نامهٔ پولس به مسيحيان

کولسی

مقدمه

اين هم يكی ديگر از نامه‌هايی است كه پولس از زندان نوشته است. شهر كولسی در تركيهٔ فعلی واقع بود. در كليسايی كه در اين شهر بود سؤالی در مورد شخصيت واقعی عيسی پيش آمده بود، به اين معنی كه آيا او تنها يک انسان بود يا ذات خداوندی داشت؟ پس اعضای كليسا اِپافراس را به نمايندگی پيش پولس می‌فرستند تا او را در زندان ملاقات كرده حقيقت امر را جويا شود. پولس در پاسخ، اين نامه را می‌نويسد و در آن شخصيت راستين مسيح را تشريح می‌كند.

1

سلام و درود از پولس

1‏-2از طرف من، پولس، كه خدا برای خدمت به عيسی مسيح برگزيده،

و از طرف برادر ما تيموتائوس،

به برادران وفادار مسيحی ما كه در شهر كولسی می‌باشند. از درگاه پدرمان خدا و خداوندمان عيسی مسيح، طالب رحمت و آرامش برای شما هستيم.

سپاسگزاری و دعا

3هرگاه برای شما دعا می‌كنيم، ابتدا خدا را كه پدر خداوند ما عيسی مسيح است، برای وجود شما شكر می‌كنيم، 4زيرا شنيده‌ايم كه چه ايمان استواری به خداوند داريد و چه محبت عميقی به ايمانداران او نشان می‌دهيد. 5علت اين ايمان و محبت شما اينست كه از همان ابتدا كه پيغام راستين انجيل را شنيديد، به شاديهای آسمانی دل بستيد. 6اين پيغام، از روزی كه آن را شنيديد و از لطف عظيم خدا نسبت به گناهكاران آگاهی يافتيد، زندگی شما را دگرگون كرد. اكنون همين پيغام به سراسر دنيا رسيده است و در همه جا زندگی مردم را دگرگون می‌سازد.

7خدمتگزار امين عيسی مسيح، يعنی اِپافراس كه پيغام انجيل را به شما رساند و اكنون از طرف شما با ما همكار و همخدمت است، 8ما را آگاه ساخت كه روح‌القدس چه محبت عميقی در دل شما نسبت به ديگران قرار داده است.

9بنابراين، از آن روز كه اين خبر را شنيديم، دائماً دعا می‌كنيم و از خدا می‌طلبيم كه به شما ياری كند تا خواست و ارادهٔ او را دريابيد، و به شما حكمت عطا فرمايد تا امور روحانی را درک كنيد؛ 10تا به اين ترتيب زندگی شما همواره مورد پسند خداوند و باعث جلال او باشد و هميشه به انجام اعمال نيک مشغول باشيد و هر روز خدا را بهتر بشناسيد. 11همچنين، دعا می‌كنيم كه از قدرت عظيم خدا لبريز شويد تا بدون توجه به مشكلات زندگی، هميشه با شادی پيش رويد، 12و همواره پدر آسمانی را سپاس گوييد كه ما را شايستهٔ آن ساخت تا در بركات و امتيازات آنانی كه در عالم نور زندگی می‌كنند، شريک شويم. 13او ما را از دنيای تاريک شيطان نجات داد و به ملكوت فرزند عزيزش منتقل ساخت، 14همان فرزندی كه ما را به قيمت خون خود آزاد كرد و گناهانمان را بخشيد.

مسيح كه بود و چه كرد؟

15مسيح چهرهٔ ديدنی خدای ناديده است. او فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد. 16در واقع، تمام هستی بوسيلهٔ عيسی مسيح بوجود آمد، يعنی هر آنچه در آسمان و بر زمين است، ديدنی و ناديدنی؛ عالم روحانی با فرمانروايان و تاج و تخت ايشان، و فرماندهان و بزرگانشان، همه بوسيلهٔ مسيح و برای جلال او آفريده شدند. 17پيش از آنكه چيزی بوجود آيد، او وجود داشت، و قدرت اوست كه عالم هستی را حفظ می‌كند. 18او سر اين بدن يعنی كليساست، كليسايی كه از مجموع مؤمنين او تشكيل شده است. او نخستين فردی است كه پس از مرگ زنده شد و ثابت كرد كه در هر چيز مقام نخست را دارد؛ 19زيرا خدا اراده فرمود كه الوهيت كامل او در وجود فرزندش قرار گيرد.

