حجی
مقدمه
اين كتاب را حجی نبی در حدود ۵۲۰ ق. م. نوشته است. در اين زمان يهوديان از تبعيد در بابل به سرزمين خود بازگشته و در اورشليم مشغول بازسازی خانهٔ خدا بودند. اما پيش از اينكه بازسازی خانهٔ خدا تكميل شود، مردم آن را نيمهكاره رها میكنند و به مسايل ديگر میپردازند. همسايگان بدانديش يهوديان نيز با سخنان دروغ خود سعی میكنند آنان را دلسرد كنند و بترسانند. از طرف ديگر اردشير پادشاه نيز دستور میدهد تا بازسازی خانهٔ خدا متوقف شود. برخی از مردم يهود نيز لب به شكايت میگشايند كه اين ساختمان مانند ساختمان اصلی خانهٔ خدا كه سليمان ساخته بود، زيبا و پرشكوه نخواهد بود. آنها به فكر ساختن خانههای زيبا برای خود میافتند و ساختمان خانهٔ خدا را نيمهكاره میگذارند.
در نتيجه، خداوند خشكسالی میفرستد و محصول زمينهای آنان را از بين میبرد. مردم فقير میشوند و حتی لباس كافی ندارند تا خود را گرم كنند. در اين زمان حجی نبی با پيامی از جانب خداوند ظاهر میشود و يهوديان را ترغيب و تشويق میكند تا كار بازسازی خانهٔ خدا را دوباره شروع كنند. خداوند به آنان میگويد كه خانهٔ خدا بايد بزرگترين هدف آنان باشد و آنان بايد سخت كار كنند تا ساختمان آن را تكميل نمايند تا بتوانند مكانی برای عبادت داشته باشند. رويدادهای كتاب حجی به خواننده يادآور میشود كه بايد خداوند را بيش از هر چيز و هر کس دوست داشت.
1دعوت به بازسازی خانهٔ خدا
1در سال دوم سلطنت داريوش، در روز اول ماه ششم، خداوند پيامی توسط حجی نبی برای زروبابل (پسر شئلتیئيل) حاكم يهودا، و برای يهوشع (پسر يهوصادق) كاهن اعظم، فرستاد.
2خداوند قادر متعال به حجی نبی فرمود: «اين قوم میگويند كه اكنون وقت بازسازی خانهٔ خدا نيست.» 3سپس، خداوند اين پيام را توسط حجی نبی برای قوم فرستاد: 4«آيا اين درست است كه شما در خانههای نوساخته زندگی كنيد ولی خانهٔ من خراب بماند؟ 5به نتيجهٔ كارهايتان نگاه كنيد: 6بذر زياد میكاريد، ولی محصول كم برداشت میكنيد؛ میخوريد ولی سير نمیشويد؛ مینوشيد ولی تشنگیتان رفع نمیگردد؛ لباس میپوشيد اما گرم نمیشويد؛ مزد میگيريد ولی گويی آن را در جيبهای سوراخدار میگذاريد.
7«خوب فكر كنيد و ببينيد چه كردهايد و نتيجهاش چه بوده است! 8حال به كوه رفته، چوب بياوريد و خانهٔ مرا دوباره بسازيد تا من از آن راضی شوم و در آنجا مردم احترام مرا بجا آورند.
9«انتظار محصول فراوانی داشتيد، اما خيلی كم به دست آورديد؛ و وقتی همان مقدار كم را هم به منزل آورديد، آن را از بين بردم. میدانيد چرا؟ چون خانهٔ من خراب مانده و شما فقط به فكر خانههای خود هستيد. 10به همين علت است كه آسمان نمیبارد و زمين محصول خود را نمیدهد. 11من در سرزمين شما خشكسالی پديد آوردهام و اين خشكسالی تمام كوهها، مزرعهها، تاكستانها، باغهای زيتون و ساير محصولات و حتی انسان و حيوان و تمام حاصل دسترنج شما را فرا خواهد گرفت.»
12آنگاه زروبابل و يهوشع و تمام كسانی كه از اسارت برگشته بودند از خداوند ترسيدند و پيام حجی نبی را كه خداوند، خدايشان به او داده بود اطاعت كردند.
13سپس خداوند بار ديگر توسط نبی خود حجی به قوم فرمود: «من با شما هستم.» 14-15خداوند در زروبابل و يهوشع و تمام قوم علاقه و اشتياق ايجاد كرد تا خانهٔ او را بسازند. پس، در سال دوم سلطنت داريوش در روز بيست و چهارم ماه ششم همه جمع شده، به بازسازی خانهٔ خداوند قادر متعال، خدای خود پرداختند.
