دريا رهبری كرد؟»
خدا بنیاسرائيل را رهبری كرد و آنان مانند اسبانی اصيل كه در بيابان میدوند، هرگز نلغزيدند. 14آنان مانند گلهای بودند كه آرام در دره میچرد، زيرا روح خداوند به ايشان آرامش داده بود. بلی، او قوم خود را رهبری كرد، و نام او برای اين كار شهرت يافت.
15ای خداوند از آسمان به ما نگاه كن و از جايگاه باشكوه و مقدست به ما نظر انداز. كجاست آن محبتی كه در حق ما نشان میدادی؟ كجاست قدرت و رحمت و دلسوزی تو؟ 16تو پدر ما هستی! حتی اگر ابراهيم و يعقوب نيز ما را فراموش كنند، تو ای خداوند، از ازل تا ابد پدر و نجات دهندهٔ ما خواهی بود. 17خداوندا، چرا دلهايمان را سخت كردهای؟ چرا گذاشتی از راههای تو منحرف شويم و تو را احترام نكنيم؟ به خاطر بندگانت بازگرد! به خاطر قومت بازگرد! 18ما، قوم مقدس تو، مدت زمانی كوتاه مكان مقدس تو را در تصرف خود داشتيم، اما اينک دشمنان ما آن را ويران كردهاند. 19ای خداوند، چرا با ما طوری رفتار میكنی كه گويا هرگز قوم تو نبودهايم و تو نيز هرگز رهبر ما نبودهای؟
641ای كاش آسمانها را میشكافتی و پايين میآمدی! حضور تو كوهها را میجنبانيد 2و آنها را مانند آبی كه بر روی آتش بجوش میآيد، میلرزانيد. ای كاش میآمدی و قدرت خود را به دشمنانت نشان میدادی و حضور تو آنها را به لرزه میانداخت. 3زمانی تو اين كار را كردی؛ هنگامی كه انتظار آن را نداشتيم تو آمدی و با حضور خود كوهها را لرزاندی. 4از آغاز جهان تا به حال، نه كسی ديده و نه كسی شنيده كه خدای ديگری غير از تو برای پرستندگانش چنين كارهايی بكند.
5تو كسانی را نزد خود میپذيری كه با خوشحالی آنچه را كه راست است انجام میدهند. ولی ما آنچه را كه راست است انجام نداديم و تو بر ما غضبناک شدی. آيا برای ما كه مدت زيادی در گناه غوطهور بودهايم اميدی هست؟ 6همهٔ ما گناهكاريم؛ حتی كارهای خوب ما نيز تمام به گناه آلوده است. گناهانمان ما را مانند برگهای پاييزی خشک كرده، و خطايای ما همچون باد ما را با خود میبرد و پراكنده میكند. 7كسی نيست كه دست دعا به سوی تو دراز كند و از تو ياری خواهد. تو روی خود را از ما برگردانيدهای و به سبب گناهانمان، ما را ترک كردهای.
8اما ای خداوند، تو پدر ما هستی. ما گل هستيم و تو كوزهگر. همهٔ ما ساختهٔ دست تو هستيم. 9پس، ای خداوند، تا اين حد بر ما خشمگين نباش و گناهان ما را تا به ابد به خاطر نسپار. بر ما نظر لطف بيفکن، زيرا ما قوم تو هستيم. 10شهرهای مقدس تو ويران شدهاند. اورشليم مانند بيابان متروک شده است. 11عبادتگاه مقدس و زيبای ما كه اجدادمان در آن تو را عبادت میكردند، سوخته و تمام گنجينههای ما از بين رفته است. 12ای خداوند، آيا پس از اين همه مصيبت باز ساكت میمانی و میگذاری بيش از طاقت خود رنج بكشيم؟
65مجازات ياغيان قوم اسرائيل
1خداوند میفرمايد: «مردمی كه قبلاً در پی شناخت من نبودند، اينک مرا میطلبند؛ و قومهايی كه در صدد يافتن من نبودند، اكنون مرا پيدا كردهاند. 2اما قوم خاص خودم كه تمام مدت آغوشم برای پذيرفتن آنان باز بوده است، نسبت به من ياغی شدهاند و به راههای كج خود میروند. 3آنها دائم مرا خشمگين میسازند. در قربانگاههای باغهايشان به بتهای خويش قربانی تقديم میكنند و برای آنها بخور میسوزانند. 4شبها به قبرستانهای داخل غارها میروند تا ارواح مردگان را پرستش كنند. گوشت خوک و خوراكهای حرام ديگر میخورند، 5ولی به ديگران میگويند: به ما نزديک نشويد، ما را نجس نكنيد، ما از شما پاكتريم.» اين مردم مرا از خود سخت بيزار كردهاند و به آتش خشم من دامن زدهاند.
