تثنيه

مقدمه

كتاب تثنيه پنجمين كتاب كتاب‌مقدس است. رويدادهای نوشته شده در اين كتاب از آنجا آغاز می‌شود كه قوم اسرائيل، پس از چهل سال سرگردانی در بيابان، به كنار رود اردن رسيده‌اند. سرزمين موعود در آن سوس رود قرار دارد.

موسی زبان به سخن می‌گشايد و به هزاران اسرائيلی كه آمادهٔ ورود به كنعان هستند دستوراتی ابلاغ می‌كند. موسی نخست دليل چهل سال سرگردانی را ذكر می‌كند، سپس مفاد ده فرمان و دستورات ديگر الهی را كه خداوند توسط وی فرستاده بود، به قوم اسرائيل يادآوری می‌كند. («تثنيه» از ريشهٔ «ثانی» و به معنی مجدد و دوباره است. مقصود اين است كه دستورات و فرمانهايی كه در كتابهای قبلی ذكر شده بود، مجدداً در اين كتاب توسط موسی بازگو می‌شود و مورد تأكيد قرار می‌گيرد.)

در فصلهای ۱۲ الی ۱۶‏ كتاب تثنيه، موسی دستورات خداوند را برای قوم اسرائيل بازگو می‌كند؛ و در فصلهای ۲۱ الی ۲۶‏، او قوانين مربوط به روابط بين مردم را مورد بررسی قرار می‌دهد و از بنی‌اسرائيل می‌خواهد تا از خداوند اطاعت كامل نمايند.

در بخش آخر كتاب، موسی جانشينی برای خود تعيين می‌كند تا قوم اسرائيل را به سوی سرزمين موعود رهبری كند. وی سپس به كوه نبو بالا می‌رود و از آنجا سرزمين كنعان را مشاهده می‌كند. موسی در سن ۱۲۰ سالگی چشم از جهان بر می‌بندد در حالی که همچنان «نيرومند بود و چشمش به خوبی می‌ديد.»

1

1‏-5در اين كتاب، سخنرانی موسی خطاب به قوم اسرائيل، زمانی كه آنها در بيابان عربه (واقع در صحرای موآب) در شرق رود اردن بودند، ثبت شده است. شهرهای اين ناحيه عبارت بودند از: سوف، فاران، توفل، لابان، حضيروت و دی ذهب. (فاصلهٔ كوه حوريب تا قادش برنيع از طريق كوه سعير يازده روز است1‏:1‏-5 ولی بنی‌اسرائيل اين فاصله کوتاه را در مدت چهل سال طی کردند. قادش برنيع در مرز جنوبی سرزمين موعود قرار داشت.‏.) اين سخنرانی در روز اول ماه يازدهم سال چهلم بعد از خروج بنی‌اسرائيل از مصر ايراد شد. در آن زمان، سيحون، پادشاه اموری‌ها كه در حشبون حكومت می‌كرد شكست خورده بود و عوج، پادشاه سرزمين باشان كه در عشتاروت حكومت می‌كرد، در اَدَرعی مغلوب شده بود. موسی در اين سخنرانی به شرح قوانين و دستورات خداوند می‌پردازد:

دستور به ترک حوريب

6وقتی ما در كوه حوريب بوديم خداوند، خدايمان به ما فرمود: «به اندازه كافی در اينجا مانده‌ايد. 7اكنون برويد و سرزمين كوهستانی اموری‌ها، نواحی درهٔ اردن، دشتها و كوهستانها، صحرای نِگِب و تمامی سرزمين كنعان و لبنان يعنی همهٔ نواحی سواحل مديترانه تا رود فرات را اشغال نماييد. 8تمامی آن را به شما می‌دهم. داخل شده، آن را تصرف كنيد، چون اين سرزمينی است كه من به نياكان شما ابراهيم و اسحاق و يعقوب و تمامی نسلهای آيندهٔ ايشان وعده داده‌ام.»

موسی قضات تعيين می‌كند

(خروج 18‏:13‏-27)

9در آن روزها به مردم گفتم: «شما برای من بار سنگينی هستيد و من نمی‌توانم به تنهايی اين بار را به دوش بكشم، 10چون خداوند شما را مثل ستارگان زياد كرده است. 11خداوند، خدای نياكانتان، شما را هزار برابر افزايش دهد و طبق وعده‌اش شما را بركت دهد. 12ولی من چگونه می‌توانم به تنهايی تمامی دعواها و گرفتاريهايتان را حل و فصل نمايم؟ 13بنابراين از هر قبيله چند مرد دانا و مجرب و فهميده انتخاب كنيد و من آنها را به رهبری شما منصوب خواهم كرد.» 14ايشان با اين امر موافقت كردند 15و من افرادی را كه آنها از هر قبيله انتخاب كرده بودند برايشان گماردم تا مسئوليت گروه‌های هزار، صد، پنجاه و ده نفری را به عهده گرفته، به حل دعواهای آنان بپردازند. 16به آنها دستور دادم كه در همه حال، عدالت را كاملاً رعايت كنند، حتی نسبت به غريبه‌ها. 17به آنها گوشزد كردم: «هنگام داوری از كسی جانبداری نكنيد، بلكه نسبت به بزرگ و كوچک يكسان قضاوت نماييد. از مردم نترسيد، چون شما از طرف خداوند داوری می‌كنيد. هر مسئله‌ای كه حل آن برايتان مشكل است نزد من بياوريد تا من آن را فيصله دهم.» 18در همان وقت دستورات ديگری را هم كه قوم می‌بايست انجام دهند، به ايشان دادم.

بررسی سرزمين كنعان

(اعداد 13‏:1‏-33)

19‏-21آنگاه طبق دستور خداوند، خدايمان كوه حوريب را ترک گفته، از بيابان بزرگ و ترسناک گذشتيم و سرانجام به ميان كوهستانهای اموری‌ها رسيديم. بعد به قادش برنيع رسيديم و من به قوم گفتم: «خداوند، خدايمان اين سرزمين را به ما داده است. برويد و همچنانكه به ما امر فرموده آن را تصرف كنيد. نترسيد و هراس به دلتان راه ندهيد.»

22ولی آنها جواب دادند: «بياييد افرادی به آنجا بفرستيم تا آن سرزمين را بررسی كنند و گزارشی از شهرهای آنجا به ما بدهند تا ما بدانيم از چه راهی می‌توانيم به آنجا رخنه كنيم.»

23اين پيشنهاد را پسنديدم و دوازده نفر، يعنی از هر قبيله يک نفر، انتخاب كردم. 24‏-25آنها از ميان كوهستانها گذشته، به وادی اشكول رسيده، آنجا را بررسی كردند و با نمونه‌هايی از ميوه‌های آن سرزمين مراجعت نموده، گفتند: «سرزمينی كه خداوند، خدايمان به ما داده است سرزمين حاصلخيزی است.» 26ولی قوم از ورود به آنجا خودداری نموده، عليه دستور خداوند قيام كردند. 27آنها در خيمه‌هايشان غرغر و شكايت كرده، گفتند: «لابد خداوند از ما بيزار است كه ما را از مصر به اينجا آورده تا به دست اموری‌ها كشته شويم. 28كار ما به كجا خواهد كشيد؟ برادران ما كه آن سرزمين را بررسی كرده‌اند با خبرهايشان ما را ترسانده‌اند. آنها می‌گويند كه مردم آن سرزمين بلند قد و قوی هيكل هستند و ديوار شهرهايشان سر به فلک می‌كشد. آنها غولهايی از بنی‌عناق نيز در آنجا ديده‌اند.»

29ولی من به ايشان گفتم: «نترسيد و هراس به دلتان راه ندهيد. 30‏-31خداوند، خدای شما هادی شماست و برای شما جنگ خواهد كرد، همانطور كه قبلاً در مصر و در اين بيابان اين كار را برای شما كرد. ديده‌ايد كه در تمام طول راه از شما مراقبت كرده است همانطور كه يک پدر از بچه‌اش مواظبت می‌كند.» 32ولی با اين همه به خداوند اعتماد نكردند، 33هر چند خداوند در طول راه آنها را هدايت می‌نمود و پيشاپيش آنها حركت می‌كرد تا مكانی برای بر پا كردن اردويشان پيدا كند، و شبها با ستونی از آتش و روزها با ستونی از ابر آنها را راهنمايی می‌نمود.

خداوند قوم اسرائيل را تنبيه می‌كند

(اعداد 14‏:20‏-45)

34‏-35آری، خداوند شكوه‌هايشان را شنيد و بسيار غضبناک شد و قسم خورده، گفت: «حتی يک نفر از تمامی اين نسل شرير زنده نخواهد ماند تا سرزمين حاصلخيزی را كه به پدرانشان وعده داده بودم ببيند 36مگر كاليب پسر يَفُنه. من زمينی را كه او بررسی كرده است به او و به نسلش خواهم داد، زيرا از من اطاعت كامل نمود.»

37خداوند به خاطر آنها بر من نيز خشمناک شد و به من فرمود: «تو به سرزمين موعود داخل نخواهی شد. 38به جای تو، دستيارت يوشع (پسر نون) قوم را هدايت خواهد كرد. او را تشويق كن تا برای به عهده گرفتن رهبری آماده شود.»

39سپس خداوند خطاب به همهٔ ما فرمود: «من سرزمين موعود را به همان اطفالی كه می‌گفتيد دشمنان، آنها را به اسارت خواهند برد، به ملكيت خواهم داد. 40اما شما اكنون برگرديد و از راهی كه به سوی دريای سرخ می‌رود به بيابان برويد.»

41آنگاه قوم اسرائيل اعتراف نموده، به من گفتند: «ما گناه كرده‌ايم؛ اما اينک به آن سرزمين می‌رويم و همانطور كه خداوند، خدايمان به ما امر فرموده است برای تصاحب آن خواهيم جنگيد.» پس اسلحه‌هايشان را به كمر بستند و گمان كردند كه غلبه بر تمامی آن ناحيه آسان خواهد بود.

42ولی خداوند به من گفت: «به ايشان بگو كه اين كار را نكنند، زيرا من با ايشان نخواهم رفت و دشمنانشان آنها را مغلوب خواهند كرد.»

43من به ايشان گفتم، ولی گوش ندادند. آنها مغرور شده، فرمان خداوند را اطاعت نكردند و برای جنگيدن به كوهستان برآمدند. 44ولی اموری‌هايی كه در آنجا ساكن بودند برای مقابله با آنها بيرون آمده، مثل زنبور ايشان را دنبال كردند و از سعير تا حرمه آنها را كشتند. 45آنگاه قوم اسرائيل بازگشته، در حضور خداوند گريستند، ولی خداوند گوش نداد. 46سپس آنها مدت مديدی در قادش ماندند.

2

سالهای آوارگی در بيابان

1‏-2آنگاه طبق دستور خداوند بازگشتيم و از راهی كه به سوی دريای سرخ می‌رود به بيابان رفتيم. سالهای زيادی در اطراف ناحيهٔ كوه سعير سرگردان بوديم. سرانجام خداوند فرمود:

3«به اندازهٔ كافی در اين كوهستان سرگردان بوده‌ايد. حال به سمت شمال برويد. 4به قوم بگو كه ايشان از مرز سرزمينی خواهند گذشت كه به برادرانشان ادومی‌ها تعلق دارد. (ادومی‌ها از نسل عيسو هستند و در سعير زندگی می‌كنند.) آنها از شما خواهند ترسيد، 5ولی شما با ايشان نجنگيد، چون من تمام سرزمين كوهستانی سعير را به عنوان ملک دائمی به ايشان داده‌ام و حتی يک وجب از زمين ايشان را به شما نخواهم داد. 6در آنجا به ازای آب و غذايی كه مصرف می‌كنيد، پول بپردازيد. 7خداوند، خدايتان در تمام چهل سالی كه در اين بيابان بزرگ سرگردان بوده‌ايد با شما بوده و قدم به قدم از شما مراقبت نموده است. او در تمام كارهايتان به شما بركت داده و شما هيچوقت محتاج به چيزی نبوده‌ايد.»

8بنابراين ما از كنار سعير كه برادرانمان در آنجا زندگی می‌كردند گذشتيم و جاده‌ای را كه به سمت جنوب به اِيلَت و عصيون جابر می‌رود قطع نموده، رو به شمال به طرف بيابان موآب كوچ كرديم.

9آنگاه خداوند به ما چنين هشدار داد: «با موآبی‌ها كه از نسل لوط هستند كاری نداشته باشيد و با ايشان وارد جنگ نشويد. من شهر عار را به ايشان داده‌ام و هيچ زمينی را از سرزمين ايشان به شما نخواهم داد.»

10(ايمی‌ها كه قبيلهٔ بسيار بزرگی بودند قبلاً در آن ناحيه سكونت داشتند و مثل غولهای عناقی بلند قد بودند. 11ايمی‌ها و عناقی‌ها غالباً رفائی خوانده می‌شوند، ولی موآبی‌ها ايشان را ايمی می‌خوانند. 12در روزگار پيشين حوری‌ها در سعير سكونت داشتند، ولی ادومی‌ها يعنی اعقاب عيسو آنها را بيرون رانده، جايشان را گرفتند، همانطور كه اسرائيل جای مردم كنعان را كه خداوند سرزمينشان را به اسرائيل بخشيده بود، گرفتند.)

13خداوند فرمود: «اكنون برخيزيد و از رود زارَد بگذريد.» ما چنين كرديم. 14سی و هشت سال پيش، ما قادش را ترک گفته بوديم. همانطور كه خداوند فرموده بود، در اين مدت تمام جنگجويان ما از بين رفتند. 15خداوند بر ضد آنها بود و سرانجام همهٔ آنها را از بين برد. 16پس از اينكه تمام جنگجويان مردند 17خداوند به من فرمود: 18«امروز بايد از شهر عار كه در مرز موآب است بگذريد. 19وقتی به سرزمين عمونی‌ها كه از نسل لوط هستند نزديک شديد با آنها كاری نداشته باشيد و با ايشان وارد جنگ نشويد، زيرا هيچ زمينی را از سرزمينی كه به ايشان بخشيده‌ام، به شما نخواهم داد.»

20(آن ناحيه نيز زمانی محل سكونت رفائی‌ها كه عمونی‌ها ايشان را زَمزُمی می‌خوانند، بود. 21آنها قبيلهٔ بسيار بزرگی بودند و مثل عناقی‌ها قد بلندی داشتند، ولی خداوند ايشان را هنگام ورود عمونی‌ها از بين برد و عمونی‌ها به جای ايشان در آنجا سكونت كردند. 22خداوند به همين نحو به اعقاب عيسو در كوه سعير كمک كرده بود و آنها حوری‌ها را كه قبل از ايشان در آنجا سكونت داشتند از بين برده و تا امروز به جای ايشان ساكن شده‌اند. 23وضع مشابه ديگر، زمانی اتفاق افتاد كه مردم كفتور به قبيلهٔ عِوی‌ها كه تا حدود غزه در دهكده‌های پراكنده‌ای سكونت داشتند حمله نموده، آنها را هلاک كردند و به جای ايشان ساكن شدند.)

24آنگاه خداوند فرمود: «از رود ارنون گذشته، به سرزمين سيحونِ اموری، پادشاه حشبون داخل شويد. من او را و سرزمينش را به شما داده‌ام. با او بجنگيد و سرزمين او را به تصرف خود درآوريد. 25از امروز ترس شما را بر دل مردم سراسر جهان می‌گذارم. آنها آوازهٔ شما را می‌شنوند و به وحشت می‌افتند.»

شكست سيحون پادشاه

(اعداد 21‏:21‏-30)

26سپس از صحرای قديموت سفيرانی با پيشنهاد صلح نزد سيحون، پادشاه حشبون فرستادم. 27پيشنهاد ما اين بود: «اجازه دهيد از سرزمين شما عبور كنيم. از جادهٔ اصلی خارج نخواهيم شد و به طرف مزارع اطراف آن نخواهيم رفت. 28هنگام عبور برای هر لقمه نانی كه بخوريم و هر جرعه آبی كه بنوشيم، پول خواهيم داد. تنها چيزی كه می‌خواهيم، اجازهٔ عبور از سرزمين شماست. 29ادومی‌های ساكن سعير اجازهٔ عبور از سرزمين خود را به ما دادند. موآبی‌ها هم كه پايتختشان در عار است همين كار را كردند. ما از راه اردن به سرزمينی كه خداوند، خدايمان به ما داده است می‌رويم.»

30ولی سيحون پادشاه موافقت نكرد، زيرا خداوند، خدای شما او را سختدل گردانيد تا او را به دست اسرائيل نابود كند، همچنانكه الان شده است.

31آنگاه خداوند به من فرمود: «اكنون به تدريج سرزمين سيحون پادشاه را به شما می‌دهم. پس از اينكه آنجا را تصرف كرديد، اين سرزمين از آن شما خواهد بود.»

32آنگاه سيحون پادشاه به ما اعلان جنگ داد و نيروهايش را در ياهص بسيج كرد. 33‏-34ولی خداوند، خدايمان او را به ما تسليم نمود و ما او را با تمام پسران و افرادش كشتيم و تمامی شهرهايش را به تصرف خود درآورده، همهٔ مردان و زنان و اطفال را از بين برديم. 35به غير از گله‌هايشان، موجود ديگری را زنده نگذاشتيم. اين گله‌ها را هم با غنايمی كه از تسخير شهرها به چنگ آورده بوديم با خود برديم. 36ما از عروعير كه در كنارهٔ درهٔ ارنون است تا جلعاد، همهٔ شهرها را به تصرف خود درآورديم. حتی يک شهر هم در برابر ما قادر به مقاومت نبود، زيرا خداوند، خدايمان تمامی آنها را به ما داده بود. 37ولی ما به سرزمين بنی‌عمون و به رود يبوق و شهرهای كوهستانی يعنی جاهايی كه خداوند، خدايمان قدغن فرموده بود، نزديک نشديم.

3

شكست عوج پادشاه

(اعداد 21‏:31‏-35)

1‏-2سپس به جانب سرزمين باشان روی آورديم. عوج، پادشاه باشان لشكر خود را بسيج نموده، در اَدَرعی به ما حمله كرد. ولی خداوند به من فرمود كه از او نترسم. خداوند به من گفت: «تمام سرزمين عوج و مردمش در اختيار شما هستند. با ايشان همان كنيد كه با سيحون، پادشاه اموری‌ها در حشبون كرديد.» 3بنابراين خداوند، خدای ما عوج پادشاه و همهٔ مردمش را به ما تسليم نمود و ما همهٔ آنها را كشتيم. 4تمامی شصت شهرش يعنی سراسر ناحيهٔ ارجوب باشان را به تصرف خود درآورديم. 5اين شهرها با ديوارهای بلند و دروازه‌های پشتبنددار محافظت می‌شد. علاوه بر اين شهرها، تعداد زيادی آبادی بی‌حصار نيز بودند كه به تصرف ما درآمدند. 6ما سرزمين باشان را مثل قلمرو سيحون پادشاه واقع در حشبون، كاملاً نابود كرديم و تمام اهالی آن را چه مرد، چه زن و چه كودک، از بين برديم؛ 7ولی گله‌ها و غنايم جنگی را برای خود نگه‌داشتيم.

8پس ما بر تمام سرزمين دو پادشاه اموری واقع در شرق رود اردن، يعنی بر كليه اراضی از دره ارنون تا كوه حرمون، مسلط شديم. 9(صيدونی‌ها كوه حرمون را سريون و اموری‌ها آن را سنير می‌خوانند.) 10ما كليهٔ شهرهای واقع در آن جلگه و تمامی سرزمين جلعاد و باشان را تا شهرهای سلخه و ادرعی تصرف كرديم.

11ناگفته نماند كه عوج، پادشاه باشان آخرين بازماندهٔ رفائی‌های غول‌پيكر بود. تختخواب آهنی او كه در شهر رَبَت، يكی از شهرهای عمونی‌ها نگهداری می‌شود حدود چهار متر طول و دو متر عرض دارد.

قبيله‌های شرق رود اردن

(اعداد 32‏:1‏-42)

12در آن موقع، من سرزمين تسخير شده را به قبيله‌های رئوبين، جاد و نصف قبيلهٔ مَنَسی دادم. به قبيله‌های رئوبين و جاد ناحيهٔ شمال عروعير را كه در كنار رود ارنون است به اضافهٔ نصف كوهستان جلعاد را با شهرهايش دادم، 13و به نصف قبيلهٔ منسی باقيماندهٔ سرزمين جلعاد و تمام سرزمين باشان را كه قلمرو قبلی عوج پادشاه بود واگذار كردم. (منطقهٔ ارجوب در باشان را سرزمين رفائی‌ها نيز می‌نامند.) 14طايفهٔ يائير از قبيلهٔ منسی تمامی منطقهٔ ارجوب (باشان) را تا مرزهای جشوری‌ها و معكی‌ها گرفتند و آن سرزمين را به اسم خودشان نامگذاری كرده، آنجا را همچنانكه امروز هم مشهور است حَووُت يائير (يعنی «دهستانهای يائير») ناميدند. 15بعد جلعاد را به طايفهٔ ماخير دادم. 16قبيله‌های رئوبين و جاد منطقه‌ای را كه از رود يبوق در جلعاد (كه سرحد عمونی‌ها بود) شروع می‌شد و تا وسط جلگهٔ رود ارنون امتداد می‌يافت، گرفتند. 17مرز غربی ايشان رود اردن بود كه از درياچهٔ جليل تا دريای مرده و كوه پيسگاه ادامه می‌يافت.

18آنگاه من به قبيله‌های رئوبين و جاد و نصف قبيلهٔ منسی يادآوری كردم كه اگرچه خداوند آن سرزمين را به ايشان داده است با اين حال حق سكونت در آنجا را نخواهند داشت تا زمانی كه مردان مسلحشان در پيشاپيش بقيه قبيله‌ها، آنها را به آن سوس رود اردن يعنی به سرزمينی كه خدا به ايشان وعده داده، برسانند.

19به ايشان گفتم: «ولی زنان و فرزندانتان می‌توانند اينجا در اين شهرهايی كه خداوند به شما داده است سكونت كرده، از گله‌هايتان (كه می‌دانم تعدادشان زياد است) مواظبت كنند. 20شما به برادران خود كمک كنيد تا خداوند به آنها نيز پيروزی بدهد. وقتی آنها سرزمينی را كه خداوند، خدايتان در آن طرف رود اردن به ايشان داده است تصرف كردند، آنگاه شما می‌توانيد به سرزمين خود بازگرديد.»

