نامهٔ اول يوحنا

مقدمه

اخلاق خشن و تند يوحنا و يعقوب، اين دو برادر ماهيگير، باعث شد عيسی مسيح آنها را «پسران رعد» بنامد. با وجود اين، محبت عجيبی بين مسيح و يوحنا بود. بودن با استاد، درس محبت را عملاً به يوحنا ياد داد، به طوری كه در اواخر عمرش او را «رسول محبت» لقب دادند، چون هر جا می‌رفت تكيه كلامش اين بود: «همديگر را محبت كنيد.» در اين نامه‌ها او نشان می‌دهد كه خدا محبت است و زندگی واقعی و عالی در محبت كردن همنوعان نهفته است.

1

خدا نور است

1از ابتدا، «كلمهٔ» حيات‌بخش خدا وجود داشته است، من او را با چشمان خود ديده‌ام، و سخنان او را شنيده‌ام؛ من با دستهای خود او را لمس كرده‌ام. 2اين كلمهٔ حيات‌بخش از جانب خدا آمد و خود را بر ما آشكار فرمود؛ و ما شهادت می‌دهيم كه او را ديده‌ايم، يعنی عيسی مسيح را. بلی، او حيات جاودانی است. او نزد خدای پدر بود، اما بعد خود را بر ما آشكار ساخت. 3باز می‌گويم، ما با شما دربارهٔ چيزی سخن می‌گوييم كه خودمان ديده‌ايم و شنيده‌ايم، تا شما نيز بتوانيد مانند ما با خدای پدر و فرزندش عيسی مسيح، رابطهٔ نزديک داشته باشيد. 4اگر به آنچه در اين نامه می‌نويسم عمل نماييد، شما نيز همچون ما از شادی لبريز خواهيد شد.

زندگی در نور خدا

5اينست پيغامی كه خدا به ما داده است تا به شما اعلام نماييم: خدا نور است و ذره‌ای تاريكی در او وجود ندارد. 6پس اگر بگوييم كه با خدا رابطه‌ای نزديک داريم، اما در تاريكی روحانی و در گناه زندگی كنيم، دروغ می‌گوييم. 7اما اگر ما نيز مانند مسيح در نور حضور خدا زندگی می‌كنيم، آنگاه با يكديگر رابطه‌ای نزديک داريم و خون عيسی، فرزند خدا، ما را از هر گناه پاک می‌سازد.

8اگر بگوييم گناهی نداريم، خود را فريب می‌دهيم و از حقيقت گريزانيم.

9اما اگر گناهان خود را به او اعتراف نماييم، می‌توانيم اطمينان داشته باشيم كه او ما را می‌بخشد و از هر ناراستی پاک می‌سازد. اين كار خدا كاملاً منصفانه و درست است، زيرا عيسی مسيح برای شستن و پاک كردن گناهان ما، جان خود را فدا كرده است. 10اگر ادعا كنيم كه گناهی از ما سر نزده است، دروغ می‌گوييم و خدا را نيز دروغگو می‌شماريم، زيرا خدا می‌فرمايد كه ما گناهكاريم.

2

1فرزندان عزيزم، اينها را به شما می‌نويسم تا گناه نكنيد. اما اگر گناهی از شما سر زند، كسی هست كه برای ما نزد خدای پدر وساطت كند و بخشايش ما را از او درخواست نمايد. اين شخص عيسی مسيح است كه مظهر راستی و عدالت است. 2او كسی است كه تاوان گناهان ما را داده تا خدا ما را هلاک نسازد؛ او با اين كار، رابطه‌ای دوستانه ميان خدا و ما بوجود آورده است. او نه فقط برای گناهان ما، بلكه برای گناهان تمام مردم جهان فدا شد.

3چگونه می‌توانيم مطمئن باشيم كه خدا را می‌شناسيم؟ راهش اينست كه به قلب خود نگاه كنيم و ببينيم كه آيا مايل هستيم احكام خدا را بجا بياوريم. 4كسی كه می‌گويد خدا را می‌شناسد اما احكام خدا را نگاه نمی‌دارد و خواست او را بجا نمی‌آورد، دروغ می‌گويد و از حقيقت به دور است. 5فقط كسی می‌تواند واقعاً خدا را بشناسد و با او رابطهٔ نزديک داشته باشد كه او را هر روز بيشتر دوست داشته، كلام او را بجا آورد. 6كسی كه ادعا می‌كند مسيحی است، بايد مانند مسيح زندگی كند.

