نامهٔ دوم پولس به مسيحيان

قرنتس

مقدمه

كسی كه مزهٔ آزادی واقعی را كه عيسی مسيح به او بخشيده چشيده است، طبعاً مايل است به ديگران نيز بشارت دهد تا آنها نيز بتوانند از اين آزادی برخوردار شوند. ولی اين بشارت آسان صورت نمی‌گيرد، چون كسانی كه اين بشارت را می‌شنوند اغلب برداشت غلط از آن می‌كنند و برای بشارت دهنده مشكلاتی بوجود می‌آورند. پولس در اين نامه از مشكلات و رنجهايی سخن می‌گويد كه به خاطر معرفی عيسی مسيح به ديگران، ديده است. مسيحيان شهر قرنتس با خواندن اين نامه تسلی و دلگرمی فراوان پيدا می‌كنند.

1

سلام و درود از پولس

1از طرف من، «پولس»، كه به خواست خدا رسول عيسی مسيح هستم، و از طرف برادر عزيز ما «تيموتائوس،»

به شما مسيحيان اهل «قرنتس» و نيز به همهٔ مسيحيان سراسر ايالت «اخائيه» واقع در يونان.

2از درگاه پدرمان خدا، و خداوندمان عيسی مسيح، برای شما خواهان رحمت و آرامش می‌باشم.

تسلی خدا برای تمام مشكلات كافی است

3‏-4چقدر بايد خدا را شكر كنيم، خدايی كه پدر خداوند ما عيسی مسيح است، خدايی كه سرچشمهٔ لطف و مهربانی است و در زحمات، ما را تسلی و قوت قلب می‌بخشد. بلی، او ما را تسلی می‌دهد تا ما نيز همين تسلی را به كسانی دهيم كه در زحمتند و به همدردی و تشويق ما نياز دارند. 5يقين بدانيد كه هر قدر برای مسيح بيشتر زحمت ببينيم، از او تسلی و دلگرمی بيشتری خواهيم يافت. 6‏-7ما برای رساندن نجات و تسلی خدا به شما، زحمات بسياری متحمل می‌شويم. اما در اين زحمات، خدا ما را تسلی عطا كرده است، كه اين نيز به منظور كمک به شماست؛ تا بدانيد كه وقتی شما نيز در سختی قرار می‌گيريد، او شما را تسلی خواهد داد. او به شما اين قدرت را خواهد بخشيد كه ناملايمات را تحمل كنيد.

8ايمانداران عزيز، بی‌شک شنيده‌ايد كه در ايالت «آسيا» چه سختیها كشيديم. فشار مشكلات به حدی بود كه اميد نداشتيم زنده بمانيم، 9و احساس می‌كرديم كه محكوم به مرگ هستيم، چون برای نجات خود، كاری از دستمان برنمی‌آمد. اما اين زحمات درس خوبی به ما داد تا ديگر به خودمان متكی نباشيم، بلكه به خدايی توكل كنيم كه می‌تواند حتی مرده‌ها را زنده كند. پس همه چيز را به دست خدا سپرديم. 10او نيز ما را ياری داد و از مرگی وحشتناک رهايی داد؛ و اميد داريم كه بعد از اين نيز باز ما را رهايی بخشد. 11اما شما نيز بايد با دعاهايتان ما را ياری كنيد. وقتی ببينيد كه خدا به دعاهايی كه در حق ما و برای سلامت ما می‌كنيد، اين گونه پرشكوه جواب می‌دهد، آنگاه خدا را بيشتر سپاس خواهيد گفت.

در رفتار با شما همواره صادق و بی‌ريا بوده‌ايم

12آنچه باعث افتخار ماست، اينست كه می‌توانيم با نهايت صداقت بگوييم كه در رفتارمان با مردم و مخصوصاً با شما، هميشه صادق و بی‌ريا بوده‌ايم، و چشم اميدمان فقط به ياری خداوند بوده است، نه به توانايی‌های خودمان. 13‏-14نامه‌هايی كه به شما نوشتيم، همه روشن و واضح بوده‌اند و هيچگاه مطلبی سربسته نگفته‌ايم. اما در حال حاضر شما ما را به خوبی نمی‌شناسيد، ولی اميدوارم كه روزی ما را به طور كامل بشناسيد و به ما افتخار كنيد، همچنانكه تا حدی چنين كرده‌ايد. آنگاه ما نيز در روز بازگشت خداوندمان عيسی، به شما افتخار خواهيم كرد.

15‏-16با چنين اطمينانی به درک و فهم روحانی شما بود كه تصميم گرفتم در راه سفرم به ايالت «مقدونيه» و نيز به هنگام بازگشت از آنجا، نزد شما بيايم تا دوباره سبب تقويت روحانی شما گردم، و شما نيز مرا در سفرم به «يهوديه» ياری دهيد.

17حال ممكن است بپرسيد كه چرا تصميم خود را عوض كردم. آيا دودل بودم يا همانند بسياری از مردم اين دنيا شده‌ام كه وقتی می‌گويند «بلی»، منظورشان «نه» است؟ 18نه، چنين نيست. آن خدايی كه سخنانش راست و قابل اعتماد می‌باشد، شاهد است كه سخنان ما نيز قابل اعتماد می‌باشد و وقتی می‌گوييم «بلی»، منظورمان همان «بلی» است. 19زيرا فرزند خدا، عيسی مسيح، كسی نيست كه وقتی می‌گويد «بلی»، منظورش «نه» باشد، بلكه همواره هر چه گويد، همان را انجام می‌دهد؛ و پيغام و موعظهٔ ما يعنی من و «سلوانوس» و «تيموتائوس»، دربارهٔ يک چنين كسی بود. 20اوست كه تمام وعده‌های خدا را، هر چند كه بسيار باشند، عملی می‌سازد، و ما نيز همه جا اعلام كرده‌ايم كه او چقدر نسبت به وعده‌هايش امين و وفادار است، تا او جلال يابد. 21چنين خدايی است كه من و شما را تبديل به مسيحيان وفادار كرده و ما را مأمور نموده تا پيغام انجيل او را به همگان برسانيم؛ 22و مهر مالكيت خود را بر ما زده، و روح‌القدس را به عنوان بيعانهٔ بركات آينده در دلهای ما نهاده است.

23بنابراين، چنين خدايی را شاهد می‌گيرم كه علت نيامدنم نزد شما، اين بوده كه نمی‌خواستم شما را با سرزنشهای سخت خود، ناراحت كنم. 24در ضمن اگر هم بيايم، قادر نخواهم بود كه ايمانتان را چندان تقويت نمايم، چون به اندازهٔ كافی قوی هست. پس خواهان خوشی شما هستم. می‌خواهم شما را شاد سازم، نه غمگين.

2

1بنابراين، تصميم گرفتم كه نزد شما نيايم تا باعث رنجش و اندوه مجدد شما نشوم. 2زيرا اگر شما را غمگين كنم، ديگر چه كسی باقی می‌ماند كه مرا خوشحال سازد؟ اين شما هستيد كه بايد مرا خوشحال كنيد. اما اگر من شما را برنجانم، ديگر چگونه می‌توانيد باعث شادی من گرديد؟ 3به همين دليل، آن مطالب را در آخرين نامه‌ام نوشتم تا پيش از آمدنم، مسايل را ميان خود حل و فصل كنيد، تا وقتی آمدم، آنانی كه بايد مرا شاد كنند، باعث غم و اندوه من نگردند. زيرا اطمينان دارم كه شادی شما چنان به شادی من بستگی دارد كه اگر مرا شاد نبينيد، شما نيز شاد نمی‌شويد.

4در واقع نوشتن آن نامه برايم بسيار دشوار بود، چون بی‌نهايت اندوهگين و محزون بودم. راستش را بخواهيد، به هنگام نوشتن، گريه می‌كردم. نمی‌خواستم با آن نامه شما را ناراحت كنم، اما می‌بايست به شما نشان می‌دادم كه چقدر دوستتان دارم و به شما علاقه‌مندم.

آن خطاكار را ببخشيد

5بدانيد آن شخصی كه باعث تمام اين ناراحتی‌ها شد و در نامه‌ام به او اشاره كردم، نه فقط مرا رنجاند، بلكه بيشتر سبب رنجش شما شد يا لااقل برخی از شما. اما نمی‌خواهم بيش از اندازه نسبت به او سختگير باشم، 6چون آن شخص در اثر رفتاری كه اكثر شما نسبت به او نشان داده‌ايد، به اندازهٔ كافی تنبيه شده است. 7اكنون بايد او را ببخشيد و تسلی دهيد، و گرنه ممكن است فشار يأس و اندوه، او را از پای درآورد. 8پس خواهش می‌كنم به او نشان دهيد كه دوستش داريد.