21بعد به يوشع گفتم: «تو با چشمانت ديدی كه خداوند، خدايت با آن دو پادشاه چگونه عمل نمود. او با تمامی ممالک آن طرف رود اردن نيز همين كار را خواهد كرد. 22از مردم آنجا نترسيد، چون خداوند، خدايتان برای شما خواهد جنگيد.»

خدا به موسی اجازهٔ ورود به سرزمين موعود را نمی‌دهد

23‏-25آنگاه از خداوند چنين درخواست نمودم: «ای خداوند، التماس می‌كنم اجازه فرمايی از اين رود گذشته، وارد سرزمين موعود بشوم، به سرزمين حاصلخيز آن طرف رود اردن با رشته کوههای آن و به سرزمين لبنان. آرزومندم نتيجه بزرگی و قدرتی را كه به ما نشان داده‌ای ببينم. كدام خدايی در تمام آسمان و زمين قادر است آنچه را كه تو برای ما كرده‌ای بكند؟»

26ولی خداوند به سبب گناهان شما بر من غضبناک بود و به من اجازهٔ عبور نداد. او فرمود: «ديگر از اين موضوع سخنی بر زبان نياور. 27به بالای كوه پيسگاه برو. از آنجا می‌توانی به هر سو نظر اندازی و سرزمين موعود را از دور ببينی؛ ولی از رود اردن عبور نخواهی كرد. 28يوشع را به جانشينی خود بگمار و او را تقويت و تشويق كن، زيرا او قوم را برای فتح سرزمينی كه تو از قلهٔ كوه خواهی ديد، به آن طرف رودخانه هدايت خواهد كرد.»

29بنابراين ما در درهٔ نزديک بيت‌فغور مانديم.

4

موسی قوم را ترغيب به اطاعت می‌كند

1اكنون ای اسرائيل، به قوانينی كه به شما ياد می‌دهم به دقت گوش كنيد و اگر می‌خواهيد زنده مانده، به سرزمينی كه خداوند، خدای پدرانتان به شما داده است داخل شويد و آن را تصاحب كنيد از اين دستورات اطاعت نماييد. 2قوانين ديگری به اينها نيفزاييد و چيزی كم نكنيد، بلكه فقط اين دستورات را اجرا كنيد؛ زيرا اين قوانين از جانب خداوند، خدايتان می‌باشد. 3ديديد كه چگونه خداوند در بعل فغور همهٔ كسانی را كه بت بعل را پرستيدند از بين برد، 4ولی همگی شما كه به خداوند، خدايتان وفادار بوديد تا به امروز زنده مانده‌ايد.

5تمام قوانينی را كه خداوند، خدايم به من داده است، به شما ياد داده‌ام. پس وقتی به سرزمين موعود وارد شده، آن را تسخير نموديد از اين قوانين اطاعت كنيد. 6اگر اين دستورات را اجرا كنيد به داشتن حكمت و بصيرت مشهور خواهيد شد. زمانی كه قومهای مجاور، اين قوانين را بشنوند خواهند گفت: «اين قوم بزرگ از چه حكمت و بصيرتی برخوردار است!» 7هيچ قومی، هر قدر هم كه بزرگ باشد، مثل ما خدايی ندارد كه در بين آنها بوده، هر وقت او را بخوانند، فوری جواب دهد. 8هيچ قومی، هر قدر هم كه بزرگ باشد، چنين احكام و قوانين عادلانه‌ای كه امروز به شما ياد دادم، ندارد.

9ولی مواظب باشيد و دقت كنيد مبادا در طول زندگی‌تان آنچه را كه با چشمانتان ديده‌ايد فراموش كنيد. همهٔ اين چيزها را به فرزندان و نوادگانتان تعليم دهيد. 10به ياد آوريد آن روزی را كه در كوه حوريب در برابر خداوند ايستاده بوديد و او به من گفت: «مردم را به حضور من بخوان و من به ايشان تعليم خواهم داد تا ياد بگيرند هميشه مرا احترام كنند و دستورات مرا به فرزندانشان بياموزند.» 11شما در دامنهٔ كوه ايستاده بوديد. ابرهای سياه و تاريكی شديد اطراف كوه را فرا گرفته بود و شعله‌های آتش از آن به آسمان زبانه می‌كشيد. 12آنگاه خداوند از ميان آتش با شما سخن گفت. شما كلامش را می‌شنيديد، ولی او را نمی‌ديديد. 13او قوانينی را كه شما بايد اطاعت كنيد يعنی «ده فرمان» را اعلام فرمود و آنها را بر دو لوح سنگی نوشت. 14آری، در همان وقت بود كه خدا به من دستور داد قوانينی را كه بايد بعد از رسيدن به سرزمين موعود اجرا كنيد به شما ياد دهم.

نهی از بت‌پرستی

15شما در آن روز در كوه حوريب وقتی كه خداوند از ميان آتش با شما سخن می‌گفت، شكل و صورتی از او نديديد. پس مواظب باشيد 16مبادا با ساختن مجسمه‌ای از خدا خود را آلوده سازيد، يعنی با ساختن بتی به هر شكل، چه به صورت مرد يا زن، 17و چه به صورت حيوان يا پرنده، 18خزنده يا ماهی. 19همچنين وقتی به آسمان نگاه می‌كنيد و خورشيد و ماه و ستارگان را كه خدا برای تمام قومهای روی زمين آفريده است می‌بينيد، آنها را پرستش نكنيد. 20خداوند شما را از مصر، از آن كورهٔ آتش، بيرون آورد تا قوم خاص او و ميراث او باشيد، چنانكه امروز هستيد. 21ولی به خاطر شما نسبت به من خشمناک گرديد و به تأكيد اعلام فرمود كه من به آن سوس رود اردن يعنی به سرزمين حاصلخيزی كه به شما به ميراث داده است نخواهم رفت. 22من اينجا در اين سوی رودخانه خواهم مرد، ولی شما از رودخانه عبور خواهيد كرد و آن زمين حاصلخيز را تصرف خواهيد نمود. 23هوشيار باشيد مبادا عهدی را كه خداوند، خدايتان با شما بسته است بشكنيد! اگر دست به ساختن هرگونه بتی بزنيد آن عهد را می‌شكنيد، چون خداوند، خدايتان اين كار را به کلی منع كرده است. 24او آتشی سوزنده و خدايی غيور است.

25حتی اگر سالها در سرزمين موعود ساكن بوده، در آنجا صاحب فرزندان و نوادگان شده باشيد، ولی با ساختن بت خود را آلوده كرده با گناهانتان خداوند را غضبناک سازيد، 26زمين و آسمان را شاهد می‌آورم كه در آن سرزمينی كه با گذشتن از رود اردن آن را تصاحب خواهيد كرد، نابود خواهيد شد. عمرتان در آنجا كوتاه خواهد بود و به کلی نابود خواهيد شد. 27خداوند شما را در ميان قومها پراكنده خواهد كرد و تعدادتان بسيار كم خواهد شد. 28در آنجا، بتهايی را كه از چوب و سنگ ساخته شده‌اند پرستش خواهيد كرد، بتهايی كه نه می‌بينند، نه می‌شنوند، نه می‌بويند و نه می‌خورند.

29ولی اگر شما دوباره شروع به طلبيدن خداوند، خدايتان كنيد، زمانی او را خواهيد يافت كه با تمام دل و جانتان او را طلبيده باشيد. 30وقتی در سختی باشيد و تمام اين حوادث برای شما رخ دهد، آنگاه سرانجام به خداوند، خدايتان روی آورده، آنچه را كه او به شما بگويد اطاعت خواهيد كرد. 31خداوند، خدايتان رحيم است، پس او شما را ترک نكرده، نابود نخواهد نمود و عهدی را كه با پدران شما بسته است فراموش نخواهد كرد.

32در تمامی تاريخ، از وقتی كه خدا انسان را روی زمين آفريد، از يک گوشهٔ آسمان تا گوشهٔ ديگر جستجو كنيد و ببينيد آيا می‌توانيد چيزی شبيه به اين پيدا كنيد كه 33قومی صدای خداوند را كه از ميان آتش با آنها سخن گفته است مثل شما شنيده و زنده مانده باشد! 34در كجا می‌توانيد هرگز چنين چيزی را پيدا كنيد كه خداوند با فرستادن بلاهای ترسناک و بوسيلهٔ معجزات عظيم و جنگ و وحشت، قومی را از بردگی رها ساخته باشد؟ ولی خداوند، خدايتان همهٔ اين كارها را در مصر پيش چشمانتان برای شما انجام داد. 35خداوند اين كارها را كرد تا شما بدانيد كه فقط او خداست و كسی ديگر مانند او وجود ندارد. 36او هنگامی كه از آسمان به شما تعليم می‌داد اجازه داد كه شما صدايش را بشنويد؛ او گذاشت كه شما ستون بزرگ آتشش را روی زمين ببينيد. شما حتی كلامش را از ميان آتش شنيديد.

37چون او پدران شما را دوست داشت و اراده نمود كه فرزندانشان را بركت دهد، پس شخص شما را از مصر با نمايش عظيمی از قدرت خود بيرون آورد. 38او قومهای ديگر را كه قويتر و بزرگتر از شما بودند پراكنده نمود و سرزمينشان را به طوری كه امروز مشاهده می‌كنيد، به شما بخشيد. 39پس امروز به خاطر آريد و فراموش نكنيد كه خداوند، هم خدای آسمانها و هم خدای زمين است و هيچ خدايی غير از او وجود ندارد! 40شما بايد قوانينی را كه امروز به شما می‌دهم اطاعت كنيد تا خود و فرزندانتان كامياب بوده، تا به ابد در سرزمينی كه خداوند، خدايتان به شما می‌بخشد زندگی كنيد.

شهرهای پناهگاه در شرق رود اردن

41آنگاه موسی سه شهر در شرق رود اردن تعيين كرد 42تا اگر كسی تصادفاً شخصی را بكشد برای فرار از خطر به آنجا پناه ببرد. 43اين شهرها عبارت بودند از: باصر واقع در اراضی مسطح بيابان برای قبيلهٔ رئوبين، راموت در جلعاد برای قبيلهٔ جاد، و جولان در باشان برای قبيلهٔ منسی.

ابلاغ قوانين خدا به قوم اسرائيل

44‏-46وقتی قوم اسرائيل از مصر خارج شده و در شرق رود اردن در كنار شهر بيت‌فغور اردو زده بودند، موسی قوانين خدا را به آنها داد. (اين همان سرزمينی بود كه قبلاً اموری‌ها در زمان سلطنت سيحون پادشاه كه پايتختش حشبون بود در آنجا سكونت داشتند و موسی و بنی‌اسرائيل وی را با مردمش نابود كردند. 47آنها بر سرزمين او و بر سرزمين عوج، پادشاه باشان كه هر دو از پادشاهان اموری‌های شرق رود اردن بودند غلبه يافتند. 48اين سرزمين از عروعير در كنار رود ارنون تا كوه سريون كه همان حرمون باشد، امتداد می‌يافت 49و شامل تمام منطقهٔ شرق رود اردن كه از جنوب به دريای مرده و از شرق به دامنهٔ كوه پيسگاه منتهی می‌شد، بود.)

5

ده فرمان

(خروج 20‏:1‏-17)

1موسی به سخنانش ادامه داده، گفت:

ای قوم اسرائيل، اكنون به قوانينی كه خداوند به شما داده است گوش كنيد. آنها را ياد بگيريد و به دقت انجام دهيد.

2خداوند، خدايمان در كوه حوريب عهدی با شما بست. 3اين عهد را نه با پدرانتان بلكه با شما كه امروز زنده هستيد بست. 4او در آن كوه از ميان آتش رودررو با شما سخن گفت. 5من به عنوان واسطه‌ای بين شما و خداوند ايستادم، زيرا شما از آن آتش می‌ترسيديد و بالای كوه پيش او نرفتيد. او با من سخن گفت و من قوانينش را به شما سپردم. آنچه فرمود اين است:

6«من خداوند، خدای تو هستم، همان خدايی كه تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد كرد.

7«تو را خدايان ديگر غير از من نباشد.

8«هيچگونه بتی به شكل حيوان يا پرنده يا ماهی برای خود درست نكن. 9در برابر آنها زانو نزن و آنها را پرستش نكن، زيرا من كه خداوند، خدای تو می‌باشم، خدای غيوری هستم و كسانی را كه از من نفرت دارند مجازات می‌كنم. اين مجازات شامل حال فرزندان آنها تا نسل سوم و چهارم نيز می‌شود. 10اما بر كسانی كه مرا دوست بدارند و دستورات مرا پيروی كنند، تا هزار پشت رحمت می‌كنم.

11«از نام من كه خداوند، خدای تو هستم سوءاستفاده نكن. اگر نام مرا با بی‌احترامی بر زبان بياوری يا به آن قسم دروغ بخوری، تو را مجازات می‌كنم.

12«روز سَبَت را به ياد داشته باش و آن را مقدس بدار. من كه خداوند، خدای تو هستم اين را به تو امر می‌كنم. 13در هفته شش روز كار كن، 14ولی در روز هفتم كه ”سبت خداوند“ است هيچ كاری نكن نه خودت، نه پسرت، نه دخترت، نه غلامت، نه كنيزت، نه مهمانانت و نه حتی چارپايانت. غلام و كنيزت بايد مثل خودت استراحت كنند. 15به ياد آور كه در سرزمين مصر غلام بودی و من كه خداوند، خدای تو هستم با قدرت و قوت عظيم خود تو را از آنجا بيرون آوردم. به اين دليل است كه به تو امر می‌كنم سبت را نگه داری.

16«پدر و مادر خود را احترام كن، زيرا اين فرمان خداوند، خدای توست. اگر چنين كنی، در سرزمينی كه خداوند، خدايت به تو خواهد بخشيد، عمری طولانی و پربركت خواهی داشت.

17«قتل نكن.

18«زنا نكن.

19«دزدی نكن.

20«دروغ نگو.

21«چشم طمع به مال و ناموس ديگران نداشته باش. به فكر تصاحب غلام و كنيز، گاو و الاغ، زمين و اموال همسايه‌ات نباش.»

ترس مردم

(خروج 20‏:18‏-21)

22اين بود قوانينی كه خداوند در كوه سينا به شما داد. او اين قوانين را با صدای بلند از ميان آتش و ابر غليظ اعلام فرمود و غير از اين قوانين، قانون ديگری نداد. آنها را روی دو لوح سنگی نوشت و به من داد. 23ولی وقتی كه آن صدای بلند از درون تاريكی به گوشتان رسيد و آتش مهيب سر كوه را ديديد كليهٔ رهبران قبيله‌هايتان نزد من آمدند 24و گفتند: «امروز خداوند، خدايمان جلال و عظمتش را به ما نشان داده است، ما حتی صدايش را از درون آتش شنيديم. اكنون می‌دانيم كه ممكن است خدا با انسان صحبت كند و او نميرد. 25ولی مطمئناً اگر دوباره با ما سخن بگويد خواهيم مرد. اين آتش هولناک، ما را خواهد سوزانيد. 26‏-27چه كسی می‌تواند صدای خداوند زنده را كه از درون آتش سخن می‌گويد، بشنود و زنده بماند؟ پس تو برو و به تمامی سخنانی كه خداوند می‌گويد گوش كن، بعد آمده، آنها را برای ما بازگو كن و ما آنها را پذيرفته، اطاعت خواهيم كرد.»

28خداوند درخواستتان را پذيرفت و به من گفت: «آنچه كه قوم اسرائيل به تو گفتند شنيدم و می‌پذيرم. 29ای كاش هميشه چنين دلی داشته باشند و از من بترسند و تمام اوامر مرا بجا آورند. در آن صورت زندگی خودشان و زندگی فرزندانشان در تمام نسلها با خير و بركت خواهد گذشت. 30اكنون برو و به آنها بگو كه به خيمه‌هايشان بازگردند. 31سپس برگشته، اينجا در کنار من بايست و من تمامی اوامرم را به تو خواهم داد. تو بايد آنها را به قوم تعليم دهی تا قوانين مرا در سرزمينی كه به ايشان می‌دهم اطاعت كنند.»

32‏-33پس بايستی تمام اوامر خداوند، خدايتان را اطاعت كنيد و دستورات او را به دقت بجا آوريد و آنچه را كه او می‌خواهد انجام دهيد. اگر چنين كنيد در سرزمينی كه به تصرف درمی‌آوريد زندگی طولانی و پربركتی خواهيد داشت.

6

فرمان بزرگ

1خداوند، خدايتان به من فرمود كه تمامی اين قوانين را به شما تعليم دهم تا در سرزمينی كه بزودی وارد آن می‌شويد، آنها را بجا آوريد، 2و بدين ترتيب شما و پسران و نوادگانتان خداوند، خدايتان را با اطاعت از كليهٔ احكامش در تمام طول زندگی خود احترام كنيد تا عمر طولانی داشته باشيد. 3بنابراين ای اسرائيل به هر يک از فرامين به دقت گوش كنيد و مواظب باشيد آنها را اطاعت كنيد تا زندگی پربركتی داشته باشيد. اگر اين دستورات را بجا آوريد در سرزمين حاصلخيزی كه در آن شير و عسل جاری است همچنانكه خداوند، خدای پدرانتان به شما وعده فرمود، قوم بزرگی خواهيد شد.

4ای بنی‌اسرائيل گوش كنيد: تنها خدايی كه وجود دارد، خداوند ماست. 5شما بايد او را با تمامی دل و جان و توانايی خود دوست بداريد. 6اين قوانينی كه امروز به شما می‌دهم بايد دائم در فكرتان باشد. 7آنها را به فرزندان خود بياموزيد و هميشه دربارهٔ آنها صحبت كنيد خواه در خانه باشيد خواه در بيرون، خواه هنگام خواب باشد خواه اول صبح. 8آنها را روی انگشت و پيشانی خود ببنديد؛ 9آنها را بر سر در منازل خود و بر دروازه‌هايتان بنويسيد.

10‏-12وقتی كه خداوند، خدايتان شما را به سرزمينی كه به پدرانتان ابراهيم و اسحاق و يعقوب وعده داده است برساند يعنی به شهرهای بزرگ و زيبايی كه شما بنا نكرده‌ايد و خانه‌هايی پر از چيزهای خوب كه شما آنها را تهيه نكرده‌ايد، چاههايی كه شما نكنده‌ايد، تاكستانها و درختان زيتونی كه شما نكاشته‌ايد، آنگاه وقتی كه خورديد و سير شديد مواظب باشيد خداوند را كه شما را از سرزمين بندگی مصر بيرون آورد فراموش نكنيد. 13از خداوند، خدايتان بترسيد، او را عبادت كنيد و به نام او قسم بخوريد.

14خدايان قومهای همسايه را پرستش نكنيد؛ 15زيرا خداوند، خدايتان كه در ميان شما زندگی می‌كند خدای غيوری است و ممكن است خشم او بر شما افروخته شده، شما را از روی زمين نابود كند. 16او را به خشم نياوريد چنانكه در «مسا» اين كار را كرديد.

17هر كاری را كه دستور می‌دهد به دقت اطاعت كنيد. 18آنچه را كه خداوند می‌پسندد انجام دهيد تا زندگيتان پربركت شود و به سرزمين حاصلخيزی كه خداوند به پدرانتان وعده داده، وارد شويد و آن را تصرف كنيد 19و تمام دشمنان را به كمک خداوند بيرون رانيد، همانطور كه خداوند به شما وعده داده است.

20در سالهای آينده، زمانی كه پسرانتان از شما بپرسند: «منظور از اين قوانينی كه خداوند، خدايمان به ما داده است چيست؟» 21به ايشان بگوييد: «ما بردگان فرعون مصر بوديم و خداوند با قدرت عظيمش 22و با معجزات بزرگ و بلاهای وحشتناكی كه بر مصر و فرعون و تمام افرادش نازل كرد ما را از سرزمين مصر بيرون آورد. ما همهٔ اين كارها را با چشمان خود ديديم. 23او ما را از زمين مصر بيرون آورد تا بتواند اين سرزمين را كه به پدرانمان وعده داده بود به ما بدهد. 24او به ما امر فرموده است كه تمامی اين قوانين را اطاعت كرده، به او احترام بگذاريم. اگر چنين كنيم او ما را بركت می‌دهد و زنده نگه می‌دارد، چنانكه تا امروز كرده است. 25اگر هر چه را خداوند فرموده است با اطاعت كامل انجام دهيم، او از ما خشنود خواهد شد.»

7

قوم خاص خدا

(خروج 34‏:11‏-16)

1هنگامی كه خداوند شما را به سرزمينی كه در شرف تصرفش هستيد، ببرد، اين هفت قوم را كه همگی از شما بزرگتر و قويترند نابود خواهد ساخت: حيتی‌ها، جرجاشی‌ها، اموری‌ها، كنعانی‌ها، فرزی‌ها، حوی‌ها و يبوسی‌ها. 2زمانی كه خداوند، خدايتان آنها را به شما تسليم كند و شما آنها را مغلوب نماييد، بايد همهٔ آنها را بكشيد. با آنها معاهده‌ای نبنديد و به آنها رحم نكنيد، بلكه ايشان را به کلی نابود سازيد. 3با آنها ازدواج نكنيد و نگذاريد فرزندانتان با پسران و دختران ايشان ازدواج كنند. 4چون در نتيجهٔ ازدواج با آنها جوانانتان به بت‌پرستی كشيده خواهند شد و همين سبب خواهد شد كه خشم خداوند نسبت به شما افروخته شود و شما را به کلی نابود سازد.

5قربانگاه‌های كافران را بشكنيد، ستونهايی را كه می‌پرستند خرد كنيد و مجسمه‌های شرم‌آور را تكه‌تكه نموده، بتهايشان را بسوزانيد؛ 6چون شما قوم مقدسی هستيد كه به خداوند، خدايتان اختصاص يافته‌ايد. او از بين تمام مردم روی زمين شما را انتخاب كرده است تا برگزيدگان او باشيد. 7شما كوچكترين قوم روی زمين بوديد، پس او شما را به سبب اينكه قومی بزرگتر از ساير قومها بوديد برنگزيد و محبت نكرد، 8بلكه به اين دليل كه شما را دوست داشت و می‌خواست عهد خود را كه با پدرانتان بسته بود بجا آورد. به همين دليل است كه او شما را با چنين قدرت و معجزات عجيب و بزرگی از بردگی در مصر رهانيد.