20در اثر كاری كه مسيح در حق ما انجام داد، خدا راهی مهيا كرد تا همه چيز را، چه در آسمان و چه بر زمين، به سوی خود باز آورد؛ جانبازی مسيح بر روی صليب و خونی كه او در راه ما ريخت، همه را با خدا صلح داده است. 21اين صلح شامل حال شما كه زمانی از خدا دور بوديد نيز می‌شود. بلی، شما روزگاری از خدا رويگردان و با او دشمن بوديد؛ نیتهای بد و اعمال زشتتان، شما را از او جدا كرده بود. اما اكنون او شما را به حضور خود پذيرفته است. 22عيسی مسيح با فدا كردن بدن انسانی خود بر روی صليب، ايجاد چنين رابطه‌ای را با خدا ممكن ساخته است. در نتيجهٔ اين فداكاری است كه مسيح، شما را به پيشگاه خدا آورده است؛ و شما بدون هيچ اتهام و محكوميتی در حضور خدا ايستاده‌ايد، به طوری كه ديگر او خلافی در شما نمی‌بيند تا به سبب آن، شما را سرزنش كند. 23اين به شرطی ميسر است كه به طور كامل به حقيقت ايمان داشته باشيد و در آن محكم و ثابت بمانيد و نگذاريد اميدی كه به هنگام شنيدن پيغام انجيل در شما بوجود آمد، متزلزل شود. اين همان پيغامی است كه به گوش تک‌تک شما رسيد و اكنون نيز به سراسر دنيا می‌رسد، و من پولس، افتخار دارم آن را به ديگران اعلام نمايم.

زحمات پولس برای كليسا

24اما بخشی از كار من، زحمت كشيدن برای شماست؛ و برای اين شادم، زيرا به اين وسيله، زحماتی را كه مسيح برای بدنش يعنی كليسا كشيده، تكميل می‌كنم. 25‏-27در واقع، خدا مرا فرستاده تا به كليسای او خدمت كنم و راز بزرگ او را برای شما غيريهوديان بيان نمايم. او اين راز را قرنها از انسانها مخفی نگاه داشته بود، اما اكنون اراده نموده تا آن را برای آنانی كه او را دوست می‌دارند و برای او زندگی می‌كنند، آشكار سازد؛ و دولت و جلال اين راز از آن شما غيريهوديان نيز می‌باشد. راز خدا اينست: «مسيح در وجود شما، تنها اميد پرشكوه شماست!»

28پس به هر جا كه می‌رويم، با هر کس كه مشتاق شنيدن باشد درباره مسيح سخن می‌گوييم، و به هر طريقی ايشان را هشدار و تعليم می‌دهيم، تا همه را به صورت افرادی بالغ در مسيح، به حضور خدا تقديم كنيم. 29كار من همين است و در اين راه زحمت می‌كشم، و با تمام نيرويی كه مسيح عطا می‌كند، در اين زمينه تلاش و كوشش می‌كنم.

2

1ای كاش می‌دانستيد كه من برای شما و ايمانداران «لائوديكيه» و مسيحيان ديگری كه شخصاً مرا نديده‌اند، با چه سوز دلی دعا می‌كنم. 2دعای من اينست كه همواره دلگرم باشيد و بوسيلهٔ ريسمانهای نيرومند محبت، به يكديگر بپيونديد و با اطمينان واقعی و درک روشن، به شناخت مسيح دست يابيد. زيرا آن راز بزرگ خدا كه اكنون آشكار شده است، خود مسيح است. 3تمام گنجينه‌های حكمت و معرفت خدا، در مسيح نهفته است.

4اين را می‌گويم تا كسی نتواند شما را با سخنان و استدلالات فريبنده، گمراه سازد. 5زيرا با اينكه از شما دورم، اما دلم پيش شماست و از رابطهٔ خوب شما با يكديگر و از ايمان راسختان به مسيح شادم.

هشياری در مقابل فلسفه‌های پوچ دنيا

6پس همانطور كه برای دريافت نجات، به مسيح ايمان آورديد، اكنون نيز برای حل مشكلات روزانه، به او ايمان داشته باشيد و با پيوندی ناگسستنی با او زندگی كنيد. 7در او ريشه بدوانيد تا از او قوت بگيريد. بكوشيد كه همواره در او رشد كنيد و در حقايقی كه آموخته‌ايد، قوی و نيرومند گرديد؛ و برای كارهايی كه او برای شما انجام داده است، زندگی‌تان لبريز از شادی و شكرگزاری باشد.