حکمی تازه

7ای برادران، به شما می‌گويم كه يكديگر را محبت نماييد. اين يک حكم تازه نيست، بلكه همان حكم قديمی است كه از ابتدا به شما داده شده و همهٔ شما آن را شنيده‌ايد. 8با اين حال هميشه تازه است، و همانگونه كه مسيح به آن عمل كرد، شما نيز بايد چنين كنيد، زيرا در همان حال كه به يكديگر محبت می‌نماييد، لكه‌های تيره و تار زندگی از ميان می‌رود، و نور تازهٔ زندگی مسيحايی شروع به تابيدن می‌كند.

9كسی كه می‌گويد: «من در نور مسيح هستم»، ولی همنوع خود را دوست نمی‌دارد، هنوز در تاريكی است. 10اما هر كه همنوع خود را محبت نمايد، در نور زندگی می‌كند و می‌تواند راه خود را ببيند، بدون آنكه گرفتار تاريكی و گناه گردد. 11ولی كسی كه همنوع خود را دوست ندارد، در تاريكی سرگردان است و نمی‌داند به كجا می‌رود، زيرا تاريكی چشمانش را كور كرده است تا راه را نبيند.

12ای فرزندان، اين چيزها را برای شما می‌نويسم، زيرا گناهانتان به خاطر نام عيسی مسيح آمرزيده شده است. 13ای پدران، اين مطالب را به شما نيز می‌نويسم، زيرا مسيح را كه از ازل بوده است، می‌شناسيد. ای جوانان، روی سخنم با شما نيز هست، زيرا در نبرد روحانی، بر شيطان پيروز شده‌ايد. به شما خردسالان نيز می‌نويسم، كه پدرمان خدا را می‌شناسيد.

14پس اين را می‌خواهم بگويم به شما پدرانی كه خدای ازلی را می‌شناسيد، و به شما جوانانی كه كلام خدا را در دل خود حفظ می‌كنيد و قوی هستيد و بر شيطان پيروز شده‌ايد؛ 15به اين دنيای گناه‌آلود و به آنچه به آن تعلق دارد، دل نبنديد. كسی كه به اين چيزها دل ببندد، در واقع نشان می‌دهد كه به خدا دلبستگی ندارد. 16زيرا وابستگی‌های اين دنيا و خواسته‌های ناپاک، ميل به داشتن و تصاحب هر آنچه كه به نظر جالب می‌آيد، و غرور ناشی از ثروت و مقام، هيچيک از خدا نيست؛ بلكه از اين دنيای گناه‌آلود می‌باشد. 17دنيا نابود خواهد شد و چيزهای گناه‌آلود آن نيز از بين خواهند رفت، اما هر كه طبق خواست خدا زندگی كند، هميشه برقرار خواهد ماند.

18فرزندان عزيزم، پايان دنيا نزديک شده است. شما حتماً دربارهٔ ظهور دَجّال كه دشمن مسيح است چيزهايی شنيده‌ايد. حتی الان نيز مخالفين مسيح همه جا ديده می‌شوند، و از همين متوجه می‌شويم كه پايان دنيا نزديک شده است. 19اين مخالفين مسيح بين ما بودند، اما در واقع از ما نبودند، چه در غير اين صورت نزد ما می‌ماندند. وقتی از ما جدا شدند، معلوم شد كه اصلاً از ما نبودند.

20اما شما مانند اينها نيستيد، زيرا روح‌القدس بر شما قرار گرفته و حقيقت را می‌دانيد. 21اگر اين چيزها را می‌نويسم، منظورم اين نيست كه حقيقت را نمی‌دانيد، بلكه فقط می‌خواهم به شما هشدار داده باشم، زيرا شما فرق ميان راست و دروغ را تشخيص می‌دهيد.

22دروغگوی واقعی كيست؟ هر كه بگويد عيسی همان مسيح نيست، دروغگوست؛ او همان دَجّال است، زيرا نه به خدای پدر ايمان دارد و نه به فرزند خدا. 23كسی كه به عيسی مسيح، فرزند خدا، ايمان نداشته باشد، امكان ندارد بتواند خدای پدر را بشناسد. اما كسی كه به فرزند خدا ايمان دارد، خدای پدر را نيز می‌شناسد.