بركات اطاعت از خدا

(تثنيه 28‏:1‏-14)

9پس بدانيد كه تنها خدايی كه وجود دارد خداوند، خدايتان است و او همان خدای امينی است كه تا هزاران نسل وعده‌های خود را نگاه داشته پيوسته كسانی را كه او را دوست می‌دارند و دستوراتش را اطاعت می‌كنند محبت می‌نمايد. 10ولی آنانی را كه از او نفرت دارند بی‌درنگ مجازات و نابود می‌كند. 11بنابراين، تمام اين فرمانهايی را كه امروز به شما می‌دهم اجرا كنيد.

12اگر به اين فرمانها توجه كرده، آنها را اطاعت نماييد، خداوند، خدايتان عهدی را كه از روی رحمت خويش با پدران شما برقرار نمود ادا خواهد كرد. 13او شما را دوست خواهد داشت و بركت خواهد داد و از شما قومی بزرگ بوجود خواهد آورد. او شما را بارور نموده، زمين و حيواناتتان را بركت خواهد داد تا محصول زيادی از گندم، انگور، زيتون و گله‌های گاو و گوسفند داشته باشيد. تمام اين بركات را در سرزمينی كه به پدرانتان وعده فرمود، به شما خواهد بخشيد. 14بيشتر از تمامی قومهای روی زمين بركت خواهيد يافت و هيچكدام از شما و حتی گله‌هايتان نازا نخواهد بود. 15خداوند تمام امراضتان را از شما دور نموده، اجازه نخواهد داد به هيچكدام از بيماريهايی كه در مصر ديده‌ايد دچار شويد. او همهٔ اين مرضها را به دشمنانتان خواهد داد.

16تمامی قومهایی را كه خداوند، خدايتان به دست شما گرفتار می‌سازد نابود كنيد. به ايشان رحم نكنيد و خدايان ايشان را پرستش ننماييد، و گرنه در دام مهلكی گرفتار خواهيد شد. 17شايد پيش خودتان فكر كنيد: «چگونه می‌توانيم بر اين قومهایی كه از ما قويترند پيروز شويم؟» 18ولی از آنها باک نداشته باشيد! كافيست آنچه را خداوند، خدايتان با فرعون و سراسر سرزمين مصر كرد به خاطر آوريد. 19آيا بلاهای وحشتناكی را كه خداوند بر سر آنها آورد و شما با چشمان خود آن را ديديد و نيز معجزات بزرگ و قوت و قدرت خداوند را كه بدان وسيله شما را از سرزمين مصر بيرون آورد به خاطر داريد؟ پس بدانيد كه خداوند، خدايتان همين قدرت را عليه مردمی كه از آنها می‌ترسيد به كار خواهد برد. 20از اين گذشته، خداوند، خدايتان زنبورهای سرخ و درشتی خواهد فرستاد تا آن عده از دشمنانتان را نيز كه خود را پنهان كرده‌اند، نابود سازد.

21بنابراين از آن قومها نترسيد، زيرا خداوند، خدايتان در ميان شماست. او خدايی است بزرگ و مهيب. 22او به تدریج آنها را بيرون خواهد راند. اين كار را به سرعت انجام نخواهد داد، زيرا اگر چنين كند حيوانات وحشی بزودی افزايش يافته، برای شما ايجاد خطر خواهند كرد. 23او اين كار را به تدریج انجام خواهد داد و شما هم به آن قومها حمله نموده، آنها را از بين خواهيد برد. 24او پادشاهان آنها را به دست شما خواهد سپرد و شما نام ايشان را از صفحهٔ روزگار محو خواهيد كرد. هيچكس يارای مقاومت در برابر شما را نخواهد داشت.

25بتهايشان را بسوزانيد و به طلا و نقره‌ای كه اين بتها از آن ساخته شده‌اند طمع نكنيد و آن را برنداريد و گرنه گرفتار خواهيد شد، زيرا خداوند، خدايتان از بتها متنفر است. 26بتی را به خانهٔ خود نبريد، چون همان لعنتی كه بر آن است بر شما نيز خواهد بود. از بتها نفرت و كراهت داشته باشيد، چون لعنت شده‌اند.

8

خداوند را فراموش نكنيد

1اگر تمام فرامينی را كه امروز به شما می‌دهم اطاعت كنيد نه تنها زنده خواهيد ماند، بلكه تعدادتان نيز افزايش خواهد يافت و به سرزمينی كه خداوند به پدرانتان وعده نموده، خواهيد رفت و آن را تصرف خواهيد كرد. 2به خاطر آوريد چگونه خداوند شما را در بيابان چهل سال تمام هدايت كرد و شما را در تنگی قرار داده، آزمايش كرد تا ببيند عكس‌العمل شما چيست و آيا واقعاً از او اطاعت می‌كنيد يا نه. 3آری، او شما را در سختی و گرسنگی نگه داشت و بعد به شما «مَنّ» را داد تا بخوريد، غذايی كه شما و پدرانتان قبلاً از آن بی‌اطلاع بوديد. او چنين كرد تا به شما بفهماند كه زندگی فقط به خوراک نيست، بلكه به اطاعت از كلام خداوند. 4در تمام اين چهل سال لباسهايتان كهنه نشد و پاهايتان تاول نزد. 5بنابراين بايد بفهميد چنانكه پدر پسر خود را تنبيه می‌كند، خداوند نيز شما را تأديب نموده است.

6دستورات خداوند، خدايتان را اطاعت كنيد. از او پيروی نماييد و از وی بترسيد. 7خداوند، خدايتان شما را به سرزمين حاصلخيزی می‌برد، سرزمينی كه در دره‌ها و كوههايش نهرها و رودها و چشمه‌ها جاری است. 8آنجا سرزمين گندم و جو، انگور و انجير، انار و زيتون، و عسل است. 9سرزمينی است كه در آن آهن مثل ريگ، فراوان است و مس در تپه‌هايش به وفور يافت می‌شود. سرزمينی است كه خوراک در آن فراوان است و شما محتاج به چيزی نخواهيد بود.

10در آنجا خواهيد خورد و سير خواهيد شد و خداوند، خدايتان را به خاطر سرزمين حاصلخيزی كه به شما داده است شكر خواهيد كرد.

11اما مواظب باشيد كه در هنگام فراوانی، خداوند، خدايتان را فراموش نكنيد و از اوامر او كه امروز به شما می‌دهم سرپيچی ننماييد. 12‏-13زيرا وقتی كه شكمتان سير شود و برای سكونت خود خانه‌های خوبی بسازيد و گله‌ها و رمه‌هايتان فراوان شوند و طلا و نقره و اموالتان زياد گردد، 14همان وقت است كه بايد مواظب باشيد مغرور نشويد و خداوند، خدايتان را كه شما را از بردگی در مصر بيرون آورد فراموش نكنيد. 15مواظب باشيد خدايی را كه شما را در بيابان ترسناک و بزرگ، در آن زمين خشک و بی‌آب و علف كه پر از مارهای سمی و عقربها بود، هدايت كرد فراموش نكنيد. او از دل صخره به شما آب داد! 16او با مَنّ شما را در بيابان سير كرد، غذايی كه پدرانتان از آن بی‌اطلاع بودند، و او شما را در تنگی قرار داد و آزمايش كرد تا در آخر به شما بركت دهد. 17او چنين كرد تا شما هيچگاه تصور نكنيد كه با قدرت و توانايی خودتان ثروتمند شديد. 18هميشه به خاطر داشته باشيد كه خداوند، خدايتان است كه توانايی ثروتمند شدن را به شما می‌دهد. او اين كار را می‌كند تا وعده‌ای را كه به پدرانتان داد، بجا آورد.

19‏-20ولی اگر خداوند، خدايتان را فراموش كنيد و به دنبال خدايان ديگر رفته، آنها را پرستش كنيد حتماً نابود خواهيد شد، درست همانطور كه خداوند قومهای ديگر را كه با شما مقابله می‌كنند نابود می‌سازد. اگر از خداوند، خدايتان اطاعت نكنيد سرنوشت شما نيز چنين خواهد بود.

9

نافرمانی قوم اسرائيل

1‏-2ای قوم اسرائيل گوش كنيد! امروز بايد از رود اردن بگذريد تا سرزمين آن سوس رودخانه را تصرف كنيد. قومهايی كه در آنجا زندگی می‌كنند بزرگتر و قويتر از شما هستند و شهرهايی حصاردار دارند. آنها غولهايی هستند كه كسی نمی‌تواند در برابر ايشان ايستادگی كند. 3ولی بدانيد كه خداوند، خدايتان مثل آتشی سوزاننده پيشاپيش شما در حركت خواهد بود و آنها را هلاک خواهد كرد. همانطور كه خداوند فرموده است شما بزودی بر آنها پيروز شده، آنها را از سرزمينشان بيرون خواهيد راند.

4پس از اينكه خداوند اين كار را برايتان كرد، نگوييد: «چون ما مردم خوبی هستيم خداوند، ما را به اين سرزمين آورده تا آن را تصاحب كنيم.» زيرا خداوند به دليل شرارت اقوام اين سرزمين است كه آنها را از آنجا بيرون می‌راند. 5خداوند به هيچ وجه به سبب اينكه شما قومی خوب و درستكار هستيد اين سرزمين را به شما نمی‌دهد، بلكه به سبب شرارت اين اقوام و برای وعده‌هايی كه به پدرانتان ابراهيم و اسحاق و يعقوب داده است اين كار را می‌كند. 6باز هم تكرار می‌كنم: خداوند، خدايتان به اين دليل اين سرزمين حاصلخيز را به شما نمی‌دهد كه مردم خوبی هستيد. شما مردمی سركش هستيد.

7فراموش نكنيد كه از روزی كه از مصر بيرون آمديد تا به حال مدام خداوند، خدايتان را در بيابان به خشم آورديد و در تمام اين مدت عليه او قيام كرديد. 8او را در كوه حوريب غضبناک ساختيد به حدی كه خواست شما را نابود كند. 9من به كوه رفته بودم تا عهدی را كه خداوند، خدايتان با شما بسته بود يعنی همان لوحهای سنگی كه قوانين روی آنها حک شده بود، بگيرم. چهل شبانه روز در آنجا بودم و در تمام اين مدت لب به غذا نزدم و حتی يک جرعه آب هم ننوشيدم. 10‏-11در پايان آن چهل شبانه روز، خداوند آن دو لوح سنگی را كه قوانين عهد خود را بر آنها نوشته بود، به من داد. اين همان قوانينی بود كه او هنگامی كه مردم در پای كوه جمع شده بودند از درون آتش اعلام فرموده بود. 12او به من امر فرمود كه فوراً از كوه پايين بروم، زيرا قومی كه من آنها را راهنمايی كرده، از مصر بيرون آورده بودم فاسد شده و خيلی زود از احكام خداوند روی گردان شده، بتی ساخته بودند.

13‏-14خداوند به من گفت: «مرا واگذار تا اين قوم سركش را نابود كنم و نامشان را از زير آسمان محو ساخته، قوم ديگری از تو بوجود آورم، قومی كه بزرگتر و قویتر از ايشان باشد.»

15من در حالی که دو لوح قوانين خداوند را در دست داشتم از كوه كه شعله‌های آتش، آن را فرا گرفته بود، پايين آمدم. 16در آنجا چشمم به بت گوساله شكلی افتاد كه شما ساخته بوديد. چه زود از فرمان خداوند، خدايتان سرپيچی كرده، نسبت به او گناه ورزيديد! 17من لوحها را به زمين انداختم و در برابر چشمانتان آنها را خرد كردم. 18آنگاه به مدت چهل شبانه روز ديگر، در حضور خداوند رو بر زمين نهادم. نه نانی خوردم و نه آبی نوشيدم؛ زيرا شما بر ضد خدا گناه كرده، او را به خشم آورده بوديد. 19می‌ترسيدم از شدت خشم، شما را نابود كند. ولی يک بار ديگر خداوند خواهش مرا اجابت كرد. 20هارون نيز در خطر بزرگی بود چون خداوند بر او غضبناک شده، می‌خواست او را بكشد، ولی من دعا كردم و خداوند او را بخشيد. 21من آن گوساله را كه شما از طلا ساخته بوديد و مظهر گناه شما بود برداشته، در آتش انداختم، بعد آن را كوبيدم و به صورت غباری نرم درآورده، به داخل نهری كه از دل كوه جاری بود ريختم.

22شما در تبعيره و مسا و قبروت هتاوه نيز خشم خداوند را برافروختيد. 23در قادش برنيع وقتی كه خداوند به شما گفت به سرزمينی كه به شما داده است داخل شويد از او اطاعت ننموديد زيرا باور نكرديد كه او به شما كمک خواهد كرد. 24آری، از اولين روزی كه شما را شناختم، عليه خداوند ياغيگری كرده‌ايد. 25پس خداوند خواست شما را هلاک كند، ولی من چهل شبانه روز در برابر او به خاک افتادم 26و التماس كرده، گفتم: «ای خداوند، قوم خود را نابود نكن. آنها ميراث تو هستند كه با قدرت عظيمت از مصر نجات يافتند. 27خدمتگزارانت ابراهيم و اسحاق و يعقوب را به ياد آور و از لجاجت و عصيان و گناه اين قوم چشم‌پوشی كن. 28زيرا اگر آنها را از بين ببری مصریان خواهند گفت كه خداوند قادر نبود آنها را به سرزمينی كه به ايشان وعده داده بود برساند. آنها خواهند گفت كه خداوند ايشان را نابود كرد، چون از ايشان بيزار بود و آنها را به بيابان برد تا آنها را بكشد. 29ای خداوند، آنها قوم تو و ميراث تو هستند كه آنها را با قدرت عظيم و دست توانای خود از مصر بيرون آوردی.»

10

ده فرمان بار ديگر نوشته می‌شود

(خروج 34‏:1‏-10)

1در آن هنگام خداوند به من فرمود: «دو لوح سنگی ديگر مانند لوحهای قبلی بتراش و يک صندوق چوبی برای نگهداری آنها بساز و لوحها را همراه خود نزد من به كوه بياور. 2من روی آن لوحها همان فرامينی را كه روی لوحهای اولی بود و تو آنها را شكستی، دوباره خواهم نوشت. آنگاه آنها را در صندوق بگذار.»

3بنابراين من يک صندوق از چوب اقاقيا ساخته، دو لوح سنگی مانند لوحهای اول تراشيدم و لوحها را برداشته، از كوه بالا رفتم. 4خدا دوباره ده فرمان را روی آنها نوشت و آنها را به من داد. (آنها همان فرامينی بودند كه وقتی همگی شما در پايين كوه جمع شده بوديد، از درون آتش روی كوه به شما داده بود.)

5آنگاه از كوه پايين آمدم و طبق فرمان خداوند لوحها را در صندوقی كه ساخته بودم گذاشتم. آن لوحها تا امروز هم در آنجا قرار دارند.

6سپس قوم اسرائيل از بئيروت بنی‌يعقان به موسيره كوچ كردند. در آنجا هارون درگذشت و مدفون گرديد و پسرش العازار به جای او به خدمت كاهنی پرداخت. 7آنگاه به جُدجوده و از آنجا به يُطبات كه نهرهای فراوانی داشت، سفر كردند. 8در آنجا بود كه خداوند قبيلهٔ لاوی را برای حمل صندوقی كه در آن ده فرمان خداوند قرار داشت انتخاب نمود تا در حضور او بايستند و او را خدمت كنند و به نام او بركت دهند، به طوری که تا امروز هم اين كار را انجام می‌دهند. 9(به همين دليل است كه برای قبيلهٔ لاوی مثل قبايل ديگر سهمی در سرزمين موعود در نظر گرفته نشده است، زيرا همچنانكه خداوند به ايشان فرمود او خود ميراث ايشان است.)

10چنانكه قبلاً هم گفتم برای دومين بار چهل شبانه روز در حضور خداوند در بالای كوه ماندم و خداوند بار ديگر التماس‌های مرا اجابت فرمود و از نابود كردن شما صرفنظر نمود. 11او به من فرمود: «برخيز و بنی‌اسرائيل را به سرزمينی كه به پدرانشان وعده داده‌ام هدايت كن تا به آنجا داخل شده، آن را تصاحب كنند.»

انتظار خدا از قوم اسرائيل

12‏-13اكنون ای قوم اسرائيل، خداوند از شما چه می‌خواهد، جز اينكه به سخنان او به دقت گوش كنيد و برای خير و آسايش خود، فرامينی را كه امروز به شما می‌دهد اطاعت كنيد و او را دوست داشته، با تمامی دل و جان او را پرستش كنيد.

14زمين و آسمان از آن خداوند، خدای شماست؛ 15با وجود اين، او آنقدر به پدرانتان علاقمند بود و به حدی ايشان را دوست می‌داشت كه شما را كه فرزندان آنها هستيد انتخاب نمود تا بالاتر از هر قوم ديگری باشيد، همچنانكه امروز آشكار است. 16بنابراين دست از سركشی برداريد و با تمام دل، مطيع خداوند شويد.

17خداوند، خدايتان، خدای خدايان و رب الارباب است. او خدايی بزرگ و تواناست، خدای مهيبی كه از هيچكس جانبداری نمی‌كند و رشوه نمی‌گيرد. 18به داد بيوه‌زنان و يتيمان می‌رسد. 19غريبان را دوست می‌دارد و به آنها غذا و لباس می‌دهد. (شما هم بايد غريبان را دوست بداريد، زيرا خودتان هم در سرزمين مصر غريب بوديد.) 20بايد از خداوند، خدايتان بترسيد و او را پرستش كنيد و از او جدا نشويد و فقط به نام او سوگند ياد كنيد. 21او فخر شما و خدای شماست، خدايی كه معجزات عظيمی برای شما انجام داد و خود شاهد آنها بوده‌ايد. 22وقتی كه اجداد شما به مصر رفتند فقط هفتاد نفر بودند، ولی اكنون خداوند، خدايتان شما را به اندازهٔ ستارگان آسمان افزايش داده است!

11

خداوند را دوست بداريد و اطاعت كنيد

1خداوند، خدايتان را دوست بداريد و اوامرش را هميشه اطاعت كنيد. 2گوش كنيد! من با فرزندان شما سخن نمی‌گويم كه مزهٔ تنبيه خداوند را نچشيده و بزرگی و قدرت مهيبش را نديده‌اند. 3ايشان آنجا نبودند تا معجزاتی را كه او در مصر عليه فرعون و تمامی سرزمينش انجام داد ببينند. 4آنها نديده‌اند كه خداوند با لشكر مصر و با اسبان و عرابه‌های ايشان چه كرد و چگونه كسانی را كه در تعقيب شما بودند در دريای سرخ غرق نموده، هلاک كرد. 5آنها نديده‌اند در طول سالهايی كه شما در بيابان سرگردان بوديد، چگونه خداوند بارها از شما مراقبت كرده است تا شما را به اينجا برساند. 6آنها آنجا نبودند وقتی كه داتان و ابيرام، پسران الياب، از نسل رئوبين، مرتكب گناه شدند و زمين دهان باز كرده، جلو چشم تمامی قوم اسرائيل آنها را با خانواده و خيمه و اموالشان بلعيد.

7ولی شما با چشمانتان اين معجزات عظيم را ديده‌ايد. 8پس اين فرمانهايی را كه امروز به شما می‌دهم با دقت اطاعت كنيد تا توانايی آن را داشته باشيد كه سرزمينی را كه بزودی وارد آن می‌شويد تصرف كنيد.

9اگر از اين اوامر اطاعت كنيد در سرزمينی كه خداوند به پدرانتان و به شما كه فرزندان ايشان هستيد وعده داد، عمر طولانی و خوبی خواهيد داشت، در سرزمينی كه شير و عسل در آن جاری است. 10چون سرزمينی كه بزودی وارد آن می‌شويد و آن را تصاحب می‌كنيد مثل سرزمين مصر كه از آنجا آمده‌ايد نيست و احتياجی به آبياری ندارد. 11سرزمين کوهها و دره‌های پر آب است. 12سرزمينی است كه خداوند، خدايتان خود از آن مراقبت می‌كند و چشمان او دائم در تمامی سال بر آن دوخته شده است.

13اگر شما تمام فرامين او را كه من امروز به شما می‌دهم با دقت اطاعت كنيد و اگر خداوند، خدايتان را با تمامی دل و جان دوست داشته باشيد و او را پرستش كنيد 14آنگاه او باز هم باران را به موقع خواهد فرستاد تا غله، شراب تازه و روغن زيتون فراوان داشته باشيد. 15او به شما مراتع سرسبز برای چريدن گله‌هايتان خواهد داد و خود نيز غذای كافی خواهيد داشت كه بخوريد و سير شويد.

16ولی هوشيار باشيد كه دلهايتان از خداوند برنگردد تا خدايان ديگر را بپرستيد، 17چون اگر چنين كنيد خشم خداوند نسبت به شما افروخته شده، آسمانها را خواهد بست و ديگر باران نخواهد باريد و شما محصولی نخواهيد داشت، و بزودی در سرزمين حاصلخيزی كه خداوند به شما داده است نابود خواهيد شد. 18بنابراين، اين فرمانها را در دل و جان خود جای دهيد. آنها را به دستهای خود و همچنين به پيشانی‌تان ببنديد تا هميشه به خاطر داشته باشيد كه بايد آنها را اطاعت كنيد. 19آنها را به فرزندان خود بياموزيد و هميشه دربارهٔ آنها صحبت كنيد، خواه در خانه باشيد خواه در بيرون، خواه هنگام خواب باشد خواه اول صبح. 20آنها را بر سر در منازل خود و بر دروازه‌هايتان بنويسيد. 21آنگاه تا زمين و آسمان باقی است شما و فرزندانتان در سرزمينی كه خداوند به پدرانتان وعده داد زندگی خواهيد كرد.

22اگر با دقت همهٔ دستوراتی را كه به شما می‌دهم اطاعت كرده، خداوند، خدايتان را دوست بداريد و آنچه را كه او می‌خواهد انجام داده، از او جدا نشويد 23آنگاه خداوند همهٔ قومهایی را كه با شما مقاومت می‌كنند، هر قدر هم از شما بزرگتر و قويتر باشند، بيرون خواهد كرد و شما زمينهايشان را تسخير خواهيد نمود. 24هر جا كه قدم بگذاريد به شما تعلق خواهد داشت. مرزهايتان از بيابان نِگِب در جنوب تا لبنان در شمال، و از رود فرات در مشرق تا دريای مديترانه در مغرب خواهد بود. 25هيچكس يارای مقاومت با شما را نخواهد داشت، چون خداوند، خدايتان همانطور كه قول داده است هر جا كه برويد ترس شما را در دل مردمی كه با آنها روبرو می‌شويد، خواهد گذاشت.