6«حكم محكوميت اين قوم در حضور من نوشته شده است. من ديگر تصميم خود را گرفتهام و ساكت نخواهم نشست و آنان را به سزای اعمالشان خواهم رساند. 7آنان را برای گناهانی كه خود و اجدادشان مرتكب شدهاند مجازات خواهم كرد. آنان بر روی كوهها برای بتها بخور سوزاندهاند و به من اهانت كردهاند. بنابراين، آنان را به سزای اعمالشان خواهم رساند.»
8خداوند میفرمايد: «هيچكس انگور خوب را از بين نمیبرد، بلكه از آن شراب تهيه میكند. من هم تمام قوم خود را از بين نخواهم برد، بلكه كسانی را كه مرا خدمت میكنند، حفظ خواهم كرد. 9اسرائیلیهايی را كه از قبيلهٔ يهودا هستند بركت خواهم داد و نسل آنان سرزمين كوهستانی مرا تصرف خواهند كرد. قوم برگزيدهٔ من كه مرا خدمت میكنند در اين سرزمين زندگی خواهند كرد. 10آنان مرا خواهند پرستيد و بار ديگر گلههای خود را در دشتهای شارون و درهٔ عاكور خواهند چرانيد.»
11اما خداوند به بقيهٔ قوم خود كه او را ترک كردهاند چنين میگويد: «شما عبادتگاه مرا به دست فراموشی سپردهايد و خدايان ”بخت“ و ”سرنوشت“ را میپرستيد. 12پس بدانيد كه تيره بخت شده، به سرنوشت شومی دچار خواهيد شد و از بين خواهيد رفت! هنگامی كه شما را صدا كردم جواب نداديد، و وقتی سخن گفتم گوش نداديد؛ بلكه عمداً آنچه را كه در نظرم ناپسند بود انجام داديد. 13بنابراين به شما میگويم كه خدمتگزاران من سير خواهند شد، ولی شما گرسنه خواهيد ماند؛ آنان آب خواهند نوشيد، اما شما تشنه خواهيد بود؛ آنان شادی خواهند كرد، ولی شما غمگين و شرمنده خواهيد شد؛ 14آنان از خوشحالی آواز خواهند خواند، اما شما از غم و ناراحتی فرياد خواهيد زد. 15نام شما در بين قوم من نامی ملعون خواهد بود. من كه خداوند هستم شما را خواهم كشت و به خدمتگزاران راستين خود نامی جديد خواهم داد.»
خلقت جديد
16خداوند میفرمايد: «روزی خواهد آمد كه هر کس بخواهد بركتی بطلبد يا سوگندی ياد كند، تنها نام خدای حق را بر زبان خواهد راند. سختيهای گذشته به کلی فراموش شده، از بين خواهد رفت، 17زيرا من زمين جديدی میسازم. هر چه در گذشته بوده کاملاً فراموش شده، ديگر به ياد آورده نخواهد شد. 18ای قوم من، از اين آفرينش جديد، تا ابد شاد و مسرور باشيد، زيرا اورشليم را نيز از نو میآفرينم تا شهر شادی و سرور شما باشد. 19من خود نيز برای وجود اورشليم و ساكنانش شادی خواهم كرد. در آنجا ديگر صدای گريه و زاری شنيده نخواهد شد.
