عاموس
مقدمه
عاموس، نويسندهٔ اين كتاب، در تقوع، واقع در جنوب اورشليم به شغل چوپانی و انجيرچينی اشتغال داشت. اما خداوند او را میخواند و رسالتی به او محول میكند. عاموس به وعظ و پيشگويی میپردازد. بيشتر موعظهها و پيشگويیهای او متوجهٔ سامره، يعنی پايتخت حكومت شمالی اسرائيل است. سخنان او بسيار گويا میباشد و حاكی از قدرت روحانی و معنوی اين مرد خدا است.
عاموس از مردم میخواهد با انصاف باشند و به فقرا كمک كنند. قوم اسرائيل در زمان حكومت يربعام دوم از رفاه زيادی برخوردار بود. مردم ثروتمندِ تازه به دوران رسيده، به ديگران ظلم میكردند. در عين حال، آنان در مراسم و جشنهای مذهبی شركت میكردند و قربانی تقديم خداوند مینمودند. عاموس آنها را متوجهٔ اشتباهشان میكند و میگويد كه اين كارهايشان خداوند را خشمگين میسازد. به جای اين كارهای به ظاهر مذهبی، بهتر است آنان به فقرا رسيدگی كنند.
كتاب عاموس از روز داوری سخن میگويد و به خواننده يادآور میشود كه هر انسانی در مقابل خداوند مسئول است. از آيات مهم اين كتاب يكی 3:3 است، «زيرا گناهان شما باعث میشود رابطهٔ بين من و شما تيره گردد»، و ديگری 4:12، «آماده شو تا هنگام داوری با خدای خود روبرو شوی.»
11عاموس، چوپانی از اهالی تقوع بود. دو سال قبل از وقوع زلزله، در زمان عزيا، پادشاه يهودا و يربعام (پسر يهوآش) پادشاه اسرائيل، خداوند اين رؤيا را درباره آيندهٔ اسرائيل به او نشان داد. 2عاموس دربارهٔ آنچه ديد و شنيد چنين میگويد:
«خداوند از كوه صهيون در اورشليم، مانند شير غرش میكند و چراگاههای سبز و خرم كوه كرمل خشک میشوند و چوپانها ماتم میگيرند.»
مجازات همسايگان اسرائيل
سوريه
3خداوند میفرمايد: «اهالی دمشق بارها گناه كردهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت، زيرا همانطور كه با ميلههای آهنی خرمن را میكوبند، آنها هم در جلعاد قوم مرا در هم كوبيدند. 4پس من قصر حزائيل پادشاه را به آتش خواهم كشيد و قلعهٔ مستحكم بنهدد را ويران خواهم كرد. 5پشتبندهايی را كه دروازههای دمشق را میبندند خواهم شكست و مردمانش را تا دشت آون هلاک خواهم ساخت و پادشاه بيتعدن را نابود خواهم كرد. اهالی سوريه به شهر قير به اسارت خواهند رفت.»
فلسطين
6خداوند میفرمايد: «مردم غزه بارها مرتكب گناه شدهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت، زيرا آنها قوم مرا تبعيد نموده، ايشان را به عنوان برده در ادوم فروختند. 7پس من حصارهای غزه را به آتش خواهم كشيد و تمام قلعههايش را ويران خواهم كرد. 8اهالی اشدود را میكشم. شهر عقرون و پادشاه اشقلون را از بين میبرم. تمام فلسطينیهايی كه باقی ماندهاند هلاک خواهند شد.»
صور
9خداوند میفرمايد: «اهالی صور بارها گناه كردهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت، زيرا پيمان برادری خود را با اسرائيل شكستند و به ايشان حمله كرده، آنها را به ادوم به اسارت بردند. 10پس من حصارهای شهر صور را به آتش میكشم و تمام قلعهها و كاخهايش را میسوزانم.»
ادوم
11خداوند میفرمايد: «مردم ادوم بارها مرتكب گناه شدهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت، چون آنها با بیرحمی تمام به جان برادران اسرائيلی خود افتادند و با خشم و غضب آنها را از دم شمشير گذراندند. 12پس من هم شهر تيمان را به آتش خواهم كشيد و قلعههای بصره را خواهم سوزاند.»