26من امروز به شما حق انتخاب می‌دهم تا بين بركت و لعنت يكی را انتخاب كنيد. 27اگر فرامين خداوند، خدايتان را كه امروز به شما می‌دهم اطاعت كنيد بركت خواهيد يافت 28و اگر از آنها سرپيچی كرده، خدايان قومهای ديگر را پرستش كنيد، مورد لعنت قرار خواهيد گرفت. 29وقتی كه خداوند، خدايتان شما را وارد سرزمينی می‌كند كه بايد آن را تصرف كنيد، از كوه جَرِزيم بركت و از كوه عيبال، لعنت اعلام خواهد شد. 30(جَرِزيم و عيبال كوههايی هستند در غرب رود اردن، يعنی در سرزمين كنعانيهايی كه در آنجا در اراضی بيابانی نزديک جلجال زندگی می‌كنند، بلوطستان موره هم در آنجا قرار دارد.) 31شما بزودی از رود اردن عبور كرده، در سرزمينی كه خداوند به شما می‌دهد ساكن خواهيد شد. 32فراموش نكنيد كه در آنجا بايد همهٔ قوانينی را كه امروز به شما می‌دهم اطاعت كنيد.

12

مكانی معين جهت عبادت

1وقتی به سرزمينی می‌رسيد كه خداوند، خدای پدرانتان آن را به شما داده است، بايد اين اوامر را تا وقتی كه در آن سرزمين زندگی می‌كنيد، اطاعت نماييد.

2در هر جا كه بتخانه‌ای می‌بينيد، چه در بالای کوهها و تپه‌ها، و چه در زير درختان، بايد آن را نابود كنيد. 3قربانگاه‌های بت‌پرستان را بشكنيد، ستونهايی را كه می‌پرستند خرد كنيد، مجسمه‌های شرم‌آورشان را بسوزانيد و بتهای آنها را قطعه‌قطعه كنيد و چيزی باقی نگذاريد كه شما را به ياد آنها بيندازد.

4‏-5مانند بت‌پرستان در هر جا برای خداوند، خدايتان قربانی نكنيد، بلكه در محلی كه خودش در ميان قبيله‌های اسرائيل به عنوان عبادتگاه خود انتخاب می‌كند، او را عبادت نماييد. 6قربانیهای سوختنی و ساير قربانیها، عشر دارايی‌تان، هدايای مخصوص، هدايای نذری، هدايای داوطلبانه، و نخست‌زاده‌های گله‌ها و رمه‌هايتان را به آنجا بياوريد. 7در آنجا شما و خانواده‌هايتان در حضور خداوند، خدايتان خواهيد خورد و از دسترنج خود لذت خواهيد برد، زيرا او شما را بركت داده است.

8‏-9وقتی به سرزمينی كه در آنجا خداوند، خدايتان به شما صلح و آرامش می‌بخشد رسيديد، ديگر نبايد مثل امروز هر جا كه خواستيد او را عبادت كنيد. 10زمانی كه از رود اردن بگذريد و در آن سرزمين اقامت كنيد و خداوند به شما آرامش ببخشد و شما را از دست دشمنانتان حفظ كند، 11آنگاه بايد تمام قربانیهای سوختنی و ساير هدايای خود را كه به شما امر كرده‌ام به عبادتگاه او در محلی كه خود انتخاب خواهد كرد بياوريد. 12در آنجا با پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود، در حضور خداوند شادی خواهيد كرد. به خاطر داشته باشيد كه لاویان شهرتان را به جشن و شادی خود دعوت كنيد، چون ايشان زمينی از خود ندارند.

13قربانیهای سوختنی خود را نبايد در هر جايی كه رسيديد قربانی كنيد. 14آنها را فقط در جايی می‌توانيد قربانی كنيد كه خداوند انتخاب كرده باشد. او در زمينی كه به يكی از قبيله‌ها اختصاص يافته است محلی را انتخاب خواهد كرد. تنها آنجاست كه می‌توانيد قربانیها و هدايای خود را تقديم كنيد. 15ولی حيواناتی را كه گوشتشان را می‌خوريد می‌توانيد در هر جا سر ببريد همانطور كه غزال و آهو را سر می‌بريد. از اين گوشت هر قدر ميل داريد و هر وقت كه خداوند به شما بدهد، بخوريد. كسانی كه شرعاً نجس باشند نيز می‌توانند آن را بخورند. 16تنها چيزی كه نبايد بخوريد خون آن است كه بايد آن را مثل آب بر زمين بريزيد.

17ولی هيچكدام از هدايا را نبايد در خانه بخوريد، نه عشر غله و شراب تازه و روغن زيتون‌تان و نه نخست‌زادهٔ گله‌ها و رمه‌هايتان و نه چيزی كه برای خداوند نذر كرده‌ايد و نه هدايای داوطلبانه و نه هدايای مخصوصتان. 18همهٔ اينها را بايد به قربانگاه بياوريد و همراه فرزندان خود و لاويانی كه در شهر شما هستند، در آنجا در حضور خداوند، خدايتان آن خوراكی‌ها را بخوريد. او به شما خواهد گفت كه اين قربانگاه در كجا بايد ساخته شود. در هر كاری كه می‌كنيد در حضور خداوند، خدايتان شادی كنيد. 19(ضمناً مواظب باشيد لاویان را فراموش نكنيد.)

20‏-23هنگامی كه خداوند، خدايتان طبق وعدهٔ خود مرزهايتان را توسعه دهد اگر قربانگاه از شما دور باشد آنگاه می‌توانيد گله‌ها و رمه‌هايتان را كه خداوند به شما می‌بخشد، در هر وقت و در هر جا كه خواستيد سر ببريد و بخوريد، همانطور كه غزال و آهويتان را سر می‌بريد و می‌خوريد. حتی اشخاصی كه شرعاً نجس هستند می‌توانند آنها را بخورند. اما مواظب باشيد گوشت را با خونش كه بدان حيات می‌بخشد، نخوريد، 24‏-25بلكه خون را مثل آب بر زمين بريزيد. اگر چنين كنيد، خداوند از شما راضی خواهد شد و زندگی شما و فرزندانتان به خير خواهد بود. 26‏-27آنچه را كه به خداوند وقف می‌كنيد، و هدايايی را كه نذر كرده‌ايد و قربانیهای سوختنی خود را به قربانگاه ببريد. اينها را بايد فقط بر قربانگاه خداوند، خدايتان قربانی كنيد. خون را بايد روی قربانگاه ريخته، گوشت آن را بخوريد.

28مواظب باشيد آنچه را كه به شما امر می‌كنم، اطاعت كنيد. اگر آنچه در نظر خداوند، خدايتان پسنديده است انجام دهيد، همه چيز برای شما و فرزندانتان تا به ابد به خير خواهد بود. 29وقتی خداوند، قومهای سرزمينی را که در آن زندگی خواهيد كرد نابود كند، 30در پرستيدن خدايانشان از ايشان پيروی نكنيد و گرنه در دام مهلكی گرفتار خواهيد شد. سؤال نكنيد كه اين قومها چگونه خدايانشان را می‌پرستند و بعد رفته مثل آنها پرستش كنيد. 31هرگز نبايد چنين اهانتی به خداوند، خدايتان بكنيد. اين قومها كارهای ناپسندی را كه خداوند از آنها نفرت دارد، برای خدايانشان بجا می‌آورند. آنها حتی پسران و دخترانشان را برای خدايانشان می‌سوزانند. 32تمام اوامری را كه به شما می‌دهم اطاعت كنيد. چيزی به آنها نيافزاييد و چيزی هم از آنها كم نكنيد.

13

نهی از بت‌پرستی

1اگر در ميان شما پيشگو يا تعبيركنندهٔ خواب وجود دارد كه آينده را پيشگويی می‌كند 2و پيشگويی‌هايش نيز درست از آب در می‌آيند، ولی می‌گويد: «بياييد تا خدايان قومهای ديگر را بپرستيم.» 3به حرف او گوش نكنيد؛ چون خداوند بدين ترتيب شما را امتحان می‌كند تا معلوم شود آيا حقيقتاً او را با تمامی دل و جانتان دوست داريد يا نه. 4فقط از خداوند، خدايتان پيروی نماييد، از او اطاعت كنيد و اوامرش را بجا آوريد، او را پرستش كنيد و از او جدا مشويد. 5آن پيشگو يا تعبیر كنندهٔ خواب را كه سعی می‌كند شما را گمراه سازد، بكشيد، چون قصد داشته شما را بر ضد خداوند، خدايتان كه شما را از بردگی در مصر بيرون آورد، برانگيزد. با كشتن او شرارت را از ميان خود پاک خواهيد كرد.

6‏-7اگر نزديكترين خويشاوند يا صميمی‌ترين دوست شما، حتی برادر، پسر، دختر و يا همسرتان در گوش شما نجوا كند كه بيا برويم و اين خدايان بيگانه را بپرستيم؛ 8راضی نشويد و به او گوش ندهيد. پيشنهاد ناپسندش را برملا سازيد و بر او رحم نكنيد. 9او را بكشيد. دست خودتان بايد اولين دستی باشد كه او را سنگسار می‌كند و بعد دستهای تمامی قوم اسرائيل. 10او را سنگسار كنيد تا بميرد، چون قصد داشته است شما را از خداوند، خدايتان كه شما را از مصر يعنی سرزمين بردگی بيرون آورد دور كند. 11آنگاه تمام بنی‌اسرائيل از كردار شرورانه‌اش آگاه شده، از ارتكاب چنين شرارتی در ميان قوم خواهند ترسيد.

12‏-14هرگاه بشنويد در يكی از شهرهای اسرائيل می‌گويند كه گروهی اوباش با پيشنهاد پرستيدن خدايان بيگانه همشهريان خود را گمراه كرده‌اند، اول حقايق را بررسی كنيد و ببينيد آيا آن شايعه حقيقت دارد يا نه. اگر ديديد حقيقت دارد و چنين عمل زشتی واقعاً در ميان شما در يكی از شهرهايی كه خداوند به شما داده است اتفاق افتاده، 15بايد بی‌درنگ شهر و كليهٔ ساكنانش را كاملاً نابود كنيد و گله‌هايشان را نيز از بين ببريد. 16سپس بايد تمام غنايم را در ميدان شهر انباشته، بسوزانيد. پس از آن، تمام شهر را به عنوان قربانی سوختنی برای خداوند، خدايتان به آتش بكشيد. آن شهر برای هميشه بايد ويرانه بماند و نبايد هرگز دوباره آباد گردد. 17ذره‌ای از اين غنايم حرام را نگاه نداريد. آنگاه خداوند از غضب خود برمی‌گردد و شما را مورد لطف و مرحمت خويش قرار داده، همچنانكه به پدرانتان وعده فرمود، تعداد شما را زياد خواهد كرد، 18به شرطی كه فقط از او و فرمانهای او كه امروز به شما می‌دهم اطاعت نموده، آنچه را كه در نظر خداوند پسنديده است بجا آوريد.

14

نهی از عزاداری به روش بت‌پرستان

1شما قوم خداوند هستيد، پس هنگام عزاداری برای مردگان خود، مثل بت‌پرستان، خود را زخمی نكنيد و موی جلو سرتان را نتراشيد. 2شما منحصراً به خداوند، خدايتان تعلق داريد و او شما را از ميان قومهای روی زمين برگزيده است تا قوم خاص او باشيد.

حيوانات حلال و حرام گوشت

(لاويان 11‏:1‏-47)

3‏-5گوشت هيچ حيوانی را كه من آن را حرام اعلام كرده‌ام نبايد بخوريد. حيواناتی كه می‌توانيد گوشت آنها را بخوريد از اين قرارند:

گاو، گوسفند، بز، آهو، غزال، گوزن و انواع بز كوهی.

6هر حيوانی را كه سم شكافته دارد و نشخوار می‌كند می‌توانيد بخوريد. 7پس اگر حيوانی اين دو خصوصيت را نداشته باشد، نبايد آن را بخوريد. بنابراين شتر، خرگوش و گوركن را نبايد بخوريد. اينها نشخوار می‌كنند، ولی سمهای شكافته ندارند.

8خوک را نبايد بخوريد، چون با اينكه سم شكافته دارد نشخوار نمی‌كند. حتی به لاشهٔ چنين حيواناتی نبايد دست بزنيد.

9از حيواناتی كه در آب زندگی می‌كنند فقط آنهايی را كه باله و فلس دارند می‌توانيد بخوريد. 10تمام جانوران آبزی ديگر برای شما حرامند.

11‏-18همه پرندگان را می‌توانيد بخوريد به‌جز اين پرندگان را:

عقاب، جغد، باز، شاهين، لاشخور، كركس، كلاغ، شترمرغ، مرغ دريايی، لک‌لک، مرغ ماهيخوار، مرغ سقا، قره‌قاز، هدهد و خفاش.

19‏-20حشرات بالدار، به‌جز تعداد معدودی از آنها14‏:19‏و20 نگاه کنيد به لاويان 11‏:20‏-23‏.‏، نبايد خورده شوند.

21حيوانی را كه به مرگ طبيعی مرده است نخوريد. آن را به غريبی كه در میان شما باشد بدهيد تا بخورد و يا آن را به بيگانگان بفروشيد؛ ولی خودتان آن را نخوريد، چون نزد خداوند، خدايتان مقدس هستيد.

بزغاله را در شير مادرش نپزيد.

قانون عشريه

22از تمامی محصولاتتان هر ساله بايد يک دهم را كنار بگذاريد. 23اين عشريه را بياوريد تا در محلی كه خداوند، خدايتان به عنوان عبادتگاه خود انتخاب خواهد كرد در حضورش بخوريد. اين شامل عشريه‌های غله، شراب تازه، روغن زيتون و نخست‌زادهٔ گله‌ها و رمه‌هايتان می‌باشد. منظور از اين كار اين است كه بياموزيد هميشه خداوند را در زندگی خود احترام كنيد. 24اگر مكانی كه خداوند به عنوان عبادتگاه خود انتخاب می‌كند به قدری دور باشد كه براحتی نتوانيد عشريه‌های خود را به آنجا حمل كنيد، 25آنگاه می‌توانيد عشريهٔ محصولات و رمه‌هايتان را بفروشيد و پولش را به عبادتگاه خداوند ببريد. 26وقتی كه به آنجا رسيديد با آن پول هر چه خواستيد بخريد گاو، گوسفند، شراب يا مشروبات ديگر تا در آنجا در حضور خداوند، خدايتان جشن گرفته، با خانوادهٔ خود به شادی بپردازيد. 27در ضمن لاویان شهرتان را فراموش نكنيد، چون آنها مثل شما صاحب ملک و محصول نيستند.

28در آخر هر سه سال بايد عشريهٔ تمام محصولات خود را در شهر خود جمع كنيد 29تا آن را به لاویان كه در ميان شما ملكی ندارند، و همچنين غريبان، بيوه‌زنان و يتيمان داخل شهرتان بدهيد تا بخورند و سير شوند. آنگاه خداوند، خدايتان شما را در كارهايتان بركت خواهد داد.

15

سال بخشيدن قرضها

1در پايان هر هفت سال، بايد تمام قرضهای بدهكاران خود را ببخشيد. 2هر كه از برادر يهودی خود طلبی داشته باشد بايد آن طلب را لغو نمايد. او نبايد در صدد پس گرفتن طلبش باشد، زيرا خود خداوند اين طلب را لغو نموده است. 3ولی اين قانون شامل حال بدهكاران غيريهودی نمی‌شود. 4‏-5اگر به دقت، تمام دستورات خداوند، خدايتان را اطاعت كنيد و اوامری را كه امروز به شما می‌دهم اجرا نماييد در سرزمينی كه خداوند به شما می‌دهد بركت زيادی خواهيد يافت، به طوری که فقيری در ميانتان نخواهد بود. 6او چنانكه وعده داده است بركتتان خواهد داد، به طوری كه به قومهای زيادی پول قرض خواهيد داد، ولی هرگز احتياجی به قرض گرفتن نخواهيد داشت. بر قومهای بسياری حكومت خواهيد كرد، ولی آنان بر شما حكومت نخواهند نمود.

7وقتی به سرزمينی كه خداوند به شما می‌دهد وارد شديد، اگر در بين شما اشخاص فقيری باشند نسبت به آنان دست و دل باز باشيد، 8و هر قدر احتياج دارند به ايشان قرض بدهيد. 9اين فكر پليد را به خود راه ندهيد كه سال الغای قرض بزودی فرا می‌رسد و در نتيجه از دادن قرض خودداری كنيد؛ زيرا اگر از دادن قرض خودداری كنيد و مرد محتاج پيش خداوند ناله كند اين عمل برای شما گناه محسوب خواهد شد. 10بايد آنچه نياز دارد، از صميم قلب به او بدهيد و خداوند هم به خاطر اين امر، شما را در هر كاری بركت خواهد داد. 11در ميان شما هميشه فقير وجود خواهد داشت به همين دليل است كه اجرای اين فرمان ضروری است. شما بايد با سخاوت به آنها قرض بدهيد.

رفتار با غلامان

(خروج 21‏:1‏-11)

12هرگاه غلامی عبرانی بخريد، چه مرد باشد چه زن، بايد پس از شش سال خدمت، در سال هفتم او را آزاد نماييد. 13او را دست خالی روانه نكنيد، 14بلكه هديه‌ای از گله و غله و شراب مطابق بركتی كه خداوند، خدايتان به شما بخشيده است به وی بدهيد. 15به خاطر بياوريد كه در سرزمين مصر بَرده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه امروز اين فرمان را به شما می‌دهم.

16ولی اگر غلام عبرانی شما نخواهد برود و بگويد شما و خانواده‌تان را دوست دارد و از بودن در خانهٔ شما لذت می‌برد، 17آنگاه او را به دم در برده با درفشی گوشش را سوراخ كنيد تا از آن پس، هميشه غلام شما باشد. همين كار را با كنيزان خود بكنيد. 18اما وقتی كه برده‌ای را آزاد می‌كنيد نبايد ناراحت شويد، چون او در طی شش سال برای شما كمتر از نصف دستمزد يک كارگر عادی خرج برداشته است. خداوند، خدايتان برای اينكه او را آزاد ساخته‌ايد شما را در هر كاری بركت خواهد داد.

نخست‌زاده‌های گاو و گوسفند

19بايد تمامی نخست‌زاده‌های نر گله‌ها و رمه‌هايتان را برای خداوند وقف كنيد. از نخست‌زاده‌های رمه‌هايتان جهت كار كردن در مزارع خود استفاده نكنيد و پشم نخست‌زاده‌های گله‌های گوسفندتان را قيچی نكنيد. 20به جای آن، شما و خانواده‌تان هر ساله گوشت اين حيوانات را در حضور خداوند، خدايتان در محلی كه او تعيين خواهد كرد بخوريد. 21ولی اگر حيوان نخست‌زاده معيوب باشد، مثلاً لنگ يا كور بوده، يا عيب ديگری داشته باشد، نبايد آن را برای خداوند، خدايتان قربانی كنيد. 22در عوض از آن برای خوراک خانوادهٔ خود در منزل استفاده كنيد. هر كس می‌تواند آن را بخورد، حتی اگر شرعاً نجس باشد، درست همانطور كه غزال يا آهو را می‌خورد؛ 23ولی خون آن را نخوريد، بلكه آن را مثل آب بر زمين بريزيد.

16

عيد پسح

(خروج 12‏:1‏-20)

1هميشه به ياد داشته باشيد كه در ماه ابيب، مراسم عيد پسح را به احترام خداوند، خدايتان بجا آوريد، چون در اين ماه بود كه او شما را شبانه، از سرزمين مصر بيرون آورد. 2برای عيد پسح، شما بايد يک بره يا يک گاو در محلی كه خداوند، خدايتان به عنوان عبادتگاه خود برمی‌گزيند، برای او قربانی كنيد. 3گوشت قربانی را با نان خميرمايه‌دار نخوريد. هفت روز نان بدون خميرمايه بخوريد. اين نان، يادگار سختيهای شما در مصر و نيز يادگار روزی است كه با عجله از مصر خارج شديد. اين روز را در تمام عمر خود به خاطر داشته باشيد. 4مدت هفت روز اثری از خميرمايه در خانهٔ شما نباشد و از گوشت قربانی پسح تا صبح روز بعد چيزی باقی نماند.

5‏-6قربانی پِسَح را فقط بايد در مكانی كه خداوند، خدايتان به عنوان عبادتگاه تعيين می‌كند، ذبح نماييد و نه در جای ديگری از سرزمينی كه او به شما می‌دهد. قربانی پسح را هنگام غروب سر ببريد، زيرا هنگامی كه از مصر خارج شديد، غروب بود. 7گوشت قربانی را در همانجا بپزيد و بخوريد و صبح روز بعد، راهی خانه‌هايتان بشويد. 8تمام شش روز بعد را هم نان فطير بخوريد. در روز هفتم، تمام قوم برای عبادت خداوند، خدای خود جمع شوند و هيچ كار ديگری نكنند.

عيد هفته‌ها

(خروج 34‏:22؛ لاويان 23‏:15‏-21)

9هفت هفته پس از شروع فصل درو، 10عيد ديگری در حضور خداوند، خدايتان خواهيد داشت كه عيد هفته‌ها خوانده می‌شود. در اين عيد هديهٔ داوطلبانه‌ای مطابق بركتی كه خداوند به شما داده است نزد خداوند بياوريد. 11در اين عيد با پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود در حضور خداوند شادی كنيد. فراموش نكنيد كه لاویان، غريبان، بيوه‌زنان و يتيمان شهرتان را هم دعوت كنيد تا در مراسم جشن، در مكانی كه خداوند به عنوان عبادتگاه خود تعيين می‌كند، شركت كنند. 12اين دستور را حتماً بجا آوريد، زيرا خود شما هم در مصر برده بوده‌ايد.

عيد سايبانها

(لاويان 23‏:33‏-43)

13جشن ديگر، عيد سايبانهاست كه بايد به مدت هفت روز در پايان فصل درو، پس از اينكه خرمن خود را كوبيديد و آب انگورتان را گرفتيد، برگزار كنيد. 14در اين عيد به اتفاق پسران و دختران، غلامان و كنيزان خود شادی نماييد. فراموش نكنيد كه لاویان، غريبان، يتيمان و بيوه‌زنان شهر خود را نيز دعوت كنيد.