24ايمان خود را به آنچه كه از اول شنيديد، حفظ نماييد زيرا اگر چنين كنيد، هميشه با خدای پدر و فرزندش، رابطه‌ای نزديک خواهيد داشت، 25و زندگی جاويد كه او وعده داده است، نصيب شما خواهد شد.

26اين مطالب را دربارهٔ اين اشخاص می‌نويسم تا بدانيد كه ايشان می‌خواهند شما را گمراه كنند. 27اما می‌دانم كه روح خدا در شماست و به همين جهت نيازی نداريد كسی به شما بياموزد كه چه بكنيد، زيرا روح خدا همه چيز را به شما تعليم خواهد داد؛ هر چه او می‌گويد حقيقت محض است و دروغ در آن يافت نمی‌شود. پس، همانگونه كه به شما تعليم داده است، هميشه در مسيح بمانيد و هرگز از او دور نشويد.

28بلی فرزندان من، بكوشيد تا با مسيح رابطه‌ای صميمی داشته باشيد، تا به هنگام بازگشت او، بتوانيم با اطمينان او را استقبال كنيم، نه با ترس و خجالت. 29همهٔ شما به خوبی می‌دانيد كه خدا به طور مطلق نيک است. پس اين را نيز بدانيد كه هر كه نيكی می‌كند، فرزند خداست.

3

زندگی «فرزندان خدا»

1ببينيد خدای پدر چقدر ما را دوست می‌دارد كه ما را «فرزندان» خود خوانده است، و همينطور نيز هستيم. اما مردم دنيا اين مطلب را درک نمی‌كنند، زيرا خدا را آن طور كه هست نمی‌شناسند. 2بلی عزيزان، ما اكنون حقيقتاً فرزندان خدا هستيم. گرچه هنوز نمی‌دانيم در آينده چگونه خواهيم بود، اما اين را به يقين می‌دانيم كه وقتی مسيح بازگردد، مانند او خواهيم شد، چون او را همانگونه كه هست خواهيم ديد. 3هر كه به اين حقيقت ايمان دارد، می‌كوشد تا پاک بماند، زيرا كه مسيح نيز پاک است.

4هر كه گناه می‌كند، احكام خدا را می‌شكند، زيرا گناه چيزی نيست جز شكستن احكام خدا و رفتار كردن برخلاف خواست او. 5اما می‌دانيد كه مسيح انسان شد تا بتواند گناهان ما را پاک سازد؛ و اين را نيز می‌دانيد كه او كاملاً پاک و بی‌گناه بود، چون هرگز كاری برخلاف خواست خدا انجام نداد. 6پس اگر همواره با مسيح رابطه‌ای نزديک داشته باشيم، در گناه زندگی نخواهيم كرد. اگر كسی در گناه زندگی می‌كند، علتش اينست كه هرگز با او رابطه‌ای نداشته و او را نشناخته است.

7فرزندان عزيزم، مراقب باشيد كسی شما را در اين مورد فريب ندهد: هر كه اعمال نيک و راست انجام می‌دهد، به اين علت است كه درستكار و نيک است، همانگونه كه مسيح نيک و درستكار بود. 8اما كسی كه در گناه به سر می‌برد، نشان می‌دهد كه فرزند شيطان است، زيرا شيطان از همان ابتدا كه خود را به گناه آلوده ساخت، تا به حال گناه می‌كند. اما فرزند خدا آمد تا اعمال شيطان را باطل سازد. 9هر كه به خانوادهٔ خدا ملحق می‌شود و فرزند خدا می‌گردد، به راه گناه نمی‌رود، زيرا او از طبيعت و حيات الهی برخوردار می‌شود. بنابراين، ديگر نمی‌تواند گناه كند، زيرا در او زندگی تازه‌ای شكل گرفته است كه از خدا جريان می‌يابد.

10پس به اين ترتيب می‌توان گفت كه چه كسی فرزند خداست و چه كسی فرزند شيطان است. هر كه زندگی گناه‌آلودی داشته باشد و همنوع خود را نيز دوست نداشته باشد، فرزند خدا نيست.