9من آن نامه را به آن صورت نوشتم تا ببينم كه تا چه حد از من اطاعت می‌كنيد. 10وقتی شما كسی را ببخشيد، من نيز او را می‌بخشم. و اگر من كسی را ببخشم، با اجازهٔ مسيح و به خاطر شما می‌بخشم، البته اگر فكر می‌كنيد كه بخشيدن من واقعاً لازم است. 11دليل ديگری كه سبب می‌شود اين شخص را ببخشيم، اينست كه نبايد بگذاريم شيطان از اين فرصت بهره‌برداری كند، چون همگی ما از حيله‌های او آگاهيم.

ما برای خدا عطر خوشبو هستيم

12از اين سخن بگذريم. من در ضمن سفر، به شهر «تروآس» رسيدم و خداوند فرصتهای بسيار خوبی فراهم آورد تا پيغام انجيل را به مردم اعلام كنم. 13اما برادرمان «تيطوس» را آنجا پيدا نكردم و برای او بسيار نگران شدم. پس، با اهالی آنجا خداحافظی كردم و به ايالت مقدونيه رفتم، تا شايد تيطوس را در آنجا پيدا كنم.

14اما خدا را شكر! چون همواره ما را در پيروزی مسيح سهيم می‌سازد، و هر جا می‌رويم، ما را به کار می‌برد تا مسيح را به مردم معرفی كنيم، و پيغام انجيل را همچون عطری خوشبو در همه جا بيفشانيم. 15و از آنجا كه مسيح در زندگی ما حضور دارد، ما برای خدا عطری خوشبو هستيم، عطری كه بوی آن به مشام همه می‌رسد، چه گناهكار و چه نجات يافته. 16برای آنانی كه در راه گناه گام برمی‌دارند و به سوی هلاكت می‌روند، ما بوی هراس‌انگيز محكوميت و مرگ هستيم؛ اما برای آنانی كه در طريق نجات گام برمی‌دارند، عطری هستيم كه به همه چيز طراوت و حيات تازه می‌بخشد. اما چه كسی قابليت و توانايی آن را دارد كه به اين صورت، انجيل را موعظه كند؟ 17فقط كسانی می‌توانند مانند ما، چنين خدمتی را به عهده گيرند كه درستكار و فرستادهٔ خدا باشند و با قدرت مسيح و زير نظر مستقيم خدا سخن گويند. ما جزو آن دسته نيستيم كه با كلام خدا تجارت می‌كنند، زيرا اين قبيل افراد كه تعدادشان هم كم نيست، تنها هدفشان از اعلام پيغام انجيل، اينست كه از اين راه درآمد خوبی داشته باشند.

3

1فكر نكنيد ما نيز كم‌كم مانند معلمان دروغين شما می‌شويم كه دوست دارند از خود تعريف كنند و با خود، سفارشنامه‌های عريض و طويل بياورند. تصور نمی‌كنم نيازی داشته باشيد كه كسی برای معرفی ما، به شما نامه‌ای بنويسد! اينطور نيست؟ ما هم نيازی نداريم كه از شما معرفی‌نامه بگيريم! 2تنها نامه‌ای كه ما لازم داريم، خود شما هستيد! چون همه با ديدن دگرگونی‌های عميقی كه در شما پديد آمده است، می‌توانند پی ببرند كه چه خدمت بزرگی به شما كرده‌ايم. 3همه می‌توانند ببينند كه شما نامهٔ مسيح هستيد، نامه‌ای كه ما نوشته‌ايم، نه با قلم و جوهر، بلكه بوسيلهٔ روح خدای زنده؛ و نه روی لوحه‌ای سنگی، بلكه بر دل انسان.

4اما اگر جرأت می‌كنيم كه چنين ادعاهايی دربارهٔ خودمان بكنيم، علتش اينست كه بوسيلهٔ مسيح به خدا اعتماد كامل داريم كه او ما را ياری می‌دهد تا بتوانيم به ادعاهايمان نيز عمل كنيم؛ 5در غير اين صورت قادر نخواهيم بود با تكيه به نيروی خود، كار با ارزشی برای خدا انجام دهيم، چون قابليتها و موفقيتهای ما از خداست. 6اوست كه ما را توانايی بخشيده تا به مردم اعلام نماييم كه خدا برای نجات بشر، عهد و پيمان جديدی فراهم كرده است. پيام و محتوای اين پيمان جديد، اين نيست كه اگر كسی تمام قوانين خدا را اطاعت نكند می‌ميرد؛ بلكه پيام اينست كه روح خدا به انسان، زندگی و حيات می‌بخشد. مطابق پيمان قديم، برای نجات می‌بايست همهٔ احكام موسی را اطاعت كرد؛ و چون هيچكس نمی‌توانست تمام احكام را اجرا كند، پس همه محكوم به مرگ بودند. اما طبق اين پيمان جديد، روح خدا به انسان حيات و زندگی واقعی می‌بخشد.

شكوه پيمان تازهٔ مسيح

7با اين حال، آن روش و پيمان قديم كه منجر به مرگ و مجازات ابدی می‌شد، با چنان شكوه و جلالی شروع شد كه مردم طاقت نداشتند به صورت نورانی موسی نگاه كنند؛ زيرا وقتی موسی احكام الهی را كه بر روی لوحه‌ای سنگی حک شده بود، از حضور خدا برای مردم آورد، صورت او در اثر جلال خدا می‌درخشيد. اما اين درخشش به تدریج محو می‌شد. 8پس اكنون كه روح خدا به انسان زندگی حقيقی می‌بخشد، آيا نبايد انتظار جلال بيشتری را داشته باشيم؟ 9اگر روشی كه باعث محكوميت و هلاكت می‌شد، با چنان جلال و شكوهی همراه بود، پس طريقی كه سبب نجات انسان می‌گردد، بايد جلال و شكوه بيشتری داشته باشد! 10در واقع آن جلال دوران گذشته كه در صورت موسی می‌درخشيد، در مقايسه با جلال برتر اين پيمان جديد، همچون قطره‌ای است در مقابل اقيانوس! 11پس اگر آن روش قديم كه موقتی بود و به تدریج محو و نابود می‌شد، پر از جلال و شكوه آسمانی بود، اين راه جديد خدا برای نجات ما، كه هميشگی و جاودانی است، قطعاً بسيار باشكوهتر خواهد بود.

12پس چون می‌دانيم كه اين جلال نوين هيچگاه از بين نخواهد رفت، پيغام انجيل را با نهايت دليری و اطمينان موعظه می‌كنيم؛ 13و نه همچون موسی، كه نقابی به صورت خود زد تا قوم اسرائيل محو شدن جلال را از صورتش نبينند.

14اما نه فقط صورت موسی پوشيده بود، بلكه درک و فهم قوم او نيز زير نقاب بود؛ و حتی امروز نيز كه يهوديان كتاب آسمانی تورات را می‌خوانند، گويی بر قلب و فكرشان نقابی قرار دارد، و به همين علت نمی‌توانند به معنی واقعی تورات پی ببرند. اين نقاب كه مانع فهميدن است، فقط با ايمان آوردن به مسيح برداشته می‌شود. 15بلی، حتی امروز نيز وقتی يهوديان نوشته‌های موسی را می‌خوانند، آن را درک نمی‌كنند، و تصور می‌كنند كه راه نجات، همانا اطاعت از شريعت موسی است.

16اما هرگاه كسی از گناهان خود توبه كند و به سوی خداوند بازگردد، آنگاه آن نقاب از چشمانش برداشته می‌شود. 17خداوند روح حيات‌بخش است، و هر جا كه روح خداست، در آنجا آزادی است، آزادی از تلاش و تقلا برای رسيدن به رستگاری از راه انجام تشريفات مذهبی. 18اما ما مسيحيان نقابی بر صورت خود نداريم و همچون آينه‌ای روشن و شفاف، جلال خداوند را منعكس می‌كنيم؛ و در اثر كاری كه خداوند يعنی روح‌القدس در وجودمان انجام می‌دهد، با جلالی روزافزون، به تدریج شبيه او می‌شويم.

4

پيغام ما روشن است و به مردم روشنايی می‌بخشد

1پس ما هرگز از اين خدمت مهم دست نخواهيم كشيد، زيرا خداست كه از سر لطف، ما را به چنين خدمتی گمارده تا پيغام انجيل او را به مردم برسانيم. 2ما سعی نداريم با حيله و نيرنگ مردم را به سوی مسيح هدايت كنيم. ما نمی‌خواهيم كسی را فريب دهيم. هيچگاه سعی نمی‌كنيم كسی را وادار نماييم كه به تعاليمی كه برخلاف كتاب‌مقدس است، ايمان آورد. ما هرگز به چنين روشهای شرم‌آوری متوسل نمی‌شويم، بلكه خدا شاهد است كه جز حقيقت و راستی، چيز ديگری را اعلام نمی‌نماييم، و اميدواريم كه از اين راه تأثير نيكويی بر مردم بگذاريم.