15اين عيد را در محلی كه خداوند تعيين خواهد كرد به مدت هفت روز برای او برگزار كنيد. در اين عيد شادی كنيد، زيرا خداوند محصول و دسترنج شما را بركت داده است.

16مردان اسرائيلی بايد سه بار در سال در حضور خداوند، خدايشان در محلی كه خداوند تعيين خواهد كرد به خاطر اين سه عيد حاضر شوند: عيد پسح، عيد هفته‌ها و عيد سايبانها. در هر كدام از اين اعياد، هدايايی برای خداوند بياوريد. 17تا جايی كه از دستتان برمی‌آيد به نسبت بركتی كه از خداوند يافته‌ايد هديه بدهيد.

قضات

18برای هر يک از قبايل خود در شهرهايی كه خداوند، خدايتان به شما می‌دهد قضات و رهبرانی تعيين كنيد تا ايشان مردم را عادلانه داوری كنند. 19هنگام داوری از كسی طرفداری نكنيد، عدالت را زير پا نگذاريد و رشوه نگيريد، چون رشوه حتی چشمان عادلان را كور می‌كند و راستگويان را به دروغگويی وا می‌دارد. 20عدل و انصاف را هميشه بجا آوريد تا بتوانيد زنده مانده، سرزمينی را كه خداوند، خدايتان به شما می‌بخشد تصرف نماييد.

بت‌پرستی

21هرگز مجسمه‌های شرم‌آور بت‌پرستان را در كنار قربانگاه خداوند، خدايتان نسازيد 22و ستونهای آنها را بر پا نكنيد، چون خداوند از اين بتها بيزار است.

17

1هرگز گاو يا گوسفند مريض و معيوب، برای خداوند، خدايتان قربانی نكنيد. خداوند از اين كار متنفر است.

2‏-3اگر بشنويد مرد يا زنی در يكی از شهرهای سرزمينتان از عهد خدا تخلف نموده، بت يا خورشيد و ماه و ستارگان را كه من پرستش آنها را اكيداً قدغن كرده‌ام عبادت می‌كند، 4اول خوب تحقيق كنيد و بعد كه معلوم شد چنين گناهی در اسرائيل به وقوع پيوسته است، 5آنگاه آن مرد يا زن را به بيرون شهر ببريد و سنگسارش كنيد تا بميرد. 6ولی هرگز شخصی را بنا به شهادت يک گواه به قتل نرسانيد؛ حداقل بايد دو يا سه شاهد وجود داشته باشند. 7اول، شاهدان بايد سنگها را پرتاب كنند و سپس تمام مردم. به اين طريق، اين شرارت را از ميان خود پاک خواهيد ساخت.

دادگاه

8اگر واقعه‌ای در ميان شما اتفاق بيفتد كه قضاوت راجع به آن برای شما سخت باشد چه قتل باشد، چه ضرب و جرح، و چه دعوا، در اين صورت بايد آن مرافعه را به محلی كه خداوند، خدايتان تعيين می‌كند 9نزد كاهنان نسل لاوی و قاضی وقت ببريد تا ايشان در اين مورد قضاوت كنند. 10‏-11هر چه آنها بگويند بايد بدون چون و چرا اجرا گردد. مواظب باشيد كه از حكم و دستورات ايشان سرپيچی نكنيد. 12اگر محكوم از قبول حكم قاضی يا كاهن كه خادم خداوند است، خودداری كند مجازات او مرگ است. اسرائيل را بايد از وجود چنين گناهكارانی پاک نمود. 13آنگاه همهٔ مردم از اين مجازات باخبر شده، خواهند ترسيد و جرأت نخواهند كرد با رأی دادگاه مخالفت كنند.

پادشاه

14هرگاه در سرزمينی كه خداوند آن را به شما خواهد داد، ساكن شده، به اين فكر بيفتيد كه «ما هم بايد مثل قومهای ديگری كه اطراف ما هستند يک پادشاه داشته باشيم»، 15بايد مردی را به پادشاهی برگزينيد كه خداوند، خدايتان انتخاب می‌كند. او بايد اسرائيلی باشد و نه خارجی. 16او نبايد به فكر جمع كردن اسب باشد و افرادش را به مصر بفرستد تا از آنجا برايش اسب بياورند، چون خداوند به شما گفته است: «هرگز بار ديگر به مصر باز نگرديد.» 17او نبايد زنان زيادی برای خود بگيرد مبادا دلش از خداوند دور شود؛ همچنين نبايد برای خود ثروت بيندوزد.

18وقتی او بر تخت پادشاهی نشست، بايد نسخه‌ای از قوانين خدا را كه بوسيلهٔ كاهنان لاوی نگهداری می‌شود، تهيه كند. 19او بايد اين رونوشت قوانين را نزد خود نگه دارد و در تمام روزهای عمرش آن را مطالعه كند تا ياد بگيرد خداوند، خدايش را احترام كند و دستورات و قوانين او را اطاعت نمايد. 20اين كار او باعث خواهد شد خود را از ديگران برتر نداند و از هيچيک از اوامر خداوند انحراف نورزد. بدين ترتيب سلطنت او طولانی خواهد بود و پس از او نيز پسرانش، نسلهای زيادی بر اسرائيل سلطنت خواهند كرد.

18

سهم كاهنان و لاويان

1كاهنان و ساير افراد قبيلهٔ لاوی نبايد در اسرائيل ملكی داشته باشند. بنابراين شما بايد با آوردن قربانیها و هدايا به قربانگاه خداوند، زندگی ايشان را تأمين كنيد. 2كاهنان و لاويان نبايد ملكی داشته باشند، زيرا همانطور كه خداوند وعده داده، خود او ميراث ايشان است. 3شانه، دو بناگوش و شكمبهٔ هر گاو و گوسفندی را كه برای قربانی می‌آوريد به كاهنان بدهيد. 4علاوه بر اينها، نوبر محصول خود يعنی نوبر غلات، شراب تازه، روغن زيتون و همچنين پشم گوسفندان خود را نيز به ايشان بدهيد؛ 5زيرا خداوند، خدايتان قبيلهٔ لاوی را از بين تمام قبيله‌ها انتخاب كرده است تا نسل اندر نسل خداوند را خدمت كنند.

6‏-7هر فرد لاوی، در هر گوشه‌ای از سرزمين اسرائيل كه باشد اين حق را دارد كه هر وقت بخواهد به مكانی كه خداوند به عنوان عبادتگاه خود تعيين می‌كند آمده، به نام خداوند خدمت كند، درست مانند ديگر برادران لاوی خود كه به طور مداوم در آنجا خدمت می‌كنند. 8از قربانیها و هدايايی كه به لاويان داده می‌شود به او نيز بايد سهمی تعلق گيرد، چه محتاج باشد و چه نباشد.

آداب و رسوم نفرت‌انگيز بت‌پرستان

9وقتی وارد سرزمين موعود شديد، مواظب باشيد كه از آداب و رسوم نفرت‌انگيز قومهایی كه در آنجا زندگی می‌كنند پيروی نكنيد. 10‏-11مثل آنها بچه‌های خود را روی آتش قربانگاه قربانی نكنيد. هيچيک از شما نبايد به جادوگری بپردازد يا غيبگويی و رمالی و فالگيری كند و يا ارواح مردگان را احضار نمايد. 12خداوند از تمام كسانی كه دست به چنين كارها می‌زنند متنفر است. به خاطر انجام همين كارهاست كه خداوند، خدايتان اين قومها را ريشه‌كن می‌كند. 13شما بايد در حضور خداوند، خدايتان پاک و بی‌عيب باشيد.

وعدهٔ ظهور پيامبر

14قومهایی كه شما سرزمينشان را تصرف می‌كنيد به غيبگويان و فالگيران گوش می‌دهند، ولی خداوند، خدايتان به شما اجازه نمی‌دهد چنين كنيد. 15او از ميان قوم اسرائيل پيامبری مانند من برای شما خواهد فرستاد و شما بايد به او گوش دهيد و از او اطاعت كنيد.

16روزی كه در دامنهٔ كوه حوريب جمع شده بوديد از خداوند خواستيد كه صدای مهيب او را بار ديگر نشنويد و آن آتش هولناک را در بالای كوه نبينيد، چون می‌ترسيديد بميريد. 17پس خداوند به من فرمود: «درخواست آنها بجاست. 18من از ميان آنها پيامبری مانند تو برای ايشان خواهم فرستاد. به او خواهم گفت كه چه بگويد و او سخنگوی من نزد مردم خواهد بود. 19فردی كه به او گوش ندهد و به پيامش كه از جانب من است توجه نكند، او را مجازات خواهم كرد. 20هر پيامبری كه به دروغ ادعا كند پيامش از جانب من است، خواهد مرد و هر پيامبری كه ادعا كند پيامش از جانب خدايان ديگر است بايد كشته شود.»

21اگر دودل هستيد كه پيامی از جانب خداوند است يا نه، 22راه فهميدنش اين است: اگر چيزی كه او می‌گويد اتفاق نيفتد، پيام او از جانب خداوند نبوده بلكه ساخته و پرداختهٔ خودش است؛ پس، از او نترسيد.

19

شهرهای پناهگاه

(اعداد 35‏:9‏-28؛ يوشع 20‏:1‏-9)

1هنگامی كه خداوند، خدايتان قومهایی را كه بايد سرزمينشان را بگيريد، نابود كند و شما در شهرها و خانه‌هايشان ساكن شويد، 2‏-3آنگاه بايد سه شهر به عنوان پناهگاه تعيين كنيد تا اگر كسی تصادفاً شخصی را بكشد، بتواند به آنجا فرار كرده، در امان باشد. كشورتان را به سه منطقه تقسيم كنيد به طوری كه هر كدام از اين سه شهر در يكی از آن سه منطقه واقع گردد. جاده‌هايی را كه به اين شهرها می‌روند خوب نگه داريد.

4اگر كسی تصادفاً مرتكب قتل شود می‌تواند به يكی از اين شهرها فرار كرده، در آنجا پناه گيرد. 5مثلاً اگر مردی با همسايهٔ خود برای بريدن هيزم به جنگل برود و سر تبر از دسته‌اش جدا شده، باعث قتل همسايه‌اش گردد، آن مرد می‌تواند به يكی از اين شهرها گريخته، در امان باشد. 6‏-7بدين ترتيب مدعی خون مقتول نمی‌تواند او را بكشد. اين شهرها بايد پراكنده باشند تا همه بتوانند به آن دسترسی داشته باشند و گرنه مدعی عصبانی، ممكن است قاتل بی‌گناه را بكشد.

8اگر خداوند طبق وعده‌ای كه به پدران شما داده است مرزهای سرزمينتان را وسيعتر كند و تمام سرزمينی را كه وعده داده است، به شما ببخشد 9(البته چنين كاری بستگی دارد به اينكه از كليهٔ فرمانهايی كه امروز به شما می‌دهم اطاعت نموده خداوند، خدايتان را دوست بداريد و دائماً در راه او گام برداريد) در اين صورت بايد سه شهر پناهگاه ديگر نيز داشته باشيد. 10چنين عمل كنيد تا در سرزمينی كه خداوند به شما می‌دهد اشخاص بی‌گناه كشته نشوند و خون كسی به گردن شما نباشد.

11ولی اگر كسی از همسايهٔ خود نفرت داشته باشد و با قصد قبلی او را بكشد و سپس به يكی از شهرهای پناهگاه فرار نمايد، 12آنگاه ريش‌سفيدان شهر بايد دنبال او فرستاده، او را بازگردانند و تحويل مدعی خون مقتول بدهند تا او را بكشد. 13به او رحم نكنيد! اسرائيل را از خون بی‌گناه پاک كنيد تا در همهٔ كارهايتان كامياب باشيد.

مرزهای ملک همسايه

14هنگامی كه وارد سرزمينی شديد كه خداوند، خدايتان به شما می‌دهد، مواظب باشيد مرزهای ملک همسايه‌تان را كه از قديم تعيين شده است به نفع خود تغيير ندهيد.

شهادت در دادگاه

15هرگز كسی را بر اساس شهادت يک نفر محكوم نكنيد. حداقل دو يا سه شاهد بايد وجود داشته باشند. 16اگر كسی شهادت دروغ بدهد و ادعا كند كه شخصی را هنگام ارتكاب جرمی ديده است، 17هر دو نفر بايد به نزد كاهنان و قضاتی كه در آن موقع در حضور خداوند مشغول خدمتند، آورده شوند. 18قضات بايد اين امر را به دقت تحقيق كنند. اگر معلوم شد كه شاهد دروغ می‌گويد، 19مجازاتش بايد همان باشد كه او فكر می‌كرد مرد ديگر به آن محكوم می‌شد. به اين طريق شرارت را از ميان خود پاک خواهيد كرد. 20بعد از آن، كسانی كه اين خبر را بشنوند از دروغ گفتن در جايگاه شهود خواهند ترسيد. 21به شاهد دروغگو نبايد رحم كنيد. حكم شما در اين گونه موارد بايد چنين باشد: جان در برابر جان، چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان، دست در برابر دست و پا در برابر پا.

20

قوانين جنگ

1زمانی كه به جنگ می‌رويد و در برابر خود لشكری نيرومندتر از خود با اسبها و عرابه‌های جنگی زياد می‌بينيد، وحشت نكنيد. خداوند، خدايتان با شماست، همان خدايی كه شما را از مصر بيرون آورد. 2قبل از شروع جنگ، كاهنی در برابر لشكر اسرائيل بايستد و بگويد: 3«ای مردان اسرائيلی به من گوش كنيد! امروز كه به جنگ می‌رويد از دشمن نترسيد و جرأت خود را از دست ندهيد؛ 4چون خداوند، خدايتان همراه شماست. او برای شما با دشمنانتان می‌جنگد و به شما پيروزی می‌بخشد.»

5آنگاه سرداران سپاه بايد سربازان را خطاب كرده، چنين بگويند: «آيا در اينجا كسی هست كه به تازگی خانه‌ای ساخته، ولی هنوز از آن استفاده نكرده باشد؟ اگر چنين كسی هست به خانه برگردد، چون ممكن است در اين جنگ كشته شود و شخص ديگری از آن استفاده كند. 6آيا كسی هست كه به تازگی تاكستانی غرس كرده، ولی هنوز ميوه‌ای از آن نخورده باشد؟ اگر چنين كسی هست به خانه بازگردد، چون ممكن است در اين جنگ كشته شود و شخص ديگری ميوهٔ آن را بخورد. 7آيا كسی به تازگی دختری را نامزد كرده است؟ اگر چنين كسی هست به خانهٔ خود بازگردد و با نامزدش ازدواج كند، چون ممكن است در اين جنگ بميرد و شخص ديگری نامزد او را به زنی بگيرد.» 8سپس سرداران بگويند: «آيا در اينجا كسی هست كه می‌ترسد؟ اگر چنين كسی هست به خانه بازگردد تا روحيهٔ ديگران را تضعيف نكند.» 9پس از نطق سرداران، فرماندهانی برای سپاه تعيين شوند.

10هنگامی كه به شهری نزديک می‌شويد تا با آن بجنگيد، نخست به مردم آنجا فرصت دهيد خود را تسليم كنند. 11اگر آنها دروازه‌های شهر را به روی شما باز كردند، وارد شهر بشويد و مردم آنجا را اسير كرده، به خدمت خود بگيريد؛ 12ولی اگر تسليم نشدند، شهر را محاصره كنيد. 13هنگامی كه خداوند، خدايتان آن شهر را به شما داد، همهٔ مردانِ آن را از بين ببريد؛ 14ولی زنها و بچه‌ها، گاوها و گوسفندها، و هر چه را كه در شهر باشد می‌توانيد برای خود نگه داريد. تمام غنايمی را كه از دشمن به دست می‌آوريد مال شماست. خداوند آنها را به شما داده است. 15اين دستورات فقط شامل شهرهای دور دست می‌باشد و نه شهرهايی كه در خود سرزمين موعود هستند.

16در شهرهای داخل مرزهای سرزمين موعود، هيچكس را نبايد زنده بگذاريد. هر موجود زنده‌ای را از بين ببريد. 17حيتی‌ها، اموری‌ها، كنعانی‌ها، فرزی‌ها، حوی‌ها و يبوسی‌ها را به کلی نابود كنيد. اين حكمی است كه خداوند، خدايتان داده است. 18منظور از اين فرمان آن است كه نگذارد مردم اين سرزمين، شما را فريب داده، در دام بت‌پرستی و آداب و رسوم قبيح خود گرفتار سازند و شما را وادارند گناه بزرگی نسبت به خداوند، خدايتان مرتكب شويد.

19زمانی كه شهری را برای مدت طولانی محاصره می‌كنيد، درختان ميوه را از بين نبريد. از ميوهٔ آنها بخوريد، ولی درختان را قطع نكنيد. درختان، دشمنان شما نيستند! 20اما درختان ديگر را می‌توانيد قطع كنيد و از آنها برای محاصرهٔ شهر استفاده كنيد.

21

طلب آمرزش برای قتلی كه قاتلش معلوم نيست

1در سرزمين موعود، هرگاه جسد مقتولی كه قاتلش معلوم نيست در صحرا پيدا شود، 2‏-3آنگاه ريش‌سفيدان و قضات با اندازه‌گيری فاصلهٔ جسد تا شهرهای اطراف، نزديكترين شهر را تعيين كنند. ريش‌سفيدان آن شهر، بايد گوساله‌ای را كه تا به حال بر آن يوغ بسته نشده بگيرند 4و آن را به دره‌ای ببرند كه در آن آب جاری باشد، ولی زمينش هرگز شخم نخورده و كشت نشده باشد، و در آنجا گردن گوساله را بشكنند. 5آنگاه كاهنان نيز نزديک بيايند، زيرا خداوند، خدای شما ايشان را انتخاب كرده است تا در حضور او خدمت كنند و به نام خداوند بركت دهند و در مرافعه‌ها و مجازاتها تصميم بگيرند. 6سپس ريش‌سفيدان آن شهر، دستهای خود را روی آن گوساله بشويند 7و بگويند: «دستهای ما اين خون را نريخته و چشمان ما هم آن را نديده است. 8ای خداوند، قوم خود، اسرائيل را كه نجات داده‌ای ببخش و آنها را به قتل مردی بی‌گناه متهم نكن. گناه خون اين مرد را بر ما نگير.» 9به اين طريق با پيروی از دستورات خداوند، شما اين گناه را از بين خود دور خواهيد ساخت.

ازدواج با دختر اسير

10زمانی كه به جنگ می‌رويد و خداوند، خدايتان دشمنان شما را به دست شما تسليم می‌كند و شما آنها را به اسارت خود درمی‌آوريد، 11چنانچه در ميان اسيران، دختر زيبايی را ببينيد و عاشق او بشويد، می‌توانيد او را به زنی بگيريد. 12او را به خانهٔ خود بياوريد و بگذاريد موهای سرش را كوتاه كند، ناخنهايش را بگيرد 13و لباسهايش را كه هنگام اسير شدن پوشيده بود عوض كند. سپس يک ماه تمام در خانهٔ شما در عزای پدر و مادرش بنشيند. بعد از آن، می‌توانيد او را به زنی اختيار كنيد. 14بعد اگر از او راضی نبوديد، نبايد او را بفروشيد يا مثل برده با او رفتار كنيد، زيرا او را به زنی گرفته‌ايد؛ پس، بگذاريد هر جا می‌خواهد برود.

حق نخست‌زادگی

15اگر مردی دو همسر داشته باشد، و از هر دو صاحب پسر شود و پسر بزرگترش فرزند همسر مورد علاقه‌اش نباشد، 16حق ندارد ارث بيشتری به پسر كوچكترش يعنی پسر زنی كه وی او را دوست دارد بدهد. 17او بايد دو سهم به پسر بزرگترش كه نخستين نشانهٔ قدرتش بوده و حق نخست‌زادگی به او می‌رسد بدهد، ولو اينكه وی پسر همسر مورد علاقه‌اش نباشد.

پسر سركش

18اگر مردی پسر لجوج و سركشی داشته باشد كه با وجود تنبيهات مكرر والدين، از ايشان اطاعت نكند، 19در اين صورت بايد پدر و مادرش او را نزد ريش‌سفيدان شهر ببرند 20و بگويند: «اين پسر ما لجوج و سركش است، حرف ما را گوش نمی‌كند و به ولخرجی و ميگساری می‌پردازد.» 21آنگاه اهالی شهر او را سنگسار كنند تا بميرد. به اين طريق، شرارت را از ميان خود دور خواهيد كرد و همهٔ جوانان اسرائيل اين واقعه را شنيده، خواهند ترسيد.

قوانين گوناگون

22اگر مردی مرتكب جرمی شده باشد كه جزای آن مرگ است و پس از اعدام، جسد او را به درختی بياويزند، 23جسد او نبايد در طول شب روی درخت بماند. بايد همان روز او را دفن كنيد، زيرا كسی كه بر دار آويخته شده باشد ملعون خداست. پس بدن او را دفن كنيد تا سرزمينی كه خداوند، خدايتان به شما داده است آلوده نشود.

22

1اگر گاو يا گوسفند كسی را سرگردان ديديد، وانمود نكنيد كه آن را نديده‌ايد، بلكه آن را به نزد صاحبش برگردانيد. 2اگر صاحبش نزديک شما زندگی نمی‌كند و يا او را نمی‌شناسيد، آن را به مزرعهٔ خود ببريد و در آنجا نگه دارید تا زمانی كه صاحبش به دنبال آن بيايد. آنگاه آن را به صاحبش بدهيد. 3اين قانون شامل الاغ، لباس يا هر چيز ديگری كه پيدا می‌كنيد نيز می‌شود.

4اگر كسی را ديديد كه سعی می‌كند گاو يا الاغی را كه زير بار خوابيده است روی پاهايش بلند كند، رويتان را برنگردانيد، بلكه به كمكش بشتابيد.

5زن نبايد لباس مردانه بپوشد و مرد نبايد لباس زنانه به تن كند. اين كار در نظر خداوند، خدايتان نفرت‌انگيز است.

6اگر آشيانهٔ پرنده‌ای را روی زمين افتاده ببينيد و يا آشيانه‌ای را روی درختی ببينيد كه پرنده با جوجه‌ها يا تخمهايش در داخل آن نشسته است، مادر و جوجه‌هايش را با هم برنداريد؛ 7مادر را رها كنيد برود و فقط جوجه‌هايش را برداريد. اگر چنين كنيد زندگی‌تان پربركت و طولانی خواهد بود.