يکديگر را محبت کنيم

11زيرا پيغامی كه از همان ابتدا به ما داده شد، اينست كه يكديگر را محبت نماييم؛ 12اما نه مانند «قائن» كه از شيطان بود و برادرش را كشت. می‌دانيد چرا چنين كرد؟ زيرا كارهای خودش نادرست بود، ولی می‌دانست كه اعمال برادرش از اعمال خودش بهتر است. 13از این رو، برادران من، تعجب نكنيد از اين كه مردم دنيا از شما نفرت داشته باشند.

14اگر ما برادران خود را محبت كنيم، معلوم می‌شود كه از مرگ رهايی يافته، به زندگی جاويد رسيده‌ايم. اما هر كه محبت نداشته باشد، در مرگ به سر می‌برد. 15هر كه از برادر خود نفرت داشته باشد، در واقع قاتل است؛ و می‌دانيد كه هر کس قصد قتل كسی را داشته باشد، هرگز به زندگی ابدی دست نخواهد يافت. 16ما محبت واقعی را از مسيح آموخته‌ايم، زيرا او جان خود را در راه ما فدا كرد، تا ما نيز حاضر باشيم جان خود را در راه برادران خود فدا كنيم.

17اما كسی كه ادعای مسيحيت می‌كند و از نظر مالی در وضعيت خوبی به سر می‌برد، اگر همنوع خود را در احتياج ببيند و به او كمک نكند، چگونه ممكن است محبت خدا در قلب او حكمفرما باشد؟ 18ای فرزندان من، محبت ما نبايد فقط زبانی باشد، بلكه می‌بايد در عمل نيز آن را نشان دهيم. 19آنگاه خواهيم دانست كه مسيحيانی واقعی هستيم، و وجدانمان نيز آسوده خواهد بود. 20حتی اگر وجدانمان احساس خطا كند، می‌توانيم به حضور خدا بياييم و اطمينان حاصل كنيم، زيرا او از وجدان ما بزرگتر است و به همه چيز واقف می‌باشد.

21اما عزيزان من، اگر وجدان ما راحت و آسوده باشد، می‌توانيم با اطمينان خاطر و اعتماد كامل به حضور خداوند بياييم؛ 22آنگاه هر چه از او درخواست نماييم، دريافت خواهيم كرد، زيرا احكام او را اطاعت می‌كنيم و كارهای پسنديدهٔ او را بجا می‌آوريم. 23آنچه خدا از ما انتظار دارد اينست كه به فرزند او عيسی مسيح ايمان داشته باشيم و به يكديگر محبت كنيم. 24هر كه احكام خدا را بجا آورد، با خدا زندگی می‌كند و خدا نيز با او. اين حقيقت را از آن روح پاک كه خدا به ما عطا فرموده است، دريافت كرده‌ايم.

4

معلمين الهی و معلمين دروغين

1عزيزان من، اگر كسی ادعا كند كه از جانب خدا پيغامی دارد، زود باور نكنيد. نخست، او را بيازماييد تا دريابيد كه آيا پيغام او از جانب خداست يا نه؛ زيرا معلمين و واعظين دروغين، اين روزها همه جا پيدا می‌شوند. 2برای پی بردن به اين كه پيغام ايشان از جانب روح خداست يا نه، بايد از ايشان بپرسيد كه آيا ايمان دارند كه عيسی مسيح، فرزند خدا واقعاً انسان شد يا نه. اگر ايمان داشته باشند، در اين صورت پيغام ايشان از جانب خداست. 3در غير اين صورت، آن پيغام از سوی خدا نيست، بلكه از جانب دجّال است، يعنی آن دشمن مسيح، كه شنيده‌ايد بزودی می‌آيد، و دشمنی او با مسيح از هم اكنون در جهان آشكار است.