3اما اگر پيغام نجاتی كه اعلام می‌كنيم، مبهم است و درک آن دشوار می‌باشد، فقط برای آنانی چنين است كه به سوی هلاكت می‌روند. 4شيطان كه حاكم اين دنيای پر از گناه است، چشمان اين اشخاص بی‌ايمان را بسته است تا نتوانند نور پرجلال انجيل را ببينند و معنی پيغام ما را درباره جلال مسيح كه چهرهٔ قابل رويت خدای ناديده است، درک كنند. 5پيغام و وعظ ما نيز هيچگاه در تعريف از خودمان نبوده است، بلكه در موعظه‌هايمان فقط به عيسی مسيح اشاره كرده‌ايم و او را به عنوان خداوند معرفی نموده‌ايم. تنها چيزی كه دربارهٔ خودمان می‌گوييم اينست كه ما به خاطر فداكاری كه مسيح بر روی صليب كرد، خدمتگزاران شما هستيم. 6زيرا همان خدايی كه فرمود: «نور از ميان تاريكی بدرخشد»، نور خود را در دلهای ما نيز تابيد، تا درک كنيم كه اين نور پرجلال اوست كه از چهرهٔ عيسی مسيح می‌درخشد.

7اما اين گنج گرانبها يعنی قدرت انجام اين خدمت روحانی در ظرفهای نابود شدنی، يعنی در بدنهای ضعيف ما قرار دارد، تا همه بدانند كه قدرت عظيم پيغام ما، از سوی خداست، نه از خودمان.

8زحمات از هر طرف بر ما فشار می‌آورند، اما از پا در نمی‌آييم. از مشكلاتی كه برای ما پيش می‌آيد دچار حيرت می‌شويم، چون علت آن را درک نمی‌كنيم؛ اما هيچگاه دلسرد نمی‌شويم و از خدمت خدا دست نمی‌كشيم. 9مردم ما را آزار می‌دهند، اما خدا ما را هرگز تنها نمی‌گذارد. زمين می‌خوريم، اما به ياری خدا باز برمی‌خيزيم و به پيش می‌رويم. 10همانگونه كه مسيح با مرگ روبرو شد، ما نيز همواره در خطر مرگ قرار داريم. پس زنده بودن ما، در واقع دليلی است بر زنده بودن عيسی. 11بلی، به خاطر خدمت به خداوند، جان ما همواره در خطر مرگ قرار دارد؛ اما اين خود فرصتی است تا زنده بودن و قدرت مسيح را در بدنهای فانی خود نشان دهيم. 12ما به خاطر اعلام پيغام انجيل با مرگ روبرو می‌شويم، اما همين پيغام، باعث شده است كه شما زندگی جاويد را بيابيد.

13كتاب آسمانی می‌فرمايد: «چون ايمان دارم، آن را به زبان می‌آورم.» پس ما نيز، چون همان ايمان را به خدا داريم، با دليری پيغام انجيل را اعلام می‌كنيم. 14می‌دانيم همان خدا كه خداوند ما عيسی را پس از مرگ زنده كرد، ما را نيز مانند عيسی مسيح، زنده خواهد كرد تا به همراه شما به حضور او ببرد. 15پس تمام زحماتی كه متحمل می‌شويم، همه به نفع شماست. به علاوه، هر چه تعداد كسانی كه در اثر تلاش و خدمات ما به مسيح ايمان می‌آورند، بيشتر گردد، عدهٔ بيشتری نيز خدا را به خاطر لطف و مهربانی‌اش سپاس خواهند گفت و خداوند نيز بيشتر جلال خواهد يافت.

16از اينروست كه ما هرگز از خدمت به خدا دلسرد نمی‌شويم. با اينكه نيروی جسمی ما به تدریج از بين می‌رود، اما نيروی باطنی ما روز‌به‌روز در خداوند فزونی می‌يابد. 17اين مشكلات و رنجهای جزئی ما نيز سرانجام به سر خواهد آمد، و باعث خواهد شد كه زندگی جاويد با جلالی عظيم نصيبمان گردد، كه هرگز با آن زحمات قابل مقايسه نيست. 18پس ما به آنچه كه در مقابل چشمان ما قرار دارد يعنی به ناملايمات و مشكلات خود اهميت نمی‌دهيم، بلكه نگاه و توجه ما به خوشیهای آسمانی است كه هنوز نديده‌ايم. اين زحمات بزودی تمام خواهند شد، اما آن خوشیها تا ابد باقی خواهند ماند.

5

برای ما، مرگ يعنی بودن با خدا

1زيرا می‌دانيم وقتی اين «خيمه» كه اكنون در آن زندگی می‌كنيم فرو ريزد، يعنی وقتی بميريم و اين بدنهای خاكی را ترک گوييم، در آسمان خانه‌ها يعنی بدنهايی جاودانی خواهيم داشت كه به دست خدا برای ما ساخته شده است، نه به دست انسان. 2حال كه در اين بدن زندگی می‌كنيم، چقدر خسته و فرسوده می‌شويم. به همين دليل مشتاقانه روزی را انتظار می‌كشيم كه بدن آسمانی‌مان را همچون لباسی نو در بركنيم. 3آنگاه يقيناً روح‌هايی بدون بدن نخواهيم بود. 4ما در اين بدن خاكی، تحت فشار هستيم و آه و ناله می‌كنيم؛ اما در ضمن نمی‌خواهيم بميريم و از اين بدن خلاص شويم، بلكه می‌خواهيم به همين صورت كه هستيم، بدن آسمانی خود را بپوشيم تا اين بدنهای فانی در آن زندگی جاويد غرق شود. 5اينست آنچه كه خدا برای ما تدارک ديده است؛ و برای آنكه يقين بدانيم كه همهٔ اين بركات را نصيب ما خواهد ساخت، روح‌القدس را به عنوان بيعانه به ما عطا كرده است.

6پس با اطمينان كامل چشم انتظار بدن آسمانی‌مان هستيم، و می‌دانيم كه هر لحظه از عمرمان كه در اين بدن خاكی صرف شود، دور از مسيح و خانهٔ ابدی‌مان، صرف شده است. 7ما اين امور را نه با ديدن بلكه با ايمان باور می‌كنيم. 8بنابراين، از مرگ ترسی نداريم، بلكه از آن استقبال می‌كنيم، چون می‌دانيم كه پس از مرگ نزد خداوند رفته، در خانهٔ آسمانی‌مان به سر خواهيم برد. 9اما چه در اين دنيا، در اين بدن باشيم، و چه در آسمان با مسيح، هدفمان اينست كه همواره در هر چه می‌كنيم، رضايت او را جلب نماييم. 10زيرا همهٔ ما در مقابل تخت داوری مسيح خواهيم ايستاد و هر يک از ما نتيجهٔ اعمالی را كه در اين زندگی انجام داده است، خواهد ديد، چه نيک، چه بد.

عيسی مسيح ما را با خدا آشتی می‌دهد

11بنابراين، چون چنين ترس و احترامی نسبت به خداوند در دل ما هست، می‌كوشيم تا مردم را به سوی نجات هدايت كنيم. خدا از دل ما باخبر است و می‌داند كه آنچه می‌گوييم، عين حقيقت است. اميدوارم شما هم به اين موضوع پی برده باشيد.

12فكر نكنيد كه بار ديگر شروع به خودستايی كرده‌ايم! نه، بلكه می‌خواهيم دليلی داشته باشيد تا بتوانيد به ما افتخار كنيد و جواب آن دسته از معلمين دروغين را بدهيد كه به مقام و موقعيت و ظاهر خود افتخار می‌كنند، نه به باطن و خصايل درونی. 13‏-14آيا گمان می‌كنيد كه عقل خود را از دست داده‌ايم كه دربارهٔ خود چنين سخن می‌گوييم؟ حتی اگر چنين باشد، برای آنست كه خدا جلال يابد! و اگر در سلامت عقل به سر می‌بريم، به نفع شماست. هر آنچه می‌كنيم، نه برای نفع خودمان، بلكه برای اينست كه عشق مسيح سراسر وجود و هستی‌مان را تسخير كرده است. و چون ايمان داريم كه مسيح جان خود را در راه همهٔ ما فدا كرد، به اين نيز ايمان داريم كه ما هم نسبت به زندگی گناه‌آلود گذشته خود، مرده‌ايم. 15مسيح برای همه مرد تا تمام كسانی كه زنده‌اند يعنی كسانی كه از او زندگی جاويد يافته‌اند، ديگر برای خود و ارضای خواسته‌های خود زندگی نكنند، بلكه برای خشنودی همان كسی زندگی كنند كه در راه ايشان مرد و دوباره زنده شد.