عمون
13خداوند میفرمايد: «اهالی عمون بارها مرتكب گناه شدهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت، زيرا در جنگ جلعاد برای توسعهٔ مرزهای خود دست به كشتار هولناكی زدند و با شمشير، شكم زنان حامله را پاره كردند.
14«پس، من حصارهای شهر ربه را به آتش خواهم كشيد و قلعهها و كاخهايش را خواهم سوزاند. در آنجا غريو جنگ، همچون غرش طوفان بلند خواهد شد. 15پادشاه و شاهزادگان عمون همه با هم به اسارت خواهند رفت.»
2موآب
1خداوند میفرمايد: «اهالی موآب بارها مرتكب گناه شدهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت، زيرا آنها استخوانهای پادشاه ادوم را با بیشرمی سوزانده آنها را تبديل به خاكستر كردند. 2من هم در عوض، موآب را به آتش میكشم و كاخهای قريوت را میسوزانم. موآب در ميان آشوب و هياهوی جنگجويان و صدای شيپورها از پای در خواهد آمد. 3من پادشاه و رهبران او را خواهم كشت.»
يهودا
4خداوند میفرمايد: «اهالی يهودا بارها گناه كردهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت. آنها نسبت به شريعت من بیاعتنايی كرده، احكام مرا بجا نياوردند. آنها با پيروی از بتهايی كه پدرانشان میپرستيدند، گمراه شدند. 5پس من يهودا را با آتش نابود میكنم و تمام قلعهها و كاخهای اورشليم را میسوزانم.»
مجازات اسرائيل
6خداوند میفرمايد: «مردم اسرائيل بارها مرتكب گناه شدهاند و من اين را فراموش نخواهم كرد و از سر تقصيرشان نخواهم گذشت. آنها با قبول رشوه، مانع از اجرای عدالت میشوند. فقرايی را كه نمیتوانند قرضشان را پس بدهند، به غلامی میفروشند و آنها را با يک جفت كفش مبادله میكنند. 7آنها فقرا را به خاک میاندازند و پايمال میكنند و افتادگان را با لگد از سر راه خود دور میسازند. پدر و پسر با يک دختر همبستر میشوند و نام مقدس مرا بیحرمت میسازند. 8در جشنهای مذهبی با لباسهایی كه با بیانصافی از بدهكاران2:8 مطابق شريعت موسی نگه داشتن لباس گرویی جايز نبود (خروج 22:26). خود گرفتهاند بر پشتيها لم میدهند و در معبد خدای خود شرابی را كه با مال حرام خريدهاند سر میكشند.
9«ولی ای اسرائيل، من به خاطر شما اموریها را كه همچون درختان سرو، بلند قد و مانند درختان بلوط قوی بودند، به کلی از ميان بردم. 10شما را از مصر بيرون آوردم و مدت چهل سال در بيابان رهبری كردم تا زمين اموریها را به تصرف خود درآوريد. 11پسران شما را انتخاب كردم تا نذيرههای2:11 «نذيره» به کسی گفته میشد که به خدا نذر شده بود و به عنوان نشانهٔ نذر از هر نوع مشروب پرهيز میکرد، موی سر خود را نمیتراشيد و به جنازه نزديک نمیشد (نگاه کنيد به اعداد 6:1-8). من و انبيای من باشند.» خداوند میفرمايد: «ای اسرائيل، آيا میتوانيد اين حقايق را انكار كنيد؟ 12اما شما به نذيرههای من شراب نوشانيده، باعث شديد گناه كنند و انبيای مرا ساكت گردانيده، نگذاشتيد حرف بزنند! 13بنابراين من شما را مثل گاريهايی كه زير بار بافهها به صدا میافتند، به ناله میاندازم. 14سريعترين جنگجويانتان هنگام فرار بر زمين خواهند افتاد. دليران ضعيف خواهند شد و دلاوران از رهانيدن خود عاجز خواهند بود. 15تيراندازان تيرشان به خطا خواهد رفت، سريعترين دوندگان از فرار باز خواهند ماند. بهترين سواركاران هم نخواهند توانست جان به در برند. 16در آن روز، شجاعترين افراد شما سلاحهای خود را به زمين انداخته، برای نجات جان خود خواهند گريخت.» خداوند اين را فرموده است.