4فرزندان عزيزم، شما از آنِ خدا هستيد و بر مخالفين مسيح غلبه يافته‌ايد، زيرا در وجود شما كسی زندگی می‌كند كه از هر دشمن مسيح در اين دنيای گناه‌آلود، قویتر است. 5اين معلمين دروغين از اين دنيا هستند؛ به همين علت، سخنانشان دربارهٔ امور دنيوی است و مردم دنيوی نيز به گفته‌های ايشان توجه می‌كنند. 6ولی ما فرزندان خدا هستيم، و فقط كسانی به سخنان ما توجه می‌كنند كه خدا را می‌شناسند و با او رابطه‌ای نزديک دارند. اما ديگران توجهی به گفته‌های ما ندارند. اين نيز راه ديگری است برای پی بردن به اين كه آيا پيغامی از جانب خدا هست يا نه؛ زيرا اگر از سوی خدا باشد، مردم دنيوی به آن گوش نخواهند داد.

خدا محبت است

7عزيزان من، بياييد يكديگر را محبت كنيم، زيرا محبت از خداست و هر كه محبت می‌نمايد، فرزند خداست و خدا را واقعاً می‌شناسد. 8اما كسی كه محبت نمی‌كند، خدا را نمی‌شناسد، زيرا خدا محبت است.

9خدا با فرستادن فرزند يگانهٔ خود به اين جهان گناه‌آلود، محبت خود را به ما نشان داد؛ بلی، خدا او را فرستاد تا جان خود را در راه ما فدا كند و ما را به زندگی ابدی برساند. 10اينست محبت واقعی! ما او را محبت نكرديم، بلكه او ما را محبت كرد و يگانه فرزندش را فرستاد تا كفارهٔ گناهان ما شود.

11عزيزان من، حال كه خدا ما را اينچنين محبت نمود، ما نيز بايد يكديگر را دوست بداريم و محبت كنيم. 12ما هيچگاه خدا را نديده‌ايم؛ اما اگر يكديگر را محبت نماييم، خدا در وجود ما مسكن می‌گزيند و محبت او در ما قوت می‌گيرد. 13خدا برای همين روح پاک خود را در وجود ما قرار داده تا بدانيم كه خدا در ما ساكن است و ما در خدا. 14از اين گذشته، ما نيز با چشمان خود ديده‌ايم و به همه اعلام می‌كنيم كه خدا فرزندش را فرستاد تا مردم را نجات و رستگاری عطا كند. 15هر كه ايمان داشته باشد و به زبان بگويد كه عيسی فرزند خداست، خدا در وجود او ساكن است و او نيز در خدا.

16ما می‌دانيم كه خدا چقدر ما را دوست می‌دارد، زيرا گرمی محبت او را چشيده‌ايم. ما محبت او را باور می‌كنيم. خدا محبت است! و هر كه با محبت زندگی می‌كند، با خدا زندگی می‌كند و خدا در وجود اوست. 17وقتی با مسيح زندگی می‌كنيم، محبتمان بيشتر و كاملتر می‌شود. پس در روز داوری شرمنده و سرافكنده نخواهيم شد، بلكه با اطمينان و شادی در حضور او خواهيم ايستاد، زيرا او ما را دوست دارد و ما نيز او را دوست داريم.

18لازم نيست از كسی كه ما را به طور كامل دوست دارد، بترسيم. محبت كامل خدا هرگونه ترس را در ما ريشه‌كن می‌سازد. اگر هنوز می‌ترسيم، علتش اينست كه هنوز كاملاً يقين نداريم كه خدا حقيقتاً ما را دوست می‌دارد.

19محبت ما نسبت به خدا، از محبتی ناشی می‌شود كه او اول نسبت به ما داشت. 20اگر كسی ادعا می‌كند كه خدا را دوست دارد، اما از همنوع خود متنفر است، دروغ می‌گويد؛ چون اگر كسی نتواند همنوعی را كه می‌بيند، دوست داشته باشد، چگونه می‌تواند خدايی را كه نديده است، دوست بدارد؟ 21اين حكم خداست كه هر كه او را دوست می‌دارد، بايد همنوع خود را نيز دوست داشته باشد.