16بنابراين، از اين پس برادران مسيحی خود را برحسب ظاهر و مطابق طرز فكر مردم دنيا، قضاوت نكنيد. زمانی من نيز دربارهٔ مسيح چنين قضاوت می‌كردم و بر اين باور بودم كه او يک انسان عادی است. اما اكنون ديگر چنين فكری ندارم. 17كسی كه از آنِ مسيح می‌گردد، تبديل به شخص جديدی می‌شود. او ديگر آن انسان قبلی نيست؛ او زندگی كاملاً تازه‌ای را آغاز كرده است.

18تمام اين نيكويی‌ها از سوی خدايی است كه به خاطر فداكاری عيسی مسيح، ما را با خود آشتی داده است، و اين مسئوليت را به ما سپرده تا پيغام اين آشتی را به ديگران نيز برسانيم و ايشان را به سوی لطف الهی رهنمون شويم. 19پيغام ما اينست كه خدا در مسيح بود و مردم را به آشتی با خود فرا می‌خواند تا گناهانشان را ببخشايد و آثار آن را پاک نمايد. 20ما سفيران مسيح هستيم. خدا بوسيلهٔ ما با شما سخن می‌گويد. وقتی ما چيزی را از شما درخواست می‌كنيم، مانند اينست كه مسيح آن را از شما می‌خواهد. بنابراين، از جانب او از شما می‌خواهيم كه لطف و محبت خدا را رد نكنيد و با او آشتی نماييد. 21زيرا خدا بار گناهان ما را بر دوش مسيح بی‌گناه گذاشت، تا ما به عنوان پيروان او، آن طور كه مورد پسند خداست، نيک و عادل شويم.

6

1از این رو، به عنوان همكاران خدا، از شما خواهش می‌كنيم كه از محبت و رحمت او، نهايت استفاده را بنماييد. 2زيرا او فرموده است: «فرياد تو را زمانی كه درِ رحمتم برويت باز بود، شنيدم. در روزی كه موعد نجات بود، به كمک تو شتافتم.» الان، همان زمانی است كه درِ رحمت خدا به روی شما باز است؛ الان، همان روزی است كه خدا حاضر است به كمک شما بشتابد.

مشکلات پولس

3ما می‌كوشيم به گونه‌ای زندگی و رفتار كنيم كه باعث رنجش كسی نگرديم و مانع كسانی نشويم كه می‌خواهند به خدا ايمان آورند، مبادا ايرادی در خدمت ما بيابند و خداوند را مقصر بدانند. 4در واقع سعی ما بر اينست كه در هر كاری ثابت كنيم كه خدمتگزاران واقعی خدا هستيم. هر نوع رنج و سختی و زحمت را تحمل كرده‌ايم؛ 5شلاق خورده‌ايم؛ به زندان افتاده‌ايم؛ با تهاجم مردم خشمگين مواجه شده‌ايم؛ بيش از توان خود كار كرده‌ايم؛ بی‌خوابی و گرسنگی كشيده‌ايم. 6با زندگی پاک خود، با بينش روحانی و با صبر و تحمل خود، به همه ثابت كرده‌ايم كه ادعاهايمان بجاست. مهربان، با محبت و پر از روح‌القدس بوده‌ايم. 7همواره حقيقت را گفته‌ايم؛ خدا در هر امری ما را ياری كرده است؛ با سلاحهای روحانی كه مخصوص مردان خداست، جنگيده و از خود دفاع كرده‌ايم.

8چه به ما احترام نمايند و چه بی‌احترامی، چه از ما تعريف كنند و چه انتقاد، همواره نسبت به خداوند وفادار می‌مانيم. مردم ما را دروغگو می‌پندارند، حال آنكه جز حقيقت سخنی نمی‌گوييم.

9گاهی همچون افراد بی‌ارزش و گمنام به نظر می‌آييم، اما بسياری ما را می‌شناسند. همواره خطر مرگ ما را تهديد می‌كند، اما هنوز زنده‌ايم و خدا را خدمت می‌كنيم. مجروح شده‌ايم اما از پای در نيامده‌ايم. 10دلشكسته‌ايم، اما در عين حال از شادی خداوند لبريزيم. فقيريم، ولی بسياری را با گنجهای روحانی، ثروتمند می‌سازيم. صاحب چيزی نيستيم، اما همه چيز داريم.

11ای دوستان عزيزم كه در قرنتس هستيد، هر چه در دل داشتيم، به شما گفتيم و محبت خود را به شما نشان داديم. 12اما اگر هنوز هم بين ما سردی هست، به علت كمی محبت من نيست، بلكه در اثر كمی محبت شماست. 13با شما همچون فرزندان خود سخن می‌گويم. دلتان را برای محبت ما باز كنيد و شما نيز محبت خود را به ما نشان دهيد.

رابطهٔ ايماندار و بی‌ايمان

14با بی‌ايمانان پيوند و همبستگی نداشته باشيد. آيا می‌تواند بين پاكی و گناه پيوندی باشد؟ آيا نور و تاريكی با يكديگر ارتباطی دارند؟ 15يا بين مسيح و شيطان توافقی وجود دارد؟ آيا بين يک ايماندار و بی‌ايمان وجه اشتراكی هست؟ 16يا می‌توان خانهٔ خدا را با بتخانه يكی دانست؟ زيرا شما خانهٔ خدای زنده هستيد و خدا در شما ساكن است! چنانكه او فرموده است: «من در ايشان ساكن خواهم شد و در ميانشان اقامت خواهم گزيد، و من خدای آنان خواهم بود و ايشان قوم من.» 17از اينروست كه خدا می‌فرمايد: «از ميان گناهكاران خارج شويد! خود را از ايشان جدا سازيد! به چيزهای ناپاک دست نزنيد تا شما را بپذيرم. 18آنگاه من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من!»

7

1دوستان عزيز، حال كه خدا چنين وعده‌هايی به ما ارزانی داشته است، بياييد ما نيز از تمام گناهانی كه جسم و روحمان را آلوده می‌كند دست بكشيم و خود را پاک ساخته، با خداترسی زندگی كنيم و خود را تماماً به خدا تقديم نماييم.

شادی پولس

2خواهش می‌كنم بار ديگر محبت خود را به ما نشان دهيد! زيرا به هيچيک از شما بدی نكرده‌ايم؛ هيچكس را گمراه نساخته‌ايم؛ كسی را فريب نداده‌ايم و از كسی سوءاستفاده نكرده‌ايم. 3قصد من سرزنش يا محكوم كردن شما نيست. نه! چون همانطور كه قبلاً هم گفته‌ام، محبت ما نسبت به شما به قدری است كه هيچ چيز در زندگی، حتی مرگ نيز، نمی‌تواند ما را از هم جدا كند. 4به شما اطمينان كامل دارم و به وجودتان افتخار می‌كنم. عليرغم تمام رنجها و عذابهايم، شما باعث تشويق من شده‌ايد و مرا شاد ساخته‌ايد.

5زمانی نيز كه به ايالت مقدونيه رسيديم، لحظه‌ای آرامش نداشتيم بلكه از هر سو دچار زحمت شديم؛ در بيرون، با ديگران در كشمكش بوديم و در درون نيز ترس و دلهره داشتيم. 6اما خدا كه تسلی دهندهٔ افسردگان است، با آمدن تيطوس ما را آرامش و قوت قلب بخشيد. 7نه فقط ديدن تيطوس باعث تسلی و شادی ما شد، بلكه قوت قلبی نيز كه او از شما يافته بود نيز ما را شاد كرد. زيرا او بازگو كرد كه شما با چه اشتياقی چشم به راه من بوده‌ايد، و گفت كه از آن واقعه چقدر غمگين شده‌ايد، و اينكه تا چه اندازه ما را دوست داريد و نسبت به ما وفاداريد. با شنيدن اين خبرها، شادی من چند برابر شد.

8پس ديگر از فرستادن آن نامه پشيمان نيستم. البته تا مدتی از اين كار ناراحت بودم، چون می‌دانستم كه آن نامه، هر چند برای مدتی كوتاه، شما را بسيار غمگين ساخته است. 9اما اكنون خوشحالم كه آن را فرستادم، نه برای اينكه شما را ناراحت كرد، بلكه به اين دليل كه تأثر ناشی از آن، شما را به سوی خدا بازگردانيد. اين غم طبق خواست خدا بود؛ بنابراين، ضرری از جانب ما به شما نرسيد. 10گاه خدا اجازه می‌دهد كه انسان دچار غم و اندوه گردد. چنين غمی سبب می‌شود كه انسان از گناه دست بكشد و در جستجوی زندگی جاويد برآيد. هيچ پشيمانی نيز در آن وجود ندارد. اما غم اين دنيا، غمی نيست كه باعث توبه از گناه شود، و از هلاكت ابدی جلوگيری كند.