20«نوزادان ديگر در سن كم نخواهند مرد و صد سالگان جوان محسوب خواهند شد. تنها كسانی پيش از وقت خواهند مرد كه گناه میكنند و زير لعنت هستند. 21-22در آن روزها، هر كه خانهای بسازد خود در آن ساكن خواهد شد و هر كه باغ انگوری غرس كند خود از ميوهٔ آن خواهد خورد، زيرا ديگر خانهها و باغهای انگور قوم من به دست دشمن نخواهد افتاد. ايشان مانند درختان، عمر طولانی خواهند كرد و از دسترنج خود بهرهمند خواهند شد و لذت خواهند برد. 23ديگر زحمتهايشان بر باد نخواهد رفت و فرزندانشان رنگ مصيبت را نخواهند ديد، زيرا هم آنان را و هم فرزندانشان را بركت خواهم داد. 24حتی پيش از آنكه مرا بخوانند به آنان جواب خواهم داد، و پيش از اينكه دعايشان را تمام كنند آن را اجابت خواهم كرد. 25گرگ و بره با هم خواهند چريد، شير مانند گاو كاه خواهد خورد و مار ديگر كسی را نيش نخواهد زد. در كوه مقدس من هيچ چيز و هيچكس صدمه نخواهد ديد و نابود نخواهد شد.»
66خداوند قومها را داوری میكند
1خداوند میفرمايد: «آسمان، تخت سلطنت من است و زمين، فرش زير پای من! پس چه خانهای میخواهيد برای من بسازيد تا در آن ساكن شوم؟ 2دست من تمام اين هستی را آفريده است. من نزد كسی ساكن میشوم كه فروتن و توبهكار است و از كلام من میترسد.
3«اما من از آنان كه به راههای خود میروند و گناهان خود را دوست میدارند، دور هستم و قربانیهايشان را قبول نمیكنم. اين گونه افراد وقتی بر قربانگاه من گاوی قربانی میكنند، مانند آنست كه انسانی را میكشند، و هنگامی كه گوسفندی را ذبح میكنند، مانند آنست كه سگی را قربانی میكنند. وقتی هديهای به من تقديم میكنند مثل آنست كه خون خوک را تقديم میكنند، و وقتی بخور میسوزانند مانند آنست كه بت را میپرستند. 4من نيز مصيبتهايی را كه از آن وحشت دارند بر آنها عارض میكنم، زيرا وقتی آنان را خواندم جواب ندادند و هنگامی كه با آنان صحبت كردم گوش ندادند، بلكه آنچه را كه در نظر من ناپسند بود انجام دادند و آنچه را كه نخواستم اختيار كردند.»
5ای كسانی كه از خداوند میترسيد و او را اطاعت میكنيد، به كلام او گوش دهيد. او میفرمايد: «برادرانتان از شما نفرت دارند و شما را از خود میرانند، زيرا به من ايمان داريد. آنها شما را مسخره كرده، میگويند: ”خداوند بزرگ است و سرانجام شما را نجات خواهد داد و ما شادی شما را خواهيم ديد!“ اما خود ايشان بزودی رسوا و سرافكنده خواهند شد.
6«در شهر چه غوغايی است؟ اين چه صدايی است كه از خانهٔ خدا به گوش میرسد؟ اين صدای خداوند است كه از دشمنانش انتقام میگيرد.»
7-8خداوند میگويد: «چه كسی تا به حال چنين چيز عجيبی ديده يا شنيده است كه قومی ناگهان در يک روز متولد شود؟ اما قوم اسرائيل در يک روز متولد خواهد شد؛ اورشليم حتی قبل از اينكه درد زايمانش شروع شود، فرزندان خود را به دنیا خواهد آورد. 9آيا فكر میكنيد كه من قوم خود را تا به مرحلهٔ تولد میرسانم، اما او را همانجا رها میكنم تا متولد نشود؟ نه، هرگز!»