8وقتی خانهٔ تازه‌ای می‌سازيد، بايد ديوار كوتاهی دور تا دور پشت بام بكشيد تا از افتادن اشخاص جلوگيری كرده، مسئول مرگ كسی نشويد.

9در تاكستان خود بذر ديگری نكاريد. اگر كاشتيد، هم محصول بذر كاشته شده و هم انگورها تلف خواهد شد.

10با گاو و الاغی كه به هم يراق شده‌اند شخم نكنيد.

11لباسی را كه از دو نوع نخ، مثلاً پشم و كتان بافته شده است نپوشيد.

12در چهار گوشهٔ ردای خود بايد منگوله بدوزيد.

قوانين مربوط به ازدواج

13‏-14اگر مردی با دختری ازدواج كند و پس از همبستر شدن با او، وی را متهم كند كه قبل از ازدواج با مرد ديگری روابط جنسی داشته است و بگويد: «وقتی با او ازدواج كردم باكره نبود.» 15آنگاه پدر و مادر دختر بايد مدرک بكارت او را نزد ريش‌سفيدان شهر بياورند.

16پدرش بايد به آنها بگويد: «من دخترم را به اين مرد دادم تا همسر او باشد، ولی اين مرد او را نمی‌خواهد 17‏-18و به او تهمت زده، ادعا می‌كند كه دخترم هنگام ازدواج باكره نبوده است. اما اين مدرک ثابت می‌كند كه او باكره بوده است.» سپس بايد پارچه را جلو ريش‌سفيدان پهن كنند. ريش‌سفيدان بايد آن مرد را شلاق بزنند و محكوم به پرداخت 19جريمه‌ای معادل صد مثقال نقره بكنند، چون به دروغ، يک باكرهٔ اسرائيلی را متهم ساخته است. اين جريمه بايد به پدر دختر پرداخت شود. آن زن، همسر وی باقی خواهد ماند و مرد هرگز نبايد او را طلاق بدهد. 20ولی اگر اتهامات مرد حقيقت داشته و آن زن هنگام ازدواج باكره نبوده است، 21ريش‌سفيدان، دختر را به در خانهٔ پدرش ببرند و مردان شهر او را سنگسار كنند تا بميرد، چون او در اسرائيل عمل قبيحی انجام داده است و در زمانی كه در خانهٔ پدرش زندگی می‌كرد، زنا كرده است. چنين شرارتی بايد از ميان شما پاک گردد.

22اگر مردی در حال ارتكاب زنا با زن شوهرداری ديده شود، هم آن مرد و هم آن زن بايد كشته شوند. به اين ترتيب، شرارت از اسرائيل پاک خواهد شد. 23‏-24اگر دختری كه نامزد شده است در داخل ديوارهای شهر توسط مردی اغوا گردد، بايد هم دختر و هم مرد را از دروازهٔ شهر بيرون برده، سنگسار كنند تا بميرند. دختر را به خاطر اينكه فرياد نزده و كمک نخواسته است و مرد را به جهت اينكه نامزد مرد ديگری را بی‌حرمت كرده است. چنين شرارتی بايد از ميان شما پاک شود. 25‏-27ولی اگر چنين عملی خارج از شهر اتفاق بیفتد تنها مرد بايد كشته شود، چون دختر گناهی كه مستحق مرگ باشد مرتكب نشده است. اين، مثل آن است كه كسی بر شخصی حمله‌ور شده او را بكشد، زيرا دختر فرياد زده و چون در خارج از شهر بوده، كسی به كمكش نرفته است تا او را نجات دهد. 28‏-29اگر مردی به دختری كه نامزد نشده است تجاوز كند و در حين عمل غافلگير شود، بايد به پدر دختر پنجاه مثقال نقره بپردازد و با آن دختر ازدواج كند و هرگز نمی‌تواند او را طلاق بدهد.

30هيچكس نبايد با زن پدر خود ازدواج كند، زيرا آن زن به پدر وی تعلق دارد.

23

اخراج از جماعت

1مردی كه بيضه‌هايش له شده و يا آلت تناسلی‌اش بريده شده باشد، نبايد داخل جماعت خداوند شود. 2شخص حرامزاده و فرزندان او تا ده نسل نبايد وارد جماعت خداوند شوند.

3از قوم عمونی يا موآبی هيچكس وارد جماعت خداوند نشود حتی بعد از نسل دهم. 4اين دستور بدان سبب است كه وقتی از مصر بيرون آمديد اين قومها با نان و آب از شما استقبال نكردند و حتی بلعام، پسر بعور، اهل فتور را از بين‌النهرين اجير كردند تا شما را لعنت كند. 5ولی خداوند به بلعام گوش نكرد و در عوض چون شما را دوست داشت آن لعنت را به بركت تبديل نمود. 6پس هرگز تا زمانی كه زنده هستيد نبايد با عمونی‌ها و موآبی‌ها صلح كنيد و با آنها رابطهٔ دوستی برقرار نماييد. 7ولی ادومی‌ها را دشمن نشماريد، زيرا برادران شما هستند. مصریان را نيز دشمن نشماريد، زيرا زمانی در ميان ايشان زندگی می‌كرديد. 8نسل سوم ادومی‌ها و مصری‌ها می‌توانند به جماعت خداوند داخل شوند.

ناپاكی در اردوگاه

9‏-10در زمان جنگ، مردانی كه در اردوگاه هستند بايد از هر نوع ناپاكی دوری كنند. كسی كه به خاطر انزال شبانه، شرعاً نجس می‌شود بايد از اردوگاه خارج گردد 11و تا غروب بيرون بماند. سپس خود را شسته، هنگام غروب بازگردد. 12مستراحها بايد بيرون اردوگاه باشند. 13هر کس بايد در بين ابزار خود وسيله‌ای برای كندن زمين داشته باشد و بعد از هر بار قضای حاجت، با آن گودالی حفر كند و مدفوعش را بپوشاند. 14اردوگاه بايد پاک باشد، چون خداوند در ميان شما قدم می‌زند تا شما را محافظت فرمايد و دشمنانتان را مغلوب شما سازد. اگر او چيز ناپسندی ببيند، ممكن است روی خود را از شما برگرداند.

قوانين گوناگون

15اگر برده‌ای از نزد اربابش فرار كند نبايد او را مجبور كنيد كه برگردد. 16بگذاريد در هر شهری كه مايل است در ميان شما زندگی كند و بر او ظلم نكنيد.

17از دختران اسرائيلی كسی نبايد فاحشه شود و از پسران اسرائيلی كسی نبايد لواط شود. 18هيچگونه هديه‌ای را كه از درآمد يک فاحشه يا يک لواط تهيه شده باشد به خانهٔ خداوند نياوريد، چون هر دو در نظر خداوند نفرت‌انگيز هستند.

19وقتی به برادر اسرائيلی خود پول، غذا يا هر چيز ديگری قرض می‌دهيد، از او بهره نگيريد. 20از يک غريبه می‌توانيد بهره بگيريد، ولی نه از يک اسرائيلی. اگر اين قانون را رعايت كنيد خداوند، خدايتان زمانی كه وارد سرزمين موعود شويد به شما بركت خواهد داد.

21هنگامی كه برای خداوند نذر می‌كنيد نبايد در وفای آن تأخير كنيد، چون خداوند می‌خواهد نذرهای خود را به موقع ادا كنيد. ادا نكردن نذر، گناه محسوب می‌شود. 22(ولی اگر از نذر كردن خودداری كنيد، گناهی انجام نداده‌ايد.) 23بعد از اينكه نذر كرديد بايد دقت كنيد هر چه را كه گفته‌ايد ادا كنيد، زيرا با ميل خود به خداوند، خدايتان نذر كرده‌ايد.

24از انگورهای تاكستان ديگران، هر قدر كه بخواهيد می‌توانيد بخوريد، اما نبايد انگور در ظرف ريخته با خود ببريد. 25همينطور وقتی داخل كشتزار همسايهٔ خود می‌شويد، می‌توانيد با دست خود خوشه‌ها را بچينيد و بخوريد، ولی حق داس زدن نداريد.

24

1اگر مردی پس از ازدواج با زنی، به عللی از او راضی نباشد، و طلاقنامه‌ای نوشته، به دستش دهد و او را رها سازد 2و آن زن دوباره ازدواج كند 3و شوهر دومی نيز از او راضی نباشد و او را طلاق دهد يا بميرد، 4آنگاه شوهر اولش نمی‌تواند دوباره با او ازدواج كند، زيرا آن زن نجس شده است. خداوند از چنين ازدواجی متنفر است و اين عمل باعث می‌شود زمينی كه خداوند، خدايتان به شما داده است به گناه آلوده شود.

5مردی را كه تازه ازدواج كرده است نبايد به سربازی احضار نمود و يا مسئوليتهای بخصوص ديگری به وی محول كرد، بلكه مدت يک سال در خانهٔ خود آزاد بماند و با زنش خوش باشد.

6گرو گرفتن سنگ آسياب خلاف قانون است، چون وسيلهٔ امرار معاش صاحبش می‌باشد. 7اگر كسی يكی از برادران اسرائيلی خود را بدزدد و با او مثل برده رفتار كند و يا او را بفروشد، اين آدم دزد بايد كشته شود تا شرارت از ميان شما پاک گردد.

8هرگاه كسی به مرض جذام مبتلا شود، بايد به دقت آنچه را كه كاهنان به او می‌گويند انجام دهد؛ او بايد از دستوراتی كه من به كاهنان داده‌ام پيروی كند. 9به خاطر بياوريد آنچه را كه خداوند، هنگامی كه از مصر بيرون می‌آمديد با مريم كرد24‏:9 نگاه کنيد به اعداد 12‏:10‏-15‏.‏.

10اگر به كسی چيزی قرض می‌دهيد نبايد برای گرفتن گرو به خانه‌اش وارد شويد. 11بيرون خانه بايستيد تا صاحب خانه آن را برايتان بياورد. 12‏-13اگر آن مرد، فقير بوده، ردايش را كه در آن می‌خوابد به عنوان گرو به شما بدهد نبايد تا روز بعد، پيش خود نگه داريد بلكه هنگام غروب آفتاب آن را به او بازگردانيد تا بتواند شب در آن بخوابد. آنگاه او برای شما دعای خير خواهد كرد و خداوند، خدايتان از شما راضی خواهد بود.

14‏-15هرگز به يک كارگر روزمزد فقير و محتاج ظلم نكنيد، چه اسرائيلی باشد و چه غريبی كه در شهر شما زندگی می‌كند. مزدش را هر روز قبل از غروب آفتاب به وی پرداخت كنيد، چون او فقير است و چشم اميدش به آن مزد است. اگر چنين نكنيد، ممكن است نزد خداوند از دست شما ناله كند و اين برای شما گناه محسوب شود.

16پدران نبايد به سبب گناهان پسرانشان كشته شوند، و نه پسران به سبب گناهان پدرانشان. هر كس بايد به سبب گناه خودش كشته شود.

17با غريبان و يتيمان به عدالت رفتار كنيد و هرگز لباس بيوه‌زنی را در مقابل قرضی كه به او داده‌ايد گرو نگيريد. 18هميشه به ياد داشته باشيد كه در مصر برده بوديد و خداوند، خدايتان شما را نجات داد. به همين دليل است كه من اين دستور را به شما می‌دهم.

19اگر هنگام درو كردن محصول فراموش كرديد يكی از بافه‌ها را از مزرعه بياوريد، برای برداشتن آن به مزرعه باز نگرديد. آن را برای غريبان، يتيمان و بيوه‌زنان بگذاريد تا خداوند، خدايتان دسترنج شما را بركت دهد. 20وقتی كه محصول زيتون خود را از درخت می‌تكانيد شاخه‌ها را برای بار دوم تكان ندهيد، بلكه باقيمانده را برای غريبان، يتيمان و بيوه‌زنان بگذاريد. 21در مورد انگور تاكستانتان نيز چنين عمل كنيد. دوباره سراغ تاكی كه انگورهايش را چيده‌ايد نرويد، بلكه آنچه را كه از انگورها باقی مانده است برای نيازمندان بگذاريد. 22يادتان باشد كه در سرزمين مصر برده بوديد. به همين سبب است كه من اين دستور را به شما می‌دهم.

25

1‏-3هرگاه بين دو نفر نزاعی درگيرد و آنها به دادگاه بروند، دادگاه بايد مجرم را محكوم نمايد و بی‌گناه را تبرئه كند. اگر مجرم مستحق شلاق خوردن باشد بايد قاضی به او دستور دهد كه دراز بكشد و به نسبت جرمی كه انجام داده تا چهل ضربه شلاق بخورد؛ ولی نبايد بيش از چهل ضربه شلاق بزنيد مبادا برادرتان در نظر شما خوار گردد.

4دهان گاو را هنگامی كه خرمن خرد می‌كند نبنديد.

5هرگاه دو برادر با هم در يک جا ساكن باشند و يكی از آنها بدون داشتن پسری بميرد، بيوه‌اش نبايد با فردی خارج از خانواده ازدواج كند، بلكه برادر شوهرش بايد او را به زنی بگيرد و حق برادر شوهری را بجا آورد. 6نخستين پسری كه از اين ازدواج به دنیا بيايد بايد به عنوان پسر برادر فوت شده محسوب گردد تا اسم آن متوفی از اسرائيل فراموش نشود، 7ولی اگر برادر متوفی راضی به اين ازدواج نباشد، آنگاه آن زن بايد نزد ريش‌سفيدان شهر برود و به آنها بگويد: «برادر شوهرم وظيفه‌اش را نسبت به من انجام نمی‌دهد و نمی‌گذارد نام برادرش در اسرائيل باقی بماند.» 8سپس ريش‌سفيدان شهر آن مرد را احضار كرده، با او صحبت كنند. اگر او باز راضی به ازدواج نشد، 9زن بيوه بايد در حضور ريش‌سفيدان به طرف آن مرد رفته، كفش او را از پايش درآورد و آب دهان بر صورتش بيفکند و بگويد: «بر مردی كه اجاق خانهٔ برادرش را روشن نگه نمی‌دارد اينچنين شود.» 10و از آن پس، خاندان آن مرد در اسرائيل به «خاندان كفش كنده» معروف خواهد شد.

11اگر دو مرد با هم نزاع كنند و همسر يكی از آنها برای كمک به شوهرش مداخله نموده، عورت مرد ديگر را بگيرد، 12دست آن زن را بايد بدون ترحم قطع كرد.

13‏-15در كليهٔ معاملات خود بايد از ترازوهای دقيق و اندازه‌های درست استفاده كنيد تا در سرزمينی كه خداوند، خدايتان به شما می‌دهد زندگی طولانی داشته باشيد. 16تمام كسانی كه در معاملات کلاهبرداری می‌كنند مورد نفرت خداوند می‌باشند.

17هرگز نبايد كاری را كه مردم عماليق هنگام بيرون آمدن از مصر با شما كردند فراموش كنيد. 18به ياد داشته باشيد كه ايشان بدون ترس از خدا با شما جنگيده، كسانی را كه در اثر ضعف و خستگی عقب مانده بودند به هلاكت رسانيدند. 19بنابراين وقتی كه خداوند، خدايتان در سرزمين موعود شما را از شر تمامی دشمنانتان خلاصی بخشيد، بايد نام عماليق را از روی زمين محو و نابود كنيد. هرگز اين را فراموش نكنيد.

26

نوبر محصولات و عشريه

1پس از اينكه وارد سرزمين موعود شده، آن را تصرف كرديد و در آن سكونت گزيديد، 2‏-3بايد نوبر محصول برداشتی زمين خود را به مكانی كه خداوند به عنوان عبادتگاه خود برمی‌گزيند بياوريد و به خداوند تقديم كنيد. آن را در سبد گذارده، به كاهنی كه سر خدمت است بدهيد و بگوييد: «من اقرار می‌كنم كه خداوند، خدايم مرا به سرزمينی كه به پدران ما وعده نمود، آورده است.» 4سپس كاهن سبد را از دست شما گرفته، آن را جلو قربانگاه خداوند، خدايتان بگذارد. 5بعد شما در حضور خداوند، خدايتان اقرار كرده، بگوييد: «اجداد من ارامی‌های سرگردانی بودند كه به مصر پناه بردند. هر چند عدهٔ آنها كم بود، ولی در مصر قوم بزرگی شدند. 6مصری‌ها با ما بدرفتاری كردند و ما را بردهٔ خود ساختند. 7ما نزد خداوند، خدای پدرانمان فرياد برآورديم و خداوند صدای ما را شنيده، زحمت و مشقت و مشكلاتمان را ديد 8و ما را با قدرت عظيم خود از مصر بيرون آورد. او در حضور مصريان معجزاتی بزرگ انجام داده، آنها را به وحشت انداخت 9و ما را به سرزمين حاصلخيزی كه در آن شير و عسل جاری است آورد. 10اكنون ای خداوند، نگاه كن، من نمونه‌ای از نوبر اولين محصولات زمينی را كه به من عطا كرده‌ای برايت آورده‌ام.» سپس نمونه را در حضور خداوند، خدای خود گذارده، او را پرستش كنيد. 11آنگاه برويد و به سبب تمام نعمتهايی كه خدا به شما عطا كرده است او را شكر كنيد و با خانوادهٔ خود و با لاويان و غريبانی كه در ميان شما زندگی می‌كنند، شادی نماييد.

12هر سه سال يک بار، سال مخصوص عشريه است. در آن سال بايد تمام عشريه‌های محصول خود را به لاويان، غريبان، يتيمان و بيوه‌زنان شهرتان بدهيد تا بخورند و سير شوند. 13سپس در حضور خداوند، خدايتان اعلام كنيد: «ای خداوند، همانگونه كه امر فرمودی تمام عشريه‌هايم را به لاويان، غريبان، يتيمان و بيوه‌زنان داده‌ام و از هيچكدام از قوانين تو سرپيچی ننموده آنها را فراموش نكرده‌ام. 14‏-15زمانی كه شرعاً نجس بودم و وقتی كه عزادار بودم، دست به عشريه نزده‌ام و چيزی از آن را برای مردگان هديه نكرده‌ام. از تو اطاعت كرده‌ام و تمام احكام تو را بجا آورده‌ام. ای خداوند، از آسمان كه جايگاه مقدس توست نظر انداخته، قوم خود اسرائيل را بركت بده. اين سرزمين حاصلخيز را نيز كه طبق وعده‌ات به ما داده‌ای، بركت عطا فرما.»

قوم خاص خدا

16امروز خداوند، خدايتان امر می‌فرمايد كه تمام قوانين او را اطاعت كنيد؛ پس شما با تمامی دل و جان آنها را بجا آوريد. 17امروز اقرار كرده‌ايد كه او خدای شماست و قول داده‌ايد از او پيروی نموده، احكامش را بجا آوريد. 18خداوند امروز طبق وعده‌اش اعلام فرموده است كه شما قوم خاص او هستيد و بايد تمامی قوانين او را اطاعت كنيد. 19اگر احكامش را بجا آوريد او شما را از همهٔ قومهای ديگر بزرگتر ساخته، اجازه خواهد داد عزت، احترام و شهرت بيابيد؛ اما برای كسب اين عزت و احترام بايد قوم مقدسی برای او باشيد.

27

بنای يادبود بر كوه عيبال

1آنگاه موسی و ريش‌سفيدان اسرائيل، اين دستورات را نيز به قوم دادند و از آنها خواستند تا آنها را بجا آورند:

2‏-4«وقتی كه از رود اردن عبور كرديد و به سرزمين موعود يعنی به سرزمينی كه شير و عسل در آن جاری است رسيديد، سنگهای بزرگی از كف رودخانه بيرون آوريد و آنها را به صورت بنای يادبودی در آن طرف رودخانه بر كوه عيبال بر روی يكديگر قرار دهيد. روی سنگها را با گچ بپوشانيد و سپس قوانين خداوند را بر آن بنويسيد. 5‏-6در آنجا يک قربانگاه با سنگهای نتراشيده كه ابزار آهنی بر آنها نخورده باشد برای خداوند، خدايتان بسازيد و قربانیهای سوختنی برای خداوند، خدايتان بر آن تقديم كنيد. 7قربانیهای سلامتی را نيز بر روی آن ذبح كرده، بخوريد و در همانجا در حضور خداوند، خدايتان شادی كنيد. 8كليهٔ اين قوانين را با خط خوانا روی بنای يادبود بنويسيد.»

9آنگاه موسی به همراهی كاهنان لاوی خطاب به تمام بنی‌اسرائيل گفت: «ای اسرائيل بشنو! امروز تو قوم خداوند، خدايت شده‌ای. 10بنابراين بايد از خداوند، خدای خود پيروی نمايی و قوانين او را كه امروز به تو می‌دهم اطاعت كنی.»

لعنتها

11در همان روز موسی اين دستور را به قوم اسرائيل داد:

12پس از عبور از رود اردن، قبايل شمعون، لاوی، يهودا، يساكار، يوسف و بنيامين بايد بر روی كوه جَرِزيم بايستند و بركات را اعلام كنند 13و قبايل رئوبين، جاد، اشير، زبولون، دان و نفتالی بايد بر كوه عيبال بايستند و لعنتها را اعلام كنند. 14آنگاه لاویان كه در بين آنها ايستاده‌اند با صدای بلند به تمام بنی‌اسرائيل بگويند:

15«لعنت خدا بر كسی كه بتی از سنگ، چوب يا فلز بسازد و مخفيانه آن را پرستش كند، زيرا خداوند از بت‌پرستی متنفر است.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

16«لعنت خدا بر كسی كه نسبت به پدر و مادرش بی‌احترامی كند.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

17«لعنت خدا بر كسی كه مرز بين زمين خودش و همسايه‌اش را تغيير دهد.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

18«لعنت خدا بر كسی كه شخص نابينا را از راه، منحرف كند.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

19«لعنت خدا بر كسی كه نسبت به غريبان، يتيمان و بيوه‌زنان بی‌عدالتی نمايد.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

20«لعنت خدا بر كسی كه با زن پدرش همبستر شود، چون آن زن به پدرش تعلق دارد.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

21«لعنت خدا بر كسی كه با حيوانی رابطهٔ جنسی برقرار كند.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

22«لعنت خدا بر كسی كه با خواهر خود، چه تنی و چه ناتنی، همبستر شود.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

23«لعنت خدا بر كسی كه با مادر زن خود همبستر شود.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

24«لعنت خدا بر كسی كه مخفيانه مرتكب قتل شود.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

25«لعنت خدا بر كسی كه رشوه بگيرد تا فرد بی‌گناهی را به قتل برساند.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

26«لعنت خدا بر كسی كه قوانين و دستورات خدا را اطاعت نكند.»