11ببينيد اين غمی كه از سوی خداوند بود، برای شما چه نتايج خوبی ببار آورد؛ باعث شد كه از حالت بی‌تفاوتی بيرون آمده، به طور جدی تصميم بگيريد كه خود را از قيد گناهی كه درباره‌اش نوشته بودم، رهايی دهيد. آنچنان از آن رويداد وحشت كرديد كه آرزو داشتيد به كمكتان بشتابم؛ و چه خوب كه خودتان مشكل را از ميان برداشتيد و آن شخص را كه گناه كرده بود، مجازات نموديد. آنچه لازم بود، كرديد تا آن لكه را از دامن خود پاک كنيد.

12وقتی آن نامه را نوشتم، قصدم اين نبود كه دربارهٔ خطايی كه آن شخص نسبت به ديگری مرتكب شده بود، نظرم را بيان كرده باشم بلكه می‌خواستم در حضور خدا بر خودتان آشكار شود كه چقدر نسبت به ما علاقه و ارادت داريد.

13اما علاوه بر تسلی و قوت قلبی كه از محبتتان يافتيم، از شادی تيطوس نيز بسيار دلگرم شديم. او شاد شده بود از اينكه او را به گرمی پذيرفتيد، و خاطرش از جانب شما آسوده شد. 14پيش از آنكه نزد شما بيايد، تعريف شما را نزد او كرده بودم و به او گفته بودم كه چقدر به شما افتخار می‌كنم. شما نيز با رفتارتان، مرا سربلند كرديد. همانطور كه هميشه به شما راست گفته‌ايم، تعريفی نيز كه از شما نزد تيطوس كرده بوديم، راست بود. 15تيطوس اكنون محبتش نسبت به شما بيش از پيش شده است، چون فراموش نمی‌كند كه چگونه با ترس و احترام او را پذيرفتيد، و با جان و دل سخنان و راهنمايی‌های او را به کار بستيد. 16اكنون خوشحالم، خاطرم آسوده است كه همه چيز بين ما حل شده و همچون گذشته، می‌توانم از هر حيث به شما اعتماد داشته باشم.

8

سخاوتمندی كليساهای مقدونيه

1حال ای ايمانداران، می‌خواهم شما را آگاه سازم كه فيض و لطفی كه خدا به كليساهای مقدونيه عطا فرموده، چه ثمرات خوبی ببار آورده است.

2ايمانداران مقدونيه با اينكه دچار زحمات شديدی شده‌اند، همواره شادند؛ و با اينكه در نهايت تنگدستی به سر می‌برند، بسيار سخاوتمند و گشاده دست هستند. 3من خود شاهد هستم كه كمكهای ايشان، بيش از حد توانايی‌شان بود. آنان با تمايل و رضايت كامل، 4از ما خواستند كه كمكهای مالی‌شان را برای مسيحيان اورشليم ببريم، تا در شادی كمک به ايمانداران شريک شوند. 5كاری كه آنان انجام دادند، بيش از انتظار ما بود. ايشان در ابتدا قول دادند كه خواست خداوند را بجا آورند، و سپس اعلام آمادگی كردند كه هر خدمتی از آنان بخواهيم، انجام دهند.

6به اين سبب از تيطوس خواهش كرديم كه باز به ديدن شما بيايد تا تشويقتان كند كه شما نيز سهمی در اين خدمت نيكوكارانه به عهده بگيريد، چون او خود قبلاً اين كار را در ميان شما آغاز كرده بود. 7شما در بسياری از مسايل، از ديگران جلوتريد: ايمانتان بيشتر است، سخنرانان بيشتری داريد، معلوماتتان عمیقتر است، اشتياقتان برای خدمت بيشتر است و نسبت به ما نيز محبت زيادی داريد. پس می‌خواهم در اين خدمت نيكوكارانه يعنی هديه دادن نيز، از ديگران جلوتر باشيد. 8اين يک دستور نيست و نمی‌گويم كه حتماً اين كار را بكنيد. بلكه اشتياق كليساهای ديگر را نمونه می‌آورم، تا شما نيز بتوانيد نشان دهيد كه محبتتان واقعی است و فقط حرف نيست. 9زيرا خود می‌دانيد كه خداوند ما عيسی مسيح چقدر بخشنده و مهربان است؛ او با اينكه در آن مقام آسمانی‌اش ثروتمند بود، برای كمک به شما به اين جهان آمد و فقير شد، تا با فقر خود شما را ثروتمند سازد.

10پس حال نظر من اينست كه كاری را كه سال گذشته آغاز كرديد، اكنون به پايان برسانيد. زيرا شما نه فقط نخستين كسانی بوديد كه موضوع كمک به ديگران را مطرح نموديد، بلكه پيشقدم شديد و آن را نيز عملی كرديد. 11پس با همان شور و شوقی كه اين خدمت را شروع كرديد، آن را تكميل كنيد، و از آنچه داريد تا آنجا كه می‌توانيد كمک كنيد. كاری را كه در ابتدا با اشتياق فراوان پيشنهاد كرديد، اكنون به مرحلهٔ عمل درآوريد. 12مقدار كمک مهم نيست، بلكه علاقه و توجه شما به اين امر برای خدا اهميت دارد. در ضمن، او انتظار ندارد كه شما بيش از توانايی خود هديه بدهيد، بلكه تا آن حد كه می‌توانيد.

13البته منظورم اين نيست كه ديگران به قيمت ناراحتی و زحمت شما، در رفاه باشند! 14بلكه به گونه‌ای به يكديگر كمک كنيد كه همه به يک اندازه و يكسان داشته باشيد. در حال حاضر شما اضافی داريد؛ بنابراين، می‌توانيد به ايشان كمک كنيد. در آينده نيز اگر شما احتياج داشته باشيد، آنان نياز شما را برآورده خواهند كرد. به اين ترتيب، هر کس به اندازهٔ احتياج خود خواهد داشت. 15به یاد آوريد كلام خدا را كه در اين باره می‌فرمايد: «آن كه زياد جمع كرد، زيادی نداشت، و آن كه كم جمع كرد، كمبود نداشت.» پس شما نيز بايد شريک نيازهای ديگران بشويد.

تيطوس نزد قرنتيان می‌رود

16خدا را شكر كه او در دل تيطوس نيز همان علاقه را ايجاد كرده كه ما نسبت به شما داريم. 17وقتی از او خواهش كردم كه نزد شما بيايد، با شادی پذيرفت. در واقع، او چنان مشتاق ديدار شما بود كه خود از قبل تصميم به آمدن داشت. 18همراه تيطوس، برادر ديگری را نيز می‌فرستم كه همهٔ كليساها او را به خاطر خدماتش به خداوند و موعظهٔ پيغام انجيل، می‌شناسند و احترام می‌گذارند. 19كليساها نه فقط او را احترام می‌كنند، بلكه او را به عنوان همسفر ما تعيين كرده‌اند تا با هم، اين هدايا را به اورشليم ببريم. اين خدمت باعث جلال خداوند خواهد شد و نيز ميزان علاقهٔ ما را برای كمک به مؤمنين نيازمند، نشان می‌دهد.

20در ضمن وقتی با هم سفر كنيم، ديگر كسی به ما سوءظن نخواهد داشت، زيرا مواظبيم كه مبادا كسی دربارهٔ نحوهٔ جمع‌آوری و استفاده از اين هدايای سخاوتمندانه، از ما ايراد بگيرد. 21البته خدا می‌داند كه ما درستكاريم؛ اما می‌خواهيم ديگران نيز اين را بدانند. از اينروست كه چنين ترتيبی داده‌ايم.

22برادر ديگری را نيز نزد شما می‌فرستم كه همواره كوشايی و جديت او را در خدمات و كارهای گوناگون ديده‌ايم. حال كه ميزان علاقه و تمايل شما را برای كمک به ديگران به او گفته‌ام، اشتياقش برای آمدن نزد شما بيشتر شده است.

23اما اگر كسی بپرسد كه تيطوس كيست، بگوييد كه او همكار من است و برای كمک به شما آمده است. دربارهٔ آن دو برادر نيز می‌توانيد بگوييد كه نمايندگان كليساهای اين منطقه هستند و همواره باعث افتخار نام مسيح بوده‌اند.

24پس خواهش می‌كنم محبتی را كه نسبت به من داريد، به ايشان نيز ابراز داريد و از آنان به گرمی پذيرايی كنيد تا همهٔ كليساها بدانند كه بی‌دليل به شما افتخار نكرده‌ايم.