3دليل مجازات اسرائيل
1ای اسرائيل، به پيام خداوند گوش دهيد. اين پيام برای تمام قومی است كه او از سرزمين مصر بيرون آورد: 2«از ميان تمام اقوام روی زمين، من تنها شما را انتخاب كردهام. به همين دليل، وقتی گناه میكنيد، شما را تنبيه میكنم.
3«آیا دو نفر میتوانند با هم راه روند اگر دربارهٔ مسیر خود توافق نکرده باشند؟ 4تا دليلی نداشته باشم، آيا مثل شير غرش میكنم؟ شير ژيان وقتی غرش میكند نشان میدهد كه خود را برای طعمه آماده میكند. 5تله، تا پا رويش نگذارند بسته نمیشود؛ همچنين شما نيز پا روی تله گذاشتهايد. 6شيپور جنگ در شهر به صدا درآمده است! پس بترسيد؛ زيرا من كه خداوند هستم سرزمين شما را دچار مصيبت و بلا میگردانم؛ 7ولی پيش از آن بوسيلهٔ انبیا به شما هشدار خواهم داد.»
8شير غرش كرده است! از ترس بلرزيد. خداوند، خود حكم محكوميت شما را صادر كرده است و من جرأت ندارم آن را اعلام نكنم.
9ساكنان قصرهای اشدود و مصر را جمع كنيد و به آنها بگوييد: «روی کوههای سامره بنشينيد تا شاهد جنايتهای ننگين اسرائيل باشيد.»
10خداوند میفرمايد: «قوم من درستكاری را از ياد بردهاند. كاخهای آنها پر از غنايمی است كه از راه دزدی و غارت به دست آمده است. 11بنابراين، دشمن میآيد و آنها را محاصره نموده، قلعههايشان را ويران میكند و آن كاخهای مجلل را غارت مینمايد.»
12خداوند میفرمايد: «هرگاه چوپانی بخواهد گوسفندش را از چنگ شير برهاند، فقط میتواند دو ساق يا يک گوش گوسفند را از دهان شير بيرون بكشد. در سامره نيز وضعيت همينطور خواهد بود و فقط عدهٔ كمی از بنیاسرائيل كه بر تختهای مجلل نشستهاند جان به در خواهند برد.»
13خداوند، خدای قادر متعال میفرمايد: «به اين اعلاميه گوش كنيد و آن را در سراسر اسرائيل به گوش همه برسانيد. 14همان روزی كه اسرائيل را به سبب گناهانش تنبيه كنم، قربانگاههای بتها را نيز در بيتئيل نابود خواهم كرد. شاخهای قربانگاه بريده میشود و به زمين میافتد. 15كاخهای ثروتمندان را خراب خواهم كرد و خانههای زيبای ييلاقی و قشلاقی و قصرهای ساخته شده از عاج ايشان را با خاک يكسان خواهم ساخت.»
4ياغيگری اسرائيل
1گوش كنيد، ای زنان سامره كه مانند گاوهای سرزمين باشان، چاق شدهايد و بر فقيران ظلم میكنيد، نيازمندان را پايمال مینماييد و به شوهران خود میگوييد: «شراب بياوريد تا بنوشيم.» 2خداوند به ذات پاک خود قسم خورده و فرموده است: «زمانی میرسد كه قلاب به دهانتان انداخته همهٔ شما را مثل ماهی خواهند كشيد و با خود خواهند برد! 3شما را از خانههای زيبايتان بيرون میكشند و از نزديكترين شكاف حصار بيرون میاندازند.