8هوشيار باشيد تا كسی با فلسفه‌های باطل خود، ايمان و شادی روحانی را از شما نگيرد؛ نظريات غلط و پوچ ايشان، بر افكار و عقايد مردم استوار است، نه بر فرمايشات و تعاليم مسيح. 9در مسيح طبيعت و ذات الهی، به طور كامل، در يک بدن انسانی ظاهر شده است. 10بنابراين، وقتی مسيح را داريد، همه چيز داريد و وجود شما از حضور خدا لبريز است. مسيح در واقع حاكم بر تمامی رياستها و قدرتهاست.

11هنگامی كه به سوی مسيح آمديد، او شما را از اميال و خواسته‌های ناپاكتان آزاد ساخت، اما نه به‌وسیله يک عمل انسانی يعنی سنت ختنه، بلكه با يک عمل روحانی، يعنی شستشوی روح شما. 12زيرا زمانی كه غسل تعميد گرفتيد، در واقع طبيعت كهنه و گناهكارتان با مسيح مرد و دفن شد؛ سپس با مسيح زنده شديد و حياتی نوين را آغاز كرديد. تمام اينها در اثر اين بود كه به كلام خدای توانا ايمان آورديد، خدايی كه مسيح را پس از مرگ زنده كرد.

13زمانی شما در گناهان خود مرده بوديد، و هوسهای گناه‌آلود بر وجودتان مسلط بود. اما خدا شما را در حيات مسيح سهيم گرداند، زيرا همهٔ گناهانتان را آمرزيد، 14و سند محكوميت شما را كه حاكی از نااطاعتی شما بود، از بين برد. خدا نامهٔ اعمالتان را بر صليب مسيح ميخكوب كرد و همه گناهانتان را به حساب او گذاشت. 15به اين ترتيب، قدرت شيطان را كه شما را به گناه متهم می‌ساخت، در هم شكست. خدا به تمام مردم دنيا به روشنی نشان داد كه مسيح بر روی صليب بر شيطان چيره شده است؛ و شما هم بوسيلهٔ او، از تمام گناهان خود پاک شده‌ايد.

16پس اجازه ندهيد كسی از شما ايراد بگيرد و بگويد كه چرا اين را می‌خوريد و يا آن را می‌نوشيد؛ يا چرا فلان عيد مذهبی يا ماه جديد را جشن نمی‌گيريد؛ و يا چرا در روز مقدس شنبه كار می‌كنيد. 17تمام اينها احكامی موقتی بودند كه با آمدن مسيح از اعتبار افتادند. آنها فقط سايه‌ای از آن «واقعيت» بودند كه قرار بود بيايد، و آن واقعيت، خود مسيح است. 18هرگز تحت تأثير سخنان اشخاصی قرار نگيريد كه به قول خودشان، رؤياهای آسمانی می‌بينند و ظاهراً خيلی فروتن هستند و فرشتگان را می‌پرستند. اينان كه می‌خواهند خود را مقدستر از شما جلوه دهند، چنان سرمست افكار انسانی خود شده‌اند 19كه ارتباط خود را با مسيح كه «سر» همهٔ ماست، به کلی از دست داده‌اند. در حالی که اگر ما كه «بدن» هستيم، بخواهيم آن طور كه خدا مقرر كرده، رشد كنيم، بايد بوسيلهٔ رگ و پی، پيوند خود را با «سر» نگاه داريم.

20اكنون شما با مسيح مرده‌ايد و از عقايد دنيا آزاد شده‌ايد، عقايدی كه بر اساس آنها، برای كسب نجات بايد اعمال نيک انجام داد و دستورهای خاصی را بجا آورد. پس حال كه از اين عقايد آزاد شده‌ايد، چرا باز پايبند اصول و قوانينی می‌شويد 21كه می‌گويد اين را نخوريد، آن را نچشيد، و دست به فلان خوراک نزنيد؟ 22اينها قوانين زودگذر انسانی هستند، زيرا خوراک وقتی خورده شد، ديگر تمام شده است! 23اين قوانين ممكن است به ظاهر خوب باشند، زيرا اجرای آنها نياز به زهد و عبادت و رياضت زياد دارد؛ اما برای تسلط بر افكار و هوسهای ناپسند انسان، هيچگونه تأثيری ندارند، جز اينكه شخص را خودپسند و مغرور سازند.