10ای همهٔ كسانی كه اورشليم را دوست داريد و برايش سوگواری میكنيد، اينک خوشحال باشيد و با او به شادی بپردازيد! 11مانند كودكی كه از شير مادر تغذيه میكند، شما نيز از وفور نعمت اورشليم بهرهمند خواهيد شد و لذت خواهيد برد. 12زيرا خداوند میگويد: «من صلح و سلامتی در اورشليم پديد خواهم آورد و ثروت قومهای جهان را مانند رودخانهای كه آبش هرگز خشک نمیشود به آنجا سرازير خواهم كرد. شما مانند كودكان شيرخوار، از اورشليم تغذيه خواهيد كرد و در آغوش او به خواب خواهيد رفت و بر زانوانش نوازش خواهيد شد. 13من مانند مادری كه فرزندش را دلداری میدهد، شما را در اورشليم تسلی خواهم داد. 14هنگامی كه اين رويدادها را ببينيد، دل شما شاد خواهد شد و قوت و نشاط سراسر وجودتان را فرا خواهد گرفت. آنگاه خواهيد فهميد من كه خداوند هستم خدمتگزاران خود را ياری میدهم، اما با دشمنان خود با غضب رفتار میكنم.»
15اينک خداوند با آتش و با عرابههای تندرو میآيد تا كسانی را که مورد غضب او هستند به سختی مجازات كند. 16او با آتش و شمشير خود تمام مردم گناهكار جهان را مجازات خواهد كرد و عدهٔ زيادی را خواهد كشت.
17خداوند میگويد: «كسانی كه در باغهای خود، در پشت درختان بت میپرستند و گوشت خوک و موش و خوراكهای حرام ديگر میخورند، هلاک خواهند شد. 18من از كارها و فكرهای آنان آگاهی كامل دارم. من میآيم تا همهٔ قومها و نژادهای جهان را جمع كنم و ايشان را به اورشليم بياورم تا جلال مرا ببينند. 19در آنجا معجزهای بر ضد آنان نشان خواهم داد و آنان را مجازات خواهم كرد. اما از بين ايشان عدهای را حفظ خواهم كرد و آنان را به سرزمينهای دور دست كه هنوز نام مرا نشنيدهاند و به قدرت و عظمت من پی نبردهاند خواهم فرستاد، يعنی به ترشيش، ليبی، ليديه (كه تيراندازان ماهر دارد)، توبال و يونان. آری، ايشان را به اين سرزمينها خواهم فرستاد تا عظمت مرا به مردم آنجا اعلام كنند. 20سپس ايشان هموطنان شما را از آن سرزمينها جمع خواهند كرد و آنان را بر اسبها، عرابهها، تختهای روان، قاطرها و شترها سوار كرده، به كوه مقدس من در اورشليم خواهند آورد و به عنوان هديه به من تقديم خواهند كرد، همانگونه كه بنیاسرائيل هدايای خود را در ظروف پاک به خانهٔ من میآوردند و به من تقديم میكردند. 21و من برخی از ايشان را كاهن و لاوی خود خواهم ساخت.
22«همانگونه كه آسمانها و زمين جديدی كه من میسازم در حضور من پايدار میماند. همچنان نسل شما و نام شما نيز پايدار خواهند ماند. 23همهٔ مردم ماه به ماه و هفته به هفته به اورشليم خواهند آمد تا مرا پرستش كنند. 24هنگامی كه آنان اورشليم را ترک میكنند، جنازهٔ كسانی را كه بر ضد من برخاسته بودند، ملاحظه خواهند كرد. كرمی كه بدنهای آنها را میخورد هرگز نخواهد مرد و آتشی كه ايشان را میسوزاند هرگز خاموش نخواهد شد. همهٔ مردم با نفرت به آنان نگاه خواهند كرد.»