4«حال، اگر میخواهيد، باز هم در بيتئيل و جلجال برای بتها قربانی كنيد! تا میتوانيد سرپيچی نماييد و گناهانتان را زياد كنيد! هر روز صبح قربانی كنيد و هفتهای دو بار دهيکهايتان را بياوريد! 5به مراسم ظاهری خود ادامه داده، هدايای خود را تقديم كنيد و همه جا از اين هدايايی كه دادهايد سخن بگوييد!
6«من به شهرهای شما قحطی فرستادم، ولی فايدهای نداشت و باز به سوی من بازگشت نكرديد. 7سه ماه به فصل درو مانده بود كه جلو باران را گرفتم و محصول شما را از بين بردم. در يک شهر باران فرستادم و در شهر ديگر نفرستادم! بر يک مزرعه باران میباريد، ولی مزرعهٔ ديگر خشک و بیآب بود. 8مردم چند شهر برای نوشيدن جرعهای آب، تن به سفر خسته كننده میدادند و به شهری كه باران باريده بود میرفتند، ولی در آنجا هم آب كافی پيدا نمیكردند. با اين حال، به سوی من بازگشت نكرديد.
9«آفت بر مزرعهها و تاكستانهای انگور شما فرستادم. ملخ، درختان انجير و زيتون شما را خورد. با اين حال، به سوی من بازگشت نكرديد. 10همان بلاهايی را كه بر مصر فرستادم بر سر شما نيز آوردم. جوانان شما را در جنگ كشتم و اسبهای شما را تار و مار كردم. بينی شما از بوی تعفن اجساد اردوگاهتان پر شد. با اين حال به سوی من بازگشت نكرديد. 11بعضی از شهرهای شما را مثل سدوم و عموره به کلی از بين بردم، و آنهايی نيز كه باقی ماندند مانند هيزم نيم سوختهای بودند كه آنها را از ميان آتش بيرون كشيده باشند.» خداوند میفرمايد: «با اين حال، به سوی من بازگشت نكرديد.
12«بنابراين، تمام بلاهايی را كه دربارهٔ آنها سخن گفتهام بر سر شما خواهم آورد. پس ای اسرائيل، آماده شو تا هنگام داوری با خدای خود روبرو شوی؛ 13زيرا تو با كسی سروكار داری كه کوهها را ساخت و بادها را آفريد و تمام افكار انسان را میداند. او صبح روشن را تاريک میگرداند و کوهها را در زير پاهايش خرد میكند. نام او خداوند، خدای قادر متعال است.»
5دعوت به توبه
1ای اسرائيل، به مرثيهای كه برای تو میخوانم گوش بده:
2اسرائيل زيبا از پای افتاده است و نمیتواند برخيزد. كسی نيست او را برخيزاند. او را به حال خود گذاشتهاند تا بميرد.
3خداوند میفرمايد: «از يک شهر اسرائيل هزار نفر به جنگ میروند و فقط صد نفر زنده باز میگردند؛ از شهر ديگر صد نفر میروند و فقط ده نفر زنده برمیگردند.»
4خداوند به قوم اسرائيل میفرمايد: «مرا بطلبيد و زنده بمانيد. 5در طلب بتهای بيتئيل و جلجال و بئرشبع نباشيد؛ زيرا مردم جلجال به اسارت برده خواهند شد و مردم بيتئيل نابود خواهند گرديد.»
6خدا را بطلبيد و زنده بمانيد، در غير اين صورت او مثل آتش در سراسر اسرائيل افروخته میشود و آن را میسوزاند و هيچكدام از بتهای بيتئيل نمیتوانند آن را خاموش كنند.
7ای مردم شرور، شما انصاف را به كام مردم تلخ كردهايد و عدالت را پايمال نمودهايد.
8در طلب كسی باشيد كه صورت فلكی ثريا و جبار را آفريد، او كه تاريكی شب را به صبح روشن، و روز را به شب تبديل میكند، او كه آب دريا را فرا میخواند و آن را بر زمين میباراند. بلی، در طلب خداوند باشيد. 9او قلعههای مستحكم قدرتمندان را بر سر آنها خراب میكند.