3

زندگی تازه در مسيح زنده

1اكنون كه همراه مسيح از نو زنده شده‌ايد، به بركات و شاديهای آسمان چشم بدوزيد، جايی كه مسيح در كنار خدا، بر تخت عزت و قدرت نشسته است. 2همواره به آنچه در آسمان است بينديشيد، و برای امور اين دنيای زودگذر غصه نخوريد. 3به اين دنيای فانی همانقدر دل ببنديد كه يک شخص مرده دل می‌بندد! زيرا زندگی واقعی شما در آسمان است، همراه مسيح در حضور خدا! 4وقتی مسيح كه زندگی واقعی ماست بازگردد، شما نيز با او خواهيد درخشيد و در جلال و شكوه او شريک خواهيد شد.

5پس به گناهان اين دنيا نزديک نشويد؛ هوسهای ناپاک را كه در وجودتان كمين می‌كنند، نابود سازيد؛ هرگز خود را با گناهانی چون بی‌عفتی، ناپاكی، شهوترانی و هوسهای ننگين ديگر آلوده نكنيد. به چيزهای خوش‌ظاهر اين دنيا نيز طمع نورزيد، چون طمع نوعی بت‌پرستی است. 6آنانی كه مرتكب چنين اعمالی می‌شوند، يقيناً گرفتار خشم و غضب خدا خواهند شد. 7شما نيز زمانی كه هنوز به اين دنيای گناه‌آلود تعلق داشتيد، اسير همين عادتهای شرم‌آور بوديد.

8اما اكنون وقت آن است كه خشم و كينه و فحش و سخنان زشت را همچون جامه‌ای پوسيده از تن خود درآوريد و دور بيندازيد. 9به يكديگر دروغ نگوييد، زيرا آن طبيعت كهنه و فاسد شما كه دروغ می‌گفت، ديگر مرده و از بين رفته است؛ 10و اكنون زندگی كاملاً تازه‌ای را در پيش گرفته‌ايد، كه طی آن در شناخت راستی ترقی می‌كنيد و می‌كوشيد هر روز بيشتر شبيه مسيح، خالق اين زندگی تازه شويد. 11در اين زندگی تازه، قومیت شخص، نژاد، سواد و مقام اجتماعی او اهميت و ارزشی ندارد، چون همهٔ مردم می‌توانند به يک اندازه به حضور مسيح بيايند. آنچه واقعاً اهميت و ارزش دارد، حضور مسيح در زندگی شخص است.

12حال كه خدا شما را برای اين زندگی تازه برگزيده و اينچنين شما را محبت كرده است، شما نيز بايد نسبت به ديگران دلسوز، مهربان، فروتن، ملايم و بردبار باشيد؛ 13و رفتار ديگران را تحمل كنيد و آماده باشيد تا ايشان را ببخشيد. هرگز از يكديگر كينه به دل نگيريد. از ياد نبريد كه مسيح شما را بخشيده است؛ پس شما نيز بايد ديگران را ببخشيد.

14مهمتر از همه، بگذاريد محبت هادی زندگی شما باشد، زيرا محبت عامل همبستگی كامل مسيحيان است. 15بگذاريد آرامشی كه مسيح عطا می‌كند، همواره بر دلهای شما مسلط باشد، چون همهٔ ما بايد مانند اعضای يک بدن، در هماهنگی و صفا زندگی كنيم. در ضمن، هميشه شكرگزار باشيد.

16كلام و تعاليم مسيح را به ياد آوريد و بگذاريد سخنان او زندگی‌تان را بارور سازد و شما را حكمت آموزد. كلام او را به يكديگر تعليم دهيد. مزامير و سرودهای روحانی بسراييد و با قلبی مملو از شكرگزاری آنها را برای خداوند بخوانيد. 17گفتار و كردار شما، شايستهٔ نام عيسای خداوند باشد؛ و توسط او به حضور خدای پدر بياييد تا تشكرات خود را به او تقديم كنيد.

رفتار تازه

18ای زنان، از شوهران خود اطاعت كنيد، زيرا اين خواست خداوند است. 19ای شوهران، همسران خود را محبت نماييد و با ايشان تندی و تلخی نكنيد.

20ای فرزندان، مطيع پدر و مادر خود باشيد، زيرا اين خداوند را خشنود می‌سازد. 21و شما پدران، فرزندانتان را آنقدر سرزنش نكنيد كه دلسرد و دل شكسته شوند.