9

كمک به مؤمنين

1البته تصور نمی‌كنم يادآوری اين مسئله، يعنی كمک به مؤمنين، ضرورتی داشته باشد، 2چون می‌دانم كه شما خودتان چه اشتياقی برای انجام اين خدمت داريد. من با افتخار، به مؤمنين اهل مقدونيه گفته‌ام كه شما از سال گذشته آمادهٔ كمک بوده‌ايد. در واقع، همين شور و شوق شما بود كه بسياری از ايشان را برانگيخت تا اقدام به كمک نمايند. 3اما از آنجا كه به آنان گفته‌ام كه هدايايتان آماده خواهد بود، اينک اين برادران را می‌فرستم تا از اين امر اطمينان حاصل كنم، مبادا تعريفهايی كه از شما در اين باره كرده‌ايم، باطل شود. 4زيرا اگر بعضی از مؤمنين مقدونيه همراه من بيايند و ببينند كه بعد از آن همه تعريف، هنوز هدايايتان آماده نيست، آنگاه هم ما شرمنده خواهيم شد، هم شما!

5پس لازم ديدم كه از اين برادران خواهش كنم كه پيش از من بيايند و هدايايی را كه وعده داده بوديد، آماده سازند. به اين ترتيب، هنگام آمدن من، كمكهايتان آماده خواهد بود، و اين نشان خواهد داد كه شما نه از روی اجبار، بلكه از روی ميل هديه داده‌ايد.

6فراموش نكنيد كه هر كه كم بكارد، كم نيز درو خواهد كرد؛ و هر كه زياد بكارد، زياد درو خواهد كرد. پس اگر كم بدهيد، كم نيز دريافت خواهيد كرد. 7كسی را مجبور نكنيد كه بيش از آنچه قلباً در نظر دارد، بدهد بلكه بگذاريد همانقدر كه مايل است، بدهد زيرا خدا كسی را دوست دارد كه از روی ميل كمک می‌كند. 8اما خدا قادر است هر نعمتی را بيش از نيازتان به شما عطا فرمايد، تا نه فقط احتياجات خودتان برآورده شود، بلكه از مازاد آن بتوانيد برای خدمات نيكوكارانه و كمک به ديگران استفاده كنيد. 9چنانكه كتاب آسمانی می‌فرمايد: «مرد خدا با گشاده دستی نيازمندان را دستگيری می‌كند و محبت و نيكوكاری او همواره مايهٔ مباهات او خواهد بود.»

10اما خدا كه برای كشاورز بذر آماده می‌كند تا بكارد و درو كند و بخورد، به شما نيز بذر فراوان عطا خواهد كرد تا بكاريد، و محصولتان را فزونی خواهد داد تا بتوانيد از آن هر چه بيشتر برای كمک به ديگران استفاده كنيد. 11بلی، خدا به فراوانی به شما عطا خواهد كرد تا شما نيز با سخاوت به ديگران كمک كنيد. و آنگاه كه هدايای شما را به آنانی كه نيازمندند برسانيم، به خاطر نيكوكاری شما، خدا را سپاس خواهند گفت. 12بنابراين، از هدايای شما دو نتيجهٔ نيكو حاصل می‌شود: يكی آنكه احتياجات مؤمنين برطرف می‌گردد، و ديگر آنكه باعث می‌شود به سبب آن، خدا را شكر كنند. 13كسانی كه به آنان كمک می‌كنيد، نه فقط برای هدايای سخاوتمندانه‌ای كه به ايشان و همگان می‌دهيد، شاد می‌شوند بلكه خدا را نيز سپاس می‌گويند، چون اين كار شما ثابت می‌كند كه اعمالتان به اندازهٔ اعتقاداتتان، نيكو و صحيح است. 14ايشان به سبب لطف بی‌پايان و عجيب خدا كه در شما جلوه‌گر شده، با اشتياق و محبتی عميق برای شما دعا می‌كنند.

15خدا را شكر برای هديه‌اش عيسی مسيح، هديه‌ای عالی كه با كلمات قابل وصف نيست!

10

پولس از خدمت خود دفاع می‌كند

1حال، با همان آرامی و مهربانی مسيح از شما درخواستی می‌كنم. بلی، اين درخواست را همان پولس می‌كند كه برخی از شما درباره‌اش می‌گوييد: «وقتی از ما دور است نامه‌های تهديدآميز می‌نويسد، اما وقتی نزد ماست جرأت نمی‌كند حتی سخنی بگويد!» 2درخواست من اينست كه كاری نكنيد كه وقتی نزد شما می‌رسم، با خشونت با شما رفتار كنم. نمی‌خواهم كار به جايی بكشد كه مجبور شوم بعضی از شما را تنبيه كنم، يعنی آنانی را كه تصور می‌كنند كارها و سخنان من، غيرروحانی و انسانی است. 3گرچه من يک انسان عادی و ضعيف هستم، اما برای پيروزی در مبارزات روحانی خود، از نقشه‌ها و روشهای انسانی استفاده نمی‌كنم. 4من قلعه‌های شيطان را با اسلحهٔ نيرومند الهی در هم می‌كوبم؛ نه با اسلحهٔ انسانی و دنيوی! 5با اين سلاحهای روحانی، هر فلسفه و تفكر پوچ را كه بر ضد خداست، در هم می‌شكنيم و هر مانعی را كه نمی‌گذارد مردم به خدا نزديک شوند، از ميان برمی‌داريم؛ و مخالفين را اسير می‌كنيم و به حضور خدا باز می‌گردانيم و به اشخاصی تبديل می‌كنيم كه قلباً مطيع مسيح باشند. 6اما نخست بايد اين اسلحه را در مورد خود شما به کار گيرم تا كاملاً مطيع و تسليم مسيح شويد؛ آنگاه آن را عليه عصيانگران نيز به کار خواهم برد!

7اشكال شما در اينست كه به ظاهر من نگاه می‌كنيد و در نتيجه فقط ضعف و ناتوانی می‌بينيد، اما به مسايل باطنی توجهی نداريد. با اين همه، اگر كسی از شما ادعا می‌كند كه از جانب مسيح، صاحب قدرت و اختياری است، يقيناً من نيز می‌توانم چنين ادعايی بكنم. 8اما من اين قدرت و اختيار را برای كمک به شما به کار برده‌ام، نه برای آزارتان. شايد تصور كنيد كه به اختيارات خود بيش از حد افتخار می‌كنم؛ اما چنين نيست، زيرا می‌توانم همه ادعاهای خود را ثابت كنم. 9اين را می‌نويسم تا گمان نكنيد كه وقتی در نامه‌هايم سرزنشتان می‌كنم، قصدم فقط ترساندن شماست و بس. 10زيرا بعضی می‌گويند: «به نامه‌هايش اهميت ندهيد! آنچه می‌نويسد، سنگين است و اجرايش دشوار. اما وقتی به اينجا آمد، خواهيد ديد كه شخصيت چندان نيرومندی ندارد و موعظه‌هايش نيز از خودش ضعیفتر هستند!» 11پس اين بار كه بيايم، حضوراً هم مانند نامه‌هايم، خشن و سختگير خواهم بود.

12البته گمان نكنيد كه من نيز مانند اين آقايان به خودستايی خواهم پرداخت. اشكال اين آقايان اينست كه خود را با يكديگر مقايسه می‌كنند، و خود را با معيارهايی كه خودشان تعيين كرده‌اند ارزيابی می‌كنند. چه كار احمقانه‌ای! 13ولی ما به اختيارات و به آنچه متعلق به ما نيست، افتخار نمی‌كنيم؛ بلكه در محدودهٔ كارهايی افتخار می‌كنيم كه خدا توسط ما انجام داده است، محدوده‌ای كه شامل خدمت در ميان شما نيز می‌گردد. 14پس وقتی ادعا می‌كنيم كه اختياراتی در مورد شما داشته، و حقی به گردن شما داريم، پا را از حد خود فراتر نمی‌گذاريم، چون طبق نقشهٔ خدا، پيغام خدا را نخست ما به شما رسانديم. 15در ضمن هرگز نخواسته‌ايم زحماتی را كه ديگران برای شما كشيده‌اند، به خود نسبت دهيم و به آنها افتخار كنيم، بلكه آرزوی ما اينست كه ايمانتان رشد كند و در چارچوب همان نقشه خدا، خدمت ما در ميان شما گسترش يابد.

16پس از آن می‌توانيم پيغام انجيل را به شهرهای دورتر از شما هم برسانيم، به شهرهايی كه تا به حال كسی اين پيغام را به آنجا نرسانيده است؛ به اين ترتيب مانند برخی وارد قلمرو كار ديگران نمی‌شويم و به كار ديگران افتخار نمی‌كنيم. 17چنانكه كتاب‌مقدس می‌فرمايد: «اگر كسی می‌خواهد به چيزی افتخار كند، به آنچه خداوند كرده است فخر نمايد، نه به آنچه خودش انجام داده است.» 18زيرا مهم آن نيست كه شخص از خود و از كارهايی كه انجام داده است تعريف و تمجيد كند، بلكه مهم آنست كه خداوند او را تحسين نمايد.