10شما از قضات درستكار نفرت داريد و از كسانی كه راست میگويند بيزاريد. 11حق فقيران را پايمال میكنيد و گندمشان را به زور میگيريد. بنابراين، هرگز در خانههای زيبايی كه از سنگ میسازيد، ساكن نخواهيد شد و شراب تاكستانهای دلپسندی را كه غرس میكنيد، نخواهيد چشيد، 12زيرا میدانم چه گناهان بزرگی مرتكب شدهايد و چه جنايات بیشماری از شما سر زده است. شما دشمن تمام خوبیها هستيد. رشوه میگيريد و در حق فقرا، عدالت را بجا نمیآوريد. 13پس هر كه عاقل باشد سكوت خواهد كرد، زيرا زمان بدی خواهد بود.
14نيكوكار باشيد و از بدی دوری كنيد تا زنده بمانيد. آنگاه چنانكه ادعا كردهايد، خداوند، خدای قادر متعال مددكار شما خواهد بود. 15از بدی نفرت كنيد و نيكی را دوست بداريد. محکمهٔ خود را به جايگاه واقعی عدالت تبديل كنيد تا شايد خداوند، خدای قادر متعال به بازماندگان قوم خود رحم كند.
16خداوند، خدای قادر متعال چنين میفرمايد: «در تمام كوچههای شهر ناله و شيون خواهد بود. حتی از كشاورزان نيز خواهند خواست تا همراه مرثيهخوانان نوحهگری نمايند. 17در هر تاكستانی ماتم و زاری خواهد بود، زيرا من برای مجازاتتان از ميان شما عبور خواهم كرد.»
18وای بر شما كه میگوييد: «ای كاش روز خداوند فرا میرسيد.» شما نمیدانيد چه میطلبيد، چون آن روز، روز روشنايی و كاميابی نخواهد بود، بلكه روز تاريكی و فنا! 19در آن روز شما مثل شخصی خواهيد بود كه از شيری فرار كند و با خرسی روبرو شود؛ و يا مثل كسی كه به خانهاش وارد شده، دستش را به ديوار تكيه دهد و ماری او را بگزد. 20آری، روز خداوند برای شما روزی تاريک و نااميد كننده خواهد بود و اثری از روشنايی در آن ديده نخواهد شد.
21خداوند میفرمايد: «من از ظاهرسازی و رياكاری شما نفرت دارم كه با عيدها و مجالس مذهبی خود، وانمود میكنيد كه به من احترام میگذاريد. 22من قربانیهای سوختنی و شكرگزاری شما را نمیپذيرم و به قربانیهای سلامتی شما توجه نمیكنم. 23سرودهای حمد خود را از من دور كنيد، زيرا من به آنها گوش نمیدهم. 24به جای آن بگذاريد عدالت مانند رودخانه و انصاف همچون نهر دائمی جاری شود!
25«ای اسرائيل، مدت چهل سالی كه در بيابان بوديد، برای من قربانی و هديه میآورديد، 26ولی علاقهٔ واقعی شما به خدايانتان بود يعنی به سكوت، خدای پادشاه شما و به كيوان، خدای ستارگانتان و به تمامی تمثالهايی كه برای خود ساخته بوديد.» 27خداوند، خدای قادر متعال میفرمايد: «بنابراين، من آنها را با شما به ديار دور دست واقع در شرق دمشق به اسارت میفرستم.»
6ويرانی اسرائيل
1وای بر شما ای رهبران و بزرگان قوم اسرائيل كه در اورشليم و سامره وقت خود را به خوشگذرانی و عياشی میگذرانيد. ای شما كه احساس امنيت میكنيد، 2به كلنه برويد و ببينيد چه بر سر آن شهر آمده است. به حمات بزرگ برويد و از آنجا به جَت در سرزمين فلسطين. آنها از مملكت شما بهتر و بزرگتر بودند، ولی ببينيد چه بر سر آنها آمده است! 3شما فكر مجازاتی را كه در انتظارتان است از خود دور میكنيد، اما با اعمال خود روز داوری را نزديک میسازيد. 4بر تختهای عاج دراز میكشيد، اطرافتان را از وسايل خوشگذرانی پر میكنيد و گوشت لذيذترين برهها و مرغوبترين گوسالهها را میخوريد. 5مانند داوود سرود میسازيد و همراه با نوای بربط میخوانيد.