22ای غلامان، در هر امری مطيع اربابان خود در اين دنيا باشيد. نه تنها در حضور ايشان به وظايف خود خوب عمل كنيد، بلكه به سبب محبت و احترامتان به مسيح، هميشه از صميم قلب خدمت نماييد. 23هر كاری را از جان و دل انجام دهيد، درست مانند اينكه برای مسيح كار می‌كنيد، نه برای اربابتان. 24فراموش نكنيد كه شما پاداشتان را از مسيح خداوند دريافت خواهيد كرد، يعنی همان ميراثی را كه برای شما نگاه داشته است، زيرا شما در واقع غلام مسيح هستيد. 25پس اگر مسيح را خوب خدمت نكنيد، خدا نيز پاداش خوبی به شما نخواهد داد، چون كسی كه در انجام وظيفه‌اش كوتاهی كند، خدا به او رحم نخواهد نمود.

4

1شما اربابان نيز بايد با عدل و انصاف با غلامان خود رفتار كنيد. فراموش نكنيد كه خود شما نيز در آسمان ارباب داريد كه هميشه ناظر بر رفتار شماست.

چند پند روحانی

2در دعا، جديت و پشتكار را فراموش نكنيد. هميشه در حال دعا و راز و نياز با خدا باشيد. منتظر جواب دعاهايتان بمانيد و فراموش نكنيد كه وقتی دعايتان مستجاب شد، از خدا تشكر كنيد. 3به خاطر بسپاريد كه برای ما هم دعا كنيد كه خدا فرصتهای مناسبی ايجاد كند تا پيغام انجيل مسيح را به همه اعلام كنيم؛ در واقع، به علت موعظه انجيل است كه در اينجا زندانی هستم. 4دعا كنيد كه جرأت كافی داشته باشم تا اين پيغام را آزادانه و تمام و كمال بيان نمايم.

5از هر فرصت نهايت استفاده را بكنيد تا پيغام انجيل را به ديگران برسانيد، و بدانيد چگونه با كسانی كه هنوز ايمان نياورده‌اند، عاقلانه رفتار نماييد. 6گفتگوی شما معقول و پر از لطف باشد، تا برای هر کس پاسخی مناسب داشته باشيد.

خاتمهٔ نامه

7برادر عزيزمان «تيخيكوس»، شما را از وضع من آگاه خواهد ساخت؛ او خدمتگزار وفادار مسيح و همخدمت من است. 8او را مخصوصاً نزد شما می‌فرستم تا شما را از احوال ما مطلع سازد و شما را دلگرم و تشويق نمايد. 9در ضمن «اونيسيموس» را نيز همراه او می‌فرستم كه برادر عزيز ما و همشهری خود شماست. اين دو برادر، شما را در جريان همهٔ وقايع اينجا خواهند گذاشت.

10«اَرِستَرخوس» كه با من در زندان است، و «مرقُس» پسر عموی «برنابا»، به شما سلام می‌رسانند. همانگونه كه قبلاً هم سفارش كرده‌ام، هرگاه مرقس نزد شما آيد، از او به گرمی پذيرايی كنيد. 11«يسوع يُستوس» نيز سلام می‌رساند. از مسيحيان يهودی‌نژاد، فقط همين چند نفر در اينجا با من خدا را خدمت می‌كنند، و خدا می‌داند كه چقدر باعث دلگرمی من شده‌اند!

12«اِپافراس»، همشهری ديگر شما و خدمتگزار عيسی مسيح به شما سلام می‌رساند. او هميشه با جديت برای شما دعا می‌كند تا كامل و استوار شويد و در هر امری اراده و خواست خدا را درک كنيد. 13من شخصاً شاهد هستم كه او با چه تلاش و كوششی برای شما و همچنين برای مسيحيان اهل «لائوديكيه» و «هيراپوليس» دعا می‌كند.

14«لوقا» پزشک محبوب و همچنين «ديماس» به شما سلام می‌رسانند.

15به برادران ما در «لائوديكيه»، و به «نيمفاس» و مؤمنينی كه در خانهٔ او برای عبادت جمع می‌شوند، سلام برسانيد. 16در ضمن، پس از خواندن اين نامه، آن را به كليسای لائوديكيه بفرستيد، و نامه‌ای را هم كه برای ايشان نوشته‌ام، بگيريد و بخوانيد. 17به «ارخيپوس» نيز بگوييد: «در انجام خدمتی كه خداوند به تو سپرده است، كوشا باش!»

18اين چند كلمه را نيز با خط خودم می‌نويسم و درود می‌فرستم: «مرا در اين زندان فراموش نكنيد! خدا شما را فيض عنايت فرمايد.»