11

پولس و رسولان دروغين

1اميدوارم با اين سخنان جاهلانه، شما را خسته نكرده باشم. خواهش می‌كنم تحمل كنيد و بگذاريد هر چه در دل دارم بگويم. 2همان غيرت و علاقه‌ای را كه خدا نسبت به شما دارد، من نيز در دل خود احساس می‌كنم. همين غيرت و علاقه باعث می‌شود كه برای شما نگران باشم، نگران از اينكه مبادا غير از مسيح، به ديگری نيز دل ببنديد. زيرا آرزوی من اينست كه شما مانند دوشيزه‌ای پاكدامن باشيد كه عشق و محبت خود را فقط برای كسی نگاه می‌دارد كه با او ازدواج خواهد كرد. 3اما می‌ترسم كه شما از محبت و اخلاصی كه نسبت به مسيح داريد، منحرف شويد، درست همانطور كه شيطان در باغ عدن حوا را فريب داد. 4ترس من به اين سبب است كه شما خيلی ساده و زودباوريد و هر کس هر چه بگويد، فوراً باور می‌كنيد. حتی اگر عيسای ديگری را معرفی كنند، غير از آنكه ما به شما معرفی كرديم، يا دربارهٔ روح ديگری سخن گويند، غير از آن روح‌القدس كه خدا به شما عطا كرده، و يا راه ديگری برای نجات پيش پای شما قرار دهند، شما همه را باور می‌كنيد.

5تصور نمی‌كنم اين آقايان محترم كه خود را فرستادگان برگزيدهٔ خدا می‌دانند، چيزی بيشتر از من داشته باشند. 6من حتی اگر سخنران خوبی نباشم، اما در شناخت حقايق روحانی چيزی كم ندارم، و شما نيز متوجهٔ اين نكته شده‌ايد، زيرا اين امر را بارها ثابت كرده‌ام.

7آيا گناه كردم كه پيام انجيل را بدون دريافت هيچ كمک مالی، به شما اعلام كردم؟ آيا خطا بود كه خود را حقير ساختم تا شما سرافراز شويد؟ 8‏-9در عوض، كليساهای ديگر را «غارت» كردم، و در تمام مدتی كه نزد شما بودم، از هدايای اين كليساها امرار معاش كردم تا بتوانم بدون گرفتن كمكی از شما، به شما خدمت كنم؛ و زمانی كه اين هدايا تمام شد و ديگر چيزی برای گذران زندگی نداشتم، باز دست كمک به سوی شما دراز نكردم، زيرا مسيحيان مقدونيه برايم هديه آوردند. تا به حال از شما ديناری نخواسته‌ام و هرگز نيز نخواهم خواست. 10به آن راستی مسيح كه وجود مرا فرا گرفته، سوگند كه اين موضوع را در سراسر يونان با افتخار به همه اعلام خواهم كرد. 11شايد فكر كنيد كه چرا! آيا به اين دليل كه شما را دوست ندارم؟ نه! خدا می‌داند كه چقدر شما را دوست دارم. 12اما به اين روش خود ادامه خواهم داد و كمكهای مالی شما را نخواهم پذيرفت، تا آنانی كه ادعا می‌كنند كه همانند ما خدا را خدمت می‌كنند، امكان چنين ادعايی را نداشته باشند.

13اين قبيل افراد هرگز از جانب خدا فرستاده نشده‌اند. ايشان فريبكارانی هستند كه از سادگی شما سوءاستفاده كرده، خود را رسولان مسيح معرفی كرده‌اند. 14اما جای تعجب نيست. چون اگر شيطان می‌تواند خود را به صورت فرشتهٔ نور درآورد، 15خدمتكارانش نيز می‌توانند خود را به شكل خدمتگزاران خدا درآورند. اما سرانجام، ايشان به سزای اعمال زشت خود خواهند رسيد.

پولس به زحمات خود فخر می‌كند

16بار ديگر خواهش می‌كنم كه گمان نكنيد سخنان من از روی بی‌عقلی است. حتی اگر چنين فكر می‌كنيد، باز به سخنان من بی‌عقل توجه كنيد و بگذاريد من نيز مانند آنان، كمی خودستايی كنم. 17‏-18البته خودستايی شايستهٔ خدمتگزار خداوند نيست؛ اما برای اينكه بتوانم خود را با آنانی كه دائماً نزد شما از خود تعريف و تمجيد می‌كنند، مقايسه نمايم، من نيز راه احمقانهٔ ايشان را در پيش می‌گيرم.

19‏-20شما كه خود را چنين عاقل می‌پنداريد، چگونه با اشتياق به گفته‌های اين نادانان گوش می‌دهيد؟ ناراحت هم نيستيد كه شما را اسير خود می‌كنند، هر چه داريد از چنگتان در می‌آورند، از سادگی شما سوءاستفاده می‌نمايند، خودنمايی می‌كنند و رفتار توهين‌آميز دارند! 21با شرمساری اعتراف می‌كنم كه ما در مقايسه با اين افراد، آنقدر نيرومند و جسور نبوده‌ايم كه بتوانيم چنين رفتاری با شما داشته باشيم!

اما بار ديگر از روی بی‌عقلی می‌گويم كه آنان به هر چه ببالند، من نيز می‌توانم ببالم. 22آيا به اين فخر می‌كنند كه عبرانی هستند؟ من نيز هستم! می‌گويند اسرائيلی و قوم برگزيدهٔ خدا هستند؟ مگر من نيستم؟! می‌گويند كه از نسل ابراهيم هستند؟ من نيز هستم! 23به اين می‌بالند كه مسيح را خدمت می‌كنند؟ گرچه به اين نحو سخن گفتن، ديوانگی است، اما من خيلی بيشتر از ايشان به او خدمت كرده‌ام. من متحمل زحمات زيادتری شده‌ام؛ بيش از آنان به زندان افتاده‌ام، بيشتر شلاق خورده‌ام و دفعات بيشتری با مرگ روبرو شده‌ام. 24مقامات يهودی پنج بار مرا محكوم به سی و نه ضربه شلاق كردند. 25سه بار مرا با چوب زدند. يک بار سنگسار شدم. سه بار در سفرهای دريايی، كشتی‌مان غرق شد. يک شبانه روز با امواج دريا دست بگريبان بودم. 26به نقاط دور دست و خسته كننده سفر كرده‌ام؛ طغيان رودخانه‌ها، حملهٔ دزدان، آزار هموطنان يهودی و نيز آزار غيريهوديان همواره مرا تهديد كرده است. در شهرها با خطر هجوم جمعيت خشمگين، و در بيابان و دريا با خطر مرگ روبرو بوده‌ام. در كليساها نيز خطر كسانی كه به دروغ ادعای برادری دارند، مرا تهديد كرده است. 27با خستگی و مشقت و بی‌خوابی خو گرفته‌ام. گرسنگی و تشنگی كشيده‌ام و چيزی برای خوردن نداشته‌ام. بارها سرمای زمستان را بدون لباس كافی گذرانده‌ام.

28علاوه بر تمام اينها، باری دارم كه روز و شب بر دوشم سنگينی می‌كند و آن احساس مسئوليتی است كه برای تمام كليساها دارم. 29كيست از اعضای كليسا كه مرتكب اشتباهی شود و من در ناراحتی او شريک نباشم؟ كيست كه دچار انحرافی شود و من با دل و جان خواهان كمک به او نباشم؟ كيست كه برنجد و من از دست كسی كه باعث رنجش شده است، نسوزم.

30اگر قرار باشد از خود تعريف و تمجيد كنم، ترجيح می‌دهم از چيزهايی باشد كه ضعف مرا نشان می‌دهند. 31خدا كه پدر خداوند ما عيسی مسيح است و تا ابد شايستهٔ تمجيد و ستايش می‌باشد، می‌داند كه راست می‌گويم. 32به عنوان مثال، زمانی كه در دمشق بودم، فرماندار شهر كه از «حارث» پادشاه دستور می‌گرفت، بر دروازه‌ها مأمور گمارده بود تا مرا دستگير كنند. 33اما مرا در زنبيلی گذاشتند و با طناب از پنجره‌ای از ديوار شهر پايين فرستادند و از چنگ او فرار كردم. عجب رويداد پرافتخاری!

12

رؤيای پولس و عارضهٔ جسمی او

1گرچه خيلی زننده است كه اينطور از خود تعريف نمايم، اما بگذاريد چنين كنم. بگذاريد از رؤياهايی كه ديده‌ام و مكاشفه‌هايی كه خداوند به من عطا فرموده است، تعريف كنم.