6كاسهكاسه شراب مینوشيد و با عطرهای خوشبو، خود را معطر میسازيد و به فكر برادران محتاج خود نيستيد. 7بنابراين، شما جزو اولين كسانی خواهيد بود كه به اسارت برده میشوند. دوران عياشی شما به پايان خواهد رسيد.
8خداوند، خدای قادر متعال به ذات خود قسم خورده و فرموده است: «من از تكبر اسرائيل نفرت دارم و از كاخهای مجللش بيزارم، پس پايتخت آن را با هر چه در آن است به دشمنانش واگذار خواهم كرد.»
9اگر ده نفر در يک خانه پنهان شده باشند، آنها هم نابود خواهند شد. 10وقتی خويشاوند شخص مردهای برای دفن جسد او بيايد، از تنها كسی كه در خانه زنده مانده است خواهد پرسيد: «آيا كس ديگری باقيمانده است؟» او جواب خواهد داد: «نه.» بعد آن خويشاوند خواهد گفت: «ساكت باش و نام خداوند را بر زبان نياور.»
11خداوند دستور داده است كه خانههای بزرگ و كوچک با خاک يكسان شوند. 12آيا ممكن است اسب روی صخره بدود؟ و يا گاو دريا را شخم بزند؟ تصور چنين عملی احمقانه است، ولی كاری كه شما میكنيد احمقانهتر از آن است! شما حق را به باطل تبديل میكنيد و انصاف را به كام مردم تلخ مینماييد. 13به قدرت خود فخر میكنيد، ولی فخر شما پوچ و بیاساس است. 14خداوند، خدای قادر متعال میفرمايد: «ای اسرائيل، قومی را بر ضد تو میفرستم تا از مرز شمالی تا انتهای مرز جنوبی يعنی از حمات تا نهر عربه، تو را به تنگ آورد.»
7رؤيای ملخ و آتش و شاقول
1در رؤيايی كه خداوند به من نشان داد ديدم برداشت محصول اول غله كه سهم پادشاه بود تمام شده و محصول دوم، تازه سبز شده بود. سپس ديدم خداوند انبوهی ملخ فرستاد. 2ملخها هر چه سر راهشان بود، خوردند. آنگاه من گفتم: «ای خداوند، التماس میكنم قوم خود را ببخش و اين آفت را از آنها دور كن، زيرا اسرائيل كوچک و ضعيف است و نمیتواند طاقت بياورد.» 3خداوند نيز ترحم فرمود و گفت: «اين بلا را نمیفرستم.»
4آنگاه خداوند، آتش بزرگی را كه برای مجازات آنها تدارک ديده بود، به من نشان داد. اين آتش آبهای عميق زمين را بلعيده، تمام كشتزارها را سوزانيد.
5گفتم: «ای خداوند، التماس میكنم اين كار را نكن، زيرا اسرائيل كوچک و ضعيف است و نمیتواند طاقت بياورد.»
6پس خداوند از اين نقشه هم منصرف شد و فرمود: «اين كار را نيز نخواهم كرد.»
7سپس، اين رؤيا را به من نشان داد: خداوند در كنار ديوار راستی كه با شاقول تراز شده بود ايستاده، با شاقول آن را امتحان میكرد تا ببيند تراز است يا نه. 8آنگاه خداوند به من فرمود: «عاموس، چه میبينی؟»
جواب دادم: «يک شاقول.»
خداوند فرمود: «من بوسيلهٔ شاقول، قومم را امتحان میكنم و اين بار، ديگر از مجازات كردن آنها منصرف نخواهم شد. 9قربانگاههای بتها و بتخانههای اسرائيل نابود خواهند شد و من دودمان يربعام پادشاه را با شمشير از بين خواهم برد.»