و تمامی قوم بگويند: «آمين.»

28

بركات

(لاويان 26‏:3‏-13؛ تثنيه 7‏:12‏-24)

1اگر تمام فرامين خداوند، خدايتان را كه امروز به شما می‌دهم به دقت اطاعت كنيد، خداوند شما را قويترين قوم دنيا خواهد ساخت 2‏-6و اين بركات را نصيب شما خواهد گردانيد:

شهر و مزرعه‌تان را بركت خواهد داد. فرزندان زياد، محصولات فراوان و گله و رمهٔ بسيار به شما خواهد بخشيد، و ميوه و نانتان را بركت خواهد داد. خداوند شما را در همهٔ كارهايتان بركت خواهد داد.

7خداوند، دشمنانتان را در مقابل شما شكست خواهد داد. آنها از يک سو عليه شما بيرون خواهند آمد، ولی در برابر شما به هفت سو پراكنده خواهند شد. 8خداوند حاصل دسترنج شما را بركت خواهد داد و انبارهايتان را از غله پر خواهد ساخت. او شما را در سرزمينی كه به شما می‌دهد بركت خواهد داد.

9اگر اوامر خداوند، خدای خود را اطاعت كنيد و در راه او گام برداريد، او نيز چنانكه وعده داده است شما را قوم مقدس خود خواهد ساخت. 10آنگاه تمامی مردم جهان خواهند ديد كه شما قوم خاص خداوند هستيد و از شما خواهند ترسيد.

11خداوند در سرزمين موعود نعمتهای فراوان به شما خواهد بخشيد يعنی فرزندان بسيار، گله‌های زياد و محصول فراوان. 12او روزنه‌های آسمان را گشوده، باران را به موقع خواهد فرستاد و شما را در همهٔ كارهايتان بركت خواهد داد. به قومهای زيادی قرض خواهيد داد، ولی از آنان قرض نخواهيد گرفت. 13چنانچه فقط گوش فرا داده، دستورات خداوند، خدايتان را كه امروز به شما می‌دهم اطاعت كنيد، او شما را برتر از ديگران خواهد ساخت. 14پس مواظب باشيد كه از قوانينی كه به شما داده‌ام به هيچ وجه سرپيچی نكنيد و هرگز خدايان ديگر را عبادت و پيروی ننماييد.

عواقب نااطاعتی

(لاويان 26‏:14‏-46)

15‏-19اگر به خداوند، خدايتان گوش ندهيد و قوانينی را كه امروز به شما می‌دهم اطاعت نكنيد آنگاه تمام اين لعنتها بر سر شما خواهد آمد:

خداوند شهر و مزرعه‌تان را لعنت خواهد كرد. او ميوه و نانتان را لعنت خواهد كرد و به شما، فرزندان و محصولات و گله و رمهٔ كم خواهد داد. خداوند، شما را در هر كاری كه بكنيد لعنت خواهد كرد.

20اگر شرارت ورزيده، خدا را ترک كنيد، خداوند نيز در همهٔ كارهايتان شما را به مصيبت و اضطراب و ناكامی دچار خواهد كرد تا به کلی از ميان برويد. 21آنقدر بيماری در بين شما خواهد فرستاد تا از روی زمينی كه بزودی آن را تصرف می‌كنيد محو و نابود شويد. 22او شما را گرفتار بيماريهای مهلک و تب و التهاب خواهد كرد و خشكسالی و باد سوزان خواهد فرستاد تا محصولتان را از بين ببرند. تمامی اين بلاها آنقدر شما را دنبال خواهند كرد تا نابود شويد. 23باران از آسمان نخواهد باريد و زمينِ زير پايتان چون آهن، خشک خواهد بود. 24عوض باران، خداوند طوفان خاک و شن خواهد فرستاد و شما را هلاک خواهد كرد.

25خداوند، شما را در مقابل دشمنانتان شكست خواهد داد. از يک سو عليه آنها بيرون خواهيد آمد، ولی در برابر ايشان به هفت سو پراكنده خواهيد شد و همهٔ قومهای روی زمين با ديدن وضع اسفناک شما هراسان خواهند گرديد. 26اجسادتان خوراک پرندگان و حيوانات وحشی خواهد شد و كسی نخواهد بود كه آنها را براند. 27خداوند همان دملی را كه بر مصريان آورد بر شما خواهد فرستاد. او بدنهای شما را به زخمهای گوناگون مبتلا خواهد كرد تا خود را بخارانيد و علاجی نداشته باشيد. 28خداوند، ديوانگی، كوری و پريشانی بر شما مستولی خواهد كرد. 29در روشنايی آفتاب مثل نابينايی كه در تاريكی به سختی راه خود را پيدا می‌كند، كوركورانه راه خواهيد رفت. در هيچ كاری موفق نخواهيد بود. دائم مورد ظلم ديگران واقع شده، اموالتان چپاول خواهد گرديد. هيچكس به دادتان نخواهد رسيد.

30شخص ديگری با نامزدتان ازدواج خواهد كرد و در خانه‌ای كه بنا می‌كنيد كس ديگری زندگی خواهد كرد. ميوهٔ تاكستانی را كه غرس كرده‌ايد ديگران خواهند خورد 31و گاوهايتان را در برابر چشمانتان سر خواهند بريد، ولی حتی يک تكه از گوشت آنها را نخواهيد خورد. الاغهايتان را پيش روی شما به غارت خواهند برد. گوسفندانتان به دشمنانتان داده خواهند شد و كسی نخواهد بود كه به داد شما برسد. 32پسران و دخترانتان را در برابر چشمانتان به بردگی خواهند برد و دلهايتان در اشتياق ديدن آنها خون خواهد شد، ولی كاری از دستتان برنخواهد آمد. 33قومی بيگانه كه حتی اسمش را هم نشنيده‌ايد محصولاتی را كه با هزار زحمت كاشته‌ايد، خواهند خورد. هميشه زير ظلم و ستم خواهيد بود. 34با ديدن وضع ناگوار اطراف خود ديوانه خواهيد شد. 35خداوند، شما را از سر تا پا به دملهای التيام‌ناپذير مبتلا خواهد كرد.

36خداوند، شما و پادشاهی را كه بر می‌گزينيد نزد قومی كه نه شما و نه اجدادتان می‌شناختيد تبعيد خواهد كرد. در آنجا خدايان چوبی و سنگی را پرستش خواهيد نمود. 37خداوند، شما را در ميان قومها پراكنده خواهد ساخت و مردم با ديدن وضعتان هراسان خواهند شد و شما در ميان قومها رسوا و انگشت‌نما خواهيد بود.

38بسيار خواهيد كاشت، ولی اندک خواهيد درويد، چون ملخها محصولاتتان را خواهند خورد. 39تاكستانها غرس كرده، از آنها مراقبت خواهيد نمود، ولی از انگور آنها نخواهيد خورد و از شراب آنها نخواهيد نوشيد، زيرا كرم، درختان را از بين خواهد برد. 40در همه جا درختان زيتون خواهند روييد، ولی از آنها روغنی به دست نخواهيد آورد، چون ميوه‌شان قبل از رسيدن خواهد ريخت. 41پسران و دختران خواهيد داشت، اما آنها را از دست شما خواهند ربود و به اسارت خواهند برد. 42ملخها، درختان و محصولات شما را نابود خواهند كرد. 43غريبانی كه در ميان شما زندگی می‌كنند روز‌به‌روز ثروتمندتر خواهند شد و شما روز‌به‌روز فقيرتر. 44آنها به شما قرض خواهند داد، نه شما به آنها. ايشان ارباب خواهند شد و شما نوكر.

45تمامی اين لعنتها بر سرتان خواهد آمد تا نابود شويد، زيرا نخواستيد از خداوند، خدايتان اطاعت كنيد و از دستوراتش پيروی نماييد. 46همهٔ اين بلايا كه دامنگير شما و فرزندانتان می‌شود، درس عبرتی برای ديگران خواهد بود. 47چون در زمان فراوانی، خداوند را با شادی و خوشی خدمت نكرديد، 48پس او دشمنانتان را بر شما مسلط خواهد كرد تا در گرسنگی و تشنگی، برهنگی و بيچارگی، آنها را بندگی نماييد. يوغی آهنين بر گردن شما خواهد بود تا وقتی كه نابود شويد.

49خداوند قومی را از دور دستها به سراغتان خواهد فرستاد، قومی كه زبانشان را نمی‌فهميد. ايشان مثل عقاب بر شما فرود خواهند آمد. 50اين قوم درنده‌خو، نه به پيران شما رحم خواهند كرد و نه به جوانانتان. 51آنها گله و محصولتان را خواهند خورد و شما از گرسنگی خواهيد مرد. نه غله‌ای برای شما باقی خواهد ماند، نه شراب تازه‌ای و نه روغن زيتونی، نه گوساله‌ای و نه بره‌ای. 52تمام شهرهايتان را محاصره خواهند كرد و ديوارهای محكم و بلند آنها را فرو خواهند ريخت، همان ديوارهايی كه فكر می‌كرديد از شما حفاظت خواهند كرد. 53در آن روزهای سخت محاصره، حتی گوشت پسران و دخترانتان را هم خواهيد خورد. 54نجيب‌ترين و دلسوزترين مرد، حتی به برادر خود و زن محبوب خويش و بچه‌هايش كه هنوز زنده هستند ترحم نخواهد كرد، 55و از دادن قطعه‌ای از گوشتی كه می‌خورد يعنی گوشت فرزندانش به آنها امتناع خواهد كرد، چون به خاطر محاصرهٔ شهر چيزی برای خوردن ندارد. 56‏-57ظريفترين و لطيفترين زن كه رغبت نمی‌كرد حتی نوک پايش را به زمين بگذارد، حاضر نخواهد بود از آنچه می‌خورد به شوهر و فرزندان محبوبش بدهد. جفت نوزاد و كودكی را كه تازه به دنیا آورده، از ايشان مخفی خواهد ساخت تا خودش به تنهايی آنها را بخورد. چنين خواهد بود وحشت گرسنگی و پريشانی در زمانی كه دشمنان، شما را محاصره كنند.

58‏-59اگر از اطاعت كليهٔ قوانينی كه در اين كتاب نوشته شده سرپيچی كنيد و از احترام گذاشتن به نام مجيد و مهيب خداوند، خدايتان امتناع ورزيد، آنگاه خداوند بر شما و فرزندانتان بلاهای سخت و امراض غيرقابل علاج خواهد فرستاد. 60خداوند، شما را به تمام امراضی كه در مصر از آنها می‌ترسيديد دچار خواهد كرد و علاجی نخواهد بود. 61خداوند هرگونه بيماری و بلايی را كه وجود دارد، حتی آنهايی را كه در اين كتاب اسمی از آنها برده نشده به سراغ شما خواهد فرستاد تا نابود شويد. 62اگرچه قبلاً به اندازهٔ ستارگان آسمان، بی‌شمار بوديد، تعداد كمی از شما باقی خواهند ماند، زيرا از خداوند، خدايتان اطاعت نكرديد.

63همانطور كه خداوند از احسان كردن و افزودن شما شادی كرده است، همانگونه نيز در آن وقت از نابود كردن شما خوشحال خواهد شد و شما از سرزمينی كه تصرف می‌كنيد ريشه‌كن خواهيد گشت. 64خداوند، شما را در ميان تمامی قومها از يک گوشهٔ عالم تا گوشهٔ ديگر پراكنده خواهد ساخت. در آنجا خدايان ديگر را كه نه خود می‌شناختيد و نه پدرانتان، پرستش خواهيد كرد، خدايانی كه از چوب و سنگ ساخته شده‌اند. 65در ميان آن قومها روی آرامش را نخواهيد ديد، بلكه خداوند به شما دلهايی لرزان و چشمانی گريان و افكاری پريشان خواهد داد. 66زندگی شما دائم در خطر خواهد بود، شب و روزتان با ترس سپری خواهد شد و اميدی برای ديدن روشنايی صبح نخواهيد داشت. 67به خاطر آنچه كه می‌بينيد، ترس و وحشت وجود شما را فرا خواهد گرفت. صبحگاهان خواهيد گفت: «ای كاش شب می‌شد!» و شامگاهان: «ای كاش صبح می‌شد!» 68خداوند، شما را با كشتی به مصر خواهد فرستاد هر چند قبلاً گفته بودم كه هرگز ديگر مصر را نخواهيد ديد. در آنجا حاضر خواهيد شد حتی خود را به بردگی دشمنانتان بفروشيد، اما خريداری نخواهيد داشت.

29

عهد خداوند با اسرائيل در دشت موآب

1اين است شرايط عهدی كه خداوند در سرزمين موآب توسط موسی با قوم اسرائيل بست. اين عهد غير از عهدی بود كه قبلاً در كوه حوريب بسته شده بود. 2‏-3موسی تمام بنی‌اسرائيل را احضار كرد و سخنان زير را به ايشان گفت:

شما با چشمان خود بلاهايی را كه خداوند بر سر فرعون و درباريانش آورد، ديديد و شاهد معجزات عظيم خداوند در سراسر مصر بوديد. 4ولی تا امروز خداوند دلهايی كه بفهمند و چشمانی كه ببينند و گوشهايی كه بشنوند به شما نداده است. 5خداوند چهل سال شما را در بيابان هدايت كرد. در اين مدت نه لباسهايتان كهنه شد و نه كفشهايتان پاره گشت. 6هر چند نانی برای خوردن و شرابی برای نوشيدن نداشتيد، اما خداوند روزی شما را می‌رساند تا به شما بفهماند كه او خدای شماست.

7زمانی كه به اينجا رسيديم سيحون (پادشاه سرزمين حشبون) و عوج (پادشاه سرزمين باشان) با ما به جنگ برخاستند، ولی ما ايشان را شكست داديم 8و سرزمينشان را گرفتيم و به قبيله‌های رئوبين، جاد و نصف قبيلهٔ منسی داديم.

9شرايط اين عهد را اطاعت كنيد تا در تمام كارهايتان موفق باشيد. 10همگی شما يعنی رهبران، ريش‌سفيدان، مردان قوم 11همراه با كودكان و همسرانتان و غريبانی كه در بين شما زندگی می‌كنند يعنی كسانی كه هيزم می‌شكنند و برايتان آب می‌آورند امروز در حضور خداوند، خدايتان ايستاده‌ايد. 12اينجا ايستاده‌ايد تا به عهدی كه خداوند، خدايتان امروز با شما می‌بندد وارد شويد. 13امروز خداوند می‌خواهد شما را به عنوان قوم خود تأييد كند و خدای شما باشد، همانطور كه به شما و به پدرانتان، ابراهيم و اسحاق و يعقوب وعده داد. 14‏-15اين پيمان تنها با شما كه امروز در حضورش ايستاده‌ايد بسته نمی‌شود بلكه با تمام نسلهای آيندهٔ اسرائيل نيز بسته می‌شود.

16يقيناً به ياد می‌آوريد كه چگونه در سرزمين مصر زندگی می‌كرديم و پس از خروج از آنجا چطور از ميان قومهای ديگر گذشتيم. 17شما بتهای قبيح آن سرزمينها را ديديد كه از چوب و سنگ و نقره و طلا ساخته شده بودند. 18امروز در ميان شما مرد يا زن، خاندان يا قبيله‌ای نباشد كه از خداوند، خدايمان برگردد و بخواهد اين خدايان را بپرستد و با اين كار، به تدریج قوم را مسموم كند.

19كسی در ميان شما نباشد كه پس از شنيدن اين هشدارها، آنها را سرسری بگيرد و فكر كند اگر به راههای گستاخانهٔ خود ادامه دهد صدمه‌ای نخواهد ديد. اين كار او همگی شما را نابود خواهد كرد؛ 20چون خداوند از سر تقصيرات او نمی‌گذرد بلكه خشم و غيرتش بر ضد آن شخص شعله‌ور خواهد شد و تمام لعنتهایی كه در اين كتاب نوشته شده بر سر او فرود خواهد آمد و خداوند اسم او را از روی زمين محو خواهد كرد. 21خداوند او را از تمامی قبيله‌های اسرائيل جدا خواهد نمود و كليهٔ لعنتهایی را كه در اين كتاب ذكر شده، بر سر او نازل خواهد كرد. 22آنگاه فرزندان شما و نسلهای آينده و غريبانی كه از كشورهای دور دست از سرزمين شما عبور كنند، بلاها و بيماريهايی را كه خداوند بر اين سرزمين نازل كرده است خواهند ديد. 23آنها خواهند ديد كه تمام زمين، شوره‌زاری است خشک و سوزان كه در آن نه چيزی كاشته می‌شود و نه چيزی می‌رويد. سرزمينتان درست مثل سدوم و عموره و ادمه و صبوئيم خواهد بود كه خداوند در خشم خود آنها را ويران كرد. 24قومها خواهند پرسيد: «چرا خداوند با اين سرزمين چنين كرده است؟ دليل اين خشم بی‌امان او چه بوده است؟» 25در جواب ايشان گفته خواهد شد: «چون مردم اين سرزمين عهدی را كه هنگام خروج از مصر خداوند، خدای پدرانشان با ايشان بسته بود، شكستند. 26ايشان به پرستش خدايانی پرداختند كه آنها را قبلاً نمی‌شناختند و خداوند، پرستش آنها را منع كرده بود. 27پس خشم خداوند عليه اين سرزمين افروخته شد و كليهٔ لعنتهای او كه در اين كتاب نوشته شده، بر سرشان فرو ريخت. 28خداوند با خشم و غضب شديد خود، ايشان را از سرزمينشان ريشه‌كن ساخت و آنها را به سرزمين ديگری راند كه تا امروز در آنجا زندگی می‌كنند.»

29اسراری هست كه خداوند، خدايمان بر ما كشف نفرموده است، اما او قوانين خود را بر ما و فرزندانمان آشكار نموده است تا آنها را اطاعت كنيم.

30

شرط دريافت بركت

1هنگامی كه تمام اين بركت‌ها و لعنتها اتفاق بیفتد و شما در ميان قومهای بيگانه‌ای كه خداوند، خدايتان شما را به آنجا رانده است سخنان مرا به ياد بياوريد 2و به سوی خداوند، خدايتان بازگشت نماييد و شما و فرزندانتان با تمامی دل فرامينی را كه امروز به شما دادم اطاعت كنيد، 3آنگاه خداوند، خدايتان شما را از اسارت نجات خواهد داد. او بر شما ترحم خواهد كرد و شما را از بين تمام قومهايی كه شما را در آنها پراكنده كرده است جمع خواهد نمود. 4اگر در دورترين نقاط دنيا هم باشيد او شما را جمع می‌كند 5و به سرزمين نياكانتان باز می‌گرداند تا دوباره مالک آن شويد. او به شما بركت داده، بيش از پيش شما را خواهد افزود. 6او دلهای شما و فرزندانتان را پاک خواهد كرد تا خداوند، خدايتان را با تمامی دل و جان دوست بداريد و در آن سرزمين زنده بمانيد.

7‏-8اگر به سوی خداوند بازگشت نماييد و همهٔ فرامينی را كه من امروز به شما می‌دهم اطاعت كنيد خداوند، خدايتان نيز همهٔ اين لعنتها را متوجهٔ دشمنانتان و كسانی كه به شما آزار می‌رسانند خواهد كرد. 9خداوند، خدايتان شما را در تمام كارهايتان بركت خواهد داد و به شما فرزندان بسيار و گله و محصول فراوان عطا خواهد كرد، چون خداوند بار ديگر از شما راضی خواهد شد، همچنانكه از پدران شما راضی بود. 10پس فرامينی را كه در اين كتاب قانون نوشته شده، اطاعت كنيد و با تمامی دل و جان به سوی خداوند، خدايتان بازگشت نماييد. 11اطاعت از اين فرامين، خارج از توانايی و دسترس شما نيست. 12‏-13چون اين قوانين در آسمان نيست كه كسی نتواند آنها را پايين بياورد تا آنها را بشنويد و اطاعت كنيد و در ماورای درياها هم نيست كه بگوييد: «چه كسی می‌تواند به آنجا رفته، آنها را برای ما بياورد تا آنها را بشنويم و اطاعت كنيم؟» 14اين قوانين به شما بسيار نزديكند. آنها در دلها و بر لبهايتان هستند تا بتوانيد آنها را اطاعت كنيد.

15من امروز مرگ و زندگی، بدی و خوبی را در برابر شما قرار داده‌ام تا يكی را برگزينيد. 16من امروز به شما دستور داده‌ام كه خداوند، خدايتان را دوست داشته در راه او گام برداريد و قوانين او را نگاه داريد تا زنده مانده، قومی بزرگ بشويد و خداوند، خدايتان به شما در سرزمينی كه تصرف خواهيد كرد، بركت بدهد. 17ولی اگر گوش ندهيد و اطاعت نكنيد و به دنبال خدايان ديگر برويد و آنها را بپرستيد، 18در اين صورت همين امروز به شما اعلام می‌كنم كه يقيناً نابود خواهيد شد و در سرزمينی كه تصرف می‌كنيد، عمری طولانی نخواهيد داشت.

19زمين و آسمان را شاهد می‌گيرم كه امروز زندگی و مرگ، بركت و لعنت را در برابر شما قرار داده‌ام. زندگی را انتخاب كنيد تا شما و فرزندانتان زنده بمانيد. 20خداوند، خدايتان را دوست داشته، از او اطاعت كنيد و به او بچسبيد، زيرا او زندگی شماست و به شما و فرزندانتان در سرزمينی كه به پدرانتان ابراهيم و اسحاق و يعقوب وعده داده است، عمری طولانی عطا خواهد فرمود.

31

يوشع جانشين موسی می‌شود

1‏-2موسی در ادامهٔ سخنان خود به قوم اسرائيل چنين گفت: «من اكنون صد و بيست سال دارم و ديگر قادر نيستم شما را رهبری كنم. خداوند به من گفته است از رود اردن عبور نخواهم كرد. 3خود خداوند شما را رهبری خواهد نمود و قومهایی را كه در آنجا زندگی می‌كنند نابود خواهد كرد و شما سرزمين ايشان را به تصرف خود در خواهيد آورد. طبق فرمان خداوند، يوشع رهبر شما خواهد بود. 4خداوند همانطور كه سيحون و عوج، پادشاهان اموری را هلاک ساخته، سرزمينشان را ويران نمود، قومهایی را نيز كه در اين سرزمين زندگی می‌كنند نابود خواهد كرد. 5خداوند، ايشان را به دست شما تسليم خواهد كرد و شما بايد طبق دستوری كه داده‌ام با آنها رفتار كنيد. 6قوی و دلير باشيد. از ايشان نترسيد. خداوند، خدايتان با شما خواهد بود. او شما را تنها نخواهد گذاشت و ترک نخواهد كرد.»