2شكوه خانهٔ خدا
1در روز بيست و يكم ماه هفتم همان سال، خداوند به حجی گفت:
2«از حاكم و كاهن اعظم و همهٔ قوم اين سؤال را بكن: 3آيا كسی در بين شما هست كه شكوه و عظمت خانهٔ خدا را آن طوری كه در سابق بود به خاطر آورد؟ آيا اين خانهای كه میسازيد در مقايسه با خانهٔ قبلی به نظر شما ناچيز نمیآيد؟
4«هر چند به ظاهر چنين است اما مأيوس نشويد. ای زروبابل و يهوشع و همهٔ قوم، قوی دل باشيد و كار كنيد، چون من با شما هستم. 5وقتی از مصر بيرون میآمديد به شما وعده دادم كه روح من در ميان شما میماند؛ پس ترسان نباشيد!»
6خداوند قادر متعال میفرمايد: «بزودی آسمانها و زمين، درياها و خشكی را به لرزه درمیآورم. 7تمام قومها را سرنگون میكنم، و ثروت آنها به اين خانه سرازير میشود2:7 «ثروت آنها به اين خانه سرازير میشود» يا «آرزوی آنها به اين خانه خواهد آمد». جملهٔ دوم، به نظر برخی مفسرين اشاره است به ظهور مسيح موعود. و من اين محل را با جلال خود پر میسازم. 8تمام طلا و نقرهٔ دنيا از آن من است. 9شكوه و عظمت آيندهٔ اين خانه از شكوه و عظمت خانهٔ قبلی بيشتر خواهد بود و در اين مكان به قوم خود صلح و سلامتی خواهم بخشيد.» اين است آنچه خداوند قادر متعال میفرمايد.
سؤال حجی از كاهنان
10در روز بيست و چهارم ماه نهم از دومين سال سلطنت داريوش، اين پيام از جانب خداوند قادر متعال به حجی نبی نازل شد:
11«از كاهنان بخواه تا جواب شرعی اين سؤال را بدهند: 12اگر كسی قسمتی از گوشت مقدس قربانی را در دامن ردايش گذاشته آن را حمل كند و برحسب اتفاق ردايش با نان، آش، شراب، روغن و يا هر نوع خوراک ديگری تماس پيدا كند، آيا آن خوراک مقدس میشود؟»
وقتی حجی از كاهنان اين سؤال را كرد آنها جواب دادند: «نه، مقدس نمیشود؟»
13سپس حجی پرسيد: «و اما اگر شخصی به جسد مردهای دست بزند و بدين ترتيب شرعاً نجس شود و بعد به يكی از اين خوراكها دست بزند، آيا آن خوراک نجس میشود؟»
كاهنان جواب دادند: «بلی، نجس میشود.»
14پس حجی گفت: «خداوند میفرمايد شما نيز در نظر من همينطور نجس هستيد و هر کاری كه میكنيد و هر قربانی كه به خانه من میآوريد، نجس است.»
وعدهٔ بركت
15خداوند میفرمايد: «خوب فكر كنيد و ببينيد قبل از اينكه دست به كار ساختن خانهٔ خداوند بزنيد وضع شما چگونه بود. 16در آن روزها وقتی انتظار داشتيد دو خروار محصول برداشت كنيد، فقط نصف آن به دستتان میرسيد، و هنگامی كه به اميد پنجاه ليتر شراب به سراغ خمرههايتان میرفتيد، بيشتر از بيست ليتر نمیيافتيد. 17من محصولات شما را با باد سوزان، آفت و تگرگ از بين بردم، اما با وجود همهٔ اينها به سوی من بازگشت نكرديد. 18ولی از امروز كه روز بيست و چهارم ماه نهم و روزی است كه بنياد خانهٔ خدا گذاشته شده است، ببينيد من برای شما چه خواهم كرد. 19اگرچه غلهای در انبارها باقی نمانده، و هنوز درختان انگور، انجير، انار و زيتون ميوه ندادهاند، ولی من به شما بركت خواهم داد.»
وعدهٔ خداوند به زروبابل
20در همان روز پيام ديگری از جانب خداوند به حجی رسيد:
21«به زروبابل، حاكم يهودا بگو كه بزودی آسمانها و زمين را به لرزه درمیآورم، 22تختهای فرمانروايان را واژگون میسازم و قدرت آنان را از بين میبرم. عرابهها و سواران را سرنگون میكنم، و اسبها كشته میشوند و سوارانشان يكديگر را با شمشير از پای در میآورند. 23اما وقتی كه اين امور واقع گردد، ای زروبابل، خدمتگزار من، تو برای من مانند نگين انگشتر خواهی بود، زيرا تو را برگزيدهام.» اين است آنچه خداوند قادر متعال میفرمايد.