عاموس و امصيا
10اما وقتی امصيا، كاهن بيتئيل، آنچه را كه عاموس میگفت شنيد، با عجله اين پيغام را برای يربعام پادشاه فرستاد: «عاموس به قوم ما خيانت میكند و عليه تو توطئه میچيند. موعظههای او مملكت ما را به نابودی خواهد كشاند. 11عاموس میگويد تو كشته میشوی و قوم اسرائيل به سرزمينهای دور دست به تبعيد و اسارت برده میشوند.»
12آنگاه امصيا به عاموس گفت: «ای نبی، از سرزمين ما خارج شو! به سرزمين يهودا بازگرد و در آنجا موعظه كن و نان بخور. 13ديگر در بيتئيل برای ما نبوت نكن، چون عبادتگاه پادشاه و مقر سلطنتی او در اينجا قرار دارد.»
14ولی عاموس جواب داد: «من نه نبی هستم، نه از نسل انبیا. كارم چوپانی و چيدن ميوههای صحرايی بود، 15اما خداوند مرا از كار چوپانی گرفت و گفت: ”برو و برای قوم من اسرائيل نبوت كن.“ 16ولی تو به من میگويی كه بر ضد اسرائيل پيشگويی نكنم، پس به پيامی كه خداوند برای تو دارد گوش كن: 17”چون در كار خداوند دخالت كردی، زنت در همين شهر فاحشه خواهد شد، پسران و دخترانت كشته خواهند شد و املاكت تقسيم خواهد گرديد. خودت نيز در سرزمين بيگانه خواهی مرد و قوم اسرائيل از وطن خود تبعيد شده، به اسارت خواهند رفت.“»
8رؤيای سبد پر از ميوه
1آنگاه خداوند، در رؤيا يک سبد پر از ميوههای رسيده به من نشان داد.
2او پرسيد: «عاموس، چه میبينی؟»
جواب دادم: «يک سبد پر از ميوههای رسيده.»
خداوند فرمود: «اين ميوهها نمونهای از قوم من اسرائيل است كه برای مجازات آماده شدهاند. ديگر مجازات ايشان را به تعويق نخواهم انداخت. 3در آن روز سرودهايی كه مردم در خانهٔ خدا میخوانند به گريه و زاری تبديل خواهد شد. اجساد مردم در همه جا پراكنده خواهد شد و آنها را بیسر و صدا جمع كرده، به خارج شهر خواهند برد.»
4گوش كنيد! ای كسانی كه بر فقرا ظلم میكنيد و نيازمندان را پايمال مینماييد. 5ای كسانی كه آرزو داريد روز سَبَت و تعطيلات مذهبی هر چه زودتر تمام شوند تا دوباره به كسب خود بپردازيد و با ترازوهای دستكاری شده و سنگهای سبكتر، مشتريان خود را فريب داده، پول بيشتری از ايشان بگيريد. 6ای كسانی كه فقرا را در مقابل يک سكه نقره و يا يک جفت كفش به بردگی میگيريد و گندم پس ماندهٔ خود را به آنها میفروشيد.
7خداوند كه مايهٔ سربلندی اسرائيل است، قسم خورده میفرمايد: «من اين كارهای شما را فراموش نخواهم كرد. 8پس سرزمين اسرائيل به لرزه خواهد افتاد و تمام قوم ماتم خواهند گرفت. سرزمين اسرائيل مانند رود نيل در وقت سيلاب، متلاطم شده بالا خواهد آمد و دوباره فرو خواهد نشست. 9در آن زمان، كاری خواهم كرد كه آفتاب هنگام ظهر، غروب كند و زمين در روز روشن، تاريک شود. 10جشنهای شما را به مجالس عزا و ترانههای شاد شما را به مرثيه مبدل خواهم كرد. آنگاه لباس عزا پوشيده سرهايتان را به علامت سوگواری خواهيد تراشيد، چنانكه گويی يگانه پسرتان مرده است. آن روز، روز بسيار تلخی خواهد بود.»