2‏-3چهارده سال پيش به آسمان برده شدم. از من نپرسيد كه جسمم به آنجا رفت يا روحم؛ خود نيز نمی‌دانم؛ فقط خدا می‌داند. به هر حال خود را در بهشت ديدم. 4در آنجا چيزهايی حيرت‌انگيز و غيرقابل وصف شنيدم كه اجازه ندارم دربارهٔ آنها به كسی چيزی بگويم. 5من می‌توانم به اين رويداد با ارزش ببالم، اما چنين نخواهم كرد. تنها چيزی كه به آن فخر می‌كنم، ضعفهايم است؛ و نيز به بزرگی خدا می‌بالم كه از چنين ضعفی، برای جلال خود استفاده می‌كند. 6اگر از خود تعريف كنم، كاری احمقانه نكرده‌ام، زيرا هر چه بگويم حقيقت خواهد داشت. اما نمی‌خواهم كسی بيش از آنچه در زندگی و گفتار من می‌بيند، برايم ارزش قائل شود.

7اما برای آنكه از اين مكاشفات خارق‌العاده و مشاهدات روحانی، احساس غرور به من دست ندهد، خدا اجازه داد كه عارضه‌ای همچون خار در بدنم بوجود آيد. او اجازه داد فرستادهٔ شيطان مرا رنج دهد و بدين وسيله مانع غرور من گردد. 8سه بار به خداوند التماس كردم كه مرا از آن رهايی دهد. 9اما او هر بار خواهش مرا رد كرد و فرمود: «من با تو هستم و همين تو را كافی است، زيرا قدرت من در ضعف تو بهتر نمايان می‌شود!» پس حال با شادی به ضعفهای خود می‌بالم. شادم از اينكه زندگی‌ام قدرت مسيح را نمايان می‌سازد، و نه توانايی‌ها و استعدادهای خودم را. 10پس، از داشتن آن «خار» خوشحالم؛ از اهانتها، سختیها، جفاها و مشكلات نيز شادم؛ چون می‌دانم كه همهٔ اينها باعث جلال مسيح می‌شود. زيرا وقتی ضعيفم، آنگاه توانا هستم؛ هر چه كمتر داشته باشم، بيشتر به خدا متكی خواهم بود.

توجه و علاقهٔ پولس به قرنتيان

11شما مرا مجبور كرديد كه مانند يک نادان، اينچنين از خود تعريف كنم، در حالی که شما خود می‌بايست مرا می‌ستوديد. زيرا گرچه هيچ هستم، اما از اين «فرستادگان برگزيده و عالی مقام خدا!» هيچ كم ندارم. 12زمانی كه با شما بودم و با صبر و شكيبايی، خدا را خدمت می‌كردم، او توسط من معجزات و كارهای شگفت‌آور بسياری در ميان شما انجام داد. همين معجزات، دليل و گواه هستند بر اينكه من رسول و فرستادهٔ خدا می‌باشم. 13تنها كاری كه در كليساهای ديگر انجام داده‌ام، ولی برای شما نكرده‌ام، اين است كه سربار شما نشده‌ام و از شما كمک مالی نخواسته‌ام، خواهش می‌كنم اين كوتاهی مرا ببخشيد!

14حال برای سومين بار قصد دارم نزد شما بيايم؛ اين بار نيز سربار شما نخواهم بود، زيرا نه مالتان را بلكه خودتان را می‌خواهم! فراموش نكنيد كه شما فرزندان من هستيد؛ وظيفهٔ فرزندان نيست كه زندگی والدين خود را تأمين كنند، بلكه والدين هستند كه بايد نيازهای فرزندان خود را برآورده سازند. 15من نيز با كمال ميل حاضرم هر چه دارم و حتی خود را فدای شما كنم تا از لحاظ روحانی تقويت شويد؛ گرچه هر قدر بيشتر به شما محبت می‌كنم، محبت شما به من كمتر می‌شود!

16برخی از شما می‌گويند: «درست است كه پولس سربار من نشد، اما او شخص زيركی است و بی‌شک با فريب دادن و استفاده از وجود ما، سودی عايدش شده است!»

17اما چگونه؟ آيا كسانی كه نزد شما فرستادم، از شما استفاده‌ای بردند؟ 18وقتی از تيطوس خواهش كردم كه به نزد شما بيايد و برادر ديگرمان را به همراه او فرستادم، آيا ايشان از شما سودی بردند؟ نه، البته كه نه! زيرا هدف و روش كار همهٔ ما، يكی است.

19شايد تصور می‌كنيد كه تمام اين سخنان برای آنست كه بار ديگر نظر لطف شما را نسبت به خود جلب نمايم. اما اصلاً چنين نيست! خدا شاهد است كه منظورم از اين گفته‌ها، كمک به شما دوستان عزيز است، چون خواهان بنا و تقويت روحانی شما هستم. 20زيرا می‌ترسم وقتی نزد شما بيايم، از ديدن وضعتان خشنود نشوم؛ آنگاه شما نيز از نحوهٔ برخورد من با وضع خود، شاد نخواهيد شد. می‌ترسم كه بيايم و ببينم كه در ميان شما مشاجره، حسادت، تندخويی، خودخواهی، تهمت، بدگويی، غرور و تفرقه وجود دارد. 21بلی می‌ترسم وقتی اين بار نيز نزد شما بيايم، باز خدا مرا به سبب شما شرمنده سازد. بيم دارم كه باز ماتم بگيرم، چون بسياری از شما كه زندگی گناه‌آلودی داشتيد، هنوز هم در گناه زندگی می‌كنيد و مرتكب ناپاكی و اعمال قبيح و فساد و زنا می‌شويد.

13

آخرين هشدار

1اين سومين باری است كه به ديدار شما می‌آيم. كتاب آسمانی می‌فرمايد كه اگر دو يا سه شاهد، كسی را در حين ارتكاب جرمی ببينند، آن شخص مجرم شناخته می‌شود و بايد مجازات گردد. پس اين سومين ديدار من، همچون سومين هشداری است كه به شما می‌دهم. 2آخرين باری كه در آنجا بودم، به آنانی كه مرتكب گناه می‌شدند، اخطار كردم. اكنون به آنان و نيز به سايرين، باز هشدار می‌دهم كه اين بار از خطای كسی چشم‌پوشی نخواهم كرد، و هيچكس از تنبيه نخواهد رست؛ 3و دلايل كافی نيز ارائه خواهم داد تا ثابت كنم كه مسيح بوسيلهٔ من سخن می‌گويد. مسيح در روابط و برخوردش با شما ضعيف نيست بلكه قدرتی است عظيم در وجود شما. 4و اگرچه بدن ضعيف و انسانی او بر روی صليب مرد، اما اكنون بوسيلهٔ قدرت عظيم خدا زنده است. ما نيز با اينكه در جسم خود ضعيف هستيم، اما مانند او زنده و قوی می‌باشيم و در روابط خود با شما، تمام قدرت خدا را در اختيار داريم.

5خود را امتحان كنيد! آيا مسيحی واقعی هستيد؟ آيا از امتحان ايمان، سربلند بيرون خواهيد آمد؟ آيا حضور و قدرت مسيح را در وجودتان روز‌به‌روز بيشتر حس می‌كنيد يا اينكه فقط در ظاهر مسيحی هستيد؟ 6اميدوارم بپذيريد كه من از اين امتحان ايمان، سربلند بيرون آمده‌ام و براستی از آن مسيح هستم.

7دعای من اينست كه شما زندگی پاكی داشته باشيد، نه برای آنكه مردم ما را تحسين كنند كه مريدانی چون شما داريم، بلكه برای آنكه خودتان سرافراز گرديد. حال اگر مردم نيز ما را به حساب نياوردند، مهم نيست. 8وظيفهٔ ما اينست كه همواره پشتيبان راستی و درستی باشيم، و نه مانع آن. 9راضی هستيم ضعيف بمانيم اما شما قوی باشيد. بزرگترين آرزو و دعای ما اينست كه شما در ايمانِ مسيحی خود به حد كمال برسيد.

10اين مطالب را به اين اميد می‌نويسم كه وقتی نزدتان آمدم، نيازی نباشد كه شما را سرزنش و تنبيه نمايم. زيرا می‌خواهم از اختياری كه خداوند به من داده است، برای تقويت و رشد روحانی شما استفاده كنم، نه برای تنبيه شما.

آخرين نكته

11آخرين نكته‌ای كه مايلم بنويسم، اينست:

شاد باشيد. در مسيح رشد كنيد. به آنچه گفته‌ام، عمل نماييد. در صلح و صفا زندگی كنيد.

خدا كه سرچشمهٔ محبت و آرامش است، با شما باشد!

12به مسيحيان آنجا سلام برسانيد و از جانب من با بوسهٔ برادرانه ايشان را ببوسيد. 13تمام مسيحيان اينجا به شما سلام می‌رسانند. 14فيض خداوند ما عيسی مسيح با همهٔ شما باشد! محبت خدا و رفاقت روح‌القدس نصيب شما گردد.