7آنگاه موسی يوشع را احضار كرده، در حضور تمامی قوم اسرائيل به او گفت: «قوی و دلير باش، زيرا تو اين قوم را به سرزمينی كه خداوند به اجدادشان وعده داده است رهبری خواهی كرد تا آنجا را تصرف كنند. 8ترسان نباش، زيرا خداوند با تو خواهد بود و پيشاپيش تو حركت خواهد كرد. او تو را تنها نخواهد گذاشت و ترک نخواهد كرد.»

قرائت قوانين خداوند

9آنگاه موسی قوانين خدا را نوشت و آن را به كاهنان لاوی كه صندوق عهد خداوند را حمل می‌كردند و نيز به ريش‌سفيدان اسرائيل سپرد. 10‏-11او به ايشان فرمود: «اين قوانين را در پايان هر هفت سال، يعنی در سالی كه قرضها بخشيده می‌شود، هنگام عيد خيمه‌ها كه تمام قوم اسرائيل در حضور خداوند در مكانی كه او برای عبادت تعيين می‌كند جمع می‌شوند، برای آنها بخوانيد. 12تمام مردان، زنان، بچه‌ها و غريبانی را كه در ميان شما زندگی می‌كنند جمع كنيد تا قوانين خداوند را بشنوند و ياد بگيرند كه خداوند، خدايتان را احترام نمايند و دستوراتش را اطاعت كنند. 13چنين كنيد تا بچه‌هايتان كه با اين قوانين آشنايی ندارند آنها را بشنوند و بياموزند كه در سرزمين موعود تا هنگامی كه زنده‌اند، خداوند را احترام نمايند.»

آخرين دستورات خداوند به موسی

14آنگاه خداوند به موسی فرمود: «پايان عمرت نزديک شده است. يوشع را بخوان و با خود به خيمهٔ عبادت بياور تا دستورات لازم را به او بدهم.» پس موسی و يوشع به خيمهٔ عبادت وارد شدند.

15در خيمهٔ عبادت، خداوند در ابر ظاهر شد و ابر، بالای در خيمه ايستاد. 16سپس خداوند به موسی گفت: «تو خواهی مرد و به پدرانت ملحق خواهی شد. بعد از تو، اين قوم در سرزمين موعود به من خيانت كرده، به پرستش خدايان بيگانه خواهند پرداخت و مرا از ياد برده، عهدی را كه با ايشان بسته‌ام خواهند شكست. 17آنگاه خشم من بر ايشان شعله‌ور شده، ايشان را ترک خواهم كرد و رويم را از ايشان برخواهم گرداند تا نابود شوند. سختيها و بلاهای بسيار بر ايشان نازل خواهد شد به طوری كه خواهند گفت: خدا ديگر در ميان ما نيست. 18من به سبب گناه بت‌پرستی‌شان رويم را از ايشان برمی‌گردانم.

19«اكنون كلمات اين سرود را كه به تو می‌دهم بنويس و به مردم اسرائيل ياد بده تا هشداری به آنها باشد. 20زمانی كه ايشان را به سرزمينی كه به پدرانشان وعده داده بودم آوردم، يعنی به سرزمينی كه شير و عسل در آن جاری است و پس از اينكه سير و فربه شدند و به پرستش خدايان ديگر پرداختند و مرا رد نموده، عهد مرا شكستند 21و به سختيها و بلاهای بسيار دچار شدند، در آن هنگام، اين سرود چون شاهدی بر ضد آنها گواهی خواهد داد. اين سرود از نسلی به نسل ديگر، سينه به سينه نقل خواهد شد. من از همين حالا، حتی قبل از اينكه وارد سرزمين موعود شوند، افكار ايشان را می‌دانم.»

22پس در همان روز، موسی كلمات سرود را نوشت و آن را به قوم اسرائيل ياد داد. 23سپس خداوند به يوشع فرمود: «قوی و دلير باش، زيرا تو بايد مردم اسرائيل را به سرزمينی كه من به ايشان وعده داده‌ام هدايت كنی، و من با تو خواهم بود.»

24وقتی كه موسی كليهٔ قوانينی را كه در اين كتاب ثبت شده است نوشت، 25به لاويانی كه صندوق عهد خداوند را حمل می‌كردند فرمود: 26«اين كتاب قانون را به عنوان هشداری جدی به قوم اسرائيل، در کنار صندوق عهد خداوند، خدايتان قرار دهيد. 27چون می‌دانم كه اين قوم چقدر ياغی و سركشند. اگر امروز كه در ميان ايشان هستم نسبت به خداوند اينچنين ياغی شده‌اند، پس، بعد از مرگ من چه خواهند كرد. 28اكنون كليهٔ رهبران و ريش‌سفيدان قبيله‌هايتان را احضار كنيد تا اين سخنان را به ايشان بگويم و زمين و آسمان را بر ايشان شاهد بگيرم. 29می‌دانم كه پس از مرگ من، خود را به کلی آلوده كرده، از دستوراتی كه به شما داده‌ام سرپيچی خواهيد كرد. در روزهای آينده، مصيبت گريبانگير شما خواهد شد، زيرا آنچه را كه خداوند نمی‌پسندد همان را انجام خواهيد داد و او را بسيار غضبناک خواهيد كرد.»

سرود موسی

30سپس موسی اين سرود را برای تمام جماعت اسرائيل خواند:

32

1ای آسمان گوش بگير تا بگويم،

و ای زمين سخنان مرا بشنو!

2تعليم من مثل باران خواهد باريد

و مانند شبنم بر زمين خواهد نشست.

كلام من مثل قطره‌های باران بر سبزهٔ تازه،

و مانند نم‌نم باران بر گياهان فرو خواهد ريخت.

3نام خداوند را ستايش خواهم كرد،

و قوم او عظمت وی را وصف خواهند نمود.

4خداوند همچون صخره‌ای است و اعمالش كامل و عادل،

اوست خدای امين و دادگر،

از گناه مبرا و با انصاف.

5قوم او فاسد شده، باعث ننگ او گشته‌اند،

آنها ديگر فرزندان او نيستند، بلكه قومی هستند كجرو و متمرد.

6ای قوم احمق و نادان!

آيا اينچنين از خدای خود قدردانی می‌كنی؟

آيا او پدر و خالق تو نيست؟

آيا او نبود كه تو را بوجود آورد؟

7روزهای گذشته را به ياد آر،

از پدران خود بپرس تابه تو بگويند،

از ريش‌سفيدان سؤال كن تا به تو جواب دهند.

8خدای متعال، زمين را بين قومها تقسيم كرد

و مرزهای آنها را تعيين نمود،

9ولی قوم اسرائيل را برگزيد تا ملک او باشد.

10او اسرائيل را در بيابان خشک و سوزان يافت،

او را در برگرفت و از او مراقبت كرد،

و مانند مردمک چشم خود از او محافظت نمود،

11درست مانند عقابی كه جوجه‌هايش را به پرواز در می‌آورند،

و بالهای خود را می‌گشايد تا آنها را بگيرد و با خود ببرد.

12او قوم خود را خودش رهبری نمود

و هيچ خدای ديگری با وی نبود.

13خداوند به آنها كوهستانهای حاصلخيز بخشيد

تا از محصول آنها سير شوند.

او به ايشان عسل از ميان صخره،

و روغن از ميان سنگ خارا داد.

14بهترين گاوان و گوسفندان را به آنان بخشيد

تا از آنها شير و كرهٔ فراوان به دست آورند.

قوچها و بزها و بره‌های فربه،

عاليترين گندمها و مرغوبترين شرابها را به آنها عطا فرمود.

15اما بنی‌اسرائيل سير شده، ياغی گشتند،

فربه و تنومند و چاق شده،

خدايی را كه آنها را آفريده بود ترک نمودند،

و «صخرهٔ نجاتِ» خود را به فراموشی سپردند.

16آنها با بت‌پرستی قبيح خود،

خشم و غيرت خداوند را برانگيختند.

17به بتها كه خدا نبودند قربانی تقديم كردند

به خدايان جديدی كه پدرانشان هرگز آنها را نشناخته بودند،

خدايانی كه بنی‌اسرائيل آنها را پرستش نكرده بودند.

18آنها خدايی را كه «صخره» شان بود

و ايشان را بوجود آورده بود،

فراموش كردند.

19وقتی خداوند ديد كه پسران و دخترانش چه می‌كنند،

خشمگين شده از آنان بيزار گشت.

20او فرمود: «آنها را ترک می‌كنم تا هر چه می‌خواهد بر سرشان بيايد،

زيرا آنها قومی ياغی و خيانتكار هستند.

21آنها با پرستش خدايان بيگانه و باطل،

خشم و غيرت مرا برانگيختند،

من نيز با محبت نمودن قومهای بيگانه و باطل

آنها را به خشم و غيرت می‌آورم.

22خشم من افروخته شده، زمين و محصولش را خواهد سوزانيد،

و تا اعماق زمين فرو رفته، بنياد کوهها را به آتش خواهد كشيد.

23«بلايا بر سر ايشان خواهم آورد

و تمام تيرهای خود را به سوی ايشان پرتاب خواهم كرد.

24آنها را با گرسنگی و تب سوزان و مرض كشنده از پای در خواهم آورد.

حيوانات وحشی را به جان آنها خواهم انداخت

و مارهای سمی را خواهم فرستاد تا ايشان را بگزند.

25در بيرون، شمشيرِ دشمنان، كشتار خواهد كرد

و در درون خانه‌ها وحشت حكمفرما خواهد بود.

پسران و دختران، كودكان و پيران، نابود خواهند شد.

26می‌خواستم آنها را به کلی هلاک كنم،

به طوری كه ياد آنها نيز از خاطرها محو گردد،

27ولی فكر كردم كه شايد دشمنان بگويند:

قدرت ما بود كه آنها را نابود كرد نه قدرت خداوند.»

28اسرائيل قومی است نادان و بی‌فهم.

29ای كاش شعور داشت و می‌فهميد كه چرا شكست خورده است.

30چرا هزار نفرشان از يک نفر،

و ده هزار نفرشان از دو نفر شكست خوردند؟

زيرا «صخرهٔ» ايشان، ايشان را ترک كرده بود،

خداوند ايشان را به دست دشمن تسليم نموده بود.

31حتی دشمنانشان نيز می‌دانند كه

«صخره» شان مانند «صخرهٔ» اسرائيل نيست.

32دشمنان اسرائيل مانند مردم سدوم و عموره فاسدند،

مثل درختانی می‌باشند كه انگور تلخ و سمی به بار می‌آورند،

33مانند شرابی هستند كه از زهر مار گرفته شده باشد.

34آنچه دشمنان كرده‌اند از نظر خداوند مخفی نيست،

او به موقع آنها را مجازات خواهد كرد.

35انتقام و جزا از آن خداوند است.

بزودی آنها خواهند افتاد،

زيرا روز هلاكت ايشان نزديک است.

36خداوند به داد قومش خواهد رسيد

و بر بندگانش شفقت خواهد فرمود،

وقتی ببيند كه قوت ايشان از بين رفته

و برای برده و آزاد رمقی نمانده است.

37‏-38خداوند به قومش خواهد گفت:

«كجا هستند خدايان شما،

”صخره‌هايی“ كه به آنها پناه می‌برديد

و پيه قربانیها را به آنان می‌خورانديد

و شراب برای نوشيدن به آنها تقديم می‌كرديد؟

بگذاريد آنها برخيزند و به شما كمک كنند

و برای شما پناهگاه باشند.

39«بدانيد كه تنها من خدا هستم

و خدای ديگری غير از من نيست.

می‌ميرانم و زنده می‌سازم،

مجروح می‌كنم و شفا می‌بخشم،

و كسی نمی‌تواند از دست من برهاند.

40من كه تا ابد زنده هستم،

دست خود را به آسمان برافراشته، اعلام می‌كنم

كه شمشير براق خود را تيز كرده،

بر دشمنانم داوری خواهم نمود.

41از آنها انتقام خواهم گرفت

و كسانی را كه از من نفرت دارند مجازات خواهم كرد.

42تيرهايم غرق خون دشمنان خواهند شد،

شمشيرم گوشت كشته‌شدگان و اسيران را خواهد دريد

و به خون آنها آغشته خواهد گشت،

سرهای رهبران آنها پوشيده از خون خواهند شد.»

43ای قومها با قوم خداوند شادی كنيد،

زيرا او انتقام خون بندگانش را خواهد گرفت.

او از دشمنان خود انتقام خواهد گرفت

و قوم و سرزمين خود را از گناه پاک خواهد ساخت.

آخرين دستورات موسی

44‏-45وقتی كه موسی و يوشع كلمات اين سرود را برای قوم اسرائيل خواندند، 46موسی به قوم گفت: «به سخنانی كه امروز به شما گفتم توجه كنيد و به فرزندان خود دستور دهيد تا به دقت از تمام قوانين خدا اطاعت كنند؛ 47زيرا اين قوانين كلماتی بی‌ارزش نيستند، بلكه حيات شما هستند. از آنها اطاعت كنيد تا در سرزمينی كه در آن طرف رود اردن تصرف خواهيد كرد عمر طولانی داشته باشيد.»

48همان روز خداوند به موسی گفت: 49«به كوهستان عباريم واقع در سرزمين موآب مقابل اريحا برو. در آنجا بر كوه نبو برآی و تمام سرزمين كنعان را كه به قوم اسرائيل می‌دهم، ببين. 50سپس تو در آن كوه خواهی مرد و به اجداد خود خواهی پيوست همانطور كه برادرت هارون نيز در كوه هور درگذشت و به اجداد خود پيوست، 51زيرا هر دو شما در برابر قوم اسرائيل، كنار چشمهٔ مريبهٔ قادش واقع در بيابان صين، حرمت قدوسيت مرا نگه نداشتيد. 52سرزمينی را كه به قوم اسرائيل می‌دهم، در برابر خود، خواهی ديد ولی هرگز وارد آن نخواهی شد.»

33

موسی قبايل اسرائيل را بركت می‌دهد

1اين است بركتی كه موسی، مرد خدا، قبل از مرگش به قوم اسرائيل داد:

2خداوند از كوه سينا آمد،

او از كوه سعير طلوع كرد

و از كوه فاران درخشيد.

ده‌ها هزار فرشته همراه او بودند

و آتشی مشتعل در دست راست او.

3او قوم خود را دوست می‌دارد

و از آنها حمايت می‌كند،

ايشان نزد پاهای او می‌نشينند

و از سخنانش بهره‌مند می‌گردند.

4قوانينی كه من برای قوم اسرائيل آوردم،

ميراث ايشان است.

5وقتی قبايل و رهبران اسرائيل جمع شدند،

خداوند را به پادشاهی خود برگزيدند.

6موسی دربارهٔ قبيلهٔ رئوبين چنين گفت:

«رئوبين زنده باشد و نميرد

و افراد قبيله‌اش كم نشوند.»

7و دربارهٔ قبيلهٔ يهودا گفت:

«ای خداوند، صدای يهودا را بشنو!

او را با قومش متحد گردان،

او را در مقابل دشمنان ياری ده

تا بتواند از خود دفاع كند.»

8دربارهٔ قبيلهٔ لاوی گفت:

«ای خداوند، اوريم و تميم33‏:8 اوريم و تُميم دو شیئی بودند که جهت پی بردن به خواست خدا، بوسيلهٔ کاهن بکار می‌رفتند. نگاه کنيد به خروج 28‏:30‏.‏ خود را

به خادمان امين خود سپردی.

تو ايشان را در مسا آزمودی

و در کنار چشمهٔ مريبه امتحان نمودی.

9ايشان تو را بيش از پدر و مادر، برادر و فرزند خود، دوست داشتند،

از كلام تو اطاعت كردند و نسبت به عهد تو وفادار ماندند.

10آنها قوانين تو را به بنی‌اسرائيل می‌آموزند

و بر قربانگاه تو، بخور و قربانی به تو تقديم می‌كنند.

11ای خداوند، قبيلهٔ لاوی را بركت بده

و خدمت ايشان را قبول بفرما.

كمر دشمنانشان را بشكن تا ديگر برنخيزند.»

12موسی دربارهٔ قبيلهٔ بنيامين چنين گفت:

«او محبوب خداوند است

و در پناه او زيست می‌كند،

خداوند تمامی روز او را احاطه می‌نمايد

و از هر بلايی او را حفظ می‌كند.»

13دربارهٔ قبيلهٔ يوسف چنين گفت:

«خداوند سرزمينشان را بركت دهد،

با باران و با آبهای زير زمين.

14سرزمينشان در هر فصلی پر بار باشد

و از محصولاتی كه آفتاب می‌روياند غنی گردد.

15کوههای قديمی‌شان پر از درخت ميوه شوند

و تپه‌های جاودانی‌شان حاصلخيز گردند.

16در زمينشان وفور نعمت باشد

و ايشان از رضايت خداوند برخوردار گردند،

خداوندی كه در بوتهٔ مشتعل ظاهر گشت.

تمامی اين بركات بر يوسف باد،

بر كسی كه ميان برادران خود شاهزاده بود.

17يوسف در قوت مانند گاو جوان است،

و همچون گاو وحشی با شاخهای خويش تمام قومها را می‌زند.

اين بركات بر هزاره‌های منسی33‏:17 منسی و افرايم فرزندان يوسف بودند.‏ و ده هزاره‌های افرايم33‏:17 منسی و افرايم فرزندان يوسف بودند.‏ باد.»

18موسی دربارهٔ قبايل زبولون و يساكار چنين گفت:

«ای زبولون سفرهای تو با شادی همراه باشد،

و تو ای يساكار در خيمه‌های خود شادمان باش.

19زبولون و يساكار قومها را به كوه خود دعوت خواهند كرد

و در آنجا قربانیهای راستين تقديم خواهند نمود.

ثروت دريا از آن ايشان خواهد شد

و گنجينه‌های نهفته در شن نصيب آنها خواهد گرديد.»

20دربارهٔ قبيلهٔ جاد گفت:

«بركت بر كسانی باد كه به جاد كمک می‌كنند.

او مانند شيری است درنده و قوی.

21بهترين قسمت سرزمين را برای خود برگزيد،

قسمتی را كه سهم حاكم بود به او دادند.

او مردم را هدايت كرد

و حكم و داوری خدا را در مورد اسرائيل اجرا نمود.»

22موسی دربارهٔ قبيلهٔ دان چنين گفت:

«دان مانند بچه شيری است كه از باشان می‌جهد.»

23دربارهٔ قبيلهٔ نفتالی گفت:

«نفتالی از رحمتها و بركات خداوند لبريز است،

مرز جنوبی سرزمين او، تا درياچه جليل وسعت خواهد يافت.»

24دربارهٔ قبيلهٔ اشير چنين گفت:

«اشير بيش از قبايل ديگر بركت يافته است.

در ميان برادرانش محبوب باشد

و سرزمينش از محصول زيتون غنی گردد.

25شهرهايش با دروازه‌های آهنين محصور شود،

و تا وقتی زنده است از قدرتش كاسته نگردد.»

26ای اسرائيل، خدايی مانند خدای تو نيست.

او باشكوه و جلال بر ابرهای آسمان سوار می‌شود

تا به كمک تو بيايد.

27خدای ازلی پناهگاه توست

و بازوان ابدی او تو را محافظت خواهند كرد.

او دشمنانت را از مقابل تو خواهد راند

و به تو خواهد گفت كه آنها را هلاک كنی.

28پس اسرائيل در امنيت ساكن خواهد شد.

او در سرزمينی زندگی خواهد كرد كه پر از غله و شراب است

و از آسمان آن شبنم بر زمين می‌بارد.

29خوشا به حال تو، ای اسرائيل،

زيرا هيچ قومی مثل تو نيست،

قومی كه خداوند، آن را نجات داده باشد.

خداوند سپر و شمشير توست،

او تو را كمک می‌كند و به تو پيروزی می‌بخشد.

دشمنانت در مقابل تو به زانو در خواهند آمد

و تو ايشان را پايمال خواهی نمود.

34

مرگ موسی

1آنگاه موسی از دشتهای موآب به قلهٔ پيسگاه در كوه نبو، كه در مقابل اريحاست رفت و خداوند تمامی سرزمين موعود را به او نشان داد: از جلعاد تا دان، 2تمام زمين قبيلهٔ نفتالی، زمينهای قبايل افرايم و منسی، زمين قبيلهٔ يهودا تا دريای مديترانه، 3صحرای نگب و تمام ناحيهٔ درهٔ اريحا (شهر نخلستان) تا صوغر.

4خداوند به موسی فرمود: «اين است سرزمينی كه من به ابراهيم و اسحاق و يعقوب وعده دادم كه به فرزندانشان بدهم. اكنون به تو اجازه دادم آن را ببينی، ولی پايت را در آنجا نخواهی گذاشت.»

5بنابراين موسی، خدمتگزار خداوند، چنانكه خداوند گفته بود در سرزمين موآب درگذشت. 6خداوند او را در دره‌ای نزديک بيت‌فغور در سرزمين موآب دفن نمود، ولی تا به امروز هيچكس مكان دفن او را نمی‌داند.

7موسی هنگام مرگ صد و بيست سال داشت، با وجود اين هنوز نيرومند بود و چشمانش به خوبی می‌ديد. 8قوم اسرائيل سی روز در دشتهای موآب برای او عزاداری كردند.

9يوشع (پسر نون) پر از روح حكمت بود، زيرا موسی دستهای خود را بر او نهاده بود. بنابراين مردم اسرائيل از او اطاعت می‌كردند و دستوراتی را كه خداوند به موسی داده بود پيروی می‌نمودند.

10در اسرائيل پيامبری مانند موسی نبوده است كه خداوند با او رودررو صحبت كرده باشد. 11موسی به فرمان خداوند، معجزات عظيمی در حضور فرعون مصر، درباريانش و تمام قوم او انجام داد. 12هيچكس تا به حال نتوانسته است قدرت و معجزات شگفت‌انگيزی را كه موسی در حضور قوم اسرائيل نشان داد، ظاهر سازد.