11خداوند میفرمايد: «روزی خواهد رسيد كه من قحطی شديدی در اين سرزمين پديد خواهم آورد. اين قحطی، قحطی نان و آب نخواهد بود، بلكه قحطی كلام خدا. 12مردم از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب دنبال كلام خدا خواهند دويد ولی موفق به پيدا كردن آن نخواهند شد. 13در آن روز حتی دختران و پسران جوان نيز از تشنگی ضعف خواهند كرد 14و آنانی كه بتهای سامره و دان و بئرشبع را پرستش میكنند خواهند افتاد و ديگر هرگز بلند نخواهند شد.»
9مجازات اسرائيل بوسيلهٔ خداوند
1خداوند را ديدم كه كنار قربانگاه ايستاده بود و میگفت: «سر ستونهای خانهٔ خدا را بشكن تا ستونها فرو ريخته، سقف خانه بر سر مردم خراب شود. كسی جان به در نخواهد برد. حتی كسانی هم كه موفق به فرار شوند، در راه كشته خواهند شد. 2اگر به دوزخ بروند، دست خود را دراز كرده آنها را از آنجا بيرون خواهم كشيد و اگر به آسمانها فرار كنند، ايشان را به زير خواهم آورد. 3اگر در كوه كرمل پنهان شوند، آنها را پيدا خواهم كرد، و اگر در قعر دريا خود را مخفی كنند، مار را خواهم فرستاد تا آنها را بگزد. 4حتی اگر به اسارت هم بروند، من آنها را در آنجا خواهم كشت. قصد من اين است كه اين قوم مجازات شوند.»
5خداوند، خدای قادر متعال زمين را لمس میكند و زمين گداخته میشود و همهٔ ساكنانش ماتم میگيرند. تمام زمين مثل رود نيل بالا میآيد و دوباره فرو مینشيند. 6آنكه خانهٔ خود را در آسمانها ساخته و پايهٔ آن را بر زمين نهاده است، و آب دريا را فرا میخواند و آن را بر زمين میباراند، نامش خداوند است!
7خداوند میفرمايد: «ای قوم اسرائيل، آيا برای من شما از حبشیها بهتر هستيد؟ آيا من كه شما را از مصر بيرون آوردم، برای ساير قومها نيز همين كار را نكردم؟ فلسطينیها را از ”كفتور“ و سوریها را از ”قير“ بيرون آوردم. 8چشمان من مملكت گناهكار اسرائيل را میبيند و من آن را از روی زمين محو خواهم ساخت؛ ولی خاندان اسرائيل را به کلی از بين نخواهم برد، 9بلكه مقرر میدارم كه اسرائيل بوسيلهٔ ساير قومها مثل غلهای كه در غربال است الک گردد و كاملاً از بدكاران پاک شود. 10تمام گناهكارانی كه میگويند: ”خدا نمیگذارد بلايی به ما برسد“، با شمشير كشته خواهند شد.
احيای اسرائيل
11«آنگاه در آن زمان، سلطنت داوود را كه اكنون ويران است دوباره بر پا خواهم ساخت و آن را به عظمت سابقش باز خواهم گرداند، 12و آنچه را كه از ادوم و تمام قومهایی كه به من تعلق دارند، باقی بماند، اسرائيل تصاحب خواهد كرد.» خداوندی كه تمام اينها را بجا میآورد چنين فرموده است.
13خداوند میفرمايد: «زمانی فرا خواهد رسيد كه فراوانی محصول خواهد بود و غله چنان سريع رشد خواهد كرد كه دروگران فرصت درويدن نخواهند داشت، و از فراوانی انگور، از دامنهٔ کوههای اسرائيل شراب شيرين فرو خواهد چكيد. 14من قوم خود اسرائيل را از اسارت باز میگردانم. آنها شهرهای ويران خود را بازسازی نموده، دوباره در آنها ساكن خواهند شد. باغها و تاكستانها غرس نموده شراب آنها را خواهند نوشيد و ميوهٔ آنها را خواهند خورد. 15ايشان را در سرزمينی كه به آنها دادهام، مستقر خواهم ساخت و ايشان بار ديگر ريشهكن نخواهند شد.» خداوند، خدای شما اين را میفرمايد.