5

ايمان به فرزند خدا عيسی مسيح

1هر كه ايمان دارد كه عيسی همان مسيح و فرزند خدا و نجات دهندهٔ عالم است، او فرزند خداست. هر كه خدای پدر را دوست دارد، فرزندان او را نيز دوست خواهد داشت. 2چگونه بدانيم فرزندان خدا را دوست داريم؟ از اينكه خدا را دوست داريم و احكام او را اطاعت می‌كنيم. 3در واقع كسی كه خدا را دوست دارد، نمی‌تواند احكام او را اطاعت نكند؛ و احكام او برای ما مشكل نيست. 4زيرا هر فرزند خدا می‌تواند احكام خدا را بجا آورد و با ايمان و توكل به مسيح، بر گناه و لذات ناپاک دنيا غلبه كند. 5فقط كسی می‌تواند بر دنيای گناه‌آلود غلبه يابد كه ايمان دارد عيسی به راستی فرزند خداست.

6‏-8ما می‌دانيم كه عيسی فرزند خداست، زيرا خدا دو بار اين حقيقت را از آسمان اعلام فرمود. يک بار به هنگام تعميد او، و يک بار نيز مدتی پيش از آنكه با مرگ روبرو شود. پس نه فقط به هنگام تعميدش، بلكه مدتی پيش از مرگش نيز خدا از آسمان سخن گفت. روح خدا نيز كه مظهر راستی است، اين حقيقت را تأييد می‌كند كه عيسی فرزند خداست. پس سه شاهد تأئيد می‌كنند كه عيسی فرزند خداست: صدای روح خدا در قلب ما؛ صدای آسمانی به هنگام تعميد عيسی؛ و همان صدا مدتی پيش از مرگ او. اين سه صدا، همان يک سخن را می‌گويند كه عيسی مسيح، فرزند خداست. 9در دادگاه وقتی كسی شهادتی می‌دهد، همه آن را باور می‌كنيم. حال خدا به اين وسيله شهادت می‌دهد كه عيسی فرزندش می‌باشد؛ پس چقدر بيشتر بايد شهادت خدا را بپذيريم. 10همهٔ آنانی كه به اين حقيقت ايمان می‌آورند، در قلب خود به درستی آن پی می‌برند. اما اگر كسی به اين حقيقت ايمان نياورد، در واقع خدا را دروغگو شمرده است، زيرا شهادت خدا را دربارهٔ فرزندش دروغ پنداشته است.

11اما خدا چه شهادتی داده است؟ شهادت خدا اينست كه او به ما حيات جاويد عطا كرده، و اين حيات در فرزند او عيسی مسيح است. 12پس روشن است كه هر کس مسيح را دارد، به اين حيات نيز دسترسی دارد؛ اما هر كه مسيح را ندارد، از اين حيات بی‌بهره خواهد ماند.

خاتمه

13اين نامه را نوشتم تا شما كه به فرزند خدا ايمان داريد، بدانيد كه از هم اكنون، از حيات جاويد برخورداريد. 14از این رو، خاطرجمع هستيم كه هرگاه از خدا چيزی مطابق خواست او بطلبيم، دعای ما را خواهد شنيد؛ 15و اگر يقين داريم كه دعای ما را می‌شنود، می‌توانيم به اين هم اطمينان داشته باشيم كه آنچه از او بخواهيم، به ما عطا خواهد كرد.

16اگر می‌بينيد كه برادر شما مرتكب گناهی می‌شود كه منتهی به مرگ نيست، از خدا بخواهيد كه او را ببخشد، و خدا نيز به او حيات جاويد عطا خواهد كرد، به اين شرط كه گناهش منتهی به مرگ نباشد. زيرا گناهی هست كه منجر به مرگ می‌شود، و نمی‌گويم كه برای آن دعا كنيد. 17البته هر كار نادرست گناه است، اما گناهی هست كه منتهی به مرگ نمی‌شود.

18می‌دانيم هر كه فرزند خدا شده است، خود را به گناه آلوده نمی‌كند، زيرا مسيح كه فرزند خداست، او را حفظ می‌كند تا دست شيطان به او نرسد.

19می‌دانيم كه ما فرزندان خدا هستيم و بقيهٔ مردم دنيا، تحت قدرت و سلطهٔ شيطان قرار دارند. 20می‌دانيم كه فرزند خدا آمده و به ما بينش داده تا خدای حقيقی را بشناسيم. و حالا ما در خدا هستيم، زيرا در فرزندش عيسی مسيح قرار گرفته‌ايم كه تنها خدای حقيقی و حيات جاودانی است.

21فرزندان من، از هر چه كه جای خدا را در قلبتان می‌گيرد، دوری كنيد.